کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چگونه میتوان منطقی آئین بهائیت را ردکرد؟
۱۹:۲۶, ۱۴/شهریور/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/شهریور/۹۵ ۱۹:۲۷ توسط aliabad.)
شماره ارسال: #1

بنام خدا

برای رد این آئین که برخی از هم وطنان ما پیرو آنند روشهائی بکار گرفته شده است که علاوه برپیچیدگی آنها به مسایل سیاسی نیز آلوده میگردد وکاررا دشوار میسازد بنده روشی ساده را برای رد اینگونه آئین ها که در دنیای اسلام ایجاد شده است مطرح میکنم شاید مفید واقع شود.
معمولا یکی از دلایل اثبات هر دین وپیامبری بشارت پیامبر پیشین است که در مورد پیامبران اولوالعزم مطرح است. درآئین بهائیت چون امکان معجزه مقدور نیست آنها نیز به بشارت پیامبر قبلی یعنی باب متوسل میشوند که این بشارت در کتاب بیان متعلق به باب آمده است . اینک باید دید که خودباب برچه اساس ادعای رسالت کرده وصاحب دین بیانی است؟ اما ایشان قبل از اینکه مدعی بشارت اسلام برآمدن وی باشد چون مدعی مهدویت بوده باید اول این ادعا را ثابت کند .وپیش ازآن ادعای بابیت امام زمان را نموده است پس ابتدا باید ثابت کند که چگونه باب ایشان بوده است؟ بابی ها معتقدند که امام زمان پس از نائب چهارم کارش تمام شد وفوت کردند . حال باید از یک بابی ویا بهائی پرسید که دلیلتان برفوت امام زمان چیست؟ چرا که آن وجود مبارک در قرن سوم مورد توجه مسلمانان بودند واگر فوتی صورت می پذیرفت حتما در آن عصر آثاری بجای میگذاشت . حال اگر آنها براین باورند که امام زمان متوفی شده اند دلیلشان چیست؟ هرچه باشد؟ که هیچ دلیلی جز اینکه عمر طبیعی داشته اند ندارند و نمیتوانند اثبات کنند که ایشان فوت کرده اند وچون نمیتوانند اثبات کنند پس باید زنده بودن ایشان بپذیرند و8 قرن بعد باب مدعی بابیت ایشان شود .باز ایشان باید دلیل بابیت خودرا اثبات کنند چرا که نواب امام هریک دست نوشته داشتند .ایشان چه دارند؟وقطعا مدرکی ندارند. وبعد هم که مدعی مهدویت شده اند بپرسیم که مهدی ما که زنده است فرزند حسن عسگری است شما کیستید؟و کجاست آن حکومت عدل که در انتظارش بودیم؟ با این موارد همه چیزشان برهوامیرود ودیگر نیازی به پیگیری ادعای رسالت ایشان وبشارت ایشان به بهاء الله وبقیه امور نمیرسد . بعبارت دیگر گربه را باید دم حجله گیر انداخت . البته کسانیکه در دام این آئین ها هستند بخشی از هم وطنانند که نباید با رفتار غیر انسانی آنان را طرد نمود موفق باشید.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سعدی

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۰:۰۶, ۱۶/شهریور/۹۵
شماره ارسال: #21
آواتار
(۱۵/شهریور/۹۵ ۲۲:۳۴)aliabad نوشته است:  بنام خدا
باسلام وشب بخیر
معلوم شد که شما هم پاسخی به ایراد اساسی من با بیانیها ندارید ومرا به کتابها وکل مطالب سایت ارجاع میدهید .دست شما درد نکند .اساسا شما (بابیها)هیچ پاسخی ندارند ومباحثی هم که در اینترنت هست همه مباحث زائد ومربوط به مراحل بعد است .نردبان را باید پله به پله طی کرد پله اول همان سوال کلیدی بنده است که جوابش میتواند دریک خط بیاید نه مطالعه کتابها وهمه سایتهای موجود.ممنونم موفق باشید
عزیزم من بیانی و ایقانی نیستم بلکه فرقانی هستم .
(۱۴/شهریور/۹۵ ۱۹:۲۶)aliabad نوشته است:  بنام خدا

برای رد این آئین که برخی از هم وطنان ما پیرو آنند روشهائی بکار گرفته شده است که علاوه برپیچیدگی آنها به مسایل سیاسی نیز آلوده میگردد وکاررا دشوار میسازد بنده روشی ساده را برای رد اینگونه آئین ها که در دنیای اسلام ایجاد شده است مطرح میکنم شاید مفید واقع شود.
معمولا یکی از دلایل اثبات هر دین وپیامبری بشارت پیامبر پیشین است که در مورد پیامبران اولوالعزم مطرح است. درآئین بهائیت چون امکان معجزه مقدور نیست آنها نیز به بشارت پیامبر قبلی یعنی باب متوسل میشوند که این بشارت در کتاب بیان متعلق به باب آمده است . اینک باید دید که خودباب برچه اساس ادعای رسالت کرده وصاحب دین بیانی است؟ اما ایشان قبل از اینکه مدعی بشارت اسلام برآمدن وی باشد چون مدعی مهدویت بوده باید اول این ادعا را ثابت کند .وپیش ازآن ادعای بابیت امام زمان را نموده است پس ابتدا باید ثابت کند که چگونه باب ایشان بوده است؟ بابی ها معتقدند که امام زمان پس از نائب چهارم کارش تمام شد وفوت کردند . حال باید از یک بابی ویا بهائی پرسید که دلیلتان برفوت امام زمان چیست؟ چرا که آن وجود مبارک در قرن سوم مورد توجه مسلمانان بودند واگر فوتی صورت می پذیرفت حتما در آن عصر آثاری بجای میگذاشت . حال اگر آنها براین باورند که امام زمان متوفی شده اند دلیلشان چیست؟ هرچه باشد؟ که هیچ دلیلی جز اینکه عمر طبیعی داشته اند ندارند و نمیتوانند اثبات کنند که ایشان فوت کرده اند وچون نمیتوانند اثبات کنند پس باید زنده بودن ایشان بپذیرند و8 قرن بعد باب مدعی بابیت ایشان شود .باز ایشان باید دلیل بابیت خودرا اثبات کنند چرا که نواب امام هریک دست نوشته داشتند .ایشان چه دارند؟وقطعا مدرکی ندارند. وبعد هم که مدعی مهدویت شده اند بپرسیم که مهدی ما که زنده است فرزند حسن عسگری است شما کیستید؟و کجاست آن حکومت عدل که در انتظارش بودیم؟ با این موارد همه چیزشان برهوامیرود ودیگر نیازی به پیگیری ادعای رسالت ایشان وبشارت ایشان به بهاء الله وبقیه امور نمیرسد . بعبارت دیگر گربه را باید دم حجله گیر انداخت . البته کسانیکه در دام این آئین ها هستند بخشی از هم وطنانند که نباید با رفتار غیر انسانی آنان را طرد نمود موفق باشید.

عزیز من من پرسشم از شما چه بود ؟ من پاسخ اون رو خواستم ولی شما به هر سمتی میزنی که بگی من بیانی هستم ولی جالب اینجاست که هیچ پاسخ صحیحی ندادی . من پرسشم رو در زمان مربوطه چی بود ؟ شما گفتین گه بابیها و بعد گفتی عده ای و ... اساسا فرضش هم به نتیجه نمیرسه و یسری مطالب گفتی و ... . وقتی اون دوستان بیانی شما چنین اعتقادی دارن و شما روی اون داری پیش فرض میزاری و میری برای نتیجه گیری نتیجه میشی اونی که میخوای.
برای بابیت خودش دلیل داشت که عزیزم ، الان میگی که من بیانی هستم . ولی اون دلیلش اول اشکالش بود . یعنی با گفتن اون مطلب اساس بقیه مطالب رو ریششو زد.الله قد قدر ان یخرج ... رو خدمت شما میگم.
(۱۵/شهریور/۹۵ ۲۲:۳۴)aliabad نوشته است:  بنام خدا
باسلام وشب بخیر
معلوم شد که شما هم پاسخی به ایراد اساسی من با بیانیها ندارید ومرا به کتابها وکل مطالب سایت ارجاع میدهید .دست شما درد نکند .اساسا شما (بابیها)هیچ پاسخی ندارند ومباحثی هم که در اینترنت هست همه مباحث زائد ومربوط به مراحل بعد است .نردبان را باید پله به پله طی کرد پله اول همان سوال کلیدی بنده است که جوابش میتواند دریک خط بیاید نه مطالعه کتابها وهمه سایتهای موجود.ممنونم موفق باشید

اگه هم شد دقیق پاسخ منو بده وگرنه من شک میکنم که اون دوستان شما اساسا بیانی نیستنCool
ارجاع دادم که تکرار مطالب نشه وگرنه کاری نداره برات اینجا سیاهمشق کاری کنم. مبنای کار بنده مطالب صدق و کذب و خلط مطالب تو فضای مجازی نیست بلکه متن نص خود کتب فرق ضاله و ... هست .
اون موضوع مهدویت رو شما برو ببین تو مکتب شیخیه چی میگه . ببین بحث اینطوری باز میشه و نمیخوام باز کنم .
باز پیشنهاد میکنم اون بحث
در تاریخ 5 جمادی سال 1260 چه اتفاقی روی داد رو مطالعه کن . پاسخ همه مطالبت همونجاست .در انتها این رو خدمت شما تقدی میکنم :

لعنت خدا بر کسی که مرا وکیل امام غائب بداند.
لعنت خدا بر کسی که مرا باب امام بداند
لعنت خدا بر کسی که مرا منکر امامت امیرالمؤمنین و سایر ائمه ی اطهار بداند.
تلخیص تاریخ نبیل ص 317
شما اینو نشون بیانی ها بده خودشون میفهمن چی به چیه و بابیت همینجا ریشش زده میشه /
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۷:۰۷, ۱۶/شهریور/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/شهریور/۹۵ ۷:۱۰ توسط aliabad.)
شماره ارسال: #22

بنام خدا
سلام صبح دوست عزیزم بخیر
1-بنده شمارا متهم به چیزی نکردم بلکه فرض من براین بود که شما بجای بابی یا بیانی سخن میگوئید که عملا نتوانستید پاسخ دهید بعبارتی آنها نتوانستند پاسخ دهند (عزیزم من بیانی و ایقانی نیستم بلکه فرقانی هستم .)
2-برای اینکه بحث جمع شود شما یکبار دیگر سوال خودرا بنویسید(عزیز من من پرسشم از شما چه بود ؟)
3-از ارسال مطالب شما ممنونم همه را هم خواندم اما باز سوال مرا پاسخ ندادیدالبته بعنوان یک بابی یا بیانی(دلیل بابیت ادعای باب)

لطفا خواهشمندم بجای تطویل مطلب کوتاه سوال خودرابنویسیدو پاسخ مرا هم بنویسید ممنونم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۰۷, ۱۶/شهریور/۹۵
شماره ارسال: #23
آواتار
(۱۶/شهریور/۹۵ ۷:۰۷)aliabad نوشته است:  بنام خدا
سلام صبح دوست عزیزم بخیر
1-بنده شمارا متهم به چیزی نکردم بلکه فرض من براین بود که شما بجای بابی یا بیانی سخن میگوئید که عملا نتوانستید پاسخ دهید بعبارتی آنها نتوانستند پاسخ دهند (عزیزم من بیانی و ایقانی نیستم بلکه فرقانی هستم .)
2-برای اینکه بحث جمع شود شما یکبار دیگر سوال خودرا بنویسید(عزیز من من پرسشم از شما چه بود ؟)
3-از ارسال مطالب شما ممنونم همه را هم خواندم اما باز سوال مرا پاسخ ندادیدالبته بعنوان یک بابی یا بیانی(دلیل بابیت ادعای باب)

لطفا خواهشمندم بجای تطویل مطلب کوتاه سوال خودرابنویسیدو پاسخ مرا هم بنویسید ممنونم
Blushسلام
فرضیات رو بزارین کنار وقتی قطعیات وجود داره . کار شما مثل کسایی هست که به متشابهات میچسبین و محکمات رو با متشابهات میسنجین . Smile باب ادعای بابیت کرد چون طبق نظر شیخیه میتونست چنین ادعایی بکنه ، یه مطالعه کنین تو نظرات رکن رابع ایمان و مباحثی که بشارت داده شده بوده سید کاظم رشتی وشیخ احسایی به شاگردانش ، و بعدشم الان من اینو بگم بازم میگین که بیانیها و ..... پاسخ نمیدن . عزیزم باب خودش میگه من این تفسیر رو که تفسیر سوره یوسف هست ( همون قیوم الاسما ) دلیلی بر بابیت اون هست رو میگه از سمت امام اوردم و اون مطالب قبل رو بخون متوجه میشی که چه دلایلی میارن برای باب بودن باب ، در کنار اون تا پیش از توبه اولیه خودش از بابیت خودش ( البته اینها رو باید دوستان بابیه پاسخ بدن نه من ) اگه میل داشتین از دوستان بابی خود بپرسین و برات توضیح بدن ولی اگه خواستین براتون میگم ، ولی فعلا توضیح اضافه نمیدم .صحیفه عدلیه رو بخونی خیلی چیزا دست میاد ، همینطور تفسیر سوره یوسف.
سوال شما جوابش تو همون پستی هست که اعلام کردم ولی مثل اینکه خلاف گفته خودتون که میگین میخونین عمل میکنین .
درباره سوال و یا فرض شما و یا بهتر بگم طبق عقیده اون دوستان بیانی شما ، که میگن امام زمان فوت شده اینها بر اساس کدوم نظر چنین چیزی میگن؟ حال اینکه اونهمه مدرک دادم به عنوان یک شیعه اثنی عشری که به زنده بودن و طول عمر امام خودم اعتقاد دارم و به عنوان یک منتظر حداقل اسمی ، منتظر ظهور قائم هستم .
اگه مطلب جدید دارین بفرمایین .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۲۱, ۱۶/شهریور/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/شهریور/۹۵ ۱۸:۴۱ توسط aliabad.)
شماره ارسال: #24

بنام خدا
سلام برشما ممنونم
در مورد سوال اول که روشن شد قبلا پاسخ دادم برخی چنین باوری دارند و پاسخی هم ندارند پس موضوع تمام شد .بگذریم
در مورد پرسش بنده هنوز پاسخ درستی نگرفته ام .ایشان مدعی بابیت بودند .چه کسی باید ایشان را تائید کند ؟ امام زمان یا یک فرقه وآدمهائی مانند کاظم رشتی و شیخ حسن احسائی ؟ اینها چه کسانی هستند؟ بروباه گفتند شاهدت کیست؟ گفت دمم
آیا برای اثبات بابیت گواهی چند نفر که معلوم نیست مال کدام سرزمینی هستند؟ کافی است؟ آیا ما نواب امام زمان را اینگونه پذیرفتیم؟ خیر آنان باید دلیل محکمی از امام زمان یا روایتی محکم از رسول الله بیاورند . ابتدا باید برادری خودش را ثابت کند سپس ادعای میراث کند. شما اگر دلیلی محکم دارید بنویسید والا روش من تا اینجا بدون ایراد است موفق باشید.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۴:۲۶, ۱۶/شهریور/۹۵
شماره ارسال: #25
آواتار
(۱۶/شهریور/۹۵ ۱۳:۲۱)aliabad نوشته است:  بنام خدا
سلام برشما ممنونم
در مورد سوال اول که روشن شد قبلا پاسخ دادم برخی چنین باوری دارند و پاسخی هم ندارند پس موضوع تمام شد .بگذریم
در مورد پرسش بنده هنوز پاسخ درستی نگرفته ام .ایشان مدعی بابیت بودند .چه کسی باید ایشان را تائید کند ؟ امام زمان یا یک فرقه وآدمهائی مانند کاظم رشتی و شیخ حسن احسائی ؟ اینها چه خرانی هستند؟ بروباه گفتند شاهدت کیست؟ گفت دمم
آیا برای اثبات بابیت گواهی چند نفر که معلوم نیست مال کدام جهنم دره ای هستند؟ کافی است؟ آیا ما نواب امام زمان را اینگونه پذیرفتیم؟ خیر آنان باید دلیل محکمی از امام زمان یا روایتی محکم از رسول الله بیاورند . ابتدا باید برادری خودش را ثابت کند سپس ادعای میراث کند. شما اگر دلیلی محکم دارید بنویسید والا روش من تا اینجا بدون ایراد است موفق باشید.

عزیزم من میگم شما دقت نمیکنی . اون هایی که گفتم رو دلیلی برای این اوردم که اون بیانی ها چنین مبانی رو پذیرفتن ، شما باید به اونها بگی البته با الفاظی صحیح تر نه با بکاربردن جملاتی که در شان یک اهل منطق نیست . البته میتونین بگین ولی انتظار اینم داشته باشن که شما رو هم بی نصیب نکنن.Blush
طرف حساب شما بیانی ها نیستنا ، چون بهاییت هم یجایی میزنه میگه باب اومد که بگه هرچی دارم و ندارم و هرچی گفتم فقط بشارت بود برای حسین علی نوری .... وگرنه خود بهالله و عبدالبها و ... چنان بابیها رو کوبیدن و کشتار کردن که بماند. اگه میخوا یبهاییت رو بزنی باید شیخیه رو بزنی بعد باب رو . این همون یه خطی که هربار تکرار میکنم با الفاظ دیگه ولی شما دقت نمیکنی و من میگم دقت کن برای همینه .
بعدشم اینا برای ادعای های خودشون از دلیل تقریر استفاده میکنن که بحثش بسیار شیرین و جالبه که یکم قبلترها دربارش گفتم و الان مناسب نمیبینم توضیحش رو .
سید کاظم و دارو دستش که قبل ادعای باب مردن پس چطور میخوان شهادت بدن؟Huh دقت کنین. باید برید یقه اون حروف حی رو بگیرین که اومدن و پرو بال دادن به بابBig Grin
کد PHP:
[size=small]1.ملاحسين بشرويه اي
2.ميرزا محمد حسن بشرويه اي
3.ميرزا محمد باقر بشرويه اي  
4.ملا علي بسطامي
5.ملا خدابخش قوچاني
6.ملا حسن بجستاني  
[color=#FF0000]همان کسی است که  بعلت تمجيد هاي بيجاي باب از بابيت رويگردان شد[/color]
7.سيد حسين يزدي
8.ميرزا محمد روضه خوان يزدي
9 سعيد هندي 
10.ملا محمود خوئي
11.ملاجليل  ارومي
12.ملاابدال مراغه اي
13.ملا باقر تبريزي
14.ملا يوسف اردبيلي
15.ميرزا هادي قزويني  
16.ميرزا محمد علي قزويني 
17.ملامحمد   علي بار فروشي ملقب به قدوس  
 18. طاهره قره العين قزويني
[/size
دیگه اینها رو شما مورد عنایت قرار بدین که چرا فلان شدن و باب رو قبول کردن.Wink بیشتر از همه باید به بشرویه گیر بدینکه شب 5 جمادی این ادعا رو قبول کرد.Big Grin
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۴:۵۳, ۱۶/شهریور/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/شهریور/۹۵ ۱۴:۵۶ توسط aliabad.)
شماره ارسال: #26

بنام خدا
باسلام وتشکر
معلوم شد آنان دلیلی محکم مانند یک روایت ازمعصومین که مقبول آنان نیز هست ندارند وتنها گواهی عده ای درکار است .مجددا عرض میکنم شاهد روباه دمش بود پس دلیلی ندارند یعنی یک بیانی دربرابر این پرسش من ساکت میشود ویا فرار میکند .بهائی ها پله بعدی هستند که اول باید این مرحله درست طی شود تا نوبت آنان شود .همین ممنونم وزحمت کشیدید که این همه مطلب را آوردید موفق باشید
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۱۴, ۱۶/شهریور/۹۵
شماره ارسال: #27
آواتار
(۱۶/شهریور/۹۵ ۱۴:۵۳)aliabad نوشته است:  بنام خدا
باسلام وتشکر
معلوم شد آنان دلیلی محکم مانند یک روایت ازمعصومین که مقبول آنان نیز هست ندارند وتنها گواهی عده ای درکار است .مجددا عرض میکنم شاهد روباه دمش بود پس دلیلی ندارند یعنی یک بیانی دربرابر این پرسش من ساکت میشود ویا فرار میکند .بهائی ها پله بعدی هستند که اول باید این مرحله درست طی شود تا نوبت آنان شود .همین ممنونم وزحمت کشیدید که این همه مطلب را آوردید موفق باشید

سلام علی اباد گرامی
خو اینا دست میرسونن به احادیثی که بگن اون موعود منم و ... اگه میل داشتین اونها رو چندتایی لیست کنم البته میگم اگه میل داشتین وگرنه گفتنش اثر سو داره .
یه نمونه براتون میارم ، حدیث سنه ستین هست که بها ازش کمک گرفته البته با تقطیع . این حدیث تو کتاب بحار هست .
هچینم فکر نکن گرامی که سامت بشه برات دلیل میاره اما من که بیانی نیستم بگم چیا میره Wink
حداقل این چند صفحه موجب شد که مطالب شما با مستنداتی همراه بشه برای استفاده دوستان . من از چنین مباحث در سایر فرق و ادیان استقبال میکنم و میلش هست به این گفت و شنود ها .فقط ایکاش دوستان بیانی و بهایی بیان و نظرشون رو بگن .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میثم2
۱۶:۳۷, ۱۶/شهریور/۹۵
شماره ارسال: #28

بنام خدا
سلام وتشکر
هنوز نوبت بها ء الله نرسیده است .ادعا از علی محمد شیرازی است .ایشان باید دلیل بیاورند نه اینکه چند سال بعد بهاء دلیل بتراشد (البینه علی المدعی) معذلک بد نیست همان روایت را دقیق بنویسید تا بررسی شود ممنون
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۷:۲۶, ۱۶/شهریور/۹۵
شماره ارسال: #29
آواتار
(۱۶/شهریور/۹۵ ۱۶:۳۷)aliabad نوشته است:  بنام خدا
سلام وتشکر
هنوز نوبت بها ء الله نرسیده است .ادعا از علی محمد شیرازی است .ایشان باید دلیل بیاورند نه اینکه چند سال بعد بهاء دلیل بتراشد (البینه علی المدعی) معذلک بد نیست همان روایت را دقیق بنویسید تا بررسی شود ممنون

سلام مجدد
بهاالله تو کتاب ایقان خودش که کتاب مثلا استدلالی هست دلیلی میاره دیگه . حالا چ دلایلی دیگه باید ایقان خوناش و مفسیرین بیان و جواب بدن.
کلامی که بها اورده اینه : ... سئل عن الصادق (علیه السلام): فکیف یا مولای فی ظهوره؟ فقال (علیه السلام): فی سنه الستین یظهره امره و یعلو ذکره
این متن ایقان هست.
1287 نوشته شده بر پاسخ به دایی باب . که دلیل خواست برای مطالبی که باب مطرح کرده بود.1268 هم خود بها مبعوث شده تو نگاه بهاییا.Angel اینو گفتم ضمیمه داشته باشینBlush
کد قالب بندی شده:
نقل از کتاب ایقان :
                                                                                                                                                حال اعراض خلق را از جمال الهی و اقبالشان را به هوای
نفسانی ملاحظه فرمائيد.  با همه اين آيات متقنه و اشارات
محکمه که در ثقل اکبر که وديعه ربّانيّه است در بين عباد و
  
ص ۱۶۸
اين احاديث واضحه که اصرح از بيان و تبيان است، از همه
غافل و معرض شده‏اند و چند حديث که به ادراک خود مطابق
نيافته‏اند و معنی آن را ادراک ننموده‏اند متمسّک به ظاهر آنها
شده و از سلسال خمر ذی الجلال و زلال بی زوال جمال لايزال
    ٢٨١محروم و مأيوس مانده‏اند.  ملاحظه فرمائيد که در اخبار،
سنه ظهور آن هويّه نور را هم ذکر فرموده‏اند مع ذلک شاعر
نشده‏اند و در نَفَسی از هوای نفس منقطع نگشته‏اند. [color=#FF0000] فِی
حَديثِ المُفَضَّل "سَئَلَ عن الصّادق فَکيفَ يا مولايَ فی ظُهورِهِ؟
فَقال عَلَيه السّلامُ :  فی سَنَةِ السّتّينِ يَظهَرُ اَمرُه و يعلُو ذکره."[/color]
       ٢٨٢باری، تحيّر است از اين عباد که چگونه با اين اشارات
واضحه لائحه از حقّ احتراز نموده‏اند.  مثلاً ذکر حزن و سجن
و ابتلاء که بر آن خلاصه فطرت الهی وارد شد در اخبار قبل
ذکر شده.  [color=#C71585]فِی البِحار :  "إنَّ فی قائِمِنا اَربَعَ علاماتٍ من اَرْبَعَةِ نَبيٍّ
مُوسی و عيسی و يُوسُفَ وَ مُحَمَّدٍ.  امّا العَلامَةُ مِن موسيَ الخَوفُ
و الانتظار.  وَ اَمّا العَلامَةُ مِن عيسی ما قالُوا فی حَقِّهِ.  و
العَلامَةُ مِن يُوسُفَ السِّجنُ وَ التَّقيَّةُ.  وَ العَلامَةُ مِن
مُحَمَّدٍ يَظْهَرُ بِآثارٍ  مِثلِ القرآنِ.  "[/color] با اين حديث به اين محکمی که
جميع امورات را مطابق آنچه واقع شده ذکر فرموده‏اند مع ذلک احدی متنبّه نشده و
گمان ندارم که بعد هم متنبّه شوند[color=#FF0000] إلّا مَن شاءَ رَبُّکَ.  إنَّ اللّهَ مُسمعُ
مَن يَشاءُ و ما اَنَا بِمُسمعِ مَن فِی القُبور.[/color]
  
ص ۱۶۹
و بر آن جناب معلوم بوده که اطيار هويّه و حمامات ازليّه را          ٢٨٣
دو بيان است.  بيانی بر حسب ظاهر، بی رمز و نقاب و
حجاب فرموده و می فرمايند تا سراجی باشد هدايت کننده و
نوری راه نماينده، تا سالکين را به معارج قدس رساند و طالبين
را به بساط انس کشاند چنانچه مذکور شد از روايات
مکشوفه و آيات واضحه.  و بياناتی با حجاب و ستر فرموده و
می فرمايند تا مُغلّين آنچه در قلب پنهان نموده‏اند ظاهر شود و
حقايقشان باهر گردد.  اين است که صادق بن محمّد
می فرمايد:  "واللّهِ لَيُمَحَّصُنَّ وَاللّهِ لَيُغَربَلُنَّ." اين است ميزان
الهی و محک صمدانی که عباد خود را به آن امتحان می فرمايد.
و احدی پی به معانی اين بيانات نبرد مگر قلوب مطمئنّه و
نفوس مرضيّه و افئده مجرّده.  و مقصود در امثال اين گونه
بيانات، معانی ظاهريّه که مردم ادراک می نمايند نبوده و
نيست.  اين است که می فرمايد:  "لِکُلِّ عِلمٍ سَبعُونَ وَجهاً وَ
لَيسَ بَينَ النّاسِ إلّا واحِدٌ و إذا قامَ القائمُ يَبُثُّ باقِی الوُجُوه
بَينَ النّاسِ." و اَيضاً قالَ:  "نَحنُ نَتَکَلَّمُ بِکَلِمَةٍ و نُريدُ مِنها
إحدی وَسَبعينَ وَجهاً وَلَنا لِکُلِّ مِنهَا المَخرَجُ." باری، ذکر          ٤٨٢
اين مراتب برای آن است که از بعضی روايات و بيانات که در
عالم ملک آثار آن ظاهر نشده مضطرب نشوند و حمل بر عدم
ادراک خود نمايند نه بر عدم ظهور معانی حديث زيرا که نزد

ص٠١٧
        آن عباد معلوم نيست که مقصود أئمّه دين چه بود چنانچه از
        حديث مستفاد می شود.  پس بايد عباد به اين گونه عبارات،
         خود را از فيوضات ممنوع نسازند و از اهلش سؤال نمايند تا
    ٢٨٥اسرار مستوره، بلا حجاب ظاهر و واضح شود.  و ليکن احدی از
         اهل ارض مشاهده نمی شود که طالب حقّ باشد تا آنکه در
        مسائل غامضه رجوع به مظاهر احديّه نمايد.  کلّ در ارض
    نسيان ساکن و به اهل بغی و طغيان متّبع.  وَلکنّ اللّهَ يَفعَلُ
  بِهِم کَما هُم يَعمَلون و يَنْساهم کما نَسَوا لِقائَه فی اَيّامِهِ وَ
  کَذلِکَ قُضِيَ عَلَی الَّذين کَفَرُوا و يُقضَی عَلَی الَّذين هُم کانوا
بِآياتِهِ يَجحَدُونَ.  وَ اَختِمُ القَولَ بقَولِه تعالی:  "وَ مَنْ يَعْشُ عن
ذِکْرِ الرَّحمَنِ  نُقَيِّضْ لَهُ شَيطَاناً فَهُوَ لَهُ قَرينٌ." ١  " وَ مَنْ
اَعرَضَ عَنْ ذِکْرِی فإنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْکاً."٢ و کذلک نزّل من قبل لو اَنتم  تَعقِلونَ.
  ٢٨٨-٢٨٩المنزولُ مِنَ البَاء وَ الهاء وَالسّلامُ عَلی مَن سَمِعَ نَغمَةَ
    ٢٩٠الوَرقاء فی سِدرَةِ المُنتَهی.  فَسُبحانَ رَبِّنا الاَعلی.  ١٥٢
-١             سوره زخرف، آيه  ٣٦     ٢ - سوره طه، آيه ١٢٤
علامه مجلسی در بحارالانوار این حدیث را اینگونه از امام صادق (علیه السلام) نقل می‌کند: «رُوِیَ فِی بَعْضِ مُؤَلَّفَاتِ أَصْحَابِنَا عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ حَمْدَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ وَ عَلِیِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْحَسَنِیِّ عَنْ أَبِی شُعَیْبٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَیْرٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ الْفُرَاتِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْمُفَضَّلِ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ سَأَلْتُ سَیِّدِیَ الصَّادِقَ ع هَلْ لِلْمَأْمُورِ الْمُنْتَظَرِ الْمَهْدِیِّ ع مِنْ وَقْتٍ مُوَقَّتٍ یَعْلَمُهُ النَّاسُ فَقَالَ حَاشَ لِلَّهِ أَنْ یُوَقِّتَ ظُهُورَهُ بِوَقْتٍ یَعْلَمُهُ شِیعَتُنَا قُلْتُ یَا سَیِّدِی وَ لِمَ ذَاکَ قَالَ لِأَنَّهُ هُوَ السَّاعَهُ الَّتِی قَالَ اللَّهُ تَعَالَى یَسْئَلُونَکَ عَنِ السَّاعَهِ أَیَّانَ مُرْساها قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ رَبِّی لا یُجَلِّیها لِوَقْتِها إِلَّا هُوَ ثَقُلَتْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ الْآیَهَ وَ هُوَ السَّاعَهُ الَّتِی قَالَ اللَّهُ تَعَالَى یَسْئَلُونَکَ عَنِ السَّاعَهِ أَیَّانَ مُرْساها وَ قَالَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَهِ وَ لَمْ یَقُلْ إِنَّهَا عِنْدَ أَحَدٍ وَ قَالَ فَهَلْ یَنْظُرُونَ إِلَّا السَّاعَهَ أَنْ تَأْتِیَهُمْ بَغْتَهً فَقَدْ جاءَ أَشْراطُها الْآیَهَ وَ قَالَ اقْتَرَبَتِ السَّاعَهُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ وَ قَالَ ما یُدْرِیکَ لَعَلَّ السَّاعَهَ تَکُونُ قَرِیباً یَسْتَعْجِلُ بِهَا الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِها وَ الَّذِینَ آمَنُوا مُشْفِقُونَ مِنْها وَ یَعْلَمُونَ أَنَّهَا الْحَقُّ أَلا إِنَّ الَّذِینَ یُمارُونَ فِی السَّاعَهِ لَفِی ضَلالٍ بَعِیدٍ قُلْتُ فَمَا مَعْنَى یُمَارُونَ قَالَ یَقُولُونَ مَتَى وُلِدَ وَ مَنْ رَأَى وَ أَیْنَ یَکُونُ وَ مَتَى یَظْهَرُ وَ کُلُّ ذَلِکَ اسْتِعْجَالًا لِأَمْرِ اللَّهِ وَ شَکّاً فِی قَضَائِهِ وَ دُخُولًا فِی قُدْرَتِهِ أُولَئِکَ الَّذِینَ خَسِرُوا الدُّنْیَا وَ إِنَّ لِلْکَافِرِینَ لَشَرَّ مَآبٍ قُلْتُ أَ فَلَا یُوَقَّتُ لَهُ وَقْتٌ فَقَالَ یَا مُفَضَّلُ لَا أُوَقِّتُ لَهُ وَقْتاً وَ لَا یُوَقَّتُ لَهُ وَقْتٌ إِنَّ مَنْ وَقَّتَ لِمَهْدِیِّنَا وَقْتاً فَقَدْ شَارَکَ اللَّهَ تَعَالَى فِی عِلْمِهِ وَ ادَّعَى أَنَّهُ ظَهَرَ عَلَى سِرِّهِ وَ مَا لِلَّهِ مِنْ سِرٍّ إِلَّا وَ قَدْ وَقَعَ إِلَى هَذَا الْخَلْقِ الْمَعْکُوسِ الضَّالِّ عَنِ اللَّهِ الرَّاغِبِ عَنْ أَوْلِیَاءِ اللَّهِ وَ مَا لِلَّهِ مِنْ خَبَرٍ إِلَّا وَ هُمْ أَخَصُّ بِهِ لِسِرِّهِ وَ هُوَ عِنْدَهُمْ وَ إِنَّمَا أَلْقَى اللَّهُ إِلَیْهِمْ لِیَکُونَ حُجَّهً عَلَیْهِمْ قَالَ الْمُفَضَّلُ یَا مَوْلَایَ فَکَیْفَ بَدْءُ ظُهُورِ الْمَهْدِیِّ ع وَ إِلَیْهِ التَّسْلِیمُ قَالَ ع یَا مُفَضَّلُ یَظْهَرُ فِی شُبْهَهٍ لِیَسْتَبِینَ فَیَعْلُو ذِکْرُهُ وَ یَظْهَرُ أَمْرُهُ وَ یُنَادَى بِاسْمِهِ وَ کُنْیَتِهِ وَ نَسَبِهِ وَ یَکْثُرُ ذَلِکَ عَلَى أَفْوَاهِ الْمُحِقِّینَ وَ الْمُبْطِلِینَ وَ الْمُوَافِقِینَ وَ الْمُخَالِفِینَ لِتَلْزَمَهُمُ الْحُجَّهُ بِمَعْرِفَتِهِمْ بِهِ عَلَى أَنَّهُ قَدْ قَصَصْنَا وَ دَلَلْنَا عَلَیْهِ وَ نَسَبْنَاهُ وَ سَمَّیْنَاهُ وَ کَنَیْنَاهُ وَ قُلْنَا سَمِیُّ جَدِّهِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ کَنِیُّهُ لِئَلَّا یَقُولَ النَّاسُ مَا عَرَفْنَا لَهُ اسْماً وَ لَا کُنْیَهً وَ لَا نَسَباً وَ اللَّهِ لَیَتَحَقَّقُ الْإِیضَاحُ بِهِ وَ بِاسْمِهِ وَ نَسَبِهِ وَ کُنْیَتِهِ عَلَى أَلْسِنَتِهِمْ حَتَّى لَیُسَمِّیهِ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ کُلُّ ذَلِکَ لِلُزُومِ الْحُجَّهِ عَلَیْهِمْ ثُمَّ یُظْهِرُهُ اللَّهُ کَمَا وَعَدَ بِهِ جَدُّهُ ص فِی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ قَالَ الْمُفَضَّلُ یَا مَوْلَایَ فَمَا تَأْوِیلُ قَوْلِهِ تَعَالَى لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ قَالَ ع هُوَ قَوْلُهُ تَعَالَى وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَکُونَ فِتْنَهٌ وَ یَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ لِلَّهِ فَوَ اللَّهِ یَا مُفَضَّلُ لَیُرْفَعُ عَنِ الْمِلَلِ وَ الْأَدْیَانِ الِاخْتِلَافُ وَ یَکُونُ الدِّینُ کُلُّهُ وَاحِداً کَمَا قَالَ جَلَّ ذِکْرُهُ إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ وَ قَالَ اللَّهُ وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دِیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَهِ مِنَ الْخاسِرِینَ…»(۳)

یعنی تقطیع شدن مطلب رو ببنینمتن رو اوردم که متوجه تقلب حسین علی نوری بشین.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۸:۳۴, ۱۶/شهریور/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/شهریور/۹۵ ۱۸:۵۱ توسط aliabad.)
شماره ارسال: #30

بنام خدا
باسلام وتشکر فرض بنده اینستکه یک بیانی برای من دلیل بابیت حضرت باب را این سند قرار داده است یعنی روایتی از امام صادق دربحارالانوار.
1- بنده چند بار این روایت را مرور کردم هرگز اشارتی به بابیت نشده است و مساله مهم دراین روایت بحث از زمان ظهور مهدی است که اساسا قابل توقیت نیست وباب در ابتدا ادعای مهدویت نداشت بلکه بابیت را مطرح کرد .بنابراین عبارت(فی سنه الستین یظهره امره و یعلو ذکره)اولا در روایت نیست ثانیا توقیت ظهور خلاف این روایت است که بکرات امام آنرا رد میکند وبخدا محول مینماید
2- اگر باب برای ادعای خود درزمان خودش این روایت را میگفت باز نکته ای بود نه اینکه در کتاب ایقان که هنوز رسالت صاحب آن اثبات نشده آورده شود ودلیل ادعای چند سال قبل آن قرار گیرد
3- نکته باریکتر ازمو اینستکه باب ادعای بابیت کرده وصاحب باب یعنی امام زمان باید مجوز ایشان را بدهد .به امام صادق چه ارتباطی دارد که برای آینده نماینده امام زمان نظر دهند واین خود بهتریت گواه بر پوشالی بودن دلیل است.مگر در مورد نواب اربعه چنین نکردند؟
در نتیجه اگر فردی بیانی چنین دلیلی را بیاورد صددرصد مردود است وباید برود دلیل دیگری را بیاورد تا بنده بپذیرم موفق وموید باشید
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا