کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اشکالات مبهم در داستانهای قرآن از انبیای گذشته
۰:۱۰, ۱۴/آبان/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/آبان/۹۴ ۱:۱۱ توسط داریوش.)
شماره ارسال: #1

خدمت دوستان خوبم سلام میکنم و خیلی مایل هستم تا قسمتهایی ازسوره های متفاوت قرآن را برایتان بنویسم که مربوط به انبیای گذشته است و این داستانها با اصل آن مقایرت و دربعضی موارد کاملا داستان دیگری است . و از آنجایی که معتقدین به کتاب قرآن بر این باور هستند که اسلام در ادامه رسالت انبیاء گذشته و کامل کنند آنهاست . حال این سوال مطرح میشود که چرا داستان زندگی این افراد با اصل آن که در کتاب مقدس است همخوانی ندارد و در بعضی موارد چیزی دیگر است. این داستانها قسمتهایی نیست که بتوان گفت شامل بخشهای تحریف شده ممکن است باشد! زیرا که ارتباطی با نبوت در مورد آینده ندارد یا اینکه نفع گروهی یا کسی در آن باشد که بخواهد آنرا جور دیگری تغییر دهد.و از آنجایی که تعداد این موارد زیاد است در واقع هدف من مقایسه بخشهای مشترک کتاب مقدس با کتاب قرآن است . که امیدارم این مقاسیه کفر محسوب نشود و اساتیدی باشند تا جوابی درخور و منطقی به این سوالات بدهند. اجازه بدهید که از ابتدا شروع کنم و هر بار یکی از این وقایع را برایتان بنویسم.


اولین تفاوت قابل تفکر در مورد زندگی نوح است و خانواده او




- در سوره 11 آیات 42 تا 46 قرآن در مورد یکی از پسران نوح یعنی حام میخوانیم که جز گناهکاران بود و همراه نوح به کشتی سوار نشد بلکه قرآن اعلام میکند که غرق شد و نوح همراه دو پسر دیگرش سام و یافث سوار بر کشتی شد ! البته اسم پسرغرق شده نوح در قرآن نیست همانند خیلی از افراد دیگر در داستانهای متفاوت که نامی آز آنها ذکر نمیشود و این خود نیز بسیار سوال برانگیز است. اما اگر در اینتر نت جستجو کنید و شجره نامه انبیاء را پیدا کنید بر اساس اعتقاد مسلمانان تنها نام دو پسر نوح یعنی سام و یافث نوشته شده است. از این رو میتوان گفت که فرزند غرق شده حام است.
سوره 11 آیات 42 تا 46

و آن [كشتى] ايشان را در ميان موجى كوه‏آسا مى‏برد و نوح پسرش را كه در كنارى بود بانگ درداد اى پسرك من با ما سوار شو و با كافران مباش (42)
گفت به زودى به كوهى پناه مى‏جويم كه مرا از آب در امان نگاه مى‏دارد گفت امروز در برابر فرمان خدا هيچ نگاهدارنده‏اى نيست مگر كسى كه [خدا بر او] رحم كند و موج ميان آن دو حايل شد و [پسر] از غرق‏شدگان گرديد
(43)
و گفته شد اى زمين آب خود را فرو بر و اى آسمان [از باران] خوددارى كن و آب فرو كاست و فرمان گزارده شده و [كشتى] بر جودى قرار گرفت و گفته شد مرگ بر قوم ستمكار
(44) و نوح پروردگار خود را آواز داد و گفت پروردگارا پسرم از كسان من است و قطعا وعده تو راست است و تو بهترين داورانى (45) فرمود اى نوح او در حقيقت از كسان تو نيست او [داراى] كردارى ناشايسته است پس چيزى را كه بدان علم ندارى از من مخواه من به تو اندرز مى‏دهم كه مبادا از نادانان باشى (46)


از طرفی در کتاب مقدس نام کلیه خانواده نوح و سه پسرش و همسران پسرانش و فرزندان پسرانش بطور دقیق ثبت شده است که جای هیچ شکی باقی نمیگذارد که هر سه پسر نوح همراه با همسران خود سوار بر کشی شده اند و بعد از طوفان هم اسامی فرزندان هر سه پسر ثبت شده است ! لطفا اگر کسی توضیحی دارد خوشحال خواهم شد که بخوانم. پیدایش باب 7 آیات 1 تا 16


[sup]1و خداوند به نوح گفت: «تو و تمامي اهل خانه‌ات به كشتي درآييد، زيرا تو را در اين عصر به حضور خود عادل ديدم. 2و از همه بهايم پاك، هفت هفت، نر و ماده با خود بگير،‌ و از بهايم ناپاك، دو دو، نر و ماده، 3و از پرندگان آسمان نيز هفت هفت، نر و ماده را، تا نسلى بر روى تمام زمين نگاه دارى. 4زيرا كه من بعد از هفت روز ديگر، چهل روز و چهل شب باران مى بارانم، و هر موجودى را كه ساخته‌ام، از روى زمين محو مى سازم.» 5پس نوح موافق آنچه خداوند او را امر فرموده بود، عمل نمود. 6و نوح ششصد ساله بود، چون طوفان آب بر زمين آمد. 7و نوح و پسرانش و زنش و زنان پسرانش با وى از آب طوفان به كشتى درآمدند. 8از بهايم پاك و از بهايم ناپاك، و از پرندگان و از همه حشرات زمين، 9دودو، نر و ماده، نزد نوح به كشتى درآمدند، چنانكه خدا نوح را امركرده بود. 10و واقع شد بعد از هفت روزكه آب طوفان بر زمين آمد. 11و در سال ششصد از زندگانى نوح، در روز هفدهم از ماه دوم، در همان روز جميع چشمه‌هاى لجه عظيم شكافته شد، و روزنهاى آسمان گشوده. 12و باران، چهل روز و چهل شب بر روى زمين مى باريد. 13در همان روز نوح و پسرانش، سام و حام و يافث، و زوجه نوح و سه زوجه پسرانش، با ايشان داخل كشتى شدند. 14ايشان و همه حيوانات به اجناس آنها، و همه بهايم به اجناس آنها، و همه حشراتى كه بر زمين مى خزند به اجناس آنها، و همه پرندگان به اجناس آنها، همه مرغان و همه بالداران. 15دودو از هر ذى جسدى كه روح حيات دارد، نزد نوح به كشتى در آمدند. 16و آنهايى كه آمدند نر و ماده از هر ذى جسد آمدند، چنانكه خدا وى را امر فرموده بود. و خداوند در را از عقب او بست. [/sup]

پیدایش باب 10 آیات 2 و 6 و 22

[sup]2پسران يافث: جومَر و ماجوج و ماداى و ياوان و توبال و ماشَك و تيراس.[/sup]
[sup]6و پسران حام: كوش و مِصرايم و فوط و كنعان.[/sup]
[sup]22پسران سام: عيلام و آشور و ارْفَكْشاد و لُود و اَرام.[/sup][sup]
[/sup][sup][تصویر: null][/sup]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر

آغاز صفحه 11 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۹:۵۴, ۲۲/آبان/۹۴
شماره ارسال: #101
آواتار
به نام خدا
چند صفحه از این مطلب رو خوندم . البته اتفاقی توی اینترنت سرچ میکردم ...

بحث بی حاصلی است و غیر منطقی . وقتی یک ادعا از پایه عاری از منطق باشه تا ثریا هم بری کج میمونه

ادعای شما : در نتیجه مقایسه قران و بقیه کتب اسمانی تناقض هایی یافت میشود
تا اینجا قبول !
نتیجه: هر دو کتاب غلط هستند چون تناقض دارند !
وقتی اینطوره که من هر دو کتاب رو قبول داشته باشم که ندارم! پس بحثی نمیمونه

نتیجه 2 : قران غلط و کتب دیگر صحیح است !
وقتی دو امر متناقض وجود داره احتمالا یکی غلط یا هر و غلطه . هر دو غلط باشه ادعای اول بود و بررسی شد
یکی غلطه که ما میگیم عهدین تحریف شده
شما اگر میگی قران غلطه و میخوای این نتیجه رو از این رابطه بگیری باید اثبات کنی تورات و ... صحیح است !

نتیجه 3 : قران صحیح و بقیه غلط است . ما هم همین رو میگیم .

پس کلا این مطلب و مقایسه برای اطلاعات عمومی خوبه و هیچ نتیجه ای نداره

یا حق
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: السا ، عقیق ، مجنون العباس ، Woodi2020 ، fafa* ، mahdy30na ، ماحی
۱۴:۱۷, ۲۲/آبان/۹۴
شماره ارسال: #102
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
فويل للذين يكتبون الكتاب بأيديهم ثم يقولون هذا من عند الله ليشتروا به ثمنا قليلا فويل لهم مما كتبت أيديهم وويل لهم مما يكسبون
بقره 79
پس واى بر آنها که نوشته‏اى با دست خود مى‏نويسند، سپس مى‏گويند: «اين، از طرف خداست.» تا آن را به بهاى کمى بفروشند. پس واى بر آنها از آنچه با دست خود نوشتند؛ و واى بر آنان از آنچه از اين راه به دست مى‏آورند!

ارمیای نبی در این زمینه میگوید: چگونه مي
گوييد كه ما حكيم هستيم و شريعت خداوند با ماست . به تحقيق قلم كاذب كاتبان به دروغ عمل مينمايد . ( ارميا8 :8)
ایا بازهم این کتاب اعتبار تام دارد؟

خیلی جالبه تو سه نسخه از کتاب مقدس ( ترجمه موجود ) این عبارت 3شکل بیان شده
چگونه می‌گویید که دانا هستید و قوانین مرا می‌دانید، در حالیکه معلمان شما آنها را تغییر داده‌اند تا معنی دیگری بدهند( ترجمه تفسیری 1995)
چگونه می‌توانید خود را دانا بدانید و بگویید قوانین مرا می‌دانید؟ ببینید، قوانین من به وسیلهٔ کاتبان نادرست عوض شده است(Today's Persian Version )که اکثرا بخاطر تغییر در متون از این استافاده میکنن.
ترجمه قدیم هم همونی هست که اول اوردم .
8 كَيْفَ تَقُولُونَ: نَحْنُ حُكَمَاءُ وَشَرِيعَةُ الرَّبِّ مَعَنَا؟ حَقًّا إِنَّهُ إِلَى الْكَذِبِ حَوَّلَهَا قَلَمُ الْكَتَبَةِ الْكَاذِبُ


انجیل یوحنا باب 14 آیات 15
15اگر مرا دوست داريد، احكام مرا نگاه داريد.
احکامی که مسیح اورده چون احکام یهود دستخوش تحریف قرار گرفت ؛ خودت میگی و بعد منکرش میشی. جالبه چون راهی جز انکار گفته های خودت نداری.
هرکدوم رو دوست داشتین در نظر بگیرین ، ولی بدونین که اگه این کتاب راست میگه باید این عبارت رو هم بپذیرین که کتاب تا پیش از این همه جعلیات و دستبردهایی هست که توسط کاتبان و کاهنان و ... صورت گرفته ( حالا بخث حوادث های اسارت و اشنایی و خوش اومدنشون از اداب و رسوم اقوام دیگه و ... رو برفرض ندید بگیریم )


بندی از کتاب مقدس برای شکا که اینقد میگی کتابم درسته
  • و اسرائيل مدت مديدي بي خدا و بي كاهن معلم و بي شريعت بودند . دوم تواريخ 15 :3
و اینکه اینها رو تکرار میکنم تا اینقد بخونی تا بدونی چی به چی هست.
•شکل گیری کتاب­های عهد عتیق در پذیرش رسمی آنها به عنوان کتاب مقدس تاریخی طولانی دارد.
•نگارش عهد عتیق حدود 1100ق.م پس از ورود بنی اسرائیل به فلسطین شروع شد و سرود موسی و مریم (خروج15) نگارش یافت اما تورات شاید تا سال 400ق.م همان گونه که کاهنان اورشلیم آن را تکمیل و ویرایش کردند به شکل کنونی درآمد.
•کار و ویرایش برخی از کتاب­ها مانند اشعیا 24-27 و حزقیال 38 و نیز دانیال در سال 160ق.م به انجام رسید. و بخش مکتوبات اساساً حدود سال 100ق.م گردآمد اما وضعیت برخی از کتاب­ها مثل استر و غزل غزل­ها بعداً مورد مناقشه قرار گرفت.
(۲۲/آبان/۹۴ ۴:۴۵)داریوش نوشته است:  دوست گرامی میدانم بسیار ناراحت هستی از اینکه کسی هم پیدا شد تا بگوید کپی و پیست کردن مطالب تایپ شده عیب نیست بخاطر صرفه جویی در وقت است . اما اینکه کتابی به نام کتاب الهی مطالب تاریخی و الهیاتی را بطور ناشیانه کپی و پیست کند در کتابی دیگر این مایه سرافکندگی است. هر چه که بین خدای کتاب مقدس و قوم او در گذشته بوده از نظر خداوند پنهان نیست و اوست که این قوم را برگزیده و خود میداند که چرا برگزیده و چگونه باید با آنها رفتار نماید شما خودتان را ناراحت نکنید . این درست مثل مسعله درون یک خانواده است که به همسایگان ارتباطی ندارد . اما جمع بندی دو سوال اول و دوم که به هم مربوط بودند از این قرار شد که با وجود آیات متعدد در کتاب مقدس مبنی بر اینکه خانواده نوح هشت نفر بیشتر نبودند که سوار بر کشتی شدند شما هر کجا که کم آوردی یا یک فرزند دیگر برای نوح بدنیا آوردی به نام کنعان و بعد غرقش کردی بعد هم یک بدل دیگر برای نمرود ساختی که با ابراهیم بجنگ بپردازد. یا اینکه یک فامیل تازه با نام کنعان هم پیدا کردی که با نمرود پدرو پسر باشند. من خدمتت شما گفتم که کتابهای جانبی مورد استناد نیستند چه کتب یهود چه حدیث و روایات شما زیرا این کتابها برای ماله کشی اشتباهات توسط روحانیون هر دو مذهب ساخته شده . حالا باز شما کم که آوردی یا به این مراجعه میکنی یا به آن . اشاره من به کتاب یهود به این خاطر بود که نویسندگان قرآن از آن کپی کردن و به نام خودشان ثبت کردن.
[b] درست نکاه کن فرزند چهارمی در کار نیست.

پیدایش باب 5
[sup]32[/sup]بعد از آنکه نوح پانصد ساله شد، صاحب سه پسر گرديد، به نامهاي سام ، حام و يافث .

اینجا را هم خوب نگاه کن نوح تنها یک همسر و سه پسر داشت.

پیدایش باب 7


[sup]6[/sup]وقتي توفان آمد، نوح ششصد ساله بود. [sup]7[/sup]او با زنش و پسرهايش و عروس هايش به داخل كشتي رفتند تا از توفان رهايي يابند.


(چند هزار سال بعد در عهد جدید هم این را میخوانیم یعنی حدود 600 سال قبل از ظهور تفکر اسلامی Wink

اول پطرس باب 3 آیه 20 [sup]20[/sup]اينها همان كساني بودند كه در آن وقت كه نوح به ساختن كشتي مشغول بود و خدا با صبر و حوصله انتظار مي کشيد، اطاعت نكردند. عدّه اي كم، يعني هشت نفر از آب گذشته، جان سالم بدر بردند.

اینها را برای یاد آوری نوشتم


برویم سراغ سوال سوم یا کپی ناشیانه ای که نویسندگان قرآن انجام دادند و آن اینکه ماجرای ازدواج یعقوب فرزند اسحاق راعینا برای موسی نوشتند. در حالی که بین موسی و یعقوب 500 تا 600 سال فاصله وجود دارد.

سوال در ابتدای بحث موجود است.

سوال کوتاه است امیدارم پاسخش هم مفید و مختصر باشد. مگر اینکه بخواهید بگویید که موسی دوبار ازدواج کرده اول با یک خانواده که 2 دختر داشت و بعد با یک خانواده که 7 دختر داشت و ماجرای ازدواجشان هم مثل هم است یکی در کتاب مقدس آمده و دیگری در قرآن ؟ !!.و یعقوب هم از موسی یاد گرفته بود زیرا یعقوب بعد از موسی زندگی میکرده و کتاب مقدس تحریف شده که نوشته قبل از موسی زندگی کرده.

ازنظر شما هم که اسامی افراد مهم نیستند که در قرآن نیست مانند زن موسی ؟ این قسمت را نویسندگان قرآن باز گذاشتن تا افرادی مثل شما هر نامی دلشان خواست اضافه یا کم کنند. یا اینکه اسامی معمولا در رویات میاید یا در حدیث !!
شما بگو که کتابت کپی پیشت اقوام گذشته نیست بعد. چون اولین کتاب نبوده و نخواخواهد بود ، پس شما هم کتابت از اقوام دیگه و از مکاتبی انحرافی و مذاهیب چند خدایی سرچشمه گرفته.
این سرافکندگی برای شماست که کتابت ، گویندش همش درحال تغییر هست نه من که گوینده کلی همطالب هویتش معلوم و مشخص .Blush
ما ناراحت نیسیم اخوی ، بلکه فقط میپرسیم که خدا چرا اینقد حواس پرته و با یکی عهد میبنده و بعد عهد شکنی میکنه،خدای عهد شکن نتیجش میشه قوم برگزیده عهد شکنBlush
دقیقا ربطی به همسایه ها نداره و تا زمانی که تو کار همسایه هاتون دخالت نکنین و تهمت نزنین همسایه هاتون اصلا کاری به کارتون ندارن ، شما هم مثل مادرتون ساره سر ناسازگاری رو با پسران هاجر شروع میکنین و تو کار همسایه هاتون دخالت مکینن و فکر میکنین همسایه ( قوم )برگزیده هستین
(۲۲/آبان/۹۴ ۴:۴۵)داریوش نوشته است:   اما جمع بندی دو سوال اول و دوم که به هم مربوط بودند از این قرار شد که با وجود آیات متعدد در کتاب مقدس مبنی بر اینکه خانواده نوح هشت نفر بیشتر نبودند که سوار بر کشتی شدند شما هر کجا که کم آوردی یا یک فرزند دیگر برای نوح بدنیا آوردی به نام کنعان و بعد غرقش کردی بعد هم یک بدل دیگر برای نمرود ساختی که با ابراهیم بجنگ بپردازد. یا اینکه یک فامیل تازه با نام کنعان هم پیدا کردی که با نمرود پدرو پسر باشند. من خدمتت شما گفتم که کتابهای جانبی مورد استناد نیستند چه کتب یهود چه حدیث و روایات شما زیرا این کتابها برای ماله کشی اشتباهات توسط روحانیون هر دو مذهب ساخته شده . حالا باز شما کم که آوردی یا به این مراجعه میکنی یا به آن . اشاره من به کتاب یهود به این خاطر بود که نویسندگان قرآن از آن کپی کردن و به نام خودشان ثبت کردن.
[b] درست نکاه کن فرزند چهارمی در کار نیست.

پیدایش باب 5
[sup]32[/sup]بعد از آنکه نوح پانصد ساله شد، صاحب سه پسر گرديد، به نامهاي سام ، حام و يافث .

اینجا را هم خوب نگاه کن نوح تنها یک همسر و سه پسر داشت.

پیدایش باب 7


[sup]6[/sup]وقتي توفان آمد، نوح ششصد ساله بود. [sup]7[/sup]او با زنش و پسرهايش و عروس هايش به داخل كشتي رفتند تا از توفان رهايي يابند.


(چند هزار سال بعد در عهد جدید هم این را میخوانیم یعنی حدود 600 سال قبل از ظهور تفکر اسلامی Wink

اول پطرس باب 3 آیه 20 [sup]20[/sup]اينها همان كساني بودند كه در آن وقت كه نوح به ساختن كشتي مشغول بود و خدا با صبر و حوصله انتظار مي کشيد، اطاعت نكردند. عدّه اي كم، يعني هشت نفر از آب گذشته، جان سالم بدر بردند.
اخوی داریوش خو الان این افراد تو اول پطرس نام برده شده؟پس کتاب عهد جدید هم دروغ میگه جون اسم نبرده Big Grin اه تناقض پشت تناقش همه رو هم خودت رو میکنی .
یعنی دوباره باید برات از نوح بگم؟باشه میگم ، تا هر زمان که بخوای برات میگم تا قشنگ متوجه بشی ، کار معلم همینه که به شاگردش توضیح بده و دانش اموز برای فهم صحیح هم بپرسه .
من برای توضیح دادن خسته نمیشم ، شما خسته نشی.
از منابع خودم میگم تا بفهمی که نوح هدایت کرد و چند نفر هم باهاش بودن .
80 نفر همراه در کشتی با نوح بودن ، اخوی اگه فقط 3تا بجه و زن و همسرانشون باشه ، چطور میشه اینا اینقد سریع تکثیر نسل کنن؟ درحالی که تو همین قسمتخودت کتابت میگه وقتی کشتی نشست این 3 پسر خارج شدن و درجا حرف از پسران پسران میاره ، و ... ، یعنی از پسران نوح 3تا پسر ایمان به نوح داشتن که هلاک نشدن. اگه ایمان نمیداشتن تو خشکی میموندن و غرق میشدن.
فرزند چهام رو شما همونطور که خیلی چیزا رو حذف شده داری این رو هم نداری پس سعی نکن نفی کنی ، بلکه باید بگی چون نیومد شاید نباشه ، مثل خیلی از موارد که نیومده ولی بوده.Blush
مثلا یک قسمت دیگه رو برات میگم ، میگی نوح با پسراش تو کشتی بوده و فقط همین 3 پسر و همسرانشون =6 و نوح و مادرشون = 6
این حساب درست ، ایا این اولاد و اولاد و ... کی دنیا اومدن؟ همزمان؟همین که کشتی نشست بر فرض بگیریم از رداش نخست زاده ها دنیا اومدن ، 3 پسر برای سه پر نوح . ایا تاریخ این رو قبول میکنه؟یکم سنها شون رو دقت کن/
تو همینجا میگه چی؟ سنت اینها رو حساب کن ببین چطور اینا رو لیست میکنه ، چرا بقیه رو نمیگه؟ مگه بقیه بنده اون نبودن؟ اصلا چرا نمرود جبار اینقدر مهم میشه؟ و اینکه نمرود شما چند سال با نوح فاصله داره؟چطور میشه این شخص که شما میگی خدا دوست بوده ، بلا سر قومش نازل میشه؟ وچرا متفرق میشن؟ خدا مگه اینها رو نمیتونست ببینه که با هم خوبن؟عحب خدای تفرقه افکنی.Dodgy
پیدایش 11 ایه 10 به بعد
10 این است پیدایش سام. چون سام صد ساله بود، ارفکشاد را دو سال بعد از طوفان آورد . 11 وسام بعد از آوردن ارفکشاد، پانصد سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد. 12 و ارفکشاد سی وپنج سال بزیست و شالح را آورد. 13 و ارفکشادبعد از آوردن شالح، چهار صد و سه سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد. 14 و شالح سی سال بزیست، و عابر را آورد. 15 و شالح بعد از آوردن عابر، چهارصد و سه سال زندگانی کرد و پسران ودختران آورد. 16 و عابر سی و چهار سال بزیست و فالج را آورد. 17 و عابر بعد از آوردن فالج، چهار صد و سی سال زندگانی کرد و پسران ودختران آورد. 18 و فالج سی سال بزیست، و رعورا آورد. 19 و فالج بعد از آوردن رعو، دویست ونه سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد. 20 ورعو سی و دو سال بزیست، و سروج را آورد. 21 ورعو بعد از آوردن سروج، دویست و هفت سال زندگانی کرد و پسران و دختران آورد. 22 وسروج سی سال بزیست، و ناحور را آورد. 23 وسروج بعد از آوردن ناحور، دویست سال بزیست و پسران و دختران آورد. 24 و ناحور بیست و نه سال بزیست، و تارح را آورد. 25 و ناحور بعد ازآوردن تارح، صد و نوزده سال زندگانی کرد وپسران و دختران آورد. 26 و تارح هفتاد سال بزیست، و ابرام و ناحور و هاران را آورد. ....
...
چرا همه نسل اینها رو نمیگه؟
ایا نام نبردن رو میشه اینطور گفت که چون اسمی نبوده مبهمه چندتا بودن؟ و چرا فقط یک خط خاصی همش داره معرفی میشه؟

یکم خوبه فقط حساب کتاب کنه متن رو .
اگه قرار باشه بگیم که چون گفته های تورات رو بدون تدبر بخونیم و هرچی گفته بدون دقت بگیم پس شما بگو که همین تورات میگه
سفر پیدایش 10
6پسران حام : كوش ، مصر ، ليبي( بچه هاش کجان؟)! و كنعان بودند. لیبی یا فوط که در نسخ مختلف فوط و جاهایی لیبی اومده و هیچ کدوم درباره تسلش صحبت نشده، میشه کفت ون اینحا اسم نبرده که نسل داره یا نه بگیم داره ولی حیف شد اسم نبرد.
ایا لیبی پسری نداشته؟ چرا اینجا خدای قومیت گرا سکوت میکنه؟

اخوی با این حرف داری میگی کسی تو زمان نوح به حق نگرویدند و این دروغی بس اشکار هستش ، پیامبری که اینهمه سال همه رو به خدا دعوت کرد ، ثمره نداد؟ عجب پیامبر نالایقی که نتونست تو این مدت یکی رو به خدا دعوت کنه.
اگه کتاب شما فقط و فقط ملاک هست بگو که چرا نسل مصر معرفی نشد؟ ایا مصر پسر نداشت؟ و خیلی از افراد که نسلشون معرفی نشده.
شما اگه ملاک این رو میدونی پس پاسخ بده بدور از اینکه اما و اگر بیاری .
برفرض همه کتب تفسیری و .. ساخته دست کاهنان باشه ، کتاب مقدسی که گم شد و یکی از کهنه پیدا میکنه و میگه این کتاب مقدس گم شده هست و یااینکه عزرا نامی ( چون اختلاف دان یهودیا که نبی بوده و یا بنده خوبی بود و کاهن ) میاد بعد از اسارت کتاب مقدس رو روایت میکنه و مینویسه ، پس داره به یاد داشته های خودش رو بازنویسی میکرده دیگه ،و اینگه تو تاریخ خودتون هست وقتی بخت نصر همه رو خراب و نابود کرد علمای یهود برای اینکه شریعت رو حفظ کنن دست به تفسیر زدن
یبار دیگه این رو تکرار میکنم تا متوجه بشی
نقل قول:
سفر پیدایش 10
6پسران حام : كوش ، مصر ، ليبي! و كنعان بودند.
7پسران كوش : سبا، حويله ، سبته ، رعمه و سبتكا بودند. و پسران رعمه: شبا و ددان بودند.
8 وکوش نمرود را آورد. او به جبار شدن در جهان شروع کرد. 9 وی در حضور خداوند صیادی جبار بود. از این جهت می‌گویند: «مثل نمرود، صیاد جبار در حضور خداوند 10در ابتدا منطقه فرمانروايي او شامل : بابل ، ارک ، آكاد و تمام اينها در سرزمين شنعار بود. 11بعد از آن به سرزمين آشور رفت و شهرهاي نينوا، و رحوبوت عير، كالح 12و ريسن را كه بين نينوا و كالح كه شهر بزرگي است، بنا كرد.
13مصر جدّ لود ، عناميم ، لهابيم ، نفتوحيم ، 14فتروسيم ، كسلوحيم و كفتوريم كه جدّ فلسطيني هاست ، بود.
15صيدون ، نخستزاده كنعان بود و پس از او حت به دنيا آمد. 16كنعان هم جدّ اقوام زير بود: يبوسيان ، اموريان ، جرجاشيان ، 17حويان ، عرقيان ، سينيان ، 18- 19ارواديان ، صماريان و حماتيان . قبايل مختلف كنعان ، از صيدون تا جرار كه نزديک غزه است و تا سدوم و غموره و ادمه و صبوئيم كه نزديک لاشع است ، پراكنده شدند.
20ينها، نسلهاي حام بودند كه به صورت قبايل مختلف زندگي مي كردند و هر قبيله براي خود زبان مخصوصي داشت
اینقد واجب بود که نمرود سریع معرفی بشه؟ خیلی واقعا جالبه هرجا قرار هست یک قومی کوبیده بشه و یا محهاجم باشه تو اون نسل ، اون قوم سریع معرفی و بصورت ریز لعنت میشن و نفرین و طرف مقابل تکریم و مبارک.
ببین کنعان رو چه قشنکمعرفی کرده که بدونین اگه داریم میکوبیم بخاطر این هستکه کل این قبایل همه کنعانی هست .Wink
داداشم حرص نخور .
داداش من شما باید اثبات کنی که قران کپی شده از تورات هست توراتی که خودش میگه من ناقصم ، در من دستبرد شده ، من رو نابود کردن و ... چطور میشه این کتاب نسخه برداری و کپی برابر با اصل بشه؟

در کل شما دنبال سلسله انساب هستی و قران کتاب انساب نیست .
همین بس که کتاب خودت بارها میگه بابا من داخلم غلط داره ؛ من داخلم تفسیر شده ، بنده مومن به خدای جامونده ، من نسخ شدم چون عیسی میگه .
اگه مطلبی برای نقض داری باید بگی.
کتابت که اینا رو به صراحت میگه و شما که به اصطلاح میگی اشکال به قران هست اول باید اشکالات خودت رو رفع کنی بعد به دیگری ایراد بگیری.Big Grin

احوال داداش وحید گل ،
(۲۲/آبان/۹۴ ۹:۵۴)وحید110 نوشته است:  به نام خدا
چند صفحه از این مطلب رو خوندم . البته اتفاقی توی اینترنت سرچ میکردم ...

بحث بی حاصلی است و غیر منطقی . وقتی یک ادعا از پایه عاری از منطق باشه تا ثریا هم بری کج میمونه

ادعای شما : در نتیجه مقایسه قران و بقیه کتب اسمانی تناقض هایی یافت میشود
تا اینجا قبول !
نتیجه: هر دو کتاب غلط هستند چون تناقض دارند !
وقتی اینطوره که من هر دو کتاب رو قبول داشته باشم که ندارم! پس بحثی نمیمونه

نتیجه 2 : قران غلط و کتب دیگر صحیح است !
وقتی دو امر متناقض وجود داره احتمالا یکی غلط یا هر و غلطه . هر دو غلط باشه ادعای اول بود و بررسی شد
یکی غلطه که ما میگیم عهدین تحریف شده
شما اگر میگی قران غلطه و میخوای این نتیجه رو از این رابطه بگیری باید اثبات کنی تورات و ... صحیح است !

نتیجه 3 : قران صحیح و بقیه غلط است . ما هم همین رو میگیم .

پس کلا این مطلب و مقایسه برای اطلاعات عمومی خوبه و هیچ نتیجه ای نداره

یا حق
داریوش گرامی هر زمان تناقضات گفتاری خودت و کتاب مقدست رو روشن کردی بگو بیام به سوال بعد برسم وگرنه هرچقدر بریم جلو تعداد تناقضاتت زیاد میشه و ابروی پیروان کتاب مقدس رو بیشتر نبر بزار دلشون به کتاب خودشون خوش باشه .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میم.حسین.الف ، Woodi2020 ، mirza47820 ، السا ، رکن الهدی
۱۷:۴۹, ۲۲/آبان/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/آبان/۹۴ ۱۸:۴۶ توسط داریوش.)
شماره ارسال: #103

انجیل لوقا باب 6


امّا به شما كه سخن مرا مي شنويد مي گويم: به دشمنان خود محبّت نماييد، به آناني كه از شما متنفّرند نيكي كنيد.
براي آناني كه به شما دشنام مي دهند دعاي خير كنيد. براي آناني كه با شما بدرفتاري مي کنند دعا كنيد.
وقتي كسي به صورت تو مي زند طرف ديگر صورت خود را هم پيش او ببر. وقتي كسي قباي تو را مي برد بگذار پيراهنت را هم ببرد.
به هرکه چيزي از تو بخواهد ببخش و وقتي كسي آنچه را كه مال توست مي برد آن را مطالبه نكن.
با ديگران آن چنان رفتار كنيد كه مي خواهيد آنها با شما رفتار كنند.

مهدی جان خودت و خوانندگان رو خسته نکن. هر چه بیشتر بنویسی البته که عقده دلت خالی خواهد شد از اینکه خداوند به گروهی نظر خاصی دارد. نمیتوان به خالق ایرادی گرفت! زیرا که خداوند ذات و سرشت انسانها را میداند. شما زیادی در شناخت او به بیراهه رفتی افرادی که معمولا در طول تاریخ چنین تفکری داشتن همان کسانی بودند که بعد ادعای خدایی کردن. سخن کوتاه میکنم . توجه خوانندگان را به این نکته جلب میکنم هرموقع که من سوالی مطرح میکنم از اشتباهات قرآن دوست گرامی ما مثل ماهی که تو روغن داغ انداخته باشی بالا و پایین میپره و از پاسخ دادن تفره میره تا اینکه یک افسانه ای سر هم میکنه با زور و فشار مسائل حاشیه ای که در ذهن خودشان وجود دارد مینویسنه.


سوال این بود دوباره میپرسم :

برویم سراغ سوال سوم یا کپی ناشیانه ای که نویسندگان قرآن انجام دادند و آن اینکه ماجرای ازدواج یعقوب فرزند اسحاق راعینا برای موسی نوشتند. در حالی که بین موسی و یعقوب 500 تا 600 سال فاصله وجود دارد.
ظاهرا به نظر میاد که برای نویسنده قرآن ماجرای ازدواج را تعریف کرده بودند و ایشان موقع نگارش فراموش کرده که کدام ماجرا مربوط به کدام شخص بوده.

سوال در ابتدای بحث موجود است.
سوال کوتاه است امیدارم پاسخش هم مفید و مختصر باشد. مگر اینکه بخواهید بگویید که موسی دوبار ازدواج کرده اول با یک خانواده که 2 دختر داشت و بعد با یک خانواده که 7 دختر داشت و ماجرای ازدواجشان هم مثل هم است یکی در کتاب مقدس آمده و دیگری در قرآن ؟ !!.و یعقوب هم از موسی یاد گرفته بود زیرا یعقوب بعد از موسی زندگی میکرده و کتاب مقدس تحریف شده که نوشته قبل از موسی زندگی کرده. [/font]
[font=Arial]
ازنظر شما هم که اسامی افراد مهم نیستند که در قرآن نیست مانند زن موسی ؟ این قسمت را نویسندگان قرآن باز گذاشتن تا افرادی مثل شما هر نامی دلشان خواست اضافه یا کم کنند. یا اینکه اسامی معمولا در رویات میاید یا در حدیث !!

(۲۲/آبان/۹۴ ۹:۵۴)وحید110 نوشته است:  به نام خدا
چند صفحه از این مطلب رو خوندم . البته اتفاقی توی اینترنت سرچ میکردم ...

بحث بی حاصلی است و غیر منطقی . وقتی یک ادعا از پایه عاری از منطق باشه تا ثریا هم بری کج میمونه

ادعای شما : در نتیجه مقایسه قران و بقیه کتب اسمانی تناقض هایی یافت میشود
تا اینجا قبول !
نتیجه: هر دو کتاب غلط هستند چون تناقض دارند !
وقتی اینطوره که من هر دو کتاب رو قبول داشته باشم که ندارم! پس بحثی نمیمونه

نتیجه 2 : قران غلط و کتب دیگر صحیح است !
وقتی دو امر متناقض وجود داره احتمالا یکی غلط یا هر و غلطه . هر دو غلط باشه ادعای اول بود و بررسی شد
یکی غلطه که ما میگیم عهدین تحریف شده
شما اگر میگی قران غلطه و میخوای این نتیجه رو از این رابطه بگیری باید اثبات کنی تورات و ... صحیح است !

نتیجه 3 : قران صحیح و بقیه غلط است . ما هم همین رو میگیم .

پس کلا این مطلب و مقایسه برای اطلاعات عمومی خوبه و هیچ نتیجه ای نداره

یا حق


سلام دوست گرامی


من و جناب مهدی در واقع داریم کشتی میگیریم Huh و این همان کشتی است که دوستان مفهوم آنرا درک نمیکنند و به تمسخر میگویند چگونه خدای کتاب مقدس با یعقوب کشتی گرفته ؟ کشتی ازنظر ذهن انسان به امری فیزیکی اطلاق میشه اما در مسائل روحانی چنین مفهومی نداره . بحث من با جناب مهدی مثتاق همان کشتی است . که ایشان چون با فنون روحانی آشنایی ندارند اینگونه تلاش بیهوده میکنند.


یا حقیقت
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۹:۳۱, ۲۲/آبان/۹۴
شماره ارسال: #104
آواتار
الذین ستمعون القول فیتبعون احسنه اولئك الذین هداهم الله و اولئك هم اولوا الالباب
همان کسانى که سخنان را می‏شنوند و از نيکوترين آنها پيروى می‏کنند؛ آنان کسانى هستند که خدا هدايتشان کرده، و آنها خردمندانند.
زمر 18
(۲۲/آبان/۹۴ ۱۷:۴۹)داریوش نوشته است:  انجیل لوقا باب 6


امّا به شما كه سخن مرا مي شنويد مي گويم: به دشمنان خود محبّت نماييد، به آناني كه از شما متنفّرند نيكي كنيد.
براي آناني كه به شما دشنام مي دهند دعاي خير كنيد. براي آناني كه با شما بدرفتاري مي کنند دعا كنيد.
وقتي كسي به صورت تو مي زند طرف ديگر صورت خود را هم پيش او ببر. وقتي كسي قباي تو را مي برد بگذار پيراهنت را هم ببرد.
به هرکه چيزي از تو بخواهد ببخش و وقتي كسي آنچه را كه مال توست مي برد آن را مطالبه نكن.
با ديگران آن چنان رفتار كنيد كه مي خواهيد آنها با شما رفتار كنند.

مهدی جان خودت و خوانندگان رو خسته نکن. هر چه بیشتر بنویسی البته که عقده دلت خالی خواهد شد از اینکه خداوند به گروهی نظر خاصی دارد. نمیتوان به خالق ایرادی گرفت! زیرا که خداوند ذات و سرشت انسانها را میداند. شما زیادی در شناخت او به بیراهه رفتی افرادی که معمولا در طول تاریخ چنین تفکری داشتن همان کسانی بودند که بعد ادعای خدایی کردن. سخن کوتاه میکنم . توجه خوانندگان را به این نکته جلب میکنم هرموقع که من سوالی مطرح میکنم از اشتباهات قرآن دوست گرامی ما مثل ماهی که تو روغن داغ انداخته باشی بالا و پایین میپره و از پاسخ دادن تفره میره تا اینکه یک افسانه ای سر هم میکنه با زور و فشار مسائل حاشیه ای که در ذهن خودشان وجود دارد مینویسنه.


سوال این بود دوباره میپرسم :

برویم سراغ سوال سوم یا کپی ناشیانه ای که نویسندگان قرآن انجام دادند و آن اینکه ماجرای ازدواج یعقوب فرزند اسحاق راعینا برای موسی نوشتند. در حالی که بین موسی و یعقوب 500 تا 600 سال فاصله وجود دارد.
ظاهرا به نظر میاد که برای نویسنده قرآن ماجرای ازدواج را تعریف کرده بودند و ایشان موقع نگارش فراموش کرده که کدام ماجرا مربوط به کدام شخص بوده.

سوال در ابتدای بحث موجود است.
سوال کوتاه است امیدارم پاسخش هم مفید و مختصر باشد. مگر اینکه بخواهید بگویید که موسی دوبار ازدواج کرده اول با یک خانواده که 2 دختر داشت و بعد با یک خانواده که 7 دختر داشت و ماجرای ازدواجشان هم مثل هم است یکی در کتاب مقدس آمده و دیگری در قرآن ؟ !!.و یعقوب هم از موسی یاد گرفته بود زیرا یعقوب بعد از موسی زندگی میکرده و کتاب مقدس تحریف شده که نوشته قبل از موسی زندگی کرده.
ازنظر شما هم که اسامی افراد مهم نیستند که در قرآن نیست مانند زن موسی ؟ این قسمت را نویسندگان قرآن باز گذاشتن تا افرادی مثل شما هر نامی دلشان خواست اضافه یا کم کنند. یا اینکه اسامی معمولا در رویات میاید یا در حدیث !!



سلام دوست گرامی


من و جناب مهدی در واقع داریم کشتی میگیریم Huh و این همان کشتی است که دوستان مفهوم آنرا درک نمیکنند و به تمسخر میگویند چگونه خدای کتاب مقدس با یعقوب کشتی گرفته ؟ کشتی ازنظر ذهن انسان به امری فیزیکی اطلاق میشه اما در مسائل روحانی چنین مفهومی نداره . بحث من با جناب مهدی مثتاق همان کشتی است . که ایشان چون با فنون روحانی آشنایی ندارند اینگونه تلاش بیهوده میکنند.


یا حقیقت
سلام
جناب داریوش ادب شما نشون داده که پیرو خدای نژاد گرا هستی Blush
نه بنده و نه هیچ مسلمانی عقده ای از شما و کتاب شما نداره ، نه شما جای مارو تنگ کردی نه چیزی وگرنه اگه ما مشکل داشتی همون اول برخودر تند باید میداشتیم پس نشون میده که ما به شما ترحم کردیم پاسخ میدیم پس زیاد به خودتون نبالید .
چون طبق تورات اهل خیانت و لج باز و فتنه گر دشمن خدا و ...... معلومه که کی هستن پس پس ما هستیم که داریم با این افراد معرفی شده در تورات کنار میایم و نگاه رئوفانه داریم و منت سرشون گذاشتیم. و همینطور بر شما .
واقعا شما یا حواست نیست یا اینکه خودت رو به ... ردی چون هر سوالی مطرح کردی پاسخ دادیم تا اینجا پس اینکسی که مثل ماهی شده شماییBlush اگه افسانه منظروت نسب هست که برات نمونه اوردم و پاسخ ندادی و اگه حرفهای خودت رو حقیقت میدونی پس چرا از پاسخش به کتابهای دیگه پناه میبری ؟ برای من مهم این هست که خواننده متوجه بشه وگرنه هیچ اجباری ندارم که بگم حرف من صحیح هست.
جناب داریوش شما همینقدر که کتاب خودت رو تحریف شده میدونی کفایت میکنه و نمیخواد دلیل بیارم .
و اینکه همینقدر برای یک کتاب لفظ نویسندگان بکار میبری خودش علم شما رو نسبت به اون نشون میده.
وهمینکه شما فرق کاتب قران با بازنویس رو نمیدونی هم داستانی جالب هست.
اگه اشکال بر قران گرفتی این نشون میده این کتاب برات شمه ای از کتاب اسمونی زده و خواستی اون رو رد کی با چند سوال که خودت هم تو کتابت با چندین ابهام و سحنانی که در اون داستانها ( افسانه ها ) و ذکر برخی از نکات خالی داری.
کتاب شما افسانه بیشتر شبیه هست تا کتاب دیگران.کتاب قران کتاب انساب و تاریخ محض نیست که همه رو بیان کنه و برای همین میگه وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ إِلاَّ رِجَالاً نُّوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ 16:43
  • جناب اگه بحث سوال پیشین تموم شد بریم سر بحث جدید وگرنه ادامه بحث همونطور که گفتم:
(۲۲/آبان/۹۴ ۱۴:۱۷)mahdy30na نوشته است:  
داریوش گرامی هر زمان تناقضات گفتاری خودت و کتاب مقدست رو روشن کردی بگو بیام به سوال بعد برسم وگرنه هرچقدر بریم جلو تعداد تناقضاتت زیاد میشه و ابروی پیروان کتاب مقدس رو بیشتر نبر بزار دلشون به کتاب خودشون خوش باشه .
جناب داریوش شما پیش از اینکه ایراد بر قران و داستان ازدواج یعقوب و موسی بگیرید پاسخ بدید که خودتون کتابتون گم شده و اینکه قسمتهایی با دوباره نویسی حذف شده . پیشتر ادرس اینها رو دادم و اگه میل داشتی دوباره برات میگم .اول شبهه کتاب خودت رو رفع کن بعد به کتاب بعدی ایراد بگیر.
داستان ازدواج یعقوب رو نقل کنید تا ببینیم چه بوده و همینطور ازدواج موسی رو . از زبان شما داستان رو شنیدن یک مزه ای دیگه داره . چون داستان رو همچین قشنک تغییر میدین تو نقل .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Woodi2020 ، میم.حسین.الف ، السا ، رکن الهدی ، mirza47820
۱۹:۴۵, ۲۲/آبان/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/آبان/۹۴ ۱۹:۵۲ توسط داریوش.)
شماره ارسال: #105

سوال سوم در مورد سامری بود که بعد از این سوال میپرسم . این سوال در واقع چهارمین سوال است.



اشتباه سوم : در سوره 28 آیات 23 تا 27 در مورد ازدواج موسی میخوانیم که باز نام پدر زن موسی نامعلوم است همچنین نام همسر موسی مرد بزرگ خداوند نامعلوم است


.
و چون به آب مدين رسيد گروهى از مردم را بر آن يافت كه [دامهاى خود را ] آب مى‏دادند و پشت‏سرشان دو زن را يافت كه [گوسفندان خود را] دور مى‏كردند [موسى] گفت منظورتان [از اين كار] چيست گفتند [ما به گوسفندان خود] آب نمى‏دهيم تا شبانان [همگى گوسفندانشان را] برگردانند و پدر ما پيرى سالخورده است (23) پس براى آن دو [گوسفندان را] آب داد آنگاه به سوى سايه برگشت و گفت پروردگارا من به هر خيرى كه سويم بفرستى سخت نيازمندم (24) پس يكى از آن دو زن در حالى كه به آزرم گام بر مى‏داشت نزد وى آمد [و] گفت پدرم تو را مى‏طلبد تا تو را به پاداش آب‏دادن [گوسفندان] براى ما مزد دهد و چون [موسى] نزد او آمد و سرگذشت [خود] را بر او حكايت كرد [وى] گفت مترس كه از گروه ستمگران نجات يافتى (25) يكى از آن دو [دختر] گفت اى پدر او را استخدام كن چرا كه بهترين كسى است كه استخدام مى‏كنى هم نيرومند [و هم] در خور اعتماد است (26) شعيب] گفت من مى‏خواهم يكى از اين دو دختر خود را [كه مشاهده مى‏كنى] به نكاح تو در آورم به اين [شرط] كه هشت‏سال براى من كار كنى و اگر ده سال را تمام گردانى اختيار با تو است و نمى‏خواهم بر تو سخت گيرم و مرا ان شاء الله از درستكاران خواهى يافت (27


)
و در خروج باب 2 آیات 16 تا 21 واقعه ازدواج موسی را میخوانیم . همه ماجرا خیلی واضح با اسامی کامل ثبت شده است نام پدر زن موسی نحوه ازدواج و نام همسر موسی، و میبینید که پدر زن موسی 7 دختر داشت نه 2 دختر و برای ازدواج موسی هم هیچ شرطی نگذاشته بود
16روزي وقتي که موسي بر سر چاهي نشسته بود، هفت دختر يترون، که کاهن مديان بود، بر سر چاه آمدند. آنها آبخورها را پُر کردند تا گلّه گوسفندان و بُزهاي پدر خود را سيراب کنند
17امّا بعضي از چوپانان، دختران يترون را از سر چاه دور کردند. پس موسي به کمک دخترها رفت و گلّه آنها را سيراب کرد
18وقتي دختران به نزد پدرشان يترون برگشتند، پدرشان پرسيد: «چه شد که امروز به اين زودي برگشتيد؟
19آنها جواب دادند که يک نفر مصري ما را از دست چوپانان نجات داد و حتّي از چاه آب کشيده گلّه ما را سيراب کرد
20او از دخترانش پرسيد: «آن مرد حالا کجاست؟ چرا او را آنجا رها کرديد؟ برويد و از او دعوت کنيد تا با ما غذا بخورد

21موسي موافقت کرد که در آنجا زندگي کند و يترون دختر خود صفوره را هم به عقد او درآورد


اما در پیدایش باب 29 آیات 15 تا 20 داستان ازدواج یعقوب را میخوانیم که گویا نگارنده قرآن باز هم دچار اشتباه شده.! . یعنی واقعه ازدواج یعقوب را برای موسی نوشته


15 لاابان به يعقوب گفت : «تو نبايد به خاطر اينکه خويشاوند من هستي ، براي من مفت كار كني . چقدر مزد مي خواهي؟
16لابان دو دختر داشت. اسم دختر بزرگ ليه و اسم دختر كوچک راحيل بود
17ليه چشمان قشنگي داشت، ولي راحيل خوش اندام و زيبا بود
18يعقوب راحيل را دوست مي داشت . بنابراين به لابان گفت : «اگر اجازه دهي با دختر كوچک تو راحيل ازدواج كنم ، هفت سال براي تو كار مي كنم
19لابان در جواب گفت : «اگر دخترم را به تو بدهم ، بهتر از اين است كه به ديگران بدهم . همين جا پيش من بمان
20يعقوب براي اينکه با راحيل ازدواج كند، هفت سال در آنجا كار كرد. امّا چون راحيل را خيلي دوست مي داشت ، اين مدّت به نظرش مانند چند روز بود
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۲۰:۲۷, ۲۲/آبان/۹۴
شماره ارسال: #106

قصد برهم زدن روند بحث رو ندارم ولی نکته ای قابل تامل ذکر کردید :

داریوش نوشته است:
سلام دوست گرامی



من و جناب مهدی در واقع داریم کشتی میگیریم
[تصویر: huh.png]
و این همان کشتی است که دوستان مفهوم آنرا درک نمیکنند و به تمسخر میگویند چگونه خدای کتاب مقدس با یعقوب کشتی گرفته ؟ کشتی ازنظر ذهن انسان به امری فیزیکی اطلاق میشه اما در مسائل روحانی چنین مفهومی نداره . بحث من با جناب مهدی مثتاق همان کشتی است . که ایشان چون با فنون روحانی آشنایی ندارند اینگونه تلاش بیهوده میکنند.



یا حقیقت

شما می توانید کشتی گرفتن رو در ایجاز و استعاره معنا کنید . تا اینجا مشکلی نیست

سِفر پیدایش فصل ۳۲ فقرات ۲۴ تا ۳۰
نقل قول:۲۴ و یعقوب تنها ماند و مردی با وی تا طلوع فجر کشتی میگرفت.
۲۵ و چون او دید که بر وی غلبه نمی‌یابد کف ران یعقوب را لمس کرد و کف ران یعقوب در کشتی گرفتن با او فشرده شد.
۲۶ پس گفت: مرا رها کن زیرا که فجر میشکافد. گفت: تا مرا برکت ندهی تو را رها نکنم.
۲۷ به وی گفت: نام تو چیست؟ گفت: یعقوب.
۲۸ گفت: از این پس نام تو یعقوب خوانده نشود بلکه اسرائیل زیرا که با خدا و با انسان مجاهده کردی و نصرت یافتی.
۲۹ و یعقوب از او سؤال کرده گفت: مرا از نام خود آگاه ساز. گفت: چرا اسم مرا میپرسی؟ و او را در آنجا برکت داد.
۳۰ و یعقوب آن مکان را فنیئیل نامیده (گفت: ) زیرا خدا را روبرو دیدم و جانم رستگار شد..

مشکل جایی است یعقوب چیره می شود
موضوع بحث چی بود که خداوند مغلوب شد ؟آیا خداوند هم با فنون روحانی آشنایی نداشت که تلاش بیهوده کرد ؟

اگر اجازه داشته باشم به عنوان مخاطب بحث دو بزگورا و دنبال کننده مطالب یک سوال داشتم در صورتی که به بحث و موضوعیت خدشه ای وار دنمی کند لطفا پاسخ بدهید :

فرزندان حضرت ابراهیم (علیه السلام) رو میشه بر اساس کتاب مقدس معرفی کنید
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy30na ، Woodi2020 ، السا ، وحید110 ، افشین ، رکن الهدی
۲۱:۵۳, ۲۲/آبان/۹۴
شماره ارسال: #107
آواتار
پس شما مطالب پیشین رو قبول کردین؟رفتن به سوال بعد یعنی سوالات پیشین پاسخش رو رگفتین.


(۲۲/آبان/۹۴ ۱۹:۴۵)داریوش نوشته است:  سوال سوم در مورد سامری بود که بعد از این سوال میپرسم . این سوال در واقع چهارمین سوال است.



اشتباه سوم : در سوره 28 آیات 23 تا 27 در مورد ازدواج موسی میخوانیم که باز نام پدر زن موسی نامعلوم است همچنین نام همسر موسی مرد بزرگ خداوند نامعلوم است


.
و چون به آب مدين رسيد گروهى از مردم را بر آن يافت كه [دامهاى خود را ] آب مى‏دادند و پشت‏سرشان دو زن را يافت كه [گوسفندان خود را] دور مى‏كردند [موسى] گفت منظورتان [از اين كار] چيست گفتند [ما به گوسفندان خود] آب نمى‏دهيم تا شبانان [همگى گوسفندانشان را] برگردانند و پدر ما پيرى سالخورده است (23) پس براى آن دو [گوسفندان را] آب داد آنگاه به سوى سايه برگشت و گفت پروردگارا من به هر خيرى كه سويم بفرستى سخت نيازمندم (24) پس يكى از آن دو زن در حالى كه به آزرم گام بر مى‏داشت نزد وى آمد [و] گفت پدرم تو را مى‏طلبد تا تو را به پاداش آب‏دادن [گوسفندان] براى ما مزد دهد و چون [موسى] نزد او آمد و سرگذشت [خود] را بر او حكايت كرد [وى] گفت مترس كه از گروه ستمگران نجات يافتى (25) يكى از آن دو [دختر] گفت اى پدر او را استخدام كن چرا كه بهترين كسى است كه استخدام مى‏كنى هم نيرومند [و هم] در خور اعتماد است (26) شعيب] گفت من مى‏خواهم يكى از اين دو دختر خود را [كه مشاهده مى‏كنى] به نكاح تو در آورم به اين [شرط] كه هشت‏سال براى من كار كنى و اگر ده سال را تمام گردانى اختيار با تو است و نمى‏خواهم بر تو سخت گيرم و مرا ان شاء الله از درستكاران خواهى يافت (27


)
و در خروج باب 2 آیات 16 تا 21 واقعه ازدواج موسی را میخوانیم . همه ماجرا خیلی واضح با اسامی کامل ثبت شده است نام پدر زن موسی نحوه ازدواج و نام همسر موسی، و میبینید که پدر زن موسی 7 دختر داشت نه 2 دختر و برای ازدواج موسی هم هیچ شرطی نگذاشته بود
16روزي وقتي که موسي بر سر چاهي نشسته بود، هفت دختر يترون، که کاهن مديان بود، بر سر چاه آمدند. آنها آبخورها را پُر کردند تا گلّه گوسفندان و بُزهاي پدر خود را سيراب کنند
17امّا بعضي از چوپانان، دختران يترون را از سر چاه دور کردند. پس موسي به کمک دخترها رفت و گلّه آنها را سيراب کرد
18وقتي دختران به نزد پدرشان يترون برگشتند، پدرشان پرسيد: «چه شد که امروز به اين زودي برگشتيد؟
19آنها جواب دادند که يک نفر مصري ما را از دست چوپانان نجات داد و حتّي از چاه آب کشيده گلّه ما را سيراب کرد
20او از دخترانش پرسيد: «آن مرد حالا کجاست؟ چرا او را آنجا رها کرديد؟ برويد و از او دعوت کنيد تا با ما غذا بخورد

21موسي موافقت کرد که در آنجا زندگي کند و يترون دختر خود صفوره را هم به عقد او درآورد


اما در پیدایش باب 29 آیات 15 تا 20 داستان ازدواج یعقوب را میخوانیم که گویا نگارنده قرآن باز هم دچار اشتباه شده.! . یعنی واقعه ازدواج یعقوب را برای موسی نوشته


15 لاابان به يعقوب گفت : «تو نبايد به خاطر اينکه خويشاوند من هستي ، براي من مفت كار كني . چقدر مزد مي خواهي؟
16لابان دو دختر داشت. اسم دختر بزرگ ليه و اسم دختر كوچک راحيل بود
17ليه چشمان قشنگي داشت، ولي راحيل خوش اندام و زيبا بود
18يعقوب راحيل را دوست مي داشت . بنابراين به لابان گفت : «اگر اجازه دهي با دختر كوچک تو راحيل ازدواج كنم ، هفت سال براي تو كار مي كنم
19لابان در جواب گفت : «اگر دخترم را به تو بدهم ، بهتر از اين است كه به ديگران بدهم . همين جا پيش من بمان
20يعقوب براي اينکه با راحيل ازدواج كند، هفت سال در آنجا كار كرد. امّا چون راحيل را خيلي دوست مي داشت ، اين مدّت به نظرش مانند چند روز بود
  • اشتباهی که شما میکنین . بارها و بارها تکرار کردم ، قران کتاب انساب و اعلام نیست ،وقتی نمیخواین این رو قبول کنید .
مثلا میخواین بگین خدای قران اشتباه کرده چون نام نمیبره. و حال اینکه هر پاسخی که شما بدین بابت نام نبردم من هم همون پاسخ رو به شما میدم بابت اینکه اسامی ذکر نشده.

اخوی یترون از به دختراش گفت که برین موسی رو بیارین غذا بخوره یا بیاد خواستکاری؟Dodgyیهو از ایه 20 که دعوت به نهار خوردن هست تو21 رفت به اینکه موسی قبول کرد داماد یترون باشه؟
ببخشین اینو میگم ولی خوبه قبل از اینکه به پدر زن و نحوه ازدواج این دو بزرگوار بپردازیم ( البته حتما پاسخ میدم ) یه کم عقب بیایم سفر خروج باب 1
1 و شخصی از خاندان لاوی رفته، یکی ازدختران لاوی را به زنی گرفت. 2 و آن زن حامله شده، پسری بزاد. و چون او را نیکومنظردید، وی را سه ماه نهان داشت. 3 و چون نتوانست او را دیگر پنهان دارد، تابوتی از نی برایش گرفت، و آن را به قیر و زفت اندوده، طفل را در آن نهاد، وآن را در نیزار به کنار نهر گذاشت. 4 و خواهرش ازدور ایستاد تا بداند او را چه می‌شود. 5 و دخترفرعون برای غسل به نهر فرود آمد. و کنیزانش به کنار نهر می‌گشتند. پس تابوت را در میان نیزاردیده، کنیزک خویش را فرستاد تا آن را بگیرد. 6 وچون آن را بگشاد، طفل را دید و اینک پسری گریان بود. پس دلش بر وی بسوخت و گفت: «این از اطفال عبرانیان است.» 7 و خواهر وی به دخترفرعون گفت: «آیا بروم و زنی شیرده را از زنان عبرانیان نزدت بخوانم تا طفل را برایت شیردهد؟» 8 دختر فرعون به وی گفت: «برو.» پس آن دختر رفته، مادر طفل را بخواند. 9 و دختر فرعون گفت: «این طفل را ببر و او را برای من شیر بده ومزد تو را خواهم داد.» پس آن زن طفل رابرداشته، بدو شیر می‌داد. 10 و چون طفل نموکرد، وی را نزد دختر فرعون برد، و او را پسر شد. و وی را موسی نام نهاد زیرا گفت: «او را از آب کشیدم.»

خوبشما کفتی روزی موسی برچاهی نشسته بود چرا نشسته بود؟ چون از دست فرعون فرار کرد. ایه رو کامل بیار اهل تحریف .
سفر خروج صحاح 2 ایات » 15 و چون فرعون این ماجرا رابشنید، قصد قتل موسی کرد، و موسی از حضورفرعون فرار کرده، در زمین مدیان ساکن شد. و برسر چاهی بنشست. 16 و کاهن مدیان را هفت دختر بود که آمدند و آب کشیده، آبخورها را پرکردند، تا گله پدر خویش را سیراب کنند. 17 وشبانان نزدیک آمدند، تا ایشان را دور کنند. آنگاه موسی برخاسته، ایشان را مدد کرد، و گله ایشان راسیراب نمود. 18 و چون نزد پدر خود رعوئیل آمدند، او گفت: «چگونه امروز بدین زودی برگشتید؟» 19 گفتند: «شخصی مصری ما را ازدست شبانان رهایی داد، و آب نیز برای ما کشیده، گله را سیراب نمود.» 20 پس به دختران خودگفت: «او کجاست؟ چرا آن مرد را ترک کردید؟ وی را بخوانید تا نان خورد.» 21 و موسی راضی شد که با آن مرد ساکن شود، و او دختر خود، صفوره را به موسی داد. 22 و آن زن پسری زایید، و (موسی ) او را جرشون نام نهاد، چه گفت: «در زمین بیگانه نزیل شدم.» 23 و واقع شد بعد از ایام بسیار که پادشاه مصربمرد، و بنی‌اسرائیل به‌سبب بندگی آه کشیده، استغاثه کردند، و ناله ایشان به‌سبب بندگی نزد خدا برآمد. 24 و خدا ناله ایشان را شنید، و خداعهد خود را با ابراهیم و اسحاق و یعقوب بیادآورد. 25 و خدا بر بنی‌اسرائیل نظر کرد و خدادانست.

عاشق این خلاصه گویی تورات هستم همه رو مثل سریال ها تو یک قسمت مشکل رو حل میکنه و همه رو شوهر میده و فیلم به خیر و خوشی تموم میشهSmile موسی میاد و زن میگیره و پسرش دنیا میاد و فرعون هم میمیره و بنی اسرائیل دوباره یاد خدا اوردن که ما رو فراموش کردی ( خدای فراموشکار ) بعد خدا یادش اومد که یه پیمانی با پدران اینا ( ابراهیم و اسحاق و یعقوب) دارم. میشه طبق نگاه داریوش گرامی اینجا من بگم که هیچ پیمانی با غیر این سه نداشته چون فقط اسم این سه شخص رو گفتهHuhقبلترشم بر اسمائیل عهد بست ، یادتون میاد؟

حالا برسیم به متن یعقوب نبی ( عبدالله )

سفر پیدایش اصحاح 29 ایات اول تا اخر
1 پس یعقوب روانه شد و به زمین بنی المشرق آمد. 2 و دید که اینک درصحرا، چاهی است، و بر کناره‌اش سه گله گوسفند خوابیده، چونکه از آن چاه گله‌ها را آب می‌دادند، و سنگی بزرگ بر دهنه چاه بود. 3 وچون همه گله‌ها جمع شدندی، سنگ را از دهنه چاه غلطانیده، گله را سیراب کردندی. پس سنگ را بجای خود، بر سر چاه باز گذاشتندی. 4 یعقوب بدیشان گفت: «ای برادرانم از کجاهستید؟» گفتند: «ما از حرانیم.» 5 بدیشان گفت: «لابان بن ناحور را می‌شناسید؟» گفتند: «می‌شناسیم.» 6 بدیشان گفت: «بسلامت است؟» گفتند: «بسلامت، و اینک دخترش، راحیل، با گله او می‌آید.» 7 گفت: «هنوز روز بلند است و وقت جمع کردن مواشی نیست، گله را آب دهید ورفته، بچرانید.» 8 گفتند: «نمی توانیم، تا همه گله هاجمع شوند، و سنگ را از سر چاه بغلطانند، آنگاه گله را آب می‌دهیم.» 9 و هنوز با ایشان در گفتگومی بود که راحیل، با گله پدر خود رسید. زیرا که آنها را چوپانی می‌کرد. 10 اما چون یعقوب راحیل، دختر خالوی خود، لابان، و گله خالوی خویش، لابان را دید، یعقوب نزدیک شده، سنگ را از سر چاه غلطانید، و گله خالوی خویش، لابان را سیراب کرد. 11 و یعقوب، راحیل را بوسید، وبه آواز بلند گریست. 12 و یعقوب، راحیل را خبرداد که او برادر پدرش، و پسر رفقه است. پس دوان دوان رفته، پدر خود را خبر داد. 13 و واقع شد که چون لابان، خبر خواهرزاده خود، یعقوب را شنید، به استقبال وی شتافت، و او را در بغل گرفته، بوسید و به خانه خود آورد، و او لابان را ازهمه این امور آگاهانید.

14 لابان وی را گفت: «فی الحقیقه تو استخوان و گوشت من هستی.» و نزد وی مدت یک ماه توقف نمود. 15 پس لابان، به یعقوب گفت: «آیاچون برادر من هستی، مرا باید مفت خدمت کنی؟ به من بگو که اجرت تو چه خواهد بود؟» 16 ولابان را دو دختر بود، که نام بزرگتر، لیه و اسم کوچکتر، راحیل بود. 17 و چشمان لیه ضعیف بود، و اما راحیل، خوب صورت و خوش منظربود. 18 و یعقوب عاشق راحیل بود و گفت: «برای دختر کوچکت راحیل، هفت سال تو را خدمت می‌کنم.» 19 لابان گفت: «او را به تو بدهم، بهتراست از آنکه به دیگری بدهم. نزد من بمان.» 20 پس یعقوب برای راحیل هفت سال خدمت کرد. و بسبب محبتی که به وی داشت، در نظرش روزی چند نمود. 21 و یعقوب به لابان گفت: «زوجه‌ام را به من بسپار، که روزهایم سپری شد، تا به وی درآیم.» 22 پس لابان، همه مردمان آنجارا دعوت کرده، ضیافتی برپا نمود. 23 و واقع شدکه هنگام شام، دختر خود، لیه را برداشته، او رانزد وی آورد، و او به وی درآمد. 24 و لابان کنیزخود زلفه را، به دختر خود لیه، به کنیزی داد. 25 صبحگاهان دید، که اینک لیه است! پس به لابان گفت: «این چیست که به من کردی؟ مگر برای راحیل نزد تو خدمت نکردم؟ چرا مرا فریب دادی؟» 26 لابان گفت: «در ولایت ما چنین نمی کنند که کوچکتر را قبل از بزرگتر بدهند. 27 هفته این را تمام کن و او را نیز به تو می‌دهیم، برای هفت سال دیگر که خدمتم بکنی.» 28 پس یعقوب چنین کرد، و هفته او را تمام کرد، و دخترخود، راحیل را به زنی بدو داد. 29 و لابان، کنیزخود، بلهه را به دختر خود، راحیل به کنیزی داد. 30

و به راحیل نیز درآمد و او را از لیه بیشتردوست داشتی، و هفت سال دیگر خدمت وی کرد. 31 و چون خداوند دید که لیه مکروه است، رحم او را گشود. ولی راحیل، نازاد ماند. 32 و لیه حامله شده، پسری بزاد و او را روبین نام نهاد، زیراگفت: «خداوند مصیبت مرا دیده است. الان شوهرم مرا دوست خواهد داشت.» 33 و بار دیگرحامله شده، پسری زایید و گفت: «چونکه خداوند شنید که من مکروه هستم، این را نیز به من بخشید.» پس او را شمعون نامید. 34 و باز آبستن شده، پسری زایید و گفت: «اکنون این مرتبه شوهرم با من خواهد پیوست، زیرا که برایش سه پسر زاییدم.» از این سبب او را لاوی نام نهاد. 35 وبار دیگر حامله شده، پسری زایید و گفت: «این مرتبه خداوند را حمد می‌گویم.» پس او را یهودانامید. آنگاه از زاییدن بازایستاد.

ایات 12 و 13 رو دقت کنید ( راحیل دختر دایی یعقوب و یعقوب هم دایی میشه ، پس چرا یعقوب میگه برادر پدرش؟ مگه برادر پدر نمیشه عمو؟) یعقوب به راحیل میگه من پسر رفقه و برادر پدرش هست . عبارت اختلاف داره

پسران یعقوب چندتان ؟ روبین ، شمعون ، لاوی ، یهودا ( همه از یک زن ) و بعد از فرزند چهارم دیگه زادن تمام شد . و زن دوم نازا بود.
حالا تو سفر خروج اصحاح 30 بقیه بچه ها رو نام میبره.و نحوه تولدشون رو.
  • خوب جناب داریوش گفتن که جای این دو داستان تو قران عوض میشه.
پاسخ دو سوال رو خیلی مختصر میدم.امیدوارم برای رد کردن پاسخ من اقدامی صحیح انجام بدین.

دو داستان داریم با حالتی متضاد هم ،
یا هر دو غلط هست ، یا یکی غلط و یا هر دو درست .
حالت اول رد شده هست ، غلط بودن توضحیات قران و یا غلط بودن گفته های خدای تورات ، باید دلیل اورد . و اگه سومین نظر رو مدنظر بگیریم باید دلیل رو کنیم.
پس شما جز راه دوم و سوم راهی ندارین.
من به مورد دوم رو میارم همونطور که از ابتدا بیان کردم.
مستندات شما نقد و رد و به گفته های خودتون ( اقرا های خودتون که مستند شد به ایات کتاب مقدس ) کتاب تورات دستبرد در اون واقع شد و قسمتهایی تحریف و قسمتهایی حذف و اضافه شد و حال اینکه شما برای رد کردن قران هیچ خدشه ای به تاریخ سندی و بهتر بگم به سند قران وارد نکردین مگر اینکه یکسری نسبتها به اعتقادات اسلامی وارد کردین ورد شد.
پس این پاسخ به شما که خواستینخیلی خلاصه و کوتاه پاسخ شما رو بدم. فکر نمیکنم از این ساده تر پاسخ به شما بتونم بدم/Smile

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mirza47820 ، میم.حسین.الف ، السا ، Woodi2020 ، افشین ، رکن الهدی
۲۲:۲۵, ۲۲/آبان/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/آبان/۹۴ ۲۲:۲۹ توسط داریوش.)
شماره ارسال: #108

دوست گرامی باز هم که زیاد گویی کردید ! من که منکر این نشدم که موسی از دست فرعون گریخته بود و چرا موسی بر سر چاه نشسته بود ! من تنها قسمت مهم ماجرا را برایت نوشتم و متشکرم که شما کل ماجرا را نوشتی هم مال موسی و هم در مورد ازدواج یعقوب . اما نمیدانم چرا نگفتید که همین ماجرا که در قرآن سوره 28 آیات 23 تا 27 آمده و مربوط به ازدواج موسی است اشتباه نوشته شده ؟ زیرا این داستان ازدواج یعقوب است که برای موسی نوشته شده ؟! من نمیدانم چرا شما اصرار دارید که لقمه را دور سر خود بچرخانید و باز هم در محل اشتباهی قرار دهید. به سوال توجه کنید . سوال این بود که چرا داستان ازدواج یعقوب را قرآن برای موسی نوشته ؟


انقدر در فکر اثباط تحریف کتاب مقدس هستید که دقت نمیکنید. نویسندگان قرآن چه اشتباهات فاحشی در کپی کردن انجام دادن.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۲۳:۳۵, ۲۲/آبان/۹۴
شماره ارسال: #109
آواتار
(۲۲/آبان/۹۴ ۲۲:۲۵)داریوش نوشته است:  دوست گرامی باز هم که زیاد گویی کردید ! من که منکر این نشدم که موسی از دست فرعون گریخته بود و چرا موسی بر سر چاه نشسته بود ! من تنها قسمت مهم ماجرا را برایت نوشتم و متشکرم که شما کل ماجرا را نوشتی هم مال موسی و هم در مورد ازدواج یعقوب . اما نمیدانم چرا نگفتید که همین ماجرا که در قرآن سوره 28 آیات 23 تا 27 آمده و مربوط به ازدواج موسی است اشتباه نوشته شده ؟ زیرا این داستان ازدواج یعقوب است که برای موسی نوشته شده ؟! من نمیدانم چرا شما اصرار دارید که لقمه را دور سر خود بچرخانید و باز هم در محل اشتباهی قرار دهید. به سوال توجه کنید . سوال این بود که چرا داستان ازدواج یعقوب را قرآن برای موسی نوشته ؟


انقدر در فکر اثباط تحریف کتاب مقدس هستید که دقت نمیکنید. نویسندگان قرآن چه اشتباهات فاحشی در کپی کردن انجام دادن.

سلام
متن رو کامل نقل کنی من دوباره متن رو نقل نمیکنم .
حالا چرا ناراحت میشی بده دونفر کتاب مقدس رو بخونن؟ نکنه چیزی توش هست که نمیخوای کسی بدونه؟Dodgy
اخوی فکر نمیکنم پاسخ خیلی سخت بود درکش ،
تکرار میکنم تا اگه بین متن قبل پیدا نکردی جواب رو الان بخونی
(۲۲/آبان/۹۴ ۲۱:۵۳)mahdy30na نوشته است:  
دو داستان داریم با حالتی متضاد هم ،
یا هر دو غلط هست ، یا یکی غلط و یا هر دو درست .
حالت اول رد شده هست ، غلط بودن توضحیات قران و یا غلط بودن گفته های خدای تورات ، باید دلیل اورد . و اگه سومین نظر رو مدنظر بگیریم باید دلیل رو کنیم.
پس شما جز راه دوم و سوم راهی ندارین.
من به مورد دوم رو میارم همونطور که از ابتدا بیان کردم.
مستندات شما نقد و رد و به گفته های خودتون ( اقرا های خودتون که مستند شد به ایات کتاب مقدس ) کتاب تورات دستبرد در اون واقع شد و قسمتهایی تحریف و قسمتهایی حذف و اضافه شد و حال اینکه شما برای رد کردن قران هیچ خدشه ای به تاریخ سندی و بهتر بگم به سند قران وارد نکردین مگر اینکه یکسری نسبتها به اعتقادات اسلامی وارد کردین ورد شد.
پس این پاسخ به شما که خواستینخیلی خلاصه و کوتاه پاسخ شما رو بدم. فکر نمیکنم از این ساده تر پاسخ به شما بتونم بدم/Smile


الان امیدوارم پاسخ براتون راحت باشه.
یک کلام نموداری هم میکشم
  • داستان های تورات => اگه با قران تناقض داشته باشه چه در شخصیت و چه در هویت = یافتن منبع صحیحو اسناد اون کتاب
  • منبع صحیح = گتابی که اشکال در اون نباشهو سندیتش صحیح باشه و بدون هیج جای شبهه
  • اشکال نداشتن یعنی بازنویسی و محذوفات و ... در اون نباشه ( حالاینکه شما تو کتابت همه اینها رو با هم داری )
کتاب گم میشه و یکی دوباره هرچی در خاطر داره مینویسه و یکی میگه این کتاب کاملی نیست و ... پس کتاب شما نا صحیح هست .
اگه هم میخوای بگیمن دنبال معرفی کردن تحریفی بودن کتاب شما هستم بله هستم اما در کنار پاسخ به سوالات شما . البته اطلاعات عمومی هست که برای دیگر دوستان وگرنه شما تا الان باید اعلام میگردی که بله حرف شما صحیح هست.

امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mirza47820 ، bahman6307 ، السا ، Woodi2020 ، میم.حسین.الف ، افشین ، شیدا ، رکن الهدی
۲:۰۴, ۲۳/آبان/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/آبان/۹۴ ۲:۰۵ توسط داریوش.)
شماره ارسال: #110

عیسی مسیح چه زیبا گفت :
[sup]6[/sup]«آنچه مقدّس است، به سگان مدهيد و نه مرواريدهاي خود را پيش گرازان اندازيد، مبادا آنها را پايمال كنند و برگشته، شما را بدرند.
انجیل متی باب 7
[sup]15[/sup]«امّا از انبياي كَذَبه احتراز كنيد، كه به لباس ميشها نزد شما مي آيند ولي در باطن، گرگان درنده مي باشند.
[sup]
16
[/sup]ايشان را از ميوه هاي ايشان خواهيد شناخت. آيا انگور را از خار و انجير را از خس مي چينند؟
[sup]17[/sup]همچنين هر درخت نيكو، ميوه نيكو مي آورد و درخت بد، ميوه بد مي آورد.
[sup]18[/sup]نمي تواند درخت خوب ميوه بد آورد، و نه درخت بد ميوه نيكو آورد.
[sup]19[/sup]هر درختي كه ميوه نيكو نياورد، بريده و در آتش افكنده شود.
[sup]20[/sup]لهذا از ميوه هاي ايشان، ايشان را خواهيد شناخت.
سوالهای خودم را در شروع این مبحث نوشته ام و میدانم کسانی که بدنبال حقیقت هستند در موردش تحقیق خواهند کرد . شما هم به روش خودت ادامه بده امیدارم که به نتیجه برسی . اشتباهات زیادی در کتاب کپی شده شما هست ولی با سفسطه گری و انگار و تولید حدیث و روایت نمیتوان حقیقت را کتمان کرد . لطفا در مورد محل زندگی اسماعیل برای هم کیشانتان توضیح بده که هرگز او در عربستان نبوده و تمام ماجرای اسماعیل و مادرش را از منتظقه که آنها زندگی میکردند کات کرده و در منتطقه عربستان نصب کردید؟ ! ابراهیم هرگز در عربستان نبوده و خانه خدا شما هم ساختش توسط ابراهیم و اسماعیل تنها یک داستانه درست مثل همانهایی که شما میسازی .
و البته راجع به انبیای کذبه و میوه هایشان خوب فکر کنید. که ثمر اسلام از بدو بوجود آمدن چه بوده و تا بحال هم ادامه داره .
اما یک خبر خوش هم در انتها برای شما و کسانی که مثل شما فکر میکنند دارم و اون اینه که خداوند دیگر تنها به قوم اسرائیل نیست که بها میدهد بلکه به هر کس از هر قوم و نژاد و زبانی حتی شما . پس این ناراحتی را از دلت بیرون کن . موفق باشی و زحمت پاسخ را هم به خودت نده زیرا برای خواندش هم به سایت شما مراجعه نخواهم کرد . شما هم به همکارانت بگو که پیروز شدی . اگر اینجوری احساس خوبی بهت دست میده من هم خوشحال میشم . ایمیل من هست در صورتی که در دسترس همگان باشه تا اگر کسی خواست که گفتگو کنیم برام ایمیل بزنه .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا