|
واسطه گری برای امر خیر
|
|
۷:۲۴, ۲۵/آبان/۹۳
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام خدمت همه دوستان گلم!
اون قدیم ندیما پیرزن و پیرمردای فامیل دختر خوب رو به پسر خوب معرفی میکردن و ازدواجی سر میگرفت. اما امروزه دخترها و پسرهای خوب باید خودشون دوره بیفتن یه مورد خوب پیدا کنن که باهاش برن سر یه خونه. میخوایم با هم بررسی کنیم که چرا اینجوری شد؟ چرا واسطه گری برای ازدواج کم شد؟ خود شما حاضرین واسطه باشین و یکیو به یکی معرفی کنین؟ یا همچین که خر خودتون از پل رد شد و بچه هاتون هم به سر و سامون رسیدن، دیگه بی خیال مجردای دیگه میشین؟ چند تا مورد خوب تا فامیلاتون دارین که منتظر یه معرفین؟ |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۲:۳۱, ۲۵/آبان/۹۳
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
خوب تا حدودی شغل و تحصیلات ، شخصیت اجتماعی طرف رو نشون میده بهمون. البته تا حدودی
![]() بعدشم خوب چیزای ظاهریم مهمن دیگه...بقیه ام ک اخلاقو نمیفهمن اول ظاهرو میبینن دیگه... |
|||
|
|
۲۲:۴۳, ۲۵/آبان/۹۳
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
(۲۵/آبان/۹۳ ۱۹:۵۶)زینب خانوم نوشته است: چه تجربه های باحالی...تجربه با حال!!! یه چیزیایی هست که اگه بگم .... نقل قول:بهترین کار اینه که اگه نپسندیدن یه کاری کنن دختر بگه نه.حالا اینم حرفیه ولی خب اینم که بگن قسمت نبوده ، یا مثلا استخاره خوب نبوده ، یا مثلا با هم تفاهم نداشتن بهتره نقل قول:واسطه از اسمش معلومه... فک نکنم کسی از واسطه بخواد که ضمانت اخلاق پسر و خانوادش و .... و همین طور در مورد دختر اینکارو کنه واسطه ، واسطه است. نقل قول:تا حالا براتون پیش نیومده تو اتوبوس یا تو مهمونی یکی بیاد جلو و ازتون سوالات اولیه رو بپرسه؟ چرا ؛ پیش اومده . برا خود منم پیش اومده ، اما خیلی تحویل نگرفتم ، چون به نظرم خیلی سطحی و البته در برخی موارد بی ادبانه اس، مگر اینکه خیلی رسمی فقط سوال بپرسن و نهایتا شماره بگیرن و از طریق مادر دختر اقدام کنن نقل قول:مگه از اون چقدر شناخت دارین که در موردش تحقیق میکنین و بررسیش میکنین؟ گفتم که زیاد این موارد رو جدی نمیگیرم ، چون در اکثر موارد هم زیاد جدی نیست ، فقط میخوان یه چی گفته باشن. نقل قول:حالا اونی که واسطه معرفی میکنه حتما باید تضمینی باشه؟ فک نکنم تضمینی در کار باشه مگه اینکه خود واسطه اینکارو بکنه، ولی در کل به نظرم خود خانواده ها باید اقدام به بیشتر شدن شناخت و بررسی فرد و خانوادش بکنن تا ضمانت از واسطه بخوان اصلا یه سوال انگار که واسطه ضمانت کرد ، اونوقت ما فقط به ضمانت اون بسنده میکنیم؟؟؟؟ اصلا انگار ضمانت کرد و ماهم ازدواج کردیم ، اونوقت اگه بد بود میخوایم بریم یقه ضامن رو بگیریم؟؟؟؟ اصلا چه کاری از اون بر میاد؟؟؟ |
|||
|
|
۶:۲۵, ۲۶/آبان/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/آبان/۹۳ ۶:۲۹ توسط زینب خانوم.)
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
ببینید بچه ها!
سوء تفاهم شد. مثلا اگه کسی توی اتوبوس ظاهر شما رو بپسنده و مثلاً از قیافه و کیف و حرف زدنتون با دوستتون متوجه بشه شما دانشجویین یا دارین از سر کار برمیگردین خونه، و اون حداقل معیارها رو برای بچه برادرش دارین، چه کار میکنین؟ بازم میپیچونین و بهتون برمیخوره؟ برخوردن و پیچوندن لازم نیست. شما یه سری پاسخ های اولیه رو میدین و بعدشم شماره مامانتون رو میدین و میگین اگه میشه با بزرگترم مطرح کنین. بعدشم اگه اومدن میشینین صحبت میکنین و بعدشم تحقیق و الی آخر... یعنی چه بسیارن ازدواج هایی که با یک تلنگر و یهویی شروع شدن. بدون معارفه و بدون واسطه و ... اما من به شخصه دو تا مورد رو دخیل میدونم تو کم شدن واسطه گری. 1. ترسیدن از آخر و عاقبت ازدواج ها که واااقعاً ترس مسخره ایه. نه کسی باید واسطه رو مقصر بدونه، نه اگه کسی واسطه رو مقصر دونست، واسطه باید ناراحت بشه. عمه مادرشوهرم یه چشم نداشته و دلاله بوده. یکی از این مواردی که معرفی میکنه، به ازدواج بدی منجر میشه. همه فامیل پسر میریزن سر این خانم که این چه موردی بود معرفی کردی. میگه شماها 10 نفری رفتین خونه شون و یکی دو تا چشم داشتین. شماها با 20 تا چشم ایراداش رو ندیدین، من با یه چشم ببینم؟ حالا حکایت ماهاست. خودمون باید چشمامون رو باز کنیم. تقصیر دیگران چیه؟ 2. عدم شناخت از مجردها. مثلاً من که توی یه آپارتمان 5 طبقه زندگی میکنم، چند تا از همسایه هام رو میشناسم؟ اگه یکی بگه یه دختر میخواد که دختر همسایه مون اون شکلیه، بهش معرفی میکنم؟ یا چون سلام علیکی نداریم، پشت گوش می اندازم؟ زندگی هامون اونقدر ماشینی شده که حتی گریه هامون و احساساتمون هم بدون موبایل انگار واقعی نیست. عاشورا میخوایم گریه کنیم، حتماً باید یه نوحه play کنیم. سر خاکسپاری خواننده میریم، داریم به پهنای صورت با آهنگاش و نوحه ها اشک میریزیم، اما باید موبایلمون هم دستمون باشه که سیم سوت عکساشو شیر کنیم. همه آشنایی ها محدود به دنیاهای مجازی شده. داره از آدمهای واقعی ای که میشناسیم کم میشه و به آدمهای مجازی اضافه میشه. بهتره که یکم سرمون رو از تو این دنیا بیاریم بیرون و ببینیم دوستامون کجا گیر افتادن. از بی شوهری خیلی گناه ها رو میکنن. من به شخصه دخترهایی که میشناسم زیاد مومن نیستن. پسرهایی هم که میشناسم یا سنشون به اون دخترها نمیخوره یا اونا مومنن. اما با همین یه ذره قدم، و این امکانت کم تا حالا چندین بار کسی رو به کسی معرفی کردم واسه ازدواج.هر چند بی ادبی از جانب خانواده پسر یا دختر شنیدم. اما به من ربطی نداشته. مردم خودشون میدونن و سطح شعورشون. اگه خانواده دختر یا پسر کار ناشنایستی انجام بدن، از شعور من کم نمیشه و اگه کار خوبی هم انجام بدن، به شعور من اضافه نمیشه. من فقط یه نقطه ام که دو تا خط رو به هم رسوندم. میخوان این دو تا خط بعد از این نقطه با هم موازی شن و میخوان از هم سوا شن. اما در مورد مودبانه رد کردن پسرها: من از تمام خواستگارام، فقط یه مورد بود که اونها جواب رد دادن. بعد از یک هفته بهم زنگ زدن و گفتن از قرار معلوم تفاهم نداشتن. وقتی با پسره داشتم خرف میزدم، خودم فهمیدم چه جمله ای که من گفتم، اونو به هم ریخت. جداً بهم برخورده بود. به مامانم گفتم، اگه زنگ زدن بگین ما استخاره کردیم و بد اومده. این شد که وقتی مامانش زنگ زد، مامان من بعدش گفت، اتفاقاً ما هم استخاره کردیم و بد اومد. اما در هر حال... اونا اول گفتن ما نمیخوایم دیگه... اگه اونا هم میگفتن ما استخاره کردیم و بد اومده، بازم غصه میخوردم. میدونین چرا اینو میگم؟ من یه دوستی داشتم که من باب فهم و کمال و خانواده و زیبایی در حد بالایی بود. اما هر چی خواستگار داشت، بعد از اولین یا دومین جلسه زنگ میزدن و میگفتن با هم به تفاهم نرسیدن یا قسمت نبوده. فرداش که میومد دانشگاه فحش بود که به پسره میداد. گریه بود که میکرد. آخه مگه جلسه اول و دوم چقدر حرف میزنن که بفهمن با هم تفاهم ندارن؟ به نظر من این شیوه ها علی الخصوص برای دخترای خوب ناراحت کننده است. من چون نمونه هاش رو زیاد دیدم میگم. نسیم جان! حتی اگه کسی ضمانت کتبی داد، بازم نباید به اون ضمانت اکتفا کرد. با شما 100% موافقم. |
|||
|
|
۹:۱۴, ۲۶/آبان/۹۳
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
امام صادق (علیه السلام) به نقل از حضرت امیر (علیه السلام) نقل می فرمایند:
اَفضَلُ الشِّفاعاتِ، اَن تَشفَعَ بَینَ اثنَتَینِ فی نِکاحٍ حَتی بِهِ یَجمَعَ اللهُ بَینَهُما؛ بهترین پا درمیانی ها، واسطه شدن بین دو نفر برای عقد نکاح است، تا اینکه خداوند بین آن ها ایجاد وصلت نماید. (همان: 27،ره رستگاری،ج1: 325) |
|||
|
|
۹:۴۵, ۲۶/آبان/۹۳
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
![]() ازدواج که زورکی نیست بالاخره طرفین باید به دل هم بشینن. اینجا دیگه دخترا باید ظرفیتشون رو بالا ببرن.اون ناراحت شدنه غیر منطقیه و دلیلی هم نداره ادما سعی کنن رفع شه.خود سوژه باید ظرفیتش رو ارتقا بده. اما اینکه خانواده پسر زنگ نزنن.خانواده تو هپروت میمونه.حتی ممکنه دختر خاستگار دیگه ای داشته باشه و نمیدونه جواب قبلی چی بود.این جدیده بیاد خونه،نیاد... البته به نظر من واسطه از دختر و پسر باید ایده ال هاشون رو بپرسه. مثلا اگه دختره مذهبی نباشه و پسره مذهبی بخواد اما تو جلسه خاستگاری از هم خوششون بیاد و به نیت تغییر هم بخوان ازدواج کنن. بعدش مشکل پیش بیاد درسته بازم اینجا میشه گفت مقصر اصلی خودشونن اما بعضیا به این فهم نرسیدن،حالا شما که واسطه بودی یکم دقت بیشتری داشته باش. |
|||
|
|
۱۰:۰۱, ۲۶/آبان/۹۳
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
(۲۶/آبان/۹۳ ۹:۴۵)یاســین نوشته است: مثلا اگه دختره مذهبی نباشه و پسره مذهبی بخواد اما تو جلسه خاستگاری از هم خوششون بیاد و به نیت تغییر هم بخوان ازدواج کنن. به نظر من برای واسطه شدن ،اصلا اول باید دید در نگاه اول اینا به هم میخورن یا نه ؟ نمیشه دو نفری که هیچ اشتراکی به هم ندارن رو به هم معرفی کرد کبوتر با کبوتر ..... فک میکنم برای اینکه معرفی واسه یه ازدواج صورت بگیره باید دید که خواسته های اولیه خانم یا آقا در فرد مورد نظر هست یانه اصلا از نظر سطح خانوادگی به هم میان یا نه حالا تفکرات و عقیده و خانواده و تفاهم و ..... بمونه واسه جلسات خواستگاری و تحقیقات ... و انجامش به عهده خانواده محترم طرفین |
|||
|
|
۱۰:۵۴, ۲۶/آبان/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/آبان/۹۳ ۱۱:۲۵ توسط رکن الهدی.)
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
|
به نظر منم خواستگاری تو مکان عمومی واقعا انقدر ها هم بد نیست البته گفتم به شرطی که طرف خودش نسبتی با پسر داشته باشه ...اتفاقا حتی اگه از روی ظاهر هم قضاوت کنن کاره بدی نیست خب اون بنده خدا چه جوری می خواد منو بشناسه؟ بعدم همیشه به خوشگلی نیست که من مامانم یدفعه تو مترو نشسته بود یه خانومی اومد گفت شما حجابتون خیلی خوبه و خودتون خیلی موقر و متین به نظر می رسید می خواستم بدونم اگه دختر دارین برای برادرم اقدام کنیم ...خب این خانوم که منو ندیده بود شرایطشونم خیلی خوب بود فقط چون قبل محرم بود فعلا قضیه منتفی شد
یا یدفعه تو هیئت منو دوستم نشسته بودیم یه خانومی اخره جلسه اومد از من خواستگاری کرد می تونم به جرات بگم بیشتر از 5-+6تا دختر که ظاهرشون از من خیلی بهتر بود هم اونجا بودن پس معلومه فاکتورهای دیگه هم وجود دارهمنم موافقم که واسطه باید بین دو تا خانوده یه تناسبی ببینه تا اونا رو بهم معرفی کنه وگرنه کارش فایده ای نداره درباره تضمین هم به هیچ وجه به هیچ وجه با تضمین نزدیک ترین افراد زندگیتون به یه نفر جواب مثبت ندین اگر خودتون موافق نیستین چون اون بنده خدا داره شما رو تو لحظه می بینه و فکر می کنه این ازدواج موفق خواهد بود اما خود شما که می تونی اینده و واقعیت رو ببینی پس فردا که به مشکل خوردی اون بنده خدای ضامن می گه من گفتم خوبه امامن مجبورت که نکردم یا اینکه خودت چرا همون موقع نگفتی خوشت نمیاد یا در نهایت می گن بسوز و بساز .... پس صرف دلسوزی اطرافیان نباید عقل و منطق خودمون رو تعطیل کنیم من خودم برای این قضیه جلوی عمه ام وایسادم هرچند خیلی دوستش دارم وبراش احترام قائلم اما حاضر نشدم با ضمانت اون برم تو زندگی که می دونستم هیچ ربطی به من نداره هرچند از من دلخور شدن وگاهی کنایه می زنن اما خودم وجدانم راحته که زندگیم رو به باد ندادم اهان یه چیز دیگه زینب جان اینو بدون تو هپروت و انتظار گذاشتن یه دختر خیلی خیلی بدتر از اینه که طرف بره و پشت سرشم نگاه نکنه مخصوصا اگه دختر از اون پسر سرتر باشه خیلی بهش سخت می گذره اما یه جواب رد مثه گفتن استخاره یا اینکه این دو نفر به تفاهم نرسیدن یا شان دختر شما خیلی بالاتره و خلاصه با احترام خانواده دختر رو راضی کردن خیلی بهتر از اون بی احترامیه |
|||
|
|
۱۸:۵۶, ۲۶/آبان/۹۳
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
|
والا این واسطه گری رو من خودم شاهد بودم چقدر گاهی میتونه دردسر ساز باشه متاسفانه ... پدر بزرگ مادر بزرگ من زمانی واسطه شده بودن بین دونفر ...از دو طرف فامیل و به ازدواج ختم شده بود. اما انقدر سازش نبوده و خلاصه دعوا بوده که اصلا مثال شده ان برای باقی! ازون به بعد با هر دعوا یبار هم با پدر بزرگ و مادر بزرگم دعوا کردن ، که شما چرا معرفی کردید و این حرفها(میدونم منطقی نیست ولی خب ، هست!!) و انقدر این خصومت شدید شده بوده که حتی برای ختم پدر بزرگم هم نیومدند با اینکه نسبت خیلی نزدیکی داشتند ....
واااقعا دردسر داره این حرکت :| |
|||
|
|
۱۹:۱۴, ۲۶/آبان/۹۳
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
به نظرمن معرفی باید درهمین حد باشه که دو نفر رو بهم نشون بدیم
![]() حالا ینی چی ؟ ینی دوتا مرغ عشق هستن ک از وجود هم بی خبرن ما اینارو از وجود دیگری آگاه کنیم. همین. به باقی کاراش کار نداشته باشیم. ![]() بعدم گوشزد کنیم که ما هیچی رو تضمین نمیکنیم. |
|||
|
|
۲۰:۳۴, ۲۶/آبان/۹۳
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
|
برخلاف همیشه که بنده همیشه با همه چیز موافقم ، ولی در این شرایط کاملا مخالفم با این کار
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |













