|
انتقاد از تقلید کورکورانه
|
|
۱۴:۲۸, ۱۶/دی/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/دی/۹۴ ۱۵:۵۱ توسط دوست حقیقت.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
«اتخذوا احبارهم و رهبانهم ارباباً من دون الله و المسیح ابن مریم و ما امروا الا لیعبدوا الها واحداً لا اله الا الله هم سبحانه عما یشرکون» (توبه / 31) قرآن میفرماید که یهود و نصاری عالِمان دین خود را میپرستیدند، پس میشود روحانیتپرستی کرد. روحانیتپرستی هم یک نوع بتپرستی است. هر چیزی را میشود پرستید.
و اتفاقاً در ذیل همین آیه «اتخذوا احبارهم و رهبانهم ارباباٌ من دون الله» صحابیای از امام باقر(علیه السلام) یا امام صادق(علیه السلام) میپرسد که آیا واقعاً علمای یهود و نصاری به مردمشان میگفتند ما را بپرستید؟ آن وقت حضرت قَسَم میخوردند و میگویند «لا والله»به خدا قسم اینگونه نبوده است. علمای آنها به ایشان نمیگفتند ما را بپرستید و اگر هم میگفتند، آنها قبول نمیکردند که عالمان دینشان را بپرستند؛ آن وقت صحابی میپرسد پس منظور چیست؟ قرآن دارد میگوید که علمای خودشان را میپرستیدند! آن وقت حضرت در جواب میگویند، این که قرآن میگوید علمای خودشان را به جای خدا یا علاوه بر خدا میپرستیدند، معنایش این است که رفتاری با علمایشان میکردند که فقط باید با خدا این رفتار را میکردند. بعد توضیح میدهند و میگویند فقط خداست که باید بدون پرس و سوال سخنش را شنید و پذیرفت. اینها با علمای خودشان همین رفتار را میکردند، بدون اینکه بپرسند آخر دلیلتان چیست؟ میگویند چون عالِم دین این را گفته است، باید آن را پذیرفت. نباید با عالِم دینی همان رفتاری را که با خدا میکنید، داشته باشید، چرا که فقط خداست که «لا یُسئلُ عَما یَفعَلُ» فقط خداست که مورد سوال قرار نمیگیرد، اگر با امر یا فرد دیگری همین رفتار را داشتی، شما او را پرستیدهای. و چقدر این قضیه آشناست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! |
|||
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۵:۵۹, ۱۹/دی/۹۴
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
(۱۹/دی/۹۴ ۱۵:۴۹)دوست حقیقت نوشته است: آقای مهدی سینا من مخالف تقلید هستم به نظر من تبعیت برای مسلمان شایسته تر استسلام دلیلی برای مخالفت ارایه بدهید . فقط نگید دوست ندارم و .... . دلیلی که عقل سلیم بپذیره این رو که تقلید خوب نیست. |
|||
|
|
۱۶:۲۳, ۱۹/دی/۹۴
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
عقل سلیم من یا شما؟
عقل سلیم جامعه؟کدام جامعه؟ ملاک عقل سلیم چیست؟ به 1001 دلیل تقلید شایسته نیست |
|||
|
۲۱:۰۸, ۱۹/دی/۹۴
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
همان آخرین دلیل ، دلیل هزار و یکم را ذکر کنید و لطف بفرمایید فرق تقلید و تبعیت را از دیدگاه خودتون بیان کنید که بدانیم دقیقا با چه چیزی موافق هستید و با چه چیزی مخالف شاید نظر و عقیده ما و شما یکی باشد و فقط در کلام اختلاف داشته باشیم ضمن اینکه شما اینها را برای من مخاطب روشن می کنید تا سرو ته قضیه دستم بیاد یک شرح مختصری عرض کنم خیلی ساده و بدون دایره المعارف قلمبه سلمبه و فلسفه های درهم پیچیده ، یک پیش زمینه ذهنی داشته باشید خدمت شما عرض شود که جامعه انسانی به لحاظ ساختار شباهت به جامعه مورچه های یا زنبور ها دارد شباهت از این رو که هر کس به کاری اشتغال دارد البته اختلاف هم دارد چون جوامع این حشرات به نوعی جبری است و تقسیم وظایف تحمیلی است نه انتخابی اما انسان ذی شعور مخیر است (هر چند گاهی این ذی شعوری منشا بی شعوری می شود اما فعلا وارد این مورد نمی شویم و تا همین حد به جامعه شناسی اکتفا می کنیم) خب این یعنی چی . یعنی شما در کاری می روی و هزینه می کنی ، عمرت را و خبره و عالم آن می شوی اما نمی توانی در همه امور عالم و خبره باشی هم محدودیت توان و ظرف هست هم محدودیت زمان هست هم محدودیت مکان (این جالبه که بدونید بعضی اشتغال ها رو فقط سکنه منطقه خاصی داشتند البته امروزه کم رنگ تر شده ولی حذف نشده) شما شده تا حالا بگید چرا برم زیر تیغ جراح خودم کتب پزشکی می خونم و خودم رو جراحی، نه حداقل درمان می کنم شده بگید چرا سوار هواپیمایی بشم که خلبان آن دیگری است خودم پرواز میکنم نخیر چون این پزشک این خلبان عالم شده در حرفه خودش خبره است کار یک کتاب و دو کتاب نیست کار سرچ در گوگل نیست . تخصص دارد اما این به این معنی است که شما نمی توانید خلبان شوید یا پزشک . نخیر شما هم اگر طی طریقت کنی پزشک می شوی ، خلبان می شوی یا هرچیزی که دوست داشته باشی در بحث تقلید کسی که از آن تقلید می شود مرجع است همان پزشک همان خلبان اما در فقه شما اگر به درجه مجتهدی نایل بشوید دیگر نیاز به تقلید ندارید اما واقعا مجتهد هستید (اگر تعریف مجتهد را نمی دانستید بفرماید تا عرض شود) بماند که بعد از آن تا مرجع تقلید شدن بازهم راه هست اینو همینجا می بندم با تاکید به این دو نکته : 1- شما هم می توانید مجتهد شوید یا هر چیزی که تمایل دارید پس مخیر هستید در این امر 2- مرجع تقلید تخصص است و نوعی دانشمند دینی می باشد اما وقتی شما به کاری دیگری جز فقه اشتغال دارید چطور می خواهید مجتهد شوید یا تا زمانی که مجتهد شوید تکلیف شما چیست ، قطعا عقل سلیم حکم می کند رجوع به متخصص شود مثل دانشجوی پزشکی که وقتی بیمار می شود به متخصص مراجعه می کند مثل مهندسی که علاج درمان نزد پزشک جستوجو میکند گفته شد بدون سوال است باید عرض شود خیر محققا انتخاب می شود اگر بدون سوال بود بدون تفکر بود چرا مثلا به آقای صادق شیرازی کسی اقتدا نمی کنند از کجا انحرافش احراز پیدا میکند از همین تحقیق و تفکر وسوال کردن ها حتی نمونه های دیگری از مراجع هستند که به خاطر برخی مسائل نام نمی برم بگردید پیدا می کند (البته علم فقه اینها زیر سوال نمی رود بلکه صلاحیت اینها زیر سوال است این هم شاهد همان مسئله تحقیق و تفکر است ارجب فرق علم و صلاحیت هم اگر لازم بود بفرمایید شرح داده شود هرچند واضح است) گفته شد در حد خدایی هستند ، معاذالله . شاید حب زیاد عده ای این سوظن را به وجود آورد اما نه افراد مصلح راضی هستند نه مقلیدین حقیقی چنین رفتاری دارد اصلی ترین شاخصه انتخاب مرجع عادل بودن اوست عادل یعنی کسی که خدا ترس باشد . ویژگی برای شناختن خداترس بودن : ترک گناه کبیره و عدم پافشاری بر گناه صغیره است حال آدمی که خودش خداترس است چطور می شود به عنوان خدا باشد از شاخصه های ثانونی او اعلم بودن اوست و دیگر اصلح بودن که بازهم همین اینها نیاز به کشف دارد معصوم علیه سلام نیستند که انسان هستند و باید برای برگزیده شدن در این مقام حتما رصد شوند پس لازمه این هم ذکر شود اینکه واقعا مرجع تقلید مصداق خدایی است با اینکه یک فرد کم سواد یا مریض ، سهوا یا عمدا او را در حد خدایی تعالی بخشد بسیار متفاوت است آیه کریمه صادق است حدیث هم صادق هست اما با توجه به عرایض بنده آیا مرجع تقلید بودن مصداق همان آیات و روایت است یا آنها بیان گر چیزی دیگر می باشد ؟! بنده عرض میکنم تفسیر شما از آیه درست حدیثی هم ذکر کردید درست (برحسب اعتماد چون تحقیق نکردم) اما ذات و ماهیت مرجع تقلید چنین است ، ذات و ماهیت تقلید همان پرستشی است که شما فرمودید یا رجوع به متخصص است ؟ خیلی طویل شد عذر خواهی می کنم البته همین هم بسیار خلاصه است امیدوارم که این خلاصه گویی صدمه ای به محتوا وارد نکرده باشد
|
|||
|
|
۰:۱۱, ۲۰/دی/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/دی/۹۴ ۰:۱۳ توسط السا.)
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
واقعیتش من هیچ وقت با این مثال ها قانع نشدم
![]() نقل قول: بحث خلبانی یک بحثی ست، بحث تقلید یک بحث تقلید کردن بجز مواردی مثل تعداد رکعت نماز و نجاست و پاکی و ...، توی بقیه چیزها زیاد مفهوم پیدا نمیکنه میشه کلا مفهوم "تقلید کردن" رو بصورت خلاصه بگید لطفا؟ پ.ن: سوال دارما، خدایی نکرده ب عنوان سوال مغرضانه برداشت نشه لطفا ![]() باتشکر قبلی ی خواهش دیگه ... لطفا به آیات قرآن و احادیث امام ها هم ارجاع ندین |
|||
|
|
۱:۴۲, ۲۰/دی/۹۴
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
سلام
مطالب دوستان رو خوندم و آخری قبل پست بنده هم فرموده بودن به احادیث ارجاع ندین : بنده با این مطلب شروع میکنم : مطالبی که مینویسم برداشت شخصی خودمه و نه نقل از جایی : تقلید توی تعریف لغوی ش یعنی اینکه توی اموری که آشنایی کافی نداری عقل سلیم میگه که بهتره از فردی که بهتر از خودت آشنایی کافی با اون امور داره تبعیت کنی و پاتو جای پای ایشون بذاری . این یه بحث کلی هست و تنها توی دین نیست توی دانشگاه و تحصیل ما داریم از یه استاد درس یاد میگیریم و آموزش میبینیم که تو مواقع مختلف مطالب یاد گرفته مون به چه دردی میخورن . این خودش نوعی تقلیده توی اجتماع و خانواده و معاشرات اجتماعی بیشتر از همه به والدینمون متکی هستیم و از رفتار اونها توی دوران های مختلف رشد تبعیت کرده و یاد میگیریم که اینم یه نوع تقلیده توی مسافرت یا کوهنوردی یه رهبر یا لیدری هست که راه بلده و جلوتر از همه داره حرکت میکنه و بقیه پشت سر ایشون . اینم یه نوع تقلیده و نهایتا اینکه توی دینمون صراحتا بیان شده آن دسته از افرادی که آشنایی کافی و عقلانی در حد اجتهاد رو ندارند موظف هستند تا از افرادی که در زمینه دین تخصص کافی را داشته و به درجه اجتهاد رسیده اند ، تقلید و تبعیت نمایند . صد البته که انسان عقل داره و فاعل نهایی به امورات با عقل خود فرد میباشد و این خود شخص هست که مالک اعمال و رفتار خویش میباشد یا به عبارتی کلمه تقلید تنها به معنی تبعیت کورکورانه نبوده و به نوعی کمک گرفتن برای تعقل و تامل و نهایتا انجام امورات دینی میباشد و این اشتباه است که تقلید را با عنوان تبعیت بدون تعقل در نظر بگیریم . لازم است توضیحی عرض کنم و اینکه در مواردی هست که سواد دینی فرد مغلوب بر سوالات دینی وی بوده و حل مسئله خارج از توان سطح سوادی فرد میباشد و در اینجاست که طبق قواعد عقل سلیم فرد مذکور باید با مراجعه به مرجع تقلید خود یا نماینده ی وی یا عالمی در باب دین ، کمبود علمی دینی خود را تغذیه و با یقین و هضم موضوع عمل و سفارش دین خود را انجام دهد و به نظر بنده انجام هر عملی با عالم بودن ( در حد و توان و سایز سوادی خویش ) در باطن عمل کاری به مراتب با ارزش تر است از انجام آن بدون آگاهی اساس و شالوده مفهوم تقلید هم به نظرم چیزی جز این نمیباشد و نیازی به مناظره در باب مخالف ت با تقلید نمیبینم چون عملی کاملا عقلانی بوده و عین الیقین میباشد . و اینکه توی تمامی ادیان و مذاهب افرادی به عنوان عالم بر امور دینی تحت عناوین مختلف وجود داره که واقف بر امور دینی خویش بوده و در باب راهنمایی افراد ایفای نقش میکنند . اما توی دین ما این تبعیت به صراحت و قابل فهم برای همه بیان شده تا تشخیص راه از چاه برای هر سطح تفکری سهل بوده باشه . مطالبی که عرض کردم دیدگاه شخصی بوده است . یا علی |
|||
|
|
۱۸:۲۲, ۲۰/دی/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/دی/۹۴ ۱۹:۵۶ توسط میم.حسین.الف.)
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
در ابتدا عرض شود اینطور فکر نمی کنم که مغرضانه باشددر شرایط عادی و پایه که اساس بحث هست طرح سوال و قانع نشدن حق طرف های بحث کننده است مگر در شرایطی خاص و استثنایی که از آشنایی قبلی و توجه به گرایشات فرد متوجه غرض ورزی می شویم اینحا هم دیگر اخلاق بحث است که چطور رعایت شود اما در حالت عادی و رایج هیچ کس چنین فکری نمی کند و سوال پرسیدن بسیار خوب است
بنده نه به به عنوان متخصص بلکه به عنوان مخاطب به فراخور سطح دانش و سواد کم خودم پاسخ می دهم (تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف . مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی) .بیپردازیم به مبحث اینکه مثال قانع کننده نبود هم از ایراد بنده هست که مثالی می آورم و بعد برای توضیح آن مجبورم مثالی در مثل بیارم غرض از حیث ماهیتی نبود بلکه جنبه لزوم مراجعه به متخصص را اشاره کردم. مثلا شما در کاری تخصص دارید بنده هم در کار دیگری اگر عقده ای برای من در کاری که شما به آن تخصص دارید پیش بیاید با این فرض که این گره گشایی ضروری است و برای تفنن و کنجکاوی نیست برای گشودن گره چه می کنم ؟ رجوع به شما که متخصص هستید شباهت پزشک و فقیه در همین است مسئله ایجاد شده شرط زمان و لزوم اجرا دارد . پزشک و فقیه هر دو متخصص هستند و تفاوت که بسیار دارند و نکته ای سعی در بیانش داشتم این بود که انحصاری نیست بلکه تخصصی است .احکام دینی (دقت بفرمایید عرض شد دینی حالا پایین می گوییم چرا تکیه بر دینی بودن دارم) از منشا دین استباط و استخراج می شود و نظر تعقل شخصی نیست در این امور تحری مجاز نیست چراکه مصداق بدعت است و اصطلاح اجتهاد به رای نام دارد حکم شرب خمر حرام است . این یک حکم نسبتا ساده است قابل استخراج از نص صریح قرآن و روایات معتبر هرچند برای همین هم باید یک مروری بر حدیث قرآن داشته باشید .کمی سخترش کنیم . فرضا شما در رکعت دوم تشهد خود را سهوا فراموش کردید ایستادید و به یاد آوردید که تشهد نخواندید . چه می کنید ؟ نماز را می شکنید ، ادامه میدهد می نشینید و تشهد می خوانید یا چطور ؟ حکم اینجا خواندن تشهد است و بعد بجای آوردن سجده سهو . حالا این سجده سهو و شرایط شمول بر آن در کجای قرآن آمده ؟ برخی گفتند بعد از تشهد آخر و قبل از سلام سجده خوانده شود برخی می گویند بعد از فراغت از نماز است حتی در ذکر آن هم چهار مورد مطرح است . این در کدامین روایت است ؟ چطور استباط و استخراج می شود ؟ کار بنده است یا شما ؟. ضرورت در این است عمل شما مطابق دستور بوده یا نبوده . اگر ندانیم و جاهل باشیم ، در برخی مسائل باید عمل مجداد ادا شود در برخی نیاز نیست این در باب آن امر است که به خاطر جهل ممکن عمل مقبول باشد. اما باز خود مسئله جهل حکم دیگری دارد. این یک مثال عبادی است. و اینکه بر دینی بودن تاکید داشتم به این خاطر است که فقط مربوط به حوزه عبادات نیست در کل امور صادق است . در معاملات و تجارت در اخلاق و ... . همانطور که میداند همه چیز تحت سیطره دین هستند . "یک نکته خارج از بحث ذکر کنمدین اسلام دین اخلاق است . حضرت رسول(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مکارم اخلاق هستند البته نه اینکه سایر انبیا بی اخلاق باشند خیر آنها افضل به "تر" هستند و ایشان افضل به "ترین" . به همین خاطر اخلاق به عنوان یک هنجار و یک سنت هست در بین مسلمان و از طرفی آثار فقدان آن قابل لمس می باشد . در صورتی در مثال ذکر شده فقدان سجده سهو قابل لمس نیست . پس به این دو علت کمتر ارجاع اخلاقی می بینیم چون شهود عقلی بر آن ظاهر می شود ولی بازهم ارجاع دارد هرچند کمتر باشد." .برخی مسائل تک بعدی نیستند در یک یا چند حوزه همزمان هستند . هم سلامتی هم عبادات و ... پس از این خطا باید دور شد که گمان بریم تقلید منحصر به نماز و روزه و امور عبادی است . ."یک نکته دیگر هم عرض کنم کمی بیشتر بار مثبت پیدا کندتقلید سیاسی از ولی فقیه می باشد . یعنی شما شاید در هر موردی از یک یا چند مرجع تقلید کنید اما در مسائل سیاسی مقلد ولی فقیه هستید . حالا بازم این تقلید ای شرحی دارد اما الان مقصود تقلید سیاسی بود فقط" تقلید ( البته کاملا مختصر نمی گم به خلاصه ترین شکلی که بلد هستم می گویم). در لغت از ریشه "قلد" به معنای گرنبند ، آویز ، قلاده است و معنی آن گردنبند به گردن کسی انداختن یا قلاده به کسی انداختن استالبته در اقرب الموارد اینطور آورده شده معنی گماردن و گماشتن هم دارد. تقلید در دین 1- مسولیت صحت را به گردن کسی (فقیه) انداختن2- در شرایطی به معنای تبعیت است یعنی در انجام امور دینی از فقیهی پیروی و تبعیت کردن.تقلید مصطلح رجوع افراد ناآشنا در مسائل دینی به افراد آشنا در مسائل دینی.برای درک بهتر ما بین تقلید و تبعیت تمییز قائل می شویم . البته تقلید در دل تبعیت و تبعیت در دل تقلید است ما اینجا در این بحث برای روشن شدن از این روش استفاده می کنیم و میمیز می گذاریم.تقلید : آن است در امور دینی به متخصص خاص که برگزیده شدندش شرایطی دارد رجوع شود برای حل مسئله و روجوع به احتجاج تقلید نیست که به این همان تقلید مصطلح است و متعارف است.تبعییت : اگر روجوع به قرآن و سیره معصومین (علیه السلام) تبعیت از مختصص در بگیریم این هم خود تقلید است . با اینکه قرآن و عترت خود دو حجت هستند این تقلید غیر متعارف است.(تعریف متعارف و غیر متعارف بر مبنای تعریف اصطلاحی تقلید بود که ارایه شد نه به این معنی که متعارف صحیح است و غیر متعارف غلط).چرا این دو را بیان کردیم چون ما در تقلید حجت بیان را نمی دانیم (حجت بیان نه اینی که بتوانیم فرض کنیم شخص اجتهاد به رای کرده ، بلکه در همان مثال سجده سهو شیوه استنباط را نمی دانیم که اگر استنباط حکم شرعی فرعی را بدانیم مجتهد هستیم و بی نیاز به تقلید) در صورتی که قرآن و عترت خود حجت هستند.البته این مورد که ذکر شد از شاخصه های التزام قلبی است از بیان عبدالکریم نمله یکی از اصطلاحات تقلید دو مورد دیگر ، اخذ قول به قصد عمل و عمل به قول است .اقوال معروف : * تحریرالوسیله مى نویسد: «التقلید هو العمل مستنداً الى فتوى فقیه معین; تقلید، همان عمل کردن با استناد به فتواى فقیه مشخص است». *در انوارالاصول آمده است: «التقلید هو الاستناد الى رأى المجتهد فى مقام العمل ; تقلید آن است که مقلّد در مقام عمل، به رأى و نظرمجتهد استناد جوید» *کتر عبدالکریم نمله مى نویسد: «التقلید اصطلاحاً هو قبول مذهب الغیر من غیر حجّة; تقلید در اصطلاح عبارت است از پذیرش قول دیگرى، بدون طلب حجّت و دلیل (تفصیلى)» آنگاه مى گوید: «بنابراین اگر کسى دلیل و حجّت سخن مجتهد را بداند و آن را بپذیرد (مثلا مجتهدى که با نظر مجتهد دیگر موافقت کند چون دلیل او را پذیرفته) به او تقلید نمى گویند. همچنین رجوع به قول نبى(صلى الله علیه وآله) و رجوع به اجماع نیز تقلید نامیده نمى شود، چرا که سخن پیامبر (صلى الله علیه وآله) و اجماع فى نفسه حجت است و پذیرش آن را تقلید نمى گویند» پ.ن در این تاپیک با توجه به فرضیات مطروحه(خدا پنداری و...) حتما بررسی مجتهد ، فقیه و مکلف لازم است صرفا راجب تقلید گفتن کفایت نمی کند
|
|||
|
|
۲۰:۴۸, ۲۰/دی/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/دی/۹۴ ۲۰:۵۸ توسط السا.)
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
نقل قول:در ابتدا عرض شود اینطور فکر نمی کنم که مغرضانه باشددر شرایط عادی و پایه که اساس بحث هست طرح سوال و قانع نشدن حق طرف های بحث کننده است مگر در شرایطی خاص و استثنایی که از آشنایی قبلی و توجه به گرایشات فرد متوجه غرض ورزی می شویم اینحا هم دیگر اخلاق بحث است که چطور رعایت شود اما در حالت عادی و رایج هیچ کس چنین فکری نمی کند و سوال پرسیدن بسیار خوب است خداروشکر، خیلی ممنون دقیقا مشکل من با همین جمله و همین مفهومه نقل قول:مسولیت صحت را به گردن کسی (فقیه) انداختن درباره شکیات نماز ک گفتید، بله من هم قبول دارم،همونطور ک توی پست قبلیم هم گفتم کما اینکه شک کردن توی نماز و نحوه جبرانش فرق میکنه با حکم حلال یا حرام بودن ِ شراب بخاطر همین، ما مسئولیت ِ اینکه اگه شک کردیم توی نماز باید چیکار کنیم رو میذاریم ب گردن ِ فقیه (عبادت عمل فردیه و نتیجه ش بین من و خداست)، اما توی چیزهایی ک اثر اون روی جامعه تاثیر میذاره (مثل همون شرب خمر، مثل همون مثال خوبی ک زدین درباره "ربا") "باید" علاوه بر حکم فقیه، از "عقل" هم استفاده کنیم. اینکه 100% بخوایم تقلید کنیم و خیالمون راحت باشه، حالت ایده آلیه ... مثالی ک همه قبول دارن،"حلال بودن گلدکوئیست" فتوایی بود ک داده شد و خدارو شکر اصلاح شد اما هست هنوز هم فتواهایی ک رسما "کلاه شرعیه" مثل ربایی ک الان توی جامعه جاریه حالا ی سری ها قبول ندارن، ی سری ها هم قبول دارن برای من ِ نوعی ک کاملا اثبات شده بانک هامون ربوی هستن اما مرجع م میگه میتونی بری پولت رو بذاری بانک و ... کار درست چیه ؟ اینکه صحت ِ اون رو بندازن گردن فقیه و مال ِ ربوی رو وارد زندگیم کنم؟! مسائلی مثل ربا، مسائلی هستن ک تمام جامعه رو درگیر خودش میکنه، چ فقیه بتونه اون رو استباط کنه چ نتونه ... همینطور ی سری از فتواها نشون میده ک فتوا دهنده(مرجع تقلید) برداشت درستی از موضوع نداره و درباره ش حکم میده مثل همین استفاده از فضای مجازی (حکمش رو دقیق پیدا میکنم میذارم) یا مخاطب قرار دادن ِ نامحرم در فروم های عمومی توی پستی ک حتی همه میخونن اشکال داره (این هم فتواش رو ک پیدا کردم میذارم) همه و همه باعث میشه تقلید ِ 100%، رو درست ندونم علاوه بر اینها این رو هم در نظر بگیرید : الان خیلی از وهابی ها مراجع تقلیدشون حرف هایی میزنن ک آدم شاخ در میاره ... اما چون مرجع گفته و وهابی ها مسئولیت ِ صحت موضوع رو ب گردن مرجع گذاشتن، بی چون و چرا قبول میکنن ب نظرتون اونها کار خوبی میکنن ؟؟ کارشون عقلی و منطقی و شرعیه ؟ مقایسه کردن مراجع شیعه با اونها قیاس ِ مع الفارقه و من توی حق بودن اسلام و شیعه شک ندارم میخوام مضرات تقلید ِ 100% رو بگم اینکه "نشستن یک خانم جلوی کولر حرام است" مسئله سیاسی نیست؛ مسئله متن زندگی مردمه نقل قول:توی دانشگاه و تحصیل ما داریم از یه استاد درس یاد میگیریم و آموزش میبینیم که تو مواقع مختلف مطالب یاد گرفته مون به چه دردی میخورن . این خودش نوعی تقلیده بنده حقیر سعی میکنم رفتارها و اعمال و گفتار اطرافیان رو ببینم و درک کنم، خوب و بدش رو از هم تشخیص بدم ب خوب هاش عمل کنم، بد هاش رو سعی کنم ک نداشته باشم . فکر میکنم درستش هم همین باشه نه اینکه 100% هر کاری اونها کردن رو تکرار کنم این ب معنی "تقلید"ی هست ک بزرگان بهمون گفتن ؟ نقل قول:صد البته که انسان عقل داره و فاعل نهایی به امورات با عقل خود فرد میباشد و این خود شخص هست که مالک اعمال و رفتار خویش میباشد یا به عبارتی کلمه تقلید تنها به معنی تبعیت کورکورانه نبوده و به نوعی کمک گرفتن برای تعقل و تامل و نهایتا انجام امورات دینی میباشد و این اشتباه است که تقلید را با عنوان تبعیت بدون تعقل در نظر بگیریم . احسنت منم همین رو میگم دیگه ما فرض رو میذاریم ب اینکه مرجع داره درست میگه اما این دلیل نمیشه بر اینکه بدون فکر و تامل فتواها رو انجام بدیم نقل قول: اینکه توی تمامی ادیان و مذاهب افرادی به عنوان عالم بر امور دینی تحت عناوین مختلف وجود داره که واقف بر امور دینی خویش بوده و در باب راهنمایی افراد ایفای نقش میکنند . اما توی دین ما این تبعیت به صراحت و قابل فهم برای همه بیان شده تا تشخیص راه از چاه برای هر سطح تفکری سهل بوده باشه . مشکل همینه دیگه اگه مردم ب دستورات ِ دینی ای ک بهشون گفته میشه انجام بدین، فکر کنن، اون وقت دین ِ واحد در دنیا میشد "اسلام" مشکل دقیقا از جایی شروع میشه ک میگن : 100% تقلید کن پ.ن : درسته، اسلام نگفته توی اصول دینت تقلید کن اما نگفته بعد از پذیرفتن دین اسلام، دیگه مغزمون رو بذاریم روی حالت استندبای
|
|||
|
|
۲۳:۲۴, ۲۰/دی/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/دی/۹۴ ۲۳:۵۸ توسط میم.حسین.الف.)
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
البته تنها معنی این نبود . مفهوم دیگری هم داشت اما در باب اصطلاح شناسی فقه
جامعیت تعریف می شود همان روجوع افراد ناآشنادر مسائل دینی به افراد آشنا در مسائل دینی (حالا اگه آشنا باشم چی ؟) اصلا تقلید در این حالت معنا پیدا میکند . که شما نمی دانید قدرت استنباط ندارید حالا عرض می کنم اما قبل از این یک توضیحی بدهم چه سو اثر فردی باشد چه جمعی بر عهده مرجع است آنهم به این دلیل است او عزیمت کرده در جهت مرتفع کردن مسائل دینی اگر خطا کند نشانه اهمال و قصور در وظیفه اش است نه شخص یا اشخاصی از وی تبعیت کرده (مربوط به مرجع) شخص باید محققا و با علم و کم کیفی که بیان شده مرجع تقلید انتخاب کند یا حتی می تواند تبعیض قائل شود یا عدول او هم باید به همین شکل باشد نه سلیقه ای و بی منطق و باری به هر جهت (مربوط به شخص مقلد) مسئله دیگر که گمان می کنم شما نادرست بیان کردید فتوا کلاه شرعی نمی باشد البته بعضی از آن سو استفاده می کنند اما دلیل بر استنباط غلط نیست مثلا راجب همین اینترنت پر سرعت که آیت الله العظمی مکارم شیرازی استفتا شده بود و خیلی هم حاشیه ساز بود شما باید توجه به فرض مسئله کنید که فرض آمده بود اینترنت پرسرعت فی*ل*تر را دور زده و دسترسی به آثار مستجهن و مبتذل را سهل می کند - کنترلی بر آن وجود ندارد -این روزها همه هم دنبال همین محتوا در اینترنت هستند- در چاله قانونی قرار دارد . با این سه نکته در فرض مسئله حکم ایشان آن بود بعد گفتند ایشان بی اطلاع است و خیلی مسائل دیگر که باید عرض شود خیر ایشان به فرض مسئله پاسخ دادند اتفاقا کامل و عالی هم پاسخ دادند که نشان می داد هم به اینترنت آگاه هستند هم به جامعه پس سو استفاده و مفروضات مسئله هم یک مسئله ای است باید به آن دقت کنیم مثلا در حکم سودهای بانکی دقت کنید چیزی که نظر اکثر مراجع عظام را تعمیم میکند گواهی بانک مبنی بر فعالیت هایش است که ممکن است جعاله باشد شراکت باشد و هر تعریفی که بانک ارایه می دهد در چهارچوب دینی بودن . این وظیفه مرجع نیست صدق این کلام را بررسی کند بلکه وظیفه او استنباط حکم شرعی فرعی در مسئله است ممکن است رویه بانک به نحوی باشد عملا ربا محسوب شود سود وام یا حتی سود سپرده ها ولی در کلام طوری مطرح می کند این مشکل را مرتفع کند . صداقت سنجی وظیفه نهاد دیگری است اتفاقا از حضرت آقا استفتا شده بود راجب همین ربوی بودن بانک ها به طور مفصل شرایط را شرح داده بودند که در جواب ایشان یک یا دو بانک مصداق بانک داری صحیح بودند (البته بنا به دلایلی ایشان نامی از هیچ موسسه و بانکی نبردند اگر توانستم حکم را برای شما قرار میدهم) سو استفاده یا عدم صداقت در طرح فرض بر عهده مرجع نیست راجب مفتیان وهابی و اصلا هر تبعیتی هر تقلیدی قرار نیست چشم بسته باشد. حتی شما امام معصوم(علیه السلام) را چطور تشخیص میدهد با شناخت با تعقل کردن چه برسد به دیگر افراد متوجه منظورتون نشدم دقیقا اما جواب سوال شما در همین چند خط خلاصه می شود اعمال بدون تقلید 1- موافق احتیاط باشد 2-مطابق واقع باشد 3-مطابق نظر مجتهدی باشد که باید از او تقلید شود عرض شد در امور اخلاقی شهود عقلی ظاهر می شود و تقلیدی هم نمی کنیم تا حالا شده راجب جواب سلام استفتا شود ؟ عقلانیت تعطیل نمی شود ، در حجت و موارد مطابق واقع تقلید نیست یعنی بی معنا می شود . رجوع کنید به نظر دکتر نمله پی غرض اینست جایی که قدرت نفوذ عقل فرد عادی درآن نیست و حجت آن را نمی داند و حکمش را نمی تواند استنباط کند عمل به قول یا اخذ قول شخص متخصص به معنی تقلید است کسی جلوی تعقل را نمی گیرد قبلا هم فکر کنم یک ارسالی داشتم که چقدر تاکید بر تفکر و تعقل را در قرآن داریم . مورد بحث ما جایی است که اگر بخواهیم تعقل کنیم هم نمی توانیم (تعقل آزاد و شخصی منظور نیست تعقل در دین منظور است) سراغ فرد خبره رفته که قبلا از صلاحیت و کم و کیف آن آگاه شدیم و چشم بسته نیست و به او اقتدا می کنیم این یعنی تقلید مکلف باید در امور شرعی روزمه که دانستن آن لازمه است . یعنی از قبل نمی داند پس تعقل هم نمی تواند بکند راجب چیزی که نمی داند و اگر بداند تقلید نیازی نیست البته عبارت تقلید نیاز نیست غلط است چون حتی اگر فتوا هم بگیرید بازهم تقلید محسوب نمی شود پس به طورکل اینطور گفته می شود که تقلید مرتفع شده راجب 100% تقلید -اموری را که نمی دانیم و قدرت استنباط حکم را نداریم 100% تقلید می کنیم این منظور ما از تقلید تمام است (شما با این مشکل دارید حالا درهر حوزه ای که ضرورت پیدا کند عبادی ، سیاسی ، اخلاقی، سلامت ، تجارت و... ؟!) -اما اموری که می دانیم و یا حجت هستید اصلا شامل تقلید نمی شوند این منظور شما 100% نبودن تقلید است(به گمان بنده) البته نظر فقه هم همین است به شرطی که فرد خودسر نباشد بگویید من فلان عمل را می کنم چون خودم عاقل هستم خیر عاقل یعنی حکمش را از دین استنباط کرده باشد چون این تعقل همانطور که بارها تاکید شده دینی باید باشد در غیر اینصورت برخی به انحراف می روند بدعت گذاری میکنند به بهانه تعقل ، این کامل مذوم است السا نوشته است:همینطور ی سری از فتواها نشون میده ک فتوا دهنده(مرجع تقلید) برداشت درستی از موضوع نداره و درباره ش حکم میده مرجع باید اعلم باشد این هم می تواند یکی مصادیق علمیت مرجع باشد . شخص می تواند عدول کند یا تبعیض قائل شود السا نوشته است:برای من ِ نوعی ک کاملا اثبات شده بانک هامون ربوی هستن اما مرجع م میگه میتونی بری پولت رو بذاری بانک و ... کار درست چیه ؟ شخص باید احکام و مصادیق ربا را بداند و بتواند با از منابع الهی از مدارک و منابع قطعی که نزد فقها ثابت شده است استخراج کند یا اگر نمی داند و نمی تواند از مرجع تقلیدجامع الشرایط تبعیت کند . اما اگر بعد از دانستن این حکم (ربا) مطمئن شود بانک یا موسسه ای صادانه عمل نمی کند و شراکت ندارد و یا عملی دارد عینیت ربا است و شمول آن است نیازی نیست برای حساب داشتن و بهره بردن از تسهیلات آن استفتا کند اگر احتمال مفسده و زیان دیگری می دهد که در عقل نمی گنجد می باید رجوع کند به مرجع مجددا هرچند فرض عجیبی است . مگر می شود شما نوعی شرایط بانک را کامل شرح دهید و ربوی بودن آنرا بیان کنید بعد مرجع حکم بلامانع بدهد ؟ مگر اینکه شخص مظطر باشد فکر نمی کنم حالت دیگری برای این پیدا شود برای اینکه سو تفاهم پیش نیاید این هم بگویم (بعد از تعریف تقلید ) تقلید بر کسی واجب است که 1- مکلف باشد 2-مجتهد نباشد 3- محتاط نباشد مکلف بالغ است ، عاقل است و ذی قدرت است
|
|||
|
|
۷:۳۰, ۲۱/دی/۹۴
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
آقای حسین
به این نتیجه رسیدم که فقه لازمه دین است اما نمیدانم چرا از فقه بیزار هستم!! به نظر من نمیشه نتایج پزشک و فقیه را بر هم منطبق کرد چون ما خودمان پزشک ایده آل را انتخاب میکنیم به طور آزادانه اما نمیتوانیم فقیه ایده آل را آزادانه انتخاب کرد مثلا حوزه میگه فقیه کسی است که ولایت فقیه را قبول داشته باشد عمامه داشته باشد برداشت ما از دین را قبول داشته باشد ملزم به فقه سنتی باشد و ... که این در تناقض با انتخاب آزادانه است در مراجعه نزد پزشک فرد بر نتایج روش پزشک نظارت میکند اما در نزد فقیه باید متعبدانه اطاعت کند چشم و گوش بسته و فتواهای فقیه را برتر از عقل و واقعیت فهمی بداند تبعیت با تقلید 1001 فرق داره اما به طور اختصار اشاره میکنیم در تقلید حوزه علمی محدود است یعنی مقلد صرفا باید از نظریات یک مرجع پیروی کند اما در تبعیت فرد میتواند به همه ی نظرات رجوع کند و بهترین آها را انتخاب کند در تقلید فرد باید متعبدانه اطاعت کند اگر نظر مرجع اثرات مثبت داشت آن را حاصل از درایت فقیه بداند و اگر هم اثرات منفی داشت آن را حاصل از مصلحت فقیه بداند اما در تبعیت فرد میداند که با ساختارو اجزای فقه آشنایی ندارد اما بر اساس نتایج و اثرات روش اجرایی بر تئوری کلی نظارت میکند مثلا فرضا یک فقیه میگوید نماز را باید ساعت 8 خواند و دیگری میگوید ساعت 9 فرد میداند که از ذات و چارچوب های اجرایی نماز چیزی نمیداند اما از طریق اثرات مثبت و منفی بوجود آمده از این دو روش خود فرد انتخاب میکند که باید ساعت 8 بخواند یا 9 البته این مثال بی ریط بود اما فقط مثال بود |
|||
|
|
۱۱:۰۴, ۲۱/دی/۹۴
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
سلام و صبح بخیر خدمت دوستان
سپاس از مطالب بزرگواران در باب تقلید دوستان مطالب خوبی رو بیان فرمودند و در تکمیلشون چند نکته ای رو میخوام عرض کنم : اول اینکه به شخصه اینو قبول ندارم که هر کسی هر حرفی رو زد باید گفت بله درسته ! اونوقت تفاوتی با فرقه های بی ارزشی که هر روز متولد میشن نخواهیم داشت . با یه مثال اینو عرض کنم : فردا یکی بیاد و بگه آقا قبل از غذا واجبه که پنج تا صرفه بکنین و بعد غذا رو شروع کنین ! اینو شما قبول میکنین ؟! بنده خودم تا وقتی دلیلی قانع کننده براش تو ذهنم نباشه نمیتونم انجامش بدم و عادتم اینه و حرف غیر عقلی تو کتم نمیره ! اما این وسط بعضی چیزا هست که سایز عقل و سواد دینی مثلا خود بنده قد نمیده در موردش درست تصمیم بگیرم . مثلا همین مشروبات که بالا اشاره شد . همه ی دنیا و خیلی جاها ازش استفاده میکنن و تبلیغات هم داره و کیفیت و گرید بندی برای خودش داره و به عنوان یه نوشیدنی عرف توی جوامع دیگه هست . اما تو دین من میگه مشروبات حرامه . چرای حرام بودنش رو شاید من خودم ندونم و عقلم قد نده ولی وقتی مرجع تقلیدم میگه که به دلایل اینکه انسان رو از حالت عادی خارج میکنه و تاثیرات ش فلان و فلان و فلان هست و علم هم داره به این نتیجه میرسه که برای انسان ضررش بیشتره ، پس عقل سلیم اینو میگه که بله چه خوب که حرف مرجع تقلیدم رو گوش میکنم و ازش استفاده نمیکنم چون برای خودمم اثبات شده هست که این نوشیدنی خوب نیست . تقلید تعریف ش اینه که هر فرد مسلمون توی امورات دینی و اعتقادی و رفتارهای مرتبط با اولویت عقل خودش و بعد اون با راهنمایی یک نفر متخصص بتونه اعمال دینی خودش رو با درستی قابل قبولی به سرمنزل مقصود برسون و لاغیر ضمناً اینکه عزیزان توی دین اسلام هر فردی به نسبت عقل و سواد اعتقادی و جایگاه خودش ازش انتظار میره و قرار نیست من نوعی هم تراز با عالم دینی اعمال مختلف رو با ترتیب و مستحبات انجام بدم و همینکه در حد خودم واجبات رو انجام بدم و محرمات رو رعایت کنم ، تو این دوره زمونه شاهکار کردم و یه توضیحی هم لازم میدونم بگم که متاسفانه تو مسلمونی ماها خیلی مشکلات هست و حقیقت اینه که خیلی ها تقلید کورکورانه میکنن و همین موضوع باعث ایجاد بدعت هی زیادی شده و باعث میشه که مثلا طرف با لباس روحانی تو عزای محرم بیاد وسط میدون و طبل بزنه !!! به شخصه خودم از یه عزادار شصت و خورده ای ساله پرسیدم که امام حسین ( ع ) چرا قیام کرد و هدفش چی بود ؟ باور میکنید فقط گفت جنگ در مقابل یزید و شمر !!! و اصلا تو ذهنش هدف و نیتی از قیام نداشت و صد افسوس که تنها به زخمی شدن و سر بردین ایشون اشک میریختن !!! بنده موافق اینجور مسلمونی نیستم و هر مسلمونی باید تا حدی سواد دینی داشته باشه که بتونه خوب و بد و صلاح و غیر صلاح رو تشخیص بده و تنها به حرف و حدیث هایی که میشنوه عمل نکنه و اونا رو کمی سبک سنگین کنه و بعد عملی کنه |
|||
|
|
|
|
|












