کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دغدغه های سیاسی و ....روزانهء انقلابیون ،دلواپس و بیسواد ..
۸:۴۷, ۶/مهر/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/مهر/۹۵ ۱۳:۲۶ توسط vahrakan.)
شماره ارسال: #1
آواتار
[تصویر: photo293057060855198907.jpg]
زندگی به دو سبک!
به سبک ضرب المثل؛ چراغی که به خانه رواست بر مسجد حرام است؛

بیشتر کسایی که این ضرب المثل دستاویزشون شده تمامیت خواه شدن
طوری عمل میکنن که گویا کل چراغ های عالم باید در خونه ایشون روشن باشه!
با درآمد میلیاردی یارانه چهل هزاری میگیره هنوز چون معتقده چراغی که به خانه رواست بر مسجد حرام است!
تو آپارتمانش چون کنتور آب مشترک دارن تا دلت بخواد آب اسراف میکنه و با افتخار به اهل خانوادش میگه ما استفاده نکنیم بقیه استفاده کنن؟
چراغی که به خانه رواست بر مسجد حرام است!
.
دو تا خونه داره ولی به اسم بچه هاشم مسکن مهر ثبت نام کرده! ازش میپرسی تو که شانت اجازه نمیده مسکن مهر بری چرا میخوای بگیری؟
میگه من نگیرم بقیه بگیرن؟؟؟ چراغی که به خانه رواست بر مسجد حرام است!
.
هفت تا مغازه داره ولی به یه پسرش گفته بره وام بنگاه های زود بازده تولیدی بگیره و بزنه تو دلالی! نکنه یه وقت بقیه بگیرن بهش نرسه!
واسه اون یکی پسرش هم با پول و پارتی یه کار دولتی جور کرده! درسته حقوقش یک سوم وقتی نیست که کنار خودش تو مغازه کار میکرد ولی خوب چراغی که به خانه رواست بر مسجد حرام است!
پسر اون کار دولتی نداشته باشه همسایه بدبخت و باسواد و بیکارش بره سر کار؟؟؟؟
.
این دوستان وقتی کمک های نظامی از بودجه دفاعی رو به کشورهای خط مقدم در برابر دشمن میبینن باز یاد همین ضرب المثل میفتن!
.
چون اینا پولدارن و کلی خرج بیخود دارن و طبق منطق و دین باید اینا به فقرا کمک کنن ولی خوب اینا دوس ندارن از چراغ های خونه شون کم شه!!! حتی حاضرن چراغ خونه مرز نشین ها توسط داعش بترکه ولی کسی کاری به کار چراغ خونه اینها نداشته باشه!
سبک دوم زندگی؛
حضرت زهرا(سلام الله علیها) فرمود: ای فرزندم اول همسایه بعد اهل خانه؛
وقتی این سبک زندگی تو جامعه جاری شد نتیجش میشه اون پیر زن روستایی که کل داراییش یعنی یه مرغ رو آورده بود تقدیم جبهه ها کنه!
نتیجش میشه مردم اروپا که وقتی کمبود پنیر اومد،پنیرهای اضافه شونو میبردن پس بدن تا به بقیه هم برسه!
نتیجش میشه ترکیه که مردم وقتی دلار گرون میشه میبرن دلاراشونو میفروشن تا قیمتش بیاد پایین نه اینکه زن و بچه و پیر و جوون تو سرو کله هم بزنن و خونشونو بفروشن تا دلار بخرن!

سال دوهزارو دوازده تو ژاپن بیماری همه گیر پرندگان گوشتی شایع شد و کمبود شدید گوشت مرغ اومد!
اکثر مردم ژاپن یا مرغ سهمیه را یک در میان میگرفتن ویا انها که روزانه گرفتند نیمی از انرا به همسایه دادند!
پ.ن؛
اسلام عیبی نداره! ایراد از خودخواهی افراطی ماست!
.
معین_ثائر


[تصویر: photo293057060855198899.jpg]
سید_علی

خودمو جای شخص اول مملکت میذارم...

با این همه قدرت و اختیار پاپوش وصله دار میپوشیدم؟؟؟

پسرام با حقوق طلبگیشون زندگی میکردن؟؟؟

بابا یه شغل مناسب واسه بچه هام پیدا کردن که به جایی برنمیخوره!

با دشمنای دوست نمای منافقم چه برخوردی داشتم؟؟؟
یعنی پشت تریبون خودشونو و خانواده شونو رسوا نمیکردم؟؟؟

اصلا مگه ممکنه بیست و هفت سال تمام مسولیت و فشار مملکت روی دوشت باشه
بیست و هفت سال تمام شیاطین دنیا و جونورای ریز و درشتش آرزوی زمین زدنتو داشته باشن بعد وضع زندگیت با دوران طلبگیت فرقی نکنه؟؟؟
.
اصلا مگه ممکنه عده ای شعار مرگ بر تو رو سر بدن، مملکتو به بازی بگیرن بعد مورد لطفت قرار بگیرن و بهشون فرصت نفس کشیدن بدی، تازه روز به روز طلبکارتر شن که چرا محاکمه نمیشن؟؟؟
.
مگه ممکنه هر ننه قمری یه گوشی بگیره دستش ازت کاریکاتور بکشه، بهت توهین کنه ، به اصول مملکت توهین کنه و صد ها هزار ساده لوح تاییدش کنن ولی اتفاقی براشون نیفته؟؟؟
.
اصلا مگه ممکنه بیست و هفت سال استدلال های کودکانه یه عده خوشحال رو تحمل کنی که صب میگن چرا رهبری جلوی فسادو نمیگیره؟ چرا اقتصاد مملکتو درست نمیکنه؟ چرا جلوی فلانی و خانوادشو نمیگیره؟
و شب قبل خواب میگن که چرا رهبری دیکتاتوره و تو کار مسولا و دولت دخالت میکنه؟
.
واقعا چطور ممکنه اونقدر پاک زندگی کرد که آمریکایی ها بگن افشاگری دارایی های رهبران ایران فایده ای جز بی آبرویی دوستان آمریکا و محبوبیت رهبرش نداره؟؟؟

پ.ن؛
ترجیح میدم خودمو جای همچین شخصی ابدا نذارم
و تنها براش دعا کنم که سایه اش از سرمون کم نشه...
الحق که سید علی هستی
.
معین_ثائر
.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید

آغاز صفحه 5 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۸:۳۹, ۳/آبان/۹۵
شماره ارسال: #41

(۳/آبان/۹۵ ۱۴:۱۶)vahrakan نوشته است:  
[تصویر: photo293057060855199061.jpg]
محتویات ذهن باستان پرستان_اسلام ستیزان_مخالفان!
.
.
یکی از مزایایی که گوشی هوشمند برای دوستان ما داشت این بود که خیلی ها رو تاریخ شناس کرد که حتی به نقطه ای رسیدن که تاریخ شناسان قبلی و اساتید رو هم نفی و رد میکنن!

.
کل محتویات قسمت تاریخ شناسی مغز مبارکشون از سلسله ها و دوران تاریخی ایرانو هم میشه در اطلاعات پایین خلاصه کرد! .
نیا_ایلامی ؛
نمیدونم! مدارک مستدلی در دسترس نیس که بشه قضاوت کرد!واسه خیلی وقت پیشه!

.
عیلام؛
نمیشناسم! فک کنم یکی از استان های فعلی ایرانه!

.
مناییان:
اسم فامیلیه؟؟؟

.
مادها؛
چه انتظارهایی داریا!

.
سکاها؛
نوک زبونمه ها، الان میگم!

.
هخامنشیان؛
اصلا مگه کسی هست که خون آریایی تو رگ هاش باشه و اون دوران سراسر شکوه و عظمت رو نشناسه؟؟؟؟
تو اون دوران برده داری نداشتیم!
پادشاهان اون دوران به حقوق زنان احترام میذاشتن و فقط یه زن داشتن!
گفته شده تو اون دوران فساد و اختلاس نداشتیم!
اولین پارکینگ طبقاتی و اولین سینما هم واسه اون دوران بود!
پادشاهان اون دوران با قدرت های معنوی خودشون کشور های دیگه رو فتح میکردن و مردم مناطق دیگه جهان آرزوشون این بود که خونه زندگیشون توسط پادشاهان هخامنشی فتح شه!
کلی آثار باستانی و سند و کتیبه و اجسام دیگه هم از اون دوران باقی مونده که نشون میده چقدر خوب بودیم ما!
.
اشکانیان؛
اسمش آشناس! شاید اسم این سلسله بخاطر این بوده که دوران هخامنشیان زود تموم شده و مردم در فراغش زیاد اشک میریختن![/b]
.
ساسانیان؛
اطلاعات خاصی در دسترس نیست ولی میدونم اون دوران خیلی خوب بودیم و مسلمونای عرب بیابان نشین پاپتی اومدن و همه رو کشتن و به همه تجاوز کردن! دهها هزارسرباز ساسانی هم چون از خونریزی بدشون میومد از ایران دفاع نکردن! اینایی که میگن مردم و خیلی از سربازا خودشون پذیرای اسلام بودن هم وطن فروشن!

.
عباسیان:
حتما رگ و ریشه حسن عباسی به اینا برمیگرده!اونقده بدم میاد از این بیسواد!
.

صفاریان؛
اسم یه خواننده نیس؟
.

سامانیان:
حتما مردم تونستن ویرانی های حمله اعراب رو آباد کنن و اسمشو گذاشتن سامانیان
.

زیاریان؛
حتما عرب پرست بودن و اهل زیارت!
.
آل بویه_غزنویان_سلجوقیان_خوارزمشاهیان_ایلخانی
_تیموریان_قراقویونلوها ;

اینا رو خداییش معلممون درس نداده بود!
.

صفویان؛
اینا خیلی عرب پرست بودن! اصلا تشیع رو اینا درست کردن!دیروز تو تلگرام خوندم!
.

افشاریان:
فک کنم فرش افشار تو این سلسله بافته میشده!
زندیان
قاجاریان

.
پهلوی؛
اون دوتای قبلی رو بی خیال!
شکوه و عظمت ایران در دوره پهلوی رو عشق است!
.

معین_ثائر


داداش من و تو همدردیم ، تلگرام شده مرجع تمامی علوم ملت . بعد تازه بعضی ها تلگرام می خونن فکر میکنن دارن چه مطالعات عظیمی انجام میدن. قیافه هاشون شبیه پروفسور سمیعی میشه اونم وسط یه جراعی سخت.

ولی از اون ور گفتیم از این ور هم بگیم دیگه . یه امام زاده از دوره سلجوقیان نزدیک محل زندگی ما بالای یه کوهی بود. سالم هم بود نماشم مشکلی نداشت. میراث فرهنگی اومده آجر سه سانتی زده نماشو. توشم از حالت اصلیش درآورده.
عکس های 20 سال پیش تخت جمشید رو با عکس های الانش مقایسه کن. حاجی تاریخ ما رو دارن به یغما می برن. شهر سوخته وقتی کشف شد چه بلایی سرش اومد؟ دوتا سرباز نذاشتن بالا سرش که همشو چند شبه ندوزدند.
حالا تاریخ عیلامی با شکوه تر باشه یا هخامنشی چه فرقی داره . مثلا اگه الان یه آثر تاریخی از عیلامیان بود ازش درست محافظت می شد؟
اینکه دین ما شیعه هست و ما هم اعتقاد داریم اصلا هیچ دین و حکومتی باهاش قابل قیاس نیس هم جای خودش . اما زمانی که اعراب درفش کاویانی رو پاره کرده بودن و به مدینه اورده بودن و بعدش هم تیکه تیکه کردنشون حضرت علی ازشون انتقاد کرد و فرمود ، نباید به نماد یه ملت توهین بشه.(کتابشو یادم نیس ، اما رائفی پور هم تو یکی از سخنرانیاش گفت ) اما الان نگاه کن هیچی از تاریخ خوب ما نمیگن که هیچ . از کتاب های مدرسه که حذفش میکنن و از آثارشم محافظت نمی کنن خوب هر کس این وضعیت رو ببینه فک میکنه این حکومت با تاریخ ما سر لج داره و حالت دفاعی میگیره بعدشم این وضعیت پیش میاد.
یه دلیل هم که ملت اینقدر محو تلگرام شدن ، به خاطر اینه که اطلاعات درست به اندازه کافی بهشون نمی رسه.

امضای Unleashed
اگه من بخوام یه حیاط به اندازه دنیا رو جارو بزنم از زیر پاهای خودم شروع می کنم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۲۶, ۳/آبان/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۳/آبان/۹۵ ۲۲:۲۸ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #42

نقل قول:میگه الان همه این شکلی شدن! اصلا مگه مشکل مملکت ما یه_تارمو و حفره های شلوار منه؟؟؟
واقعا مشکل مردم ما الان مشکل موي بچه هاي ماست؟ خوب بچه ها دوست دارند شکل موهاشون را هر جوري که دوست دارند بزارن، به من و تو چه ربطي داره؟ من و تو بياييم به مشکل اساسي کشور برسيم... دولت بايد امنيت رواني ايجاد کنه... پشتيباني کنه از مردم... دولت خدمتگزار همس، چرا مردمو کوچيک مي کنيم؟ يعني مشکل مهم جووناي ما اينه که الا ن جوونا دوس دارن شکل موهاشون را چه جوري بزارن و دولت نمي زاره؟ شان دولت اينه؟ شان مردم اينه؟ اينه واقعا؟ مشکل ما مثلا اينه که فلا ن دختر ما فلان لباسو پوشيد؟ يعني مشکل کشور ما اينه؟ مشکل مردم ما اينه؟!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۴۵, ۴/آبان/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/آبان/۹۵ ۲۲:۵۰ توسط متفکر.)
شماره ارسال: #43
آواتار
(۳/آبان/۹۵ ۱۴:۱۶)vahrakan نوشته است:  
.

[b]صفویان؛
اینا خیلی عرب پرست بودن! اصلا تشیع رو اینا درست کردن!دیروز تو تلگرام خوندم!

توی یک سفر خارج از کشور بودم دیدم شبکه های ماهواره ای داعشی شبیه همین حرف ها رو درباره دوران صفویه روز و شب تکرار می کردند
یک شبکه مخصوصا برای این موضوع دارند

فقط این رو بدونید بغیر از جاسوس ها افراد چندانی میان مردم اینا رو باور نمی کنند اون هایی هم که احیانا دیدید تکرار می کنند شبیه افرادی از میان همان افراد چند هزار نفری هستند که سال 88 به کروبی رای داده بودند


ولی نکته جالبش همین جاست که چرا ملی گراها و داعشی ها و شیرازی ها و ... توی جاهای واضح همه با هم هم صدا می شوند؟

دغدغه من بی سواد همین هم صداییه همه این ها با هم توی قضیه سوریه هم همینجور یک صدا هستند درواقع داعشی ها ی ایران فتنه گران 88 خودشون رو براحتی لو میدن
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۹:۱۸, ۵/آبان/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/آبان/۹۵ ۱۰:۰۶ توسط vahrakan.)
شماره ارسال: #44
آواتار
يَا لَيْتَنِی كُنْتُ مَعَكُمْ فَأَفُوزَ فَوْزا عَظِيماً

ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﺗﮑﺎﻥ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﺗﺮﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺸﺮﯼ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺟﻤﻠﻪ ﯼ ﺯﯾﺮ ﺍﺯ امیر المؤمنین ﻋﻠﯽ ﺑﻦ ﺍﺑﻴﻄﺎﻟﺐ ‏( ﻉ ‏) ﺩﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﻋﺎﻫﺎی ﻧﻬﺞ‌ ﺍﻟﺒﻼﻏﻪ ﺍﺳﺖ ...

ﺍﻟﻠﻬﻢ ﺍﺟﻌﻞ نفسی ﺍﻭﻝ ﻛﺮﻳﻤﺔ ﺗﻨﺘﺰﻋﻬﺎ ﻣﻦ ﻛﺮﺍئمی

ﺧﺪﺍﯾﺎ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻦ ﮐﻪ ﺍﺯ ﭼﯿﺰﻫﺎﯼ ﺍﺭﺯﺷﻤﻨﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ، ﺟﺎﻧﻢ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻣﻦ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﯼ ...

ﻌﻨﯽ ﻧﮑﻨﺪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺟﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮﯼ، ﺍﻧﺼﺎﻓﻢ، ﺷﺮﻓﻢ، ﻋﺪﺍﻟﺘﻢ و ... از من ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺗﻔﺎﻟﻪ ﺍﯼ ﺷﺪﻩ ﺑﺎﺷﻢ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺟﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﯼ ...

ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﺷﺒﯿﻪ ﺟﻤﻠﻪ ﯼ ﻋﯿﺴﯽ ‏(ﻉ ‏) ﺍﺳﺖ، ﮐﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻧﻤﯽ ﺍﺭﺯﺩ ﮐﻪ
ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﯼ ﺍﻣﺎ ﺭﻭﺣﺖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺑﺪﻫﯽ ...


ﻣﺎ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﯾﻢ ﺗﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﻗﯿﻤﺖ ﻭ ﺍﺭﺯﺵ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﯿﻢ ؛ ﻧﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﻫﺮ ﻗﯿﻤﺘﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﯿﻢ ‏...

اللّهُمَّ اجْعَلْ عَواقِبَ امُورِنا خَیْراً

[تصویر: photo533186942912803053%20-%20Copy.jpg]

Huhشیخی شیرین سخن از «غاصبی» سخن گفت، که باغ شان را تصاحب کرده بود، اما با کمک «شیخ واقف»بیرونش کردند و درختانی در باغ کاشتند، تا ثمر دهد ؛ اما از آنجا که هزار و صد روز گذشت و آن درختان ثمر نداد ؛ عده ای کودک !!!!!!! به دنبال سیب و گلابی آمدند ، کسی گفت این میلیون ها کودک گدا و پرتوقع را چه به میوه ، طبیب گفته، میوه این درختان موجب تغییر مزاج کودکان خواهد شد و تا بزرگ و بزرگ زاده نشوند و تا پیری نرسند، آنها را نباید که دست شان به میوه برسد .
Dodgyبرخی با خوش بینی این جملات شیخ را متوجه غاصبان خارجی دانستند و برخی یادشان آمد، پیش از این هم یک بنده خدای دیگری لفظ «سلطان غاصب» را به کار برده بود؛ پس این غاصب اهل همین سرزمین است و ما هم به دلیل کثرت استعمال این دومی را باور کنیم عاقلانه تر است.
همین ابتدا معترفیم ، یادمان آمد این غاصب حقیقتا بدون اجازه حضرات به باغ شان آمده بود و ما اشتباه کردیم ؛ پذیرفتیم که قطار روی ریل اصلی آمده بود، که غاصب قطار از ریل بیرون برد نه به ریل آورد .

HuhHuhاما دو سوال درباره غاصب :

Huh اول چطور یک غاصب گداپرور به میلیون ها نفر چندرغازی داد تا به ازای افزایش قیمت های حامل های انرژی مدیریت منابع و مصارف کنند، اما بعداز آن غاصب ، رفراندومی برگزارشد و علیرغم تبلیغات گسترده و نظر کارشناسان و علما ، بیش از نود درصدجماعت، گدا بودن را انتخاب کرده و به گداپروری آن غاصب رای داده ان، ثبت نام کرده و گفتند ما گدا ، ما بی سواد، ما بی شناسنامه، حالا حقمان را بدهید .
[/b]
Huhاما همین جناب شیخ با نتایج این" رفراندوم" چه کرد ؟ نه تنها رقم را با توجه به افزایش هزینه های سه برابری آب و برق و گاز و بنزین و غیره افزایش نداد ، بلکه بخش زیادی را هم قطع کرد.

Huhدوم اینکه درخت مزخرف این غاصب سر پناه و سایه بان، میلیون ها نفر بی خانمان شد، اما تا از باغ بیرونش کردند، جماعت آوارگان جمع شده و با اشک و آه سرپناه شان را به عنوان یکی از میوه هایی که "سلطان غاصب" کاشته و فقط باید چیده و تحویل داده شود طلب می کنند.
Confusedاما دریغ از حتی یک سرپناه !! کودکان را چه به سرپناه ، کودکان را چه به میوه ، شاید به هنگام مرگ در ایام پیری قبری تحت عنوان مسکن اجتماعی تحویل شان شود .

[تصویر: photo532578462011291214.jpg]
قایقی خواهم ساخت !!

خواهم انداخت به دریای دل ^ اربابم ^

قایق از خشم پر است

و دل از نفرت تکفیری ها

قصه ی فهمیده

باز تکرار کنم ؟؟

نه دگر این بار دعوا

به سر سربند نیست

همه سربندها

نام یا فاطمه است ... نشود تکرار باز عاشورا

خیمه ها اینبار جایش امن است

علم عباس هم

دست نیکوی گل سرسبد فاطمه است

رهبرم خامنه ایست

رهبرم سید و اولاد علی است

رهبرم اخم کند

به خدا مادرتان داغ شما می بیند

:x:حاج همت رفته ؛ کاظمی دیگر نیست

پدر موشک ایران هم رفت

لیک از عالم غیب

باز با ما هستند ‌.‌‌..

حاج حیدر هم هست

سلیمانی هم هست

همه ی ما هستیم‌‌‌

کور خواندید اگر

باز هم فکر کنید

که علی تنهاست ... نامه های بیعت با مسلم

همه اش ایرانیست ...

همه با خون خود امضا کردیم

خاک پای پسر زهراییم ... باز دنیا انگار

تشنه ی خون شده است ...

هوس رویش لاله کرده

دور تا دور ضریح عباس

خون شیعه ز گرفتاری تن خسته شده

وقت آنست که آزاد شود از رگ ها


لینک دانلود


قابل توجه خود عمارپنداران که در دولت قبل


تحت تأثیر مکر عمروعاص انقلاب

ثمره قیام مردم علیه زرسالاران را به باد دادند


امضای vahrakan
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۱۲, ۶/آبان/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/آبان/۹۵ ۱۲:۱۶ توسط vahrakan.)
شماره ارسال: #45
آواتار



[تصویر: %D9%86%D9%82%D9%88%DB%8C%20%D8%AD%D8%B3%...7756741193]

ﻧﻘﻮﯼ ﺣﺴﯿﻨﯽ :[/b]


ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﺷﺪﻩ ﻧﯿﺰ ﻣﺸﮑﻮﮎ ﺑﻪ ﺩﻭﺗﺎﺑﻌﯿﺘﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﻇﺎﻫﺮﺍ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺍﻧﮕﻠﺴﺘﺎﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺗﻌﺠﺐ ﻣﯽﮐﻨﻢ ﺍﺯ ﺭﺋﯿﺲ ﺟﻤﻬﻮﺭ ﮐﻪ ﭼﻄﻮﺭ ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻭﺯﺍﺭﺕ ﻧﻈﺎﻡ ﺟﻤﻬﻮﺭﯼ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﺍﺵ ﺍﻧﮕﻠﯿﺲ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺍﺭﺩ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺩﺭ ﺟﻤﻬﻮﺭﯼ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﻣﯽﺑﯿﻨﯿﻢ .

ﺳﺨﻨﮕﻮﯼ ﮐﻤﯿﺴﯿﻮﻥ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﻣﻠﯽ ﻣﺠﻠﺲ ﮔﻔﺖ :

ﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﺷﺪﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﻭﺯﺍﺭﺕ ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﻘﺶ ﮐﻮﭼﮏ ﺑﻠﮑﻪ ﻧﻘﺶ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﻫﻢ ﺩﺭ ﻓﺘﻨﻪ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ، ﻗﻄﻌﺎ ﻣﺠﻠﺲ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺃﯼ ﻣﻨﻔﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺧﻂ ﻗﺮﻣﺰ ﻧﻈﺎﻡ ﻋﺒﻮﺭ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ .

ﺳﯿﺪ ﺣﺴﯿﻦ ﻧﻘﻮﯼ ﺣﺴﯿﻨﯽ ﻋﻀﻮ ﮐﻤﯿﺴﯿﻮﻥ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﻣﻠﯽ ﻭ ﺳﯿﺎﺳﺖ ﺧﺎﺭﺟﯽ ﻣﺠﻠﺲ ﺷﻮﺭﺍﯼ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺩﺭ ﮔﻔﺖ ﻭﮔﻮ ﺑﺎ ﺧﺒﺮﻧﮕﺎﺭ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺧﺒﺮﮔﺰﺍﺭﯼ ﺑﺴﯿﺞ ﺑﺎ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﻭﺯﺭﺍ ﺗﻮﺳﻂ ﺭﺋﯿﺲ ﺟﻤﻬﻮﺭ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﮐﺮﺩ :

ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﺭ ﮐﺎﺑﯿﻨﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﻄﺎﻟﺒﺎﺕ ﻣﺠﻠﺲ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻮﺩ

ﺍﻣﺎ ﻧﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻻﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺷﺪﻩ، ﺑﻠﮑﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩﻫﺎﯼ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﻭ ﺗﻮﻟﯿﺪﯼ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻣﯽﺍﻓﺘﺪ ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻣﻌﯿﺸﺖ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺎ ﻣﺸﮑﻞ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺎ ﺑﺤﺮﺍﻥ ﺍﺷﺘﻐﺎﻝ ﻣﻮﺍﺟﻪ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﻭ ﺭﮐﻮﺩ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﮐﻤﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﻭ ﻓﺴﺎﺩ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﺩﺭ ﺑﺎﻧﮏﻫﺎ ﺍﻋﺘﺒﺎﺭ ﺟﻤﻬﻮﺭﯼ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺭﺍ ﺧﺪﺷﻪ ﺩﺍﺭ ﻣﯽﮐﻨﺪ .

ﻧﻘﻮﯼ ﺣﺴﯿﻨﯽ ﺩﺭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﻄﻠﺐ ﺍﻓﺰﻭﺩ:

ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺁﻗﺎﯼ ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩﻫﺎﯾﯽ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺳﻔﺮﻩ_ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﻣﺸﮑﻞ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬﺍﺭ ﺩﺍﺧﻠﯽ ﺭﺍ ﺣﻞ ﻭ ﺑﺎ ﻓﺴﺎﺩﻫﺎﯼ ﺻﻮﺭﺕ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺩﺭ ﺑﺎﻧﮏﻫﺎ ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﻣﯽﮐﺮﺩ،

ﺍﻣﺎ ﺁﻗﺎﯼ ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻋﺎﺕ ﺑﯽﺗﻮﺟﻬﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺭﻭﯾﮑﺮﺩ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻭ ﮐﺎﺭﮐﺮﺩ_ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺎﺗﯽ ﺩﺭ ﻭﺯﺍﺭﺕ ﺧﺎﻧﻪﻫﺎﯾﯽ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﮐﺮﺩﻩ ﺗﺎ ﺩﺭ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﻬﺮﻩ ﺑﺮﺩﺍﺭﯼ ﮐﻨﺪ .

ﻭﯼ ﺑﺎ ﺑﯿﺎﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﻓﺮﺩ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﺷﺪﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﻭﺯﺭﺍﺕ ﺑﺎﯾﺴﺘﯽ ﺑﺎ ﺁﻥ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ ﺁﺷﻨﺎﯾﯽ ﻭ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﺎﻓﯽ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ ﮐﺎﺭ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﮔﻔﺖ :

به ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺁﻗﺎﯼ ﺩﺍﻧﺶ_ﺁﺷﺘﯿﺎﻧﯽ ﺗﺎ ﮐﻨﻮﻥ ﮐﺠﺎﯼ ﻭﺯﺍﺭﺕ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﻭ ﭘﺮﻭﺭﺵ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻭﺯﯾﺮ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﻭ ﭘﺮﻭﺭﺵ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯽﺷﻮﺩ ؟؟

ﯾﺎ ﺁﻗﺎﯼ ﺳﻠﻄﺎﻧﯽﻓﺮ ﻗﻬﺮﻣﺎﻥ ﮐﺪﺍﻡ ﺭﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﺭ ﮐﺪﺍﻡ ﺭﺷﺘﻪ ﻭﺭﺯﺵ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﮐﺠﺎﯼ ﻭﺯﺍﺭﺕ ﻭﺭﺯﺵ ﺗﺎ ﮐﻨﻮﻥ ﺑﻮﺩﻩ ؟؟


ﻭ ﯾﺎ ﺁﻗﺎﯼ ﺻﺎﻟﺤﯽ ﮐﺠﺎﯼ ﻭﺯﺍﺭﺕ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺍﺭﺷﺎﺩ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﻫﻨﺮﻣﻨﺪ ﮐﺪﺍﻡ ﺭﺷﺘﻪ ﻫﻨﺮﯼ ﺍﺳﺖ ؟؟

ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﻩ ﻣﺮﺩﻡ ﻭﺭﺍﻣﯿﻦ ﺩﺭ ﻣﺠﻠﺲ ﺗﺎﮐﯿﺪ ﮐﺮﺩ :

ﻣﺠﻠﺲ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺃﯼ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻪ ﻭﺯﺭﺍ ﻣﻌﯿﺎﺭ ﻭ ﻣﻼﮎ ﺩﺍﺭﺩ؛ ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻣﻌﯿﺎﺭﻫﺎ ﺳﻠﺒﯽ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﺭ ﺭﺃﺱ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍﯾﻦ ﻣﻌﯿﺎﺭﻫﺎ ﮐﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﺭﺩ ﺻﻼﺣﯿﺖ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻓﺘﻨﻪ 88 ﺍﺳﺖ؛

ﻓﺘﻨﻪ ﺧﻂ ﻗﺮﻣﺰ ﻧﻈﺎﻡ ﻭ ﻣﺠﻠﺲ ﻭ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﮔﺎﻥ ﻣﺠﻠﺲ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻓﮑﺮ ﻧﻤﯽﮐﻨﻢ ﻫﯿﭻ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﻩﺍﯼ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺧﻂ ﻗﺮﻣﺰ ﻧﻈﺎﻡ ﻣﻤﺎﺷﺎﺕ ﮐﻨﺪ ﻭ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺑﯿﺎﯾﺪ، ﻟﺬﺍ ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﮐﻪ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﺷﺪﻧﺪ، ﺍﮔﺮ ﮐﻮﭼﮑﺘﺮﯾﻦ ﺳﺎﺑﻘﻪﺍﯼ ﺩﺭ ﺟﺮﯾﺎﻥ ﻓﺘﻨﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﻘﺶ ﮐﻮﭼﮏ ﺑﻠﮑﻪ ﻧﻘﺶ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﻫﻢ ﺩﺭ ﻓﺘﻨﻪ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ، ﻗﻄﻌﺎ ﻣﺠﻠﺲ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺃﯼ ﻣﻨﻔﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺧﻂ ﻗﺮﻣﺰ ﻧﻈﺎﻡ ﻋﺒﻮﺭ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ




هفت یا هشت سالم بود ...!!

برای خرید میوه و سبزی به مغازه محل با سفارش مادرم رفتم ...

اون موقع مثل حالا نبود که بچه رو تا دانشگاه هم همراهی کنیم !!

پنج تومان پول داخل یه زنبیل پلاستیکی قرمز رنگ که تقریباً هم قد خودم بود با یه تکه کاغذ از لیست سفارش ...،

میوه و سبزی رو خریدم؛ کل مبلغ شد سه تومان و‌ پنج زار

دور از چشم مادرم مابقی پول رو دادم ...

یه کیک پنج زاری و یه نوشابه زرد کانادا درای از بقالی جنب میوه فروشی خریدم و روبروی میوه فروشی روی جدول نشستم و جای شما خالی نوش جان کردم ...

(عینهو سواحل مدیترانه و پلاژ خصوصی)

خانه که برگشتم، مادرم گفت : مابقی پولو چکار کردی؟؟

راستش؛ ترسیدم بگم چکار کردم، گفتم بقیه پولی نبود ...

مادرم چیزی نگفت، ولی زیر لب غرولندی کرد

منهم زیاد متوجه اعتراض او نشدم.

داشتم از کاری که کرده بودم و کسی متوجه نشده بود؛ احساس غرور می‌کردم؛ اما اضطراب نهفته ای آزارم می‌ داد.

پس فردا به اتفاق مادر به سبزی فروشی رفتم، اضطرابم بیشتر شده بود. که یک هو مادرم پرسید : اقای صبوری (رحمت خدا بر او باد)

میوه و سبزی گران شده ؟؟

آقای صبوری گفت : نه همشیره ...

مادرم گفت : پس بقیه پول رو چرا به بچه پس ندادی ؟؟

آقای صبوری که ظاهراً فیلم خوردن کیک و نوشابه من از جلو چشمش مرور می شد، با لبخندی زیبا رو به من کرد، گفت : آبجی فراموش کردم، ولی چشم طلبتون باشه...

دنیا روی سرم چرخ می ‌خورد، اگه حاجی لب باز می کرد و واقعیت رو می گفت، به خاطر دو گناه مجازات می شدم، یکی دروغ به مادرم یکی هم تهمت به حاج صبوری

مادر بیرون مغازه رفت، اما من داخل بودم.

حاجی رو به من کرد و گفت :

این دفعه مهمان من !!

ولی نمی دونم اگه تکرار بشه کسی مهمونت می کنه یا نه ؟؟

به خدا هنوزم بعد 44 سال لبخند و پندش یادم هست !!

بارها با خودم می گم این آدما کجان و چرا نیستن ...؟؟

چرا تعدادشون کم شده، آدمهایی از جنس بلور که نه كتاب های روان ‌شناسی کودک خونده بودن و نه مال زیادی داشتن که ببخشند ...


ولی تهمت رو به جان خریدن تا دلی پریشون نشه !!


استاد پرستویی

عاشق شدیم و ‌نظم جهان را به هم زدیم !!

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۹:۰۰, ۶/آبان/۹۵
شماره ارسال: #46
آواتار
░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░
♥.......•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•. ♥ .•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•.......♥

باغ دولت، گلابی دادنش اینقدرها هم بد نیست

دقیقاً همـان موقـع که سخنـگوی دولت داشت از برخورد با "نجومی بگیر ها" می گفت و همزمان
صفدر حسینی به عنوان ذخیره ی نظام نهایتاً با 50 میلیون فیش حقوقی داشت استعفا می داد،
یک رقم تاریخـی چنـدیـن هزار میلیاردی بودجه به بخش نظام سلامت به عنوان بزرگتریـن پروژه ی
دولت بـرای مـردم تزریـق شد تـا "وزیـر بهداشت میلیـاردر دولت آقای روحانی" طرح تحـول در نظام
سلامت را اجرا کنـد. طرحی که در یک گام، درآمد پزشکان متخـصصی که مـاهـانـه بعضاً دو برابر
صـفـدر حسیـنـی حقوق می گرفتنـد را خیـلی قانونی با دو و نیـم بـرابـر کردن تعرفه ها به 6 برابر
حــقــوق صـفـــدر حسـیـنـی رســانـد.
2 سال پیـش بخاطـر موج مثبتـی که با پروپاگاندای ابتدایی طرح تحول در رسانه ها راه افتاده بود،
از "رجانیوز" و "تسنیـم" تا "شـرق" و "اعتماد" و البـاقـی، جـزو حامیـان وزیـر به شمار می رفتند و
انتقادکنندگان از این طرح، بایکوت می شدند. ولی امروز با موج جدید افشای فیش هـای حقوقی
مانند ایـن فیـش حـقـوقـی 186 میـلیونی پـزشـک ارومیـه ای، معلوم شد چگونه در روزهـایی که

[تصویر: Imageccc01.jpg]

بخـش هــای زیــادی از کـشــور بـه دلـیـل مـشـکـل بـودجـه و نـقـدیـنـگـی تـعـطـیــل شده بـود،
یک قانـون گره خورده با منافع یک عده خاص با تزریق آنهمه بودجه چنـدهزار میلیـاردی، باغ دولت
را تبدیل به یکی از گلابی دهنده ترین باغ ها به یک عده معدود کرد. به جز طـرح تحـول، دولـت از
روز اول با تعطیلی طرح هایـی مثـل شبـنـم و ایـران کـد و کارت سوخـت گلابی هایـی بیشـمار و
درآمـدهـای نجـومـی هـم بیـن قاچـاقچـی هـا توزیـع کـرده که بمـانـد بـرای بعـد. لــذا بـاغ دولـت،
"گلابی دادنش" اینقدرها هم بد نیست✿✿✿✿✿✿✿✿✿☼✿

[تصویر: Mr_Vahid_Ashtari.jpg]

منبع: کانال تلگرامی آقای "وحید اشتری" – از فعالیـن دانشجویـی کشور (ارشـد دیپـلـمـاسـی)
.......•*¨`*•. .•*¨`*•. .•*¨`*•. .•*¨`*•.......
░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۵۳, ۶/آبان/۹۵
شماره ارسال: #47
آواتار


آلرژی!!!

.
خیلی از اطرافیانتون رو میبینید که تا اسم آخوند میاد آلرژی میگیرن!
.
مثل جوونی که با پورشه ش پشت چراغ قرمز وایساده و وقتی یه آخوند موتور سوار رو که میبینه از ته دلش میگه ببین دارن مملکتو میخورن!
.
یا پیرمردی که پنج کیلو گوشت از قصابی گرفته و وقتی یه آخوند یه کیلو گوشت آبگوشتی میگیره شروع میکنه به وزوز زیر زبونی و بعدش غیبت و ستایش دوران پهلوی!
.

ولی...
.
چند تا از آخوندای اطراف شما بد دهن و فحاشن؟؟؟
چند تا آخوند تا حالا دیدی از شیشه ماشین آشغال پرت کنه بیرون؟؟؟
تا حالا چن تا آخوندو دیدی سر چهار راه به ناموست تیکه بندازه و مزاحمش شه؟؟؟
خداییش سطح زندگی اکثر آخوندا از سطح زندگی متوسط مردم بالاتره یا پایین تر؟؟؟
چند تا از این آخوندا کم فروش ،دزد یا دلاله؟؟؟

.
......
.
.
آلرژی زمانی رخ میده که بدن یه عامل بی خطر رو به عنوان خطر تشخیص میده و چش بسته بهش حمله میکنه!!!

.
ما به اون دوستانی که مبتلا به این آلرژی هستن عوامل خطرناک واقعی جامعه رو معرفی میکنیم !!!
.
کسایی که وقتی پروفایل مجازی شونو که نگا کنی از صدر تا ذیل مملکتو به باد انتقاد میگیرن!
برا مجرمان سیاسی و امنیتی کشور اشک میریزن!
کسایی که میانگین سطح سوادشون شاید از متوسط جامعه پایین تر باشه!
کسایی که سالهاست مدعین با ساختن فیلم های کثیف از جامعه ایران دارن به ملت خدمت میکنن و تنها راه حل مشکلات اجتماعی تو بوق کردن قسمت های تاریک جامعه ست!
کسایی که یکی در میون سنین بالای چهل سالگی رو یا مجردی طی میکنن یا ...و همزمان مدعی حل مشکلات اجتماعین!
کسایی که نگران فقیر فقرایند ولی اکثرا روزی دو سه میلیون خرج تفریحاتشون میشه!
موقعی هم که پول گیر نیارن تعدادیشون میرن اونور آب لخت میشن تا استعدادهاشون نهفته نمونه!
کسایی که فروشنده و جدایی نادر از فلانی و شص کیلو آلبالو و امثالهم رو میسازن ولی کسی نیس یه فیلم در مورد قشر خودشون بسازه!

.
..
واقعا نمیدونم چه گناهی کردیم که آخوند تو این مملکت باید فحش بخوره!
اونم نه آخوند خانوم_باز معروف یا آخوند سوپر میلیاردر معروف!
ولی مسببان اصلی مشکلات اجتماعی جامعه صاحب منبر و بلندگو هستن اونم هاپو به بغل و دست در دست یار و برای مشکلات اجتماعی جامعه نسخه میپیچن!
.

.
پ.ن؛
مصاحبه خانوم حمزه بازیگر کتاب قانون و حرفهاش درباره وضعیت سازندگان فیلم هایی که میخوان وضع اجتماعی جامعه رو اصلاح کنن!!!

.

معین_ثائر
.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۱:۴۱, ۷/آبان/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/آبان/۹۵ ۱۱:۴۲ توسط faraz_223.)
شماره ارسال: #48
آواتار
ی جور دلسوز دیگه هم داریم !:
از آزادی هایی که محدود شده حکایت ها واسه تعریف کردن دارن!!
دلشون خونه از تفتیش عقایدی که تو مملکت هست!!!
اما تا یکی ی سفر زیارتی میره یا واسه کربلا و مکه اسم مینویسه صدای ناله شون در میاد که "واقعا وقتی این همه گشنه وبچه های کار تو مملکت داریم اون سفر زیارتی واجب بود ؟! -وطنم پاره تنم !!"
اونوقت خودشون سالی چندروز کلا تو ایران هستند و خبرشون زمانی رسانه ای میشه که تو ماه محرم یا رمضان ی هواپیما که به تایلند میرفته سقوط میکنه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۹:۱۷, ۷/آبان/۹۵
شماره ارسال: #49
آواتار
░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░
♥.......•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•. ♥ .•*¨`*•. ☆ .•*¨`*•.......♥

قالیباف، املاک نجومی و مواضع گفتمان سوز

اینکه شـب گذشتـه دادستـان کل کشور اصل تخلف در واگـذاری املاک در شهرداری تهران را تأیید
کـرد؛ نـکــتــه ی جـدیــد یا غافلگیـــرانــه ای نیـسـت.

مشـی مدیریتـی "محـمـدباقـر قالیباف" در 11 سـال گذشـتــه در تهران بسیار بدتـر از این است که
مصداق نقد او املاک نجومی باشد؛ او مدیری عمیقاً تکنـوکرات است که اگر در همـه این سال ها
"قبیـله گرایـی" در بیـن بخشـی از اصولگرایان حاکم نبود باید بواسطه ی "مواضع گفتـمان سوز" و
مدیـریـت پر از اشتبـاهش توسـط خـود اصولگرایان طرد میشد نه آنکه امروز تازه هزینـه ی مدیـریت
پرخطای او را اصولگرایان و نیروهای انقلابی تقبل کنند.

همچنان برایـم سؤال است کسـی که یک نمونه از نتیجه مدیریت شهری او املاک نجومی است؛
در سیاست خارجی مدل برجام را موفق میداند و مخالف طرح هولوکاست است، در فتنـه ی 88 تا
مدتـها سکـوت اختیـار کرد و در عرصه فرهنگ کارنامه نهادهای زیر نظرش در شهرداری تهران ثابـت
می کند کدام جـریـان را حمـایـت کرده است؛ با کدام معیار و اصولی باید عنوان اصولگرایی را یدک
بکشد تا هزینـه هـای آن را جـریـان انـقـلابـی بـدهـد؟✿✿✿✿✿✿✿✿✿☼✿

[تصویر: Mr_Amirhossein_Sabeti.jpg]

منبع: کانال تلگرامی آقای "امیرحسین ثابتی" – از فعالین دانشجویی کشور (دکترای علوم سیاسی)
.......•*¨`*•. .•*¨`*•. .•*¨`*•. .•*¨`*•.......
░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░♥░░
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۸:۲۳, ۸/آبان/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/آبان/۹۵ ۸:۳۶ توسط vahrakan.)
شماره ارسال: #50
آواتار
سلام
ما کلاس اول دبستان بودیم.‌
این اخوی مان که اکنون دو سال از ما بزرگتر هستند، بخاطر می آوریم که در آن زمان هم، دو سال از ما بزرگتر بودند.
در همه جا و در همه کار با هم بودیم .
عینهو دو تا شریک.یک روز دو نفری با هم رفتیم، نان بخریم.
نان در آن روزگار دانه ای دو قران یا شاید پنج قران بود
البته نه اینکه نان آن موقع مثل همه چیز این موقع، دو نرخی و یا چند نرخی باشد بلکه ما یادمان نیست.
خلاصه ! به سمت نانوایی می رفتیم که به یکباره اخوی هیجان زده گفتند : «پول، پول!».گفتیم:«کو،کجاست،کو پول؟!»


یک دو قرانی روی زمین توی خاک ها افتاده بود.
آن زمان مثل حالا نبود که تا توی دهن خلق الله را هم آسفالت کنند! -به سلامتی شما- خیابان ها و کوچه های اطراف خانه ی ما، همه خاکی بود.خلاصه ! اخوی دو زاری را برداشتند.

نان را خریدیم و به خانه برگشتیم. مرحومه مادر در زیرزمین مشغول طبخ غذا بودند.اخوی خوش خیال ما، نان را روی میز گذاشت و گفت : «اینم پیدا کردیم» و دو قرانی را به مادر نشان داد.مرحومه مادر پرسیدند : «از کجا؟!» اخوی گفت:«توی خیابون، روی زمین افتاده بود.
صاحب نداشت.» مادر گفتند : «مگر پول، بی صاحب میشه؟!
پول، روی زمین افتاده بود، تو هم برداشتیش؟!»


اخوی گفت : «بله برداشتم.» مادر گفتند :
«با کدوم دستت پول رو برداشتی؟!»
اخوی از همه جا بی خبر گفت : «با این دست!». آقا!
این دست داداش ما که بالا آمد -خدا بیامرزد رفتگان شما را
این مرحومه مادرمان مثل اینکه دزد گرفته باشند، جوری این مچ دست اخوی را در دست گرفتند گویی دزدی، در چنگ یک عدالتی گرفتار آمده که اصلا" عدالتش اهل پارتی بازی و سفارش و حق حساب نیست.


از ترس مجازات و سوز کیفر یک رعشه ای به تن ما اخوان افتاد، کانه هر دو به بیماری پارکینسون مادرزادی(!) مبتلا هستیم. مرحومه مادر این اخوی نگون بخت ما را همینطور که به سمت چراغ گاز می بردند، فرمایش می کردند :

«الان یک قاشق داغ می کنم، پشت دستت میذارم تا یادت بمونه پولی که مال تو نیست، بهش دست نزنی».

عزم مرحومه مادر برای مبارزه با هر گونه فساد اقتصادی (اعم از دانه ریز و یا دانه درشت آن) یک جزمی داشت، بیا و ببین ! چشم تان روز بد نبیند، مادر شعله چراغ گاز را که روشن کردند، این اخوی ما زد زیر گریه.مثل ابر بهار اشک می ریخت.

از همان فاصله چند متری ما هم سوزش آن داغ را زیر پوست مان حس کردیم و زدیم زیر گریه. محشر کبری (!) به پا شده بود.


با کم و زیادش حداقل پنجاه دفعه این اخوی ما هی گفت :
«غلط کردم مادر! مادر غلط کردم!»
بالاخره دل مادر به رحم آمد و گفتند :
«این دفعه اول و آخرت بود؟!»
اخوی هم به جمیع کائنات در عالم هستی، قسم یاد کرد که دفعه اول و آخرش باشد.
مادر دست اخوی را که رها کردند.
نگاه پر جذبه مادر به ما دوخته شد. قلب مان آمد توی دهن مان. فهمیدیم که به عنوان مشارکت یا معاونت در برداشتن دو زاری مردم، متهم ردیف دوم پرونده هستیم.


در کسری از ثانیه تجزیه تحلیل کردیم که باید به یک جایی پناه(!) برد. آن موقع امکانات نبود و ما نمی توانستیم به کانادا پناهنده شویم، پس هیچ جا بهتر از گوشه حیاط به ذهن مان نرسید.

مثل تیری که از چله‌کمان رها شده باشد، پله‌های زیرزمین را دو تا یکی کردیم. رفتیم داخل حیاط و -گلاب به رویتان- به مستراح گوشه‌حیاط پناهنده شدیم. در را هم از داخل به روی‌خودمان قفل کردیم.‌

صدای هر تپش قلب مان را دو بار می شنیدیم که صدای دومش مربوط به پژواک صدای قلب مان از دیوارهای مستراح بود . ‌مادر به پشت درب اقامتگاه (!) ما رسیدند و گفتند :‌
«بیا بیرون!» ولی ما فقط عاجزانه التماس می کردیم :
«غلط کردم مادر! مادر غلط کردم!».مرحومه مادر دریافتند با توجه به محل پناهندگی(!) ما، این «غلط کردم!» خیلی فراتر از یک «غلط کردم» معمولی است و حواشی زیادی بر آن مترتب است!


بالاخره با کلی عجز و لابه، مادر امان دادند.

اکنون ما از یک حبس خود خواسته مستراحی و یک کیفر داغ، رهایی جسته بودیم. ندایی از درون به ما نهیب زد که : «استثنائا" همین یک بار جستی ملخک!».

از آن زمان تا امروز بیش از چهل ‌و چهار سال می گذرد.

‌شما الان کل بودجه جاری و عمرانی ایالات متحده آمریکا را بسپار
به این اخوی ما . دور از جان ، اگر از گرسنگی بمیرد به پول دشمنش هم دست نمی زند.حالا گم شدن(!) این چند هزار میلیارد تومان پول
از صندوق ذخیره فرهنگیان هم ممکن است که دو حالت داشته باشد یا پول های گمشده را برادران(!) فکر کرده اند که بی‌صاحب(!) است .
و برداشته‌اند اما به مادرشان نگفته‌اند و یا پول را برداشته ...


و به مادرشان هم گفته‌اند ، اما ... مادر ایشان ،عزم جدی در مبارزه
با مفاسد اقتصادی نداشته‌اند!

وگرنه چند هزار میلیارد تومان پول به آن سنگینی که پا ندارد، تا برای خودش برود به راه رفتن و دوردور کردن!

[تصویر: photo532579089076518082%20-%20Copy.jpg]
ابراهیم پس از شهادت مظلومانه مختار_ثقفی با مصعب بیعت و در جنگ با مروانیان به طرز فجیعی کشته و سوزانده میشود.

ابراهیم مالک اشتر، جنگجوی دلاور و شجاعی بود که در بیعت با مختار به خونخواهی شهدای کربلا برخواست.[/b]


بیشتر افراد سپاه ابراهیم و مختار، ایرانی بودند.

پس از غلبه بر لشکر ابن زیاد و به هلاکت رسیدن او توسط ابراهیم و در نبود او ، شورشیان با تحریک مصعب بن زبیر به کوفه حمله کردند.

دراین بین، ابراهیم بارها نامه های مختار را دریافت کرد ، اما عمدا و به بهانه های مختلف از کمک به مختار سرپیچی کرد .

عده ای از مورخان علت این جدایی را دسیسه هایی از سوی لشکر مصعب میدانند و برخی هم تحریک های اطرافیان که مدام در گوش ابراهیم از برتری های او نسبت به مختار میخواندند ...

پس از شهادت غریبانه و مظلومانه مختار، مصعب بن زبیر از یک سو و عبدالملک مروان از سوی دیگر در ابراهیم طمع کردند تا او را که سرداری نام آور و مدیری دارای نفوذ بود، با خود همراه سازند؛

از این‌رو، مصعب نامه‌ای به ابراهیم نوشت، به او وعده داد در صورتی که حکومت ابن زبیر را بپذیرد، امارت مناطق شمالی عراق را به او می‌سپارد. نامه مشابهی نیز از سوی عبدالملک مروان - خلیفه اموی شام - به دست ابراهیم رسید.

سرانجام ابراهیم پس از مشورت با اطرافیان، با مصعب بیعت کرد ...
تا این که عبدالملک در سال ۷۱ یا ۷۲ قمری به مصعب حمله برد، و مصعب ابراهیم را برای مقابله با عبدالملک فراخواند که در نزدیک بغداد با هم رو به رو شدند.


در لحظات حساس جنگ، یکی از فرماندهان منسوب مصعب فرار کرد و عدّه زیادی را هم فراری داد. بدین ترتیب ابراهیم در محاصره افتاد. ناگهان با نیزه‌ها به طرف او هجوم بردند و او را که به شدت مقاومت می‌کرد، به قتل رساندند.

قاتل ابراهیم، سر او را جدا کرد و برای عبدالملک بردند و سپس غلامان «عبيدالله بن زياد» به سبب کینه‌ای که از ابراهیم داشتند، بدنش را با آتش سوزاندند .

مرقد او بین جاده قدیمی بغداد است. این قبر تا سامرّا ۸ فرسخ و تا دجله ۴ فرسخ فاصله دارد و مرقد او همان محل کشته‌شدن اوست که به قبر «شیخ ابراهیم» شهرت دارد.


ابن اثیر جزری، علی بن محمد، الكامل فی التاریخ، ج ‏4، ص 261 – 264، دار صادر، بیروت، 1385ق. _الكامل، ج ‏4؛

ماهیت_قیام_مختار
کل_یوم_عاشورا_و_کل_أرض_کربلا

اللهم_اجعل_عواقب_امورنا_خیرا
یالثارات_الحسین
بصیرت خیانت
تزویر نفوذ ولایت
.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا