|
در سایه سار وحی(اثربخش ترین آیات قرآن در زندگی من)
|
|
۱۲:۱۲, ۱۴/دی/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/اردیبهشت/۹۰ ۲۳:۴۱ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان، الوعده وفا، همونطور که قول داده بودم پستِ در سایه سار وحی با محوریت قرآن مجید ایجاد شد.
و به قول محمدِ عزیز، سعی میشه نابترین معارف در باره قرآن مجید، در اون ارائه بشه به کمک دوستان البته حساسیت کار در این بخش بسیار بالاست دوستانی که انشا الله میخواهند در این پست مطلب بگذارند خواهشاً مختصر و مفید باشه در بسیاری از مواقع 14 معصوم علیهما سلام در ذیل آیات شریفه روایاتی رو ذکر کرده اند و توضیحاتی از سوی خود ائمه درباره آیه ارائه شده که دوستان حتی الامکان از این روایات هم در توضیح آیات شریفه استفاده کنند بعلاوه پیشنهاد اکیدِ حقیر، بر استفاده دوستان از تفسیر گرانسنگ المیزان است برای توضیح دادن روایات و تفسیر اونها همچنین باز تاکید میکنم سعی کنید ناب ترین مطالب رو ارائه بدید از نظر حقیر مهمترین معیار ناب بودن اینه که اون آیه و مطلب بر روی خود نویسنده ی مطلب اثر ویژه و ملموسی داشته باشه و برای خود نویسنده در درجه اول بسیار مفید و کاربردی بوده باشه اولین آیه ای رو که تقدیم دوستان میکنم یکی از آیاتی هست که خود من بسیار از اون لذت بردم و استفاده کردم: لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ الْكِتابِ وَ النَّبِيِّينَ وَ آتَى الْمالَ عَلى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكينَ وَ ابْنَ السَّبيلِ وَ السَّائِلينَ وَ فِي الرِّقابِ وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّكاةَ وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا وَ الصَّابِرينَ فِي الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حينَ الْبَأْسِ أُولئِكَ الَّذينَ صَدَقُوا وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ (177- بقره) نيكى، (تنها) اين نيست كه (به هنگام نماز،) روىِ خود را به سوى مشرق و (يا) مغرب كنيد (و تمام گفتگوى شما، در باره قبله و تغيير آن باشد و همه وقت خود را مصروف آن سازيد) بلكه نيكى (و نيكوكار) كسى است كه به خدا، و روز رستاخيز، و فرشتگان، و كتاب (آسمانى)، و پيامبران، ايمان آورده و مال (خود) را، با همه علاقهاى كه به آن دارد، به خويشاوندان و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان، انفاق مىكند نماز را برپا مىدارد و زكات را مىپردازد و (همچنين) كسانى كه به عهد و پیمان خود وفا مىكنند و در برابر محروميتها و بيماريها و در ميدان جنگ، صبر و استقامت به خرج مىدهند اينها كسانى هستند كه راست مىگويند و (گفتارشان با اعتقادشان هماهنگ است) و اينها هستند پرهيزكاران! (177) شأن نزول آیه همانطور که در پرانتزِ توضیحات معنای آیه هم آمده واقعه ی برگشتن قبله از بيت المقدس بسوى كعبه و جدال و بگو مگو بسيار یهودیان متکبر و مسیحیان و مسلمین در این باره هست که خیلی این بُعدش مورد نظر حقیر نیست. در شأن این آیه شریفه رسول اکرم صلوات الله علیه می فرمایند: هر كس باين آيه عمل كند ايمان خود را به كمال رسانده باشد. (4- تفسير صافى ج 1 ص 161) این آیه بسیار آیه فوق العاده ای است و مراتب ایمان در این آیه مرحله به مرحله ذکر شده ایمان در نازلترین درجه اون از اعتقاد به خدا آغاز میشه و اعتقاد به آخرت، من در زندگی افراد زیادی رو دیدم که به خدا و آخرت ایمان دارند اما به پیغمبر اکرم نه، معلوم میشه این یه مرحله بالاتر از ایمان هست، اما در ادامه میاد با افزودن هر قید مراحل ایمان رو سخت تر و سخت تر میکنه. من خیلی ها رو دیدم که اهل انفاق و بخششند اما کمتر کسی رو دیدم که از محبوبترین و عزیزترین داراییهاش انفاق کنه و خداوند در این آیه میگه از شروط قرار گرفتن در میان نیکوکاران حقیقی اینه که از با ارزشترین ومحبوبترین اموالت انفاق کنی. یکی از بزرگترین درسهایی که من گرفتم در این آیه اینه که برای انفاق، خداوند یک اولویت بندی بسیار دقیق و حسابشده تعیین کرده. یعنی چی؟ یعنی مستحب است شدیداً قبل از هر چیز ما به خویشاوندان مستحق خود انفاق کنیم و تا سایرین و تا مستحقی در بین خویشان ما هست چندان جایز نیست که اون رو به دیگری بدیم چه را که حق بیشتری برگردن ما هست نسبت به خویشانمان تا دیگران! در آیه دیگه ای در همین سوره بقره باز این خویشان رو هم اولویت بندی میکنه: يَسْئَلُونَكَ ما ذا يُنْفِقُونَ قُلْ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَيْرٍ فَلِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبينَ وَ الْيَتامى وَ الْمَساكينِ وَ ابْنِ السَّبيلِ وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَليمٌ (215) از تو سؤال مىكنند چه چيز انفاق كنند؟ بگو: «هر خير و نيكى (و سرمايه سودمند مادى و معنوى) كه انفاق مىكنيد، بايد براى پدر و مادر و نزديكان و يتيمان و مستمندان و درماندگان در راه باشد.» و هر كار خيرى كه انجام دهيد، خداوند از آن آگاه است. (لازم نيست تظاهر كنيد، او مىداند). (215) همونطور که مشاهده میکنید اینجا پدر و مادر رو بر هر خویشاوند و هر شخصی مقدم دونسته! یعنی خدا میگه اگه پدر و مادرتون مستحق بودن باید به اونها انفاق کنید نه کس دیگه چون بیش از هر کس بر گردن ما حق دارند!!!! و بعد از پدر و مادر و خویشاوندان نوبت میرسه به یتیمان که خداوند بی اندازه نسبت به ایتام حساس است و ما احادیث حیرت انگیزی از ثواب رسیدگی به ایتام و عقاب و عذاب حقیقتاً وحشتناکی برای خیانت در مال و حق یتیم داریم، بعد از ایتام نوبت میرسه به مساکین، یه توضیح مهم در مورد مسکین بدم: ببینید مسکین به فقیری میگن که اظهار گدایی نمیکنه و عزت خودش رو حفظ میکنه بعلاوه مسکین از فقیر بد حال تر است اما شما میدونی فقیر و محتاج است!!!!!!!!! بعد از مساکین نوبت میرسه به در راه ماندگان و نکته ی بسیار جالب اینه که در آخرین مراحل نوبت میرسه به سائل یا همون گدای خودمون که در بسیاری از مواقع اولین نفر دربین این گروه دریافت کنندگان انفاقند و در نهایت هم نوبت میرسه به بردگان و شاید به نوعی زندانیان امروز البته در روایات استثنا ها ای هم داریم به طور مثال شخصی که گرسنگی ممکن است به ایمانش صدمه جدی بزنه در حالی که همین گرسنگی برای زن و فرزندمان بی ایمانی به همراه نداره اینجا باید اون گرسنه رو اولویت داد ولی به هر حال روند عمومی انفاق به همین شکل است که در قرآن اومده. در قید بعدی باز کار رو سخت تر میکنه: ببینید دوستان من خیلی ها رو دیدم که به اون عقایدی که اول گفتم معتقدند و اهل انفاق هم هستند اما زیر بار نماز نمیرن و نماز نمیخونن!!!! نماز در قرآن، خودش یه بحث مفصل میخواد که اگه توفیقی بود و عمری در پستهای بعدی خدمت دوستان تقدیم میکنم. در قید بعدی باز هم کار رو سخت تر میکنه یعنی پای حقوق مالی واجب، مانند خمس و زکات رو به میون میاره. دوستان من خیلی ها رو دیدم که هزار هزار و ملیون ملیون انفاق میکنن اما زیر یک قرون خمس یا زکات نمیرن و این هم بحث مفصلی میطلبد که مجالش اینجا نیست. در قید بعدی کار رو و اقعاً سخت میکنه و من خودم از اینجا به بعد واقعاً کم میارم متأسفانه (البته امید به فضل خدا و عنایت امام زمان دارم تا من هم روزی آدم بشم انشاالله) در اینجا قید وفای به عهد رو مطرح میکنه که کار حقیقتاً سختیه!! در حدیث است که ((شیعیان ما رو در دو هنگام بشناسید یکی در هنگام اول وقت نماز (با پرداختن به نماز اول وقت) و دیگری در هنگام رسیدن موعد وفای به عهد (که باید به قولی که داده اند عمل کنند)) دوستان وفای به عهد خیلی خیلی گسترده است، ما به دیگران قول میدیم و باید پاش وایسیم ما به خدا قول میدیم و باید پاش وایسیم و ما بارها و بارها به خودمون قول دادیم که خیلی کارا بکنیم امّا آیا پای قولمون به خودمون وایسادیم؟ در مرحله آخر هم یه قید بسیار خفن میاره و اون صبر هست در روایت داریم که ((صبر در ایمان به منزله سر در بدن است!!!)) و در روایات سه جور صبر داریم، اول صبر بر معصیت، بالاخره بسیاری از معاصی شیرینی هایی برای نفس داره و باید در برابر وسوسه های نفس و شیطان ایستاد وصبر کرد دوم صبر بر مصیبت، در زندگی هر انسانی مصیبت هایی از بیماری ها و ازدست دادن عزیزان و از بین رفتن اموال و... رخ میده که کاری از دست انسان ساخته نیست و به نوعی مقدرات است و وظیفه ما در برابر این مصایب صبر است سوم صبر بر طاعت، بسیار از واجبات برای نفس انسان سخت و گران و ناخوشایند است در مراحل اولیه مانند سختی روزه و جهاد و... اما واجب الهی تحت هر شرایط از سوی بنده مومن باید بجا آورده بشه هرچند سخت باشه و باید بر سختی ها و مشکلاتش صبر کرد و پایدار بود حال، کسی که تمام این صفات رو داشت، در ادعای ایمانش از نظر خداوند متعال صادق است و خداوند او را در زمره صدیقین و ابرار و متقین حقیقی قرار میده و خدا میدونه که چه برکاتی در قرار گرفتن انسان در میان این گروه ها وجود داره!! در پیایان این قسمت حدیث بسیار زیبایی از امام باقر علیه السلام رو مرتبط با مضمون این آیه شریفه تقدیم دوستان میکنم: ابو حمزه ثمالى- رحمه اللَّه گويد: از امام باقر (علیه السلام) شنيدم كه مىفرمود: چهار چيز است كه در هر كس باشد اسلام او كامل است، و بر ايمانش يارى مىشود، و گناهانش از وى پاك مىگردد، و بديدار خدا رود در حالى كه از او خرسند است، و اگر سراپايش را گناه فرا گرفته باشد خداوند آنها را بريزد. و آن چهار چيز عبارتند از: وفا به عهدى كه انسان با خدا مىبندد، و راستگوئى با مردم، و شرم و حيا از آنچه كه نزد خدا و مردم زشت مىنمايد، و خوش خلقى با خانواده و ساير مردم. و چهار چيز است كه در هر يك از مؤمنين باشد خداوند او را در برترين درجات بهشت در غرفهاى فوق غرفه ديگر در جايگاه شرف، بتمام معنى جاى دهد: آن كس كه يتيمى را پناه دهد و بخوبى از وى پذيرائى كند و چون پدرى مهربان براى او باشد، و آن كس كه به ناتوانى رحم كند و او را يارى دهد و كفايت نمايد، و آن كس كه هزينه زندگى پدر و مادرش را بپردازد و با آنان به نرمى و نيكى رفتار كند و اندوهگينشان نسازد، و آن كس كه با غلام خود بدخلقى و ناسازگارى نكند و او را در كارهايش كمك نمايد و نسبت به بازخريد خود اگر طاقت ندارد مجبورش نسازد. امالى شيخ مفيد-ترجمه استادولى، متن، ص: 185 گزیده ای از تفسیر گرانسنگ المیزان رو هم در مورد این آیه شریفه خدمت دوستان تقدیم میکنم: این آیه شریفه ذکر اوصاف ابرار و نیکوکاران است و می خواهد نشان دهد که مفهوم خالى از مصداق و حقيقت، هيچ اثرى و فضيلتى ندارد. و اين خود روش مرسومِ قرآن در تمامى بياناتش است كه وقتى ميخواهد مقامات معنوى را بيان كند، با شرح احوال و تعريف رجال دارنده آن مقام، بيان ميكند و به بيان مفهوم تنها قناعت نميكند. و سخن كوتاه آنكه جمله: (وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ) تعريف ابرار و بيان حقيقت حال ايشان است كه: هم در مرتبه اعتقاد تعريفشان مىكند و هم در مرتبه اعمال و هم اخلاق، در باره اعتقادشان ميفرمايد: (مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ) و در باره اعمالشان ميفرمايد: (أُولئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا)، و در باره اخلاقشان ميفرمايد. (وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ). و در تعريف اولى كه از ايشان كرده، فرموده: (كسانى هستند كه ايمان به خدا و روز جزا و ملائكه و كتاب و انبياء دارند)، و اين تعريف شامل تمامى معارف حقهاى است كه خداى سبحان ايمان به آنها را از بندگان خود خواسته و مراد به اين ايمان، ايمان كامل است كه اثرش هرگز از آن جدا نمىشود و تخلف نميكند، نه در قلب، و نه در جوارح، در قلب تخلف نميكند، چون صاحب آن ایمان حقیقی دچار شك و اضطراب و يا اعتراض و يا در پيشامدى ناگوار دچار خشم نميگردد. و در اخلاق و اعمال هم تخلف نميكند، (چون وقتى ايمانِ كامل در دل پيدا شد، اخلاق و اعمال هم اصلاح ميشود). بعد از اين تعريف درباره اعتقاداتشان، به بيان پارهاى از اعمالشان پرداخته، ميفرمايد: (وَ آتَى الْمالَ عَلى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبى، وَ الْيَتامى، وَ الْمَساكِينَ، وَ ابْنَ السَّبِيلِ، وَ السَّائِلِينَ، وَ فِي الرِّقابِ، وَ أَقامَ الصَّلاةَ، وَ آتَى الزَّكاةَ) و از جمله اعمال آنان نماز را بر شمرده كه حكمى است مربوط به عبادت كه در آيه (إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ، نماز از فحشاء و منكر نهى مىكند. (عنكبوت- 45) و نيز در آيه: (وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي، نماز را براى يادآورى من بپا بدار (طه-14)، در اهميت آن سخن رفته است، از دیگر نشانه های اعمال مومنین کامل، زكات را كه حكمى است مالى و مايه صلاح معاش ذكر فرموده.. "وفاى به عهد، صبر و صدق، سه صفت مؤمنين" خداى سبحان بعد از ذكر پارهاى از اعمال آنان بذكر پارهاى از اخلاقشان پرداخته، از آن جمله وفاى به عهدى كه كردهاند، و صبر در باساء و ضراء و صبر در برابر دشمن و ناگواريها و سختی های جنگ را ميشمارد و عهد عبارتست از التزام به چيزى و عقد قلبى بر آن و هر چند خداى تعالى آن را در آيه مطلق آورده، لكن بطورى كه بعضى گمان كردهاند شامل ايمان و التزام به احكام دين نميشود، براى اينكه دنبالش فرموده: (اذا عاهدوا وقتى كه عهد مىبندند)، معلوم مىشود منظور از عهد نامبرده عهدهايى است كه گاهى با يكديگر مىبندند (و يا با خدا مىبندند، مانند نذر و قسم و امثال آن) ولكن اطلاق عهد در آيه شريفه شامل تمامى وعدههاى انسان و قولهايى كه اشخاص ميدهد ميشود، مثل اينكه بگويد: (من اين كار را ميكنم، و يا اين كارى كه مىكردم ترك مىكنم) و نيز شامل هر عقد و معامله و معاشرت و امثال آن مىشود. و صبر عبارتست از ثبات بر شدائد، در مواقعى كه مصائب و يا جنگى پيش مىآيد و اين دو خلق يعنى وفاى به عهد و صبر هر چند شامل تمامى اخلاق فاضله نميشود و لكن اگر این دو خلق (صبر و وفای به عهد) در كسى پيدا شد، بقيه آن خلقها نيز پيدا ميشود. و اين دو خلق يكى متعلق به سكون است و ديگرى متعلق به حركت، وفاى به عهد متعلق به حركت و صبر متعلق به سكون، پس در حقيقت ذكر اين دو صفت از ميان همه اوصاف مؤمنين به منزله اين است كه فرموده باشد: مؤمنين وقتى حرفى ميزنند، پاى حرف خود ايستادهاند و از عمل به گفته خود شانه خالى نميكنند. و اما اين كه براى بار دوم مؤمنين را معرفى نموده كه (أُولئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا) براى اين بود كه صدق، وصفى است كه تمامى فضائل علم و عمل را در بر ميگيرد، ممكن نيست كسى داراى صدق باشد و عفت و شجاعت و حكمت و عدالت، چهار ريشه اخلاق فاضله را نداشته باشد، چون آدمى به غير از اعتقاد و قول و عمل، چيز ديگرى ندارد و وقتى بنا بگذارد كه جز راست نگويد، ناچار ميشود اين سه چيز را با هم مطابق سازد، يعنى: نكند مگر آنچه را كه ميگويد و نگويد مگر آنچه را كه معتقد است وگر نه دچار دروغ ميشود. بنا بر اين اگر کسی بنا گذاشت كه حقیقتاً جز راست نگويد، تنها چيزى را ميگويد كه بدان معتقد است و تنها عملى را ميكند كه مطابق گفتارش است، در اين هنگام است كه ايمان خالص و اخلاق فاضله و عمل صالح، همه با هم برايش فراهم ميشود. هم چنان كه در جاى ديگر نيز در شان مؤمنان فرموده: (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ، وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ، اى كسانى كه ايمان آوردهايد، از خدا بترسيد و با راستگويان باشيد). (توبة- 119) و اما تعريفى كه براى بار سوم از آنان كرد و فرمود: (أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ)، براى بيان كمال ايشان است، چون برو نیکی و صدق اگر به حد كمال نرسند، تقوى دست نميدهد. یا علی و التماس دعا |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۱:۱۳, ۱۴/اسفند/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/اسفند/۸۹ ۱۱:۱۱ توسط mohammad790.)
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرّحمن الرّحیم اى يحيى كتاب [خدا] را به جد و جهد بگير و از كودكى به او نبوت داديم (۱۲) يَا يَحْيَى خُذِ الْكِتَابَ بِقُوَّةٍ وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا ﴿۱۲﴾ و [نيز] از جانب خود مهربانى و پاكى [به او داديم] و تقواپيشه بود (۱۳) وَحَنَانًا مِّن لَّدُنَّا وَزَكَاةً وَكَانَ تَقِيًّا ﴿۱۳﴾ و با پدر و مادر خود نيكرفتار بود و زورگويى نافرمان نبود (۱۴) وَبَرًّا بِوَالِدَيْهِ وَلَمْ يَكُن جَبَّارًا عَصِيًّا ﴿۱۴﴾ و درود بر او روزى كه زاده شد و روزى كه مىميرد و روزى كه زنده برانگيخته مىشود (۱۵) وَسَلَامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَيَوْمَ يَمُوتُ وَيَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا ﴿۱۵﴾ راستش من چند وقت پیش یه مطلب راجع به فضیلت گریه از خوف خدا خواندم که یه مطلبی راجع به حضرت یحیی (ع ) نوشته بود عین مطلب رو براتون نقل میکنم از کتاب رساله لقاالله نوشته آیت الله میرزا جواد ملکی تبریزی قدس سره ....حضرت یحیی باتلا پوش را تن کرد و به بیت المقدس آمد و به همراه روحانیون شروع به عبادت کرد تا آنکه بالاپوشش گوشت تنش را خورد پس روزی یحیی نگاهی به اندامش که لاغر شده بود انداخت و گریستن آغاز کرد خدای عزوجل به او وحی کرد به این مقدار از جسمت که لاغر شده گریه میکنی؟ به عزت و جلالم سوگند اگر کمترین اطلاعی از آتش دوزخ داشتی بالاپوشی از آهن میپوشیدی تا چه رسد به بافته. یحیی این خطاب از خدای تعالی که شنید آنقدر گریه کرد که اشک چشمش گوشت هر دو گونه اورا خورد بطوریکه قیافه دندانهایش برای بینندگان پیدا بود خبر او به مادرش رسید و..... پس مادر یحیی دو قطعه نمد برای او تهیه کرد که دندانهایش را میپوشاند و اشک هایش را به خود میگرفت تا آنکه از اشک چشمانش خیس میشد یحیی آستین بالا میزد و آن نمد ها را میگرفت و فشارشان میداد و اشک ها از میان انگشتانش فرو میریخت..... خدایا به عظمتت و جلالت من رو از آتش دوزخ حفظ فرما که من بسیار نفهم و بی درک از آتش دوزخ و بزرگی مقام و منزلت توام خدایا خوفی و ترسی از بزرگی وعظمتت بر دل من قرار بده که بسیار عاجزم از درک عظمت مقام و منزلتَت... یا الله |
|||
|
|
۱۳:۱۹, ۱۴/اسفند/۸۹
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
سلام **************** تمامي آيات قرآن اثربخشي خاصي دارن ولي دركل آية الكرسي خيلي بيشتر از بقيه به دل ميشينه و درنتيجه تاثيراتش رو خيلي عجيب غريب ميتونيم توي زندگيمون ببينيم |
|||
|
|
۱۵:۱۴, ۱۴/اسفند/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/اسفند/۸۹ ۱۵:۱۵ توسط parsa.)
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
این درسته که تمام آیات قرآن جالب و تاثیر گذارن ولی بعضی آیات هست که با وضع کنونی ما مطابقت داره به همین علت برای ما خیلی جالبتر به نظر میاد
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-1530.html |
|||
|
|
۲۲:۴۹, ۲۲/اسفند/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/اسفند/۸۹ ۲۳:۱۹ توسط mohammad790.)
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
بسم الله
دوستان من که با خوندن این آیه خفن جا خوردم... یعنی یه روزی میاد که ما میگیم فقط یک روز در این دنیا زندگی کردیم و کمتر!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ قَالَ كَمْ لَبِثْتُمْ فِي الْأَرْضِ عَدَدَ سِنِينَ ﴿112﴾ قَالُوا لَبِثْنَا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ فَاسْأَلْ الْعَادِّينَ ﴿113﴾ قَالَ إِن لَّبِثْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا لَّوْ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿114﴾ (خداوند) مىگوید: «چند سال در روى زمین توقف کردید؟» ﴿112﴾ (در پاسخ) مىگویند: «تنها به اندازه یک روز، یا قسمتى از یک روز! از آنها که مىتوانند بشمارند بپرس!» ﴿113﴾ مىگوید: «(آرى،) شما مقدار کمى توقف نمودید اگر مىدانستید!» ﴿114﴾ خدایی حالا اگه با این دیدگاه که من فقط یه روز تو این دنیا هستم آیا ارزش داره برای یک روز لذت بردن و فلان وفلان خودمو به هزار گند کثافت آلوده کنم...؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ فقط یک روز یا کمتر مهمان این دنیای کثیف هستیم بعدش چمدونمون رو میبندیم میریم خونمون. آخه من نمیدونم واقعا چرا اینقد درکم پایینه... خیلی به خودم فشار میارم که درک کنم این موضوع رو و میدونم که اگر درکش کنم تموم مشکلاتم حل میشه(حبّ دنیا راس کل خطیئه) و دیگه خطایی نمیکنم. چه کنم که نفهمم... خدایا یه درکی فهمی چیزی به من عنایت بفرما هرچند کم به اندازه سر سوزن که کلیدی ست از کلیدهای در رستگاری... راستی دوستان خودمونیم ها ولی این تاپیک خیلی مهجوره... واقعا که این لیدی گاگا و کوفت و زهر مار ها مارو از قرآن خوندن و درکش بازداشته... خدایا هدایتم کن به تو پناه میبرم که پناهی جز تو وجود نداره ای پناه دهنده ی بی پناهان.(چند قطره اشک هم نمیاد بی وجدان که باعث قبولی دعامون بشه... به قول یه بنده خدایی : لعنت به ابن چشم ها که هر لحظه نوش داروی اشک را از دلم دریغ میکنند....)
یا الله |
|||
|
|
۱۳:۱۸, ۲۶/اسفند/۸۹
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
آیه ی « أَ لَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا ... »« سوره حدید آیه 16 » از آیات تكان دهنده قرآن مجید است كه قلب و روح انسان را در تسخیر خود قرار مىدهد، پردههاى غفلت را مىدرد و فریاد مىزند:
آیا موقع آن نرسیده است كه قلبهاى با ایمان در برابر ذكر خدا و از آنچه از حق نازل شده خاشع گردد؟ و همانند كسانى نباشند كه قبل از آنها آیات كتاب آسمانى را دریافت داشتند اما بر اثر طول زمان قلبهاى آنها به قساوت گرائید؟ لذا در طول تاریخ افراد بسیار آلودهاى را مىبینیم كه با شنیدن این آیه چنان تكان خوردند كه در یك لحظه با تمام گناهان خود وداع گفتند، و حتى بعضا در صف زاهدان و عابدان قرار گرفتند، از جمله سرگذشت معروف فضیل بن عیاض است. " فضیل" كه در كتب رجال به عنوان یكى از راویان موثق از امام صادق ع و از زهاد معروف معرفى شده و در پایان عمر در جوار كعبه مىزیست و همانجا در روز عاشورا بدرود حیات گفت در آغاز كار راهزن خطرناكى بود كه همه مردم از او وحشت داشتند. از نزدیكى یك آبادى مىگذشت دختركى را دید و نسبت به او علاقهمند شد عشق سوزان دخترك فضیل را وادار كرد كه شب هنگام از دیوار خانه او بالا رود و تصمیم داشت به هر قیمتى كه شده به وصال او نائل گردد، در این هنگام بود كه در یكى از خانههاى اطراف شخص بیداردلى مشغول تلاوت قرآن بود و به همین آیه رسیده بود: أَ لَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ ... این آیه همچون تیرى بر قلب آلوده فضیل نشست، درد و سوزى در درون دل احساس كرد، تكان عجیبى خورد، اندكى در فكر رفت این كیست كه سخن مىگوید؟ و به چه كسى این پیام را مىدهد؟ به من مىگوید: اى فضیل!" آیا وقت آن نرسیده است كه بیدار شوى، از این راه خطا برگردى، از این آلودگى خود را بشویى، و دست به دامن توبه زنى؟! ناگهان صداى فضیل بلند شد و پیوسته مىگفت: بلى و اللَّه قد آن، بلى و اللَّه قد آن!: به خدا سوگند وقت آن رسیده است، به خدا سوگند وقت آن رسیده است"! او تصمیم نهایى خودش را گرفته بود، و با یك جهش برقآسا از صف اشقیا بیرون پرید، و در صفوف سعدا جاى گرفت، به عقب برگشت و از دیوار بام فرود آمد، و به خرابهاى وارد شد كه جمعى از كاروانیان آنجا بودند، و براى حركت به سوى مقصدى با یكدیگر مشورت مىكردند، مىگفتند فضیل و دارودسته او در راهند، اگر برویم راه را بر ما مىبندند و ثروت ما را به غارت خواهند برد! فضیل تكانى خورد و خود را سخت ملامت كرد، و گفت چه بد مردى هستم! این چه شقاوت است كه به من رو آورده؟ در دل شب به قصد گناه از خانه بیرون آمدهام، و قومى مسلمان از بیم من به كنج این خرابه گریختهاند! روى به سوى آسمان كرد و با دلى توبهكار این سخنان را بر زبان جارى ساخت: اللهم انى تبت الیك و جعلت توبتى الیك جوار بیتك الحرام!:" خداوندا من به سوى تو بازگشتم، و توبه خود را این قرار مىدهم كه پیوسته در جوار خانه تو باشم، خدایا از بدكارى خود در رنجم، و از ناكسى در فغانم، درد مرا درمان كن، اى درمان كننده همه دردها! و اى پاك و منزه از همه عیبها! اى بىنیاز از خدمت من! و اى بىنقصان از خیانت من! مرا به رحمتت ببخشاى، و مرا كه اسیر بند هواى خویشم از این بند رهایى بخش"! خداوند دعاى او را مستجاب كرد، و به او عنایتها فرمود، و از آنجا بازگشت و به سوى" مكه" آمد، سالها در آنجا مجاور بود و از جمله اولیا گشت.تفسیر نمونه، ج23، ص: 345 و 346 |
|||
|
|
۱۸:۰۶, ۲۷/اسفند/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/اسفند/۸۹ ۴:۳۱ توسط K-1.)
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
|
گفتم: چقدر احساس تنهایی میكنم …
گفتی: فإنِّی قریب .:: من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶) ::. گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم… كاش میشد بهت نزدیك شم … گفتی: و اذكر ربك فی نفسك تضرّعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدوّ و الأصال .:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/۲۰۵) ::. گفتم: این هم توفیق میخواد! گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لكم .:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::. گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی … گفتی: و استغفروا ربكم ثم توبوا الیه .:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود/۹۰) ::. گفتم: با این همه گناه… آخه چیكار میتونم بكنم؟ گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده .:: مگه نمیدونید خداست كه توبه رو از بندههاش قبول میكنه؟! توبه/۱۰۴) ::. گفتم: دیگه روی توبه ندارم ... گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب :: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزندهی گناه هست و پذیرندهی توبه (غافر/۲-۳ ) گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟ گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا .:: خدا همهی گناهها رو میبخشه (زمر/۵۳) ::. گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو میبخشی؟ گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله .:: به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::. گفتم: نمیدونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم میزنه؛ ذوبم میكنه؛ عاشق میشم! … توبه میكنم گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین .:: خدا هم توبهكنندهها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::. ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك گفتی: الیس الله بكاف عبده .:: خدا برای بندهاش كافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::. گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار میتونم بكنم؟ گفتی:یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكرا كثیرا و سبحوه بكرة و اصیلا هو الذی یصلی علیكم و ملائكته لیخرجكم من الظلمت الی النور و كان بالمؤمنین رحیما .:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشتههاش بر شما درود و رحمت میفرستن تا شما رو از تاریكیها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::. |
|||
|
|
۲۰:۰۶, ۵/فروردین/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/فروردین/۹۰ ۲۰:۲۶ توسط وحید الف.)
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
|
وصف حال انان که تحمل تورات کرده و خلاف ان عمل نمودند در مثل به حماری ماند که بار کتابها بر پشت کشد اری قومی که مثل حالشان این است که ایات خدا را تکذیب کردند بسیار مردم ستمگر بد کاری هستند و خدا هرگز ستمکاران را رهبری نخواهد کرد.سوره شریف جمعه ایه 5
|
|||
|
|
۱:۵۸, ۶/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
|
اثر بخشترین ایه ای که در زندگی و ایمان قلبی ام و اعتقادات و یقینم تاثیر گذاشت ایه روشنی بخش نور بود الله نور السموات و الارض...سوره شریف نور ایه 35
انشا الله خداوند متعال دل ما را به نور قران روشن کند. |
|||
|
|
۲:۲۷, ۶/فروردین/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/فروردین/۹۰ ۲:۳۰ توسط alis.)
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
من تا دو سال پیش اصلا اهل دین نبودم یه بار همینجوری ایه الکرسی رو حفظ کردم رسیدم به اینجا که: ***لا اکراه فی الدین*** با خودم فکر کردم که اگه خدا میگه این دین خوبه پس چرا میگه اجبار نیست؟؟؟؟؟؟؟؟
شروع کردم به گشتن دنبال سوالام از پایه دین . همین تکه از ایه متحولم کرد... |
|||
|
|
۷:۳۲, ۶/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
آیات قران هر کدام دریایی است که با داشتن ظرف های مختلف از آن بهره مند می شویم. ولی یکی از زیبا ترین حکیمانه تر آیات قر آن این آیه است. ویزکیهم ویعلم اکتاب و الحکمه فهم آیات قرآن و پی بردن آن بدون تزکیه خیلی سخت و ناشدنی است و پاکان هستن که به حقیقت قرآن پی می برند. پس باید تقوا پیشه کرد تا از این دریای بی کران استفاده کرد.حکمت های قرآن از نوع حکمت های عملی است. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| زندگی با چراغ ها زیباست (حیات طیبه با قرآن)ویژه رمضان94 | حسن عزتي | 39 | 29,377 |
۲۵/تیر/۹۴ ۱۸:۴۲ آخرین ارسال: السا |
|
| امید بخشترین آیه قرآن کریم کدام است؟ | مرتضی اقبالی | 2 | 1,951 |
۲۳/اردیبهشت/۹۴ ۰:۰۱ آخرین ارسال: أین المنتظر |
|
| امیدبخشترین آیه قرآن کریم کدام است؟ | MESSENGER | 0 | 1,384 |
۲۸/فروردین/۹۴ ۲۰:۰۰ آخرین ارسال: MESSENGER |
|
| ✿ زندگی خوب،در سایه سار قرآن ✿ | حسن عزتي | 22 | 15,635 |
۲۸/بهمن/۹۳ ۱۰:۳۰ آخرین ارسال: حسن عزتي |
|
| تدبر در آیات قرآن(جالبترین آیاتی که در هر روز با آن مواجه شدیم) | علی 110 | 254 | 98,010 |
۲۲/تیر/۹۳ ۱۹:۳۶ آخرین ارسال: ghoran |
|
| خورشید و حرکت سایه ها در قرآن | HermeS | 0 | 1,312 |
۱/خرداد/۹۳ ۱۵:۰۸ آخرین ارسال: HermeS |
|
| امید بخشترین آیه قرآن کدام است؟ | mohammad reza | 7 | 4,696 |
۲۵/فروردین/۹۳ ۲۲:۰۱ آخرین ارسال: عالم مقدس ملکوت |
|











