کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
زمینه های تاریخی و تئوریک جریان فتنه 88
۲۳:۰۱, ۲/فروردین/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/آبان/۹۳ ۱۹:۴۱ توسط ELENOR.)
شماره ارسال: #1
آواتار
به نام خدا

@ mohammad1369 :

سلام برادر ... شما لطف دارید! حقیر که کارشناس نیستم ولی به نظرم اول باید دوستان ماهیت فتنه ی 88 رو خوب بشناسن و بعد به تماشای این فیلم بشینن :

-------------------

زمینه های تاریخی و تئوریک جریان فتنه 88 –بخش اول-زمزمه های صهیونی

شواهد و اسناد معتبر تاریخی مربوط به حداقل 10 قرن اخیر از جمله منابع موثق مورخان غربی ، حکایت از آن دارد که جماعتی از اشرار و اشراف یهود (که ریشه هایشان به مصر باستان می رسید ) چگونه در اوایل هزاره دوم با به راه اندازی جنگ های صلیبی، از یک سو زمینه قلع و قمع مسلمانان را فراهم آورده و از سوی دیگر با طرح تصرف بیت المقدس یا اورشلیم نخستین زمزمه های صهیونی را ساز کردند. مضافا که از دل همین جنگ های صلیبی بود که فرقه های مخوف صهیونی همچون کابالا و فراماسونری بیرون آمدند که طی قرن های بعد ، منشاء و مجری بسیاری از وقایع و حوادث فاجعه بار تاریخی شدند.

همین جماعت اشرافی و شرور بودند که با نفوذ به دربار واتیکان ، زمینه های تفتیش عقاید و انگیزاسیون وحشتناک قرون وسطی را فراهم آوردند تا بازهم از یک سو به سرکوب و قلع و قمع مسلمانان بپردازند و از دیگر سو زمینه های انحطاط و تنزل کلیسای کاتولیک و سپس انشقاق مسیحیت را فراهم آورند. انشقاقی که حرکت بعدی همان اشرار واشرافی بود که توسط سرمایه ها و وام های بی حد و حصرشان به دربارهای اروپا نفوذ کرده و به تدریج سکان هدایت سیاست این قاره را دردست گرفته بودند. انشقاق مسیحیت و یهودیزه کردن آن تحت عنوان پروتستانتیزم ،مهم ترین اقدام کانون های پنهان صهیونیستی در طی 10 قرن اخیر بود که در واقع جمعیتی عظیم از مسیحیان را با آرمان های صهیونیسم همسو ساخته و آنها را برای برپایی حکومت جهانی صهیون در زمره ارتش خود درآوردند.

همراه با همین صهیونیزه کردن مسیحیت بود که به نام عصر روشنگری ، سیاست دین زدایی و خارج کردن تفکرات الهی از زندگی اجتماعی و سیاسی بشر در دستور کار همان کانون های پنهان جهان وطن قرار گرفت و اندیشه های اومانیسم ( انسان محوری ) و سکولاریسم ( جداکردن دین از اجتماع و سیاست ) را اساس تمامی تفکرات سیاسی ، علمی و فرهنگی و اقتصادی قرار دادند و هر نگرشی به جز آن را نکوهیده و مذموم و غیر علمی نامیدند.

در واقع اومانیسم و سکولاریسم به عنوان مانیفست فکری غرب صلیبی / صهیونی در مقابل هرگونه اندیشه و تفکر الهی و دینی قرار گرفت تا با تهی کردن جوامع بشری از دیدگاههای توحیدی، زمینه های تئوریک حاکمیت ماتریالیستی و سرمایه سالارانه صهیونیست ها را فراهم آورد. نفوذ همین تفکرات اومانیستی و سکولاریستی که توسط علوم انسانی از غرب راهی جوامع شرقی شد ، آنچنان عمیق بود که به شدت در ذهن و مغز مذهبی ترین دانشجویان و محصلان علوم جدیده رسوخ کرد تا آنها به سهولت باورها واعتقادات دینی خویش را از این اندیشه های به اصطلاح علمی جدا دانسته و در حد گوشه های خلوت و لحظات تنهایی ، محدود بدانند.

رویکرد مادی گرایانه غرب صلیبی / صهیونی پس از رنسانس در علوم انسانی باعث شد تا نگرش به انسان ، تنها به جنبه های مادی زندگی بشری محدود گردد و جایگاه معنوی او در نظام آفرینش ، نادیده گرفته شود. علوم انسانی که هسته فلسفی اش همان نگاه ماتریالیستی و اومانیستی غرب به انسان است. تاریخ علم مدرن حکایت از آن دارد که پیدایش این علم سکولاریستی ، همزاد با عصر روشنگری است. عصری که بیش از هر کس و گروهی ، مدیون تلاش و طرح اندیشمندان وابسته به کانون های فراماسونری همچون کالج نامریی Invisible Collage و "انجمن پادشاهی لندن برای توسعه دانش طبیعی" بود. تشکیلات مخوف ایلومیناتی ( که امروز نیز از پنهان ترین سازمان های فراماسونی جهان به شمار می آید ) در همین راستا بوجود آمد و منشاء بسیاری از تغییر و تحولات سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی اروپای قرن هفدهم به بعد تحت عنوان علم گرایی شد.

اولین بنیانگذار یا حداقل پیشاهنگ این جریان در انگلیس ، فرانسیس بیکن به شمار می آید که بنا به تصریح برخی از مورخین معتبر از جمله جو روبینسن در کتاب "تولد یافته در خون : رازهای برشته شده فراماسونری" تحت تاثیر فرهنگ عبرانی و تلمودی بوده است. بیکن در سال 1645 یعنی 19 سال پس از انتشار کتاب خود ، "آتلانتیس جدید" ، با معرفی خانه دانش تحت عنوان Invisible College یا کالج نامریی نخستین تشکیلات به اصطلاح روشنگری را پایه گذاری کرد که به نوشته لوسین وولف در کتاب "عناصر آمریکایی در رستلمنت" ویژگی مشترک تمامی اعضای کالج مذکور ، بدون استثناء ماسون بودن آنهاست.

اعضای Invisible College یا همان کالج نامریی سپس وظیفه بسیار مهمی را عهده دار شدند و در راستای بازگشت مجدد یهودیان به انگلیس کمک بزرگی به کرامول ، دیکتاتور انگلیس کردند. سر اسحاق نیوتن ( از اعضای خانقاه برادری صهیون و از بنیانگذاران سازمان فراماسونری در انگلیس )، کریستوفر ورن ، رابرت بویل ، جان لاک ( همان مبدع و پدر جا به ترتیب به یکی از قلعه های مهم علم مدرن و سکولاریسم بدل گشت.

دیگر شخصیت های مهم جریان موسوم به روشنگری که در سازمان ایلومیناتی متشکل شده بودند ، به تئوری پردازی برای تشکیل جامعه مورد نظر جهت تحقق حکومت جهانی صهیون پرداختند و در همین راستا بود که جان لاک با تئوری جامعه مدنی برای کلنی پیوریتن های مستقر در کارولینای جنوبی با تاکید بر مبانی ماسونی ، قانون اساسی نوشت و همین قانون ، قانون اساسی آمریکا لقب گرفت که تا امروز نیز پابرجا مانده است و در حقیقت کارولینای جنوبی، به اولین قلعه بزرگ تشکیلات فراماسونی آمریکا بدل شد.

اما برای آنکه به ریشه های جریان موسوم به روشنگری در اروپای دوران رنسانس پی ببریم بایستی به همپوشانی های پروتستانتیزم که پیش تر از این جریان اوج گرفت با آموزه های صهیونی به خصوص در آیین کابالا یا تصوف یهود، دقت نماییم. به نوشته برخی مورخین و متفکرین غربی از جمله مالاچی مارتین یا امبرتو اکو و یا آنچنان که در شماره 77 نشریه New Age ارگان انتشاراتی ماسون های آمریکا آمده است : اساسا فرقه و تفکر صهیونی کابالا ( که از جریانات قرون وسطی، جنگ های صلیبی و ماجرای شوالیه های معبد می آمد) منشاء و ماخذ پدیده اومانیسم در قرن هفدهم به عنوان نخستین پایه های جریان روشنگری و علم مدرن گردید و در رابطه ای تنگاتنگ با آن به قواعد و قوانین ماسونی، رسمیت بخشید.

چهره های شاخص این علم مدرن سکولاریستی که درقرن هجدهم مدون شد ،جمعی به نام اصحاب دایره المعارف فرانسه را تشکیل دادند که در راس آنها "دنی دیدرو" به عنوان ویراستار و سردبیر این دایره المعارف ، قرار داشت. اصحاب دایره المعارف فرانسه ، بعد از رنسانس ، چشم انداز تازه ای برای تفسیر جهان ترسیم کردند که براساس سکولاریسم و تفکرات مادی گرایانه صورت بندی شده بود.

مورخ نامدار معاصر ویل دورانت در مجلد انقلاب فرانسه تاریخ تمدن خود ، جریان اصحاب دایره المعارف فرانسه را به خوبی کاویده است و نتیجه بررسی و تحلیل او از تاریخ تکوین علم مدرن این است که اصحاب دایره المعارف فرانسه به دلیل فقدان شعور تاریخی و عدم درک درست از هستی و جهان ، به نحو مبتذلی خدا ستیز و دین گریز بودند.

ویل دورانت سپس مدخل های دایره المعارف فرانسه را به عنوان مبنای علم مدرن بررسی کرده و نشان می دهد که چگونه نه تنها این مدخل ها از منابع غیر معتبر کپی شده بلکه با مفروضات غلط ، نتایج نادرست گرفته اند. از طرف دیگر برخی از منابع معتبر تاریخی از جمله همین تاریخ تمدن ویل دورانت به ارتباط وسیع اصحاب دایره المعارف فرانسه و یا جان لاک با لژهای فراماسونری اشاره داشته اند . یکی از مهمترین منابع یاد شده، کتاب "سنت روشنفکری در غرب" اثر برونفسکی و مازلیش است که امروزه از کتب بالینی اندیشمندان و روشنفکران غرب به شمار می آید. ضمن اینکه نشریه معروف "علم و پژوهش" چاپ استامبول نیز به عنوان یکی از مراجع افشای فراماسونری بر تولد علم مدرن از درون لژهای ماسونی تاکید داشته است.


ادامه دارد ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Yaser_h2011 ، وحید110 ، mohammad1369 ، Mahdy2021 ، sahel ، خادمة الزهرا ، sarallah ، alitalebi ، SARV ، EMPERATOR ، سید ابراهیم ، InsomniAc ، rastin ، Reza2035 ، Hadith ، m2kh24 ، meisam317 ، عدالت ، عبدالرحمن ، vahrakan

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۰:۴۴, ۶/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #11
آواتار
1- سورس در گرجستان

در گرجستان بنياد سوروس با صرف 20 ميليون دلار به حمايت از مخالفين شوارد نادزه برخاست، علت اين مسئله گرايش وي به مسكو بود كه رژيم صهيونيستي و آمريكا آن را برنمي تابيد. سوروس جهت براندازي شوارد نادزه حدود 500 هزار دلار در «شبكه روستاوي2» كه نقش برجسته اي در انقلاب مخملي گرجستان داشت سرمايه گذاري نمود. اقدامات سوروس در گرجستان تا آنجا ادامه يافت كه پس از استعفاي شوارد نادزه و تشكيل دولت جديد، چهار تن از اعضاي دولت جديد گرجستان شامل وزراي آموزش و پرورش، دادگستري، دارايي و ورزش جوانان وابسته به جورج سوروس بودند و از كارمندان سابق دفاتر وي محسوب مي شدند.

2- سوروس در آذربايجان

گفته مي شود «مؤسسه جامعه باز» سوروس تاكنون 20ميليون دلار در راستاي به اصطلاح كمك به فعاليت هاي رسانه هاي جمعي و سازمان هاي غيردولتي در جمهوري آذربايجان هزينه كرده است. آن دسته از نشرياتي كه بنياد سوروس به آن ها كمك مالي كرده است، مطالب توهين آميز عليه مقدسات اسلامي و ترويج صهيونيسم چاپ كرده اند. به عنوان نمونه مي توان به اقدامات اهانت آميز نشريه«صفت گون» و «يئني فاكت» اشاره كرد.

3- سوروس در ارمنستان

اگرچه طي سال هاي اخير فعاليت بنياد سوروس در جمهوري ارمنستان چندان مطرح نشده است، اما «مؤسسه جامعه باز ارمنستان» شعبه رسمي بنياد سوروس در اين كشور محسوب مي شود و از سال ها قبل در ايروان فعاليت مي كند.
انجام طرح هاي مختلف بنياد سوروس در ارمنستان از طريق اين مؤسسه پيگيري مي شود و از جمله موضوعاتي كه بنياد سوروس در ارمنستان در خصوص آن فعاليت مي كند، رسانه ها هستند.

4- سوروس در تاجيكستان

افزايش مخالفت از طريق رسانه ها، در تاجيكستان نيز توسط بنياد سوروس عليه نظام حاكم دنبال مي شود؛ به گونه اي كه رئيس جمهور تاجيكستان با اظهار نگراني از فعاليت هاي اين بنياد در كشورش گفته است:
«روزنامه هاي «روز نو»، «ارورود»، «اودامواولام» و برخي راديوهاي خصوصي از سوي بنياد سوروس حمايت مالي شده است و هدف اصلي آن ها فرسوده كردن حكومت تاجيكستان است.»

5- سوروس در قزاقستان و قرقيزستان

بنياد سوروس از طريق سايت هاي اينترنتي، روزنامه ها، شبكه هاي تلويزيوني، طرح هاي آموزشي، كتاب ها و مؤسسات غيردولتي و با سايت رژيم صهيونيستي و آمريكا، سعي كرده است در قزاقستان زمينه شكل گيري دموكراسي هدايت شده را فراهم سازد و در انقلاب مخملي قرقيزستان نيز نقش آفرين بوده است.

پدر خوانده شواليه هاي انقلاب رنگين كيست؟

«دكتر «جين شارپ»، از نظريه پردازان عمليات غيرخشونت آميز و انقلاب رنگين است. او در اين عرصه كار خود را با بررسي روشهاي گاندي آغاز نمود43. و در ادامه نيز گاندي را به عنوان استراتژيست عمليات غيرخشونت آميز به دو كتاب ديگر خود مورد بررسي قرار داد. او طي مصاحبه اي مي گويد:

«من در اواخر دهه 40 و اوايل دهه 50 ميلادي وارد اين بحث شدم.
جنگ جهاني تازه تمام شده بود و استالين هنوز در روسيه بر قدرت بود و سياست استعماري اروپايي ها و تبعيض نژادي در آمريكا، و خطر جنگ اتمي وجود داشت. مي بايست راه بهتري پيدا كرد. من شروع به مطالعه در زمينه مقاومت بي خشونت كردم. منابع موجود ناچيز بود، ولي با مطالعه هر چه بيشتر در اين زمينه دريافتم كه بستر خوبي براي كار است و اينكه ما چقدر اندك در اين زمينه مي دانيم. كم كم با مطالعه عميق بر گاندي نه به عنوان يك مهاتما بلكه به عنوان يك استراتژيست سياسي وارد اين موضوع شده ام و علاقه ام روز به روز براي دانستن علت هاي توفيق يا شكست اين روش و تمهيداتي كه با آن ها مي توان آن را مؤثرتر كرد بيشتر شد.»


از سال 1987 با اوج گيري حمايت دولت آمريكا از شارپ، او سمينارهايي تحت عنوان «روش هاي دفاعي از طريق نافرماني مدني» را برگزار كرد و بدين ترتيب، رشته درسي «بازدارندگي مدني» وارد برنامه هاي درسي دانشكده دفاع ملي آمريكا شد. همزمان با اين رخدادها، او به تشكيل «حزب دموكراتيك ترقي خواه» در تايوان ترغيب گروههاي سازشكار ساف 44 به مبارزات مدني و اقدامات نرم را انجام داد.
در فوريه 1990، شارپ، كنفرانسي را پيرامون «عدم خشونت» در ايالات متحده برگزار كرد كه 185 كارشناس از 16 كشور جهان در آن حضور داشتند، يكي از اهداف اين سمينار، گسترش انديشه تغييرات غيرخشونت آميز در كشورهايي بود كه حكومت هاي ناسازگار با ايالات متحده داشتند. از اين زمان است كه مي توان ردپاي شارپ را در سياست بين المللي آمريكا براي ايجاد تغييرات ژئوپوليتيك در جهان ديد كه آخرين نمونه آن انقلاب زعفراني در برمه (ميانمار) است. شارپ، تظاهرات شورشيان و راهبان بودايي در اين كشور را مستقيما هدايت كرد و از پشتيباني رسانه هايي چون راديو دموكراسي برمه و مجله عصر جديد كه با بودجه بنياد اعانه ملي براي دموكراسي (NED) راه اندازي شده اند، بهره مند است45.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
38-George Soros
39- اينترنشنال هرالد تريبون- روزنامه شرق، 5/8/83
40- Karl Raimund Popper
41- اصطلاح «جامعه باز» را كارل پوپر (1994-1902) به كار برده و مقصود از آن، جامعه اي است كه افرادش پيوسته جوياي چرايي كارها باشند و در مقدسات و مسلكات و تابوها شك كنند و تصميمات اجتماعي را پس از بحث با يكديگر با معيار عقل بگيرند، و حال آن كه از اين منظر در جامعه بسته، افراد در همه كارها مقلدند و به مقدسات و مسلمات، ايمان كوركورانه دارند. پوپر «افلاطون، هگل و كارل ماركس» را بنيان گذاران اصلي فكر جامعه بسته مي داند.
42- تحركات بنياد سوروس در قفقاز، روزنامه جمهوري اسلامي، 8/8/85
سوروس اهداف پنهاني متناسب با منافع رژيم صهيونيستي و آمريكا در كشورهاي مختلف را دنبال مي كند و در واقع بازوي غيررسمي «سيا» در بسياري از كشورها محسوب مي شود. مركز اسناد انقلاب اسلامي http://www.irdci.r/fa/content/5954/defaultaspx
34- نوشتن پايان نامه خود پيرامون «عمليات غيرخشونت آميز» براساس «نظريه گاندي» و انتشار كتاب «سلاح گاندي به مثابه قدرت اخلاقي»
44- سازمان آزادي بخش فلسطين
54- پيام فضلي نژاد، جين شارپ پدرخوانده روشنفكران مخملي، شواليه هاي ناتوي فرهنگي، روزنامه كيهان، 01/10/1386

امضای Admirer
[تصویر: 1wn3fi050ilv8uqetyj9.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، cernel ، hsmoa ، یوسف خان ، m2kh24 ، عدالت ، vahrakan
۱:۲۶, ۶/فروردین/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/فروردین/۹۱ ۱:۳۸ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #12
آواتار
به نام خدا

با سلام مجدد خدمت دوستان گرامی!

فقط لطف کنید اینجا حرف های بدون دلیل و مدرکی که از زبان راننده تاکسی و بقال و ... نقل میشه رو تکرار نکنید و اجازه بدید تا فضای بحث علمی و مستدل باشه!

ضمنا به زودی از همین پست، سلسله مقالاتی در باب شرح چگونگی شروع انقلاب های مخملی در کشورهای مختلف از یوگسلاوی تا بلاروس گذاشته خواهد شد!

یا حق



چيستي كودتاي مخملي

كودتاي مخملي يا انقلاب رنگي از شيوه هاي براندازي نرم و نوعي سرنگون كردن حاكميت و جابه جايي قدرت به وسيله تحولات سياسي است كه به شيوه هاي آرام و مسالمت آميز جلوه گر شده است و از شيوه مبارزه منفي و نافرماني مدني نيز بهره مي گيرد. اين واژه براي نخستين بار از سوي ‹‹ والسلاو هاول ›› رئيس جمهور پيشين چك كه در آن زمان رهبر مخالفان چكسلواكي سابق بود به ادبيات سياسي وارد شد. اين طرح و ايده به ترتيب در يوگسلاوي ( 2000 م ) ، گرجستان ( انقلاب گل رز ، 2003 م ) ، اوكراين ( انقلاب نارنجي ، 2004 م ) و قرقيزستان ( انقلاب لاله اي ، 2005 م ) ، لبنان و بلاروس ( ناكام ، 2005 – 2006 م ) صورت گرفت كه عمدتاً به صورت نمادين ، نام انقلاب رني به خود گرفتند.1
بررسي هاي صورت گرفته در خصوص انقلاب هاي رنگي نشان مي دهد كه در وقوع چنين حركت هايي ، عوامل متعدد داخلي و خارجي نقش دارند و از پيامدهاي چنين انقلاباتي تاثير پذيرفته و منتفع يا متضرر مي شوند . 2
و انگيزه آن تغيير رژيم ، و نتيجه آن ، به قدرت رسيدن احزاب و شخصيت هاي دموكراتيك و غربگرا مي باشد.
شايد تصور شود كودتاي مخملي كه در سالهاي اخير از آن صحبت مي شود پديده اي جديد در حوادث سياسي جهان باشد . صاحب نظران سياسي انقلاب مخملي را نسخه قرن بيست و يكمي كودتاهاي قرن بيستمي در كشورهاي جهان مي دانند كه توسط كشورهاي بيگانه انجام مي شود. اين مدل جديد كودتا كه آنرا " كودتاي هوشمند " ( Smart Coup ) نيز نام نهاده اند سابقه بسيار قديمي دارد و نمونه هاي از آن را در تاريخ ملل مختلف مي توان يافت .
انقلابات مخملي به ركتهاي اعتراضي گفته مي شود كه به منظور تاثير گذاري در شرايط سياسي يك كشور با ويژگيهاي زير سازماندهي و اجرا مي شود :

1 – معمولاً بعد از انتخابات است و به منظور تغيير در نتايج انتخابات انجام مي شود .
2 – از نمادهاي رنگين براي هماهنگي در عمليات و بزرگ نمايي استفاده مي شود .
3 – از كمكهاي مالي ، رسانه اي و سياسي دول خارجي برخوردار است .
4 – طرف پيروز انتخابات ممكن است داراي ضعف ها ، خطاهايي باشد كه از آن براي بد نام كردن او استفاده مي شود.
در اين كشورها در صورتي كه نتايج انتخابات به ضرر كشورها و بعضي گروههايي داخلي باشد، آنها در يك حركت هماهنگ و با استفاده از چهار اهرم زير :


1 ) فشار از پايين ( تحصن ، تظاهرات و اردو كشي هاي خياباني )
2 ) بمباران تبليغاتي توسط رسانه هاي فرا مرزي
3 ) موضع گيري هاي سياسي در سطوح بالاي كشورهاي ذينفع
4 ) بزرگنمايي بعضي نقايص و اشتباهات دولتمردان ( حتي تهمت هاي ساختگي و جعلي )


گروه برنده انتخابات ، جو جامعه را به سمتي سوق مي دهند كه مردم را نسبت به راي خود مردد و مسئولين را نسبت به انتخابات مجدد متقاعد مي كنند. بدين ترتيب طرف بازنده مظلوم نمايانده شده و احساسات مردم به او به عنوان ناجي تحريك مي شود و در نتيجه در انتخابات مجدد شانس بسيار بيشتري براي پيروزي دارد. 3
امروزه سوالات متعددي در اين خصوص مطرح است كه پاسخ آنها مي تواند در فهم دقيق موضوع موثر افتد . از جمله اينكه آيا مي توان به رخدادهاي حاصله در گرجستان، قرقيزستان و اكراين نام انقلاب نهاد؟ آيا اين انقلابها خود جوش بوده اند و يا آنكه تحت تاثير عوامل خارجي و نفوذ رسانه هاي غربي و دولت آمريكا قرار داشته است؟ آيا حوادث مذكور از جنس كودتا، رفرم يا اصلاح بوده، كه نام انقلاب را يدك مي كشند؟ آيا انقلاب هاي رنگي فقط در جغرافياي فرو پاشيده شوروي امكان وقوع داشته يا در كشورهاي مشابه و خارج از قلمرو شوروي سابق، به ويژه در خاور ميانه نيز مي تواند جامه عمل بپوشد؟ علل و عوامل داخلي و بين المللي موثر در ايجاد تحولات مزبور كدامند؟ وجه شبه و وجه تمايز انقلابات رنگي با يكديگر چيست؟ 4

ادامه دارد ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، sarallah ، یوسف خان ، m2kh24 ، عدالت ، vahrakan
۱۲:۳۵, ۶/فروردین/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/فروردین/۹۱ ۱۲:۴۷ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #13
آواتار
1.انقلاب مخملي يوگسلاوي (صربستان) :

انقلاب مخملي با «انقلاب بولدوزر»، نخستين الگوي تغيير رژيم سياسي در قرن بيست و يكم بود كه توسط جنبشي موسوم به «اوتپور» (Otpore) يا جنبش مقاومت عليه اسلوبودان ميلوسويچ، رئيس جمهوري سابق يوگسلاوي (صربستان) شكل گرفت.

ميلوسويچ كه از رهبران ملي گراي صرب بود، با اعلام جنگ عليه كرواسي و بوسني، كشور را در وضعيت لبه پرتگاه جنگ با اروپا و آمريكا قرار داد. ملي گرايي صرب ها براي اين قاره و منافع آمريكا خطرناك مي نمود. گسترش اين روحيه از يك سو مي توانست مانع تحقق اروپاي متحد گردد و از سوي ديگر پيشبرد راهبردهاي آمريكا براي نظم نوين جهاني را با چالش مواجه سازد.

از اين رو اروپا و آمريكا در سال 1999 براي ساقط كردن ميلوسويچ صرب، دو اقدام (آتش و حركت) را در دستور كار خود قرار دادند :

- اقدام نظامي عليه دولت اسلوبودان ميلوسويچ
- تخصيص بودجه 41 ميليون دلاري براي انقلاب مخملي در يوگسلاوي

آمريكا و برخي از كشورهاي اروپايي (ناتو) از طريق اقدام نظامي، هفتاد و هشت روز صربستان را آماج حملات هوايي خود قرار دادند و همزمان از طريق «بنياد ملي دموكراسي» (NED)، «خانه آزادي»، «موسسه بين المللي جمهوري خواهان» (IRI) و «موسسه ملي دموكراسي»، تمهيدات لازم براي سازماندهي جنبش مقاومت انجام شد.
در بهار سال 2000، خانه آزادي جلساتي را براي آموزش فعالان جنبش مقاومت (اوتپور) در هتل هيلتون شهر بوداپست برگزار نمود و بودجه لازم براي انتشار چندين هزار جلد كتاب جين شارپ (از ديكتاتوري به دموكراسي) را تامين كرد.
سرانجام در 5 اكتبر سال 2000، پس از تظاهرات و نافرماني هاي پي درپي در بلگراد و سراسر كشور، ميلوسويچ مجبور به استعفاء شد و تظاهركنندگان به رهبري «ويسلاو كوشتونيتا» (رقيب انتخاباتي ميلوسويچ»، با بلدوزر ديوارهاي ساختمان راديو و تلويزيوني را تخريب نموده و پيروزي خود را اعلام داشتند.

¤ فرآيند كلي انقلاب هاي رنگين و مخملين :

تامل در مدل هاي انقلاب رنگي و مخملي نشان مي دهد كه فرآيند كلي اين پديده حداقل از چهار گام اساسي تبعيت مي كند. اين چهار گام عبارتند از :

1) تشكيل جبهه فراگير عليه حاكميت
2) ايجاد گسست پيوندهاي شناختي و عاطفي بين جامعه و حكومت
3) تحريك گروه هاي اجتماعي (مرحله كاتاليزور)
4) اردوكشي جمعيتي و رويارويي عملياتي


اولين گام در شكل گيري انقلاب هاي مخملين و رنگين، تشكيل جبهه فراگير عليه حاكميت مي باشد. به طور معمول جبهه فراگير، حول انديشه هاي حقوق بشري و دموكراسي خواهي ( به عنوان بخشي از گفتمان مورد نظر غرب براي جهاني سازي ) و ايجاد تصويري كارآمد از انديشه هاي ليبرالي شكل مي گيرد.

در گام دوم، پيوندهاي شناختي و عاطفي بين مردم و حكومت با مشروعيت زدايي و اعتبارزدايي از نظام سياسي و مسئولان كشورهدف و دستكاري افكار عمومي گسسته مي شود.

در گام سوم، فرصت هاي انتخاباتي و يا لبه پرتگاه جنگ و شرايط جنگي، همانند كاتاليزور (تسريع كننده) عمل مي كنند. در چنين شرايطي ائتلاف فراگير عليه حاكميت فرصت مي يابد تا مطالبات و ايده هاي تغيير طلبانه خود را با هيجانات جمعي گره زده و به بهانه مشاركت در انتخابات يا مخالفت با جنگ، گروه هاي اجتماعي را تحريك نموده و به بسيج افكار عمومي دست بزند.

گام سوم به عنوان متغير واسط عمل مي كند و نقش فعال سازي زمينه ها و امكانات فراهم آمده در گام دوم را برعهده داشته و آن را به جنبش عمومي تبديل مي كند.

گام چهارم، اساسي ترين بخش فرآيند انقلاب رنگين و مخملين است. اين مرحله حضور معترضانه بخش هايي از جامعه در خيابان ها را شامل مي شود. در گام چهارم اردوكشي جمعيتي در اوايل، ظاهري مسالمت جو داشته و مطالبات حداقلي و كم هزينه را مطرح مي سازد، اما رفته رفته با جذب بيشتر جمعيت، رفتارها، هنجارشكنانه و ساختارشكنانه شده و اماكن حياتي و حساس، اشغال مي شود.

ادامه دارد ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: sarallah ، وحید110 ، cernel ، یوسف خان ، m2kh24 ، عدالت ، vahrakan
۱۲:۵۸, ۶/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #14
آواتار
2.انقلاب گل رز در گرجستان :

در ميان كشورهاي حاضر در قفقاز ، موقعيت ژئوپولتيكي گرجستان به عنوان پل ارتباطي مسكو با درياي سياه و به تبع آن آب هاي گرم جهان ، به همراه مناقشه بر سر جمهوري هاي آبخازيا و اوستياي جنوبي ، گرجستان را به صورت كشوري مهم در سياست خارجي روسيه در آورده است .

در انتخابات پارلماني نوامبر 2003 در گرجستان ‹‹ ائتلاف براي گرجستان نو ›› به رهبري ادوارد شوارد نادزه و ‹‹ ائتلاف تروئيكاي گرجستان ›› شامل ميخاييل ساكاشويلي ، زوراب ژوانيا رئيس قبلي پارلمان و نينويورجانادزه رئيس پارلمان ( مثلث قدرت گرجستان ) در مقابل يكديگر قرار گرفتند و در حاليكه نظر سنجي ‹‹ انستيتو جامعه باز ›› كه با پشتيباني ‹‹ بنياد سوروس ›› آمريكا صورت گرفته بود حاكي از پيروزي ائتلاف دوم داشت ، نتايج شمارش آرا حكايت از پيروزي ائتلاف براي گرجستان نو مي كرد ، بدين گونه :

حزب اتحاد رستاخيز به رهبري اصلان آباشيدره رهبر آجاريا 8 / 21 درصد ؛ حزب گرجستان نو به رهبري ادوارد شوارد نادزه 8 / 20 درصد ؛ جنبش ملي گرا به رهبري ميخائيل ساكاشويلي 5 / 18 درصد ؛ حزب كارگر به رهبري خانم نينوبور جانادزه 6 / 11 درصد و دموكراتها به رهبري خانم زوراب ژاوانيا 5 / 7 درصد از آرا را كسب كردند .
با اعلام نتايج اوليه انتخابات ، حدود 15 هزار نفر از افراد گروه هاي مخالف به نتيجه اعتراض كرده و گروه حاكم و پيروز را به تقلب در انتخابات متهم كرده و از طريق ‹‹ جنبش كمارا ›› سر به طغيان گذاشتند . آنها چند روز در مقابل ساختمانهاي دولتي از جمله رياست جمهوري تجمع كرده و مردم را به مخالفت فرا خوانده و نيروهاي ارتش و پليس گل رز ( گل سرخ ) مي دادند .

در روز افتتاح مجلس معترضان به نحوه برگزاري انتخابات اخير گرجستان و نتايج آن توانستند وارد پارلمان اين كشور شده و ادوارد شوارد نادزه را كه در حال سخنراني بود از اين محل فراري دهند ، عده اي تظاهر كننده نيز توانستند خود را به كاخ رياست جمهوري رسانده و به رئيس جمهور گرجستان براي ترك قدرت يك اولتيماتوم 45 دقيقه اي دهند . ظاهراً عده اي از معترضان دقايقي پس از آنكه شوارد نادزه در مجلس گرجستان سخنراني افتتاحيه دور جديد قانونگذاري را ايراد كرد ، توانستند از سد محافظان عبور كنند و با شكستن درهاي تالار اصلي مجلس وارد آن شده ، ساختمان مجلس را به اشغال خود در آورند. خبر اشغال مجلس توسط تظاهر كنندگان ، ساير معترضان را نيز به تكاپويي مضاعف انداخت و باعث شد تا عده اي از آنان به سوي كاخ رياست جمهوري و ميدان آزادي شهر تفليس به حركت در آيند .
پليس ضد شورش و واحدهاي ارتش كه با محاصره تظاهر كنندگان مانع راهپيمايي آنان به سوي ميدان آزادي شده بودند ، از سر راه جمعيت كنار رفته و بسياري از آنان با زمين گذاشتن اسلحه خود به تظاهر كنندگان پيوستند .
اين در حالي بود كه با گذشت كمتر از سه ساعت از انتشار خبر ورود معترضان ، به مجلس گرجستان اعلام شد كه عده اي از تظاهر كنندگان توانسته اند وارد كاخ رياست جمهوري شده و آن را به تصرف خود در آورند .
رهبر مخالفان دولت گرجستان اين اقدامات را ‹‹ انقلاب بدون خونريزي ›› اعلام كرد ، اما شوارد نادزه كه گفته مي شود در يكي از اقامتگاههاي ييلاقي خود به سر مي برد ، در پيامي آن را يك كودتاي غير قانوني دانست .
با ورود ايوانف روسي به تفليس و ترغيب شوارد نادزه به استعفا ‹‹ انقلاب گل رز ›› به پيروزي رسيد .
تمام وقايع روز شنبه در گرجستان پس از آن به وقوع پيوست كه دولت آمريكا در اولين واكنش نسبت به بحران گرجستان جانب مخالفان را گرفت و صراحتاً اعلام كرد كه در انتخابات اخير اين كشور تقلب صورت گرفته است . وزارت خارجه آمريكا اين انتخابات را تقلب در ابعاد گسترده توصيف كرد و گفت كه نتايج شمارش آرا نيز آشكارا دست كاري شده است .
در وقوع ‹‹ انقلاب گل رز ›› گرجستان نقش آمريكا و سازمان هاي وابسته به ان و سپس نقش اتحاديه اروپايي ديده مي شد . سفير آمريكا در گرجستان ريچارد مايلز كه قبلاً در صربستان ( بركناري ميلوشويچ ) ، بلغارستان و آذربايجان ( در مسئله سرنگوني ايلچي بيگ در 1993 ) در فعاليت هاي براندازاي ايفاي نقش كرده بود ، پس از وقوع ‹‹ انقلاب گل رز ›› ، سفير برانداز نام گرفت.
اما مهم ترين سازمان ظاهراً غير دولتي غربي داراي نقش در حركت ‹‹ انقلاب گل رز ›› گرجستان ، بنياد سوروس 40 نفر از همكاران خود و بودجه سالانه كافي در اختيار ‹‹ الكساندر لومايا ›› قرار داد تا شرايط را براي ‹‹ انقلاب گل رز ›› فراهم كند . اين بنياد يك ايستگاه تلويزيوني نيز در اختيار " جنبش كمارا " قرار داد .
بجز بنياد سوروس ، تعدادي ديگر از موسسات آمريكايي كه از بودجه فدرال بهره مي گيرند نيز در اين حركت نقش داشتند . نقش اتحاديه اروپايي و موسسات مالي اروپا نيز در ‹‹ انقلاب رز گرجستان ›› ديده مي شد ؛ به ويژه كه 427 نماينده از سازمان امنيت و همكاري اروپا بر انتخابات پارلماني گرجستان نظارت مي كردند و اروپايي ها به تمايل خود به گسترش دمكراسي مورد نظر خود در كشورهاي همسايه تاكيد مي كنند .
" پاول لابريكو " ، نويسنده و كارشناس پايگاه خبري – تحليلي " ولترنت " در گزارشي به بررسي كودتاي رنگين گرجستان و بيان حقايق پشت پرده آن پرداخته مي نويسد : " اعتراضاتي كه غرب آن را " خود جوش " مي ناميد ، بر دو عنصر بنا شده بود : اول اينكه گفته شد ثبت نام هاي انتخاباتي نادرست و دروغين بوده است و دوم اينكه ، نتايج آخرين نظر سنجي ها با نتايج رسمي اعلام شده ، تفاوت دارد . اما مسئله اينجا بود كه اين اتهامات ، توسط همان " بنياد ملي دموكراتيك " اعلام شد كه در ظاهر يك سازمان مردم نهاد آمريكايي بود اما در حقيقت محصول " هيئت ملي دموكراسي " برهبري مادلين آلبرآيت ، وزير خارجه سابق بيل كلينتون ، بود . اين بنياد همچنين با ثبت نام الكترونيكي انتخاباتي ، و اشتباهات بي شمارش در اين زمينه موجب بي اعتمادي عمومي بين مردم و ايجاد ظن بروز تقلب در انتخابات شد .
همچنين اين بنياد با برگزاري نظر سنجي هايي در آخرين دقايق راي گيري نتايج احزاب مخالف را بطور غلو آميزي ، زياد اعلام كرد " .
گزارشگر مجله گاردين در باره حوادث گرجستان مي نويسد : " در بين جمعيت تظاهر كننده در جريان انقلاب هم ژرچم هاي گرجستان ديده مي شد و هم پرچم هاي آمريكا ، سا آ كاشويلي حقوقداني است كه در آمريكا تحصيل كرده ، تنها تجربه سياسي او در دولت زماني بود كه در دوران شوارد نادزه به وزارت دادگستري رسيد . حالا در 35 سالگي وي دقيقاً مناسب نامزدي براي رياست جمهوري شده است . طي دو سال گذشته وي به همراه زوراب ژوانيا چندين بار به واشنگتن سفر كرده است . در ماه مه و ژوئن سا آ كاشويلي و ژوانيا براي 1500 هوادار خود دوره هاي آموزشي براي فرا گيري روش هاي انجام تظاهرات برگزار كردند ، مدرس اين دوره ها صرب هايي بودند كه ميلوشويچ را در سال 2000 از قدرت بركنار كردند . انقلاب هاي ناگهاني به برنامه ريزي زيادي نياز دارد ...
آنچه در رجستان روي داد انقلاب مردم نبود ، كودتايي بود در زير نقاب بزرگترين تظاهراتي كه تاكنون در خيابانهاي تفليس ديده شده است " .
بلافاصله پس از پيروزي انقلاب ، دولت ايالات متحده آمادگي خود را براي همكاري با نينو بور جانادزه رئيس جمهوري موقت گرجستان اعلام كرد و در بيانيه يي از آمادگي واشنگتن و جامعه جهاني براي كمك به حكومت جديد گرجستان در امر برگزاري انتخابات پارلماني خبر داد .
همچنين وزراي دفاع و امور خارجه آمريكا در سفري به گرجستان و در ديدار با رهبران جديد اين كشور از روسيه خواستند نيروهاي نظامي خخود را از خاك گرجستان خارج كند . شايان ذكر است جرج بوش رئيس جمهور ايالات متحده آمريكا نخستين رهبر سرشناس جهان بود كه پس از پيروزي انقلاب ل سرخ ، به تفليس سفر كرد . رئيس جمهور آمريكا در اين سفر به تشريح يكي از شعارهاي محوري خود داير بر ادامه " رژه آزادي " در جهان پرداخت .
جرج بوش در سخنراني خود از ميخائيل سا كا شويلي و ده ها هزار تن از اهالي تفليس كه در ميدان آزادي اين شهر به سخنان او گوش مي دادند ، تجليل به عمل آورد و گرجستان را " مشعل آزادي " براي منطقه و جهان خواند . وي كه انقلاب گل سرخ را سرمشقي براي تمام مردم جهان ناميد ، خطاب به مردم گرجستان گفت ؛ " شما اينجا تنها با گل سرخي كه در دستتان بود و با قدرت اعتقادتان آزادي را به دست آورديد " .
بدين ترتيب پس از پيروزي انقلاب رنگي ، ميخائيل ساكاشويلي اولويت هاي مهم سياست خارجي دولت خود را در همگرايي و الحاق به ساختارهاي اروپايي ( يورو – آتلانتيك ) ، تعميق و تقويت همكاري هاي استراتژيك با آمريكا ، برقراري نوعي تعادل ميان استراتژيك آمريكا و روسيه وتوسعه و گسترش همكاري با كشورهاي همسايه برشمرد .

ادامه دارد ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: sarallah ، وحید110 ، یوسف خان ، m2kh24 ، عدالت ، vahrakan
۱۴:۱۸, ۶/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #15
آواتار
3-انقلاب نارنجي در اكراين :

اكراين كه بعد از فدراسيون روسيه بزرگترين كشور اروپايي و همسايه جنوب غربي روسيه است ، داراي موقعيت كليدي در ميان چند منطقه مهم يعني اروپاي شرقي ، قفقاز و خاورميانه است . حضور آمريكا در آن براي كنترل روسيه كه همچنان براي غرب خطرناك محسوب مي شود از يك سو و دستيابي به بازارها و منابع نفت و گاز منطقه از سوي ديگر حائز اهميت است . علاوه بر آن ، اوكراين مركز عبور لوله هاي نفت و گاز روسيه و درياي خزر است كه براي شركت هاي نفتي آمريكايي مسئله مهمي است . بنابراين ، آمريكايي ها براي دستيابي به اهداف خود به شدت در اكراين تلاش كردند. سناريوي انقلاب نارنجي با هدف دست يابي به اين جايگاه استراتژيك توسط غرب و ايادي وابسته به آن در اوكراين طراحي شد و كليد آن در انتخابات رياست جمهوري اكتبر 2004 زده شد .
طبق قانون اساسي اكراين رئيس جمهور اين كشور براي مدت پنج سال از سوي مردم انتخاب مي شود . انتخاب او بيش از دو دور نيز ممنوع است . اولين انتخابات رياست جمهوري اكراين پس از استقلال اين كشور از اتحاد جماهير شوروي در سال 1994 برگزار شد و در آن " لئونيد كوچما " به پيروزي رسيد . در انتخابات بعدي رياست جمهوري اين كشور در سال 1999 نيز بار ديگر كوچما پيروز شد.

با نزديك شدن پايان دوران دوم رياست جمهوري كوچما ، سومين انتخابات رياست جمهوري اوكراين پس از استقلال براي سال 2004 در نظر گرفته شد . از آنجا كه كوچما به دليل محدوديت قانوني نمي توانست در اين انتخابات نامزد شود ، عرصه براي ساير نامزدها باز شد . در اولين مرحله انتخابات رياست جمهوري اوكراين كه روز دهم آبان 1383 با حضور 24 نامزد و مشاركت 75 درصد واجدين راي از جمعيت 47 ميليوني اوكراين برگزار شد ، هيچكدام از نامزدها نتوانستند اكثريت 50 درصدي آرا را براي كسب مقام رياست جمهوري اين كشور كسب كنند . به همين دليل اين انتخابات به دور دوم كشيده شد و دو نامزد يعني ويكتور يانو كوويچ 55 ساله نخست وزير كنوني اوكراين و نامزد مورد حمايت لئونيد كوچما و روسيه با 88 / 39 درصد و ويكتور يوشچنكو 50 ساله نخست وزير سابق و نامزد مخالفان و مورد حمايت غرب با كسب 22 / 39 درصد آراء در دور اول به دور دوم راه يافتند.

دور دوم انتخابات رياست جمهوري اوكراين نيز در شرايطي كه مخالفان ، دولت را به زمينه سازي براي تقلب به نفع نامزد مورد حمايت دولت و روسيه متهم مي كردند روز يكشنبه اول آذر با حضور يانو كوويچ و يوشچنكو برگزار شد. اگر چه رويا رويي مخالفان و دولت اوكراين از روزهاي قبل از انتخابات ادامه داشت اما پس از برگزاري انتخابات و اعلام نتايج اوليه مبني بر پيشي گرفتن ويكتور يانو كوويچ نامزد مورد حمايت روسيه به يكباره فضاي سياسي اوكراين و نيز رويارويي حاميان خارجي نامزدها شكل ديگري به خود گرفت .

اعتراضات گسترده مخالفان دولت از شامگاه روز يكشنبه اول آذر و بلافاصله پس از پايان راي گيري كه زمزمه هايي مبني بر پيروزي يانوكوويچ مطرح شد جرقه هاي اعتراضات گسترده مخالفان دولت و طرفداران ويكتور يوشنچنكو كه به " انقلاب پرتقالي " موسوم گرديده زده شد . شب دوشنبه دوم آذر عده زيادي از هواداران يوشچنكو در ميدان استقلال كيف پايتخت اوكراين با پوشش پرتقالي ( نارنجي رنگ كه علامت مخالفان است ) در اعتراض به آنچه تقلب در انتخابات مي ناميدند جمع شدند . روز دوشنبه تعداد اين تظاهر كنندگان به بيش از يكصد هزار نفر رسيد و آنها تعداد 24 چادر به نمايندگي از 24 استان اوكراين در زير برف و سرما در ميدان استقلال كي يف برپا كردند . روز سه شنبه در دومين روز از اعتراضات گسترده تعدادي از مقامات محلي در شهرستان ها از جمله شوراي شهر كي يف و نيز تعدادي از سفارتخانه هاي اوكراين در خارج حمايت خود از يوشچنكو را اعلام داشتند . در اين روز قرار بود مجلس ملي اوكراين كه بيش از 400 نماينده دارد براي بررسي بحران ناشي از نتايج انتخابات بطور اضطراري تشكيل جلسه دهد . اگر چه به دليل به حد نصاب نرسيدن تعداد نمايندگان جلسه رسمي مجلس برگزار نشد اما يوشچنكو در جلسه مجلس حاضر شد و در جمع 191 نماينده طرفدار خود ، خود را رييس جمهور اوكراين ناميد و در برابر آنها به انجيل سوگند ياد كرد . در اين روز " لئونيد كوچما " ، رييس جمهور كنوني اوكراين ضمن تاكيد بر اين كه در نتيجه انتخابات دخالت نخواهند كرد از دو نامزد حاضر در انتخابات خواست تا با يكديگر به مذاكره بپردازند . روز چهارشنبه يوشچنكو در سومين روز از اعتراض هاي سراسري در جمع هزاران تن از طرفداران خود در واكنش به اين درخواست كوچما ، شرط خود براي مذاكره را تحويل گرفتن حكومت اعلام كرد .
همچنين در اين روز كميسيون انتخابات اوكراين به طور رسمي ويكتور يانو كوويچ را با كسب 45 / 49 درصد آراء پيروز اين انتخابات اعلام كرد و گفت كه ويكتور يوشچنكو 41 / 46 درصد آراء را كسب كرده است .

روز پنجشنبه پنجم آذر با تشديد بحران انتخابات رياست جمهوري اوكراين و نگراني از احتمال بروز خشونت موجب شد تا دادگاه عالي اوكراين اعلام رسمي نتيجه انتخابات را به تعويق اندازد و از سوي ديگر زمينه ميانجيگري سران ساير كشورها فراهم شود . روز جمعه " الكساندر كواشينوسكي " رييس جمهور لهستان ، " لخ والسا " رييس جمهور سابق اين كشور ، رييس جمهور ليتواني ، " خاوير سولانا " مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا و نيز رييس سازمان امنيت و همكاري اروپا براي حل مسالمت آميز اين بحران به " كيف " سفر كرده اند اما ميانجيگري آنها نيز براي حل اين بحران نتيجه نداد . روز شنبه پس از عدم دستيابي طرفين به مصالحه مجلس اوكراين نتيجه انتخابات را بي اعتبار اعلام كرد و خواستار انحلال كميسيون مركزي انتخابات شد . همزمان با اين عمل تلاش مخالفان براي برگزاري مجدد انتخابات تشديد شد . البته در طرف مقابل طرفداران يانو كوويچ كه به تازگي در مناطق شرقي و جنوبي اوكراين تظاهرات گسترده خود را آغاز كرده بود با اين امر مخالفت كردند .

با اصرار كميسيون انتخابات بر پيروزي يانوكويچ ، پارلمان اوكراين نيز نتايج را به تصويب رساند . بدين ترتيب ، بحران و ناآرامي كه با حمايت هاي بين المللي همراه بود اوج گرفت و معترضان از ورود يانوكويچ به نخست وزيري جلوگيري كردند و كشور در شرايط جنگ داخلي و تجزيه به بخش شرقي به طرفداري از يانوكويچ و بخش غربي به هواداري از يوشچنكو قرار گرفت.

در اين زمان ، " يوين مارچوك " وزير دفاع ، با تاكيد بر اينكه نبايد در اوكراين خون جاري شود ، از طرفين خواست با مذاكره عادلانه مشكل را حل كنند و در عين حال گفت كه متقاعد شده است كه يوشچنكو و نه يانوكويچ بايد رئيس جمهور اوكراين شود و از نظاميان خواست از دستورات دولت و رئيس جمهور كوچما سرپيچي كنند . معترضان در ميدان مركزي كيف و خيابانهاي اطراف جمع شده و از همه گونه امكانات مانند پوشاك گرم ، توالت هاي صحرايي ، غذا و نوشيدني و يك گارد حفاظتي برخوردار بودند . آنها به توصيه فردي به نام " ماريك " كه " جنبش پارا " را با همياري غرب ايجاد كرد ، تي شرت ، بازوبند ، كمربند و هد بند نارنجي بر تن داشتند . در مقابل آنها ، طرفداران يانوكويچ رنگ آبي را برگزيده بودند.

در اين اوضاع ، اقدام پارلمان اوكراين در كاهش اختيارات رياست جمهوري و تبديل عملي نظام سياسي كشور از رياست جمهوري به پارلماني شرايط را بدتر كرد و مخالفان اعلام كردند كه رئيس جمهور بايد اختيار داشته باشد و رئيس سازمان اطلاعات و دادستان را انتخاب كند تا بتواند با فساد مبارزه كند.

سرانجام دادگاه عالي اوكراين در 7 دسامبر نتيجه انتخابات را باطل و 26 دسامبر را تاريخ برگزاري انتخابات مجدد اعلام كرد .
با برگزاري دوباره انتخابات ، كه به دنبال تلاش ها و تبليغات و كمك هاي گسترده غرب در طرفداري از يوشچنكو و در شرايط تضعيف تدريجي دولت به دليل كنار كشيدن نيروهاي مسلح و ايجاد تفرقه در گروه حاكم و حضور 12000 ناظر بين المللي صورت گرفت و در آن 22 / 77 درصد واجدين شرايط شركت كردند ، يوشچنكو با بدست آوردن 62 / 52 درصد بر يانوكويچ كه 6 / 43 درصد آرا را كشب كرد پيشي گرفت و اوضاع به حالت عادي در آمد.

در وراي آنچه در ميدان كيف و موج نارنجي مردمي در اوكراين شاهد بود ، عوامل پشت پرده اي صحنه گردان اين حوادث بودند كه بررسي آن مي تواند چهره واقعي تري از حوادث اوكراين را نمايان سازد.

چهره اين انقلاب در رسانه هاي غربي تماماً مردمي نشان داده شده است . ولي بايد دانست كه محافل و اشخاصي هستند كه در پشت چهره هاي به اصطلاح مردمي به دنبال منافع سياسي و اقتصادي خود مي باشند.

ويكتور يوشچنكو نامزد اپوزيسيون در انتخابات رياست جمهوري اوكراين قوياً از حمايت واشنگتن برخوردار بود . او نه فقط از طرف صندوق بين المللي پول و جامعه مالي بين المللي حمايت مي شود ، بلكه از تاييد بنياد ملي دموكراسي 2 ، موسسه خانه آزادي 3 و انستيتوي جامعه باز 4 متعلق به جورج سوروس كه سال گذشته در پشت صحنه ، از طريق قرار دادن بازوي مالي و فولاد سازماني در اختيار اپوزيسيون – در سرنگوني ادوارد شوارنادزه رييس جمهور گرجستان نقش بازي كرد ، نيز برحوردار است.

در اوكراين ، بنياد ملي براي دموكراسي و سازمان هاي تشكيل دهنده آن حزب يوشچنكو – ناشا يوكرينا " اوكرائين ما " و كلوپ مطبوعات كيف 1 را از نظر مالي تامين كرده اند . خانه آزادي به همراه موسسه جمهوري خواه بين المللي به نوبه خود درگير ارزيابي منصفانه بودن انتخابات و نتايج آن شد .

كارمندان موسسه جمهوري خواه بين المللي در نه منطقه بعنوان ناظر انتخابات و در بيست و ژنج منطقه بعنوان كاركنان محلي حضور داشتند .

ناظران خارجي حرفه اي از طرف نهادهايي مانند اتحاديه اروپايي حضور داشتند ، اما انتخابات اوكراين مانند موارد پيش از آن ، هزاران ناظر انتخاباتي محلي نيز داشت ، كه از طرف گروه هاي غربي تعليم يافته و حقوق دريافت مي كردند . آنها هم چنين نظر سنجي هاي خروجي از حوزه هاي اخذ راي را سازمان مي دادند . شب انتخابات اين نظر سنجي ها يوشچنكو را 11 واحد جلو نشان دادند و زمينه را براي آنچه كه اتفاق افتاد مهيا نمودند .

نيازي به گفتن نيست ، كه اين نهادهاي مختلف به آزادي مطبوعات متعهدند . فعاليت هاي آنها نه فقط انجام نظر سنجي هاي خروجي و دادن اطلاعات نادرست به زنجيره خبر رساني هاي غربي را در بر مي گيرد ، بلكه آنها در ايجاد و تامين بودجه گروه هاي دانشجويي هوادار غرب ، درگير بوده و قادرند نمايش هاي گسترده اي از نافرماني مدني را سازمان دهي كنند .

پس از آنكه ديوانعالي اوكراين ، نتايج دور دوم انتخابات رياست جمهوري اين كشور را باطل كرد ، واشنگتن و بروكسل بلافاصله از حكم ديوانعالي استقبال كردند . سخنگوي كاخ سفيد گفت : تصميم اين ديوان گامي مهم در يافتن راه حلي مسالمت آميز و دموكراتيك است كه اراده مردم را بازتاب مي دهد .

" بنيتا فررووالدنر " كميسر روابط خارجي اتحاديه اروپا گفت : من از اين تصميم مستقلانه كه راه را براي تكرار دور دوم انتخابات هموار مي كند ، استقبال مي كنم .

همچنين " خاوير سولانا " مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا با ابراز خشنودي از راي ديوانعالي اوكراين در ارتباط با بي اعتبار دانستن دور دوم انتخابات رياست جمهوري اين كشور ، خواستار اجراي اين راي شد .

سولانا در بيانيه اي اعلام كرد : از اينكه ديوانعالي اوكراين چنين رايي صادر كرد ، خشنودم . اتحاديه اروپا همواره خواستار حل و فصل بحران هاي سياسي از مجاري قانوني و منطبق بر قانون اساسي هر كشور است . وي از همه احزاب و نهادها در اوكراين خواست براي اجراي اين راي ديوانعالي ، بمنظور برگزاري انتخابات آزاد ، سالم و شفاف همكاري كنند .


نيويورك تايمز بعداً نوشت كه : " انقلاب نارنجي اوكراين از مدت ها پيش تدارك ديده شده بود . دولت بوش دستكم 65 ميليون دلار براي اين انقلاب سازمانده شده خرج كرد " .

گزارش هاي بسيار ديگري نيز در دست است كه حكايت از كمك هاي گسترده مالي سازمان هاي ظاهراً خصوصي آمريكايي به پروژه براندازي در اوكراين دارد ؛ از جمله هزينه كردن 340 هزار دلار توسط موسسه هاي وابسته به " بنياد ملي دموكراسي " يعني " موسسه بين المللي جمهوريخواه " ، " موسسه دموكراتيك ملي براي امور بين المللي " ، " مركز بين المللي بنگاه هاي خصوصي " و " مركز آمريكايي براي كار بين المللي " . حتي نيكلاس برنز معاون سياسي وزارت خارجه آمريكا به كمك مالي اين كشور به گروههاي مخالف در گرجستان و اوكراين اشاره نمود.

بجز كمك هاي مالي ، بايد از نقش مستقيم سفيران غربي به ويژه سفير آمريكا در كيف در ناآرامي ها و حمايت گسترده تبليغاتي غرب از مخالفان ياد كرد . اتحاديه اروپايي پياپي تاكيد مي كرد كه نتيجه انتخابات بر پيشرفت اوكراين و ثبات اروپا تاثير دارد و رسانه هاي غربي به تمجيد از شخصيت و ديدگاه هاي ليبرالي يوشچنكو مي پرداختند و هرگونه تظاهرات در طرفداري از او و سخنراني هاي وي را به طور زنده پخش مي كردند.

همچنين شخصيت هاي سياسي غربي به طور مكرر با او ملاقات و از وي طرفداري مي كردند . شبكه هاي تلويزيوني غربي از جمله بي . بي . سي و سي . ان . ان و به ويژه يورونيوز نقش بارزي در تصوير چهره مطلوب از يوشچنكو و چهره نامطلوب از يانووكويچ داشتند و كانال 5 تلويزيون اوكراين و سايت هاي اينترنتي جنگ رواني گسترده اي را به راه انداخته بودند.

ادامه دارد ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Yaser_h2011 ، وحید110 ، sarallah ، یوسف خان ، m2kh24 ، عدالت ، vahrakan
۱۵:۴۰, ۶/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #16
آواتار
4-انقلاب لاله اي قرقيزستان :

يكي از مهمترين كشورهاي عضو جامعه مشترك المنافعي كه مورد هدف انقلاب مخملين قرار رفت ، قرقيزستان بود . جمهوري قرقيزستان در ميان تمامي جمهوري هاي آسياي مركزي و قفقاز بعنوان يك جمهوري دموكراتيك مشهور بود . شخصيت آقايف ، رئيس جمهور آن نيز با سابقه ايجاد نهادهاي اجتماعي و سياسي مختلف به تقويت چنين تصويري كمك كرده بود .

سوروس در سال 2003 ميلادي مبلغي معادل 20 ميليون دلار به منظور حمايت از جنبشهاي اصلاح طلب در پنج كشور آسياي مركزي يعني قزاقستان ، قرقيزستان ، تاجيكستان ، تركمنستان و ازبكستان هزينه كرده است . او حتي در مصاحبه اي كه در ماه جولاي سال 2004 با روزنامه لوس آنجلس تايمز داشت اعلام كرد كه " من دوست دارم سناريو مشابه به وقايعي كه در گرجستان به وقوع پيوسته اند ، در پنج كشور آسياي مركزي تكرار شوند " و اين بار نوبت به قرقيزستان رسيده بود .

در مرحله اول انتخابات شوراهاي محلي و استاني قرقيزستان كه در اكتبر 2004 برگزار شد ، حزب برمت وابسته به دختر عسكر آقايف رئيس جمهور ، 60 درصد آرا را بدست آورد . در اين شرايط با توجه به عملكردهاي گذشته حكومت و برنامه هاي سياسي آينده آن ، جنوبي هاي كشور احساس نمودند كه با تشكيل پارلمان آينده به دور از دايره قدرت خواهند ماند . در اين زمان دو مخالف آقايف ، يعني " فيلكس كولوف " وزير امنيت پيشين از اهالي شمال و " باقي اف " نماينده پارلمان از جنوب كه هر دو بر كنار شده بودند ، با يكديگر متحد شده و طرفداران خانم " اتونبايا " كه يك ديپلمات با تجربه دوران شوروي سابق بود و سپس دو بار وزير خارجه قرقيزستان شده بود و حدود 50 هزار نفر را شامل مي شد – يعني هواداران " جنبش آتا يورت " (سرزمين پدري ) – نيز به آنها پيوسته و در ژانويه 2005 در مقابل پارلمان و در حالي كه پارچه هاي نارنجي و قرمز بدست داشتند به اعتراض پرداختند .

[b]دور اول انتخابات پارلماني در فوريه 2005 برگزار و با اعلام نتايج آن و متهم شدن دولت به تقلب ، جنوب كشور كاملاً متشنج و گروهي از مردم به سوي بيشكك پايتخت روانه شدند . [/b]با برگزاري مرحله دوم انتخابات در 13 مارس ، خشونت و غارت عليه ساختمان هاي دولتي رخ داده و در 24 مارس تعداد كمي از مخالفان كه از حمايت پليس نيز برخوردار بودند ، وارد كاخ رياست جمهري شدند . در اين شرايط آقايف از مرز قزاقستان خارج و به مسكو پناهنده شد و باقي اف به عنوان رئيس جمهور موقت انتخاب گرديد .

در " انقلاب لاله اي قرقيزستان " نيز نقش عوامل خارجي از جمله سازمانهاي خصوصي ، مراكز سياسي و نهادهاي مالي آمريكايي و سپس اروپايي آشكار بود و در مقابل ، روسها با اين حركت مخالفت مي كردند ، اما شاهدي بر كمك هاي اقتصادي روسيه در دست نيست .

سازمان هاي آمريكايي در ايجاد تعدادي كافي نت در قرقيزستان و دادن آنها به " جنبش مقاومت جوانان كلكل " كه به سرعت خبرها را به نقاط مختلف قرقيزستان مي رساندند و به تبليغات مي پرداخت ، نقش داشتند .

حتي كاندوليزا رايس وزير امور خارجه دولت بوش " كمك آمريكا به گروه هاي سياسي براي توسعه جامعه مدني " را مورد اشاره قرار داده است . همچنين مشخص شده كه خانم " روزا او تانبايوا " از رهبران " انقلاب لاله اي " با بنياد سوروس در ارتباط بوده و كمكهاي مالي دريافت مي كرده است .

گزارش محرمانه سفير آمريكا در قرقيزستان " استفان . ام . يانگ " نيز حاكي است كه سفير با همكاري سازمانهاي " انستيتو دمكراتيك ملي " ، " انستيتو بين المللي جمهوريخواه " ، " خانه آزادي " ، " شبكه مصاحبه " و " بنياد اوراسيا " در هدايت نتايج راي گيري عمومي نقش داشته اند . سفير مي افزايد كه افزايش مبلغ كمك به احزاب مخالف به 30 ميليون دلار لازم است .

در آن ايام بيش از 50 سازمان غير دولتي غربي در قرقيزستان فعال بودند كه از آن جمله مي توان به بنيادهاي متعلق به جرج سوروس ، پژوهشكده " دموكراسي آمريكا " به رهبري " لينكن ميچل " ، كه خود بارها به قرقيزستان سفر كرده و با احزاب مخالف دولت ملاقات داشته است ، اشاره كرد . در اين ميان فعالاني با تجربه مانند " ديويد هاميلتون " و " پيتر بابيچك " به عنوان كارشناسان انتخاباتي در قرقيزستان حضور يافته و با نفوذ در نهادهاي دولتي و غير دولتي دوره هاي آموزش " دموكراسي و حقوق بشر " سعي در تحريك جوانان داشتند .

عسكر آقايف طي سخناني اعلام كرد كه نام كشورهايي از جمله قرقيزستان در صدر ليست انقلابهاي مخملين غرب ديده مي شوند ، ولي قرقيزستان هرگز ورود " انقلاب مخملين " به كشورش را قبول نخواهد كرد . آقايف در ادامه سخنانش گفت كه دموكراسي ، حتي به صورت انقلابي آن ، نبايد از خارج در كشور ريشه بدواند . او همچنين در جلسه كابينه دولت هشدار داد كه از همه خطرناكتر آن است كه اپوزيسيون داخلي ما اساتيد ورزيده اي ! دارد كه مي توانند از هر تشنجي انقلاب رنگين بسازند.

عسكر آقايف پس از فرار از كشور استفن يانگ سفير آمريكا در قرقيزستان را عامل اصلي اين انقلاب معرفي كرد وي اظهار داشت : يك هفته قبل از وقوع اين حوادث در شبكه جهاني اينترنت ، نقشه اين انقلاب منتشر شده بود . اين نقشه را " ستفن يانگ " تدوين كرده است و اين انقلاب دقيقاً همانند نقشه صورت گرفت .

به اعتقاد برخي كارشناسان سياسي اگر " عسكر آقايف " به مانند " اسلام كريم اف " رئيس جمهور ازبكستان به اردوي آمريكا مي پيوست و مانند او پايگاه نظامي در اختيار آمريكا قرار مي داد ، مي توانست از سناريوي " انقلاب مخملين " بگريزد . ولي بنظر مي رسد كه حضور نظامي در كشورهاي اين منطقه براي آمريكا راضي كننده نبوده و اين كشور با كمك به مخالفين دولت هاي موجود قصد داشت كه عوامل خود را به روي كار آورده و از تاثير سنتي روسيه در اين منطقه بكاهد . علاوه بر اين آمريكا با مستحكم ساختن پايگاه هاي خود قصد مقابله با نفوذ چين به آسياي مركزي را داشت . قرقيزستان چون در همسايگي چين مي باشد ، محل خوبي براي كنترل تحركات نظامي و فعاليتهاي سياسي چين براي آمريكا است ، و البته همه اينها بنام ارمغان دموكراسي براي ملت قرقيزستان صورت پذيرفت .

http://www.lailatolgadr.ir

**پایان**
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یوسف خان ، m2kh24 ، عدالت ، vahrakan
۲۰:۲۱, ۱۰/فروردین/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/فروردین/۹۱ ۲۰:۲۹ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #17
آواتار
به نام خدا

سلام دوست عزیز! متاسفانه اشتباه شما و سایر دوستان اینه که مساله رو باز هم بعد از این همه مقاله ای که حقیر گذاشتم دارید سیاسی می بینید! در صورتی که فتنه ی 88 یه برخورد ایدئولوژیک بود! اصلا اینجا هیچ کسی حرف از طرفداری از جریان اصول گرا نزده!! ولی شما و سایر دوستان از اونجایی که پیش ذهن سیاسی از ماجرا دارید سریع اومدید ما رو متهم به طرفداری از جریان اصول گرا کرده اید! این در واقع فرار رو به جلو است!!!!!

شما در برابر این همه مدرکی که بنده ارائه کردم فقط و فقط می فرمایید چون رهبری حکم ریاست جمهوری x را امضا کرده است!!!!!!!!!!!!!!!!
در صورتی که بنده اصلا از آقای x حرفی به میون نیاوردم و حرف از گروهی موسوم به اصلاح طلب بود که به ریشه های فقهی و ایدئولوژک نظام اسلامی حمله کردن!! ( دیگه اجازه ندید خاطرات تلخی که در مطبوعات در زمان آقای x اتفاق افتاد رو مرور کنیم! )

بنده هم جایی حرف از قبول نکردم حرف مخالف نزدم ولی انتظار دارم که دوستان در اولین اظهار نظر خودشون دلایل آورده شده رو منطقی نفی کنن!! نه این که چون رهبری حکم ریاست جمهوری ها رو امضا می کند پس دیگر مملکت گل و بلبل است و هیچ کسی حق انتقاد ندارد!! و اصلا جهان گلستان است و هیچ کسی قصد توطئه ندارد!!

امیدوارم شما و سایر دوستان منظور بنده رو درست دریافت کرده باشید!

یا علی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: جویای حقیقت ، یوسف خان ، آیدا77 ، عدالت ، vahrakan
۱۹:۳۸, ۲/آبان/۹۳
شماره ارسال: #18
آواتار
مطلب جدا شد
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مصباح ، vahrakan
۱۵:۱۴, ۶/دی/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/دی/۹۴ ۱۵:۱۷ توسط vahrakan.)
شماره ارسال: #19
آواتار
تحلیلی جامع بر اثرات اقتصادی فتنه سال ۸۸ قسمت اول


امنیت، آرامش، ثبات اجتماعی و سیاسی یکی از شاخص‌های مهم در رشد اقتصادی و توسعه هر ملت و کشوری محسوب می‌گردد. هدف این پژوهش ارزیابی هزینه‌های اقتصادی تحمیل شده بر بخش دولتی، عمومی و خصوصی ناشی از حوادث پس از فتنه ۸۸ است.
[تصویر: 1400897_560.jpg] امنیت، آرامش، ثبات اجتماعی و سیاسی یکی از شاخص¬های مهم در رشد اقتصادی و توسعه هر ملت و کشوری محسوب می¬گردد. هدف این پژوهش ارزیابی هزینه¬های اقتصادی تحمیل شده بر بخش دولتی، عمومی و خصوصی ناشی از حوادث پس از فتنه 88 است. دوره مورد مطالعه این پژوهش 1387 – 1391 است. دلیل انتخاب این دوره مقایسه شاخص¬های اقتصادی با سال قبل از فتنه 88 با سال وقوع حوادث و سپس ارزیابی تاثیرات فتنه 88 بر شاخص¬های اقتصادی در سه سال بعد از فتنه 88 است. در این پژوهش تاثیرات اقتصادی به دو بخش تاثیرات کوتاه مدت و بلند مدت تقسیم شده است و هر مورد بصورت جداگانه مورد ارزیابی قرار گرفته است. تحلیل کوتاه مدت نشان می¬دهد که حوادث فتنه 88 در کوتاه مدت موجب تعطیلی گسترده بازارها و اخلال در سیستم توزیع کالا و خدمات حداقل در 8 ماه شده است. خسارات مستقیم جانی و مالی وارده بر بخش دولتی و خصوصی در طول 8 در شهر تهران 63 میلیارد تومان برآورد شده است.
تخریب فضای کسب و کار وکاهش کارایی، بهره¬وری و پویایی نیروی کار که منجر به افزایش نرخ بیکاری در سال 1389 در بازه سنی 15 تا 29 سال تا 29 درصد در مناطق شهری شده است، هزینه فرصت تحمیل شده به جامعه (زمان از دست رفته)، ایجاد رانت و سواری مجانی برای فرصت طلبان اقتصادی بطوریکه نرخ تورم در سال 1390 تا 36 درصد افزایش یافت، نوسانات بازار ارز و طلا تا حدی بود که نرخ دلار در بازار ارز غیررسمی به مرز 3 هزار تومان رسید، تخریب ارزش¬های مردمی، زیان¬های بیشتر بخش خصوصی به دلیلی عدم پوشش بیمه¬ای خسارات ایجاد شده از دیگر اثرات کوتاه مدت فتنه 88 بر فضای اقتصادی است.

در ارزیابی اثرات بلند مدت می¬توان به کاهش امنیت سرمایه گذاری و افزایش ریسک سرمایه گذاری و سرمایه گذاری مستقیم خارجی (FDI) اشاره نمود. بطوریکه در سال 1389 نسبت به سال 1388 رشد متغیر جمع سرمایه گذاری¬های خارجی در ایران تقریبا با 13 درصد کاهش، رشد سرمایه گذاری مستقیم خارجی (FDI) 14 درصد کاهش، رشد متغیر سرمایه گذاری در قالب قراردادهای بیع متقابل (دولت و بخش خصوصی) در بخش نفت، صنعت و معدن، 9 درصد کاهش داشته است. کاهش ورود تعداد گردشگران و مسافران خارجی بطوریکه کاهش بیش از 60 هزار نفری گردشگران خارجی فقط در طول سه سال 1390- 1388 آن هم در استان اصفهان در سه سال شروع فتنه تا 1390 تجربه شد. اعمال فشارها، تحریم¬ها و هزینه¬های بین المللی، یک جانبه و چند جانبه کشورهای متخاصم بطوریکه تا دو سال بعد از فتنه تحریم بی¬سابقه اقتصاد ایران اتفاق افتاد و بیش 13 تحریم مختلف غیرقانونی که بهانه حقوق بشر نیز در آن به چشم می¬خورد بر اقتصاد ایران تحمیل شد.

مطالعه سیر تاریخی صادرات غیرنفتی نیز نشان می¬دهد که بعد از 18 سال و دقیقا بعد از فتنه 88 رکود بخش تولید و کاهش صادرات غیرنفتی مجددا به اقتصاد ایران بازمی¬گردد. از دیگر تاثیرات بلند مدت فتنه 88 می¬توان به افزایش نااطمینانی در فضای اقتصادی و بدبینی نسبت به آینده اقتصاد، تخریب شاخص¬های سرمایه اجتماعی و افزایش هزینه مبادله در اقتصاد ایران، کاهش نرخ مشارکت اقتصادی به دلیل بی ثباتی فضای اقتصادی و اجتماعی و ایجاد وقفه در اجرای سیاست¬های اقتصادی دولت تازه تاسیس شده اشاره نمود.
1- مقدمه
امنیت، آرامش، ثبات اجتماعی و سیاسی یکی از شاخص¬های مهم در رشد اقتصادی و توسعه هر ملت و کشوری محسوب می¬گردد. به لحاظ بین المللی نیز سرمایه¬های جهانی و سرمایه گذاران بین المللی به سمت اقتصادهای با ریسک و نااطمینانی کمتر و ثبات اجتماعی و سیاسی پایدار حرکت می¬نمایند. وقوع بی¬نظمی¬های اجتماعی عمیق، دارای تاثیرات بلندمدت در انتظارات سرمایه گذاران داخلی و بخصوص سرمایه گذاران خارجی است، بطوریکه سرمایه گذاران دارای حافظه بلند مدت هستند و بی ثباتی¬های سیاسی و اجتماعی که در نهایت منجر به بی ثباتی اقتصادی می¬گردد را در انتخاب مقصد سرمایه گذاری مدنظر قرار می¬دهند و به خاطر می¬سپارند. همانطور که آشوب¬های اجتماعی داخلی چهره دولتمردان یک کشور را در عرصه¬های بین المللی مخدوش می¬نماید، وجود ثبات اقتصادی که در پی امنیت، آرامش، انضباط اجتماعی و سیاسی بدست می¬آید، سیاستمداران ایجاد کننده این ثبات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را به چهره¬های سرشناس بین المللی بدل می¬نماید و قدرت چانه¬زنی بین المللی یک کشور را افزایش می¬دهد.
این پژوهش در پی برآورد اقتصادی خسارات آشکار (مستقیم) و خسارات پنهان (غیر مستقیم) وارده شده بر اقتصاد ایران به دلیل وقوع حوادث ناشی از فتنه 88 است. دوره مورد مطالعه این پژوهش 1387- 1391 است و در برخی موارد به منظور مقایسه و تحلیل عمق تاثیر فتنه 88 به سال¬های بیشتری نیز اشاره شده است. روش مطالعه، توصیفی و تحلیل مبتنی بر داده و اطلاعات منتشره شده توسط بانک مرکزی و مرکز آمار ایران است. در ادامه در قسمت دوم روش پژوهش ارایه می¬گردد و اثرات در قالب دو اثر کوتاه مدت و بلند مدت معرفی می¬گردد. در قسمت سوم مطالعات انجام شده در این زمینه مورد بحث قرار گرفته است. در قسمت چهارم یافته¬های پژوهش ارایه خواهد شد و بخش چهارم نیز به نتیجه گیری اختصاص داده شده است.
منشا حوادث 1388 هر چه بود، نتیجه آن منتهی به خسارات اجتماعی و سیاسی سنگینی شد که در نهایت تبدیل به زیان¬های اقتصادی سرسام آوری گردید که نمود آن را می¬توان در شاخص¬های اقتصادی مشاهده نمود. متاسفانه تاکنون هیچ مطالعه¬ی دقیقی در زمینه برآورد خسارت اقتصادی فتنه 88 مبتنی بر داده¬ها و اطلاعات و آمار منتشر شده توسط بانک مرکزی و مرکز آمار ایران انجام نشده است. فرضیه¬ای که این پژوهش در پی اثبات عدم رد آن است این فرضیه است که حوادث فتنه 88 سهم گسترده¬ای در رکود اقتصادی، تورم، بیکاری، کاهش صادرات نفی و غیرنفتی، تشدید تحریم¬ها، کاهش سرمایه گذاری خارجی و تخریب انتظارات کارگزاران اقتصادی به آینده اقتصاد ایران در سال¬های 1388 به بعد داشته است. بدین ترتیب در راستای این فرضیه در این مقاله اثرات اقتصادی فتنه سال 1388 به دو اثر کوتاه مدت و بلند مدت تقسیم و سعی شده است که هم در سطح اقتصاد خرد و هم در سطح اقتصاد کلان اثرات اقتصادی مورد ارزیابی قرار گیرد. البته می¬توان اثرات اقتصادی حوادث سال 1388 را به دو سطح: اثرات داخلی و اثرات خارجی نیز تقسیم نمود و از این بُعد مسئله را مورد ارزیابی قرار داد که در این مقاله سعی شده است از ابن منظر نیز شاخص¬های داخلی و خارجی موثر از فتنه 88 بررسی شود.
2-1- اثرات کوتاه مدت
2-1-1- تعطیلی بازارها و اخلال در سیستم توزیع کالا و خدمات
2-1-2- تخریب فضای کسب و کار وکاهش کارایی، بهره¬وری و پویایی نیروی کار
2-1-3- خسارات جانی و مالی وارده بر بخش دولتی و خصوصی
2-1-4- هزینه فرصت تحمیل شده به جامعه (زمان از دست رفته)
2-1-5- ایجاد رانت و سواری مجانی برای فرصت طلبان اقتصادی
2-1-6- نوسانات بازار ارز و طلا
2-1-7- تخریب ارزش¬های مردمی
2-1-8- زیان¬های بیشتر بخش خصوصی به دلیلی عدم پوشش بیمه¬ای خسارات ایجاد شده
2-2- اثرات بلندمدت
2-2-1-کاهش امنیت سرمایه گذاری و افزایش ریسک سرمایه گذاری و سرمایه گذاری مستقیم خارجی (FDI)
2-2-2-افزایش نااطمینانی در فضای اقتصادی و بدبینی نسبت به آینده اقتصاد
2-2-3-تخریب شاخص¬های سرمایه اجتماعی و افزایش هزینه مبادله در اقتصاد ایران
2-2-4-کاهش ورود تعداد گردشگران و مسافران خارجی
2-2-5-اعمال فشارها، تحریم¬ها و هزینه¬های بین المللی، یک جانبه و چن جانبه کشورهای متخاصم
2-2-6-کاهش نرخ مشارکت اقتصادی به دلیل بی ثباتی فضای اقتصادی و اجتماعی
2-2-7-رکود بخش تولید و کاهش صادرات غیرنفتی
4-1- اثرات کوتاه مدت
در این قسمت به ارزیابی اثرات فتنه 1388 در کوتاه مدت خواهیم پرداخت. اثرت کوتاه مدت اثراتی هستند که بعد از گذشت یک دوره تقریبا یک ساله از اقتصاد کشور محو شدند. برای مثال افزایش نرخ ارز و فلزات گران بهاء دارای دلایل متفاوتی است، اما فتنه سال 1388 دارای تاثیر کوتاه مدت بر این بازار بوده است، یا اینکه تخریب ارزش¬های مردمی تا دور بعد انتخابات ریاست جمهوری تقریبا از فضای سیاسی محو شد.
4-1-1- تعطیلی بازارها و و اخلال در سیستم توزیع کالا و خدمات
تعطیلی و نوسان چندین ماهه (تقریبا 8 ماها) بازارهای پایتخت و برخی شهرهای بزرگ به دلیل افزایش احتمال خسارات¬ها، منجر به نوسان و انحراف سیستم توزیع کالا و خدمات از سطح عمده فروشی به خرده فروشی در کشور شد، بطوریکه برخی مفسدان اقتصادی نیز فرصت را برای تشدید اوضاع نابسمان بازار و افزایش سود غنیمت شمرده و فشار مضاعف بر سیستم توزیع کالا بخصوص در سطوح عمده فروشی وارد نمودند.
4-1-2- تخریب فضای کسب و کار وکاهش وکاهش کارایی، بهره¬وری و پویایی نیروی کار
مطمئنا خلل در سیستم توزیع کالا منجر به افزایش ناخواسته در موجودی انبار می¬گردد و همین امر بر میزان اشتغال و بخصوص بر کارایی نیروی کار موثر خواهد بود. نتایج طرح آمارگیری از کارگاه¬های صنعتی 10 نفر کارکن و بیش¬تر نشان می¬دهد که در سال 1389، تعداد 15301 کارگاه صنعتی 10 نفر کارکن و بیش¬تر در کشور فعالیت داشته است که نسبت به سال قبل یعنی سال بروز فتنه 1/5 درصد کاهش نشان می¬دهد و نیروی کار شاعل در این بخش نیز 2/0 درصد کاهش یافته است. جدول شماره (1) بخوبی نشان می¬دهد که در سال-های 1388 و 1389 نرخ بیکاری جوانان در بازه سنی 15 تا 29 سال در مناطق شهری و روستایی افزایش یافته است، بطوریکه در کل کشور در سال بعد از فتنه نرخ بیکاری 4/3 درصد در بازه سنی مذکور رشد داشته است. علت اصلی افزایش نرخ بیکاری افزایش ناامنی، بی ثباتی سیاسی و اجتماعی که منجر به افزایش ریسک و نااطینانی در بخش تولید، افزایش عدم امنیت سرمایه گذاری، حرکت سرمایه و نیروی کار به سمت بخش غیر مولد اقتصاد و در نهایت نوسان و بی ثباتی فضای اقتصادی کشور است که نتیجه آن چیزی جز بیکاری و تورم نخواهد بود.
به این دلیل که در این بخش به دنبال تحلیل کوتاه مدت هستیم، نرخ بیکاری بازه سنی 15 تا 24 سال را که بیشترین واکنش احساسی را به فتنه سال 1388 نشان دادند را در فصول مختلف دو سال 1388 و 1389 مورد ارزیابی قرار می¬دهیم.
همانطور که مشاهده می¬شود در کوتاه مدت یعنی در 6 ماه دوم سال 1388 نسبت به 6 ماه اول 1388 نرخ بیکاری افزایش یافته و این نرخ بیکاری کاملا به دلایل اشتغال فصلی نبوده است زیرا در 6 ماه اول 1389 این نرخ بیکاری نسبت به 6 ماهه اول 1388 ادامه یافته است و تا پایان سال 1389 نیز تداوم داشته است. مطمئناَ تحریم¬های اقتصادی، فشارهای سیاسی، سود آوری سوداگری در بازارهای ارز و فلزات گران بها در کنار آشوب¬ها و ناامنی¬های اقتصادی فتنه 88 منجر به افزایش بیکاری در سال¬های 1388 و 1389 شده است.
طبق نتایج حاصل از آمارگیری هزینه¬ها و درآمد خانوار، در سال 1388 نرخ اشتغال سرپرستان خانوار 58/67 درصد بوده است، در صورتی که همین آمار در سال 1389، برابر با 34/66 در صد بوده است. یعنی در سال 1389 نسبت به سال 1388 نرخ بیکاری سرپرستان خانوار که بطور متوسط 69/3 نفر، افراد تحت تکفل داشته¬اند، 24/1 درصد افزایش داشته است.
4-1-3- خسارات جانی و مالی وارده بر بخش دولتی و خصوصی
خسارت¬های جانی مانند جرح و فوت و خسارت¬های مالی به دلیل آتش سوزی و تخریب، بخصوص تخریب سیستماتیک و برنامه¬ریزی شده تسهیلات و امکانات عمومی نظیر صندوق¬های پست، باجه¬های تلفن، چرغ¬های راهنمایی، ناوگان حمل و نقل عمومی، سنگ فرش و آسفالت خیابان¬ها، فضاهای سبز و درختان بلوارها، سطل-های زباله عمومی و حتی خسارت¬های خصوصی مانند تخریب پمپ بنزین¬ها، بانک¬ها، نمای منازل، ماشین¬ها و ویترین مغازه¬های تجاری، از مواردی بود که به دلیل آشوب¬های سال 1388 و در پی تحریک اذهان عمومی، به دولت و بخش خصوصی وارد شد. اما متاسفانه هیچ آمار دقیقی در ارتباط با خسارات وارده شده بر بخش دولتی و خصوصی منتشر نشده است تا هزینه¬های دقیق فتنه 88 و سهم آن در رکود تورمی ایجاد شده در سال-های اخیر اقتصاد ایران شفاف گردد.
با توجه به گزارش شهرداری تهران، در فتنه 88 بیش از 63 میلیارد تومان به اموال عمومی فقط در شهر تهران خسارت وارد شد و علاوه بر این تعداد 11 بانک دولتی و خصوصی و موسسه اعتباری در اغتشاشات 88 مورد تخریب و آتش‌سوزی واقع شدند که هزینه‌های نوسازی آن‌ها به‌حساب سود و زیان بانک رفته و معادل آن از سود صاحبان سهام کاسته شده است. همچنین تعداد زیادی از افراد در این حوادث کشته، زخمی و مجروح شدند که معادل دیه آن را نیز باید به خسارت مالی تحمیل شده اضافه نمود.
4-1-4- هزینه فرصت تحمیل شده به جامعه (زمان از دست رفته)
در طول چندین ماه (تقریبا 8 ماه) ناامنی و بی¬ثباتی اقتصادی و اجتماعی و تقریبا دو سال درگیری ذهنی – تا فراموشی حوادث تلخ فتنه 88- ملت و دولت ایران فرصت¬های پیشرفت و ترقی را صرف آرام نمودن اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران نمودند.
در طول این سال¬ها جمهوری اسلامی ایران بسیاری از فرصت¬های سرمایه گذاری را از دست داد و بخش خصوصی نیز با افزایش نااطمینانی و ریسک در جامعه و نوسانات اقتصادی انتظارات خود را نسبت به آینده اقتصاد تعدیل نمودند و از سرمایه گذاری¬های بلند مدت اجتناب نموده و منتظر برگشت آرامش اقتصادی و سیاسی شدند و بسیاری از فرصت¬های اقتصادی را از دست دادند. بطوریکه بسیاری از این منابع داخلی در پی این تعدیل انتظارات نسبت به آینده اقتصاد ایران تبدیل به سرمایه¬های سرگردان و پول-های بی وطن شدند و در سال¬های بعد از فتنه موجب تقویت سوداگری و واسطه¬گری در اقتصاد ایران شدند.
همچنین بخش دانشگاهی کشور به دلیل وجود اقشار جوان، واکنش¬های تندی در فتنه 88 از خود نشان دادند و ماه¬ها وقت خود را به تعقیب حوادث سیاسی و اجتماعی اختصاص دادند و میلیاردها تومان هزینه تخصیص داده شده به دانشگاه¬ها بخصوص دانشگاه¬های سطح شهر تهران را به مرکز آشوب¬ها و ناامنی تبدیل نمودند و موتور علمی کشور را با مشکل ماجه نمودند. اما متاسفانه هیچ آمار دقیقی از تعداد کلاس¬ها و امتحانات برگزار نشده در دسترس نیست تا هزینه ریالی تحمیل شد به دانشگاه¬ها در اثر فتنه 88 را محاسبه نمود.
4-1-5- ایجاد رانت و سواری مجانی برای فرصت طلبان اقتصادی
در پی فتنه 88 اوضاع نابسامان سیاسی و اجتماعی که در نهایت در شاخص¬های اقتصادی نمود یافته بود منجر به سوء استفاده برخی فرصت طلبان اقتصادی قرار گرفت. اشتغال نیروهای نظام جمهوری اسلامی در بخش امنیت و حفظ نظام منجر به غفلت از بازارها و برخی بخش¬های پولی و مالی شد و همین امر منجر به ایجاد رانت و سواری مجانی برای افراد و جناح¬های خاص در استفاده اقتصادی از این فرصت شد و بسیاری از بخش¬های اقتصادی را با مشکل مواجه نمود. برای مثال در بخش پولی با توجه به اینکه تورم در سال 1388 نسبت به سال 1387 در حال کاهش بود، مجموع حوادث سیاسی، اجتماعی و اقتصادی منجر به افزایش تورم در طول سه سال بعد از سال 1388 شد. جدول شماره (3) آمار تورم و افزایش شاخص قیمت¬ها در طول این چند سال قبل و بعد از فتنه 88 را نشان می¬دهد.
نکته قابل توجه در افزایش تورم این است که طبقات ثروتمند و دهک¬های بالای درآمدی قادر به انتقال تورم هستند. اما طبقات پائین درآمدی و کارمندان و حقوق بگیران ثابت دولتی و بخش خصوصی قادر به انتقال تورم نیستند و در صورت بروز تورم¬های بالاتر نسبت فداکاری تورمی در این بخش¬ها نسبت به دهک¬های بالاتر و ثروتمندتر بسیار بیشتر است. بدین ترتیب رشد تورم در دوره فتنه 88 بیشتر از دهک¬های بالاتر به ضرر دهک¬های پائین¬تر جامعه بوده است.
4-1-6- نوسانات بازار ارز و طلا
یکی از فرض¬های اصلی علم اقتصاد متعارف، این است که انسان اقتصادی فردی عَقلانی است و عَقلانیت ابزاری کاربردی¬ترین سطح عَقلانیت انسان اقتصادی نظام اقتصاد کلاسیک است. در صورتی که انتظارات کارگزاران اقتصادی نسبت به آینده یک اقتصاد، به دلیل بی¬ثباتی اقتصاد کلان و فضای سیاسی و اقتصادی که در نهایت منجر به تخریب بخش تولید و مولد اقتصاد می¬گردد، در جهت منفی تعدیل خواهد شد و کارگزاران اقتصادی نسبت به آینده اقتصاد انتظارات بد خواهند داشت. در اقتصاد ایران به دلیل انتظارات ناامید کننده به آینده اقتصادی و وجود تورم و بیکاری بصورت همزمان، سرمایه گذاران دارایی¬های خود را به سمت دارایی¬های خاص مانند فلزت گران بها و ارزهای بین المللی سوق دادند و منجر نوسانات شدید در بازار ارز و فلزات گران بهاء شدند.
البته تاکید می¬نماییم که عوامل موثر بر افزایش نرخ ارز بازار غیر رسمی ایران بسیار متعدد است اما تقارن این عوامل با فتنه 1388 جای تفکر و تامل دارد و سهمی از این افزایش ناگهانی نرخ ارز را به فتنه 1388 و اوضاع ناآرام سیاسی و اجتماعی نسبت می¬دهد. سهم فتنه 1388 در افزایش نرخ ارز بازار غیررسمی در نمودار شماره (1) کاملا مشهود است.
نکته مهم در ارتباط با سهم فتنه 88 در نوسانات بازار فلزات گران بهاء و نرخ ارز و در نهایت اثرات آنها بر شاخص قیمت این است که نوسانات نرخ ارز و شاخص قیمت¬ها دارای تاثیرات منفی گسترده¬ای بر تجارت خارجی و سرمایه گذاری مستقیم و غیرمستقیم خارجی دارد و می¬توان به اثرات ریشه دوم فتنه 88 بر شاخص¬های اقتصادی اشاره نمود. یعنی تخریب برخی شاخص¬ها در مرحله اول منجر به تخریب سایر شاخص¬های حیاتی در مرحله دوم می¬گردد و یک چرخه افول بین شاخص¬ها ایجاد می¬گردد که سهم عمده¬ای می¬توان به منشا این چرخه افول نسبت داد.
یکی از تاثیرات نوسانات بازار ارز و طلا، انحراف پس انداز خانوارها از سمت تولید و اشتغال به سمت سفته بازی و سوداگریی و شکل¬گیری سرمایه¬های سرگردان وبی وطن است که در سال¬های بعدی نیز با حرکت به بخش¬های مختلف اقتصادی منجر به افزایش بی¬ثباتی اقتصاد کلان گردیدند.
4-1-7- تخریب ارزش¬های مردمی
انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 که بالاترین درصد مشارکت سیاسی در سال¬های اخیر و چند دهه گذشته را داشت، می‌توانست و باید به بزرگ‌ترین پشتوانه و دلگرمی برای نظام اسلامی تبدیل می¬گردید، ام دیری نگذشت که به‌ یک‌باره و بر اساس طراحی خارجی و فریبی داخلی، تمام نتایج آن و ارزش¬های اجتماعی و سیاسی یک مشارکت اجتماعی به تاراج برده شد و با کم ‌ظرفیتی عده‌ای خاص، تا مرز یک بحران بزرگ و دلسردی برای نظام اسلامی پیش رفت. اما با درایت رهبر معظم انقلاب و حضور مردم، فتنه 88 نیز با همه ابعاد آن به محلی برای رسوایی تبدیل شد. اما در هر صورت ارزش¬های دموکراسی که در انتخابات 1388 خلق شد، به کلی محو و تخریب شد، سیستم مردمی رای گیری مورد تهمت قرار گرفت و چهره¬های سیاسی در عرصه¬های داخلی و بین المللی مخدوش شد. انتخابات سال 1388 که می¬توانست به عنوان یک سرمایه مردمی در عرصه¬های بین المللی و داخلی مورد بهره-برداری سیاسی قرار گیرد، با کمی غفلت در ظاهر به نقطه ضعف نظام جمهوری اسلامی تبدیل گردید و منجر به تخریب چهره انتخابات به عنوان یک ارزش مردمی گردید، بطوریکه جمهوری اسلامی ایران در دور بعدی انتخابات در سال 1392 تقریبا با کاهش ده درصدی مشارکت کنندگان در انتخابات ریاست جمهوری نسبت به سال 1388 مواجه شد که به دلیل ترسیم ظاهری نامطلوب از انتخابات ریاست جمهوری در سال 1388 بود.
ارزش اقتصادی این سرمایه¬های از دست رفته مردمی را می¬توان از طریق برآورد تمایل نهایی به پرداخت (WTP) مردم برای حفظ ارزش¬های انقلاب و اسلامی مورد برآورد قرار داد و ارزش ریالی زیان وارده بر فضای انتخابات را محاسبه نمود.
4-1-8- زیان¬های بیشتر بخش خصوصی به دلیلی عدم پوشش بیمه¬ای خسارات ایجاد شده
یکی از استثنائات بیمه¬گران برای عدم تامین مالی خسارت اتفاق افتاده برای موضوع مورد بیمه توسط بیمه گذار، خسارات ناشی از جنگ، آشوب، اعتصاب، اعتراض و ناامنی¬های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است. بسیاری از خسارت¬های فتنه سال 1388 تحت پوشش هیچ بیمه¬ای قرار نگرفت و خسارات وارده مستقیما توسط مردم و نهادهای دولتی جبران شد.
4-2- اثرات بلندمدت
مطمئناَ فتنه سال 1388 حوادثی اتفاقی و گذار نبود و نظام امپریالیسم جهانی برای وقوع چنین اتفاقاتی برنامه¬ریزی کرده بود و برخی نیروهای داخلی نیز برای گرفتاری در دام این فریب شایستگی خود را اثبات نوده بوده¬اند. بدین ترتیب اثرات این فتنه نیز مانند دلایل آن زودگذر نبود و دارای اثرات بلندمدت خواهند بود. همچنین تخریب شاخص¬های اقتصادی شاید در کوتاه مدت اتفاق بیافتد اما ترمیم و بهبود شاخص¬های اقتصادی زمان بسیار طولانی-تری نیاز دارد و اثرات تخریب ماندگار و متدوام خواهد بود. بدین ترتیب در این بخش قصد داریم به ارزیابی آثار بلند مدت ناآرامی¬ها و آشوب¬های فتنه 88 بپردازیم. آمار و اطلاعات نشان می¬دهد که فتنه 88 هر چه بود سهم قابل توجهی در تحریم¬ها و فشارهای بین المللی (تحریم¬های سازمان ملل متحد) و خارجی یک جانبه (تحریم¬های ایالات متحده) و چند جانبه (تحریم¬های اتحادیه اروپا) و تداوم رکود اقتصادی و حتی تورم رکودی در جمهوری اسلامی ایران داشت. در ادامه به برخی کانال¬های اثرگذاری فتنه 88 بر شاخص¬های اقتصادی اشاره می¬نماییم.
4-2-1- کاهش امنیت سرمایه گذاری و افزایش ریسک سرمایه گذاری و سرمایه گذاری مستقیم خارجی (FDI)
سرمایه و پول در قرن 21 در اختیار شرکت¬های چند ملیتی است و این شرکت¬ها نیز شدیدا تحت تاثیر سیاست¬مداران خود قرار دارند. هنر اقتصاد سیاسی این است که بتواند بین سیاست و اقتصاد موازنه¬ای اعجاب انگیز ایجاد کند تا کشور را به محیطی جذاب برای این سرمایه¬های فراملی تبدیل نماید. ایجاد زیرساخت¬های قانونی و اقتصادی، ایجاد امنیت و ثبات سیاسی و اجتماعی، افزایش رقابت و کاهش رانت¬های اطلاعاتی، رفع موانع و محدودیت¬های تجاری و در نهایت بهبود شاخص¬های امنیت سرمایه و سرمایه گذاری از عواملی است که می¬تواند منجر به ایجاد انگیزه برای سرمایه¬گذاران بین المللی برای سرمایه¬گذاری در هر کشوری همچون ایران شود. اما علاوه بر نرخ بازدهی سرمایه، مهم¬ترین فاکتور در تعیین مقصد سرمایه گذاری¬ها و سرمایه¬های بین المللی، امنیت پایدار اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است. از نظر صندوق بین¬المللی پول هدف سرمایه¬گذاری مستقیم خارجی، برقراری منافع پایدار در کشور مقصد است، به طوری که سرمایه¬گذار خارجی در مدیریت بنگاه میزبان نقش موثر داشته باشند. سه انگیزه اقتصادی برای حرکت این نوع سرمایه¬گذاری به سمت کشورهای در حال توسعه وجود دارد:
1- جستجوی منابع (Resource seeking)
2- جستجوی بازار (Market seeking)
3- جستجوی کارایی (Efficiency seeking)
اما با وجود ناامنی و بی ثباتی اقتصادی، سیاسی و اجتماعی هیچ یک از اهداف فوق برای سرمایه گذاران خارجی قابل تامین نخواهد نبود. بطوریکه طبق آمار منتشره بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران در سال 1389 نسبت به سال 1388 رشد متغیر جمع سرمایه گذاری¬های خارجی در ایران تقریبا با 13 درصد کاهش مواجه بوده است.
طبق تعریف بانک جهانی مجموع حقوق صاحبان سهام، درآمدهای دوباره سرمایه¬گذاری شده، سرمایه بلند مدت و کوتاه مدت اجزای سرمایه ¬گذاری مستقیم خارجی (FDI) هستند. در سال 1389 نسبت به سال 1388، سال فتنه، رشد سرمایه گذاری مستقیم خارجی (FDI) کاهش 14 درصدی را تجربه کرده است.
رشد متغیر سرمایه گذاری در قالب قراردادهای بیع متقابل (دولت و بخش خصوصی) در بخش نفت، صنعت و معدن، در سال 1389 نسبت به سال 1388، کاهش 9 درصدی داشته است.
متغیر تراز حساب سرمایه در بلند مدت در سال 1389 نسبت به سال 1388، با کاهش 2116 میلیون دلاری و متغیر تراز حساب سرمایه در کوتاه مدت، نیز با کاهش 9397 میلیون دلاری مواجه بوده است، که نشان دهنده خروج سرمایه و ارز از کشور است.
4-2-2- افزایش نااطمینانی در فضای اقتصادی و بدبینی نسبت به آینده اقتصاد
آمارهای فوق کاهش رشد سرمایه گذاری خارجی در بخش¬های مختلف اقتصادی به لحاظ کمی را نشان می¬دهد، در صورتیکه به دلیل افزایش ریسک و نااطمینانی در بخش تولید و سرمایه گذاری در کشور، جمهوری اسلامی به لحاظ کیفی نیز با کاهش کیفیت سرمایه گذاران خارجی مواجه بوده است. زیرا ریسک سرمایه گذاری در ایران افزایش یافته است و شرکت¬هایی با توانایی پذیرش ریسک بالا در ایران حاضر به سرمایه گذاری هستند.بطوریکه بدبینی کارگزاران اقتصادی نسبت به آینده اقتصاد ایران که ناشی از افزایش ریسک و نااطمینانی در فضای اقتصاد سیاسی است، منجر به افزایش بازدهی مورد انتظار سرمایه¬گذاران خواهد شد. بدین ترتیب به دلیل افزایش بازدهی مورد انتظار سرمایه گذاران برای سرمایه گذاری در ایران، بسیاری از طرح¬های سرمایه گذاری در ایران توجیه اقتصادی خود را از دست دادند و فشارها و تحریم¬های اقتصادی نیز مزید بر علت شده و ریسک و نااطمینانی و هزینه سرمایه گذاری در ایران را افزایش داد و برآیند عوامل فوق که ریشه در حوادث فتنه 88 داشت منجر به کاهش سرمایه گذاری خارجی و حتی فرار سرمایه از جمهوری اسلامی ایران گردید.
4-2-3- تخریب شاخص¬های سرمایه اجتماعی و افزایش هزینه مبادله در اقتصاد ایران
مهم¬ترین شاخص اندازه گیری سرمایه اجتماعی عمل به قانون در تمام سطوح است، اما زمانیکه برخی دولتمردان و قانون¬گذاران خود دست به نقض قانون می¬زنند که شاید در دوره¬ای خود آنها وضع کننده همین قوانین بودند، دیگر نباید انتظار تبعیت از قانون را از مردم عادی داشت و باید انتظار حوادثی همچون سال 1388 را داشت که شدیدا منجر به تخریب سرمایه اجتماعی در جامعه گردید. آسیب¬های اجتماعی در سطوح بالاتر قدرت تخریب بالاتر و عمیق¬تری دارند. اگر یک دولت¬مرد، نماینده مجلس، یک روحانی برجسته یا استاد دانشگاه شاخص¬های سرمایه اجتماعی را تخریب نماید و دچار نقض در سطوح مختلف عقلانیت شود تاثیر مخرب این آسیب¬های اجتماعی بر جامعه بسیار بیشتر از آسیبی است که مردم عادی یا دانشجویان را آلوده می¬نماید. رجال سیاسی یا نمایندگان مجلس صاحب جایگاه سیاسی ملقب به خود نیستند بلکه آن جایگاه متعلق به مردم است و تعلق جایگاه ریاست برای فردی یک آزمایش الهی است نه یک فرصت استثنایی برای کسب قدرت بیشتر و ارضای نیازهای شیطانی یک قدرت طلب!
تزریق روحیه ناامیدی و بی اعتمادی به جامعه، تخریب رابطه ملت و دولت و مخدوش نمودن چهره سیاستمداران که سرمایه¬های سیاسی یک کشور هستند، منجر به ایجاد محیطی ناآرام و پرتشنج می¬نماید که در نهایت هزینه مبادله در اقتصاد را افزایش داده و حرکت چرخ¬های یک اقتصاد را کند می¬نماید، بطوریکه هزینه اوضاع بد اقتصادی را اقشار ضعیف و دهک¬های پائین بیشتر متحمل می¬شوند.

همچنین آشوب¬ها و ناآرامی¬های فتنه 88 که موجب نوسانات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی گسترده در جمهوری اسلامی ایران شد، سبب تخریب یا کندی رشد رتبه ایران در بسیاری از شاخص¬های بین المللی مانند شاخص حکمرانی خوب (Good Governance index)، تنزل 44 رتبه¬ای اقتصاد ایران از 70 در سال 2012 به 114 در سال 2014، تنزل سه رتبه ایران در شاخص آزادی¬های شخصی به 128 در همین دوره، تنزل یک رتبه¬ای در شاخص آرامش و امنیت از 125 به 126، تنزل یک رتبه¬ای از 66 به 67 در شاخص¬های سلامت، بهداشت عمومی و امید به زندگی، توقف رشد سالیانه ایران در امور آموزش و تحصیلات در رتبه 57، کاهش روند فزاینده در ایران در شاخص سرمایه اجتماعی (Social Capital) و تخریب امتیاز ایران در شاخص¬های ده گانه ریسک بین المللی (ICRG)، شده است. در نهایت باید تاکید کرد که عوامل بسیاری در شاخص¬های فوق موثر هستند اما این نکته نیز مهم است که فتنه 88 نیز بصورت اشکار و پنهان بر بسیاری از شاخص¬های اقتصادی ایران تاثیر گذار بوده است و سهم عمده¬ای در رکود تورمی حاکم بر جامعه داشته است.
4-2-4- کاهش ورود تعداد گردشگران و مسافران خارجی
یکی از بخش¬های مهم اقتصادی که بسیاری از کشورهای جهان از جمله ایالات متحده، فرانسه، اسپانیا و ترکیه مبتنی بر آن توسعه یافته یا درحال توسعه و پیشرفت هستند، بخش گردشگری بین المللی است. گردشگران خارجی تحت تاثیر تبلیغات رسانه¬های بین المللی مقاصد سفر خود را انتخاب می¬نمایند.
تبلیغات گسترده امپراطوری رسانه غرب علیه امنیت داخلی جمهوری اسلامی ایران در سال فتنه و چند سال بعد از آن ورود گردشگران خارجی به ایران را تحت تاثیر قرار داد. برای ارزیابی تاثیر حوادث فتنه 88 بر تعداد گردشگران خارجی، برای نمونه تعداد گردشگران استفاده کننده از هتل¬های استان اصفهان را به عنوان بهترین نمونه در دسترس در جدول شماره (4) را مورد بررسی قرار دادیم. در سال 1388 نسبت به سال 1387 تقریبا 13 هزار نفر گردشگر خارجی فقط در استان اصفهان کاهش یافته است.
در سال 1389 نسبت به سال قبل از فتنه یعنی 1387 تعداد 24 هزار نفر گردشگر خارجی در اصفهان کاهش یافته است و این آمار در سال بعد یعنی سال 1390 نیز تدوام یافته تا آنجا که در سال 1391 نیز تعداد گردشگران 3 هزار نفر کمتر از سال قبل فتنه یعنی 1387 بوده است. بدین ترتیب کاهش بیش از 60 هزار نفری گردشگران خارجی فقط در طول سه سال 1390- 1388 آن هم در استان اصفهان نشان دهنده یک ضرر بسیار گسترده¬تر در تعمیم این آمار به کل کشور است که سهم عمده این ضرر بر بخش خصوصی تحمیل شده است.
4-2-5- اعمال فشار و هزینه¬های بین المللی، یک جانبه و چند جانبه کشورهای متخاصم
یکی از مهم¬ترین نتایج منفی فتنه بعد از انتخابات 1388 افزایش جسارت دشمن خارجی در دشمنی آشکار و حتی تشدید در جنگ نرم علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بود. نظام جمهوری اسلامی ایران به دلیل ماهیت فکری و اهداف متعالی انقلابی- اسلامی، در چهار دهه گذشته با ابزارها و شیوه¬های مختلف تحت فشار در جهت همسویی با نظام حاکم بر جهان قرار داشته است. پشتوانه مردمی دولتمردان مهم¬ترین ابزار در قدرت چانه زنی یک سیاستمدار در عرصه¬های بین المللی است. سیاست¬مداری که در فضای سیاسی داخلی با آشوب، اعتراض و هرج و مرج مواجه است و حرف حسابی در فضای سیاسی و اجتماعی داخلی کشور خود ندارد چگونه می¬تواند در مذاکرات پیچیده بین المللی حرف خود را به کرسی بنشاند و طرف مقابل را با تفکرات خود همسو نماید، حتی اگر این اعتراضات و آشوب¬ها زودگذر و به دلیل تحریک اذهان عمومی توسط برخی سیاستمداران قدرت طلب داخلی باشد. جدول شماره (5) افزایش جسارت دشمن و تشدید تحریم¬های مختلف بعد از حوادث فتنه 88 را مشخص می¬نماید.
سازمان ملل متحد دور سوم تحریم¬ها را در 13 اسفند 1386 (3 مارس 2008) علیه ایران اعمال کرد و تا 19 خرداد 1389 (9 ژوئن 2010) تحریم جدید علیه جمهوری اسلامی ایران وضع نکرد. سئوال مهم این است که چه اتفاق خاصی در قبل از سال 1388 افتاد که سازمان ملل بعد از سه سال تحت فشار برای اعمال تحریم¬های جدید به بهانه برنامه هسته¬ای ایران قرار گرفت. آیا می¬توان تاثیرات اوضاع نابسامان سیاسی و اجتماعی ایران را در اعمال تحریم¬های شدیدتر علیه ایران انکار نمود؟
در شرایطی که در بین سال¬های 1388 تا 1390 که اوضاع سیاسی و اجتماعی با ثباتی در ایران وجود نداشت دیپلمات¬ها و مذاکره کنندگان ایرانی، چگونه می¬توانستند در مقابل تحریم¬های ذکر شده و فشارهای بین المللی قدرت چانه¬زنی داشته باشند و از حقوق ملت ایران محافظت کنند. دولت مردان ایرانی چگونه می¬توانستند علیه تحریم¬های غیرقانونی در عرصه¬های بین المللی ادعای نقض حقوق ملت ایران را نمایند در صورتی که تحت امپراطوری ناعادل رسانه¬ای غرب که از پنجره تفکر خود اوضاع ایران را در اختیار اذهان عمومی جهان قرار می¬داد، در ظاهر نماینده کشوری بی ثبات و دچار اختلافات شدید داخلی بودند؟
4-2-6- رکود بخش تولید و کاهش صادرات غیرنفتی
رکود بخش تولید و درپی آن کاهش صادرات غیرنفتی نیز از عواملی بود که فتنه 88 سهم عمده¬ای در تشدید و شروع آن داشت. نمودار شماره (2) بخوبی روند صعودی صادرات غیرنفتی به دلار را نشان می¬دهد که بعد از فتنه سال 1388 روند کاملا نزولی بخود گرفته است. البته دلایل متفاوتی برای کاهش صادرات غیرنفتی در سال¬های بعد از فتنه 1388 وجود دارد اما نمی¬توان نقش آشوب¬های اجتماعی و نوسانات اقتصادی حاصل از آن را در رکود بخش تولید که در نهایت به کاهش صادرات غیرنفتی منتهی شده است را انکار نمود.
4-2-7- کاهش نرخ مشارکت اقتصادی به دلیل بی ثباتی فضای اقتصادی و اجتماعی
افزایش نااطمینانی و ریسک در فضای تولید، افزایش بازدهی بخش¬های نامولد اقتصاد، کاهش سرمایه گذاری خارجی، افزایش تورم و بیکاری و در نهایت بی¬ثباتی در فضای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در نهایت منجر به کاهش نرخ مشارکت اقتصادی مردم در بازار کار می¬گردد. جدول شماره (6) کاهش نرخ مشارکت اقتصادی در سال¬های بعد از فتنه 88 را نشان می¬دهد.
نرخ بیکاری جوانان 15 تا 24 سال در سال 1388 از نرخ 7/24 به 7/28 افزایش پیدا نموده است که نمود عینی بی ثباتی در فضای اقتصادی و اجتماعی است، که در نهایت به اثرات منفی در بازار کار منتهی شده است. نمودار شماره (7) کاهش شدید نرخ مشارکت اقتصاد بعد از فتنه 88 را نشان می¬دهد.
2- جمع ¬بندی، نتیجه ¬گیری و پیشنهادات
فرضیه¬ای که این پژوهش در پی اثبات عدم رد آن بود این فرضیه است که حوادث فتنه 88 در رکود اقتصادی، تورم، بیکاری، کاهش صادرات نفی و غیرنفتی، تشدید تحریم¬ها، کاهش سرمایه گذاری خارجی و تخریب انتظارات کارگزاران اقتصادی به آینده اقتصاد ایران، تخریب سرمایه اجتماعی و ارزش¬های مردمی که دارای ارزش اقتصادی هستند، نوسانات بازار ارز و فلزات گران بهاء در سال¬های 1388 به بعد سهم داشته است. بدین ترتیب در راستای این فرضیه در این مقاله اثرات اقتصادی حوادث ناشی از فتنه سال 1388 را به دو اثر کوتاه مدت و بلند مدت تقسیم نمودیم و مبتنی بر آمار و اطلاعات بانک مرکزی جمهوری اسلامی و مرکز آمار ایران در دوره 1387-1391 امکان رد فرضیه فوق را تایید ننمودیم. بدین ترتیب باید به این موضوع اشاره نمود که فتنه 88 و حوادث قبل و بعد از آن نقش عمده¬ای در بروز رکود تورمی در اقتصاد ایران داشته است و بر کسی پوشیده نیست که اگر انتخابات 1388 در فضای آرامی برگزار می¬گردید و این آرامش به بعد از انتخابات تسری پیدا می¬نمود، امروز فضای اقتصاد ایران بسیار متفاوت بود و شاخص¬های اقتصادی مسیر دیگری را به محققان اقتصاد نشان می¬دادند و اوضاع اقتصادی مردم بدتر از امروز نبود!
در این بخش به آسیب شناسی تسری گسترده نوسانات سیاسی و اجتماعی بر متغیرهای اقتصادی و فضای اقتصادی اشاره می¬نماییم:
1- از دلایل اصلی تسری نتایج حوادث فتنه 88 بصورت گسترده بر متغیرهای اقتصادی را باید در کارایی پائین اقتصاد ایران اشاره نمود که با کوچک¬ترین نوسان سیاسی و اجتماعی، بخش اقتصادی شدیدا دچار تزلزل و از هم گسیختگی می¬گردد.
2- دلیل دیگر وابستگی شدید اقتصاد ایران به صادرات نفت خام و اقتصاد تک محصولی است که با شدیدا اقتصاد را تحت تاثیر تحرکات سیاسی بین المللی قرار می¬دهد و امروز نیز با جنگ قیمتی نفتی عربستان آن را بهتر از در ک می¬نماییم.
3- نکته بسیار مهم دیگر که مورد غفلت مسئولین فرهنگی واقع دشه است روند نزولی شاخص¬های سرمایه اجتماعی در جامعه است. مقام معظم رهبری با نام گذاری سال 1393 با نام اقتصاد و فرهنگ دقیقا بر هم این نکته اشاره نمودند که در صورتی که اخلاق حرفه¬ای در تجارت و اقتصاد وجود نداشته باشد و اعتماد و صداقت بین کارگزاران اقتصادی و دولت تخریب گردد، با نوسان جزیی در بدنه دولت، انتظارات کارگزاران نسبت به دولت و آینده اقتصاد به بدترین شکل ممکن تخریب می¬گردد، زیرا انباشت سرمایه اجتماعی که در قالب فرهنگ بروز می¬نماید در سطح پایینی قرار دارد. فرهنگ بخصوص در بخش فرهنگ اقتصادی بسیار شکننده و سطحی است.
4- در نهایت عدم شایسته سالاری علمی در بخش اقتصاد نیز در مدیریت مسایل اقتصادی بعد از فتنه 88 کاملا مشخص بود و با نوسان سیاسی و اجتماعی مدیران اقتصادی کاملا عاجز از مدیریت شاخص¬های اقتصادی بودند.
منابع و مآخذ:
1- استانداری اصفهان، سالنامه آماری اصفهان، سال¬های مختلف.
2- امامی احمد (1391)، آثار و پیامدهای منفی فتنه 88، koochehayekhoda.ir
3- بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، (1393) بانک سری¬های زمانی.
4- شهرداری تهران (1390)، http://www.tehran.ir
5- عباسعلی کدخدایی (1392)، سخنگوی سابق شورای نگهبان و استاد حقوق تهران دانشگاه، روزنامه وطن امروز
6- گمرک جمهوری اسلامی ایران (1393)، صادرات و واردات غیرنفتی.
7- مرکز آمار ایران (1393)، بخش سری¬های زمانی.
8- مرکز آمار ایران، سالنامه¬های آماری، سال¬های مختلف.
پایان قسمت اول
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: قلب ، عدالت
۱۴:۱۷, ۷/دی/۹۴
شماره ارسال: #20
آواتار
قسمت دوم
تحریم‌ها و قطعنامه 1929، پاداش جریان فتنه
پاسخ این پرسش که علت واقعی اعمال رژیمی از تحریم ها علیه ایران که امریکایی ها خود آن را سنگین ترین تحریم های طول تاریخ می خوانند، واقعا چه بوده، و این تحریم ها در اصل چه هدفی را تعقیب می کرده، بسیار پیچیده و در عین حال با اهمیت است. امریکایی ها، و برخی گروه های داخلی همفکر و همراه آنها، در این سال ها، کلیشه ای ساخته اند مبنی بر اینکه علت اصلی اعمال تحریم ها، سیاست هسته ای ایران و نوع تعاملی است که ایران در این باره با جامعه بین المللی در پیش گرفته است. خروجی این نوع نگاه به مسئله هم این است که اگر ایران فی المثل در موضوع هسته ای طور دیگری رفتار می کرد، تحریم ها هم یا اصلا اعمال نمی شد یا اینکه حداقل قدرت و شدت فعلی را نداشت.
این نوشته که بر اساس یک مطالعه کتابخانه ای کم و بیش وسیع آماده شده، استدلال خواهد کرد که این نوع نگاه به مسئله کاملا غیر واقعی، و بلکه گمراه کننده است. رژیم تحریم های فعلی ایران، ریشه در قطعنامه 1929 شورای امنیت دارد که در 25 خرداد 1389 (ژوئن 2010) صادر شده است. تمامی تحریم های یک جانبه ای که اکنون به عنوان تحریم های موثر علیه ایران از آنها یاد می شود (تحریم های انرژی و مالی) در واقع بر اساس زیرساخت حقوقی که در این قطعنامه ایجاد شد، اعمال شده است. اما این قطعنامه –چنانکه با جزئیات نشان خواهم داد- اساسا نه یک قطعنامه هسته ای است و نه با هدف واکنش نشان دادن به سیاست های هسته ای ایران اعمال شده است. قطعنامه 1929 که دقیقا در سالگرد فتنه 88 تصویب شد، محصول تامل راهبردی امریکا و بقیه متحدینش درباره نحوه کمک به فتنه 88 در ایران –که رو به افول نهاده بود- و یکی از خروجی های بازنگری استراتژیک امریکا در سیاست خود درباره ایران پس از فتنه 88 است.
در زمستان 88 و بهار 89 بحث های مفصل و بسیار مهمی در امریکا صورت گرفت در این باره که امریکا چگونه باید با توجه به تحولات داخلی ایران، راهبرد خود را بازنویسی کند تا در تغییر محاسبات مردم و حاکمیت در ایران موفق باشد. این بازنگری، اگرچه در اصل یک فعالیت به شدت پنهان درون دولت امریکا بوده است، اما کاملا محرمانه نمانده و در همان ایام بخش های مهمی از آن به محیط علنی و رسانه ای راه یافته است.
در واقع، تصمیم به اینکه اعمال تحریم های فلج کنده اقتصادی علیه ملت ایران، بهترین راه حمایت از جنبش سبز و جلوگیری از میرایی آن در محیط داخلی ایران است، محصول مباحثات و مذاکراتی بسیار بلند دامنه در محیط سیاستگذاری استراتژیک دو حزبی امریکا بوده که تا امروز به هیچ وجه مورد مطالعه دقیق قرار نگرفته است. این در حالی است که اگر به ادبیاتی که در آن مقطع از سوی مقام های رسمی، تحلیلگران، اندیشکده ها و رسانه های امریکایی در این باره تولید شده مراجعه کنیم، به سرعت درخواهیم یافت که این ادبیات از این حیث که به ما بگوید هدف واقعی اعمال تحریم ها چه بوده و اساسا چه چیز امریکایی ها را متقاعد کرد که تحریم های خلع سلاحی را بدل به تحریم های اقتصادی فلج کننده بکنند، کاملا شفاف و صریح است. نه مقام های دولتی امریکا و نه رسانه ها و تحلیلگران حامی آنها، در آن مقطع، ابهامی در این باره باقی نگذاشته اند که هدف اصلی، اثرگذاری بر محیط داخلی ایران، احیا و قدرتمندسازی فتنه سبز و نهایتا محقق کردن اهداف کلان امریکا در ایران از طریق این جنبش احیا شده است.
این نوشته تلاش خواهد کرد از خلال یک مطالعه متمرکز بر جزئیات، و مرور و دسته بندی کدهایی که جملگی از منابع کاملا آشکار و قابل استناد امریکایی و اروپایی استخراج شده، نگاهی به پس پرده قطعنامه 1929 و تحریم های یک جانبه اعمال شده پس از آن بیفکند و در این باره که فتنه 88 چگونه گزینه تحریم علیه ایران را احیا کرد و به سمت خطرناک ترین صورتبندی ممکن از فشارهای اقتصادی سوق داد، یک داوری مطمئن به دست دهد.
بهار 1389؛ احساس خطر در واشینگتن
بهار 1389 با اوج گرفتن بحث ها درباره ضرورت اعمال تحریم های جدید علیه ایران در اروپا و امریکا آغاز می شود. نخستین جملات مقام های امریکایی وقتی مردم ایران از تعطیلات نوروزی باز می گشتند چیزی در این حول و حوش بود که وقت تحریم های جدید فرارسیده است. چنانکه خواهم گفت، ماشین بروکراتیک، سیستم رسانه ای و دستگاه اطلاعاتی امریکا کاملا آماده بودند که اجرای یک سناریوی از پیش آماده را درباره مرتبط نشان دادن دور جدید تحریم ها با برنامه هسته ای ایران آغاز کنند. این بازی تقریبا بلافاصله آغاز شد ولی شکل آن به گونه ای بود که با کمی دقت می شد فهمید بیش از آنکه خود حقیقت داشته باشد، تلاشی برای پوشاندن یک حقیقت مهم تر است.
قبل از اینکه ببنیم چگونه در مدت زمانی بسیار کوتاه مذاکرات مربوط به اعمال یکی از تندروانه ترین قطعنامه های تحریمی شورای امنیت به فرجام رسید، خوب است به یاد بیاوریم که بهار 1389 در حالی از راه رسید که جریان فتنه درایران تقریبا به طور کامل توان خود را از دست داده بود. این جریان در 22 بهمن 88 با استفاده از استراتژی که «اسب تروا» نامیده شد، سعی کرد راهپیمایی انقلابی مردم را مصادره کرده و با سوء استفاده از فضای کارناوالی جشن 22 بهمن، بار دیگر عرض اندام کند. اما شوک ناشی از خیزش مردمی 9 دی به گونه ای بود که این جریان در عمل هیچ توفیقی به دست نیاورد و 22 بهمن بدل به یکی از پرشورترین تجمعات ضد فتنه در کشور شد. این امر آنقدر برای طراحان استراتژی اسب تروا مایوس کننده بود که به سرعت به جان یکدیگر افتادند و استراتژی جریان خویش را «خر تروا» خواندند. تلاشی بسیار کم رمق تر و نومیدانه تر هم در روزهای منتهی به چهارشنبه آخر سال 88 انجام شد تا شاید در این روز فرصتی برای جبران فضاحت استراتژی اسب تروا پیدا شود. نتیجه بسیار فاجعه بارتر بود و شاید برای اولین بار، شهر تهران، یک چهارشنبه آخر سال بسیار آرام را تجربه کرد.
این دو تست کاملا ناموفق، تقریبا همه ناظران را متقاعد کرد که جریان فتنه سرمایه اجتماعی خود را از دست داده و حتی آن دسته از آشوبگرانی که به طور سازمان یافته سعی در رونق دادن به مرده ریگ فتنه داشتند، توان خود را به طور کامل از دست داده اند. داستان دقیقا از همین نقطه، یعنی جایی آغاز می شود که امریکایی ها به این ارزیابی می رسند که «پتانسیل های داخلی» فتنه 88 پایان یافته و فتنه نیازمند تنفس مصنوعی از بیرون است.
نخستین بار روز 13 فروردین، باراک اوباما رئیس جمهور امریکا اعلام کرد او خواستار آن است که شورای 15 عضوی امنیت سازمان ملل در عرض چند هفته و نه چند ماه قطعنامه تحریم های جدیدی را علیه ایران به علت برنامه هسته ای اش تصویب کند. وی این سخنان را در یک کنفرانس مطبوعاتی مشترک با نیکلا سارکوزی رییس جمهور فرانسه بیان کرد.
روز بعد، اوباما در گفت وگو با شبکه تلویزیونی CBS امریکا گفت همه مدارک نشان می دهد تهران در تلاش برای دستیابی به توان تسلیحات هسته ای است. اوباما گفت ایران با چنین توانایی می تواند زندگی را در خاورمیانه بی ثبات کند و رقابت تسلیحاتی را در منطقه به راه اندازد. وی نتیجه گرفت: «من فکر می کنم ایده کنونی ادامه افزایش فشارها است».
وضع به گونه ای بود که ناظران اینگونه ارزیابی کردند که امریکا آشکارا و به طرز غیر قابل فهمی عجله دارد.
هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه امریکا هم پیش بینی کرد شورای امنیت در زمینه تحریم های جدید ایران به اجماع خواهد رسید.
قبل از همه اینها، هاوارد برمن رئیس کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان امریکا، یک هفته پیش تر، در سخنرانی در صحن مجلس گفته بود ما به شدیدترین تحریم ها و در سریع ترین زمان ممکن نیاز داریم.
خیلی زود اروپایی ها هم وارد صحنه شدند و به عنوان نمونه آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان گفت روی قید زمانی زود برای اعمال تحریم ها تاکید دارد.
پس از همه اینها بود که یک دیپلمات غربی پیش بینی کرد نمایندگان 6 قدرت جهانی که در حال بررسی تحریم های جدید هستند، هفته آینده کار بر روی تدوین یک قطعنامه را آغاز خواهند کرد.
آغاز بازی رسانه ای
همچنانکه می توان حدس زد، در آغاز، مقام ها و حتی رسانه های امریکایی کاملا مراقب بودند چیزی درباره هدف واقعی این تحریم ها گفته نشود. پروژه این بود که تاکید شود ایران به دلیل شکست در مذاکرات هسته ای تحریم می شود و هیچ قصد و غرض دیگری در کار نیست.
بر همین اساس، در یک بازه زمانی بسیار کوتاه، موجی از ادعاهای جدید درباره برنامه هسته ای ایران ساخته و به فضای رسانه ای تزریق شد.
ارائه یک خلاصه دسته بندی شده از این ادعاها دشوار است، ولی فهرست زیر حداقل موارد مهم را در بر می گیرد:
1- در درجه نخست تاکید غربی ها بر این بود که علت عزیمت گروه 1+5 به سمت تحریم های جدید، عدم پذیرش طرح انتقال اورانیوم به خارج از ایران با فرمولی غیر از بیانیه تهران است. سه کشور امریکا، روسیه و فرانسه (گروه وین) در تابستان سال 1388 طرحی به ایران پیشنهاد کردند که بر اساس آن از ایران خواسته می شد تقریبا همه موجودی مواد هسته ای 5 درصد خود را به خارج از بفرستد و در ازای آن (یک سال بعد) سوخت 20 درصد برای راکتور اتمی تهران دریافت کند.
این پیشنهاد، که پیشنهاد وین نامیده شد، پس از آن مطرح شد که ایران به آژانس بین المللی انرژی اتمی اطلاع داد به دلیل اتمام سوخت راکتور تهران که رادیو داروهای لازم برای حدود یک میلیون بیمار را تولید می کند، نیاز به خرید سوخت هسته ای با غنای 20 درصد دارد. ایران عمدتا به این دلیل که می دانست در صورت خروج اورانیوم از کشور هیچ تضمینی برای بازگشت آن چه به شکل سوخت 20 درصد و چه به شکلی دیگر وجود ندارد، این پیشنهاد را نپذیرفت و در عوض در قالب یک توافق 3 جانبه با برزیل و ترکیه، فرمولی را پیشنهاد کرد که طی آن مواد هسته ای از جانب ایران در ترکیه به امانت گذاشته شده و در ازای آن سوخت لازم به ایران فروخته می شد. امریکا بیانیه تهران را رد و اعلام کرد ایران به دلیل نپذیرفتن پیشنهاد وین مستحق تحریم های جدید است.
این در حالی بود که همانطور که نامه افشا شده لولا رییس جمهور برزیل به اوباما نشان می دهد آنچه در بیانیه تهران مورد موافقت ایران قرار گرفت فاصله چندانی با درخواست امریکا نداشت. رد بیانیه تهران از سوی امریکایی ها –چنانکه توضیح خواهم داد- دلیل کاملا روشنی است که ثابت می کند قطعنامه 1929 به دلایل غیر هسته ای وضع شده والا اگر امریکا به دنبال توافق هسته ای با ایران بود، هیچ دلیلی برای رد بیانیه تهران و در نتیجه اصرار بر اعمال تحریم ها، نداشت. امریکا بیانیه تهران را چنان با عجله رد کرد که تقریبا همه ناظران دانستند برای امریکا تحریم مهم بوده نه مدیریت ذخایر مواد هسته ای ایران.
این موضوع چنان آزاردهنده بود که حتی رسانه های غربی هم نتوانستند از کنار آن به سادگی بگذرند. برخی منابع غربی گفتند واقعا باید پرسید امریکا به چه دلیل پیشنهادی را که خود ارائه کرده رد می کند؟
روزنامه انگلیسی تایمز در توصیف یکی از بهانه های امریکا برای نپذیرفتن بیانیه تهران نوشت:
مقامات امریکایی و انگلیسی می گویند ایران ممکن است از این فرصت برای شکاف انداختن میان حامیان تحریم که به سختی در یک جبهه گرد امده انداستفاده کند.
این جمله معنای بسیار مهمی دارد و معنای حقیقی آن این است که غربی ها می گویند حالا که به هدف اصلی شان که ایجاد اجماع برای تحریم ایران است رسیده اند، دیگر برایشان مهم نیست که ایران با پیشنهاد مبادله سوخت چه می کند؛ چرا که در واقع هدف از طراحی کل این فرآیند و ارائه پیشنهاد وین به تهران، تحریم ایران با انگیزه حمایت از فتنه سبز بوده و غربی ها به هیچ وجه آنقدرها که ادعا می کنند از ذخیره مواد هسته ای در ایران نگران نیستند.
برنار والرو سخنگوی وزارت خارجه فرانسه، این موضوع را به خوبی شفاف کرده است:
نباید خود را فریب داد چون حل مشکل مربوط به رئاکتور تحقیقاتی تهران به هیچ وجه مشکل مربوط به برنامه هسته ای ایران را حل نمی کند.
توماس شانون سفیر امریکا در برزیل هم اعلام کرد بیانیه ای که ایران، ترکیه و برزیل امضا کردند برای تضمین شفافیت برنامه هسته ای ایران و اعتماد به آن کافی نیست.
سوزان رایس نماینده امریکا در سازمان ملل متحد نیز با لحنی آشکارا بهانه جویانه گفت توافقنامه تهران درباره غنی سازی اورانیوم در ایران سکوت کرده است. تهدید جامعه بین المللی برای گسترش تحریم ها علیه تهران به علت ادامه برنامه های غنی سازی اورانیوم در جمهوری اسلامی است.
نهایتا بیانیه تهران با این استدلال رد شد که اولا ایران باید این توافق را با گروه وین انجام می داد نه با ترکیه و برزیل، و ثانیا کم شدن ذخایر مواد 5 درصد ایران تا زمانی که غنی سازی ادامه دارد، بی فایده است.
باراک اوباما، رییس جمهور آمریکا روز 26 اردیبهشت آب پاکی را روی دست همه ریخت:
بیانیه امضا شده میان ایران، برزیل و ترکیه من را قانع نکرده است، زیرا آنها (برزیل و ترکیه) در متقاعد کردن ایران به تعلیق غنی‌سازی اورانیوم شکست خورده‌اند.
برنارد کوشنر وزیر خارجه وقت فرانسه هم تلاش برزیل و ترکیه را مانعی برای تصویب قطعنامه شورای امنیت ندانست و گفت این مسئله حتی ممکن است تصویب قطعنامه را تسریع بخشد. جالب است که این همه اصرار بر ضرورت گنجانده شدن تعلیق غنی سازی در بیانیه تهران درحالی مطرح می شد که این امر حتی در پیشنهاد وین هم وجود نداشت و و در آن پیشنهاد صرفا روی کاهش ذخایر مواد 5 درصد ایران تمرکز شده بود نه تداوم غنی سازی 5 درصد در ایران. نادیده گرفتن موضوع کاهش ذخایر و اصرار غیرمنتظره بر ضرورت تعلیق غنی سازی در ایران، در واقع یک پیام بیشتر نداشت و آن هم این بود که امریکا می خواهد به هر قیمت ممکن بیانیه تهران را رد کند تا راه برای اعمال تحریم های شدید باز شود و این پیامی بود که تقریبا همه ناظران به سرعت آن را دریافت کردند.
اکنون که از منظر روایت تاریخ صدور قطعنامه 1929 و اعمال رژیم تحریم های فلج کننده علیه ایران به موضوع نگاه می کنیم، معلوم می شود امضای بیانیه تهران از سوی ایران یک اقدام استراتژیک بود که دست امریکا را رو کرد و هدف واقعی آن از تلاش برای تحریم ایران را برملا ساخت. اگر ایران این بیانیه را امضا نمی کرد امریکا می توانست با اتکا به این بهانه که ایران در مقابل پیشنهاد مبادله مواد هسته ای سرسختی کرده اعمال تحریم ها علیه ایران را توجیه کند اما امضای بیانیه تهران به ناگهان این توجیه را از بین برد و در واقع امریکا را شوکه کرد. امریکا که از ابتدا کل این فرآیند را با هدف تحریم ایران آن هم به منظور کمک به جریان فتنه طراحی کرده بود، وقتی با امضای بیانیه تهران از سوی ایران مواجه شد، آشکارا غافلگیر شد و دیگر نتوانست هدف واقعی خود را پنهان نگه دارد. این بیانیه می توانست کل پروژه امریکا را تخریب کند و آن را از رسیدن به هدف اصلی اش که گذاشتن عصایی زیر بغل جریان فتنه بود بازدارد. اما اهمیت کمک به فتنه گران برای امریکا چنان بود که در یک مورد کاملا نادر، تمامی قول و قرارهای خود با ترکیه و برزیل را زیرپاگذاشت و اعلام کرد این بیانیه را نخواهد پذیرفت و به دنبال اعمال تحریم هایی می رود که مذاکرات درباره آن به نقاط پایانی رسیده است.
رد بیانیه تهران از سوی امریکا نشان داد هدف اصلی امریکا فقط اعمال تحریم ها با هدف تشدید به هم ریختگی داخلی در ایران بوده نه هیچ چیز دیگر والا اگر امریکا تحریم ها را با هدف تغییر رفتار هسته ای ایران تدارک دیده بود باید بیانیه تهران (یا حداقل مذاکره درباره بیانیه تهران) را می پذیرفت و تحریم ها را عجالتا منتفی می کرد. اعلام تداوم پروژه تحریم پس از قطعنامه 1929 همگان را متقاعد کرد که موضوع هسته ای فقط یک بهانه است و امریکا در پی هدف دیگری است.
2- پس از ماجرای مبادله سوخت، ادعا شد شهرام امیری دانشمند دفاعی ایران، اطلاعات هسته ای حساسی را به امریکایی ها ارائه کرده و آنها متقاعد شده اند که ایران در پی سلاح هسته ای است!
3- سپس امریکایی ها ادعا کردند ایران به طور پنهانی دو تاسیسات غیر قانونی جدید برای غنی سازی ساخته است. اگرچه بعدها روشن شد که ایران جز نطنز و فردو هیچ تاسیسات دیگری برای غنی سازی ندارد، ولی در آن مقطع امریکا ادعا کرد این اطلاعات را در یک عملیات بسیار محرمانه به دست آورده است. جالب است که این اطلاعات بسیار محرمانه پس از صدور قطعنامه 1929، حتی یک بار هم مورد پیگیری قرار نگرفت!
4- ادعای دیگر این بود که ایران برای القاعده تجیزات و تسلیحات فراهم می کند. این ادعای عجیب و غریب را –که اتفاقا آن هم پس از صدور قطعنامه به تاریخ پیوست- دیوید پترائوس که در آن تاریخ رییس سرفرماندهی مرکزی امریکا (سنت کام) بود، بیان کرد. وی در جلسه ای خطاب به اعضای کنگره امریکا گفت:
ایران به حلقه های ارتباطی القاعده و رهبران تروریستی مرتبط با این گروه، کمک می کند. برنامه اتمی جمهوری اسلامی به مانعی برخورد کرده و در سال جاری میلادی - سال 2010- ایران قادر به ساخت بمب اتمی نخواهد بود. تخمین دقیق این که چه زمانی ایران قادر به دستیابی به بمب اتمی است، جزو اطلاعات محرمانه و طبقه بندی شده است اما برنامه زمانی تعیین شده، با اطلاعات موجود تطابق دارد. جمهوری اسلامی همچنین تسهیلات لازم برای گروه های مرتبط با القاعده و یا رهبران آنها فراهم می کند.
5-مسئله دیگری که در آن تاریخ و برای تسهیل صدور قطعنامه مطرح شد این بود که برخی رسانه های غربی ادعا کردند جامعه اطلاعاتی امریکا ارزیابی پیشین خود را تغییر داده و رسما اعلام کرده برنامه هسته ای ایران را نظامی می داند. مرکز نظارت بر منع گسترش تسلیحاتی وابسته به سازمان اطلاعات مرکزی امریکا (سیا) گزارشی تحت نام گزارش 721 در این باره تهیه و به کنگره امریکا ارائه کرد. به گفته منابع امریکایی این گزارش اولین سند رسمی سیا محسوب می شود که دقیقا تایید می کند برنامه هسته ای ایران ماهیت نظامی دارد.
این ارزیابی البته هرگز رسما و علنا منتشر نشد و پس از قطعنامه 1929 مقام های اطلاعاتی امریکا همچنان ارزیابی اطلاعاتی سال 2007 این کشور را تکرار کردند که می گفت ایران هنوز تصمیم به ساخت سلاح هسته ای نگرفته ولی در حال توسعه زیرساختی است که هر زمان چنین تصمیمی گرفت بتواند در زمان کوتاهی مواد لازم برای یک سلاح را تولید کند. در واقع، پس از صدور قطعنامه روشن شد که ارزیابی اطلاعاتی امریکا تغییر نکرده و این خبرسازی ها صرفا با هدف سرعت دادن به تلاش ها برای صدور قطعنامه جدید تحریم علیه ایران انجام شده است.
6- ادعای بعدی این بود که اعلام شد ایران تصمیم گرفته به جای تاسیسات افشا شده فردو، به طور پنهانی تاسیسات غنی سازی جدیدی بسازد. دیوید آلبرایت، رئیس موسسه علوم و امنیت بین المللی، نخستین فردی بود که این ادعا را مطرح کرد. آلبرایت می گوید:
منطقی است که مظنون باشیم تاسیسات سانتریفیوژ دیگری در دست ساخت است اگر چه مشخص نیست که ایران اورانیوم خام برای استفاده در این تاسیسات را از کجا بدست می آورد. ایران ممکن است در پی مجبور شدن به اعلام وجود تاسیسات فردو تصمیم گرفته باشد برای باز نگه داشتن گزینه های هسته ای خود تاسیسات غنی سازی دیگری را افتتاح کند. منطق حکم می کند زمانی که یک تاسیسات فاش می شود، یک یا دو تاسیسات دیگر افتتاح شود.
7- پرده بعدی بازی زمانی آشکار شد که وزارت دفاع امریکا به طور تقریبا ناگهانی یک ارزیابی جدید از برنامه موشکی ایران منتشر کرد که مدعی بود موشک های ایران می تواند خاک امریکا را هدف قرار بدهد! پنتاگون در این گزارش که آشکارا با هدف تهدیدنمایی برنامه موشکی ایران و تشدید فضاسازی ها علیه ایران منتشر شده بود اعلام کرد ایران تا 5 سال آینده برای تولید موشک هایی که قادر به هدف قرار دادن خاک امریکا باشند، آماده خواهد بود. این ارزیابی است که پنتاگون آن را رسما منتشر کرد اما بعدها به فراموشی سپرده شد.
همه این ادعاها که یکی پس از دیگری در زمانی کوتاه مطرح شد، در واقع نشان می داد تلاش پشت پرده وسیعی برای هر چه سریع تر اعمال شدن تحریم های جدید علیه ایران و هر چه شدیدتر شدن متن آن در جریان است و به همین دلیل در یک تقسیم کار بزرگ همه نهادهای نظامی، اطلاعاتی و سیاسی امریکا موظف شده اند سهم خود را ادا کرده و فضایی ایجاد کنند که امریکا در بستر آن بتواند اولا شرکای خود را راضی به تدوین یک قطعنامه بسیار رادیکال علیه ایران بکند و ثانیا، اعضای شورای امنیت را وادار سازد که به این قطعنامه رای بدهند. همزمان با این فضاسازی ها بود که تلاش دیپلماتیک برای راضی کردن اعضای گروه 1+5 به حضور در مذاکرات تدوین پیش نویس قطعنامه جدید، خصوصا همراه سازی روسیه و چین به عنوان دو عضو بی میل گروه به این پروژه، آغاز شد و به سرعت اوج گرفت.
پایان قسمت دوم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عدالت
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا