کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اشکالات مبهم در داستانهای قرآن از انبیای گذشته
۰:۱۰, ۱۴/آبان/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/آبان/۹۴ ۱:۱۱ توسط داریوش.)
شماره ارسال: #1

خدمت دوستان خوبم سلام میکنم و خیلی مایل هستم تا قسمتهایی ازسوره های متفاوت قرآن را برایتان بنویسم که مربوط به انبیای گذشته است و این داستانها با اصل آن مقایرت و دربعضی موارد کاملا داستان دیگری است . و از آنجایی که معتقدین به کتاب قرآن بر این باور هستند که اسلام در ادامه رسالت انبیاء گذشته و کامل کنند آنهاست . حال این سوال مطرح میشود که چرا داستان زندگی این افراد با اصل آن که در کتاب مقدس است همخوانی ندارد و در بعضی موارد چیزی دیگر است. این داستانها قسمتهایی نیست که بتوان گفت شامل بخشهای تحریف شده ممکن است باشد! زیرا که ارتباطی با نبوت در مورد آینده ندارد یا اینکه نفع گروهی یا کسی در آن باشد که بخواهد آنرا جور دیگری تغییر دهد.و از آنجایی که تعداد این موارد زیاد است در واقع هدف من مقایسه بخشهای مشترک کتاب مقدس با کتاب قرآن است . که امیدارم این مقاسیه کفر محسوب نشود و اساتیدی باشند تا جوابی درخور و منطقی به این سوالات بدهند. اجازه بدهید که از ابتدا شروع کنم و هر بار یکی از این وقایع را برایتان بنویسم.


اولین تفاوت قابل تفکر در مورد زندگی نوح است و خانواده او




- در سوره 11 آیات 42 تا 46 قرآن در مورد یکی از پسران نوح یعنی حام میخوانیم که جز گناهکاران بود و همراه نوح به کشتی سوار نشد بلکه قرآن اعلام میکند که غرق شد و نوح همراه دو پسر دیگرش سام و یافث سوار بر کشتی شد ! البته اسم پسرغرق شده نوح در قرآن نیست همانند خیلی از افراد دیگر در داستانهای متفاوت که نامی آز آنها ذکر نمیشود و این خود نیز بسیار سوال برانگیز است. اما اگر در اینتر نت جستجو کنید و شجره نامه انبیاء را پیدا کنید بر اساس اعتقاد مسلمانان تنها نام دو پسر نوح یعنی سام و یافث نوشته شده است. از این رو میتوان گفت که فرزند غرق شده حام است.
سوره 11 آیات 42 تا 46

و آن [كشتى] ايشان را در ميان موجى كوه‏آسا مى‏برد و نوح پسرش را كه در كنارى بود بانگ درداد اى پسرك من با ما سوار شو و با كافران مباش (42)
گفت به زودى به كوهى پناه مى‏جويم كه مرا از آب در امان نگاه مى‏دارد گفت امروز در برابر فرمان خدا هيچ نگاهدارنده‏اى نيست مگر كسى كه [خدا بر او] رحم كند و موج ميان آن دو حايل شد و [پسر] از غرق‏شدگان گرديد
(43)
و گفته شد اى زمين آب خود را فرو بر و اى آسمان [از باران] خوددارى كن و آب فرو كاست و فرمان گزارده شده و [كشتى] بر جودى قرار گرفت و گفته شد مرگ بر قوم ستمكار
(44) و نوح پروردگار خود را آواز داد و گفت پروردگارا پسرم از كسان من است و قطعا وعده تو راست است و تو بهترين داورانى (45) فرمود اى نوح او در حقيقت از كسان تو نيست او [داراى] كردارى ناشايسته است پس چيزى را كه بدان علم ندارى از من مخواه من به تو اندرز مى‏دهم كه مبادا از نادانان باشى (46)


از طرفی در کتاب مقدس نام کلیه خانواده نوح و سه پسرش و همسران پسرانش و فرزندان پسرانش بطور دقیق ثبت شده است که جای هیچ شکی باقی نمیگذارد که هر سه پسر نوح همراه با همسران خود سوار بر کشی شده اند و بعد از طوفان هم اسامی فرزندان هر سه پسر ثبت شده است ! لطفا اگر کسی توضیحی دارد خوشحال خواهم شد که بخوانم. پیدایش باب 7 آیات 1 تا 16


[sup]1و خداوند به نوح گفت: «تو و تمامي اهل خانه‌ات به كشتي درآييد، زيرا تو را در اين عصر به حضور خود عادل ديدم. 2و از همه بهايم پاك، هفت هفت، نر و ماده با خود بگير،‌ و از بهايم ناپاك، دو دو، نر و ماده، 3و از پرندگان آسمان نيز هفت هفت، نر و ماده را، تا نسلى بر روى تمام زمين نگاه دارى. 4زيرا كه من بعد از هفت روز ديگر، چهل روز و چهل شب باران مى بارانم، و هر موجودى را كه ساخته‌ام، از روى زمين محو مى سازم.» 5پس نوح موافق آنچه خداوند او را امر فرموده بود، عمل نمود. 6و نوح ششصد ساله بود، چون طوفان آب بر زمين آمد. 7و نوح و پسرانش و زنش و زنان پسرانش با وى از آب طوفان به كشتى درآمدند. 8از بهايم پاك و از بهايم ناپاك، و از پرندگان و از همه حشرات زمين، 9دودو، نر و ماده، نزد نوح به كشتى درآمدند، چنانكه خدا نوح را امركرده بود. 10و واقع شد بعد از هفت روزكه آب طوفان بر زمين آمد. 11و در سال ششصد از زندگانى نوح، در روز هفدهم از ماه دوم، در همان روز جميع چشمه‌هاى لجه عظيم شكافته شد، و روزنهاى آسمان گشوده. 12و باران، چهل روز و چهل شب بر روى زمين مى باريد. 13در همان روز نوح و پسرانش، سام و حام و يافث، و زوجه نوح و سه زوجه پسرانش، با ايشان داخل كشتى شدند. 14ايشان و همه حيوانات به اجناس آنها، و همه بهايم به اجناس آنها، و همه حشراتى كه بر زمين مى خزند به اجناس آنها، و همه پرندگان به اجناس آنها، همه مرغان و همه بالداران. 15دودو از هر ذى جسدى كه روح حيات دارد، نزد نوح به كشتى در آمدند. 16و آنهايى كه آمدند نر و ماده از هر ذى جسد آمدند، چنانكه خدا وى را امر فرموده بود. و خداوند در را از عقب او بست. [/sup]

پیدایش باب 10 آیات 2 و 6 و 22

[sup]2پسران يافث: جومَر و ماجوج و ماداى و ياوان و توبال و ماشَك و تيراس.[/sup]
[sup]6و پسران حام: كوش و مِصرايم و فوط و كنعان.[/sup]
[sup]22پسران سام: عيلام و آشور و ارْفَكْشاد و لُود و اَرام.[/sup][sup]
[/sup][sup][تصویر: null][/sup]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۱:۲۹, ۱۵/آبان/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/آبان/۹۴ ۱۵:۰۷ توسط عقیق.)
شماره ارسال: #21
آواتار
(۱۵/آبان/۹۴ ۳:۲۳)داریوش نوشته است:  


دوستان خوبم عرایض بنده در این قسمت تمام شد. بعنوان یک محقق تنها آیات مشابه این دو کتاب را در کنار هم قرار دادم تا شاید اگر کسی تا به حال این آیات را دنبال نکرده و تنها به این بسنده کرده که ( میگویند کتاب مقدس تحریف شده ) لااقل یکبار هم که شده با دیدی دیگر این مطالب را بخوانند. من خدای واحد حقیقی را شکر میکنم برای همین کلام به گفته مسلمانان تحریف شده که قادر است هر روزه جان هزاران نفر را در سراسر جهان نجات ببخشد و زندگی شاد و بدور از ماتم و مویه را برایشان به ارمغان بیاورد. من درخدمت شما هستم برای پاسخ گویی به سوالات شما .
سلام دوست محقق
شما بفرمایید به چه چیزی اعتقاد دارید بنده سوال بپرسم.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، السا ، مصباح ، آیات
۱۱:۳۰, ۱۵/آبان/۹۴
شماره ارسال: #22
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
فویل للذین یکتبون الکتاب بایدیهم ثم یقولون هذا من عندالله (بقره 79)
با سلام
خدمت همراهاان این پست ابتدا چند نکته رو عرض کنم و اکه وقت بود چند پاسخ بگم.
سیر نگارش و تاریح این سه کتاب رو کمی نگاه کنیم ،
  • قران ، نزدیک به 1400 ال یکم بیشتر .که سیر تاریخ مشخص هست وجدیدتره برای مطالعه . اگه کسی سوالی جدا داشت بگه تا پاسخ مستند بدیم. تنها کتابی که در اون خدا میفرماید ایه 9 سوره حجر : انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون .
  • انجیل مسیحان ( در اصل باید گفت انجیل پولسی )
سیر تاریخش در زمان حیات خود مسیح فقط کلامی بوبده و قسمتهایی که با عناوین مکاشفات و نامه ها و اعمال رسولان ... برای خود مسیح نیست .
اما بطور بهتر بگم کتاب عهد جدید که انجیل نامیده میشه از چندین کتاب هستش که ربطی به خود مسیح نداره .

  1. انجیل متی -از حواریون
  2. مرقس ( از شاگران پترس هستش نه از حواریون مسیح )
  3. لوقا ( ایشون هم نه حواریه و نه شاگرد حواری بلکه ایشون هم شاگرد پولس هست )
  4. یوحنیکه از شاگردان مسیح هست
تا اینجا شما با 4 انجیل اشنا شدین که کلام مسیح نیست بلکه واقعه نگاری و تاریخ نگاری از مسیح هست ( البته دقت کنین که فقط دو انجیل به حواری برمیگرده البته از 4 انجیلی که کلیسا در شورای اونها مثل شورای کارتاژ سال
397م
رو به رسمیت شناخت و حتی در بعضی از متون اختلاف روده _ مثلا تا قرن 16 هنوز در اینکه مکاشفات جزو کتاب مقدس هست یا نه اختلاف داشتن -_ وگرنه اناجیل زیاد بودن که بقیه رو رد کردن ( البته خودتون مطالعه جدا داشته باشین به سیر تاریخ مسیحیت مفید هست )
به بقیه کتابهای عهد جدید فعلا کار نداریم چون اگه بگم خیلی میشه فقط بگم اعمال رسولان به سرگذشت مبشرین مسیحیت مثل همین حواریون میپردازه به شکنجه شدن ها و کارهایی که کردن ... .
بعدشم این رو حتما دقت کنین که اناجیل رو هیچ مسیحی اعتقاد نداره که به قلم مسیح هست بلکه معتقد هستن که مثلا انجیل متی ، سیر زندگی مسیح به قلم متی هستش ولا غیر . پس حتمااین رو تو نگارشات و ایرادات بعدیتون دقت بسیار کنید تا شبهه ای پیش نیاد.
درباره 12 خواری اگه مطالعه بکنید متوجه میشید که چرا این دو کتابشون انتخاب شده.

پس متوجه شدید که اگه مطلبی در انجیل هست ( البته انجیل نگارش شده در بعد از زمان مسیح علی نبینا و آله و علیه السلام
)هست هیچگاه مستند سخن مسیح نیست .

اگه جای سوال بود بگید.

متن کتاب مقدس عهد عتیق هم که فعلا جای بحث نیست . فقط میشه کفت سیر تاریخی داره که اصلا ربطی به کلام حضرت موسی علی نبینا و آله و علیه السلام نداره ، مگر اینکه فقط 5 سفر اول ، البته اونهم باز دست کاری شده هست و میشه اثبات کرد.

حالا به سوال شما
(۱۵/آبان/۹۴ ۳:۲۳)داریوش نوشته است:  دوستان خوبم عرایض بنده در این قسمت تمام شد. بعنوان یک محقق تنها آیات مشابه این دو کتاب را در کنار هم قرار دادم تا شاید اگر کسی تا به حال این آیات را دنبال نکرده و تنها به این بسنده کرده که ( میگویند کتاب مقدس تحریف شده ) لااقل یکبار هم که شده با دیدی دیگر این مطالب را بخوانند. من خدای واحد حقیقی را شکر میکنم برای همین کلام به گفته مسلمانان تحریف شده که قادر است هر روزه جان هزاران نفر را در سراسر جهان نجات ببخشد و زندگی شاد و بدور از ماتم و مویه را برایشان به ارمغان بیاورد. من درخدمت شما هستم برای پاسخ گویی به سوالات شما .
اول این رو خدمت شما بگم بزرگترین اشتباه شما همین بود که دنبال ایات متشابه بودین .

(۱۵/آبان/۹۴ ۳:۲۳)داریوش نوشته است:  
سومین اشتباه در قرآن در سوره 20 آیات 85 تا 95 قرار دارد که در مورد شخسی به نام سامری میگوید که قوم بنی اسرائیل را وسوسه کرد که گوساله بسازند و عبادتش کنند. انگار از وسط یک فیلم وارد سینما میشوید که نمی دانید سامری کیست و از کجا آمده و کارش چی بوده و از چه قومی است .
سوره 20 آیه 85 تا 95
فرمود در حقيقت ما قوم تو را پس از [عزيمت] تو آزموديم و سامرى آنها را گمراه ساخت (85) گفتند ما به اختيار خود با تو خلاف وعده نكرديم ولى از زينت‏آلات قوم بارهايى سنگين بر دوش داشتيم و آنها را افكنديم و [خود] سامرى [هم زينت‏آلاتش را] همين گونه بينداخت (87) [موسى] گفت اى سامرى منظور تو چه بود (95

من تنها سه آیه را که نام سامری در آن ذکر شده نوشتم ولی خودتان میتوانید این سوره را مطالعه کنید.
کلمه سامری برای اولین بار در کتاب مقدس در حدود 500 تا 600 سال بعد از موسی ثبت شده که در کتاب اول پادشاهان باب 16: 23-24 است این اسم یعنی سامری هیچ مفهومی در زمان موسی نداشته و نگارنده قرآن این حادثه را کمی زودتر از زمانی که محلی به نام سامره بوجود بیاید نگاشته و هیچ توضیحی منطقی هم برای این مورد وجود ندارد.
کتاب اول پادشاهان باب 16 آیات 23 و 25
[sup]
23عُمري در سال سي و يکم سلطنت آسا، پادشاه يهودا، پادشاه شد و دوازده سال که شش سال آن در ترصه بود، پادشاهي کرد. 24عُمري تپّه سامره را از شخصي به نام سامر به هفتاد کيلو نقره خريد و روي آن شهري ساخت و آن را به نام صاحبش، سامره ناميد.
[/sup]
اشتباه دوم شما این هست که یکی رو کتاب ملاک قرار دادین و دومی با اون اولی سنجیدید ، علت این ملاک شما چی بوده؟
با توجه به تاریخ سیرش میشد برعککس در نظر گرفت.
اما پاسخ به شما
قران کتاب داستان و کتاب تاریخ محض و کتاب انساب نیست که همه رو مو به مو بگه اگه چنین بود باید بجای یک کتاب یک کتابخانه سیار رو هر کسی همراه خودش نگه میداشت .

کتاب اول پادشاهان باب 16 آیات 23 و 28
23 در سال سی و یکم آسا، پادشاه یهودا، عمری بر اسرائیل پادشاه شد ودوازده سال سلطنت نمود؛ شش سال در ترصه سلطنت کرد. 24 پس کوه سامره را از سامر به دو وزنه نقره خرید و در آن کوه بنایی ساخت و شهری را که بنا کرد به نام سامر که مالک کوه بود، سامره نامید. 25 و عمری آنچه در نظر خداوند ناپسند بود، به عمل آورد و از همه آنانی که پیش از او بودند، بدتر کرد. 26 زیرا که به تمامی راههای یربعام بن نباط و به گناهانی که اسرائیل را به آنها مرتکب گناه ساخته بود به طوری که ایشان به اباطیل خویش خشم یهوه، خدای اسرائیل را به هیجان آورد، سلوک می‌نمود. 27 و بقیه اعمال عمری که کرد و تهوری که نمود، آیا در کتاب تواریخ ایام پادشاهان اسرائیل مکتوب نیست؟ 28
دلیل توضیح برای عهد عتیق هم جود نداره ، مواردی داریم که چنین حالتی داره و دلیلی هم نداره بیانبشه ، بلکه اینجا شما و امثال شما باید به کلام فرستاده خدا مراجعه کنید و متوجه منظور بشید.

سامری کی بود و ... پس دلیلی نداره توضیح بده چون وجود نسب نامه و... برای امثال این افراد لزومی نداره /

(۱۵/آبان/۹۴ ۳:۲۳)داریوش نوشته است:  
اشتباه چهارم : در سوره 28 آیات 23 تا 27 در مورد ازدواج موسی میخوانیم که باز نام پدر زن موسی نامعلوم است همچنین نام همسر موسی مرد بزرگ خداوند نامعلوم است .
و چون به آب مدين رسيد گروهى از مردم را بر آن يافت كه [دامهاى خود را ] آب مى‏دادند و پشت‏سرشان دو زن را يافت كه [گوسفندان خود را] دور مى‏كردند [موسى] گفت منظورتان [از اين كار] چيست گفتند [ما به گوسفندان خود] آب نمى‏دهيم تا شبانان [همگى گوسفندانشان را] برگردانند و پدر ما پيرى سالخورده است (23) پس براى آن دو [گوسفندان را] آب داد آنگاه به سوى سايه برگشت و گفت پروردگارا من به هر خيرى كه سويم بفرستى سخت نيازمندم (24) پس يكى از آن دو زن در حالى كه به آزرم گام بر مى‏داشت نزد وى آمد [و] گفت پدرم تو را مى‏طلبد تا تو را به پاداش آب‏دادن [گوسفندان] براى ما مزد دهد و چون [موسى] نزد او آمد و سرگذشت [خود] را بر او حكايت كرد [وى] گفت مترس كه از گروه ستمگران نجات يافتى (25) يكى از آن دو [دختر] گفت اى پدر او را استخدام كن چرا كه بهترين كسى است كه استخدام مى‏كنى هم نيرومند [و هم] در خور اعتماد است (26) شعيب] گفت من مى‏خواهم يكى از اين دو دختر خود را [كه مشاهده مى‏كنى] به نكاح تو در آورم به اين [شرط] كه هشت‏سال براى من كار كنى و اگر ده سال را تمام گردانى اختيار با تو است و نمى‏خواهم بر تو سخت گيرم و مرا ان شاء الله از درستكاران خواهى يافت (27)
و در خروج باب 2 آیات 16 تا 21 واقعه ازدواج موسی را میخوانیم . همه ماجرا خیلی واضح با اسامی کامل ثبت شده است نام پدر زن موسی نحوه ازدواج و نام همسر موسی، که میبینید که پدر زن موسی 7 دختر داشت نه 2 دختر و برای ازدواج موسی هم هیچ شرطی نگذاشته بود.
[sup]16[/sup]روزي وقتي که موسي بر سر چاهي نشسته بود، هفت دختر يترون، که کاهن مديان بود، بر سر چاه آمدند. آنها آبخورها را پُر کردند تا گلّه گوسفندان و بُزهاي پدر خود را سيراب کنند.

[sup]

17
[/sup]امّا بعضي از چوپانان، دختران يترون را از سر چاه دور کردند. پس موسي به کمک دخترها رفت و گلّه آنها را سيراب کرد.
[sup]18[/sup]وقتي دختران به نزد پدرشان يترون برگشتند، پدرشان پرسيد: «چه شد که امروز به اين زودي برگشتيد؟»
[sup]19[/sup]آنها جواب دادند که يک نفر مصري ما را از دست چوپانان نجات داد و حتّي از چاه آب کشيده گلّه ما را سيراب کرد.
[sup]20[/sup]او از دخترانش پرسيد: «آن مرد حالا کجاست؟ چرا او را آنجا رها کرديد؟ برويد و از او دعوت کنيد تا با ما غذا بخورد.»
[sup]21[/sup]موسي موافقت کرد که در آنجا زندگي کند و يترون دختر خود صفوره را هم به عقد او درآورد.
اما در پیدایش باب 29 آیات 15 تا 20 داستان ازدواج یعقوب را میخوانیم که گویا نگارنده قرآن باز هم دچار اشتباه شده.! . یعنی واقعه ازدواج یعقوب را برای موسی نوشته.

[sup]15[/sup]لابان به يعقوب گفت : «تو نبايد به خاطر اينکه خويشاوند من هستي ، براي من مفت كار كني . چقدر مزد مي خواهي؟»
[sup]
16
[/sup]لابان دو دختر داشت. اسم دختر بزرگ ليه و اسم دختر كوچک راحيل بود.
[sup]17[/sup]ليه چشمان قشنگي داشت، ولي راحيل خوش اندام و زيبا بود.
[sup]18[/sup]يعقوب راحيل را دوست مي داشت . بنابراين به لابان گفت : «اگر اجازه دهي با دختر كوچک تو راحيل ازدواج كنم ، هفت سال براي تو كار مي كنم .»
[sup]19[/sup]لابان در جواب گفت : «اگر دخترم را به تو بدهم ، بهتر از اين است كه به ديگران بدهم . همين جا پيش من بمان .»
[sup]20[/sup]يعقوب براي اينکه با راحيل ازدواج كند، هفت سال در آنجا كار كرد. امّا چون راحيل را خيلي دوست مي داشت ، اين مدّت به نظرش مانند چند روز بود.[/b]

همکار گرامی پاسخ شما رو فقط با یک مثال میگم ،
چرا نام علی علیه السلام در قران نیامده ؟ پاسخی که به این موضوع میدیم به این سوال شما هم همین رو میدیم.
حتما در اون زمان نام پدر خانم حضرت موسی شناخته شده بود و بازوگویی اون نیازی بوده ، ایا نام نبردن در کتاب مقدس مسلمونها ایا خدشه وارد میکنه؟
عدم مراجعه به تفسیر شما رو دور میکنه از پاسخ خودتون.
(۱۵/آبان/۹۴ ۳:۲۳)داریوش نوشته است:  
اشتباه پنجم : در مورد مریم مادر عیسی مسیح است که در سوره 19 در مورد آن میخوانیم اما در آیات 27 تا 30 اینگونه نوشته شده است. که او خواهر هارون بوده و همینطور در سوره 66 آیه 12 اشاره میکنه که او دختر عمرام است ! که گویا نویسنده مریم مادر عیسی مسیح را با مریم خواهر موسی اشتباه گرفته .


سوره 19 آیات 27 تا 30
پس [مريم] در حالى كه او را در آغوش گرفته بود به نزد قومش آورد گفتند اى مريم به راستى كار بسيار ناپسندى مرتكب شده‏اى (27) اى خواهر هارون پدرت مرد بدى نبود و مادرت [نيز] بدكاره نبود (28) [مريم] به سوى [عيسى] اشاره كرد گفتند چگونه با كسى كه در گهواره [و] كودك است‏سخن بگوييم (29) [كودك] گفت منم بنده خدا به من كتاب داده و مرا پيامبر قرار داده است (30)

سوره 66 آیه 12


و مريم دخت عمران را همان كسى كه خود را پاكدامن نگاه داشت و در او از روح خود دميديم و سخنان پروردگار خود و كتابهاى او را تصديق كرد و از فرمانبرداران بود (12)




در کتاب اعداد باب 26 آیه 59 اینگونه ثبت شده است. در مورد خواهر موسی و هارون .
[sup]59[/sup]و نام زن عمرام، يوكابد بود، دختر لاوي كه براي لاوي در مصر زاييده شد و او براي عمرام، هارون و موسي و خواهر ايشان مريم را زاييد.

بله این ایراد در مورد این آیه توسط عده ای گرفته شده است اما متاسفانه اینها دنبال حقیقت و تفسیر آیه نرفته اند و اشتباه کردند.
دوست عزیز برخی گفته اند که حضرت عمران(علیه السلام) پسری به نام هارون داشته است، از این رو مردم از حضرت مریم(سلام الله علیها) با عنوان خواهر هارون یاد می کنند. (1)
و همچنین گفته اند که این اصطلاح «اخت هارون» (مریم، آیه 28) یک اصطلاح برای بیان ارتباط قبیله ای باشد. در قبایل دوازده گانه از فرزند بنی اسرائیل(علیه السلام) افراد به نام قبیله یا عشیره ها خوانده می شدند. در حقیقت این اصطلاح برای بیان این است که ایشان از عشیره و طائفه هارون(علیه السلام) برادر حضرت موسی(علیه السلام) بوده است. (2) این کاربردها در جوامع عربی و غیرعربی نیز برای مخاطب قرار دادن افراد وجود داشته و دارد.
به هرحال، خانواده حضرت مریم (سلام الله علیها) از طرف پدری به هارون (علیه السلام) متصل می شود.(همان) درحقیقت نسبت حضرت مریم (سلام الله علیها) به حضرت هارون (علیه السلام) و از آنجا به بنی اسرائیل (علیه السلام) و حضرت اسحاق (علیه السلام) و حضرت ابراهیم (علیه السلام) می رسد. (3).
و گفته اند حضرت مريم(سلام الله علیها) خواهر هارون معروف - كه برادر حضرت موسي بود - نيست زيرا وي برادر نداشت و ميان حضرت مريم و هارون ده ها سال فاصله است . البته در قرآن آمده كه بني اسراييل حضرت مريم را با عنوان « يا اخت هارون » خطاب كردند .
اينكه آنها به مريم گفتند:" اى خواهر هارون" موجب تفسيرهاى مختلفى در ميان مفسران شده است، اما آنچه صحيحتر به نظر مى‏رسد اين است كه هارون مرد پاك و صالحى بود، آن چنان كه در ميان بنى اسرائيل ضرب المثل شده بود، هر كس را مى‏خواستند به پاكى معرفى كنند مى‏گفتند: او برادر يا خواهر هارون است- مرحوم طبرسى در مجمع البيان اين معنى را در حديث كوتاهى از پيامبر ص نقل كرده است «1».
در حديث ديگرى كه در كتاب" سعد السعود" آمده چنين مى‏خوانيم:
پيامبر ص" مغيره" را به نجران (براى دعوت مسيحيان به اسلام) فرستاد، جمعى از مسيحيان به عنوان (خرده‏گيرى بر قرآن) گفتند مگر شما در كتاب خود نمى‏خوانيد" يا أُخْتَ هارُونَ" در حالى كه مى‏دانيم اگر منظور هارون برادر موسى است ميان مريم و هارون فاصله زيادى بود؟
مغيره چون نتوانست پاسخى بدهد مطلب را از پيامبر ص سؤال كرد، پيامبر ص فرمود: چرا در پاسخ آنها نگفتى كه در ميان بنى اسرائيل معمول بوده كه افراد نيك را به پيامبران و صالحان نسبت می دادند.(4)
منابع:
1. مریم، آیه 28؛ مجمع البیان، ج5 و 6، ص 719؛ التبیان، ج7، ص 122.
2. امالی سیدمرتضی، ج4، ص 106؛ معالم التنزیل، بغوی، ج3، ص 236.
3. مریم، آیات 16 و 58؛ روح المعانی، ج9؛ جزء 16، ص 156.
4. تفسير نمونه، ج‏13، ص: 51.

امید وارم اگه سوالی مونه بگید تا پاسخش رو با هم مرور کنیم.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: N2376DIR ، عقیق ، عبدالرحمن ، السا ، Woodi2020 ، مصباح ، mirza47820 ، علائم ظهور ، مجنون العباس ، میم.حسین.الف ، در جستجوی سختی ، عدالت ، افشین
۱۱:۳۰, ۱۵/آبان/۹۴
شماره ارسال: #23
آواتار
بنام خداوند بزرگ ومهربان

سلام دوستام قران جواب این دوست مارا زیبا داد گویا زمان پیامبر هم ازاین دست سوالات عربهای جاهلی کردند وخداوند به پیامبر درباره اینگونه سوالات اینطور میفرماید :سوره کهف ایه 22:انها خواهند گفت:سه نفربودندوچهارمی انها سگشان بودبرخی دیگرمیگویند پنج نفرند وششمین انها سگشان بود که همه ازروی وهم و خیال است میگویند هفت نفربودند وهشتمین انها سکشان بودبگوپروردگار من به عده انها اگاه تراست هیچ کس برعده انها اگاه نیست جز عده قلیلی پس تودرباره این موضوع به ظاهر مجادله نکن وازاحدی دراین باب نظر مخواه .این ایه ازکتابی است که تا امروز کسی نتوانسته مانند ان بیاورد ایه ای از کتابی را برای ما بیاورید که شخصی نتوانسته باشد ورژن2015انرا بیرون بدهد استناد های شما ازکتاب مقدسی که ازان حرف میزنید کلا مشکل دارد اصل کتابی که شما مقدس میخوانید مشکل داردخدای ان کشتی میگیردازانسان شکست میخورد خب این خدایی که میتواند ازانسان شکست بخورد ممکن است درتوضیح شجره نامه انبیاهم اشتباه کرده باشد اینطور نیست ؟!!!!!دو کاردارید یا مانند قران بیاورد یا تورات اصلی را بیاورید ایه های انرا بیان کنید این ایه ها درواقع زاییده خیال کسانی است که علمی دراین باره نداشته اند این بحث از پایه باطل است و وقت تلف میکند .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عقیق ، عبدالرحمن ، مصباح ، عدالت
۱۳:۱۵, ۱۵/آبان/۹۴
شماره ارسال: #24
آواتار
(۱۵/آبان/۹۴ ۰:۳۱)داریوش نوشته است:  اگر دوستان خوبم السا و مصباح اجازه بدهند به سوالات ایشان هم به موقع جواب خواهم داد. حال بگذارید که از موضوع منحرف نشویم اگر این دوستان توضیحی در مورد نوح و پسر غرق شده اش دارند خوشحال میشوم بدانم واگر نه موضوع بعدی را مطرح میکنم. چون فکر میکنم این زیبا نباشد که بعنوان انسانهای بالغ موضوعات را با هم مخلوط کنیم و بحث را به بیراهه بکشانیم. اینگونه به نتیجه ای نخواهیم رسید. زیرا مجبوریم از این شاخه به شاخه بعدی بپریم.


Surprise

Smileبقیه مطالبی هم ک بنویسین، از روی کتابی نوشته شده ک تحریف شده است و نوشته ی دست بشره ،
حالا اگه دوست دارید بازم ادامه بدید تا تحریفات ِ کتاب مقدس رو خودتون برامون بنویسید Smile
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مصباح ، مجنون العباس ، در جستجوی سختی ، عدالت
۱۸:۱۳, ۱۵/آبان/۹۴
شماره ارسال: #25
آواتار
با سلام و درود
به تالار خوش اومدید

خیلی از بخش های کتاب مقدس تحریف شده ( قرآن هم این موضوع رو میگه)
مثلا توی قسمت پیدایش باب 3 خداوند داشته توی باغ راه میرفته و آواز میخونده بعد آدم و حوا خودشون رو از خدا مخفی کردن!!!!!!!!
خب تابلو هست که تحریف شده، خدایی که میشه ازش مخفی شد!!!!!!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۸:۲۴, ۱۵/آبان/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/آبان/۹۴ ۱۹:۴۸ توسط داریوش.)
شماره ارسال: #26

(۱۵/آبان/۹۴ ۰:۴۸)علائم ظهور نوشته است:  برای اینکه به نتیجه برسیم، اول باید مشخص بشه قراره به چه نتیجه ای برسیم؟
اثبات خدا؟ نفی خدا؟ اثبات/نفی حقانیت دین الهی؟
خیلی آکادمیک بخوایم بحث کنیم، شما باید فرضیه خودتو ارائه کنی. بدون ابهام. بعد براش سند و مدرک بیاری
بی سوالی که نیست Smile


ما انقدر از این عدم تطابقها داریم که کسی خیلی بهش توجه جدی نمیکنه. چون چیزی نمیشه باهاش اثبات کرد. بحث تاریخ چند هزار ساله مطرحه و کسی هم ادعا نکرده عهدین تحریف نشدن. منابع اسلامی غیر قرآن هم همینطور. برای همین در تاریخ اسلام هم چنین عدم تطابقاتی موجوده!
برای مثال اغلب اهل سنت و شیعیان به مهدی موعود اعتقاد دارن. اما درون یک دین در همین موضوع مهم اختلاف پایه ای وجود داره
بسیاری از اهل سنت عقیده دارن که منجی هنوز به دنیا نیامده. بسیاری از شیعیان اعتقاد دارن که منجی هزار سال پیش به دنیا آمده و امام است!
بگذریم از بحث خدا در دین یهودیت و مسیحیت؟ اصل خداست. این درست نباشه، اینکه کی غرق شد به چه درد میخوره؟


هدف من هم هیمن است که روشن کنیم خدای واقعی کیست ؟ زیرا که جهان هستی تنها یک خداوند و آفریننده دارد که قطعا نمیتواند الله باشد! زیرا خدای کتاب مقدس خدایی است که با نقشه ای مشخص کارش را ادامه داده و وجود تک تک افرادی که نام آنها در کتاب مقدس ثبت شده است مهم و سرنوشت ساز است. البته برای اثباط اینکه الله نمیتواند خالق هستی باشد مدارک به اندازه کافی وجود دارد.
دوست گرامی همین تاریخ چند هزار ساله است که پایه و اساس کار خداوند رو تشکیل میدهد و تاریخ ایمان به خداوند را توضیح میدهد. اتفاقا در موشکافی همین موارد است که میتوان حقیقت را از باطل تشخیص داد. آیا میتوان ساختمان را بدون فنداسیون تعریف کرد ؟ اینکه چه کسی غرق شده بسیار مهم است زیرا کسی را که قرآن مدعی است که غرق شده پدر بزرگ نمرود است که باز به اشتباه در قرآن آمده که ابراهیم را به آتش انداخت در حالی که حتی اگر حام هم غرق نشده باشد بازهم بین نمرد و ابراهیم 4 نسل فاصله است. از طرفی دوستان دیگر خود هم نمدانند چه بگویند از صنعت ماله کشی استفاده میکنند !عنوان میکنند که کنعان فرزند چهارم نوح که ساخته و پرداخته ذهن گویندگان است در طوفان غرق شده بعد دوست دیگری میگوید که ما یک نمرود ابن کنعان هم داشته ایم! که فکر نمیکند که خودش قبلا گفته که کنعان بوده که غرق شده ! حال اگر بخواهیم قبول کنیم فرضیه ساختگی این دوستان را که فرزند چهارمی هم بوده به نام کنعان که غرق شده . پس قوم کنعانیان فرزندان چه کسی بودند ؟؟

(۱۵/آبان/۹۴ ۳:۰۲)chiaueam نوشته است:  آیا ممکنه این "نمرود بن کنعان" با "نمرود بن کوش" که در تورات آمد دو فرد مجزا باشند؟


دوست گرامی انگار فراموش کردید که جناب عبدالرحمن عنوان میکنید که کنعان غرق شده پس چگونه نامی مثل نمرود ابن کنعان بوجود آمده ؟ و سرزمین کنعان به چه منظور به این نام معروف است ؟ از نظر شما که کنعانی دیگر وجود نداشته ؟

(۱۵/آبان/۹۴ ۱۳:۱۵)السا نوشته است:  Surprise

Smileبقیه مطالبی هم ک بنویسین، از روی کتابی نوشته شده ک تحریف شده است و نوشته ی دست بشره ،
حالا اگه دوست دارید بازم ادامه بدید تا تحریفات ِ کتاب مقدس رو خودتون برامون بنویسید Smile
دوست گرامی شما را دعوت میکنم که تمامی قسمتهای این لینک را نگاه کنید بعد خواهید دریافت که افسانه کتاب قرآن که همان موقع کتابت شده یعنی چه . تنها یا آور میشوم که قرآنهای فعلی که در دست مردم هست هنوز یک قرن از چاپ و نشر آن نگذشته . بقیه ماجرا را خودتان در این لیک دنبال کنید.


https://www.youtube.com/watch?v=b0DrSqS_Jfc

پژوهشی در قرآن

(۱۵/آبان/۹۴ ۱۱:۳۰)N2376DIR نوشته است:  بنام خداوند بزرگ ومهربان

سلام دوستام قران جواب این دوست مارا زیبا داد گویا زمان پیامبر هم ازاین دست سوالات عربهای جاهلی کردند وخداوند به پیامبر درباره اینگونه سوالات اینطور میفرماید :سوره کهف ایه 22:انها خواهند گفت:سه نفربودندوچهارمی انها سگشان بودبرخی دیگرمیگویند پنج نفرند وششمین انها سگشان بود که همه ازروی وهم و خیال است میگویند هفت نفربودند وهشتمین انها سکشان بودبگوپروردگار من به عده انها اگاه تراست هیچ کس برعده انها اگاه نیست جز عده قلیلی پس تودرباره این موضوع به ظاهر مجادله نکن وازاحدی دراین باب نظر مخواه .این ایه ازکتابی است که تا امروز کسی نتوانسته مانند ان بیاورد ایه ای از کتابی را برای ما بیاورید که شخصی نتوانسته باشد ورژن2015انرا بیرون بدهد استناد های شما ازکتاب مقدسی که ازان حرف میزنید کلا مشکل دارد اصل کتابی که شما مقدس میخوانید مشکل داردخدای ان کشتی میگیردازانسان شکست میخورد خب این خدایی که میتواند ازانسان شکست بخورد ممکن است درتوضیح شجره نامه انبیاهم اشتباه کرده باشد اینطور نیست ؟!!!!!دو کاردارید یا مانند قران بیاورد یا تورات اصلی را بیاورید ایه های انرا بیان کنید این ایه ها درواقع زاییده خیال کسانی است که علمی دراین باره نداشته اند این بحث از پایه باطل است و وقت تلف میکند .



حالا این آیه از سوره کهف رو که گفتید یعنی خیلی معنی عمیقی داشت که ارتباط با بخث مطرح شده در این صفحه را دارد یا اینکه تنها خواستید چیزی بگویید؟ اینکه همه از یک کلیشه استفاده میکنید خوب جای تعجب ندارد . کتابی که حتی خودش قادر به اثبات خودش نیست تنها راهی در پیش رو دارد این است که گذشتگان رو نفی کند. حالا چه کسی یا منبعی خودش را تایید میکند مثل ماجرای روباه و دم اوست.

دوست ما عمار 94 نوشته :
قرآن كريم يك ويژگي منحصر به فرد دارد .
هيچ شكي نيست كه قران فعلي همان قران پيامبر است بدون تغيير و اين مورد توافق همه حتي غيرمسلمانان است .


شما اول برای همین گفته خودتان سند معتبر ارائه کنید البته نه مثل سایر دوستان متوسل به روایت و یا این کلمات : میگویند - آمده است - مفسران گفته اند - محققین میگویند . اینها سند نیست شما از خود قرآن بگویید همانگونه که من از خود کتاب مقدس میگویم . مهم نیست که شما میگویید کتاب مقدس تحریف شده . از نطر من که کتاب قرآن اصلا سراسر کپی از منابع گذشته است با اشتباهات تاریخی و جغرافیایی و اشتباه در اسامی و گذارشهای کذب

(۱۵/آبان/۹۴ ۱۱:۳۰)mahdy30na نوشته است:  
بسم الله الرحمن الرحیم
فویل للذین یکتبون الکتاب بایدیهم ثم یقولون هذا من عندالله (بقره 79)
با سلام
خدمت همراهاان این پست ابتدا چند نکته رو عرض کنم و اکه وقت بود چند پاسخ بگم.
سیر نگارش و تاریح این سه کتاب رو کمی نگاه کنیم ،
  • قران ، نزدیک به 1400 ال یکم بیشتر .که سیر تاریخ مشخص هست وجدیدتره برای مطالعه . اگه کسی سوالی جدا داشت بگه تا پاسخ مستند بدیم. تنها کتابی که در اون خدا میفرماید ایه 9 سوره حجر : انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون .
  • انجیل مسیحان ( در اصل باید گفت انجیل پولسی )
سیر تاریخش در زمان حیات خود مسیح فقط کلامی بوبده و قسمتهایی که با عناوین مکاشفات و نامه ها و اعمال رسولان ... برای خود مسیح نیست .
اما بطور بهتر بگم کتاب عهد جدید که انجیل نامیده میشه از چندین کتاب هستش که ربطی به خود مسیح نداره .

  1. انجیل متی -از حواریون
  2. مرقس ( از شاگران پترس هستش نه از حواریون مسیح )
  3. لوقا ( ایشون هم نه حواریه و نه شاگرد حواری بلکه ایشون هم شاگرد پولس هست )
  4. یوحنیکه از شاگردان مسیح هست
تا اینجا شما با 4 انجیل اشنا شدین که کلام مسیح نیست بلکه واقعه نگاری و تاریخ نگاری از مسیح هست ( البته دقت کنین که فقط دو انجیل به حواری برمیگرده البته از 4 انجیلی که کلیسا در شورای اونها مثل شورای کارتاژ سال
397م
رو به رسمیت شناخت و حتی در بعضی از متون اختلاف روده _ مثلا تا قرن 16 هنوز در اینکه مکاشفات جزو کتاب مقدس هست یا نه اختلاف داشتن -_ وگرنه اناجیل زیاد بودن که بقیه رو رد کردن ( البته خودتون مطالعه جدا داشته باشین به سیر تاریخ مسیحیت مفید هست )
به بقیه کتابهای عهد جدید فعلا کار نداریم چون اگه بگم خیلی میشه فقط بگم اعمال رسولان به سرگذشت مبشرین مسیحیت مثل همین حواریون میپردازه به شکنجه شدن ها و کارهایی که کردن ... .
بعدشم این رو حتما دقت کنین که اناجیل رو هیچ مسیحی اعتقاد نداره که به قلم مسیح هست بلکه معتقد هستن که مثلا انجیل متی ، سیر زندگی مسیح به قلم متی هستش ولا غیر . پس حتمااین رو تو نگارشات و ایرادات بعدیتون دقت بسیار کنید تا شبهه ای پیش نیاد.
درباره 12 خواری اگه مطالعه بکنید متوجه میشید که چرا این دو کتابشون انتخاب شده.

پس متوجه شدید که اگه مطلبی در انجیل هست ( البته انجیل نگارش شده در بعد از زمان مسیح علی نبینا و آله و علیه السلام
)هست هیچگاه مستند سخن مسیح نیست .

اگه جای سوال بود بگید.

متن کتاب مقدس عهد عتیق هم که فعلا جای بحث نیست . فقط میشه کفت سیر تاریخی داره که اصلا ربطی به کلام حضرت موسی علی نبینا و آله و علیه السلام نداره ، مگر اینکه فقط 5 سفر اول ، البته اونهم باز دست کاری شده هست و میشه اثبات کرد.

حالا به سوال شما
اول این رو خدمت شما بگم بزرگترین اشتباه شما همین بود که دنبال ایات متشابه بودین .

اشتباه دوم شما این هست که یکی رو کتاب ملاک قرار دادین و دومی با اون اولی سنجیدید ، علت این ملاک شما چی بوده؟
با توجه به تاریخ سیرش میشد برعککس در نظر گرفت.
اما پاسخ به شما
قران کتاب داستان و کتاب تاریخ محض و کتاب انساب نیست که همه رو مو به مو بگه اگه چنین بود باید بجای یک کتاب یک کتابخانه سیار رو هر کسی همراه خودش نگه میداشت .

کتاب اول پادشاهان باب 16 آیات 23 و 28
23 در سال سی و یکم آسا، پادشاه یهودا، عمری بر اسرائیل پادشاه شد ودوازده سال سلطنت نمود؛ شش سال در ترصه سلطنت کرد. 24 پس کوه سامره را از سامر به دو وزنه نقره خرید و در آن کوه بنایی ساخت و شهری را که بنا کرد به نام سامر که مالک کوه بود، سامره نامید. 25 و عمری آنچه در نظر خداوند ناپسند بود، به عمل آورد و از همه آنانی که پیش از او بودند، بدتر کرد. 26 زیرا که به تمامی راههای یربعام بن نباط و به گناهانی که اسرائیل را به آنها مرتکب گناه ساخته بود به طوری که ایشان به اباطیل خویش خشم یهوه، خدای اسرائیل را به هیجان آورد، سلوک می‌نمود. 27 و بقیه اعمال عمری که کرد و تهوری که نمود، آیا در کتاب تواریخ ایام پادشاهان اسرائیل مکتوب نیست؟ 28
دلیل توضیح برای عهد عتیق هم جود نداره ، مواردی داریم که چنین حالتی داره و دلیلی هم نداره بیانبشه ، بلکه اینجا شما و امثال شما باید به کلام فرستاده خدا مراجعه کنید و متوجه منظور بشید.

سامری کی بود و ... پس دلیلی نداره توضیح بده چون وجود نسب نامه و... برای امثال این افراد لزومی نداره /

همکار گرامی پاسخ شما رو فقط با یک مثال میگم ،
چرا نام علی علیه السلام در قران نیامده ؟ پاسخی که به این موضوع میدیم به این سوال شما هم همین رو میدیم.
حتما در اون زمان نام پدر خانم حضرت موسی شناخته شده بود و بازوگویی اون نیازی بوده ، ایا نام نبردن در کتاب مقدس مسلمونها ایا خدشه وارد میکنه؟
عدم مراجعه به تفسیر شما رو دور میکنه از پاسخ خودتون.

بله این ایراد در مورد این آیه توسط عده ای گرفته شده است اما متاسفانه اینها دنبال حقیقت و تفسیر آیه نرفته اند و اشتباه کردند.
دوست عزیز برخی گفته اند که حضرت عمران(علیه السلام) پسری به نام هارون داشته است، از این رو مردم از حضرت مریم(سلام الله علیها) با عنوان خواهر هارون یاد می کنند. (1)
و همچنین گفته اند که این اصطلاح «اخت هارون» (مریم، آیه 28) یک اصطلاح برای بیان ارتباط قبیله ای باشد. در قبایل دوازده گانه از فرزند بنی اسرائیل(علیه السلام) افراد به نام قبیله یا عشیره ها خوانده می شدند. در حقیقت این اصطلاح برای بیان این است که ایشان از عشیره و طائفه هارون(علیه السلام) برادر حضرت موسی(علیه السلام) بوده است. (2) این کاربردها در جوامع عربی و غیرعربی نیز برای مخاطب قرار دادن افراد وجود داشته و دارد.
به هرحال، خانواده حضرت مریم (سلام الله علیها) از طرف پدری به هارون (علیه السلام) متصل می شود.(همان) درحقیقت نسبت حضرت مریم (سلام الله علیها) به حضرت هارون (علیه السلام) و از آنجا به بنی اسرائیل (علیه السلام) و حضرت اسحاق (علیه السلام) و حضرت ابراهیم (علیه السلام) می رسد. (3).
و گفته اند حضرت مريم(سلام الله علیها) خواهر هارون معروف - كه برادر حضرت موسي بود - نيست زيرا وي برادر نداشت و ميان حضرت مريم و هارون ده ها سال فاصله است . البته در قرآن آمده كه بني اسراييل حضرت مريم را با عنوان « يا اخت هارون » خطاب كردند .
اينكه آنها به مريم گفتند:" اى خواهر هارون" موجب تفسيرهاى مختلفى در ميان مفسران شده است، اما آنچه صحيحتر به نظر مى‏رسد اين است كه هارون مرد پاك و صالحى بود، آن چنان كه در ميان بنى اسرائيل ضرب المثل شده بود، هر كس را مى‏خواستند به پاكى معرفى كنند مى‏گفتند: او برادر يا خواهر هارون است- مرحوم طبرسى در مجمع البيان اين معنى را در حديث كوتاهى از پيامبر ص نقل كرده است «1».
در حديث ديگرى كه در كتاب" سعد السعود" آمده چنين مى‏خوانيم:
پيامبر ص" مغيره" را به نجران (براى دعوت مسيحيان به اسلام) فرستاد، جمعى از مسيحيان به عنوان (خرده‏گيرى بر قرآن) گفتند مگر شما در كتاب خود نمى‏خوانيد" يا أُخْتَ هارُونَ" در حالى كه مى‏دانيم اگر منظور هارون برادر موسى است ميان مريم و هارون فاصله زيادى بود؟
مغيره چون نتوانست پاسخى بدهد مطلب را از پيامبر ص سؤال كرد، پيامبر ص فرمود: چرا در پاسخ آنها نگفتى كه در ميان بنى اسرائيل معمول بوده كه افراد نيك را به پيامبران و صالحان نسبت می دادند.(4)
منابع:
1. مریم، آیه 28؛ مجمع البیان، ج5 و 6، ص 719؛ التبیان، ج7، ص 122.
2. امالی سیدمرتضی، ج4، ص 106؛ معالم التنزیل، بغوی، ج3، ص 236.
3. مریم، آیات 16 و 58؛ روح المعانی، ج9؛ جزء 16، ص 156.
4. تفسير نمونه، ج‏13، ص: 51.

امید وارم اگه سوالی مونه بگید تا پاسخش رو با هم مرور کنیم.


متشکرم حاج آقا کاملا قانع شدم . که نام سامری در قرآن در زمان موسی ذکر شده ولی شخصی به این نام 500 سال بعد زندگی میکرده و اصلا هم نیازی نیست بدانیم او که بوده. و اینکه برای پیدا کردن حقیقت تنها باید به کتاب شما مراجعه کرد چون تازه تره و میگوید که بیش از 8 هزار سال تاریخی که در کتاب مقدس ثبت شده سندیت ندارد. با توجه به اینکه تمام انبیایی که در قرآن نام میبرد همه مربوط به نسل اسحاق بوده اند و تنها کسی که ادعا میکند فرستاده خداست از نسل اسماعیل پیامبر شماست و بس.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۹:۵۹, ۱۵/آبان/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/آبان/۹۴ ۲۰:۰۳ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #27

نام نمرود در قرآن نیامده است و تنها در یک آیه از او یاد شده است:
« أَ لَمْ تَرَ إِلىَ الَّذِى حَاجَّ إِبْرَاهِمَ فىِ رَبِّهِ أَنْ ءاتاهُ اللَّهُ الْمُلْك...‏» [5]
«آيا نديدى (و آگاهى ندارى از) كسى كه با ابراهيم در باره پروردگارش محاجه و گفتگو كرد؟ زيرا خداوند به او حكومت داده بود (و بر اثر كمى ظرفيت، از باده غرور سرمست شده بود)...»

این که میگوییم نامش نمرود بوده و پسر کنعان بر اساس روایات است. این که دو نفر مختلف به اسم کنعان داشته باشیم هم بعید نیست گرچه من تحقیق کاملی در این مورد نداشتم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میم.حسین.الف
۲۰:۱۶, ۱۵/آبان/۹۴
شماره ارسال: #28

(۱۵/آبان/۹۴ ۱۹:۵۹)chiaueam نوشته است:  نام نمرود در قرآن نیامده است و تنها در یک آیه از او یاد شده است:
« أَ لَمْ تَرَ إِلىَ الَّذِى حَاجَّ إِبْرَاهِمَ فىِ رَبِّهِ أَنْ ءاتاهُ اللَّهُ الْمُلْك...‏» [5]
«آيا نديدى (و آگاهى ندارى از) كسى كه با ابراهيم در باره پروردگارش محاجه و گفتگو كرد؟ زيرا خداوند به او حكومت داده بود (و بر اثر كمى ظرفيت، از باده غرور سرمست شده بود)...»

این که میگوییم نامش نمرود بوده و پسر کنعان بر اساس روایات است. این که دو نفر مختلف به اسم کنعان داشته باشیم هم بعید نیست گرچه من تحقیق کاملی در این مورد نداشتم.



متشکرم از صداقت کلامت دوست خوبم . همیشه ابتدای شناخت خداوند از اینجا آغاز میشود. که به او اعتراف کنیم که نمیدانیم و اوست که با قلب انسان صادق حرف خواهد زد.

دوستان خرده میگیرند که عهد جدید را پولس و دیگران نوشته اند و معتبر نیست ! اگر همین قانون رو در مورد روایت اجرا کنیم چرا باید روایات معتبر باشند ؟ مگر نه اینکه اونها و حتی خود قرآن هم بدست افراد دیگری نوشته شده ؟
چطور اینجا باید انسان قبول کند که این درست است و آن نادرست ؟!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۲۰:۱۹, ۱۵/آبان/۹۴
شماره ارسال: #29

(۱۵/آبان/۹۴ ۱۸:۲۴)داریوش نوشته است:  هدف من هم هیمن است که روشن کنیم خدای واقعی کیست ؟ زیرا که جهان هستی تنها یک خداوند و آفریننده دارد که قطعا نمیتواند الله باشد! زیرا خدای کتاب مقدس خدایی است که با نقشه ای مشخص کارش را ادامه داده و وجود تک تک افرادی که نام آنها در کتاب مقدس ثبت شده است مهم و سرنوشت ساز است. البته برای اثباط اینکه الله نمیتواند خالق هستی باشد مدارک به اندازه کافی وجود دارد.
دوست عزیز همونطوری که می بینی، تحقیقات شما اینجا با استقبال روبرو نشد. جای دیگه هم برای مسلمانان معتقد چنین استدلالاتی بیارید، به صحبت شما توجه زیادی بهش نمیکنن
چرا؟
چون کسی به خاطر مطالعه تاریخ چند هزار ساله مسلمان نمیشه. اصلا داشتن اطلاعات تاریخی به اصل دین مربوط نمیشه

دین برنامه زندگیست. باید به سوالات اساسی بشر پاسخ بده...
از کجا آمده ام؟ آمدنم بهر چه بود؟
به کجا می روم آخر؟ ننمایی وطنم.

پس شما به جای مقایسه بین چند آیه از کتابهای مقدس، باید برنامه زندگی بشر رو مورد بررسی قرار بدی. که این هم از خداشناسی و نقش خالق شروع میشه
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-11947.html

اگر بخواهیم وارد برخی ابهامات یهودیت و مسیحیت بشویم، کتابها می توان نوشت. اما ما به دنبال شبهه پراکنی و زده کردن مردم از دین الهی نیستیم. اعتقاد به اسلام بدون اعتقاد به نبوت موسی و عیسی علیهم السلام بی معنیست!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میم.حسین.الف ، در جستجوی سختی ، عدالت ، mahdy30na
۲۰:۳۲, ۱۵/آبان/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/آبان/۹۴ ۲۱:۵۴ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #30

نقل قول:اگر همین قانون رو در مورد روایت اجرا کنیم چرا باید روایات معتبر باشند ؟ مگر نه اینکه اونها و حتی خود قرآن هم بدست افراد دیگری نوشته شده ؟
چطور اینجا باید انسان قبول کند که این درست است و آن نادرست ؟!
در مورد قرآن، چیزی که توسط کاتبان نوشته شده دقیقاً همان چیزی است که توسط پیامبر بیان شده است.

در مورد روایات، ما فقط روایاتی را قبول داریم که انتسابشان به پیشوایان اسلام اثبات شده باشد. بنده اطلاع ندارم که روایتی که نام نمرود در آن آمده یک حدیث صحیح است یا نه. اگر قصد بررسی این موضوع رو داشته باشید باید به متخصصش رجوع کنید.

در مورد پولس، ما پولس را یک مدعی دروغین می دونیم نه یک پیشوای واقعی. به همین خاطر مطالبی که منتسب به ایشان هست رو نمی پذیریم. (تفاوتش با روایات و احادیثی که از ائمه (علیه السلام) صادر شده این هست).

نقل قول:متشکرم از صداقت کلامت دوست خوبم . همیشه ابتدای شناخت خداوند از اینجا آغاز میشود. که به او اعتراف کنیم که نمیدانیم و اوست که با قلب انسان صادق حرف خواهد زد.
احسنت دوست گرامی
این چیزیه که هم من باید بهش عمل کنم و هم شما. چیزهایی هست که می دانیم، چیزهایی هست که فکر می کنیم می دانیم و چیزهایی هم هست که نمی دانیم.
اگر قصد شما دانستن هست، به افرادی مراجعه کنید که متخصصان علوم دینی اند. خوشبختانه سایتهای پاسخگویی رو داریم که شما می تونید سوالتون رو مطرح کنید و نظرات کارشناسان رو بپرسید. من سایت زیر رو پیشنهاد می کنم:
askquran.ir
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میم.حسین.الف
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا