کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
خلافت حضرت علی(علیه السلام)
۱۱:۱۶, ۳۰/خرداد/۹۴
شماره ارسال: #1
آواتار
سلام علیکم
چرا پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) تا لحظه وفاتشان دستور کتابت و نوشتن خلافت حضرت امام علی(علیه السلام) را ندادند و چرا این امر را تا آخرین لحظه حیات مطهرشان به تعویق انداختند؟
توجه:
لطفا بر روی همین سوال متمرکز باشید. بنده هم میدانم بارها حضرت تکلیف امت بعد از خود را در خصوص خلافت امام علی(علیه السلام) را مشخص فرمودند. سوال این است چرا با خلافت و ولایت برخوری مانند کتابت قرآن نداشتند تا آن را مکتوب و محفوظ نمایند؟

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، MohammadSadra ، Anti gods ، حدیث عشق ، mahdy30na

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۷:۳۵, ۳۰/خرداد/۹۴
شماره ارسال: #11
آواتار
سلام
من بلد نیستم مثل دوستان ادبی حرف بزنم،همون لری میگم
اولا_بر فرض پیامبر خدا وصیت را مکتوب میکردند
آیا تعداد آدم هایی که اون وصیت به دستشون میرسید از آدم هایی که در غدیر و عرفات مباحث جانشینی رو از پیامبر شنیده بودن بیشتر می بود؟قطعا خیر
پس خیلی فرقی نمیکرد
دوما _بر فرض پیامبر خدا وصیت را مکتوب میکردند
چه تضمینی وجود داشت که اون وصیت بعد از پیامبر از بین برده نشه؟
ممکنه بگید خب پیامبر وصیت میکردند اما میدادند به حضرت علی ازش نگه داری کنه
خب در این حالت هم ارزشی نداشت چون مخالفین باید به وصیت عمل میکردند وگرنه که اهل بیت چه وصیت باشه چه نباشه میدونستند جریان چیه
مثلا قرآن حضرت علی که آیات مربوط به خلافت خودشون و تفاسیرش در آن مشخص شده بود و برای جلوگیری از نابود شدن دست به دست بین ائمه منتقل شد باعث شد که طرفداران معاویه و عمر بیان شیعه بشن؟
سوما_بر فرض پیامبر خدا در جمع عمومی مسلمانان وصیت میکردند
اون موقع تازه یه چیزی میشد شبیه ماجرای غدیر
من قبلا ها خیلی با سنی ها از طریق فضای مجازی ارتباط داشتم اما به این نتیجه رسیدم که حتی اگر علم هم داشته باشن باز هم دیوار حاشا بلنده
دو تصویر از کتاب هاشون میذارم ببینید با این وجود دلیل عقلی میمونه که پیامبر جانشین مشخص نکرده باشه؟
[تصویر: u6kkvu5e212xufgqocnx.jpg]

[تصویر: jg6oc88i985zjs6fgbu8.jpg]
حدیث اول مال حاکم نیشابوری سنی هست و دومی مال ابن ابی عاصم که البانی وهابی گفته روایت معتبریه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: m.hossein ، حدیث عشق ، mahdy30na ، مرتضی اقبالی ، سید ابراهیم ، MohammadSadra
۱۸:۲۴, ۳۰/خرداد/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/خرداد/۹۴ ۱۸:۱۱ توسط m.hossein.)
شماره ارسال: #12
آواتار
(۳۰/خرداد/۹۴ ۱۵:۰۶)سید ابراهیم نوشته است:  ببینید وقتی شخص می آید برای ادعای خویش جانشین انتخاب میکند، این یعنی همان تداوم . مسلما از این می ترسند. حال اگر ببینند شخص جانشین جوان غیور و جدی همچون امیرالمومنین سلام الله علیه است این ترس چند برابر می شود.

در بحث ولایت، مصداق پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هم جای می گیرد.

میگم آقا سید سر پل یک وقت شکایت مکایت نکنی که با زبون روزه اذیتت کردیم ها!

1- آقا سید در داستان قبلیتون بنده نگاه کردم اسم ابوسفیان را هنوز پیدا نکردم فکر کنم فقط عفیف و عباس بن عبدالمطلب بودند ابوسفیان را هنوز ندیدم اگر منبع معتبری هست بفرمایید.


2- دید ابوسفیان و اشراف به پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مانند دید به امیه و ورقه نبود؟ اونها فکر می کردند یک چیز فراموش شدنی و زودگذر وجود دارد و مانند خیلی از دعوت کنندگان ایشان هم به موفقیت نخواهند رسید و از نظر اونها ظهور یک شخصی که امی هست و سه تا پیرو بیشتر نداره چیکار می خواهد بکند؟

3- حضرت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) در آن زمان جوانی 15 ساله بود و خوب ببینید یک شخصیتی یک ادعایی می کند و عموها و عمه ها و بستگانش را جمع می کند و می خواهد آنان را به دین خود دعوت کنند بعد بین آنهمه ریش سفید جوانی 15 ساله را جانشین خود می کند و می گوید: این جوان برادر و وصی و جانشین من است به سخنان او گوش دهید و پیروی کنید.

چیزی که وجود دارد اینست که به تکبر اکثر ریش سفیدان آنها مثل ابولهب بر میخوره بطوریکه طعن به حضرت ابوطالب می زدند: محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دستور داد که از پسرت پیروی کنی و از او فرمان ببری و او را بزرگ تو قرار داد.
این طعن چیز عجیبی نیست در آن زمانه که بزرگان یک خانواده همیشه خود را بر حق می دانستند و فکر می کردند تبعیت از یک جوان کسر شان است ! بنظرم دستاویز بهتری برای اهمیت جانشینی وجود دارد و من خواهش می کنم اگر دلیل مستدل تری هست به اون استناد شود بهتر است.

4- جاهلانی که تا چند ده و صد سال بعد به زور می توانستند مو را ببینند چطور در زمان جاهلیت پیچش مو را می دیدند و آینده نگری می کردند مؤسس اساس را باید زد چون اگر نباشد رشدی ایجاد نمی شود.

5- آقا سید خود اینکه پیامبر در اولین جلسه ای که گذاشتند موضوع جانشینی را مطرح کردند کافیست تا اهمیت امامت را ثابت کند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مرتضی اقبالی ، سید ابراهیم
۱۱:۲۳, ۳۱/خرداد/۹۴
شماره ارسال: #13
آواتار
خب بله، این فرمایشات شما الان با کدام سخنان بنده در تناقض بود؟؟؟

بیایید روی اونها بحث کنیم تا به نقاط اشتراک برسیم.

امضای سید ابراهیم
[تصویر: 70398176744835468767.png]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: m.hossein ، مرتضی اقبالی
۱۸:۳۷, ۳۱/خرداد/۹۴
شماره ارسال: #14
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
با عرض سلام دوباره و آرزوی قبولی طاعات و عبادات


الآن باید بشینیم به قول آقا سید به اشتراک نظر برسیم و پرانتز ها رو ببندیم و البته موارد اختلافی زیاد است اما توافق دور از دسترس نیست فقط آقا سید حواستون به زیاده خواهی های بنده باشه!Smile
الآن بنده باید اعتماد سازی کنم؟Wink

و اما موارد اختلافی در عرایض بنده و فرمایشات شما


1-
سید ابراهیم نوشته است:
نکته جالبتر هم این است که باز در همان میهمانی تا زمانی که پیامبر حضرت علی را انتخاب نکرده بودند، حداقل به ظاهر هیچ مشکلی نیامده بود.

یعنی پیامبر خدایان قبلی را رد کردند، هیچ کس اعتراضی نکرد، از خدای واحد جدیدی سخن گفت و باز هیچ کس اعتراضی نکرد، آنقدر جو ساکت بود که حتی پیامبر تصمیم گرفت برای بعد از خود نیز خلیفه و جانشینی انتخاب کند و باز کسی معترض نشد که اصلا ای محمد ما هنوز دین تو را قبول نکرده ایم که تو داری برای ما جانشنین انتخاب میکنی؟؟؟؟

ولی به محض انکه ایشان نام مبارک حضرت علی را اوردند، مجلس را ابولهب و دیگران به هم زدند و.....

m.hossein نوشته است:3- حضرت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) در آن زمان جوانی 15 ساله بود و خوب ببینید یک شخصیتی یک ادعایی می کند و عموها و عمه ها و بستگانش را جمع می کند و می خواهد آنان را به دین خود دعوت کنند بعد بین آنهمه ریش سفید جوانی 15 ساله را جانشین خود می کند و می گوید: این جوان برادر و وصی و جانشین من است به سخنان او گوش دهید و پیروی کنید.

چیزی که وجود دارد اینست که به تکبر اکثر ریش سفیدان آنها مثل ابولهب بر میخوره بطوریکه طعن به حضرت ابوطالب می زدند: محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دستور داد که از پسرت پیروی کنی و از او فرمان ببری و او را بزرگ تو قرار داد.
این طعن چیز عجیبی نیست در آن زمانه که بزرگان یک خانواده همیشه خود را بر حق می دانستند و فکر می کردند تبعیت از یک جوان کسر شان است ! بنظرم دستاویز بهتری برای اهمیت جانشینی وجود دارد و من خواهش می کنم اگر دلیل مستدل تری هست به اون استناد شود بهتر است.

بعد پیامبر خطبه ی مفصل نفرمودند ایشان 7 تا 8 جمله سخن گقتند و همچین ریشه ی ادیان دیگر را زیر سؤال نبردند فقط از رسالت خودشان سخن گفتند و یک سؤال پرسیدند.
2-


سید ابراهیم نوشته است:مسلما از این می ترسند. حال اگر ببینند شخص جانشین جوان غیور و جدی همچون امیرالمومنین سلام الله علیه است این ترس چند برابر می شود.

m.hossein نوشته است:حضرت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) در آن زمان جوانی 15 ساله بود
بنظر نمی رسه توانایی ها امیرامؤمنین(علیه السلام) در آن زمان اثبات شده باشد چون ایشان هنوز در عنفوان نوجوانی بودند شاید بهترین کار ایشان قضیه ی پیشگام بودنشان در اسلام آوردن بوده که متاسفانه وهابیت سر این قضیه هم سنگ اندازی می کند که البته پاسخ های کافی داده شده.

3-
سید ابراهیم نوشته است:ببینید وقتی شخص می آید برای ادعای خویش جانشین انتخاب میکند، این یعنی همان تداوم . مسلما از این می ترسند.

m.hossein نوشته است:جاهلانی که تا چند ده و صد سال بعد به زور می توانستند مو را ببینند چطور در زمان جاهلیت پیچش مو را می دیدند و آینده نگری می کردند مؤسس اساس را باید زد چون اگر نباشد رشدی ایجاد نمی شود.

4-
سید ابراهیم نوشته است:یک امر بسیار مهم که احتمالا کمتر به آن توجه کرده اند این است که اساسا مشرکین و کفار آنچنان هم با آمدن دین جدید حضرت رسول مشکلی نداشتند و آن را خطر جدی برای خود نمی دانستند.


تمام مقابله ها، تمام سختگیری ها، تمام دشمنی ها و تمام آزار و اذیت ها از زمانی آغاز شد که حضرت رسول در آن میهمانی جانشین بعد از خود را معرفی کرد.

بخش بولد شده خیلی پذیرشش برای من سخت است.
بنده فعلا نپذیرفتم نبود مخالفت بدلیل نبود جانشین است:

m.hossein نوشته است:دید ابوسفیان و اشراف به پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مانند دید به امیه و ورقه نبود؟ اونها فکر می کردند یک چیز فراموش شدنی و زودگذر وجود دارد و مانند خیلی از دعوت کنندگان ایشان هم به موفقیت نخواهند رسید و از نظر اونها ظهور یک شخصی که امی هست و سه تا پیرو بیشتر نداره چیکار می خواهد بکند؟


5-
نقل قول: گویا به نحوی مردم باید تجربه حکومتی غیر از رسول خدا و توسط افراد مدعی دیگر را هم می داشتند تا فضاحت کار را دریابند و بعد به سراغ امیرالمومنین بروند...

آقا سید معتقدید در آن دوران هنوز مردم به فضاحت موضوعات پی برده بودند؟

6- و در نهایت موضوع اینکه همه ی مخالفت ها بعد اعلان جانیشینی صورت گرفت

مشترکات:
سید ابراهیم نوشته است:در بحث ولایت، مصداق پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هم جای می گیرد.

سید ابراهیم نوشته است:می دانیم که جان و ریشه دین اسلام هم ولایت است. [تصویر: happy.png]

سید ابراهیم نوشته است:
اگر پیامبر عظیم الشان اسلام بر مکتوب کردن جانشینی حضرت اصرار می ورزیدند هیچ چیزی از قرآن و اسلام باقی نمی ماند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مرتضی اقبالی
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  مناظرات امامان معصوم علیه السلام با دشمنان ، مخالفان و دانشمندان سایر ادیان# -Ali- 43 89,696 ۲۱/بهمن/۹۵ ۱۲:۲۵
آخرین ارسال: MohammadSadra
  مناظره امام باقر علیه السلام با طاووس یمانی (خواندنی) ali0077 8 5,679 ۲۰/دی/۹۲ ۱۵:۱۵
آخرین ارسال: rezamohammadi
  مناظره امام رضا علیه السلام با عالم سنی ali0077 0 1,640 ۲۴/شهریور/۹۲ ۱۴:۳۶
آخرین ارسال: ali0077
  رداندیشه های فیلسوفانه توسط امام هادی علیه السلام آیات 4 4,192 ۷/بهمن/۹۱ ۱۲:۴۳
آخرین ارسال: سید ابراهیم
  راز نفرین جهانی حضرت نوح(علیه السلام) علیه کافران سید هادی 0 1,106 ۲۰/مرداد/۹۱ ۲۲:۳۶
آخرین ارسال: سید هادی

پرش در بین بخشها:


بالا