کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 6 رای - 4.67 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سوره بنی اسرائیل (اسراء) سوره ی منتظران مهدی فاطمه علیهما سلام
۵:۵۳, ۱۱/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/اردیبهشت/۹۱ ۱۷:۴۳ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
(۲۵/دی/۸۹ ۱۲:۵۴)علی 110 نوشته است:  سلام دوستان
فوائد و فضائل سوره بنی اسرائیل (اسری)

در کتاب مصباح - ص 441 و تفسیر شریف البرهان جلد 2 صفحه 289 و الصافی جلد 1 ص 1000 و...
به روایت از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام مذکور است که هرکس بخواند سوره ی بنی اسرائیل را در هر شب جمعه نمیرد تا دریابد قائم آل محمد صلوات الله علیه را و از اصحاب آن حضرت باشد.
من اولین باری که این حدیث شریف رو دیدم با خودم گفتم مگه توی این سوره چی نوشته که یه همچین آثاری داره؟!
زمانی که با این رویکرد رفتم سراغ این سوره (از المیزان هم کمک گرفتم) دیدم در این سوره بسیاری از مطالب در مورد اصول عقاید، دشمن شناسی و وظایف منتظران و حتی آیاتی که صراحتاً به امام زمان و مسئله ظهور مربوط میشه و خلاصه هر چیزی که یه سرباز امام زمان باید بدون و معتقد باشه و بهش عمل کنه رو داره به زودی سعی میکنم مطلبی تفصیلی در مورد این سوره ی خدمت دوستان تقدیم کنم
منتظران مشتاق از این سوره شبهای جمعه غافل نشوند!!!!!!!!!!!
برای پدرو مادر حقیر دعا بفرماید
یا علی

سوره‏ى «اِسراء»، يكصد و يازده آيه دارد و بنابر قول مشهور مكّى است. البتّه بعضى پنج آيه‏ى 26، 32، 33، 57 و 78 را مدنى مى‏دانند.

اين سوره؛ به جهت كلمه‏ ى اوّل آن، «سبحان» و به خاطر ماجراى معراج، «اِسراء» و به سبب بازگويى داستان بنى‏اسرائيل، «بنى‏اسرائيل» نام‏گذارى شده است.

در اين سوره همچون ديگر سوره‏هاى مكّى، موضوعاتى از قبيل: توحيد، معاد، نصايح سودمند و مبارزه با هرگونه شرك، ظلم و انحراف، سنّت‏ها و قوانين فردى واجتماعى در تاريخ، تاريخچه آدم و ابليس، پيامبر اسلام و موقعيّت آن حضرت در مكّه، بيان شده است. از مسائل عمده و قابل توجّه در اين سوره، معراج حضرت رسول‏صلى الله عليه وآله است.

شروع سوره با «تسبيح» خداست و پايان آن با «حمد» و ستايش او.

در روايات به تلاوت اين سوره در شب‏هاى جمعه سفارش شده و از جمله فوائد آن، ديدار امام‏زمان‏عليه السلام دانسته شده است.(1)



1- امام صادق ‏عليه السلام فرمودند: «من قرء سورة بنى اسرائيل فى كل ليلة جمعة لم يمت حتّى يدرك القائم و يكون من اصحابه». تفسير نمونه.


---------------------------------------
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏

به نام خداوند بخشنده مهربان‏
«1» سُبْحَنَ الَّذِى أَسْرَى‏ بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَا الَّذِى بَرَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ ءَايَتِنَآ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ

پاك و منزّه است آن (خدايى) كه بنده‏اش را از مسجدالحرام تا مسجدالاقصى‏ كه اطرافش را بركت داده‏ايم شبانه بُرد، تا از نشانه‏هاى خود به او نشان دهيم. همانا او شنوا و بيناست.

[b]نكته‏ها:
معراج، مقدّس‏ترين سفر در طول تاريخ است، مسافرش پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله، فرودگاهش مسجدالحرام، گذرگاهش مسجد الاقصى‏، مهماندارش خدا، هدف آن ديدن آيات الهى، سوغاتش اخبار آسمان‏ها و ملكوت و بالا بردن سطح فهم بشر از اين دنياى مادّى بوده است.(2)
بر اساس روايات، پيامبر يك سال قبل از هجرت، پس از نماز مغرب در مسجدالحرام، از طريق مسجدالاقصى‏ به وسيله‏ى «بُراق»(3) به آسمان‏ها رفت و چون بازگشت، نماز صبح را در مسجدالحرام خواند.(4)
معراج پيامبر، جسمانى و در بيدارى بوده، نه در خواب و با روح! و اصل آن از ضروريات دين و مورد اتّفاق‏همه‏ى فرقه‏هاى اسلامى است.(5) روايات متواتر(6) و برخى دعاها و زيارتنامه‏ها هم به اين مسأله اشاره دارد و در برخى احاديث، منكر آن كافر معرّفى شده است.
خداوند، حضرت آدم را از آسمان به زمين آورد، ولى حضرت رسول‏صلى الله عليه وآله را از زمين به آسمان برد.(7) پيامبر در آن شب، عوالم بالا، ملكوت آسمان‏ها و عجائب آفرينش را ديده(8) ، با انبيا ملاقات كردند.(9) ، برخى احاديث قدسى در اين سفر بر آن حضرت وارد شده است، و رهبرى و ولايت على‏عليه السلام مطرح شد.
در اين سفر، حضرت رسول، بهشت و جهنّم را ديد، وضعيّت بهشتيان و نعمت‏هايشان و دوزخيان و عذاب‏هايشان از مشاهدات ديگر پيامبر بود. وقتى پيامبر داستان معراج را بيان فرمود، بعضى مردم كم‏ ظرفيّت از دين برگشتند.(10)
پيامبرى كه امتّش در آينده از فضانوردان نيز خواهند بود، لازم است به معراج و سفر آسمانى رفته باشد. «سبحان الّذى أسرى‏ بعبده»
پيام‏ها:
1- معراج، لغو نيست، بلكه اسرارى قابل توجّه دارد. «سبحان الّذى اسرى‏...»
2- معراج، اردوى خصوصى و بازديد علمى پيامبر بود، و گرنه خداوند بى‏مكان است. «سبحان الّذى اسرى‏»
3- عبوديّت، مقدّمه پرواز است وعروج، بى‏خروج از صفات رذيله، ممكن نيست. «أسرى‏ بعَبده»
4- انسان اگر هم به معراج برود، باز «عبد» است. پس درباره‏ى اولياى خدا غلوّ نكنيم. «أسرى بعَبده»
5 - عبوديّت، از افتخارات پيامبر و زمينه‏ى دريافت‏هاى الهى اوست. «بعَبده»
6- براى قرب به خدا، شب بهترين وقت است.(11) «أسرى... ليلاً»
7- شب معراج، شب بسيار مهمى بوده است. «ليلاً» نكره آمده است.
8 - اگر استعداد وشايستگى باشد، پرواز يكشبه انجام مى‏گيرد. «أسرى‏ بعبده ليلاً»
9- مسجد، بهترين سكوى پرواز معنوى مؤمن است. «من المسجد»
10- مسجد بايد محور كارهاى ما باشد. «من المسجد الحرام الى المسجدالاقصى‏»
11- حركت‏هاى مقدّس، بايد از راهها و جايگاه‏هاى مقدّس باشد. «أسرى... من المسجد»
12- سرسبزى و بركات، بايد بر محور مسجد و پيرامون آن باشد. «المسجد... بارَكنا حَوله»
13- بيت المقدّس و حوالى آن، محلّ نزول بركات آسمانى، مقّر پيامبران و فرودگاه فرشتگان در تاريخ بوده است. «باركنا حَوله»
14- ظرفيّت علمى انسان، از دانستنى‏هاى زمين بيشتر و شگفتى‏هاى آسمان نيز از زمين بيشتر است. «أسرى‏... لنُريَه من آياتنا»
15- هدف معراج، كسب معرفت و رشد معنوى بود. «لنُريَه من آياتنا»
16- آيات الهى آن قدر بى‏انتهاست كه رسول خدا نيز توان دستيابى به همه آنها را ندارد. «من آياتنا»(12)
17- خداوند، به مخالفان هشدار مى‏دهد كه آنان را مى‏بيند و سخنانشان را مى‏شنود. «السّميع البصير»


--------------------------------------------------
2) در تفسير فرقان آمده است: شب ميلاد، شب معراج، شب بعثت، شب هجرت، شب ورود به مدينه و شب رحلت پيامبر، همه، شب دوشنبه بوده است.
3) تفسير نورالثقلين.
4) بحار، ج 18، ص‏389.
5) اين آيه و آيات 8 تا 18 سوره‏ى نجم، بر اين مطلب دلالت دارد.
6) متواتر، به رواياتى مى‏گويند كه افراد بسيارى آن‏را نقل كرده باشند وجايى براى شبهه نباشد.
7) تفسير كشف‏الاسرار.
8) تفسير نورالثقلين.
9) كافى، ج 8، ص‏121.
10) تفسير طبرى.
11) سُرى‏» به معناى سير و حركت شبانه است.
12) در جاى ديگر آمده است: «لقد رأى من آيات ربّه الكبرى‏» نجم، 18.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: أین المنتظر ، Agha sayyed ، یا ثارالله ، MohammadSadra ، yamin ، meshkat ، محیصا ، sarallah ، امید ، حلما ، only_y2d ، Hadith ، یاســین ، sunrise59 ، در جستجوی سختی ، Tolou ، hesam110 ، Moh3eN-QalaM ، mohammad reza ، m.hossein ، شیما ، nooromahdi ، فاطمه خانم ، جانثار مهدی ، Farzaneh ، ساقی ، fatemeh ، شیدا ، mahdy30na ، بچه شیعه ، غفران غ ، ali.khm ، ahmad1300 ، منادی حق ، سدرة المنتهی ، laanbar1-2-3 ، مجید املشی ، Aryha ، عبدالرحمن ، El-Yasin

آغاز صفحه 5 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۲:۲۹, ۲۲/اردیبهشت/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/اردیبهشت/۹۲ ۱۲:۲۹ توسط fatemeh.)
شماره ارسال: #41
آواتار
وَلاَ تَمْشِ فِي الأَرْضِ مَرَحًا إِنَّكَ لَن تَخْرِقَ الأَرْضَ وَلَن تَبْلُغَ الْجِبَالَ طُولًا ﴿۳۷﴾
و در [روى] زمين به نخوت گام برمدار چرا كه هرگز زمين را نمی‏توانى شكافت و در بلندى به كوهها نمی‏توانى رسيد (۳۷)

متكبر مباش!
اين آيه به مبارزه با كبر و غرور برخاسته و با تعبير زنده و روشنى مؤمنان را از آن نهى مى‏كند، روى سخن را به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كرده، مى‏گويد:

«و در روى زمين از روى كبر و غرور، گام برمدار» (وَ لا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحاً).

«چرا كه تو نمى‏توانى زمين را بشكافى! و طول قامتت به كوهها نمى‏رسد»! (إِنَّكَ لَنْ تَخْرِقَ الْأَرْضَ وَ لَنْ تَبْلُغَ الْجِبالَ طُولًا).

اشاره به اين كه افراد متكبر و مغرور غالبا به هنگام راه رفتن پاهاى خود را محكم به زمين مى‏كوبند تا مردم را از آمد و رفت خويش آگاه سازند، گردن به آسمان مى‏كشند تا برترى خود را به پندار خويش بر زمينيان مشخص سازند! هدف قرآن اين است كه كبر و غرور را بطور كلى، محكوم كند، نه تنها در چهره خاصى يعنى راه رفتن. چرا كه غرور سر چشمه بيگانگى از خدا و خويشتن،

و اشتباه در قضاوت، و گم كردن راه حق، و پيوستن به خط شيطان، و آلودگى به انواع گناهان است.

برنامه عملى پيشوايان اسلام سرمشق بسيار آموزنده‏اى براى هر مسلمان راستين در اين زمينه است.

در سيره پيامبر صلّى اللّه عليه و آله میخوانيم: هرگز اجازه نمی‏داد به هنگامى كه سوار بود افرادى در ركاب او پياده راه بروند و نيز می‏خوانيم: پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بر روى خاك می‏نشست، و غذاى ساده همچون غذاى بردگان مى‏خورد، و از گوسفند شير می‏دوشيد، بر الاغ برهنه سوار می‏شد.

در حالات على عليه السّلام نيز می‏خوانيم كه او براى خانه آب می ‏آورد و گاه منزل را جارو می‏كرد.

و در تاريخ امام مجتبى عليه السّلام می‏خوانيم كه با داشتن مركبهاى متعدد، بيست مرتبه پياده به خانه خدا مشرف شد و میفرمود: من براى تواضع در پيشگاه خدا اين عمل را انجام می‏دهم.


كُلُّ ذَلِكَ كَانَ سَيٍّئُهُ عِنْدَ رَبِّكَ مَكْرُوهًا ﴿۳۸﴾
همه اين [كارها] بدش نزد پروردگار تو ناپسنديده است (۳۸)

اين آيه به عنوان تأكيدى بر تمام احكامى كه در مورد تحريم شرك و قتل نفس و زنا و فرزندكشى و تصرف در مال يتيمان و آزار پدر و مادر و مانند آن در آيات پيشين گذشت مى‏گويد: «تمام اينها گناهش نزد پروردگارت منفور است» (كُلُّ ذلِكَ كانَ سَيِّئُهُ عِنْدَ رَبِّكَ مَكْرُوهاً).

از اين تعبير روشن مى‏شود كه بر خلاف گفته پيروان مكتب جبر، خدا هرگز اراده نكرده است گناهى از كسى سر بزند، چرا كه اگر چنين چيزى را اراده كرده بود با كراهت و ناخشنودى كه در اين آيه روى آن تأكيد شده است سازگار نبود.

برگزيده تفسير نمونه، ج‏2

بحث روايتى

در احتجاج از يزيد بن عمير بن معاويه شامى از حضرت رضا (عليه السلام) نقل كرده كه در ضمن حديثى كه در آن مساءله جبر و تفويض و امربين امرين را ذكر فرموده گفته است: (عرض كردم آيا خداى تعالى در كار بندگان اراده و مشيتى دارد)؟ فرمود: اما در اطاعتها اراده و مشيت خدا همان امرى است كه خدا در باره آنها فرموده و خشنودى است كه نسبت به انجام آنها دارد و كمك و توف يقى است كه به فاعل آنها ارزانى مى دارد، و اما در معصيت ها اراده و مشيتش همان نهيى است كه از آنها كرده و سخطى است كه نسبت به مرتكبين آنها دارد، و سنگينى بار ايشان است

تفسیر المیزان - ج 13
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: در جستجوی سختی ، nasimesaba
۷:۳۰, ۲۷/اردیبهشت/۹۲
شماره ارسال: #42
آواتار
ذَلِكَ مِمَّا أَوْحَى إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ وَلاَ تَجْعَلْ مَعَ اللّهِ إِلَهًا آخَرَ فَتُلْقَى فِي جَهَنَّمَ مَلُومًا مَّدْحُورًا ﴿۳۹﴾
اين [سفارشها] از حكمتهايى است كه پروردگارت به تو وحى كرده است و با خداى يگانه معبودى ديگر قرار مده و گرنه حسرت‏زده و مطرود در جهنم افكنده خواهى شد (۳۹)

مشرك مشو!
باز براى تأكيد بيشتر و اين كه اين احكام حكيمانه همگى از وحى الهى سر چشمه مى‏گيرد، اضافه مى‏كند: «اينها از امور حكمت آميزى است كه پروردگارت به تو وحى فرستاده است» (ذلِكَ مِمَّا أَوْحى‏ إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ).

اشاره به اين كه احكام هم از طريق حكمت عقلى، اثبات شده است، و هم از طريق وحى الهى، و اصول همه احكام الهى چنين است هر چند جزئيات آن را در

بسيارى از اوقات با چراغ كم فروغ عقل نمى‏توان تشخيص داد و تنها در پرتو نورافكن نيرومند وحى بايد درك كرد.

سپس همانگونه كه آغاز اين احكام از تحريم شرك شروع شده بود با تأكيد بر تحريم شرك آن را پايان داده، مى‏گويد: «و هرگز (براى خداوند يگانه شريكى قائل مباش و) معبود ديگرى را در كنار «اللّه» قرار مده» (وَ لا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ).

«كه در جهنم افكنده مى‏شوى سرزنش شده، و رانده (درگاه خدا) خواهى بود» (فَتُلْقى‏ فِي جَهَنَّمَ مَلُوماً مَدْحُوراً).

در حقيقت شرك و دوگانه پرستى، خمير مايه همه انحرافات و جنايات و گناهان است، لذا بيان اين سلسله احكام اساسى اسلام از شرك شروع شد و به شرك نيز پايان يافت.



أَفَأَصْفَاكُمْ رَبُّكُم بِالْبَنِينَ وَاتَّخَذَ مِنَ الْمَلآئِكَةِ إِنَاثًا إِنَّكُمْ لَتَقُولُونَ قَوْلًا عَظِيمًا ﴿۴۰﴾

آيا [پنداشتيد كه] پروردگارتان شما را به [داشتن] پسران اختصاص داده و خود از فرشتگان دخترانى برگرفته است‏حقا كه شما سخنى بس بزرگ مى‏گوييد (۴۰)

اين آيه به يكى از افكار خرافى مشركان اشاره كرده و پايه منطق و تفكر آنها را به اين وسيله روشن مى‏سازد و آن اين كه: بسيارى از آنها معتقد بودند كه فرشتگان دختران خدا هستند در حالى كه خودشان از شنيدن نام دختر، ننگ و عار داشتند و تولد او را در خانه خود مايه بدبختى و سرشكستگى مى‏پنداشتند! قرآن از منطق خود آنها اتخاذ سند كرده، مى‏گويد: «آيا پروردگار شما پسران را تنها در سهم شما قرار داد و خود از فرشتگان دخترانى انتخاب كرد» (أَ فَأَصْفاكُمْ رَبُّكُمْ بِالْبَنِينَ وَ اتَّخَذَ مِنَ الْمَلائِكَةِ إِناثاً).

بدون شك فرزندان دختر همانند فرزندان پسر از مواهب الهى هستند و هيچ گونه تفاوتى از نظر ارزش انسانى ندارند.

ولى هدف قرآن اين است آنها را با منطق خودشان محكوم سازد كه شما چگونه افراد نادانى هستيد براى پروردگارتان چيزى قائل مى‏شويد كه خود از آن ننگ و عار داريد.

سپس در پايان آيه به صورت يك حكم قاطع مى‏گويد: «شما سخن بسيار بزرگ و كفرآميزى مى‏گوييد» (إِنَّكُمْ لَتَقُولُونَ قَوْلًا عَظِيماً).

سخنى كه با هيچ منطقى سازگار نيست و از چندين جهت بى‏پايه است زيرا:

1- اعتقاد به وجود فرزند براى خدا اهانت عظيمى به ساحت مقدس او است، چرا كه او نه جسم است نه عوارض جسمانى دارد، نه نياز به بقاء نسل.

2- چگونه شما فرزندان خدا را همه دختر مى‏دانيد؟ در حالى كه براى دختر پايينترين منزلت را قائليد.

3- از همه گذشته اين عقيده اهانتى به مقام فرشتگان الهى است كه فرمانبران حقند و مقربان درگاه او. شما از شنيدن نام دختر وحشت داريد، ولى اين مقربان الهى را همه دختر مى‏دانيد.

برگزيده تفسير نمونه، ج‏2
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: در جستجوی سختی ، nasimesaba ، El-Yasin
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  سیمای کلی سوره ها ghoran 22 6,166 ۲۳/شهریور/۹۵ ۱۱:۲۴
آخرین ارسال: ghoran
  وجه نام گذارى سوره بقره (از دیدگاه آیت الله علی صفایی حائری) paradise 0 1,302 ۳/شهریور/۹۴ ۱۱:۱۴
آخرین ارسال: paradise
  خواص و برکات سوره اسراء در جستجوی سختی 0 1,155 ۳۱/تیر/۹۴ ۱۰:۴۷
آخرین ارسال: در جستجوی سختی
  منظور از "امانت" در ایه 72 سوره الاحزاب چیست؟ غریب 11 5,749 ۲۱/تیر/۹۴ ۵:۲۶
آخرین ارسال: محمدهادی
  مباحثه سوره ناس،رهایی از شر خناس یاســین 16 9,752 ۲۰/بهمن/۹۳ ۲۰:۰۰
آخرین ارسال: محمدهادی
  سوالی در باب آیه 3 سوره نور بهسا 6 2,866 ۶/آذر/۹۳ ۱۲:۲۲
آخرین ارسال: مصباح
  انس با قرآن با تفسیر سوره مبارکه حمد kamelia 0 1,395 ۳۰/مرداد/۹۳ ۲۲:۱۱
آخرین ارسال: kamelia

پرش در بین بخشها:


بالا