کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 4 رای - 3 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
برسی اعجاز علمی قرآن کریم
۹:۰۲, ۲۸/مرداد/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/مرداد/۹۴ ۹:۱۸ توسط Silence.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بنام تنهای تنهای تنها
به اسم اعظمت...
سلام
باتوجه به شبهات اخیر درباره درست یا نادرست بودن برخی اعجاز در قرآن کریم و همچنین رد یا تایید اینکه آیا این نظریات ازنظر علوم تجربی قابل اثبات می باشد و اینکه آیا از جانب خدا وحی شده یا خیر به برسی کاملا علمی این معجزات در این تاپیک می پردازیم.

دوستان همواره از تطبیق دادن آیات قرآن با اعجاز علمی که اخیرا اثبات شده خوداری کنید،فقط اعجازی که درقرآن به طور مستقیم مطرح شده و علم امروزی اثبات کرده که به این گونه نیست.

و اینکه در نظر داشته باشید که در حجاز 1400 سال پیش نه اندیشه ای وجود داشت نه اندیشمندی.

باتوجه به اینکه من کنکور دارم بدبختانه مطالب دیر به دیر قرار میدم ولی سعی میکنم تماما علمی باشه و قابل دفاع...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میکا ، ضحی ، MEEAAD ، MohammadSadra

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۱:۰۱, ۱۸/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #11
آواتار
سلام
هم همکار گرامی Silenceو هم میکا
لطف کنین مباحث خودتون رو مستند ارایه بدین و اگه حرفی هست علمی بیان کنید ( البته توجه داشته باشین که مطالبتون باید علمی ثبت شده باشه نه اینکه بر روی فرضیه و حدس و گمان و اینکه یکی اینو گفته و ... )
یک بنیاد و قانونی هم مشخص کنید از اول و روی همین اساس پیش برید و از شاخه به شاخه ای دیگر پرهیز کنید. هر حرفی هست همینجا وگرنه این پست هم تعطیل خواهد شد مثل پست پیشین.
پس بر اساس یک اصول پیش برید.

این متن رو هم با دقت مطاله بفرمایید و اگه بر این مطالب نقد و یا تقریری دارید اضافه کنید.

اعجاز قرآن/ علمى: اثبات وحيانى‌بودن قرآن ازراه كشف دقايق علمى ناشناخته در عصر نزول و پس از آن
يكى از ابعاد اعجاز قرآن، بعد علمى آن است. مقصود از علم* در اينجا علوم تجربى، اعم از علوم طبيعى، مانند فيزيك، شيمى، زيست‌شناسى، و علوم انسانى، مانند جامعه‌شناسى است; يعنى علومى كه براساس روش مشاهده و تجربه حسّى پايه‌گذارى شده و در برابر علوم عقلى، نقلى و شهودى است.

  • مراد از اعجاز علمى قرآن وجود آياتى در آن است كه نوعى رازگويى علمى است; يعنى مطلبى علمى را كه قبل از نزول آيه، كسى از آن اطلاع نداشته، بيان مى‌كند و ممكن است مدتها بعد از نزول، ازسوى دانشمندان علوم تجربى كشف‌شود; اين مطلب علمى به‌گونه‌اى است كه با وسايل عادىِ بشر عصر نزول، قابل فهم و بيان نبوده‌است.
مبحث اعجاز علمى قرآن از جهتى زير مجموعه بحث اعجاز قرآن و از منظر ديگر زير مجموعه تفسير علمى آن است، ازاين‌رو با مبانى اتخاذ شده در تفسير علمى قرآن ارتباطى وثيق دارد و در آنجا روشن مى‌شود كه هدف اصلى قرآن، هدايت انسان به سوى خداست و اشارات علمى آن از اهداف فرعى است كه در راه خداشناسى و معادشناسى از آنها استفاده مى‌شود
(مثلا نك: آيات 2‌ـ‌4 رعد/13; 190 آل‌عمران/3; 5‌ـ‌8 طارق/ 86; 54 حجّ/22) و موجب تحريك حسّ كنجكاوى بشر و توجه او به دانش و رشد علوم در بين مسلمانان شده‌است.

نيز در مبحث تفسير علمى، روشن مى‌گردد كه ظواهر قرآن همه علوم بشرى را برنمى‌تابد تا از آن قابل استخراج باشد. از طرفى تحميل نظريه‌هاى علمى نيز بر قرآن جايز نيست، بلكه نوعى تفسير به رأى و حرام است، بنابراين، فقط مى‌توانيم از شيوه استخدام علوم در فهم و تفسير بهتر آيات قرآن استفاده كنيم. اين مطلب در برخى موارد، اعجاز علمى قرآن را نيز ثابت مى‌كند.

در مبحث تفسير علمى، باز بيان مى‌شود كه مفسر نمى‌تواند قرآن را بر هر نظريه علمى تطبيق كند و قرآن را تابع علوم متغير سازد، بلكه در تفسير و اعجاز علمى از علوم قطعى تجربى، يعنى گزاره‌هاى علمى كه به حد بداهت حسّى رسيده باشد، مانند نيروى جاذبه، يا به وسيله دليل عقلى‌پشتيبانى گردد، استفاده مى‌شود.[1]
  • تفسير علمى قرآن، هرچند از قرن چهارم و پنجم هجرى قمرى در آثار مكتوب بوعلى سينا ديده مى‌شود[2] و با فراز و نشيبهايى تا قرن حاضر ادامه يافته است; امّا بحث اعجاز علمى قرآن كه برگرفته از تفسير علمى است، تنها در قرن حاضر مورد توجه مسلمانان و غير مسلمانان قرار گرفته است.
برخى از كتابهاى تأليف شده در اين باره عبارت است از: معجزات القرآن فى وصف الكائنات و‌الاعجاز و‌الطب الحديث عبدالعزيز اسماعيل، اعجاز قرآن از نظر علوم امروزى يداللّه نيازمند شيرازى، اولين دانشگاه و آخرين پيامبر سيد رضا پاك نژاد، الاسلام و الهيئه هبة الدين شهرستانى، الاعجاز العلمى فى القرآن الكريم سامى محمدعلى، الاعجاز العلمى فى الاسلام محمّد كامل عبدالصمد، القرآن و العلم الحديث، الاعجاز العددى للقرآن الكريم، اللّه و العلم الحديث، اسرار و عجب و من الآيات العلميه عبدالرزاق نوفل والقرآن و العلم و القرآن والطب احمد محمّد سليمان. در اين ميان برخى تفاسير معاصر نيز به‌صورت گسترده به موارد اعجاز علمى قرآن اشاره كرده‌اند; همچون تفسير نمونه، طنطاوى و‌...‌.


در ميان خاورشناسان، موريس بوكاى در كتاب مقايسه‌اى ميان تورات، انجيل، قرآن و علم از كسانى است كه رويكردى مثبت به اشارات علمى قرآن داشته و در برخى موارد به صراحت اذعان كرده كه قرآن مطالبى علمى را بيان مى‌كند كه تا قرنها بعد براى انسان ناشناخته بوده است.[3]

Huhپرسش اساسى كه مخالفان اعجاز قرآن مطرح كرده‌اند آن است كه آيا انطباق آيات قرآن بر يافته‌هاى علوم تجربى، اعجاز علمى قرآن را ثابت‌مى‌كند؟
برخى گفته‌اند: در اين ملازمه چند‌اشكال وجود دارد:

1. اين بعد اعجاز قرآن را فقط اهل علم و متخصصان علوم تجربى در مى‌يابند، درحالى‌كه قرآن براى همه افراد معجزه است.

2. تحدّى قرآن درباره هر يك از سوره‌هاى آن است، درحالى‌كه مطالب و اشارات علمى آن در همه سوره‌ها وجود ندارد.

3. بحث اعجاز قرآن با علم تفسير درهم‌آميخته شده است، چون هدف علم تفسير بيان معانى الفاظ و جملات، و هدف اعجاز، دليل‌آوردن بر صدق سخنان پيامبر(صلى الله عليه وآله) است.

4. مطابقت برخى مطالب علمى قرآن با اكتشافات جديد، ثابت مى‌كند كه قرآن را انسانى عادى بيان نكرده، بلكه از طرف خداى داناى به حقايق نازل شده است; ولى اين مطلب اعجاز قرآن را ثابت نمى‌كند، چون تورات و انجيل اصلى هم از طرف خدا نازل شده‌اند; ولى معجزه نبودند. اعجاز قرآن درباره اعجاز بيانى و ادبى آن است كه كسى مثل آن را نمى‌تواند بياورد.[4]
ادامه مطلب در نقل قول تا طولانی نشه این صفحهSmile
نقل قول:برخى محققان با پذيرش اين نكته كه انطباق قرآن با علوم تجربى اعجاز علمى قرآن را ثابت مى‌كند، به اشكالات وى پاسخ داده‌اند كه اشكال نخست به ابعاد ديگر اعجاز قرآن نيز وارد است; براى مثال، اعجاز ادبى قرآن را تنها افراد اديب و متخصص به خوبى ادراك مى‌كنند و مردم عادى و غير عرب متوجه آن نمى‌شوند; ولى دليل بى‌اعتبار بودن اعجاز ادبى يا علمى قرآن نيست.

اشكال دوم را اين گونه پاسخ داده‌اند كه مدعيان اعجاز علمى، آن را براى يكايك سوره‌هاى قرآن ثابت نمى‌دانند، بلكه مى‌گويند: اعجاز قرآن جهات مختلف (ادبى، علمى، قوانين عالى و‌...) دارد و لازم نيست هر سوره آن از همه جهات معجزه باشد، بلكه از يك جهت هم كه معجزه باشد كافى است و تحدّى قرآن صحيح است، بنابراين، اگر اعجاز علمى تنها در برخى سوره ها تحقق يافت زيانى به تحدّى نمى‌زند.

در مورد اشكال سوم گفته‌اند: گاه هدف از تفسير علمى قرآن اثبات نظرات انحرافى، يا تحميل رأى بر قرآن، يا اثبات اين نكته است كه همه علوم در قرآن وجود دارد. اين برداشت، نتيجه سوء فهم و سوء استفاده از تفسير علمى و موجب بدبينى به آن است، و گاه هدف آن روشن كردن معانى و مقاصد آيات، يعنى همان تفسير اصطلاحى است، و گاهى هدف اثبات اعجاز قرآن است. البته بيان اعجاز علمى قرآن در راستاى تفسير و يكى از اهداف فرعى آن است.

اشكال چهارم، چنين پاسخ داده شده كه قرآن در 14 قرن قبل مطالبى علمى را آورده كه دانشمندان علوم تجربى قرنها بعد آن را كشف كرده‌اند. اين كشف دو چيز را نشان مى‌دهد:

1. قرآن، كلام انسانى معمولى نيست، بلكه از ناحيه خداست.

2. انسانهاى عادى در عصر نزول نمى‌توانستند اين مطالب علمى را بيابند، همان طور كه اكنون نيز يك انسان عادى نمى‌تواند كشفيات علوم تجربى چند قرن بعد را بياورد، بنابراين، بين تورات و انجيل با قرآن تفاوت هست، چون قرآن هم كلام خدا و هم معجزه پيامبر(صلى الله عليه وآله)است; امّا تورات و انجيل اصلى فقط كلام خدا بوده و معجزه و دليل صدق موسى و عيسى(عليهما السلام) را چيز ديگرى تشكيل مى‌داده است.[5]

موارد اعجاز علمى در قرآن:

اعجاز علمى قرآن با دو نظر افراطى و تفريطى مواجه است، درحالى‌كه برخى افراد آن را به كلى منكر شده‌اند بعضى ديگر در آيات فراوانى از قرآن كريم ادعاى اعجاز علمى كرده‌اند كه بخشى از آن قابل قبول، و برخى ديگر مورد نقد است; مهمترين موارد ادعايى اعجاز علمى در قرآن به شرح زير است:
1. نيروى جاذبه:
در آياتى از قرآن بيان شده كه خدا آسمانها را بدون ستونهاى ديدنى برافراشته است:
«رَفَعَ السَّمـوتِ بِغَيرِ عَمَد تَرَونَها»
(رعد/13،2)،
«خَلَقَ السَّمـوتِ بِغَيرِ عَمَد تَرَونَها»
(لقمان/31،10)

برخى مفسران[6] آيات فوق را اشاره به نيروى‌جاذبه* و نشانه‌اى از اعجاز علمى قرآن دانسته‌اند، زيرا كشف نيروى جاذبه را بعضى به ابوريحان بيرونى (م.‌440‌ق.)[7] و مشهور به نيوتن در قرن هفدهم ميلادى نسبت مى‌دهند[8]، پس اشاره قرآن به ستون*هاى نامرئى بين كرات‌آسمانى نوعى رازگويى علمى و از نمونه‌هاى اعجاز علمى قرآن است; امّا بايد توجه داشت كه جمع بودن واژه «عَمَد»[9] (ستونها) مى‌تواند اشاره به نيروهاى متعددى باشد كه نيروى جاذبه يكى از مصاديق آن است و ساير نيروها هنوز كشف نشده است.
2. حركتهاى خورشيد:
قرآن در آيات متعددى به حركتهاى خورشيد* اشاره كرده كه بر‌خلاف تصورات رايجِ در عصر نزول بوده و امروزه آن حركات ثبت شده است.

الف. برخى مفسران از آيه
«الشَّمسُ تَجرى لِمُستَقَرّ لَهَـا»
(يس/36،38) حركت انتقالى مستقيم خورشيد در درون كهكشان راه شيرى، يعنى حركت طولى خورشيد به سمت معين يا ستاره‌اى دور دست را استفاده كرده‌اند. در اين تفسير «لام» به معناى «الى» و «مستقر» اسم مكان‌است[10] و مفسران و صاحب نظران متعددى آن را از قرآن برداشت كرده‌اند[11] و برخى آن را اعجاز علمى قرآن مى‌دانند.

ب. از همين آيه حركت وضعى خورشيد نيز استفاده شده است; يعنى خورشيد در قرارگاهى معين به دور خود مى‌چرخد. اين برداشت مبتنى بر اين است كه «لام» به معناى «فى» باشد.[12]

ج. درون خورشيد دائماً انفجارهايى هسته‌اى صورت مى‌گيرد تا انرژى، نور و گرما توليد كند; اين انفجارها باعث زير و رو شدن مواد مذاب داخل خورشيد مى‌گردد كه گاهى تا كيلومترها پرتاب مى‌شود.[13] شايد بتوان از تعبير
«تجرى»
در آيه 38‌يس/ 36 كه به معناى جريان داشتن و متفاوت با «تحرك» است استفاده كرد كه خورشيد نه تنها حركت مى‌كند، بلكه جريان هم دارد; يعنى همچون آب در حال حركت زير و رو مى‌شود. اين برداشت از آيه را كه مورد تأييد كشفيات علمى نيز هست مى‌توان يكى از موارد اعجاز علمى قرآن به‌شمار آورد[14]; ولى بايد توجه داشت كه اشارات قرآن به حركتهاى خورشيد گرچه نوعى رازگويى علمى است; امّا در بخشى كه قبلاً از كتاب مقدس گزارش شد، يعنى حركت انتقالى دَوَرانى خورشيد، اعجاز علمى نيست و تنها در بخشهايى كه بر‌خلاف هيئت بطلميوسى رايج در زمان نزول، بيان شده، (مانند حركت انتقالى مستقيم، حركت‌وضعى، حركت تا زمان معين و حركت درونى خورشيد) اگر به قطعيت برسد، اعجاز علمى قرآن است.[15]

د. نيز از آيه
«فى فَلَك يَسبَحون»
(يس/36، 40; انبيا/21،3) حركت انتقالى دَوَرانى خورشيد به همراه منظومه شمسى، يعنى حركت دَوَرانى خورشيد در مدار خود كه به دور ستاره‌اى خاص يا به دور مركز كهكشان است يا به همراه كهكشان راه شيرى است كه به دور خود مى‌چرخد استفاده شده است[16]، چون «فَلَك» بر مجراى كرات آسمانى[17] يا مسير دَوَرانى آنها اطلاق مى‌شود.[18] البته اين مطلب قرآن (حركت خورشيد بر مدار) بر خلاف ديدگاه هيئت بَطلَميوسى است كه در عصر نزول در محافل علمى رايج بوده و تا 17 قرن بر فكر بشر سايه افكنده بود. براساس هيئت قديم، افلاك حركت مى‌كنند و ستارگان در فلك ثابت هستند; ولى از آيه استفاده مى‌شود كه خورشيد حركت دَوَرانى دارد و در مدارى شناور است.[19]

هـ‌. از آيه شريفه
«كُلٌّ يَجرى لاَِجَل مُسَمًّى»
(رعد/13،2) نيز استفاده شده كه حيات خورشيد تا زمان معينى ادامه دارد. اين آيه بر اين نظريه علمى تطبيق داده شده[20] كه خورشيد بر اثر انفجارهاى هسته‌اى و سوخت مواد درونى آن، تا چند ميليارد سال ديگر عمرش به پايان مى‌رسد.[21]
3. زوجيّت:
در آيات متعددى از قرآن به زوجيت ميوه‌ها و گياهان و انسانها اشاره شده است (رعد/13،3; شعراء/26، 7; يس/ 36، 36) همين مضمون در آيات 5 حجّ/22; 10 لقمان/31; 7‌ق/50; 53 طه/20 و 189 اعراف/7 نيز يافت مى‌شود. در برخى آيات به زوجيت چيزهايى اشاره شده كه انسان اطلاعى از آنها ندارد (يس/36، 36) و در برخى آيات سخن از زوجيّت همه موجودات است:
«ومِن كُلِّ شَىء خَلَقنا زَوجَينِ لَعَلَّكُم تَذَكَّرون»
(ذاريات/51،49)

واژه زوج در حيوانات به نر و ماده و در غير حيوانات به هر يك از دو چيزى كه قرينه يكديگر است، گفته مى‌شود و به چيزهاى مقارن، مشابه و متضاد نيز اطلاق مى‌گردد[22]، ازاين‌رو برخى واژه زوج را درباره ذرات درون اتم (الكترون و پروتون) و نيروهاى مثبت و منفى به‌كار برده‌اند.[23] بسيارى از مفسران و صاحب‌نظران با شگفتى، آيات فوق را از اشارات علمى قرآن به مسئله زوجيت گياهان و زوجيّت عام موجودات[24]، و برخى آن را اعجاز علمى قرآن دانسته‌اند[25]، زيرا انسانها از قديم مى‌دانستند كه برخى گياهان همچون نخل، زوج هستند; امّا نظريه زوجيت عمومى را كارل لينه گياه‌شناس معروف سوئدى، در سال 1731 ميلادى ابراز كرد.

بنابراين، مردم عصر نزول از زوجيت همه گياهان اطلاع نداشتند; ولى قرآن نه تنها به اين مطلب، بلكه به زوجيت همه موجودات اشاره كرده كه تا قرن اخير كسى از آن اطلاع نداشت[26] و نوعى رازگويى قرآن است كه حكايت از اعجاز علمى اين كتاب مقدس دارد.

اشارات علمى قرآن در اين موارد هر چند مى‌تواند اعجاز علمى به شمار آيد; امّا تطبيق آيه‌49 ذاريات/ 51 با مواردى همچون الكترونها، پروتونها و كواكب، قطعى نيست و اين موارد حداكثر ممكن است از مصاديق آيه مذكور به‌شمار‌آيد.
4. لقاح:
در آيه 22 حجر/ 15 به بادهاى زايا و باردار كننده اشاره شده است:
«و‌اَرسَلنَا الرِّيـحَ لَوقِحَ فَاَنزَلنا مِنَ السَّماءِ ماءً»
برخى در تفسير آيه گفته‌اند: مقصود بادهايى است كه گرده‌هاى گياهان نر را به گياهان ماده مى‌رسانند و آنها را زايا مى‌كنند[27]، و اين آيه را نمونه‌اى از اعجاز علمى قرآن دانسته‌اند. تفسير ديگر اين است كه آيه اشاره به لقاح ابرها و بارور شدن آنها دارد[28]، زيرا ادامه آيه كه مسئله نزول باران را مطرح كرده، نتيجه لقاح ابرهاست. احمد امين اين آيه را معجزه‌اى جاودانى مى‌داند، زيرا منظور از آن تأثيرى است كه باد در اتحاد الكتريسيته‌مثبت و منفى در دو قطعه ابر و آميزش و لقاح آنها‌دارد.[29]

برخى نيز برآن‌اند كه آيه مى‌تواند اشاره به لقاح ابرها و گياهان، هر دو باشد[30]، چون بخش اول آيه مطلبى كلى را مى‌گويد (زايا بودن بادها) كه اعم از لقاح ابرها و گياهان است; ولى در ادامه، آيه يكى از نتايج اين لقاح را كه همان نزول باران از ابر است، يادآور مى‌شود.[31]

بايد دانست كه اشاره قرآن به لقاح گياهان، اعجاز علمى آن به شمار نمى‌آيد، زيرا در صدر اسلام به‌طور اجمال از تأثير گرده افشانى برخى گياهان (همچون خرما) اطلاع داشتند.
5. مراحل آفرينش انسان:
قرآن كريم در آيات متعددى از مراحل آفرينش انسان* ياد كرده است. از اين آيات استفاده مى‌شود كه زندگى انسان 15‌مرحله دارد:

1. خاك (تراب و طين). (حجّ/22، 5; مؤمنون/23، 12; غافر/ 40، 67)

2. آب (ماء، ماء دافق، ماءمهين).(طارق/86،6; سجده/ 32، 8)

3. منى (نطفه). (قيامت/ 75، 37)

4. نطفه مخلوط. (دهر/ 76، 2)

5. عَلَقه. (مؤمنون / 23، 14; حجّ / 22، 5; غافر/ 40، 67)

6. مُضغه. (مؤمنون/23، 14; حجّ/22، 5)

7. تنظيم، تصوير وشكل‌گيرى.(سجده/32،9)

8. شكل‌گيرى استخوانها.(مؤمنون/23،14)

9. مرحله پوشاندن گوشت بر استخوانها. (مؤمنون/23، 14)

10. آفرينش جنس جنين*. (قيامت /75،39)

11. آفرينش روح يا دميدن جان در انسان و پيدايش گوش و چشم. (سجده/32، 6‌ـ‌9)

12. تولد طفل. (غافر/40، 67)

13. بلوغ. (حجّ/22، 5; غافر/40، 67)

14. كهنسالى. (حجّ/22، 5; غافر/40، 67)

15. مرگ. (حجّ/22، 5; غافر/40، 67)

اين آيات نيز مشتمل بر برخى اشارات علمى است كه برخى پزشكان را به حيرت آورده و آنها را دليل اعجاز علمى، بلكه اعجاز بلاغى قرآن دانسته‌اند.[32]

هرچند بيان هر يك از اين مراحل آفرينش انسان، به تنهايى نمى‌تواند دليل مستقلى بر اعجاز علمى قرآن باشد; ولى با توجه به گواهى دانشمندان بر عدم آگاهى مردم عصر نزول از نظم در اين مراحل، بيان و چينش آن، نوعى رازگويى علمى است كه مى‌تواند اعجاز علمى قرآن به‌شمار‌آيد.[33]
6. آغاز جهان و چگونگى پيدايش آن:
بسيارى از پژوهشگران مطالب قرآن را در مورد آغاز جهان و پيدايش آن از توده‌اى گازى شكل (دخان) و به هم پيوسته كه در آيات 30 انبيا/21 و 11 فصّلت/41 به آن اشاره شده، از اخبار غيبى و اعجاز علمى آن مى‌دانند، چون با نظريه انفجار بزرگ (مهبانگ)[34] و جدا‌شدن آسمان و زمين از يكديگر و توده گازى‌شكل‌بودن، هماهنگ است.

هرچند ظاهر آيات قرآن با نظريه مشهور مهبانگ به‌طور شگفت انگيزى همخوان است و برخى مفسران بدان اذعان دارند[35]; امّا اعجاز علمى قرآن در اين مورد پذيرفته نيست، زيرا اين نظريه قطعى نيست و نظريه‌هاى رقيب (همچون نظريه كهبانگ و جهان* پلاسما و حالت پايدار) نيز در اين‌باره وجود دارد و در مورد آيات فوق، تفسيرها و روايات ديگرى نيز هست.[36]
7. هفت آسمان:
برخى با طرح مسئله هفت‌آسمان در قرآن (29 بقره / 2; 44 اسراء / 17; 86 مؤمنون/23...) مدعى شده‌اند كه با توجه به كشفيات جديد علوم كيهان‌شناسى در صحنه كهكشانها، اين گزاره نوعى اعجاز علمى قرآن را در‌بر‌دارد.

امّا با توجه به احتمالات متعددى كه مفسران و صاحبنظران درباره معناى
«سَبعَ سَمـوت»
مطرح كرده‌اند و ابهاماتى كه هنوز در مورد آسمانها و كهكشانها وجود دارد و نظريه‌هاى متفاوت و بالنده‌اى كه هر روز ارائه مى‌شود[37]، نمى‌توان نظرى قطعى را در اين باره به قرآن نسبت داد و اعجاز علمى آن را ثابت دانست.
8. حركت زمين:
برخى مفسران از آيه 88 نمل/27:
«وتَرَى الجِبالَ تَحسَبُها جامِدَةً وهِىَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ»
حركت زمين را استفاده كرده‌اند و آن را معجزه علمى دانسته‌اند.[38] از آيات ديگرى چون 10 زخرف/43; 53 طه/20; 7 نبأ / 78[39]; 4‌شمس/91 و 30 نازعات / 79، حركت وضعى و انتقالى زمين*[40] و از آيات 25‌ـ‌27; مرسلات/77، حركتهاى متعدد آن استفاده شده‌است.[41]

صرف نظر از اشكالاتى كه به برداشتهاى فوق از آيات، مى‌توان گرفت، قرآن از حركت زمين برخلاف نظريه حاكم و مشهور عصر نزول، خبر داده است، زيرا در محافل علمى عصر نزول نظريه بطلميوس، مبنى بر سكون و مركزيت زمين حاكم بود[42] و اين عظمت قرآن را مى‌رساند; ولى اعجاز علمى آن به شمار نمى‌آيد، چون قبل از اسلام برخى دانشمندان، مانند فيثاغورس، فلوته خوش، ارشميدس، استرخوس ساموسى و كليانتوس آسوسى كه قبل از بطلميوس زندگى مى‌كرده‌اند قائل به حركت زمين بوده‌اند[43]، بنابراين، اعجاز در اين مورد معنا ندارد.
9. پيدايش حيات از آب:
آيات 45 نور/ 24 و 30 انبياء/ 21 كه منشأ پيدايش موجودات را آب* معرفى مى‌كند، از ديگر معجزه‌هاى علمى قرآن معرفى شده[44] و برخى از مفسران نيز به انطباق‌يافته‌هاى علوم تجربى با اين آيات اعتراف كرده‌اند[45]; ولى با توجه به معانى متعددى كه مفسران در اين آيات بيان كرده‌اند، نمى‌توان معنايى قطعى را به قرآن نسبت داد و اعجاز علمى دانست، چون ممكن است مقصود از آب در اينجا نطفه يا ماده اصلى بدن موجودات زنده يا مايع آب‌گونه‌اى كه جهان از آن پديد آمده يا منشأ پيدايش نخستين موجود باشد.[46]

افزون بر اين، قبل از اسلام نيز برخى از فلاسفه يونان (مانند تالس) اصل هستى را از آب مى‌دانستند[47]، پس مطالب آيات فوق شگفت‌انگيز بوده و عظمت قرآن را مى‌رساند; ولى اعجاز علمى آن را ثابت نمى‌كند.
10. ممنوعيت شرابخوارى:
در آيه 90 مائده/5 به صراحت، نوشيدن شراب ممنوع اعلام‌شده:
«يـاَيُّهَا الَّذينَ ءامَنوا اِنَّمَا الخَمرُ والمَيسِرُ والاَنصابُ‌والاَزلـمُ رِجسٌ مِن عَمَلِ الشَّيطـنِ فَاجتَنِبوهُ‌لَعَلَّكُم تُفلِحون»
و در آيه 219 بقره/2، به ضررهاى آن اشاره شده است:
«يَسـَلونَكَ عَنِ الخَمرِ والمَيسِرِ قُل فيهِما اِثمٌ كَبيرٌ ومَنـفِعُ لِلنّاسِ واِثمُهُما اَكبَرُ‌مِن نَفعِهِما»
و در برخى آيات با اشاره از آن نهى شده است. (نحل/16، 67; نساء/4، 43) بسيارى از پزشكان صاحب‌نظر و مفسران درباره زيانهاى شراب و شرابخوارى مطالب زيادى نوشته و با شگفتى از قرآن ياد‌كرده‌اند[48]، زيرا قبل از اسلام شرابخوارى عادتى بشرى بوده، چنان كه در عصر حاضر در بسيارى از كشورهاى غير مسلمان اين‌گونه است و حتى تورات و انجيل كنونى نيز به نوعى آن را تشويق‌مى‌كنند[49]; ولى اسلام با اين پديده زيان‌آور برخورد كرد كه خود از خدمات اعجازآميز قرآن به‌بشريت است.

مى‌توان گفت كه با توجه به گزارش ممنوعيت‌شرابخوارى در اديان قبل از اسلام[50]، ممنوعيت آن خدمت شگفت‌انگيز و تحسين‌آميز قرآن به بشريت است; امّا اعجاز علمى به‌شمار‌نمى‌آيد.
11. ممنوعيت آميزش در عادت ماهيانه:
در آيه 222 بقره/ 2 به مردان دستور داده شده كه در ايّام عادت ماهيانه، از نزديكى با زنان دورى‌كنيد و آن حالت را زيانبار معرفى مى‌كند:
«ويَسـَلونَكَ عَنِ المَحيضِ قُل هُوَ اَذىً فَاعتَزِلُوا النِّساءَ فِى المَحيضِ ولا تَقرَبوهُنَّ حَتّى يَطهُرنَ...‌»
برخى از پزشكان نيز زيانهاى اين كار را برشمرده و با ديده اعجاب به قرآن نگريسته‌اند[51] و حتى آيه فوق را اعجاز علمى قرآن شمرده‌اند[52]; امّا با توجه به سابقه ممنوعيت آن در تورات[53]، نمى‌تواند اعجاز علمى منحصر به فرد قرآن باشد.

گفتنى است كه درباره آيات ديگرى از قرآن نيز ادعاى اعجاز علمى شده است; مانند اعجاز واژه «صمد» (توحيد/112، 2) و ارتباط آن با فضاى خالى درون اتمها[54]، صفت «لطيف» (انعام/6،103) و آفرينش موجودات ريز كه با چشم ديده نمى‌شوند[55]، آتش درون شاخه‌هاى سبز درختان (يس/36، 80)[56]، بودن آسمان دنيا محل كرات آسمانى كه بر خلاف ديدگاه هيئت بطلميوسى بوده است[57]، تشبيه ضيق صدر به صعود در آسمان و تنگى نفس بر اثر كمبود هوا (انعام/ 6، 125)[58] و اعجاز علمى قرآن درباره اينكه كوهها همچون ميخ و زره محكم، زمين را از لرزش حفظ مى‌كنند. (نحل/ 16، 15)[59] البته اين موارد قابل نقد است و از بررسى تفصيلى آنها صرف نظر مى‌كنيم.

بنابراين، اعجاز علمى را مى‌توان يكى از ابعاد اعجاز قرآن كريم كه در يك قرن اخير به‌طور گسترده مطرح شده و در موارد محدودى قابل قبول است، برشمرد، با اين حال انطباق قرآن با يافته‌هاى جديد علوم تجربى (در مواردى كه قطعى باشد) و رازگوييهاى قرآن در اين موارد با‌توجه به امّى بودن آورنده آن قابل توجه مهم و گوياى وحيانى بودن قرآن كريم است.

منابع

اسلام و هيئت; الاعجاز الطبى فى القرآن; اعجاز قرآنى از نظر علوم امروزى; اعجاز قرآن; اولين دانشگاه و آخرين پيامبر; باد و باران در قرآن; پرتوى از قرآن; پژوهشى در اعجاز علمى قرآن; پيام قرآن; پيشگويى‌هاى علمى قرآن; تاريخچه زمان; تاريخ علوم; تصوير جهان در فيزيك; تفسير الصافى; التفسير العلمى للقرآن فى الميزان; التفسير الكبير; تفسير منهج الصادقين; تفسير نمونه; تفسير‌نوين; التفسير و المفسرون; التمهيد فى علوم القرآن; تهذيب الاحكام; الجواهر فى تفسير القرآن; خوابگردها; دانش عصر فضا; درآمدى بر تفسير علمى قرآن; راه‌تكامل; رسائل ابن‌سينا; رهبران راستين; زمين و آسمان و ستارگان از نظر قرآن; زنده جاويد و اعجاز جاويدان; طب در قرآن; فيزيك نوين; فى ظلال القرآن; قرآن و آخرين پديده‌هاى علمى; القرآن و العلم; قرآن و علم روز; القرآن ينجلى فى عصر العلم; كتاب مقدس; الكون و الانسان بين العلم و القرآن; مجله اطلاعات علمى; مجمع‌البيان فى تفسير القرآن; مرزهاى اعجاز; مطالب شگفت‌انگيز قرآن; مفردات الفاظ القرآن; معارف قرآن; مقايسه‌اى ميان تورات; انجيل قرآن و علم; الميزان فى تفسير القرآن; نگرشى به علوم طبيعى در قرآن; هفت‌آسمان.

محمدعلى رضايى اصفهانى



[1]. در آمدى بر تفسير علمى قرآن، ص‌378‌ـ‌384.

[2]. رسائل ابن‌سينا، ص‌153‌ـ‌173; التفسير و المفسرون، ج‌2، ص‌419‌ـ‌431; درآمدى بر تفسير علمى قرآن، ص‌293‌ـ‌294.

[3]. ر.ك: مقايسه‌اى ميان تورات، انجيل، قرآن و علم.

[4]. التفسير العلمى للقرآن فى الميزان، ص‌130‌ـ‌138.

[5]. پژوهشى در اعجاز علمى قرآن، ج‌1، ص‌83‌ـ‌84.

[6]. نمونه، ج‌10، ص‌110‌ـ‌111; ج‌17، ص‌29; پيام قرآن، ج‌8، ص‌146; دانش عصر فضا، ص‌55‌ـ‌61.

[7]. مطالب شگفت‌انگيز قرآن، ص‌41.

[8]. تاريخ علوم، ص‌264‌ـ‌267.

[9]. مفردات، ص‌585، «عمد».

[10]. مطالب شگفت‌انگيز قرآن، ص‌25‌ـ‌26; الميزان، ج‌17، ص‌89; نمونه، ج‌18، ص‌382.

[11]. دانش عصر فضا، ص‌25‌ـ‌36; الجواهر، مج‌9، ج‌17، ص‌144، 167‌ـ‌172; قرآن و آخرين پديده‌هاى علمى، ص‌131.

[12]. القرآن و العلم، ص‌35‌ـ‌36; پيشگوئى‌هاى علمى قرآن، ص‌34.

[13]. فيزيك نوين، ص‌20; مجله اطلاعات علمى، ش‌193.

[14]. پژوهشى در اعجاز علمى، ج‌1، ص‌168.

[15]. همان، ص‌169.

[16]. نمونه، ج‌18، ص‌386‌ـ‌389; دانش عصر فضا، ص‌26‌ـ‌36.

[17]. مفردات ص‌645، «فلك».

[18]. نمونه، ج‌18، ص‌387.

[19]. مقايسه‌اى ميان تورات، انجيل، قرآن و علم، ص‌215‌ـ‌216; دانش عصر فضا، ص‌26; معارف قرآن، ص‌252.

[20]. دانش عصر فضا، ص‌37.

[21]. فيزيك نوين، ص‌20‌ـ‌21.

[22]. مفردات، ص‌384، «زوج»‌; نمونه، ج‌18، ص‌377‌ـ‌378.

[23]. نمونه، ج18، ص378; زنده جاويد و اعجاز جاويدان، ص‌39‌ـ‌43.

[24]. نمونه، ج‌22، ص‌376; اعجاز قرآن، ص‌15; نگرشى به علوم طبيعى در قرآن، ص‌24.

[25]. تفسير نوين، ص‌11.

[26]. تصوير جهان در فيزيك، ص‌94‌ـ‌95.

[27]. منهج الصادقين، ج‌5، ص‌158; رهبران راستين، ص‌288‌ـ‌294; مرزهاى اعجاز، ص‌118.

[28]. مجمع البيان، ج‌6، ص‌513; باد و باران در قرآن، ص‌92، 95; التفسير العلمى للقرآن فى الميزان، ص‌461‌ـ‌463.

[29]. راه تكامل، ج‌1، ص‌75.

[30]. مطالب شگفت‌انگيز قرآن، ص62ـ63; پيشگويى‌هاى علمى قرآن، ص‌91‌ـ‌93; رهبران راستين، ص‌288‌ـ‌294.

[31]. زنده جاويد، ص‌35، 39.

[32]. طب در قرآن، ص‌84.

[33]. مقايسه‌اى ميان تورات، انجيل، قرآن و علم، ص‌276، 280.

[34]. تاريخچه زمان، ص‌145‌ـ‌149.

[35]. نمونه، ج‌20، ص‌228; ج‌13، ص‌394‌ـ‌395; التمهيد، ج‌6، ص‌129‌ـ‌139; اعجاز علمى قرآن، ج‌1، ص‌104.

[36]. الصافى، ج‌3، ص‌337‌ـ‌338; الميزان، ج‌14، ص‌278‌ـ‌279; نمونه، ج‌13، ص‌395‌ـ‌396; پژوهشى در اعجاز علمى قرآن، ج‌1، ص‌96‌ـ‌97.

[37]. رسائل ابن‌سينا، ص‌128‌ـ‌129، هفت آسمان،ص‌8; التفسير الكبير،ج‌2، ص‌156; زمين و آسمان و ستارگان ازنظرقرآن،ص229.

[38]. نمونه، ج‌15، ص‌568‌ـ‌569.

[39]. مرزهاى اعجاز، ص‌119; مطالب شگفت‌انگيز قرآن، ص‌35‌ـ‌36; القرآن يتجلى فى عصر العلم، ص‌149.

[40]. پرتوى از قرآن، قسمت اول، ج‌30، ص‌105; اعجاز علمى قرآن، ج‌1، ص‌176‌ـ‌177.

[41]. اعجاز قرآنى از نظر علوم امروزى، ص‌80‌ـ‌84.

[42]. تاريخ علوم، ص‌118 به بعد; خوابگردها، ص‌161 به‌بعد.

[43]. اسلام و هيئت، ص‌174‌ـ‌175.

[44]. التمهيد، ج‌6، ص‌34.

[45]. فى ظلال القرآن، ج‌4، ص‌2523; اولين دانشگاه و آخرين پيامبر، ج‌1، ص‌135‌ـ‌144.

[46]. نمونه، ج‌13، ص‌396; ج‌14، ص‌508‌ـ‌509; الكون و الانسان بين العلم و القرآن، ص‌122‌ـ‌123.

[47]. قرآن و علم امروز، ص‌69‌ـ‌70.

[48]. الاعجاز الطبى فى القرآن، ص‌117‌ـ‌122; نمونه، ج2، ص124ـ126; طب در قرآن، ص149‌ـ‌157.

[49]. كتاب مقدس، تثنيه 14: 26; متى 26: 29.

[50]. تهذيب، ج‌9، ص‌118‌ـ‌119.

[51]. نمونه، ج‌2، ص‌138‌ـ‌139; طب در قرآن، ص‌50‌ـ‌51‌.

[52]. اعجاز قرآن از نظر علوم امروزى، ص‌54‌ـ‌63.

[53]. كتاب مقدس، لاويان، 15: 19‌ـ‌25.

[54]. نمونه، ج‌27، ص‌440.

[55]. همان، ج‌5، ص‌386‌ـ‌387.

[56]. همان، ج‌18، ص‌464‌ـ‌466.

[57]. همان، ج‌19، ص‌16‌ـ‌17.

[58]. همان، ج‌5، ص‌435.

[59]. همان، ج‌11، ص‌182‌ـ‌183.

امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میکا
۱۲:۵۴, ۱۸/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #12
آواتار
سلام
من اصلا قصدم از زدن این تاپیک رفتن به سمت این چیزا نبود...
خب الان بحث میشه سر اینکه آیا اصلا برداشت به این شیوه از آیات درسته یا نه؟باتوجه به معیار های دینی،تفاسیر و روایات اصلا فلسفه اعجاز درسته یا خیر..
اما من میخواستم باتوجه به علوم تجربی روز اثبات کنم که آیا این اعجاز درسته یا خیر...ولی الان کلا پشیمون شدم..
هرجور صلاح میدونید...بنظرم تاپیک بسته بشه بهتره چون درباره این مسائل به اندازه کافی بحث شده...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میکا
۱۲:۵۹, ۱۸/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #13
آواتار
همکار گرام شما بحث خودت انجام بده . منم موظف هستم بگم مراقب جریان بحث باشید .
شما برای هر بختی باید یکسری چارچوب بسازید و بر روی اون بنیان رو بالا ببرید .
شما روال خودتون رو مشخص کنید و نزارید بحث خارج بشه.
با تشکر.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میکا
۱۹:۴۷, ۱۸/شهریور/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/شهریور/۹۴ ۱۹:۵۸ توسط میکا.)
شماره ارسال: #14
آواتار
سلام سایلنس گرامی
من هم با مهدی موافقم: اول باید چارچوب مشخص بشه. باید ببینیم به چه نتیجه ای اگر برسیم میشه نتیجه بگیریم که این اعجاز درسته ...

اگر موافق باشید، با توجه به اینکه زیاد در این مورد صحبت شده، موارد ابهام در بحث جنین شناسی مطرح بشه و نظر شما و سایر دوستان رو جویا بشیم.

نقل قول:برخى گفته‌اند: در اين ملازمه چند‌اشكال وجود دارد:
علاوه بر موارد ذکر شده یک اشکال دیگر هم وجود دارد: در خیلی از کتابهای بشری هم می توان چنین تطبیقی را یافت که نمونه هاش قبلاً بیان شد. پس این تطبیق پذیری لزوماً به معنای وحیانی بودن نیست.

مسئله اینه که وقتی ما یک متن تفسیر پذیر داریم، ممکنه بتونیم طوری تفسیرش کنیم که منطبق بر یک مسئله علمی بشه. مثلاً در همین بحث جنین شناسی، یک مرحله ای را داریم به اسم "مضغه". مضغه را بعضی گوشت جویده شده معنی کرده اند و برخی هم اون رو به معنای گوشتی که لای دندان می ماند گرفته اند. زمان این مرحله مشخص نیست. وجه شبه این تشبیه هم مشخص نیست.

پس در یک مرحله (که زمانش مشخص نشده)، جنین از جهاتی (که مشخص نشده چی هست) شبیه مضغه (که دقیقاً معناش مشخص نیست) میشه.

حالا شما می تونید این رو یه چندین شیوه معنا کنید و اون معنایی رو انتخاب کنید که بر علم روز تطبیق داره.

در مقابل، حدیث زیر رو ببینید: (منبع)
نقل قول:الکافى
- به نقل از محمّد بن مسلم: از امام باقر علیه‏السلام ، در این باره پرسیدم که اگر مرد ، زن را کتک بزند و در نتیجه ، زن ، نطفه را بیندازد ؟

فرمود : «بر او بیست دینار [دیه] است» .

گفتم : [اگر] او را کتک بزند و در نتیجه ، وى عَلَقه را بیندازد ؟

فرمود : «بر او چهل دینار است» .

گفتم : [اگر] او را کتک بزند و وى نیز در نتیجه ، مُضْغه را بیندازد ؟

فرمود : «بر او شصت دینار است» .


گفتم : [اگر] او را کتک بزند و وى در نتیجه ، جنین را که داراى استخوان شده است ، بیندازد ؟

فرمود : «بر او دیه کامل لازم است و امیرمؤمنان نیز به همین ، حکم فرمود» .

گفتم : ویژگى ساختار نطفه که بدان از دیگر چیزها باز شناخته مى‏شود ، چیست؟

فرمود : «نطفه سفید است ، به سان خلطِ غلیظِ سینه . پس زمانى در رَحِم مى‏مانَد تا این زمان به چهل روز برسد . سپس به عَلَقه تبدیل مى‏شود» .

گفتم : ویژگى ساختار عَلَقه که بدان بازشناخته مى‏شود ، چیست؟

فرمود : «لَخته ، خونى است همانند آن خون که در بادکش ابزار حجامت ، لَخته شود . پس از بدل شدن از حالت نطفه ، چهل روز در همین حالت مى‏مانَد و سپس به مُضْغه تبدیل مى‏گردد» .

گفتم : ویژگى مُضْغه که بدان بازشناخته مى‏شود ، چیست؟

فرمود : «پارهْ گوشتى است سرخ‏رنگ ، داراى رگ‏هایى سبز و درهم تنیده شده ، و سپس به استخوان بدل مى‏گردد» .

گفتم : ویژگى ساختار او ، هنگامى که به استخوان بدل شود ، چیست؟

فرمود : «چون استخوان گردد ، گوش و چشم برایش شکافته مى‏شود و اندام‏هایش ترتیب مى‏یابند اگر به چنین حالتى رسیده باشد ، در آن یک دیه کامل است» .
این حدیث هم ویژگی مراحل رو بیان نموده هم زمان بندی ها را. به طور مثال طبق این حدیث، جنین در روز چهلم شبیه خلط سینه است و در روز هشتادم شبیه خون لخته شده ای که در ابزار حجامت جمع می شود.

حالا به عکس زیر نگاه کنید:
http://homepage.smc.edu/wissmann_paul/an...embryo.jpg
- آیا جنین در روز چهلم (هفته ششم) شبیه خلط سینه است؟
- آیا بعد از آن جنین به یک لخته خون (مثل همان لخته ای که در ابزار حجامت جمع می شود) شبیه می شود؟
- ..

در هفته ششم، برخی اندامهای جنین در حال شکل گیری اند (مانند دستها، پاها، چشم و ...)، اما باز هم با بررسی ویژگیهای جنین در این مرحله و خلط سینه، می تونیم وجه شبهی بین این دو بیابیم. یعنی باز هم راه برای تطبیق دادن باز است.

اما این تطبیق وحیانی بودن رو اثبات نمی کنه، مگر اینکه مطمئن بشیم تفسیری که آورده ایم منطبق با مقصود گوینده است.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۲۱:۰۰, ۱۸/شهریور/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/شهریور/۹۴ ۲۱:۳۱ توسط غریب.)
شماره ارسال: #15

سلام.

میکا عزیز، اینکه به دنبال اثبات هستی تا دیانتی قوی پیدا کنی بسیار خوب و پسندیده است.

اما عکسی که به عنوان مدرک ازش استفاده کردی بیشتر شبیه پوسترهای مطب هاست که جنبه علمی بالایی نداره و خیلی حیف هست که آدم با همچین مدرکی بخواد در دین و دیانت تحقیق کنه. بهتر نبود عکس های بیشتری رو خصوصا در منابع و سایت های علمی خارجی سرچ می کردی؟

مسلما همه متوجه هستن که جنین در هر دوره ویژگی هایی از دوره قبل و بعد رو داره و با گذر از این مراحل کم کم تکمیل می شه. پس قابل درک هست که در هر دوره دقیقا مطابق با ویژگی های حدیث نباشه.

با این وجود مواردی که حدیث اشاره کرده رو می شه دید:

[b] جنین در هفته ششم که می شه چهل روز

[تصویر: baby_6_weeks.jpg]

بی شباهت به حدیث نیست نه؟!


جنین در هفته هشتم که می شه میانه های دوره علقه بودن:

[تصویر: 8_week_human_fetus_in_utero.jpg]

جنین در هفته یازدهم که می شه همون حدود هشتاد روز (خون لخته شده حجامت):

[تصویر: abort11w31.jpg]

دوست عزیز همون طور که ناظر بخش عرض کردن با سند صحبت کنین.
هرچند اگه انسان دنبال طفره رفتن و بهانه تراشی باشه در نهایت دود همه چیز به چشم خودش می ره.

به هرحال اگه واقعا فکرت به شک افتاده درباره دین و به دنبال اثبات هستی و ربطی به لجاجت نداره من خوشحال می شم تا جایی که بتونم کمکت کنم. به شرطی که امضات رو هم مثل عکست عوض کنی. Heart
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MEEAAD
۰:۰۳, ۱۹/شهریور/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/شهریور/۹۴ ۱:۵۵ توسط Silence.)
شماره ارسال: #16
آواتار
هرگز این شیوه غیر علمی رو برای بحث قبول نداشته و ندارم ولی با این حال مهم نیست...هرچند گند زده شد به اصل هدف ولی مثل اینکه دوستان خیلی عجله دارند..میریم سر اصل موضوع
اعوذ بالله من الشیطان لعین الرجیم

به اسم اعظمت...
موضوع اول برسی اعجاز جنین شناسی در قرآن

هر آیه رو بطور جداگانه برسی می کنیم و دوستان مشکلات علمی و عقلی ایه رو بیان کنند.
سوره مومنون آیه 13:

ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارٍ مَكِينٍ

سپس او را بصورت نطفهاي در قرارگاه مطمئن قرار داديم

توضیح:
منظور از قرارگاه مطمئن قطعا رحم زن می باشد.
ببنید درفرایند تقسیم سلولی در جنس مذکر سلول های تحت عنوان سلول های زاینده طی فرایند میوزIوIIچهار سلول جنسی از طرف مرد تولید می شود بنام اسپرم.
در جنس مونث هم سلول های زاینده زن طی فرایند تقسیم سلولی(میوز+سیتوکینز)چهار سلول جنسی تولید می شود که از بین اونها فقط یک عدد زنده می مونه که بهش تخمک اووم(ovum) گفته میشه.
دردستگاه تولید مثلی زن قسمتی وجود داره بنام اویداکت(oviduct)یا لوله فالوپ که تخمک از طریق زوائد اون به سمت رحم هدایت میشه(هر28 روز یکبار)اگه تخمک بعد از آزاد شدن 24تا48ساعت لقاح انجام نده توانایی خودشو از دست میده و از بین میره..
پس ازمقاربت زن و مرد میلیون ها اسپرم به سمت تخمک شنا می کنند و فقط یک عدد اسپرم با تخمک لقاح انجام میده و اصطلاحا زیگوت تشکیل میشه.زیگوت همون نطفه در قرانه...
لقاح عبارت از ترکیب اسپرم و تخمک و سایر اعمالی که دردستگاه تناسلی رخ می هد که نهایتا منجر به بارداری می شود.
(biology solomon-48-1171)

این نطفه وارد رحم میشه رشد می کنه و طی فرایند بارداری تبدیل میشه به نوزاد.
می تونید این فرایند به طور کامل اینجا تماشا کنید.
برسی:
آیه میگه نطفه در قرار گاه مطمئن قرار می گیره (باتوجه به اینکه محمد در سرزمین به دور از علم اندیشه قرار داشته و قطعا میکروسکوپی وجود نداشته در اون زمان)،واقعا این تطبیقه؟؟میشه برداشت دیگه ای از این آیه داشت؟اول از همه مشکل علمی این آیه رو بیان کنید و اگه قبل
محمدکسه دیگه ای این بحثو مطرح کرده باذکر سند گفته های اون شخص رو بیان کنید تا ببنیم ایامحمد از روی دست کسی این بحثو مطرح کرده یا خداوند بهش وحی کرده...
خواهشا وارد حاشیه نشین
فعلن فقط همین درباره همین آیه بحث کنید.اگه بخواییم اینجوری بحث کنیم فقط از این شاخه به اون شاخ پریدیم...پس اجازه بدید قدم به قدم پیش بریم و آیات برسی کنیم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Lord_Contemno ، میکا
۲:۲۲, ۱۹/شهریور/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/شهریور/۹۴ ۲:۳۲ توسط Lord_Contemno.)
شماره ارسال: #17
آواتار
(۱۹/شهریور/۹۴ ۰:۰۳)Silence نوشته است:  هرگز این شیوه غیر علمی رو برای بحث قبول نداشته و ندارم ولی با این حال مهم نیست...هرچند گند زده شد به اصل هدف ولی مثل اینکه دوستان خیلی عجله دارند..میریم سر اصل موضوع
اعوذ بالله من الشیطان لعین الرجیم

به اسم اعظمت...
موضوع اول برسی اعجاز جنین شناسی در قرآن

هر آیه رو بطور جداگانه برسی می کنیم و دوستان مشکلات علمی و عقلی ایه رو بیان کنند.
سوره مومنون آیه 13:

ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارٍ مَكِينٍ

سپس او را بصورت نطفهاي در قرارگاه مطمئن قرار داديم

توضیح:
منظور از قرارگاه مطمئن قطعا رحم زن می باشد.
ببنید درفرایند تقسیم سلولی در جنس مذکر سلول های تحت عنوان سلول های زاینده طی فرایند میوزIوIIچهار سلول جنسی از طرف مرد تولید می شود بنام اسپرم.
در جنس مونث هم سلول های زاینده زن طی فرایند تقسیم سلولی(میوز+سیتوکینز)چهار سلول جنسی تولید می شود که از بین اونها فقط یک عدد زنده می مونه که بهش تخمک اووم(ovum) گفته میشه.
دردستگاه تولید مثلی زن قسمتی وجود داره بنام اویداکت(oviduct)یا لوله فالوپ که تخمک از طریق زوائد اون به سمت رحم هدایت میشه(هر28 روز یکبار)اگه تخمک بعد از آزاد شدن 24تا48ساعت لقاح انجام نده توانایی خودشو از دست میده و از بین میره..
پس ازمقاربت زن و مرد میلیون ها اسپرم به سمت تخمک شنا می کنند و فقط یک عدد اسپرم با تخمک لقاح انجام میده و اصطلاحا زیگوت تشکیل میشه.زیگوت همون نطفه در قرانه...
لقاح عبارت از ترکیب اسپرم و تخمک و سایر اعمالی که دردستگاه تناسلی رخ می هد که نهایتا منجر به بارداری می شود.
(biology solomon-48-1171)

این نطفه وارد رحم میشه رشد می کنه و طی فرایند بارداری تبدیل میشه به نوزاد.
می تونید این فرایند به طور کامل اینجا تماشا کنید.
برسی:
آیه میگه نطفه در قرار گاه مطمئن قرار می گیره (باتوجه به اینکه محمد در سرزمین به دور از علم اندیشه قرار داشته و قطعا میکروسکوپی وجود نداشته در اون زمان)،واقعا این تطبیقه؟؟میشه برداشت دیگه ای از این آیه داشت؟اول از همه مشکل علمی این آیه رو بیان کنید و اگه قبل
محمدکسه دیگه ای این بحثو مطرح کرده باذکر سند گفته های اون شخص رو بیان کنید تا ببنیم ایامحمد از روی دست کسی این بحثو مطرح کرده یا خداوند بهش وحی کرده...
خواهشا وارد حاشیه نشین
فعلن فقط همین درباره همین آیه بحث کنید.اگه بخواییم اینجوری بحث کنیم فقط از این شاخه به اون شاخ پریدیم...پس اجازه بدید قدم به قدم پیش بریم و آیات برسی کنیم.

سلام. این یه جمله‌ی خیلی کلّی و تقریباً بدیهیه و فهمیدنش چیز مشکلی نیست که بخوایم بگیم آیا کسی قبل از محمد می‌دونسته یا وحی بوده. ببینید: مقاربت انجام می‌شه، مرد نطفه‌ش رو درون زن می‌ریزه، بعد از مدتی یه‌کم بالاتر از جایی که مرد آخرین بار از نطفه‌ش خبر داشته بزرگ و بزرگ‌تر می‌شه که همه‌ می‌دونن اثر بچه‌ست و بعد این بچه به دنیا میاد. خوب، از مشاهده‌ای به این سادگی چه نتیجه‌ای می‌شه گرفت؟ همین که نطفه‌ی مرد می‌ره اون‌جا و رشد می‌کنه دیگه! ساده‌ترین و بدیهی‌ترین نتیجه‌گیری همینه. اگر قرار بود معجزه باشه مسلماً باید اشاره‌ای به تخمک‌ها می‌شد که اون موقع بله واقعاً غیرعادی بود و می‌شد به عنوان یک معجزه درموردش بحث کرد! پس به نظرم این آیه چیز به خصوصی رو ثابت نمی‎کنه.

در ضمن گفتید: "پس ازمقاربت زن و مرد میلیون ها اسپرم به سمت تخمک شنا می کنند و فقط یک عدد اسپرم با تخمک لقاح انجام میده و اصطلاحا زیگوت تشکیل میشه.زیگوت همون نطفه در قرانه..."
خوب الان این شد تطبیق! واقعاً شما به دلخواه خودتون زیگوت رو همون نطفه در قرآن دونستید. نطفه اسپرم مرده نه زیگوت! اگه از این خبر نداشتن چطور واسش کلمه داشتن؟ رو چه حسابی اون رو چیزی غیر از اسپرم به حساب بیاریم؟! پس به دلخواه خودتون تفسیر کردید و تطبیق دادید.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میکا
۹:۳۱, ۱۹/شهریور/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/شهریور/۹۴ ۱۰:۰۳ توسط میکا.)
شماره ارسال: #18
آواتار
سلام
خب مطلب رو جناب لرد فرمودند Smile
ما باید توجه داشته باشیم که کدوم یک از جزئیاتی که در تفسیر آورده ایم، در متن آیه ذکر شده و کدامشان توسط خودمان به تفسیر اضافه شده:
نقل قول:منظور از قرارگاه مطمئن قطعا رحم زن می باشد.
ببنید درفرایند تقسیم سلولی در جنس مذکر سلول های تحت عنوان سلول های زاینده طی فرایند میوزIوIIچهار سلول جنسی از طرف مرد تولید می شود بنام اسپرم.
در جنس مونث هم سلول های زاینده زن طی فرایند تقسیم سلولی(میوز+سیتوکینز)چهار سلول جنسی تولید می شود که از بین اونها فقط یک عدد زنده می مونه که بهش تخمک اووم(ovum) گفته میشه.
دردستگاه تولید مثلی زن قسمتی وجود داره بنام اویداکت(oviduct)یا لوله فالوپ که تخمک از طریق زوائد اون به سمت رحم هدایت میشه(هر28 روز یکبار)اگه تخمک بعد از آزاد شدن 24تا48ساعت لقاح انجام نده توانایی خودشو از دست میده و از بین میره..
پس ازمقاربت زن و مرد میلیون ها اسپرم به سمت تخمک شنا می کنند و فقط یک عدد اسپرم با تخمک لقاح انجام میده و اصطلاحا زیگوت تشکیل میشه.زیگوت همون نطفه در قرانه...
لقاح عبارت از ترکیب اسپرم و تخمک و سایر اعمالی که دردستگاه تناسلی رخ می هد که نهایتا منجر به بارداری می شود.
(biology solomon-48-1171)

این نطفه وارد رحم میشه رشد می کنه و طی فرایند بارداری تبدیل میشه به نوزاد.
می تونید این فرایند به طور کامل اینجا تماشا کنید.
برسی:
آیه میگه نطفه در قرار گاه مطمئن قرار می گیره (باتوجه به اینکه محمد در سرزمین به دور از علم اندیشه قرار داشته و قطعا میکروسکوپی وجود نداشته در اون زمان)،واقعا این تطبیقه؟؟میشه برداشت دیگه ای از این آیه داشت؟
در اینجا از فرایندهای تقسیم سلولی صحبت به میان آوردید، از عمل لقاح، از لوله فالوپ، از میلیونها اسپرم و از زیگوت ...
تمام این جزئیات چیزهایی اند که ما اضافه کرده ایم. چیزی که به طور صریح در متن آیه ذکر شده، اینه که نطفه تشکیل میشه و بعد هم در یک "قرارگاه مکین" قرار می گیره.

در مورد این آیه، تفسیر المیزان چنین می گوید (لینک):
نقل قول:" ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍ".
" نطفه" به معناى آبى اندك است كه بسيار اطلاق مى‏شود بر مطلق آب. و كلمه" قرار" مصدر است كه از آن معناى قرارگاه اراده شده تا مبالغه را برساند، و منظور از" قرارگاه مكين" رحم زنان است كه نطفه در آن قرار مى‏گيرد. و كلمه" مكين" صفت رحم است، و توصيف رحم به مكين يا از اين جهت است كه تمكن نگهدارى و حفظ نطفه را از فساد و هدر رفتن دارد و يا از اين باب است كه نطفه در آن، تمكن زيست دارد.
این که بگیم این "آب اندک" همان زیگوت هست، میشه تطبیق دادن.

اگر کسی عمل ذبح یک حیوان را انجام داده باشد، اطلاعاتی در مورد اعضای داخلی بدن دارد. به خصوص که ذبح حیوان آبستن ممنوع نیست و مردم ممکنه از این طریق اطلاعاتی بدست بیارند. به هر حال واضحه که نطفه باید در یک جایی رشد کند که تمکن نگهداری از نطفه را دارد و نطفه در آن تمکن زیستن داشته باشد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Lord_Contemno
۱۰:۱۵, ۱۹/شهریور/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/شهریور/۹۴ ۱۰:۲۳ توسط Silence.)
شماره ارسال: #19
آواتار
سلام
اول معنای نطفه:
http://www.vajehyab.com/moein/%D9%86%D8%B7%D9%81%D9%87
اختة تشکیل شده از ترکیب یک جفت گانه وبه طور کلی موجود در حال پیدایش از چنین یاخته ای .
نطفه فقط به معنای اسپرم نیست.
سوره انسان آیه2:
إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِیهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِیعًا بَصِیرًا
ما انسان را از نطفه مختلطى آفریدیم و او را مىآزماییم بدین جهت او را شنوا و بینا قرار دادیم.
نطفه مختلط از نظر شما چه معنایی داره؟شما از این آیات چه برداشتی انجام میدین؟
قرآن میگه بصورت نطفهایی به سمت قرارگاهی مطمئن حرکت می کنند،تازه اگه فقط اسپرم درنظر بگیریم باز هم آیه حرف غیر علمی نگفته...نکنه انتظار دارید پیامبر در خطبه های نماز جمعه بگه اسپرم به سمت رحم شنا می کنه و بعد از مختلط شدن تبدیل میشه به نوزاد...
دوست عزیز این فقط آیه اول بود و گفتم اگه مشکل علمی داره بیان کنید.بله حرفتونو قبول دارم آیه اول میشه خود آدم برداشت کرد...قسمت های علمی که گفتم برداشت از قرآن نبوده از بیولوژی الدرا بوده(رفرنس دادم)من نگفتم این آیه رو معجزه محسوب کنید گفتم مشکل علمی داره یا خیر...از یک طرفم برای ایات بعد هم نیازه که برسی بشه...
من هیچ تفسیر یا حدیثی نیاوردم شما نطفهارو چی معنا می کنید و مکین رو چی معنا می کنید؟برداشت شما از این آیه جز این که منی به سمت رحم میره چه چیزی می تونه باشه؟؟؟نگفتم اعجاز محسوب کنید گفتم چه برداشتی این آیه دارید و آیا برداشت شما از این ایه رو میشه با علم تجربی رد کرد؟؟
شما از کجای یک حیوان واژن رحم فرج تشخیص می دید؟واقعا میشه بنظرتون؟الآن با اینکه ما ساختار تناسلی ماده رو می دونیم هم نمیشه درست فهمید چه برسه به اون زمان..
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Lord_Contemno
۱۰:۵۳, ۱۹/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #20
آواتار
درسته. هرچند نمیشه به عنوان گزاره‌ی علمی درموردش بحث کرد امّا "تضاد"ی با علم نداره.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  دانستنی‌هایی جالب از قرآن کریم(2) rezakian 0 787 ۲۸/اسفند/۹۵ ۱۸:۲۱
آخرین ارسال: rezakian
  دانستنی‌هایی جالب از قرآن کریم(1) rezakian 0 858 ۲۸/اسفند/۹۵ ۱۸:۱۹
آخرین ارسال: rezakian
  -- آسیب شناسی تفسیر علمی قرآن -- آلاله 4 2,292 ۲/بهمن/۹۲ ۱۳:۰۱
آخرین ارسال: آلاله
  معجزه علمی قرآن در مورد جو زمين و آسمان ها، کرسی و عرش خداون آفتاب 1 1,660 ۱۳/مرداد/۹۲ ۱۲:۱۵
آخرین ارسال: Ali#59
  دلایل علمی که نشان از حقانیت علمی احکام اسلامی دارد أین المنتظر 19 15,084 ۷/مرداد/۹۲ ۱۴:۵۶
آخرین ارسال: s@m@neh
  معجزات علمی قرآن sajjadbest22 0 1,443 ۲۲/تیر/۹۲ ۱۷:۳۷
آخرین ارسال: sajjadbest22

پرش در بین بخشها:


بالا