|
شبهه و پاسخ ان:ربا و نزول خواری حرامترین اعمال است اما ...
|
|
۱۳:۵۴, ۳۱/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
شبهه ربا و نزول خواری حرامترین اعمال است اما اگر بروی از بانک وام با بهره 35درصد بگیری حلال میشود - صدا و سیما آلات موسیقی را از پشت در و دیوار و گلدان نشان میدهد، چرا که میگویند نمایش آلات موسیقی حرام است، اما اگر120هزار تومان بدی بروی کنسرت برج میلاد، آن موقع حلال میشود... [بقیه سؤال در متن]. امیدوارم توجیه الکی نکنید و برخی انتقادات در جامعه را بپذیرید!سرزمین عجایب اینجاست که هر حرامی با پول حلال میشود! اگر فقرا جایی جمع شوند، میشوند "باند"، اگر ثروتمندان جایی جمع شوند میشود "جلسه" - اگر فقیر دزدی کند، میشود "سرقت"، اگر ثروتمند دزدی کند، میشود "اختلاس" در دنیایی که حتی مفاهیم هم با مقدار پولی که در جیب است، عوض میشود، به دنبال عدالت هستیم؟ امیدوارم توجیه الکی نکنید و برخی انتقادات در جامعه را بپذیرید! پاسخ شبهه چنان میفرمایید: «امیدوارم توجیه الکی نکنید و بپذیرید» که گویی عامل مجرم ما هستیم و منتقد شما! خیر، بلکه آن چه فرمودید، دردها، نقدها و بلکه فریادهایی است که همگان دارند و از بدترین کارها این است که کسی بخواهد ضعف را توجیه کند و بدتر از آن وقتی است که پا را از توجیه فراتر گذاشته، و راست راست تو روی مردم نگاه میکنند و واقعیتی که برای همگان مشهود است را انکار میکنند! چنان که پس از نمایش یک گزارش مستند از یک واقعهی نادرست، با وزیر، معاون یا مدیری مصاحبه میکنند و او خیلی صریح و وقیح میگوید: «من قبول ندارم»! متأسفانه این فرهنگ غلط و نگاه طبقاتی به مشکلات، ضعفها و کاستیها، همیشه بوده و هست، تا آنجا که از ضرب المثلی بسیار عمیقی برخوردار شده است. میگویند: «صدای دو چیز هیچ وقت در نمیآید، یکی مرگ فقیر و دیگری ننگ پولدار». یک مثال: این نگاه، فقط در حکومت یا سیستم اجرایی کشور وجود ندارد، بلکه متأسفانه به خاطر چند قرن استعمار و استثمار، به فرهنگی عمومی مبدل شده است. به عنوان مثال اگر بگویند: «دختر فلان ثروتمند طلاق گرفت. و شما بپرسید: خب حالا چه میکند؟ و به شما بگویند: صبحها تا ساعت ده میخوابد – بعد خود را آراسته و به کلاس موسیقی میرود – بعد به دیدن دوستانش میرود – بعد به همراه آنان در رستورانی نهار میخورد – سپس استراحت میکند – عصر یا استخر میرود و یا اسبسواری – شب به میهمانیها میرود و سپس تا ساعت 2 بامداد در شبکههای ماهوارهای فیلم میبیند – گاهی با مردی آشنا میشود و یک ماهی او را میآزماید که به درد میخورد یا نه؟ اما کلاً با ازدواج مخالف است و ...»، میگویند: «ماشاء الله، از اول یک پارچه خانم بود، مدیر و زِبر و زرنگ بود، اجتماعی و با شخصیت بود، اصلاً حیف اوست که با هر مردی ازدواج کند و ...»! حال اگر بگویند: دختری از سطح اقتصادی متوسط به پایین، یا بیبضاعت و فقیر طلاق گرفته و بپرسید: حالا چه میکند؟ و بگویند: صبحها کلاس زبان میرود – بعد کلاس کامپیوتر یا خیاطی میرود (تا حرفهای برای کسب معاش بیاموزد) – نهاری گذرا در یک اغذیه فروشی میخورد و پس از کمی استراحت، به کتابخانهای میرود – هفتهای یک بار دوستانش را میبیند و البته جویای کار است؛ میگویند: «از اول سبک عقل، بیشعور، جلف و احمق بود، دَدَری بود، اهل زندگی و خانهداری نبود، بیخود شوهرش طلاقش نداد و ... » (البته اگر چیزهای دیگری نگویند)! *- همیشه همینطور بوده و هست. اگر پسر یا دختر جوانی که بیبضاعت هستند، شلوار جینی که کمی پوسیده بپوشند، گفته میشود: "گدای بی همه چیز" – اما اگر پولداری جینی بپوشد که سر زانویش را عمداً پاره کردهاند، پایین آن ریش ریش شده است و ...، میگویند: مُد روز را پوشیده است. اگر فقیر موی سرش را خوب نشورد و درست شانه نکند، میگویند: کثافت و ژولیده! اما پولدار چند ده هزار تومان میدهد تا موهایش را کثیف و ژولیده جلوه دهند، و میشود "تیپ"! **- دین - همین فرهنگ [در سرتاسر جهان و به ویژه جهان سوم و ملل به اصطلاح رو به رشد] در مورد "دین و اخلاق" حاکم شده است. اگر کسی متدین یا متخلق و با نزاکت باشد، به او میگویند: عوام، اُمّل، متعصب، منزوی، غیر اجتماعی و ... – اما اگر کسی کافر باشد، بیدین یا بیتقید باشد، بیاخلاق و بینزاکت باشد و ...؛ با تمام جهل و تعصب جاهلانهای که دارد، به او میگویند: «روشنفکر، دگر اندیش، امروزی، اجتماعی، اهل فهم و شعور، انسان به روز و ...». *- ندیدید در یک مبحث نظری، (حتی در سطح دانشگاه) اگر کسی آیهای از قرآن کریم را بخواند و به آن استدلال کند، به او میگویند: اینجا که مسجد نیست، قرآن نخوان و دلیل علمی بیاور! اما اگر کسی حرف مفت، بیدلیل، بیمنطق و غلطی را به عنوان نظریهی فلان خارجی بگوید، به او نمرهی بالا هم میدهند؟! اگر کسی حافظ قرآن و نهج البلاغه باشد، به او با چه چشمی نگاه میکنند؟ اما اگر کسی نظریات صد نظریهپرداز خارجی که نه تنها هیچ کدام اثبات نشده، بلکه همگی رد شدهاند را حفظ باشد، چه؟ به او نابغهی اندیشه شناسی میگویند! **- [b]انتقاد - حالا به دنیای انتقاد برگردیم، اگر کسی از مسلمانان انتقاد کند، جملهی نادرست او را به هم پیامک میزنند، با افتخار میگویند: فلانی گفته که مسلمانان ساده و ابله و خشن و تروریست هستند؛ حالا اگر کسی از دراکولاهای غربی انتقاد کند چه میشود؟! اگر علیه اسلام و انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی گزارش، مقاله یا سناریویی بنویسید، به شما جوایز بینالمللی هم میدهند، اما اگر علیه هلوکاست بنویسید، در مَهد تمدن نیز به زندان میافتید (البته اگر به نوعی کشته نشوید). [/b]*- در همین مملکت خودمان، اگر کسی علیه علما و فقهای صالح، نابغه، خدمتگزار و بصیر صدها انتقاد نابجا به همراه اهانت بنویسد، چه میشود؟ میگویند: عجب فرد شجاعی و با درایت و روشنفکری! اما اگر علیه علما، فقها و مقامات ناصالح که قدرت و ثروت را غصب کردهاند بنویسد، چه میشود؟! *- اگر فلان آفتابه دزد را بگیرند، پدرِ پدر سوختهی او را در میآورند و اگر چند نفر باشند که متهم به سرقت باندی میشوند و مجازاتهای سنگینی (حتی اعدام) برایشان در نظر گرفته میشود، اما اگر فلان شخصیت کلاهبردار را بگیرند، برایش در زندان امکاناتی فراهم میکنند که بتواند هم چنان و با احترام، به ارتباطات و تعاملات تجاری خود ادامه دهد! *- اگر یک زورگیر فقیر را بگیرند، او را برعکس سوار الاغ کرده و در محله میچرخانند، اما اگر یک شخصیت زورگیر را بگیرند، بازداشت او را نقطهی عطفی برای انقلابی جدید و پایان دادن به نظام حاکم یا ظلم سیستم تلقی میکنند و حتی حکم دادگاه علیه چنین افرادی را «پدر سوخته بازی» میخوانند و صدا از کسی هم در نمیآید! *- بالاتر که بیایید، مسخره کردن، اهانت، انتقاد توأم با دروغ و تهمت و ... نسبت به یک رییس جمهور که ظاهراً مردمیتر بود، نَقل و نُقل محافل رسمی و غیر رسمی میشود، اما کمترین انتقاد به جا از یک رییس جمهور دیگر که حتی ظاهرش نیز مردمی نیست، با شدیدترین پرخاشها، اهانتها و حتی پیگیریهای قانونی مواجه میشود! *** - مردم - پس، این دردها زیاد است، نه تنها جای توجیه ندارد، بلکه باید آنها را فریاد زد، چنان که شما به چند نمونه اشاره نمودید و ما به نمونههای بیشتر. فراموش نکنیم که در نهایت نقش تعیین کننده و اثر گذار را «مردم» دارند؛ رأی مردم، بافت مردم، فرهنگ مردم، مطالبات مردم، سکوت یا فریاد مردم، رضایت یا انتقاد مردم، سادهلوحی یا بصیرت مردم است که بسترها را آماده و چارچوبها را تعیین میکند. حتی اگر پیامبر اکرم و اهل عصمت صلوات الله علیه و آله، رهبری مردم و حکومت را بر عهده داشته باشند و امثال سلمان و مالک اشتر مسئول باشند، باز ساختار فرهنگی مردم است که سرنوشت را تقریر میکند. این سنّت الله است. «إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ - در حقيقت، خدا حال قومى را تغيير نمىدهد تا آنان حال خود را تغيير دهند / الرّعد، 11» پس ما برای چنین اصلاحی قیام و انقلاب کردهایم، لذا باید تا تحقق کامل اهداف محکم بایستیم و ادامه دهیم، نه این که چندتا مثال بیاوریم، بعد بگوییم: آیا در چنین عصری دنبال عدالت هستیم یا ...؟ بله، در چنین عصری انقلاب کردیم و دنبال بصیرت، عدالت، همت و پشتکار هستیم. منبع
|
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۳:۲۹, ۱/مهر/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/مهر/۹۴ ۱۳:۳۰ توسط عدالت.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
خوب دوستان به نظر شما، راهکار چیست ؟؟؟؟؟ در شرایط امروز اگر بخواهیم بانکها و اقتصاد ربوی که در تار و پود اقتصاد جامعه نفوذ کرده را به کناری بگذاریم، کشور ورشکست میشود و خیلی از افرادی که اکنون جزو قشر متوسط جامعه هستند به زیر خط فقر سقوط میکنند. در این شرایط چه راهکاری وجود دارد ؟؟؟؟؟ خوب وقتی بنده به هیچ طریقی بجز سپرده گذاری در بانک به طور مثال نمیتوانم اجاره خانه خود را پرداخت کنم (( که البته همین گران شدن خانه و اجاره خانه هم باز به همین بانکها و اقتصاد مبتنی بر دلالی و ربا و فساد و لیبرالیسم و به قول عامه، اقتصاد بازاری برمیگردد )) چه راهکاری پیش پای افرادی مانند بنده که متاسفانه در جامعه بسیار زیاد هم هستند، میتوانید بگذارید ؟؟؟؟؟ |
|||
|
|
۱۴:۱۸, ۱/مهر/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/مهر/۹۴ ۱۴:۲۵ توسط عشق.)
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
بهترین راهکار، توجه به نظرات مراجع عظام و تبعیت از آنان است.
چرا باید نظام بانکی مورد تایید اسلام را کنار بذاریم؟!! |
|||
|
۱۴:۳۴, ۱/مهر/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/مهر/۹۴ ۱۴:۴۶ توسط عدالت.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
(۱/مهر/۹۴ ۱۴:۱۸)عشق نوشته است: بهترین راهکار، توجه به نظرات مراجع عظام و تبعیت از آنان است. به نام خدا ببینید نظر مراجع باید ابتدا در نظام و سیستم پیاده شود وقتی سیستم درست کار را انجام نمیدهد و باعث بوجود آمدن اختلاف شدید طبقاتی و بی عدالتی گسترده اجتماعی شده، شما نمیتوانید از مردم بخواهید که خودشان را اصلاح کنند، چون هرچقدر هم مردم خودشان را اصلاح کنند و سیستم فاسد باشد، هیچ اتفاقی نخواهد افتاد، چون : ((( سیستم فاسد است ))) ممکن است شما پاسخ دهید که اگر همه خودشان را به چاه بیاندازند، شما هم میاندازید، جواب قطعا خیر است ولی معیشت و زندگی و حق مسکن در محل تولد، اولین حق حیات هر مسلمان و هر انسانی میباشد. وقتی بنده نوعی، در تضاد باسیستمی فاسد باشم، حذف خواهم شد و زندگیم به بحران میخورد، همینطور که بخاطر اعتراض به وضع موجود در تنگنا قرار گرفته ام، حال گیریم به قول شما از مرجع پیروی کردم و پولم را از بانک در آوردم، خوب الان چیکار کنم، یا باید تمام پولم را به مرور خرج اجاره خانه کنم به طوری که اصل سرمایه بنده از بین میرود، یا باید به دنبال خرید خانه باشم که اگر پنجاه سال هم فقط کار کنم و هیچ چیزی نخرم و تورم هم صفر باقی بماند شاید سال پنجاهم یک خانه مناسب برای زندگی تهیه کنم. خوب آیا مرجع محترم راضی میشوند که مقلدشان در سختی زندگی کند و سرمایه اش هم بخاطر اجاره از بین برود آنهم به دلیل سیستم اقتصادی فاسد و غلط که در کشور حکمفرماست ؟؟؟؟؟؟ ، وقتی کشور غرق در فساد اقتصادی و اخلاقی میباشد و لازمه بقا در این سیستم یا سکوت است یا همرنگ جمع شدن، چگونه میتوان در این نظام اقتصادی فاسد، دوام آورد ؟؟؟؟؟؟ شما پاسخ سوال را به راحتترین روش میدهید، یعنی رجوع به مراجع خوب بنده هم به شما اینگونه میگویم که چرا مراجع نسبت به وضع موجود سکوت کرده اند یا موضع انفعالی دارند ؟؟؟؟؟؟؟ پس چرا مراجع اوضاع را اصلاح نمیکنند، مگر این مملکت اسلامی نیست ؟؟؟؟؟؟؟ ریشه خیلی از مفاسد، اتفاقا مسئولین و مدیران دولتی هستند که نظام جمهوری اسلامی آنها را تایید کرده، پس چرا برخوردی صورت نمیگیرد و اصلا چرا این افراد تایید میشوند تا بعد بحران ایجاد کنند ؟؟؟؟؟؟؟ فلان مهره فاسد را بعد از افشای فساد از یکجا بر میدارند و وقتی آبها از آسیاب افتاد در جایی دیگر از او دوباره استفاده میکنند !!!!!!!!!! یا با محکومیتهای بسیار ساده و ناچیز، مثلا آنها را محکوم میکنند و در هتل اوین سکنی میدهند !!!!!!!! در حالیکه در بلاد کفر چین، مجرم اقتصادی که به خصوص کارمند دولت باشد، اگر مدیر باشد که درجا اعدام میشود یا به زندان با اعمال شاقه محکوم میشود و اگر شهروند عادی باشد یا جریمه کلان میشود و یا زندانهای طویل المدت در انتظار اوست. کدام روش به نظر شما اسلامیتر است ؟؟؟؟؟؟؟ اینکه آفتابه دزد را دستش را قطع کنیم و مجرم کلان و دزد بیت المال راست راست راه برود یا برعکس این حرف ؟؟؟؟؟؟؟ |
|||
|
|
۱۴:۴۴, ۱/مهر/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/مهر/۹۴ ۱۴:۴۶ توسط عشق.)
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
جناب عدالت. این نظام بانکی مورد تایید مراجع است. این تایید هم به معنای انفعال نیست، بلکه ایشان با شناخت صحیح از قوانین اسلام، راهکارهایی برای فرار از ربا ارائه فرموده اند که خوشبختانه در بانکهای کشور تا حد خوبی اجرا شده است. نمونه فتاوی آیت ا... مکارم شیرازی را در صفحه فبل آورده ام. شما می توانید با یک جستجوی ساده از فتاوی مرجع تقلید خود نیز مطلع گردید.
یا علی |
|||
|
۱۴:۵۱, ۱/مهر/۹۴
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
(۱/مهر/۹۴ ۱۴:۴۴)عشق نوشته است: جناب عدالت. این نظام بانکی مورد تایید مراجع است. این تایید هم به معنای انفعال نیست، بلکه ایشان با شناخت صحیح از قوانین اسلام، راهکارهایی برای فرار از ربا ارائه فرموده اند که خوشبختانه در بانکهای کشور تا حد خوبی اجرا شده است. نمونه فتاوی آیت ا... مکارم شیرازی را در صفحه فبل آورده ام. شما می توانید با یک جستجوی ساده از فتاوی مرجع تقلید خود نیز مطلع گردید. به نام خدا دوست عزیز الان که همه مسئولان حتی خود مدیران بانکها هم از وضع بانکها و آسیب شدیدشان به اقتصاد کشور ناراضی هستند و فریادشان بلند است، چطور شما میفرمایید در بانکهای کشور تا حد خوبی اجرا شد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ |
|||
|
|
۱۵:۱۵, ۱/مهر/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/مهر/۹۴ ۱۶:۰۵ توسط عشق.)
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
بله، خود مراجع هم انتقاداتی به نظام بانکی دارند. اما این انتقادات در مورد تعلق گرفتن سود به وامها نیست. به طور مثال در خبر زیر، آیت ا... مکارم انتقادات زیر را به نظام بانکی کشور وارد دانسته اند:
- عمل نشدن به آیین نامه ها - استفاده از فاکتورهای صوری - استفاده مشتریان از تسهیلات دریافتی در امور دیگر (به طور مثال اگر شما وام مسکن دریافت کردید، نباید با آن اتوموبیل بخرید) - جریمه های تاخیر (با توجه به اینکه این جریمه ها در چارچوب عقود اسلامی نمی گنجند). - کارمزد بیش از چهار درصد در قرض الحسنه (توجه کنید که قرض الحسنه، قرض محسوب می شود و سود دریافتی در قرض الحسنه در صورتی که بیش از چهار درصد باشد رباست. اما وام حکم قرض را ندارد و در عقود شرعی دیگری می گنجد). نقل قول: فتاوی مقام معظم رهبری در مورد سود بانکی - بانکها به سپردههای مردم بین سه تا بیست درصد سود می دهند، آیا با توجه به سطح تورم، صحیح است این مبلغ اضافی را به عنوان عوض کاهش قدرت خرید سپرده های مردم در روز دریافت آن نسبت به روز سپرده گذاری محاسبه کرده تا بدینوسیله از عنوان ربا خارج شود؟ اگر آن مبلغ اضافی و سودی که بانک می دهد از درآمد حاصل از بکارگیری سپرده باشد بکارگیری سپرده به وکالت از سپرده گذار در ضمن یکی از عقود شرعی است صحیح باشد، ربا نیست بلکه سود معامله شرعی است و اشکالی ندارد. - آیا معاملات بانکهای جمهوری اسلامی ایران محکوم به صحت هستند؟ خرید مسکن و غیره با پولی که از بانکها گرفته می شود چه حکمی دارد؟ غسل کردن و نماز خواندن در خانه هایی که با این قبیل پولها خریداری شده چه حکمی دارد؟ و آیا گرفتن سود در برابر سپردههایی که مردم در بانک می گذارند، حلال است؟
بطور کلی معاملات بانکی که بانکها بر اساس قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی و مورد تایید شورای محترم نگهبان انجام می دهند، اشکال ندارد و محکوم به صحت است و سود حاصل از بکارگیری سرمایه بر اساس یکی از عقود صحیح اسلامی، شرعا ً حلال است، لذا در صورتی که گرفتن پول از بانک برای خرید مسکن و مانند آن تحت عنوان یکی از آن عقود باشد، بدون اشکال است ولی اگر به صورت قرض ربوی باشد، هرچند گرفتن آن از نظر حکم تکلیفی حرام است ولی اصل قرض از نظر حکم وضعی صحیح است و آن مال، ملک قرض گیرنده میشود و جایز است در آن و در هر چیزی که با آن می خرد تصرف نماید. |
|||
|
|
۱۶:۱۷, ۱/مهر/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/مهر/۹۴ ۱۶:۱۸ توسط saman zaman.)
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
می گویند چند ماه بعد از انقلاب چند کارشناس بانک مرکزی می خواستن نظام بانکی بدون ربا را طراحی و اجرایی کنند اما با برخورد توبیخ و اخراج از طرف مسئولین مربوطه قرار میگیرند و آن مسئولین می گویند نظام بانکی را خود امام زمان هر وقت ظهور کردن اصلاح می کنند . خلاصه اصلاح امور شریعت فقط منحصر شد در تصویب قانون حجاب اجباری و بستن مشروب فروشی ها
|
|||
|
|
۱۷:۴۸, ۱/مهر/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/مهر/۹۴ ۱۷:۵۰ توسط عشق.)
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
جناب سامان، این نظام بانکی بر اساس نظر علما طراحی شده و در حال اجراست. هر اشکالی که سیستم فعلی دارد به خاطر تخلف از آیین نامه هاست که آن هم جزئی است. ان شاء الله با ظهور حضرت همین مشکلات جزئی نیز مرتفع گردد.
|
|||
|
۱۹:۲۴, ۱/مهر/۹۴
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
دکتر حسین صمصامی کارشناس اقتصادی:
بانک برای ادامه فعالیت خود و کسب سود، در عملیات جذب سپرده و پرداخت تسهیلات، سودی را میگیرد که این رباست. پس اساس بانکداری در رباست. بانکها حدود 650 هزار میلیارد تومان سپرده جذب کردهاند و در همین حدود را تسهیلات پرداخت کردهاند این استاد اقتصاد دانشگاه شهید بهشتی افزود: ماهیت بانک، قرض است، اما پس از انقلاب اسلامی و در تدوین قانون بانکداری بدون ربا، فروش اقساطی و مشارکت و سایر موارد جزو وظایف و کارکردهای بانک تعریف شد. ولی ساختار بانک همان ساختار قبل از انقلاب بود و با همان تعاریف و ابزارها، بنابراین، با تدوین قانون نمیتوان بانکها را به سمت بانکداری بدون ربا پیش برد وی تصریح کرد: اشتباه بزرگی که رخ داد این بود که اصلاً ماهیت بانکها با قانون بانکداری بدون ربا مطابقت نداشت صمصامی با اشاره به تألیفات شهید محمدباقر صدر در حوزه اقتصاد اسلامی و بانکداری اسلامی و همچنین نجاتالله صدیقی گفت: اگر این مباحث را بررسی کنید این نتیجه به دست میآید که این مباحث بیشتر جنبه نظری دارد، زیرا تا آن زمان تجربه عملی برای اجرای بانکداری بدون ربا یا بانکداری اسلامی وجود نداشت این کارشناس اقتصادی در مورد اینکه محصول 30 سال اجرای قانون بانکداری در ایران چه بوده است، گفت: نتیجه اینکه رشد متوسط نقدینگی 30 درصد، رشد اقتصادی 3 درصد، 90 هزار میلیارد تومان معوقات بانکی و سایر مشکلات موجود در شبکه بانکی وجود دارد و این یعنی اینکه بانک نتوانسته در مسیر تعریفشده گام بردارد وی اضافه کرد: بانکها در بانکداری غربی، فعالیت تجاری و مشارکت با بخش واقعی اقتصاد ندارد و تنها قرضدهنده و قرضگیرنده هستند، اما چون ما این قالب را ربا میدانیم، در اوایل انقلاب تلاش شد عقود جدیدی برای شبکه بانکی تعریف کنیم، اما از این غفلت کردیم که این بانک برای مشارکت مدنی و مضاربه و قراردادهای عقود مبادلهای مناسب نیست صمصامی تصریح کرد: در نتیجه به تدریج عملیات ربوی برگشت و دیگر بانک مشارکتکننده و تاجر نبود صمصامی تأکید کرد: اولویت اصلی اقتصاد ما خصوصیسازی، هدفمندی یارانهها و دیگر سیاستهای اقتصادی نیست، بلکه اولویت اصلی که زمینه اجرای سایر سیاستها را به وجود خواهد آورد، اصلاح نظام بانکی است |
|||
|
|
۱۹:۴۰, ۱/مهر/۹۴
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
(۱/مهر/۹۴ ۱۱:۴۸)عشق نوشته است: آقای تراز با این فرض مسئله را مطرح کرده اند که وام نوعی قرض است. این نادرست است. در سیستمم بانکداری ما فقط قرض الحسنه به عنوان قرض شناخته میشود. اگر عقود شرعی اجرا نمیشد آنگاه وام هم قرض محسوب میشد.، اما هنگامی که وام در عقود شرعی آورده می شود (یعنی خرید وکالتی و سپس فروش به خود را اجرا نماییم) دیگر قرض محسوب نمی شود.سر خدا را که نمی شود کلاه گذاشت . طرف می خواهد مقداری پول نزول کند قولنامه می نویسد یک باب مغازه را اجاره دادم و فلان و فلان که ربا نشود . ولی هر دو طرف می داند که نزول داده و نزول گرفته . وقتی ربا نیست که مشارکت باشد و وقتی به واقع مشارکتی نیست و فقط چند کاغذ برای کلاه شرعی میخواهند درست کنند بواقع ربا است و سر خدا نمی شود کلاه گذاشت |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| چرا فرانسه، امام خمینی (رحمة الله علیه) را به ایران آورد؟ (پاسخ به شبهه) | سعدی | 1 | 1,089 |
۱۶/تیر/۹۵ ۰:۱۰ آخرین ارسال: میثم2 |
|
| آموزش شرابخواری در برخی متون درسی!! | AMINI | 0 | 1,022 |
۸/تیر/۹۵ ۱۴:۳۹ آخرین ارسال: AMINI |
|
| مهم ترین راه مقابله با جنگ روانی چیست؟(پرسش و پاسخ) | islamquest | 0 | 1,096 |
۱۷/مرداد/۹۱ ۱۳:۳۷ آخرین ارسال: islamquest |
|










