|
تحریف تاریخ و توهین بی سابقه به امام حسین (علیه السلام)
|
|
۱۵:۲۶, ۲/آبان/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/آبان/۹۴ ۱:۴۸ توسط علائم ظهور.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
نقویان از ماجرای دست دادن امام حسین (علیه السلام) با عمرسعد در روز عاشورا میگوید.
حجت الاسلام نقویان در مراسم شب عاشورا در منزل صادق خرازی درباره ماجرای دست دادن اخیر ظریف با اوباما اظهار داشت: چه کردند این روزها درباره دست دادن اما اگر عکس و فیلم بود آن روزها نشان می دادیم روایاتش اما هست که امام حسین(علیه السلام) در این روز با عمر سعد هم حداقل یکبار دست داد. وی افزود: برای چهار تا تار مو تن و بدن ما می لرزد ولی برای میلیارد میلیاردپولی که دزدیدند خفه خون گرفتیم, این آیا مسلمانی ماست؟ http://www.entekhab.ir/fa/news/232138/نق...عد-دست-داد ![]() احتمالا عمرسعد در صحرای کربلا کمین کرده بوده و یهو امام را غافلگیر کرده؟! به کجا چنین شتابان؟ اگر می خواهید مذاکره کنید، معامله کنید، دست دهید و هر ... که می خواهید بکنید، چرا از امام حسین (علیه السلام) خرج می کنید؟؟؟ فاطمینیا: امام حسین(علیه السلام) با یزید دست نداد تا فاتحه اسلام خوانده نشود آیتالله عبدالله فاطمینیا از اساتید حوزه و دانشگاه و منبریهای برجسته تهران در شب عاشورای حسینی تعبیر جالبی از اینکه امام حسین (علیه السلام) با یزید بیعت نکرد بیان کرد. ![]() وی با اشاره به جریان بیعت گرفتن حاکم مدینه از امام حسین (علیه السلام) برای یزید گفت: معاویه مرده بود و میخواستند از امام (علیه السلام) برای یزید بیعت بگیرند. ۱۸ نفر از جوانان بنی هاشم در بیرون دارالعماره مسلح ایستاده بودند. مروان پلید در آن جلسه حضور داشت و گفت یا باید بیعت میکنی یا گردنت را می زنیم. امام (علیه السلام) به سمت مروان رفت و میخواست او را به جهنم بفرستد تا اینکه با واسطه گری، او را نجات دادند. این مروان پلید، از زبان دیگری وارد شد و به امام(علیه السلام) گفت: ما میخواهیم شما با این بیعت، آقایی کنید و خیر شما را می خواهیم که میگوییم بیایید بیعت کنید. ولی حضرت حسین (علیه السلام) فرمودند: من اگر بیعت کنم، فاتحه اسلام خوانده میشود. مذاکره امام حسین(علیه السلام) با عمر سعد پرسش : آیا امام حسین(علیه السلام) با عمر سعد مذاکره ای داشت؟ پاسخ تفصیلی: چون عمرسعد با لشکر عظیمى به کربلا آمد و در برابر لشکر محدود امام(علیه السلام) ایستاد. فرستاده عمرسعد نزد امام(علیه السلام) آمد. سلام کرد و نامه ابن سعد را به امام تقدیم نمود و عرض کرد: مولاى من! چرا به دیار ما آمده اى؟ امام(علیه السلام) در پاسخ فرمود: «کَتَبَ إِلَىَّ أَهْلُ مِصْرِکُمْ هذا أَنْ أَقْدِمَ، فَأَمّا إِذْ کَرِهُونِی فَأَنَا أَنْصَرِفُ عَنْهُمْ»!؛ (اهالى شهر شما به من نامه نوشتند و مرا دعوت کرده اند، و اگر از آمدن من ناخشنودند باز خواهم گشت!).(1) خوارزمى روایت کرده است: امام(علیه السلام) به فرستاده عمرسعد فرمود: «یا هذا بَلِّغْ صاحِبَکَ عَنِّی اِنِّی لَمْ اَرِدْ هذَا الْبَلَدَ، وَ لکِنْ کَتَبَ إِلَىَّ أَهْلُ مِصْرِکُمْ هذا اَنْ آتیهُمْ فَیُبایَعُونِی وَ یَمْنَعُونِی وَ یَنْصُرُونِی وَ لا یَخْذُلُونِی فَاِنْ کَرِهُونِی اِنْصَرَفْتُ عَنْهُمْ مِنْ حَیْثُ جِئْتُ»؛ (از طرف من به امیرت بگو، من خود به این دیار نیامده ام، بلکه مردم این دیار مرا دعوت کردند تا به نزدشان بیایم و با من بیعت کنند و مرا از دشمنانم بازدارند و یاریم نمایند، پس اگر ناخشنودند از راهى که آمده ام باز مى گردم).(2) وقتى فرستاده عمرسعد بازگشت و او را از جریان امر با خبر ساخت، ابن سعد گفت: امیدوارم که خداوند مرا از جنگ با حسین(علیه السلام) برهاند. آنگاه این خواسته امام را به اطّلاع «ابن زیاد» رساند ولى او در پاسخ نوشت: «از حسین بن على(علیه السلام) بخواه، تا او و تمام یارانش با یزید بیعت کنند. اگر چنین کرد، ما نظر خود را خواهیم نوشت...!». چون نامه ابن زیاد به دست ابن سعد رسید، گفت: «تصوّر من این است که عبیدالله بن زیاد، خواهان عافیت و صلح نیست». عمرسعد، متن نامه عبیدالله بن زیاد را نزد امام حسین(علیه السلام) فرستاد. امام(علیه السلام) فرمود: «لا أُجیبُ اِبْنَ زِیادَ بِذلِکَ اَبَداً، فَهَلْ هُوَ إِلاَّ الْمَوْتَ، فَمَرْحَبَاً بِهِ»؛ (من هرگز به این نامه ابن زیاد پاسخ نخواهم داد. آیا بالاتر از مرگ سرانجامى خواهد بود؟! خوشا چنین مرگى!).(3) همچنین در عصر تاسوعا، امام حسین(علیه السلام) قاصدى نزد عمرسعد روانه ساخت که مى خواهم شب هنگام در فاصله دو سپاه با هم ملاقاتى داشته باشیم. چون شب فرا رسید ابن سعد با بیست نفر از یارانش و امام حسین(علیه السلام) نیز با بیست تن از یاران خود در محلّ موعود حضور یافتند. امام(علیه السلام) به یاران خود دستور داد تا دور شوند تنها عبّاس برادرش و على اکبر فرزندش را نزد خود نگاه داشت. همین طور ابن سعد نیز به جز فرزندش حفص و غلامش، به بقیّه دستور داد، دور شوند. ابتدا امام(علیه السلام) آغاز سخن کرد و فرمود: «وَیْلَکَ یَابْنَ سَعْد أَما تَتَّقِی اللّهَ الَّذِی إِلَیْهِ مَعادُکَ؟ أَتُقاتِلُنِی وَ أَنَا ابْنُ مَنْ عَلِمْتَ؟ ذَرْ هؤُلاءِ الْقَوْمَ وَ کُنْ مَعی، فَإِنَّهُ أَقْرَبُ لَکَ إِلَى اللّهِ تَعالى»؛ (واى بر تو، اى پسر سعد، آیا از خدایى که بازگشت تو به سوى اوست، هراس ندارى؟ آیا با من مى جنگى در حالى که مى دانى من پسر چه کسى هستم؟ این گروه را رها کن و با ما باش که این موجب نزدیکى تو به خداست). ابن سعد گفت: اگر از این گروه جدا شوم مى ترسم خانه ام را ویران کنند. امام(علیه السلام) فرمود: «أَنَا أَبْنیها لَکَ»؛ (من آن را براى تو مى سازم). ابن سعد گفت: من بیمناکم که اموالم مصادره گردد. امام فرمود: «أَنَا أُخْلِفُ عَلَیْکَ خَیْراً مِنْها مِنْ مالِی بِالْحِجاز»؛ (من از مال خودم در حجاز، بهتر از آن را به تو مى دهم). ابن سعد گفت: من از جان خانواده ام بیمناکم [مى ترسم ابن زیاد بر آنان خشم گیرد و همه را از دم شمشیر بگذراند]. امام حسین(علیه السلام) هنگامى که مشاهده کرد ابن سعد از تصمیم خود باز نمى گردد، سکوت کرد و پاسخى نداد و از وى رو برگرداند و در حالى که از جا بر مى خاست، فرمود: «مالَکَ، ذَبَحَکَ اللّهُ عَلى فِراشِکَ عاجِلا، وَ لا غَفَرَ لَکَ یَوْمَ حَشْرِکَ، فَوَاللّهِ إِنِّی لاَرْجُوا أَلاّ تَأْکُلَ مِنْ بُرِّ الْعِراقِ إِلاّ یَسیراً»؛ (تو را چه مى شود! خداوند به زودى در بسترت جانت را بگیرد و تو را در روز رستاخیز نیامرزد. به خدا سوگند! من امیدوارم که از گندم عراق، جز مقدار ناچیزى، نخورى). ابن سعد گستاخانه به استهزا گفت: «وَ فِی الشَّعیرِ کِفایَةٌ عَنِ الْبُرِّ»؛ (جو عراق مرا کافى است!).(4) امام(علیه السلام) در هر گام به اتمام حجّت مى پردازد تا هیچ کس فردا، ادّعاى بى اطّلاعى نکند، جالب این که فرمانده لشکر دشمن نیز تلویحاً حقّانیّت امام(علیه السلام) و ناحق بودن دشمن او را تصدیق مى کند، تنها عذرش ترس از بیرحمى و قساوت آنهاست و این اعتراف جالبى است! از سوى دیگر تمام تلاش امام(علیه السلام) خاموش کردن آتش جنگ است و تمام تلاش دشمن افروختن این آتش است، غافل از این که این آتش سرانجام شعله مى کشد و تمام حکومت دودمان بنى امیّه را در کام خود فرو مى برد.(5) پی نوشت: (1). تاریخ طبرى، ج 4، ص 311؛ ارشاد مفید، ص 435 و بحارالانوار، ج 44، ص 383. (2). مقتل الحسین خوارزمى، ج 1، ص 241. (3). اخبار الطوال، ص 253. (4). فتوح ابن اعثم، ج 5، ص 164-166 و بحارالانوار، ج 44، ص 388-389. (5). گرد آوری از کتاب: عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها، زیر نظر آیت الله مکارم شیرازی، ص 386. |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۲:۲۴, ۳/آبان/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/آبان/۹۴ ۱۳:۰۵ توسط III I III.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
(۲/آبان/۹۴ ۱۶:۴۶)Mohammad Trust نوشته است: منتهی در مورد اون بخش دومش باید بهش افرین گفت، یه مرد پیدا شد بگه اختلاص و دزدی از بی حجابی بدتره!بر خلاف شما به نظر من بايد گريست به حال كساني كه خود را عالم ديني ميدانند و اين چنين بر خلاف مباني نظر از خودشان ميدهند! اول بايد ديد شديدترين گناه در نظر خدا چيست؟ و چرا؟ مولا اميرالمؤمنين علي عليه السلام در دو بيان گوهر بار خود ميفرمايند: أَشَدُّ الذُّنُوبِ مَا اسْتَهَانَ بِهِ صَاحِبُهُ. (حكمت 34 نهج البلاغه) شديدترين گناهان آن گناهي است كه مرتكب شوندهاش آن را ساده انگارد و به آن اهميت ندهد. أَشَدُّ الذُّنُوبِ مَا اسْتَخَفَّ بِه صَاحِبُهُ. (حكمت 469 نهج البلاغه) شديدترين گناهان آن گناهي است كه مرتكب شوندهاش آن را خفيف و ناچيز شمرد. زماني كه فردي يا بدتر از آن جامعهاي نسبت به يك حرام قطعي خدا بي اهميت شوند و آن را عادي و ناچيز شمرند اين همان گناه تبديل ميشود به بزرگترين و شديدترين گناه چرا كه در حقيقت دهن كجي به حكم قطعي خداست و به مرور زمان اصل و ريشهي دين را در فردي كه بي مبالات است نسبت به آن حرام قطعي را نابود ميكند و اگر جامعه هم نسبت به آن حرام قطعي بي تفاوت شود باعث نابود كردن ريشههاي دين به طور كل در يك جامعه ميشود. وقتي كه در جامعهاي منكر از منكر بودن خارج شود! و خدايي ناكرده تبديل بشود حتي به معروف مثل فاجعهاي كه براي حجاب رخ داده كه بدحجابي نشانهي تمدن و شخصيت شده و در بسياري از مجامع بانوان با حجاب و عفيف مورد تمسخر مستقيم و يا غير مستقيم واقع ميشوند و بالعكس به زنان بدحجاب با ديد توجه و تكريم نگاه ميشود و بدحجابي نوعي با كلاسي و با تمدني قلمداد ميشود نتيجهي اين فرايند در جامعه ميشود نابودي اصل دين! همانطور كه زماني كه معروفي از معروفيت خارج شود و خدايي ناكرده تبديل بشود حتي به منكر مثل فاجعهاي كه براي غيرت رخداده تبديل ميشود به بزرگترين و شديدترين گناه چرا كه در حقيقت دهن كجي به حكم قطعي خداست و به مرور زمان اصل و ريشهي دين را در فرد و جامعه نابود ميكند. در روزگاري هستيم كه در برخي فيلمها و حتي دربين عموم مردم غيرت مورد تسمخر قرار ميگيرد و نشانه دوري از تمدن! تبديل شدن معروف به منكر و منكر به معروف و ناچيز شمردن احكام قطعي خدا آن فاجعهاي است كه باعث ميشود اصل دين و فهم دين كه از آن به بصيرت ياد ميشود در جامعه نابود شود. اساساً مبناي هلاكت قوم ها در تمام ادوار كه داستان آنها در تاريخ آمده اصل خود گناه نيست! بلكه بي اهميت شدن آن مردم نسبت به گناهاني است كه آنها را انجام داده اند!!!!! اين در حالي است كه فساد اقتصادي همچنان از قبيح ترين افعال بين همهي مردم اعم از ديندار و بي دين است و چون مردم آن را امري قبيح ميدانند و معتقدند كه به ايشان ضرر مي زند و از دلايلي كه شخص آن را پنهاني انجام مي دهد نيز همين قبيح بودنش در بين عموم است و اينكه مردم معتقدند اين كار برايشان ضرر دارد و مقسد اقتصادي دارد به ايشان ضرر مي زند. چند روايت ديگر هم در كنار دو روايت بالا جالب توجه است. امام صادق (عليه السلام) میفرماید: «لَا إِیمَانَ لِمَنْ لَا حَیَاءَ لَه» کسی که حیا ندارد ایمان ندارد.
اصول كافي، جلد 3، ص 165
علی علیه السلام فرمود: «ایّاک و المجاهره بالفُجور فانّه من اشدّ المآثم»؛ «از آشکار نمودن گناهان و انجام بيباكانهي آن بپرهیز، که آن از سخت ترین و شديد ترين گناهان است.» (عیون الحكم والمواعظ، ص95) و البته به احتمال فراوان با تمام اين مباحثي هم كه ارائه شد باز عدهاي هستند كه اين مطالب را بخواهند با توجيهاتي رد كنند. چرا كه همانطور كه گفتيم: تبديل شدن معروف به منكر و منكر به معروف و ناچيز شمردن احكام قطعي خدا آن فاجعهاي است كه باعث ميشود اصل دين و فهم دين كه از آن به بصيرت ياد ميشود در جامعه نابود شود. |
|||
|
|
۱۳:۳۵, ۳/آبان/۹۴
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
وقتی این تاپیک رو دیدم برام خیلی جالب بود
راستش این چند شبه دهه محرم ما یه هیئتی میرفتیم که همین حاج اقا نقویان سخنرانش بودن خدمتتون عرض کنم که من از فن بیانشون خیلی خوشم میاد کلا جزو اون دست روحانیونی هستن که جذابیت منبری دارن وکوچیک وبزرگ پای حرفشون می شینن اما درباره موضوع تاپیک باید بگم خب ایشون از حامیان وطرفداران دولت هستن و ما دلواپس هارو هم گمراهانی می دونن که برای هدایتمونم خیلی دعا کردن ![]() واسه همین خیلی توقع نداشته باشید خلاف این مواضع چیزی مطرح کنن تقریبا تو این مدت نصفه صحبتهاشون درباره سیاست بود وجالب اینکه بشدت از مجلس وقوه قضاییه در دخالت دربرجام انتقاد داشتن ![]() ومی فرمودن که اینا خیلی هنر دارن مسئولیت خودشون رو درست انجام بدن ودرواقع اینکه ایشون خیلی نگران وضع اقتصاد ومعیشت جامعه بود برای همین مثه خیلی از حامیان برجام فکر می کنن این موضوع می تونه فرجی در زندگی مردم بشه کلا باید بگم از لحاظ مشی سیاسی بسیار ضعیف هستن والبته به نظر بنده حقیر باتوجه به صحبت هایی که خودم گوش دادم از ایشون بصیرتشون تو این مسائل دچار مشکله وخیلی حرفهای دوپهلو وشبهه دار می زدن و من واقعا متاسف شدم که همچین استعدادی در سخن با اطلاعات خوبی که دارن اینطور قضاوت وداوری می کنن وهرچند پیروان رهبری هستن ولی در صحبتهاشون خبری از مواضع ایشون نبود بجاش تا توستن از دولت وتیم مذاکره کننده تشکر کردن از ایمان وتقوی شون گفتن و کلی هم مابرای سلامتی شون امین گفتیم
|
|||
|
|
۲۰:۲۶, ۳/آبان/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/آبان/۹۴ ۲۰:۳۲ توسط MEEAAD.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░
♥.......•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•. ♥ .•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•.......♥ استاد فاطمی نیا در واکنش به رواج تفسیر های جدید توجیه حرکت نابجای دست دادن با اوباما در حاشیه ی اجلاس سازمان ملل بـا تحـریـف تـاریـخ و
نسبـت دادن مطالب نابـجـا بـه حضرت سید الشهداء علیه السلام، یکی از محورهای سخنرانی
بـرخـی محـافـل سیاسی در ایـام عزای امام حسین علیه السلام بود. بر اساس آنچه که کانـال
تلگرام رجانیوز گزارش کرده است، استاد فاطمی نیـا، یکی از خطبای برجسته و مشهـور کشـور،
که به جهت بـعـد علمی و اخلاقی مباحـث خود، در منبرها کمتر به مسائل سیاسی می پردازد،
.____.___. ![]() یکـی از سـخـنــرانــانــی بــود کـه در منبــر دهـه ی محرم خود به نحوی به این تحریف و ظلم به
سیدالشهداء علیه السلام واکنش نـشان داد. وی در سخنرانی خود در جمع عزاداران حسینـی،
بـا اشاره به وقایع شب عاشورا گفت: ((شما یک لحظه به آن زمان برگرید و اینطور تصور کنید که
اگــر نــوه ی پیــغمــبــر و نــور چشــم پیـغـمـبر و ریحانـه ی پیغمبر، با چنین آدمی [عمربن سعد]
دست می داد، دیگر چیزی از اسلام باقی مانـده بود!؟))
این سخنان در واکنش به رواج تفاسیر عجیب و بعضاً موهن از قیام سید الشهداء علیه السلام در
یکی دو سـال گـذشـتـه مطرح شـده است. در برخی از این تفاسیر، درس عاشورا، درس مذاکره
اعلام شده و یـا پیام امام حسین علیه السلام، مقابله با ظلم بوسیله ی اشک و نه توسط خون
تفسیـر شـده و در نهـایـت هـم از دسـت دادن امـام علیه السلام با عمر سعد برای توجیه خطای
دولتـمـردان در نیـویـورک استـفـاده شد. به نظر می رسد با توجه به نقش آفرینی ویژه آموزه های
عاشورایی در حرکت سیاسی – اجتماعی مردم ایران، جریان تحریف قیام عاشورا برای کاستـن از
این نقش آفرینی به صورت جـدی در سال های اخیر فعال شده است که تبیین عالمانه و مستنـد،
این قیام را از سوی حوزه های علمیه طلب می کند✿✿✿✿✿✿✿✿✿☼✿
منبع: گروه معارف – رجانیوز ♥.......•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•. ♥ .•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•.......♥ ░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░ |
|||
|
|
۱۱:۳۸, ۴/آبان/۹۴
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
من دیشب داشتم بخشی از صحبتهای حاج اقا پناهیان رو دربیت رهبری گوش می دادم
واقعا فوق العاده بود اولا توصیه می کنم حتما گوش بدین چون موضوع صحبتشون از موارد مورد تاکید حضرت اقا بود دوما جواب بسیار زیبایی به این موضوع دست دادن مطرح کردن اینکه گفتن وقتی شمر اومد پشت خیمه حضرت عباس برای مذاکره وامان نامه هر چقدر ایشون رو صدا میزنه حضرت جواب نمی دن وبدتر ناراحت وپریشون می شن تا اینکه امام حسین می فرمایند عباس من جوابش رو بده وتازه اینجاس که حضرت میرن تا جواب اون ملعون رو بدن بعد حاج اقا نتیجه گرفت یه امام شناس و ولی شناس ومطیع واقعی بدون اذن امامش حتی جواب سلام هم نمی ده به دشمن امامش چه برسه بهش دست بده اگر دست می داد که اون دستها نمی شدن دستگیر روز محشر وخدا نمی پذیرفت از حضرتش خلاصه اینکه دندان شکنترین جوابی بود که تو این مدت شنیدم چون حتی اگه بخوایم از منظر ادب هم به این موضوع نگاه کنیم می بینیم ایا با ادب تر از حضرت عباس هم کسی می تونه ادعایی داشته باشه کسی می تونه به اوج ادب وتربیت ایشون ذره ای خلل وارد کنه !!! |
|||
|
|
۱۴:۵۹, ۴/آبان/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/آبان/۹۴ ۱۸:۴۴ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
احسنت به خانوم رکن الهدی به نکته ی خوبی اشاره کردید : اذن ولی و مقام ولایت صحنه ی دیدار امام با عمرسعد رو مذاکره تشبیه می کنن برای توجیه کارهای خودشون اینها اصلا می دونن تعریف مذاکره چیه؟؟!!! مذاکره رویکرد مطالبه گری داره!!! آخه دیدار امام با عمرسعد برای مطالبه گری امام از عمرسعده یا نصیحت اون ملعون؟؟!!!! احتمالا این تفسیرهای جدید از کربلا رو از همون منبعی دارن می گیرن که بر اساسش فیلم رستاخیز رو ساختن! حالا اگه فرض بگیریم که اون دیدار امام با عمرسعد مذاکره بود : اون مذاکره توسط شخص ولی زمان، مقام ولایت و با تشخیص ولی زمان انجام شده یعنی باشه چشم، اگه جامعه اسلامی به این نتیجه رسید که مذاکره با طاغوت لازم و مصلحته، حتما حتما حتما باید تحت اذن و رضایت ولی باشه. نه اینکه انقدر من بکوبم تو طبل مذاکره تا ولی رو مجبور به این کار کنم! اگه ولی تشخیص داد، ولی اذن داد، اون موقع مذاکره نه وقتی ولی می گه : من به مذاکره خوشبین نیستم، مذاکره با آمریکا ممنوع است و ... من باز هم بر مذاکره اصرار کنم تمام انحرافات تو طول تاریخ سر همین فاصله گرفتن از ولی و ایستادن در برابرش و زیرپا گذاشتن حرف ولی زمان بوده یا مثلا تو ماجرای فدک : حضرت زهرا (سلام الله علیها)، این معصوم عزیز (سلام الله علیها) حتی کاری که به نفع امیرالمومنین و جهان اسلام بود، رو بدون اذن ولی زمانش انجام ندادند. حضرت زهرا با اذن امیرالمومنین و با علم به کارساز بودن اون رفتن برای حق خودشون، مطالبه ی فدک، مذاکره کردند! ان شاءالله که مصداق این لعن زیارت عاشورا نباشیم که : و لعن الله امة دفعتکم عن مقامکم خدا لعنت کنی کسانی رو که ولی و مقام ولایت رو کنار زدند و سرخود عمل کردند! |
|||
|
|
۱۸:۰۲, ۴/آبان/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/آبان/۹۴ ۱۸:۰۶ توسط عدالت.)
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
بخشی از مقاله سایت الف در نقد سخنان استادان پناهیان و نقویان درباب مقایسه دست دادن ظریف و اوباما با وقایع کربلا: دست دادن یا دست ندادن؛ موضوع این نیست. اینجا بحث مهم «اجازه از ولی» هست که علیرضا پناهیان آن را با بیان ماجرای حضرت عباس مطرح می کند. ماجرایی که اختلافی بر سر وقوع آن نیست و همه می دانند که ابوالفضل علیه السلام جواب شمر را نداد تا وقتی که امام اجازه فرمودند. قرار اگر بر قیاس تاریخی هم هست، جایگاه دولت و وزیرخارجه با جایگاه حضرت عباس قابل قیاس است؛ نه جایگاه رهبر مسلمین. امام حسین علیه السلام برای دست دادن یا صحبت یا هر تعاملی با عمر سعد صاحب اختیار بود و نیازی به اجازه از کسی نداشت؛ بنابراین نمی توان جایگاه ولی امری و امامت ایشان را که فرد اول بودند با مقامات درجه دوم و سوم قیاس کرد. ظریف و روحانی باید از ولی فقیه اجازه بگیرند که نه برای تماس تلفنی و نه دست دادن، اجازه ای نگرفتند و از قضا ولی فقیه قبل تر چندین بار تاکید کرده بودند که تعامل با آمریکایی ها را اولاً تا سطح وزارت خارجه و ثانیاً صرفاً در موضوع هسته ای اجازه داده اند. بنابراین حتی اگر سندی هم بر دست دادن امام حسین علیه السلام با عمرسعد موجود بود – که نیست – باید توجه داشت که امام مسلمین دست دادند، نه اینکه نیروی زیر دست امام بدون اجازه و هماهنگی و حتی با وجود اعلام مخالفت قبلی ایشان، با دشمن وارد تعامل شود و تماس بگیرد یا دست بدهد. اصل قضیه ولایتمداری هست. تعجب است که یک استاد همچون ناصر نقویان چنین اموری را نادیده بگیرد و از سر مغالطه، بحث حضرت عباس و شمر را به امام حسین و عمرسعد تغییر دهد تا موضوع «اجازه» خود به خود منتفی شود! متن کامل : http://alef.ir/vdcftjdm1w6dxea.igiw.html?304759 |
|||
|
|
۱۸:۱۰, ۴/آبان/۹۴
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
مملکتی که توش یه دست دادن ساده ی سیاسی الان 1 ماه هست داره روش بحث میشه،باید هم وضعش همین باشه،اصلا اگه غیر این بودکه کل علم منطق زیر سوال می رفت
|
|||
|
|
۱۸:۲۱, ۴/آبان/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/آبان/۹۴ ۱۹:۳۷ توسط عدالت.)
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
(۴/آبان/۹۴ ۱۸:۱۰)anti نوشته است: مملکتی که توش یه دست دادن ساده ی سیاسی الان 1 ماه هست داره روش بحث میشه،باید هم وضعش همین باشه،اصلا اگه غیر این بودکه کل علم منطق زیر سوال می رفت به نام خدا دست دادن ساده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!! یعنی شما دست دادن وزیر ایرانی با رئیس دولتی که ظالمانه ترین تحریمها بر ضد جمهوری اسلامی ایران در زمان او وضع شده، آنهم بدون اذن رهبر را ساده میدانید؟؟؟؟؟ آیا اصلا خیر و شر میتوانند با هم دست دهند ؟؟؟؟؟ آیا امامان و پیامبران و دشمنانشان با هم دست دادند ؟؟؟؟؟؟ آیا حضرت موسی (علیه السلام) و فرعون آیا حضرت ابراهیم (علیه السلام) و نمرود آیا حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ابوسفیان آیا امام حسین (علیه السلام) و یزید آیا جضرن علی (علیه السلام) و معاویه آیا امام حسن (علیه السلام) و معاویه آیا امام رضا (علیه السلام) و مامون و خیلی از انبیا و امامان دیگر با دشمنان خداوند و دین، دست دادند ؟؟؟؟؟ یا گفتمان با عزت و همراه با امر به معروف و نهی از منکر داشتند ؟؟؟؟؟؟؟ آیا امام خمینی با محمدرضا پهلوی، دست داد یا با عزت و محکم ابتدا نصیحتش کرد و بعد انقلاب کرد ؟؟؟؟؟؟؟ آیا خداوند، شیطان و کفار را میبخشد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ |
|||
|
|
۱۹:۵۴, ۴/آبان/۹۴
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
(۴/آبان/۹۴ ۱۸:۲۱)عدالت نوشته است: به نام خدا والا اون تیکه آخر حرفم خطاب به همین داستان هایی بود که سر هم کردین،غیر این بود کل منطق زیر سوال می رفت،البته منطق اسلامی |
|||
|
۱:۴۷, ۵/آبان/۹۴
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
یک استاد تاریخ نقویان را به مناظره دعوت کرد
حجت الاسلام دکتر جواد سلیمانی امیری، محقق و پژوهشگر، استاد حوزه و دانشگاه، دکترای تاریخ و عضو هیئت علمی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (رحمة الله علیه) در گفتگو با صابرنیوز پیرامون مسئله دست دادن امام حسین با عمرسعد که توسط حجت الاسلام نقویان مطرح شد، گفت: نخستین گزارشی که از نهضت عاشورا نوشته شده است توسط أبو مِخنف لوط بن یحیی بن سعید بن مخنف بن سُلیم الغامدی الأزدی (درگذشته بهسال ۱۵۷ هجری قمری)، مورخ شیعهٔ اهل کوفه نگارش شده است. حتی گزارش های کتاب «ارشاد» شیخ مفید از کتاب این مورخ آورده است. این استاد تاریخ افزود: در این گزارش آمده است که بین دو لشکر فقط یک دیدار صورت گرفته شده است که هیچ کس از محتوای آن اطلاعی ندارند.بعدها شایعاتی مطرح شد که خود عمرسعد آن را گسترش داد. بنده تمام اسناد را بررسی نمودم که اصلا خود عمر سعد مسئله دست دادن را مطرح نمی کند،نمی دانم این تاریخ سازی را از کجا آورده اند!حتی خود عمرسعد این را مطرح نکرده است و می بینید که اینان از عمرسعد هم جلوتر زده اند! وی افزود: تحریف تاریخ اسلام و همچنین انقلاب و تحریف امام و بعد از آن رهبری پروژه دشمن است که برخی ها در آن نقش آفرینی می کنند. دکتر سلیمانی در پایان افزود: ایشان که سواد تاریخی ندارند و اگر دارند همان معمول مطالعات شخصی است. بنده متخصص تاریخ هستم و حاضرم در این زمینه به مناظره بنشینم. http://sabernews.com/shownews.php?idnews=70459 |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| (A+)چرا و چگونه سيّدالشّهدا (علیه السلام) تنها شد (مقاله ویژه!!!)# | علی 110 | 14 | 13,574 |
۲۶/فروردین/۹۷ ۱۴:۳۷ آخرین ارسال: imaneavare_59 |
|
| طی الارض و عبور از موانع با توسل به امام جواد (علیه السلام ) | آفتاب | 22 | 11,379 |
۸/فروردین/۹۷ ۰:۴۰ آخرین ارسال: آفتاب |
|
| چرا مدت سوگواری امام حسین ع طولانی است؟ | aliabad | 72 | 16,852 |
۲۳/مهر/۹۵ ۲۱:۲۹ آخرین ارسال: aliabad |
|
| زندگی از دیدگاه امام حسین ع | aliabad | 0 | 1,205 |
۱۲/مهر/۹۵ ۱:۱۶ آخرین ارسال: aliabad |
|
| چرا پرچم گنبد حرم امام حسین علیه السلام سرخ است؟ | در جستجوی سختی | 2 | 2,251 |
۱۰/آبان/۹۴ ۱۵:۱۱ آخرین ارسال: Mohammad Trust |
|
| امام علی (علیه السلام) از نگاه دانشمندان | bahareh | 1 | 1,950 |
۲۱/شهریور/۹۴ ۱۹:۱۱ آخرین ارسال: Bamdaad |
|
| عدل علی {علیه السلام}... {قضاوتهاى حضرت} | بچه های گمنام | 36 | 11,722 |
۵/مرداد/۹۴ ۱۰:۱۲ آخرین ارسال: بچه های گمنام |
|





![[تصویر: 1878252.jpg]](http://media.mehrnews.com/d/2015/10/21/3/1878252.jpg)
![[تصویر: IMG17230091.jpg]](http://media.snn.ir/medium/1394/01/03/IMG17230091.jpg)








![[تصویر: khamenei_bahjat_006.jpg]](http://s3.picofile.com/file/8219090518/khamenei_bahjat_006.jpg)
