کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مباحثه سوره ناس،رهایی از شر خناس
۱۴:۱۳, ۴/آذر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/آذر/۹۳ ۹:۱۳ توسط یاســین.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام خدمت دوستان گرامی

به لطف خدا با ابعاد مختلف سوره فلق کمی اشنا شدیم که البته دریای علوم قرانی بی انتهاس،اما مطالب خیلی خوبی گفته شد.از همه دوستانی که در مبحث شرکت کردن بسیار سپاسگزارم.

البته تاپیک فلق همچنان باز هست و دوستان میتوننن همچنان مطالبشون رو بزارن که البته بعضی تفاسیر ادامه هم داره که از اقایان محمد هادی و حسن.س هم کمال تشکر رو دارم.
سوره فلق

خوب میریم سراغ سوره مبارکه ناس

ان شاء الله بعد از اتمام دو سوره،ارتباط بین شون و کاربردشون رو هم در حد بضاعت مطرح میکنیم.
اگه دوستان انتقاد یا پیشنهادی دارند برای بهتر شدن روند کار حتما بفرمایند.



خب

کاری که این هفته انجام میدیم
خواندن سوره ناس در نماز های یومیه و در اوقات دیگه که بتونیم کمی با سوره انس بگیریم
و در این یک هفته هر سوالی که به ذهنتون در مورد این سوره میرسه حتما بفرمایید.





[تصویر: interpretation-of-chapter-nas1.jpg]



به مرور سوالاتی که مطرح میشه در پست اول درج میگردد.
رب الناس

ملک الناس

اله الناس

1-چرا در ابتدا شاره به سه صفت ربوبیت مالکیت و الوهیت شده ؟ آیا ترتیب بیان آنها منظوری دارد ؟

2-وسوسه های پنهانی اشاره بر چه چیز یا چه کسی دارد ؟(انسان/شیطان)

3-اگر شیطان است چرا در انتهای سوره مبارکه مستعاذ منه هم انسان بیان شده و هم جن؟

4-
چرا در سوره فلق از سه شر به یک پناهگاه ،پناه میبریم و در این سوره از یک شر(خناس) به سه پناهگاه؟


5-خناس و صدور یعنی چی؟

6-یعنی خناس فقط روی صدور تاثیر داره؟

7-
سرّ تکرار "ناس" در سوره چیست ؟

8-اصلا چرا در این سوره «اعوذ» یک بار آمده است ، ولی ناس پنج بار تکرار شده است ؟ !
9-آیا می شود گفت تکرار ناس اعلان حمایت ویژه ی خداوند از جنس ناس (انسانها) در برابر وسوسه‌ هاست؟
10-خناس در زندگی چه تاثیری داره و چگونه میشه از شرش پناه برد؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مصباح ، میم.حسین.الف ، amrtat71 ، Eve ، آفتاب ، آسمانه سجادی ، السا ، azade ، عقیق ، محمدهادی ، bagheri4 ، sabrina ، حضرت عشق ، fafa* ، ( علقمه ) ، fiftynine ، mahdy30na ، faateme-313

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۴:۴۹, ۱۸/آذر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/آذر/۹۳ ۱۴:۴۹ توسط یاســین.)
شماره ارسال: #11
آواتار
(۱۷/آذر/۹۳ ۹:۵۵)Eve نوشته است:  چون کار فرعی لذت بخش تر یا راحتتره! یا کار اصلی م یه عذابی داره انجام دادنش که با کار فرعی و انجام دادن میتونم به تاخیر بندازمش :/
سلام

ممنون از اینکه جواب دادینSmile
پس اگه بخوایم ازش گزاره کلی بنویسیم میشه این:
ما باید کار فرعی و اصلی رو انجام بدیم،چرا به اون یکی میگیم اصلی ؟چون مهمتره و تاخیر در اون ممکنهاثر سوء برامون بزاره.
درواقع عقلمون میگه اون مهمتره اما هیجان و احساسمون گزینه ای که دوست داریم رو پیشنهاد میده.

پس میتونیم بگیم:

- ما از کار مهمتر صرفنظر میکنیم یا به تاخیرش میندازیم چون به چیز دیگه ای بیشتر علاقه داریم.
پس
اگه وابستگی و علایقمون رو کمتر کنیم میتونیم با اراده بیشتری،کارهای مهم رو انجام بدیم.

اگه نظرتون غیر از این بود یا نکته دیگه دوست داشتید بگید،بفرمایید.

(۱۷/آذر/۹۳ ۱۸:۵۶)رکن الهدی نوشته است:  نمی دونم شاید چون فکر می کنیم حتما زمان اتجام کاره اصلی رو پیدا می کنیم یا اینکه هنوز اونقدر توان تشخیص کار اصلی و فرعی وجود نداره براساس تمنیات نفسانیمون نسبت به عملی تصمیم می گیریم نه عقل ومنطق وبالاتر از اونها تکلیفمون
درباره اون کارمنده فک کنم صفت ملک
دانشجو اله
ومهمونی رب
البته بین این دو تای آخر شک دارم ...همینجوری حدس زدمBig Grin
سلام
ممنون که جواب دادین

پس میشه گفت:

اینجا که میگیم تعقل ما هنوز کامل نشده که فذع و اصل رو تشخیص بده در واقع خدا اندازه توان هر کس ازش حساب میگیره.
مطمئنا در شرایط یکسان،گزینه خیر (اونی که عقل من انتخاب کرده) امام علی علیه السلام با گزینه خیر من متفاوته.
اما از من در حد خودم میخوان.
صدر ،جایی که خناس میاد انسان رو وسوسه میکنه،درواقع جایی هست که طرف فهمیده اصل و فرع کدومه،اراده اشم کرده،در یک قدمی رسیدن به عمل دچار تاخیر میشه.
اما اون گزاره تون درسته
" براساس تمنیات نفسانیمون نسبت به عملی تصمیم می گیریم نه عقل ومنطق وبالاتر از اونها"

و اما جوابهای بعدی
Wink
روی معانی رب و اله در پستهای قبلی دقت کنید.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محمدهادی ، Eve ، حضرت عشق ، آفتاب ، ( علقمه ) ، mahdy30na
۱۵:۳۸, ۱۸/آذر/۹۳
شماره ارسال: #12
آواتار
بعله الان که دقت کردم فک کنم دانشجو رب
مهمونی اله باشه ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، محمدهادی ، حضرت عشق ، mahdy30na
۸:۵۳, ۱۹/آذر/۹۳
شماره ارسال: #13
آواتار
سلامخب همانطور که دوست عزیزمون رکن الهدی فرمودن:(البته اینا وجهه اشتراک هم داره و تمییز کامل نمیشه داد.مثلا گزینه اول به رب هم ربط داره هم ملک)
1- یه رئیسی دارم که هرزگاهی کارای غیر قانونی هم انجام میده،حالا از من خواسته که پرونده فلان شخص رو امضا کنم که غیر قانونی هم هست و اگه این کارو انجام ندم اخراجم میکنه.....

اگر من خدا رو مالک بدونم پس حکم و باید و نباید خدا برام مهم میشه نه رئیسم.حالا ببینید تو زندگی روزمره چقدر حرف ناس برامون مهمه و چقدر حرف ملک الناس.در واقع کسی که در این بعد توحیدی مشکل داشته باشه میتونه دچار افت خناس بشه.گزینه ربش هم این میشه که من اگه رزقم رو از خدا بدونم از این نمیترسم که منو اخراج کنن،چون یقین دارم خدا از راه دیگه ای منو ساپورت میکنه.کلا این مدل ترس ها خیلی ادمو زمین میزنه.ترس از روزی.......

و به قول اقا میم.حسین.الف :"
- کسی است که دارای سلطنت و قوتی کافی باشد، و حکمی نافذ داشته باشد، به طوری که هر کس از هر شری بدو پناهنده شود و او بتواند با اعمال قدرت و سلطنتش آن را دفع کند، نظیر پادشاهان (و امثال ایشان)، این سبب هم سببی است مستقل و تام در سببیت."



2- یه استاد داریم تو دانشگاه که در حوزه جامعه شناسی همیشه ایدئولوژی غربی ها رو درس میده که با جامعه ما منافات داره،حالا نمیدونم سر امتحان حرفای خلاف اعتقادم رو بنویسم به جای حرف اشتباه استاد یا بخاطر نمره حرفای استاد رو بنویسم.....


خدا رب و پرورش دهنده ما هست.خیلی ها اینطوری فکر میکنند که اگه فلان استاد باههاشون بد بشه یا مثلا اگه نتونن با اون یکی استاد درس بگیرند یا اگه فلان نشه از رشد کمالیشون باز میمونن.اینکه انسان باید تدبیر کنه و تلاش سر جاشه،اما اینکه این موارد رو ادم علت تام بگیره غلطه.
یه ادمی میتونه دانشگاه نره و از امکانات دیگه استفاده کنه و سوادش از دانشگاه رفته ها بیشتر باشه.
اگه استاد رو رب ندونیم و خدا رو رب بدونیم هر اتفاقی که در زندگیمون بیفته میدونیم جزو دوره اموزشی ما بوده.حتی مدل پدر و مادرمون.... حتی ویژگی های همسرمون و اتفاقا ادم میتونه به اینها فکر کنه که مشکل من کجا بوده،خدا چی میخواسته به من یاد بده که مثلا خدا یه همسر خوش اخلاق بهم داده یا حتی بداخلاق.
پس تربیتمون رو از ناس نبینیم ،از رب الناس ببینیم و به او پناه ببریم.
این حوزه خیلی گسترده و برای ما قابل لمس تره.حتی میشه گفت ادمی که رزقش رو حوائجش رو از خدا بگیره،هیچ وقت مربوب ناس نمیشه.


و به قول دوست گرامی:
"
به ربی پناه می‏برد که مدبر امر او و مربی او است، و در تمامی حوائجش از کوچک و بزرگ به او رجوع می‏کند، در این هنگام هم که چنین شری متوجه او شده و بقای او را تهدید می‏کند به وی پناهنده می‏شود تا آن شر را دفع کرده بقایش را تضمین کند، و از میان آن سه پناهگاه، این یکی سببی است فی نفسه تام در سببیت."



3-وقتی میریم خونه یکی از فامیلامون،همسایه شون یه حیاط داره توش پره ماشین مدل بالا،کلا وقتی میریم اونجا تا مدت ها وامیستیم و تماشا میکنیم.اصلا هوش از سر ادم میپره،تا چند روز هم تو رویای پول و ماشینیم .....


ادما وقتی متحیر میشن به غیر خدا، یه جورایی انگار خدا رو ندیدن.ادمی که با ثروت قارون متحیر شه،با همون میتونه تحت تاثیر قرار بگیره.
اقای میم.حسین .الف به نقل از المیزان:
"
در این میان سبب سومی است و آن عبارت است از الهی که معبود واقعی باشد، چون لازمه معبودیت اله و مخصوصا اگر الهی واحد و بی شریک باشد، این است که بنده خود را برای خود خالص سازد، یعنی جز او کسی را نخواند و در هیچ یک از حوائجش جز به او مراجعه ننماید، جز آنچه او اراده می‏کند اراده نکند، و جز آنچه او می‏خواهد عمل نکند."


سوال اخر رو هم دوستان درست گفتن:
-وابستگی و علایق ما به کارهای فرعی
-ترجیح ما به انتخاب احساسمون نسبت به انتخاب عقلمون
حالا چه جوری میشه که بتونیم اینو متعادل کنیم.

..........................................................................................
..............................................................................
..........................................................
........................................

خب با حوزه اسما کمی اشنا شدیم.دفعه بعد وارد خناس و صدر و شیاطین جن و انس میشیم.
از دوستانی که نظر دادن خیلی ممنونم

سوالات بعدی
1-فرق بین عجله و گرفتار خناس شدن چیه؟چون جفتش بد هست دیگه،از کجا بفهمیم الان کاری که میخوایم انجام بدیم داریم عجله میکنیم یا اگه لفت بدیم دچار خناس شدیم؟
2-میتونید یه مثال از وسوسه شیاطین انس و جن بزنید؟فقط یادتون باشه خناس یعنی شما میخواید کار خوب انجام بدید یا کار مهم و اونجا داره سرعت شما رو میگیره
3-به نظر شما از همین استراتژیک خناس میشه علیه خود شیاطین استفاده کرد؟این سوال سخته اگه جواب ندادید عیبی نداره
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محمدهادی ، آفتاب ، mahdy30na
۱۰:۵۱, ۶/دی/۹۳
شماره ارسال: #14
آواتار
سلام
خب دیگه مجبورم همه رو خودم بگم

1- عجله حالتیه که هنوز شرایط ماقبل کار فراهم نیست،اما ما میخوایم اون کار رو انجام بدیم که بی تدبیری هست،اما در وسوسه خناس،همه چیز مهیا است فقط عمل ما رو میخواد که ما خودمون در عزم مشکل داریم.

2-شیاطین جن با القا ،وسوسه ایجاد میکنن و شیاطن انس هم که نمونه اش زیاده،مثلا میخوایم به مامانمون کمک کنیم،دوستمون میگه بریم بیرون یه چرخ بزنیم زود برمیگردیم و ...

3-از این استراتژی میشه علیه شیطان استفاده کرد،مثلا میخوایم غیبت کنیم،به خودمون میگیم حالا یه ساعت دیگه به خواهرم زنگ میزنم تعریف میکنم و .. یعنی با بهانه های مختلف کار بد رو به تاخیر میندازیم .حالا یا یادمون میره یا اون هیجان کاذب فروکش میکنه و ... به هر حال اینم یه مدل تلاشه.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب ، ( علقمه ) ، Eve ، محمدهادی ، azade ، mahdy30na
۱۲:۲۹, ۹/دی/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/دی/۹۳ ۱۲:۳۰ توسط azade.)
شماره ارسال: #15
آواتار
سلام
نکاتی که میخوام بگم ابتداییه اما به نظرم به عنوان تذکار خوب هستند

اول سوره با سه زبان به ناس خطاب میشه که الله،‌رب و ملک و اله تو هست کجا داری میری؟‌ باید به این وجود پناه ببری!

این وجودی که باید به او پناه ببری،‌ رب تو هست ،‌تو رو میشناسه ، نسبت به تو و آنچه که در درون تو میگذره آگاهی داره .


به نظر من سوره ناس ،‌داره انسان (ناس)‌ رو با درون خودش آشنا میکنه و او رو نسبت به خطراتی که تهدیدش میکنه آگاه میسازد.

قشنگی سوره این هست که قبل از اینکه بخواد خطر رو بیان کنه ، پناهگاه رو بیان میکنه ،‌پناهگاهی که رب و ملک و اله هست (نه هر پناهگاه دم دستی ای!)‌ بعد خطر رو میگه. این از بعد روانی خیلی اهمیت داره که انسان بدونه تکیه گاه مطئنی داره و با این دید به مشکلات نگاه کنه. تکیه گاهی که هم قدرت داره و هم آگاهی و مالک او هست.

البته این تکیه گاه علاوه بر اینکه مالک من هست ،‌مالک همه ناس هایی هم هست که دارند وسوسه میکنند. و این باز هم خیال آدمی رو از بابت تکیه گاه (و پناهش ) راحت تر میکنه .

علاوه بر اون ، تاکید بر رب و اله و ملک (با توجه به اینکه قرآن خلاصه گویی در عین جامع گویی داره ) نشون دهنده این هست که خطر وسوسه های درونی عظیم هست و نیاز به پناه گاه رو با تاکید بسیاری بیان میکنه.


و در مقایسه با سوره فلق که فقط یک بار استعاذه بیان میشه بیان کننده اینه که اگر چه آنها هم خطر های کمی نیستند اما خطر وسوسه درونی انسان ، خطری بسیار عظیم تر هست.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، آفتاب ، میم.حسین.الف ، mahdy30na
۲۳:۳۷, ۱۵/بهمن/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/بهمن/۹۳ ۱۱:۴۱ توسط محمدهادی.)
شماره ارسال: #16
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر خوبی از سوره ناس توسط ابن سینا صورت گرفته و لطیفتر از آن در بیانات مرحوم امام راحل در آداب الصلوة اگر توفیقی بشه در ادامه تقدیم دوستان کنم.

اما قبل از ورود یه نکته تفسیری را سیده جلیله بانو امین قدس سرها در تفسیرشون (مخزن العرفان) که مرحوم انصاری همدانی (صلوات الله علیه) توصیه به خوندشون داشتند، عرض کنم:
از بعض مفسّرين نقل ميكنند كه چنين گفته لفظ ناس در اين سوره پنج مرتبه گفته شده اگر چه بحسب ظاهر تكرار بنظر ميآيد لكن باعتبار معنى تكرار نيست زيرا مقصود از ناس اول‏ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ‏ اطفالند اين است كه ربوبيّت را بآن‏ اضافه نموده و مقصود از ناس دوم‏ مَلِكِ النَّاسِ‏ جوانانند زيرا ملك كه دليل بر قهر و سياست است باو اضافه نموده و مقصود از ناس در آيه سوم‏ إِلهِ النَّاسِ‏ پيرانند كه در مقام اطاعت و عبادت و پرستش اله‏اند و مقصود از ناس در آيه چهارم‏ فِي صُدُورِ النَّاسِ‏ مردمان صالحند كه شيطان مولع باغواء و فريب دادن ايشان است و مقصود از آيه پنجم‏ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ‏ افراد مفسد از بشرند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، میم.حسین.الف ، mahdy30na ، شیدا ، mohammadhadi ، 135
۲۰:۰۰, ۲۰/بهمن/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/بهمن/۹۳ ۲۰:۰۴ توسط محمدهادی.)
شماره ارسال: #17
آواتار
تفسیر مرحوم امام خمینی همراه با اضافات:

در مباحث فلق شناسی مطالبی درباره «استعاذه» و «مستعيذ» و «مستعاذ منه» و «مستعاذ به» گفته شد:
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-36605-page-6.html

مرحوم امام در آداب الصلوه می گوید:
حقيقت استعاذه در سالك إلى اللّه متحقّق و در سير و سلوك به سوى حق متحصّل است، يعنى استعاذه اختصاص دارد به سالك در مراتب سلوك، پس به حسب مقامات و مراتب سايران و مدارج و منازل سالكان، حقيقت «استعاذه» و «مستعيذ» و «مستعاذ منه» و «مستعاذ به» فرق مى‏كند.

گاهی انسان از شر شیطان به خداوند پناه می برد، گاهی از شرور و ... گاهی از خود خداوند متعال به او پناه می برد، و می گوید: اعوذ بک منک (چنانکه در ادعیه داریم)

امام راحل می فرماید : اینکه در سوره شريفه «ناس» كه فرمايد: قُلْ اعُوذُ بِرَبِّ الناس مَلِكِ الناس اله الناس و ... که گاه به رب، گاه به ملک، گاه به اله پناه می برد ‏به حسب مقامات و مراتب سايران و مدارج و منازل سالكان است.

ادامه دارد
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy30na ، میم.حسین.الف
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  ثواب های اخروی تلاوت سوره های قرآن(همه ی سوره ها) sarallah 2 2,934 ۲۸/اسفند/۹۲ ۲:۴۷
آخرین ارسال: pure
  سوره بنی اسرائیل (اسراء) سوره ی منتظران مهدی فاطمه علیهما سلام nasimesaba 41 24,797 ۲۷/اردیبهشت/۹۲ ۷:۳۰
آخرین ارسال: fatemeh

پرش در بین بخشها:


بالا