|
نظر برخی فلاسفه غرب در مورد فلسفه اسلامی + هانری کربن!
|
|
۰:۱۵, ۱۶/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/فروردین/۹۱ ۰:۱۶ توسط zarati313.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
فلسفه غرب مدیون تلاشهای فیلسوفان اسلامی است
فیلسوفان و متفکران غربی اعتقاد دارند فلسفه اسلامی حافظ و پشتیبان اندیشه و فلسفه در قرون متمادی بوده و پیشرفت علم و فلسفه در غرب مرهون تلاشهای فیلسوفان اسلامی است. آلن وود: پیشرفت علم در غرب مرهون تلاشهای فیلسوفان اسلامی است دکتر آلن وود عضو آکادمی هنر و علوم آمریکا و استاد فلسفه دانشگاه استنفورد در مورد تفاوتهای عمده و اصلی فلسفه اسلامی و فلسفه غرب به مهر گفت: در مورد این سؤال و اینکه میتوان به طور دقیق به آن پاسخی ارائه داد تردید دارم. تردید از اینجا ناشی میشود که فلسفه غرب دربردارنده شاخههای فلسفی گوناگون است. وی افزود: بر این اساس نمیتوان تحت عنوان کلی "فلسفه غرب" همه شاخههای فلسفی غرب را مورد بررسی قرار داد. به نظر میرسد در مورد فلسفه اسلامی هم این موضوع مصداق دارد. فلسفه اسلامی نیز دارای شاخههای گوناگون و متنوعی است. استاد فلسفه دانشگاه استنفورد در مورد تأثیرات فلسفه اسلامی بر فلسفه غرب تصریح کرد: برای سالیان متمادی فرهنگ اسلامی حافظ اندیشه در جهان بوده و فرهنگ اسلامی توسعه دهنده و گسترش دهنده اندیشه یونان باستان بود، این موضوع به ویژه در مورد فلسفه ارسطو بیشتر مصداق دارد. مؤلف "الهیات عقلانی کانت" در ادامه تأکید کرد: بسیاری از آثار ارسطو در مغرب زمین تا قرن 13 میلادی ناشناخته بودند و از رهگذر فیلسوفان اسلامی این آثار به مغرب زمین معرفی شدند. برخی فیلسوفان اسلامی از جمله ابن سینا و ابن رشد تأثیرات زیادی بر سنت مدرسی که در قرن 13 در مغرب زمین گسترش یافته بود داشتند. بدون وجود فیلسوفان اسلامی از جمله ابن سینا و ابن رشد امکان توسعه و گسترش سنت مدرسی (اسکولاستیک) و درپی آن توسعه و پیشرفت علوم مدرن در غرب امکانپذیر نبوده است. آنتونی بلک: متفکران غربی متأثر از فیلسوفان اسلامی هستند دکتر آنتونی بلک اسلام شناس معاصر و استاد تاریخ اندیشه سیاسی دانشگاه داندی اسکاتلند در مورد این موضوع به مهر گفت: فیلسوفانی چون ابن سینا و فارابی توانستند آرا و اندیشههای افلاطون و ارسطو را در زمینه و بستری اسلامی بسط و گسترش دهند. هنر این فیلسوفان این بود که توانستند نشان دهند چگونه عقل و ایمان میتوانند به طور مؤثری با یکدیگر ترکیب شوند. این استاد فلسفه در مورد تأثیرات فلسفه اسلامی بر فلسفه غرب نیز تصریح کرد: فیلسوفان اسلامی از جمله ابن سینا و فارابی در غرب شناخته شده هستند و تأثیرات زیادی بر فلسفه غرب گذاشتهاند. تلاش و ابتکار فیلسوفان اسلامی در پیوند میان عقل و ایمان سرلوحه فیلسوفان غربی قرار گرفت. توماس آکوئیناس از جمله فیلسوفان مهم غرب است که متأثر از فیلسوفان اسلامی است. مؤلف "غرب و اسلام" در پایان یادآور شد: باید توجه داشت که فیلسوفان مسلمان بار دیگر میتوانند آن دوران طلایی را احیا کنند و نقش مهم خود را بار دیگر در فلسفه و اندیشه فلسفی ایفا کنند. ریمان: متفکران غربی مدیون فیلسوفان اسلامی هستند دکتر جفری ریمان استاد فلسفه دانشگاه امریکن نیز در اینباره تصریح کرد: یکی از موضوعات مهمی که فیلسوفان اسلامی در قرون وسطی به آن توجه داشتند بحث و استدلال پیرامون نسبت میان علم و دین بود. وی افزود: در این بین این فیلسوفان تنها نبودند و فیلسوفان مسیحی و یهودی نیز با آنها در مورد این مسائل وارد بحث و گفتگو میشدند. فیلسوفان مسیحی اروپایی و فیلسوفان یهودی اسپانیایی در خصوص نسبت میان علم و دین با فیلسوفان مسلمان وارد بحث و گفتگو شده بودند. این استاد فلسفه در مورد تأثیرات فلسفه اسلامی بر فلسفه غرب نیز تصریح کرد: بحث فراتر از تأثیر فلسفه اسلامی بر فلسفه غرب است. باید توجه داشت که فیلسوفان غربی مدیون فیلسوفان اسلامی هستند. این جهان اسلام بود که آثار فیلسوفان یونان باستان از جمله ارسطو را حفظ و نگهداری کرد و در اختیار نسلهای آتی قرار داد. دیویدسون: فیلسوفان اسلامی مباحث امروز فلسفه غرب را پیشبینی کرده بودند دکتر اسکات دیویسون استاد فلسفه دانشگاه ایالتی مورهد در کنتاکی آمریکا نیز در این خصوص معتقد است: تفاوتهای مهم هستی شناسی و معرفت شناسی میان فلسفه اسلامی و فلسفه غرب وجود دارد. وی در مورد تأثیرات فلسفه اسلامی بر فلسفه غرب تصریح کرد: فیلسوفان اسلامی تأثیرات شگرف و زیادی بر فیلسوفان غربی و فلسفه غرب داشته اند. بسیاری از مباحث مهمی که امروزه در فلسفه غرب جاری و ساری است مرهون تلاشهای فیلسوفان اسلامی و نتیجه تأثیر آنها بر فیلسوفان غربی است. مؤلف "ارزش ذاتی چیزها" تأکید کرد: فیلسوفان مسیحی از فیلسوفان مسلمان آموختند که چگونه آرای ارسطو را با آموزههای مسیحیت هماهنگ سازند. فیلسوفان اسلامی بسیاری از مباحث و موضوعات مهم مطرح کنونی در فلسفه غرب را پیش بینی کرده بودند. اندرسون: فیلسوفان اسلامی نقش مهمی در پیشرفت فلسفه غرب داشتهاند دکتر الیزابت اندرسون استاد فلسفه و مطالعات زنان در دانشکده جان رالز دانشگاه میشیگان نیز در مورد تأثیرات فلسفه اسلامی بر فلسفه غرب به مهر گفت: بیشترین تأثیر فلسفه اسلامی بر فلسفه غرب به دوران قرون وسطی باز میگردد. وی افزود: بعد از سقوط امپراتوری روم، غرب دسترسی به متون فلسفی یونان باستان را از دست داد و دیگر به این متون دسترسی نداشت. در خصوص اهمیت این متون باید توجه داشت که آنها منشأ و اساس فلسفه کنونی غرب هستند. جهان اسلام این متون را به عربی ترجمه کرد و توانست سنت قوی فکری به وجود آورد و تفسیرهای غنی و قوی از این متون به دست دهد. وی تصریح کرد: فیلسوفانی چون فارابی، ابن سینا، ابن رشد و الکندی فلسفه یونان باستان را با فلسفه اسلامی ترکیب کردند. آثار این فیلسوفان در پیشرفت و توسعه فلسفه غرب بسیار حائز اهمیت است. در واقع هم ترجمه آثار فیلسوفان یونان باستان از لاتین به عربی و هم آثار خود فیلسوفان اسلامی نقش مهمی در توسعه و پیشرفت فلسفه غرب بعد از قرون وسطی بوده است. اندرسون در مورد وجوه تمایز فلسفه اسلامی و فلسفه غرب نیز گفت: فلسفه مدرن در غرب از قرون 16 و 17 میلادی در پاسخ به دو حادثه آغاز میشود. واقعه اول به انقلاب علمی باز میگردد. واقعه دوم جنگهای مذهبی میان کاتولیکها و پروتستانها است که منجر به کشتار تعداد زیادی از مردم در اروپای شمالی و غربی شد. سیم: غرب مدیون فیلسوفان اسلامی است دکتر استوارت سیم استاد دانشگاه نورث آمبریا در نیوکاسل انگلستان نیز به مهر گفت: با نگاه به تاریخ فلسفه غرب در مییابیم که این فلسفه تحت سیطره و نفوذ عقل گرایی بوده است. بر اساس این دیدگاه، استدلال عقلانی تنها شیوه و راه حل تمام مسائل جامعه است. در کنار این سنت عقلگرایی، سنت دیگری نیز وجود داشته که به این عقلگرایی محض با دیده شک و تردید نگریسته است. وی یادآور شد: این سنت معتقد است که سنت عقلگرا مبتنی بر فرضهای ناپایداری است. آنها معتقد هستند که برخی فرضهای اساسی مطرح شده توسط عقلگرایان نیاز به اثبات دارند و این در حالی است که در این سنت بدیهی فرض شده اند. در دوران مدرن فلسفه غرب به سمت سکولاریسم تغییر جهت داد. این چرخش از قرون 16 و 17 به بعد در فلسفه غرب رخ داده است. مؤلف "دیکشنری لیوتار" در ادامه تصریح کرد: در این چرخش مسائل دینی به مثابه موضوعاتی از سنخ ایمان دیده شد تا از سنخ استدلال و عقلانیت. بر این اساس مسائل و موضوعات دینی خارج از حیطه و گستره فلسفه مورد بررسی قرار گرفتند. به عبارت دیگر مسائل دینی خارج از گستره فلسفه قرار گرفتند (اگرچه فلسفه دین هنوز در غرب مورد توجه است). سیم در مورد تأثیرات فلسفه اسلامی بر فلسفه غرب نیز تصریح کرد: فلسفه غرب باید ممنون فیلسوفان اسلامی باشد که آثار و آرای فیلسوفان یونانی را دوباره به غربیها معرفی کرد. در واقع این کتابخانههای اسلامی بودند که آثار فیلسوفان یونان باستان را حفظ و قرنها بعد آنرا به غرب معرفی کردند. هانری کوربَن (زاده ۱۹۰۳ - درگذشته ۱۹۷۸) فیلسوف، شرقشناس، ایرانشناس و اسلامشناس و شیعهشناس فرانسوی و استاد دانشگاه سوربن پاریس بودهاست. او بخشی از عمر خود را در ایران و خاورمیانه سپری کرد. وی از شاگردان فیلسوفان بزرگی از جمله ادموند هوسرل، ارنست کاسیرر، امیل بریه، اتین ژیلسون و لویی ماسینیون بودهاست. همچنین او نخستین مترجم آثار مارتین هایدگر به فرانسوی است. همچنین بر زبانهای آلمانی، عربی، سانسکریت مسلط بودهاست. وی توسط استادش لویی ماسینیون با شهاب الدین سهروردی آشنا میشود و تمام مدت جنگ جهانی دوم را در کتابخانهای در استانبول به مطالعه آثار سهروردی میپردازد. وی استاد شیعهشناسی دانشگاه سوربن و مدیر بخش تحقیق در مدرسه عالی مطالعات (سوربن) و نیز مدیر بخش ایرانشناسی انجمن ایران و فرانسه بودهاست. علامه محمدحسین طباطبایی ره و هانری کربن سالها بطور حضوری و مکاتبهای با یکدیگر ارتباط و مباحثه داشتند. این ارتباط از سال ۱۳۳۷ آغاز شد. کربن برای تدریس فلسفه در دانشگاه تهران هر سال پاییز به تهران میآمد و با شهید مرتضی مطهری در دانشگاه آشنا شد. شهید مطهری به وی پیشنهاد دیدار با علامه طباطبایی را میدهد و میگوید بهترین کسی که میتواند تحقیقات تخصصی و غیر جدولی بکند طباطبایی است. دیدارها هر دو هفته یک بار روزهای جمعه در منزل ذوالمجد طباطبایی قمی برگزار میشد. باآگاه شدن برخی از این جلسات، تعدادی دیگر همچون دکتر سپهبدی و داریوش شایگان به این جلسات پیوستند. جلسات این دو تا پایان عمر کربن ادامه داشت. وی در جریان مذاکرات خود با علامه طباطبایی میگوید : « به عقیده من، مذهب تشیع تنها مذهبی است که رابطه هدایت الهی را میان خدا و خلق برای همیشه نگه داشته، پیوسته ولایت را زنده و پا برجا میدارد... به اعتقاد من، تمامی ادیان حقیقتی را دنبال مینمایند؛ اما تنها مذهب تشیع است که به این حقیقت لباس دوام و استمرار پوشانیده و معتقد است که این ویژگی میان عالم انسانی و الوهی برای همیشه باقی است. این نظر من است؛ آیا شما نیز این گونه فکر میکنید... من به خاطر بحث درباره شیعه و رسیدن به حقایق این مذهب، نزدیک بود پست تحقیقاتی خود را در دانشگاه سوربن از دست بدهم. » و همچنین از او نقل میکند: « تا کنون مستشرقین، اطلاعات مربوط به اسلام را از اهل تسنن اخذ میکردند و در نتیجه، حقیقت مذهب تشیع آن گونه که شایسته است، به دنیای غرب معرفی نشده است. بر خلاف باور مستشرقین گذشته، اعتقاد من این است که تشیع یک مذهب حقیقی و اصیل و پابرجاست و دارای مشخصات یک مذهب حقیقی است و غیر از آن است که به غرب معرفی کردهاند. آنچه پس از پژوهش های علمی بدان رسیدهام، این است که به حقایق معنویت اسلام از دریچه شیعه - که نسبت به این آیین واقع بینی دارد باید نگاه کرد. از این رو کوشیدهام این مذهب را به نحوی که باید و در خور واقعیت آن است، به جهان غرب معرفی کنم. بسیار علاقهمندم که با رجال علمی و مشاهیر این مذهب از نزدیک تماس بگیرم و با طرز فکر آنان آشنا شوم و در بررسی اصول و مبانی شیعه، از این بزرگان کمک گرفته و نسبت به هدف خود روشنتر شوم. » علامه طباطبایی ره همچنین نقل میکند که: «کربن دعاهای صحیفه مهدویه را میخواند و میگریست.» و در پاسخ به سؤال علامه طباطبایی که پرسیده بود «اگر شما حالی پیدا کردید و خواستید خدا را بخوانید و مناجات کنید و او را با اسما و صفاتش یاد کنید و با اسم خاصی از او حاجت بخواهید، چه می کنید؟» او در پاسخ گفت: «در مناجاتهای خود، صحیفه مهدویه را میخوانم!» به اعتقاد طباطبایی، کربن به تشیع گرویده بود. هر چند داریوش شایگان معتقد است که او کاتولیک زاده و کاتولیک مرد و هیچگاه دین عوض نکرد. منابع : 1 - 2 |
|||
|
|
۱۱:۲۸, ۲۳/آبان/۹۱
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
با سلام
محل تنبه است که فلاسفه غرب از فلسفه تمجید میکنند اما اکثر علمای شیعه ان را تایید نمیکنند . http://forum.bidari-andishe.ir/thread-15...#pid160165 |
|||
|
|
۲۲:۲۵, ۸/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/آذر/۹۱ ۲۲:۲۶ توسط ELENOR.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
(۲۳/آبان/۹۱ ۱۱:۲۸)داداش کایکو نوشته است: با سلامشما نظر صریح رهبری رو نادیده میگیری .. کسی که حاضر و زنده است در عصر ما ... ولی فقیه است و بالاترین قدرت رو شما این طوری با نظراتش برخورد میکنی ... خدا به داد ما و دیدگاه حقیقت طلبت برسه نسبت به علمایی که 300 تا 400 سال پیش بوده اند بر فرض ![]() ![]() تو همون تاپیک دوستان میتونن پیگیر بحث باشند ![]() مقام معظم رهبری: امروز خوشبختانه كتابها و افكار فلسفي ملاصدرا فضاي فلسفي كشور را فراگرفته است.
|
|||
|
|
۰:۰۴, ۱۴/آذر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/آذر/۹۱ ۰:۰۷ توسط داداش کایکو.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
بیانات حضرت اقا در باب ازاد اندیشی
آزاد اندیشی شعار مظلوم جامعه اگر بخواهیم در زمینه گسترش و توسعه واقعىِ فرهنگ و اندیشه و علم حقیقتاً کار کنیم، احتیاج داریم به اینکه از مواهب خدادادى و در درجه اوّل آزاداندیشى استفاده کنیم. آزاداندیشى در جامعه ما یک شعار مظلوم است. تا گفته مىشود آزاداندیشى، عدّهاى فورى خیال مىکنند که بناست همه بنیان هاى اصیل در هم شکسته شود و آنها چون به آن بنیان ها دلبستهاند، مىترسند. عدّهاى دیگر هم تلقّى مىکنند که با آزاداندیشى باید این بنیان ها شکسته شود. هر دو گروه به آزاداندیشى – که شرط لازم براى رشد فرهنگ و علم است – ظلم مىکنند. ما به آزاداندیشى احتیاج داریم. متأسّفانه گذشته فرهنگ کشور ما فضا را براى این آزاداندیشى بسیار تنگ کرده بود. بیانات در دیدار اعضاى انجمن اهل قلم(۰۷/۱۱/۱۳۸۱) محیط آزاداندیشى، محیط خاصى است که باید آن را ایجاد کرد محیط آزاداندیشى، محیط خاصى است که باید آن را ایجاد کرد؛ آن هم کار شماهاست. البته به نظر من، گفت وگوى آزاد باید از حوزه و دانشگاه شروع شود. بیانات در دیدار اعضاى انجمن اهل قلم (۰۷/۱۱/۱۳۸۱) گفتوگوهای سالم و محترمانه را به صورت تجربههای انباشتهای در آوریم ما باید این تجربیات ناشى از مباحثه و گفت و گوى سالم و محترمانه و شجاعانه را به صورت تجربههاى انباشتهاى درآوریم تا بتوانیم از آنها استفاده کنیم و علم را بارور نماییم. عین همین قضیه در دانشگاه وجود دارد. بارها گفتهام، این نهضت نرمافزارى که من این همه در دیدارهاى دانشگاهى بر روى آن تأکید کردم، به همین معناست. ما باید علم و فرهنگ را تولید نماییم و باید کار اساسى کنیم. حکومت باید بهصورت آشکار از برخورد افکار به صورت سالم حمایت کند. (بیانات در دیدار اعضاى انجمن اهل قلم (۰۷/۱۱/۱۳۸۱) امروز ما احتیاج مبرمى داریم به اینکه تفکر آزاداندیشانه در جامعه رشد پیدا کند خوب؛ براى اینکه انسان به قلّه برسد، راه وجود دارد؛ باید آن راه را شناخت. هیچ مانعى ندارد که ما یک نقشه راهنما داشته باشیم و بگوییم راه هایى که به قلّه مىرود، اینهاست و این نقشه راهنما را در جیبمان نگهداریم و از آن حفاظت کنیم. اینکار به معناى این نیست که ما متحجّریم، بلکه به معناى این است که ما عاقلیم و مىدانیم که بدون این نقشه هدایت، حرکت کردن نااندیشیده ما را به سقوط منتهى خواهد کرد. بنابراین، این کارها لازم است. امروز ما احتیاج مبرمى داریم به اینکه تفکّر آزاداندیشانه – که با آن فرهنگ و علم تولید خواهد شد و گسترش و توسعه واقعى پیدا خواهد کرد – در جامعه رشد پیدا کند و بتواند استعدادهاى افراد را به سمت خود جذب نماید. امیداوریم که عناصر مستعد، با همّت و با توکّل – چه در حوزه، چه در دانشگاه و چه در مجموعههایى مثل مجموعه شما – قدر این کارها را بدانند. پاسخ به نامه جمعى از دانش آموختگان و پژوهشگران حوزه علمیه در مورد کرسیهای نظریهپردازی (۱۶/۱۱/۱۳۸۱) براى مهار هرج و مرج فرهنگى بهترین راه، همین است که آزادى بیان در چارچوب قانون و تولید نظریه در چارچوب اسلام نهادینه شود نباید از «آزادى» ترسید و از «مناظره» گریخت و «نقد و انتقاد» را به کالاى قاچاق و یا امرى تشریفاتى، تبدیل کرد چنانچه نباید بجاى مناظره، به «جدال و مراء»، گرفتار آمد و بجاى آزادى، به دام هتاکى و مسئولیت گریزى لغزید. پاسخ به نامه جمعى از دانش آموختگان و پژوهشگران حوزه علمیه در مورد کرسیهای نظریهپردازی (۱۶/۱۱/۱۳۸۱) براى مهار هرج و مرج فرهنگى بهترین راه، همین است که آزادى بیان در چارچوب قانون و تولید نظریه در چارچوب اسلام نهادینه شود براى علاج بیمارىها و هتاکىها و مهار هرج و مرج فرهنگى نیز بهترین راه، همین است که آزادى بیان در چارچوب قانون و تولید نظریه در چارچوب اسلام، حمایت و نهادینه شود. بنظر مىرسد که هر سه روش پیشنهادى شما یعنى تشکیل ۱) «کرسىهاى نظریهپردازى» ۲) «کرسىهاى پاسخ به سؤالات و شبهات» و ۳) «کرسىهاى نقد و مناظره»، روش هایى عملى و معقول باشند و خوب است که حمایت و مدیریت شوند به نحوى که هر چه بیشتر، مجال علم، گسترش یافته و فضا بر دکانداران و فریبکاران و راهزنان راه علم و دین، تنگتر شود. پاسخ به نامه جمعى از دانش آموختگان و پژوهشگران حوزه علمیه در مورد کرسیهای نظریهپردازی (۱۶/۱۱/۱۳۸۱) عملاً آن کارى را که من گفته بودم نه در حوزه و نه در دانشگاه انجام نشده است حرف اصلى ما امروز این است که نه با توقف در گذشته و سرکوب نوآورى مىتوان به جایى رسید، نه با رهاسازى و شالودهشکنى و هرج و مرجِ اقتصادى و عقیدتى و فرهنگى مىتوان به جایى رسید؛ هر دو غلط است. آزادى فکر؛ همان نهضت آزادفکرى که ما دو، سه سال قبل مطرح کردیم و البته دانشجوها هم استقبال کردند؛ اما عملاً آن کارى را که من گفته بودم، انجام نشده است؛ نه در حوزه، نه در دانشگاه. من گفتم کرسی هاى آزاداندیشى بگذارید. البته حالا اینجا الان یادم آمد که در گزارش هاى مربوط به دانشگاه هاى سمنان خواندم که خوشبختانه مجموعههاى فعال دانشجویى در سمنان با همدیگر مناظرات آزاد دارند. اگر این گزارش که به من دادند، دقیق باشد، بسیار چیز مثبت و خوبى است. بیانات در دانشگاه سمنان(۱۸/۰۸/۱۳۸۵) میدان دادن به دانشجو براى اظهارنظر و تحقق کرسیهای آزاداندیشی یکى دیگر از کارهایى که باید در زمینه مسائل گوناگون اجتماعى و سیاسى و علمى انجام بگیرد، میدان دادن به دانشجوست براى اظهارنظر. از اظهار نظر هیچ نباید بیمناک بود. بیانات در دانشگاه سمنان(۱۸/۰۸/۱۳۸۵) چنانچه بحثهاى مهم تخصصى در محیطهاى سالمى مطرح بشود، مطمئناً ضایعاتى که از کشاندن این بحث ها به محیط هاى عمومى و اجتماعى ممکن است پیش بیاید، دیگر پیش نخواهد آمد. این کرسىهاى آزاداندیشى که ما گفتیم، در دانشگاه ها باید تحقق پیدا کند و باید تشکیل بشود. اگر چنانچه بحثهاى مهم تخصصى در زمینه سیاسى، در زمینههاى اجتماعى، در زمینههاى گوناگون حتّى فکرى و مذهبى، در محیطهاى سالمى بین صاحبان توان و قدرت بحث مطرح بشود، مطمئناً ضایعاتى که از کشاندن این بحثها به محیط هاى عمومى و اجتماعى ممکن است پیش بیاید، دیگر پیش نخواهد آمد. وقتى که با عامهى مردم، افراد مواجه میشوند، همه نمیتوانند خودشان را حفظ کنند. مواجهه با عامه مردم، انسان ها را دچار انحراف ها و انحطاط ها و لغزشهاى زیادى میکند که متأسفانه ما شاهد بودیم. خیلى از افرادى که شما مىبینید در مواجهه با عامه مردم یک حرفى میزنند، یک چیزى میگویند، در اعماق دلشان اى بسا خیلى اعتقادى هم ندارند. به تعبیر بعضىها جوگیر میشوند؛ این خیلى چیز بدى است. اگر در محیطهاى خاص، محیطهاى آزاداندیشى و آزادفکرى، این مسائل مطرح بشود – مسائل تخصصى، مسائل فکرى، مسائل چالشبرانگیز – مطمئناً ضایعات کمتر پیش خواهد آمد. |
|||
|
|
۲۱:۱۱, ۱۹/آذر/۹۱
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
(۱۴/آذر/۹۱ ۰:۰۴)داداش کایکو نوشته است: بیانات حضرت اقا در باب ازاد اندیشی با سلام خب که چی؟ |
|||
|
|
۲۲:۳۱, ۵/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
با سلام
به نظرم که ما باید فلسفه صدرا را بخوانیم نه اینکه خود مرحوم ملا صدرا برای ما بت شود شما اگه نگاهی به تاریخ فلسففه اسلامی بعد از ملا صدرا بیندازید متوجه می شوید که ایشان چقدر تاثیر گذار بوده است و تا به حال هم کسی یا مکتبی یا شخصی نداریم که توانسته باشد مبنای صدرا را نقد کند صدرا برای فیلسوفان بعد از خود یه حالت تقدسی به خود گرفته است که باید فلاسفه معاصر و کسانی که دستی در فلسفه دارند این تقدس ایشان را بشکنند. |
|||
|
۶:۱۳, ۲۲/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
تمجید غرب از فلاسفه، علامت سوال بزرگ تری برابر آن قرار میدهد، امام نیز میگفتند که هر گاه غرب از چیزی تعریف کرد، پی به خباثتش ببرید
|
|||
|
|
۸:۲۸, ۲۲/خرداد/۹۲
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
(۲۲/خرداد/۹۲ ۶:۱۳)حق الیقین نوشته است: تمجید غرب از فلاسفه، علامت سوال بزرگ تری برابر آن قرار میدهد، امام نیز میگفتند که هر گاه غرب از چیزی تعریف کرد، پی به خباثتش ببریداولا امام منظورشون حمایت غرب از شخصیت ها و آدم ها بود نه رفتار و گفتار .... در ضمن متن دقیق حرف امام را هم باید بیاورید و اینکه کی و کجا و در چه واقعه ای این حرف را زده اند ... سوری که بیان کرده اند عمومی بوده یا وجود یا شرط و شروط هایی دیگری هم داشته ثانیا کدام غرب حمایت کرده؟؟؟ غرب یک چیز و تعریف بسیار کلی است .... ثالثا واقعا با بعضی از این استدلال ها که آدم مواجه می شود شاخ در می آورد .... شرق را به غرب می چسبانند و حرف های صریح رهبری و امام خمینی را کنار می گذارند و از گذاره های مجهول و غیر مرتبط نتیجه گیری های دلخواهشون رو می کنند .... حالا که فکر می کنم اصلا صلاح نیست خیلی ها وارد خوزه های عقلی و فلسفی شوند با این بنیه و منطق استدلالیه قوی!!!! یکی از فاکتورهای مهم یادگیری در هر علم و زمینه فکری چه تجربی و چه نظری و .... اینه که طرف استعداد حداقلی را هم داشته باشد رابعا خیلی چیز ها هست که هم ما ازش حمایت می کنیم و هم غرب مثل حقوق بشر .... ولی تعاریفمون ازش بسیار بسیار متفاوته ... فلسفه ای که از متن قران و احادیث در امده یا ... غرب هم از عدالت حمایت می کند ... آِیا عدالت بد است؟؟؟ غرب هم از علم هسته ای حمایت می کند ... آِیا بد است؟؟؟ آن ها باهاش بمب می سازند ما برق ... سخنان رهبر معظم انقلاب رو در باره فلسفه ی ملاصدرایی با هم دوباره مرور می کنیم خیلی چیزها و مفاهیم رو همه ازشون حمایت می کنند ولی باید دید رویکرد استفاده از آن چیست و تعاریف پایه چگونه است ... برخی سخنان رهبر انقلاب .... ============================= مكتب فلسفى صدرالمتالهين همچون شخصيت و زندگى خود او، مجموعه ى در هم تنيده و به وحدت رسيده ى چند عنصر گرانبها است. در فلسفه ى او از فاخرترين عناصر معرفت يعنى عقل منطقى، و شهود عرفانى، و وحى قرآنى، در كنار هم بهره گرفته شده، و در تركيب شخصيت او تحقيق و تأمل برهانى، و ذوق و مكاشفه ى عرفانى، و تعبد و تدين و زهد و انس با كتاب و سنت، همه با هم دخيل گشته، ==================== فلسفهى اسلامى - همانطور كه شما فرموديد و درست هم گفتيد - فقه اكبر است؛ پايهى دين است؛ مبناى همهى معارف دينى در ذهن و عمل خارجى انسان است؛ لذا اين بايد گسترش و استحكام پيدا كند و برويَد و اين به كار و تلاش احتياج دارد. ================ مكتب فلسفى صدرالمتالهين همچون شخصيت و زندگى خود او، مجموعه ى در هم تنيده و به وحدت رسيده ى چند عنصر گرانبها است. در فلسفه ى او از فاخرترين عناصر معرفت يعنى عقل منطقى، و شهود عرفانى، و وحى قرآنى، در كنار هم بهره گرفته شده، و در تركيب شخصيت او تحقيق و تأمل برهانى، و ذوق و مكاشفه ى عرفانى، و تعبد و تدين و زهد و انس با كتاب و سنت، همه با هم دخيل گشته، ==================== فلسفه ملاصدرا فلسفهاي عقلي، ذوقي و شرعي است و در حقيقت ملاصدرا فلسفه عقلي و ذوقي را برمبناي شرع مقدس پيريزي كرده است براي او تعبد محض، مبادي رسيدن به افكار عالي فلسفي بوده است و اين جريان عظيم و جوشان و تمام نشدني در دوران رياضت به روح مقدس وي افاضه و نازل شده است و امروز خوشبختانه كتابها و افكار فلسفي ملاصدرا فضاي فلسفي كشور را فراگرفته است. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| نظرات برخی دانشمندان غربی در مورد اسلام | دوست حقیقت | 44 | 13,476 |
۱۲/دی/۹۴ ۸:۵۰ آخرین ارسال: دوست حقیقت |
|
| فلســــــفه اسلامی فقه اکبر هست!!!!!! انتظارات از فلسفه | سید ابراهیم | 41 | 12,236 |
۳/مرداد/۹۳ ۴:۴۳ آخرین ارسال: rezamohammadi |
|
| اصلی ترین اختلاف برهان ومکتب اهل بیت(علیه السلام)با فلاسفه واعتراف است | roohollah14 | 8 | 3,791 |
۲۱/شهریور/۹۲ ۰:۰۰ آخرین ارسال: mouj82 |
|
| نظر رهبر معظم انقلاب در مورد ملاصدرا و فلسفه صدرایی | ELENOR | 5 | 6,990 |
۱۹/دی/۹۱ ۱۴:۴۲ آخرین ارسال: سید ابراهیم |
|
| بحث پیرامون بیانات دکتر عباسی پیرامون "فلسفه ی اسلامی" | حسن.س. | 51 | 22,017 |
۳۰/آذر/۹۱ ۱۹:۰۸ آخرین ارسال: Admirer |
|











