کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
وزارت بهداشت چه می کند؟!!
۱۶:۲۶, ۲۰/آذر/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/آذر/۹۵ ۱۶:۳۸ توسط متفکر.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

وزارت بهداشت چه می کند؟

درمان شگفت انگیز پسر بچه نیوزلندی توسط طبیب ایرانی(حکیم حسین خیراندیش)

مبارزه شدیدی علیه طب سنتی را شروع کرده است. و استاد حسین خیر اندیش را به جرم بی جرمی به زندان می اندازد


نمک دریا را سرطان زا معرفی می کند و می گوید سعی کنید نمک مصرف نکنید !!!

ولی کاری به مواد نگهدارنده موجود در مواد غذایی ندارد.

کاری با هله هوله های فراوان موجود در بازار ندارد.

کاری با سموم و کودهای شیمیایی ندارد.

کاری با محصولات تراریخته ندارد.

کاری با پنیر پیتزا و کالباس و سوسیس و پیتزا ندارد


وزارت بهداشت دولت روحانی چه می کند؟

کلیپ بالا رو حتما مشاهده بفرمایید و خیلی گریه کنید که چنین دولتی برای شما تصمیم می گیرد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فرشته ی عذاب ، fazel ، قاتل مرگ

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۳:۳۳, ۲۷/آذر/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/آذر/۹۵ ۱۳:۰۹ توسط فرشته ی عذاب.)
شماره ارسال: #21

سلام
متشکرم از مطلب بسیار بسیار روشنگرانه .


خیلی خیلی حرف داره که دایی اون پسر در کلیپ در ثانیه ۴:۲۶ گفت :

If he is unable to operate in Iran, then it'll be terrible to waste his talent, and I'll be happy to invite him to establish an institute in New Zealand, that drills traditional medicine to doctors and practitioners in New Zealand.i

ترجمه: اگر اون عاجز از فعالیت در ایران هست، خیلی بد خواهد بود که استعدادش هدر بشه، و من خوشحال خواهم بود که به نیوزیلند دعوتش کنم تا مؤسسه‌ای در نیوزیلند تأسیس کنه که پزشکی سنتی رو به دکترها و متخصصین تعلیم بده.


این درسته که وظیفه ی وزارت بهداشت اینه که بخاطر سلامت مردم ، از صحت علم پزشکان پیش از اقدامشون به طبابت مطمئن بشه .
چیزی که غلطه ، اجرای وارونه ی این وظیفه در برخورد وزارت بهداشت با طب بسیار قوی ای هست که به لطف خدا وارثش شده ایم .


سؤال اول :
اگر یک شیاد کسی هست که بدون علم طبابت میکنه ، پس پزشکی که علم کافی برای درمان بیماری ای داشت که آخرین مرحله ی علم پیشرفته ترین مراکز پزشکی نوین دنیا از انجامش عاجز بودند ، توسط کدوم عقل سلیمی با یک شیاد اشتباه گرفته میشه ؟

سؤال دوم :
اگر یک شیاد کسی هست که به قصد سرکیسه کردن مردم طبابت میکنه ، پس پزشکی که دونست که این بیماری بشدت خاص و برای خانواده ی اون کودک بسیار رعب آور هست ، و از اومدنشون به ایران دونست که اون خانواده برای درمان این بیماری به هر دری زده اند (یعنی شرایطی که قطعاً هر شیادی نهایت سوءاستفاده رو از اون می برد) اما به سادگی و با صداقت درمان بسیار ساده ی اون بیماری رو در اختیار اون خانواده گذاشت ، توسط کدوم عقل سلیمی با یک شیاد اشتباه گرفته میشه ؟

سؤال سوم :
فردی که دلسوز سلامت مردم هست و میخواد از صحت شیوه های درمانی پزشکان پیش از درمان مطمئن بشه ، با مشاهده ی وقایع کلیپ فوق و موارد مشابهی که فراوان رخ داده ، و اطلاع یافتن از اینکه :
  • بیمار با پیروی از دستورات پزشکی نوین چند سال رنج کشید و با پیروی از دستورات طب اسلامی به لطف خدا سریعاً بهبود یافت ،
  • پزشکان پزشکی نوین پس از روند تشخیص بسیار بلند نتونستند علت بیماری رو تشخیص بدن ، و پزشک طب اسلامی با روند تشخیص بسیار کوتاه به لطف خدا تونست بطور صحیح بیماری رو تشخیص بده ،
  • پزشکان پزشکی نوین پس از ناتوانی در تشخیص ، تنها برطبق احتمالات اقدام به تجربه ی درمانهای مختلف روی بیمار می کردند ، و پزشک طب اسلامی اقدام به تجویز درمان از روی علم کرد ،
  • پزشکان پزشکی نوین پیشنهاد کارهای بشدت غیرطبیعی و تهاجمی مثل سوراخ کردن معده رو برای بیمار دادند و اگر مادر بیمار موافقت کرده بود انجام شده بود ، در مقابل درمان بسیار ساده و طبیعی و خدادادی توصیه شده توسط طب اسلامی ،
نسبت به شیوه های درمانی هرکدام از دو گروه پزشکان چه نظری پیدا میکنه ؟


سؤال چهارم :
فردی که دلسوز سلامت مردم هست ، با اطلاع پیدا کردن از موارد سؤال ۳ و دونستن اینکه :
  • مراکز پزشکی نوین در سطح کل جامعه گسترده شده اند و در حال اقدام به درمان مردم هستند ،
از هرکدام از دو گروه پزشکان چقدر احساس خطر میکنه ؟



هدف از سؤالات روشن فوق اینه که نشون بدیم که هرکس که قلب سلیمی داشته باشه و دلسوز سلامت مردم باشه و از سر هوای نفس حرف نزنه ، نه گمان به شیادی چنین پزشکی خواهد برد ، نه از خطرناک تلقی شدنش در جامعه ای که پزشکی نوین سرتاپای اون رو فراگرفته دفاع خواهد کرد ، و نه شکی خواهد داشت که هر قلب سلیم دیگر هم در مواجهه با چنین علمی ، برخوردی شاگرد مانند و متواضعانه برای یاد گرفتنش یا گسترشش به دیگر پزشکان برای بهره مندی هرچه بیشتر مردم خواهد داشت .


به خواست خدا برتری علم این حیکم بر علم برجسته ترین متخصصین ِ پیشرفته ترین مراکز پزشکی نوین به اثبات رسید .

تا به لطف و بخشش خدا بندگان حقیقت طلب راه حفظ سلامتی شون رو از راهی که در پزشکی نوین تجویز میشه بشناسند ، و کسانی که این نعمت رو ناسپاسی می کنند هم بر انکارشون افزوده بشه .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: متفکر
۱۳:۵۷, ۲۷/آذر/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/آذر/۹۵ ۱۴:۰۰ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #22

سلام
به نظرتون یک پزشک روزی چند نفر رو درمان می کنه؟ اگر فردی بیماری معده رو درمان کرد، آیا باید مجوز درمان سرطان هم بهش بدن؟

ایشون می تونند اقدام کنند و روشی که برای درمان سرطان دارند رو اثبات کنند. الآن رشته طب سنتی ایجاد شده و داره به صورت علمی روی این قضایا کار میشه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۸:۲۷, ۲۷/آذر/۹۵
شماره ارسال: #23
آواتار
(۲۵/آذر/۹۵ ۸:۵۷)truthfinder نوشته است:  باز هم بحث رو ساده تر کنیم.
کسی که بدون مجوز طبابت کنه خلاف کرده یا نه؟
یا مثال شییهش. کسی بدون گواهینامه رانندگی کنه خلاف کرده یا نه؟

بی قانونی تحت هیچ شرایطی درست نیست ، اما برای فهمیدن قانون باید به متن فانون مراجعه کرد ، نه اینکه خودمون چیزی رو که فکر میکنیم درسته به عنوان قانون حساب کنیم !

(۲۷/آذر/۹۵ ۱۳:۵۷)سعدی نوشته است:  سلام
به نظرتون یک پزشک روزی چند نفر رو درمان می کنه؟ اگر فردی بیماری معده رو درمان کرد، آیا باید مجوز درمان سرطان هم بهش بدن؟

ایشون می تونند اقدام کنند و روشی که برای درمان سرطان دارند رو اثبات کنند. الآن رشته طب سنتی ایجاد شده و داره به صورت علمی روی این قضایا کار میشه.

نکته اینجاست که منظور از روش علمی چی هست ! همه ی داستان اینه که روش طب نوین علمی نیست و بیشتر تجارت است . به همین خاطر هم بررسی و دیدن طب سنتی از کانال طب نوین کاملا مضحک به نظر میرسه ! اگه شما فکر میکنی طی نوین علم هست باید بتونی درستی نظرت رو به ما هم نشون بدی!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۵۳, ۲۷/آذر/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/آذر/۹۵ ۲۱:۲۰ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #24

نقل قول:اگه شما فکر میکنی طی نوین علم هست باید بتونی درستی نظرت رو به ما هم نشون بدی!
آقا عمار، پزشکی نوین تونسته مرگ و میر نوزادان رو کاهش بده، متوسط طول عمر رو افزایش بده، خیلی از بیماری هایی که زمانی کشته های زیادی می گرفتند الآن یا ریشه کن شده اند یا قابل درمان اند. کارایی روشهای درمانی هم بایستی اول آزمایش بشه و بعد اجازه ارائه به جامعه رو پیدا کنه.

اگر اینقدر سخت گیرید که این مسائل شما رو در مورد کارایی پزشکی جدید متقاعد نمی کنه، پس چطور به روشی که آزمایش خودش رو نگذرونده اعتماد می کنید؟ (منظورم روش درمان سرطان هست که توسط آقای خیر اندیش ارائه شده)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۳۳, ۲۸/آذر/۹۵
شماره ارسال: #25

(۲۷/آذر/۹۵ ۱۸:۲۷)عمار94 نوشته است:  بی قانونی تحت هیچ شرایطی درست نیست ، اما برای فهمیدن قانون باید به متن فانون مراجعه کرد ، نه اینکه خودمون چیزی رو که فکر میکنیم درسته به عنوان قانون حساب کنیم !
خب اینجوری مثل اینکه فایده نداره. من جمله جمله مینویسم اگه جایی مشکلی هست بگین.
1- کسی که بدون مجوز طبابت کند خلافکار است.(منبع)
2- آقای خیراندیش بدون مجوز طبابت کرده است(منبع)
3- بنا بر 1 و 2 آقای خیراندیش خلاف کرده است.
اگر جایی ابهامی هست بفرمایید. اونجایی که به متن قانون مراجعه نشده و بی تمدنی صورت گرفته بفرمایید. اگر فرضی مخالف واقعیت صورت گرفته بفرمایید.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱:۱۶, ۲۹/آذر/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/آذر/۹۵ ۱:۲۳ توسط عمار94.)
شماره ارسال: #26
آواتار
(۲۸/آذر/۹۵ ۰:۳۳)truthfinder نوشته است:  خب اینجوری مثل اینکه فایده نداره. من جمله جمله مینویسم اگه جایی مشکلی هست بگین.
1- کسی که بدون مجوز طبابت کند خلافکار است.(منبع)
2- آقای خیراندیش بدون مجوز طبابت کرده است(منبع)
3- بنا بر 1 و 2 آقای خیراندیش خلاف کرده است.
اگر جایی ابهامی هست بفرمایید. اونجایی که به متن قانون مراجعه نشده و بی تمدنی صورت گرفته بفرمایید. اگر فرضی مخالف واقعیت صورت گرفته بفرمایید.
در حکم پلمپ موسسه س ایشان ذکر شده :این مکان حسب دستور مقام قضایی بازپرس شعبه پنجم دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه 19 تهران به‌علت نداشتن مجوز از مراکز قانونی مربوطه تا اطلاع ثانوی پلمپ است
.

در مورد مجوز هم ظاهرا قبلا این موسسه مجوز داشته و با اومدن یک یارو به وزارت بهداشت مجوزشون لغو شده . یعنی این طوری که موسساتی که از این موسسه مجوز گرفتن الان مجوز دار محسوب میشن ! و خود موسسه ی ایشون بدون مجوز ! البته این داستان مال چند ماهه قبله ، به نظرم شما برای درک درست حقیقت این سوال رو از خودتون بپرسید ، که اگر ایشون کار خلافی انجام دادند پس چرا خودشون مورد تعقیب قرار نگرفتند ؟


(۲۷/آذر/۹۵ ۲۰:۵۳)سعدی نوشته است:  آقا عمار، پزشکی نوین تونسته مرگ و میر نوزادان رو کاهش بده، متوسط طول عمر رو افزایش بده، خیلی از بیماری هایی که زمانی کشته های زیادی می گرفتند الآن یا ریشه کن شده اند یا قابل درمان اند.

حتما روش تحقیقی خودتون رو منتشر کنید ! در چه بازه ی زمانی تاریخی این تحقیقات رو انجام دادید !!!!
(۲۷/آذر/۹۵ ۲۰:۵۳)سعدی نوشته است:  کارایی روشهای درمانی هم بایستی اول آزمایش بشه و بعد اجازه ارائه به جامعه رو پیدا کنه.
فرض کن ادعا بشه بعضی از عوارض داروها سال بعد نمایان خواهد شد ! برای این وضعیت چه پیشنهادی دارید ؟
برای روبه رو شدن با حقیقت این سوال را از خود بپرس ( از کجا بدانم روش علمی طب نوین درست است؟)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۹:۱۶, ۲۹/آذر/۹۵
شماره ارسال: #27

سلام
نقل قول:در مورد مجوز هم ظاهرا قبلا این موسسه مجوز داشته
چه مجوزی؟ مجوز حجامت یا مجوز درمان سرطان؟

نقل قول:فرض کن ادعا بشه بعضی از عوارض داروها سال بعد نمایان خواهد شد ! برای این وضعیت چه پیشنهادی دارید ؟
پس طبق نظر شما روشهایی که برای بررسی کارایی روشهای درمانی به کار میرن کامل نیستند. اما نکته اینجاست که روش آقای خیر اندیش برای درمان سرطان، همون بررسی معمول رو هم نگذرونده. چطور بهش اعتماد می کنید؟

در مورد آمار کاهش تلفات بیماریها، جناب دیدگاه نوین آمارهایی رو با استناد به منابع بین المللی ذکر فرمودند:
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-42...#pid374012

اما اگر به این منابع عتماد ندارید، می تونید به منابع اسلامی هم رجوع کنید. به طور مثال در آدرس زیر، حجت الاسلام جعفریان احادیث و دیدگاههای دینی را در مورد بیماری طاعون ذکر نمونه اند:
http://www.khabaronline.ir/(X(1)S(gkps4b...g/jafarian
در این روایات به نمونه هایی از شیوع طاعون در زمانهای گذشته اشاره شده و طبق آنچه گفته شده، به مردم فقط توصیه شده بوده که در زمان شیوع بیماری در خانه بمانند. پزشکی جدید این بیماری رو تقریباً ریشه کن کرده و دیگه شما نمی شنوید که مثلاً نصف مردم یک شهر به خاطر طاعون فوت کنند. اما طب سنتی نتونست این کار رو انجام بده.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۱۴, ۲۹/آذر/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/آذر/۹۵ ۱۵:۳۶ توسط III I III.)
شماره ارسال: #28

يه چيزايي نوشتم اما چون آب در هاون كوبيدن بود پاك كردم
فقط خيلي ساده‌انديشي است كه اگر گمان كنيم اين برخوردهاي گازانبري با طب سنتي و مظاهر آن صرفاً به واسطه دلسوزي از سلامت مردم است!


دلایل فراموشی طب سنتی

این سوال مطرح است که اگر واقعا طب سنتی روش موثری برای درمان بسیاری از بیماری هاست، چرا یک دفعه ترک شده است؟ آیا مردم نسبت به گنجینه علمی خود دچار فراموشکاری شده اند یا برنامه خاصی برای نابودی آن اجرا شده است؟
مطالعه کتاب «تاریخ طب در ایران» نوشته «دکتر سیریل الگود» پزشک سفارت انگلیس در دربار قاجار، حقایق تلخی را بر ما روشن می کند. با خواندن کتاب «تاریخ طب در ایران» متوجه می شویم که استعمار اولین بار به وسیله طب وارد این مملکت شد و حذف طب سنتی، بنا به اعتراف سیریل الگود و سایر مورخین و اطبای غربی، حرکتی خزنده بود که طی ده ها سال تلاش و برنامه ریزی بی وقفه حاصل شد و جهت این حرکت نیز از بالا به پائین بود، یعنی ابتدا شاهان و شاهزادگان را متقاعد کردند، سپس راه آموزش طب سنتی را مسدود و در نهایت مردم را مجبور به روی آوردن به طب شیمیایی نمودند.
سیریل الگود در کتاب خود می گوید: «مبارزه با طب سنتی از زمان شاه عباس صفوی که مقارن با ورود کمپانی هند شرقی به ایران بود، در دستور کار قرار گرفت، لیکن به علت مقاومت مردمی هیات هایی که در زمان صفویه به ایران می آمدند توفیقی به دست نیاوردند».
پزشک کمپانی هند شرقی در آن زمان فردی به نام FRYER بود. او در مورد این ناکامی میگوید: «این ها اصلا عادت ندارند با مطالعات و تحقیقات جدید پیشرفت کنند و از این جهت، با همان تعصبی که به مقدسات متمسک هستند، به اصول طب خود چسبیده اند».
این سخنان علاوه بر این که عصبانیت این پزشک از اعتقاد مردم به طب خود را نشان می دهد، بیانگر شدت اعتقاد مردم آن زمان به طب سنتی در حد باورهای مذهبی می باشد. آیا اگر مردم که طبیعتا همیشه به سلامتی خود علاقه مندند، از طب سنتی خود نتیجه نمی دیدند و از آن راضی نبودند، چنین به آن پایبندی نشان می دادند؟
بعد از دوران صفویه به دوران قاجار می رسیم. سیریل الگود در ادامه کتاب خود می گوید: «ویژگی مهم دوران قاجار، انتقال از طب ابن سینا به طب هاروی و پاستور بود. هیات های نمایندگی که در این زمان به ایران می آمدند، اغلب پزشک بودند و به این ترتیب طب غربی به ملایمت و آهستگی در سنگرهای طب سنتی نفوذ کرد».
از این سخنان، خزنده بودن و اینکه این حرکت یک حرکت جنگی و به قصد غلبه و تسلط فرهنگی بوده است، روشن می شود. واضح است که برای غلبه بر یک ملت باید آن را نسبت به داشته های خود دچار خود باختگی کرد و کدام خود باختگی از این بالاتر که یک ملت بپذیرد برای حفظ سلامتی و درمان خود محتاج به بیگانگان است؟ پس وقتی در این سنگر تسلیم شود، سایر سنگرها را راحت تر تخلیه می کند و دقیقا به همین علت است که هیات های نمایندگی غربی که به ایران می آمدند عمدتا از میان پزشکان انتخاب می شدند.
سیریل الگود زمانی این اعترافات را می گوید که اهداف استعمار در این مورد کاملا پیاده شده و کار از کار گذشته است. وی اظهار می دارد: «بدیهی است که اکنون دورنمای طب به نحو محسوسی تغییر یافته بود. ۵۰ سال آموزش به وسیله اساتید خارجی، نسلی را پدید آورده بود که دید آنها کاملا با پدرانشان متفاوت بود. این نفوذ فرهنگ غربی به وسیله هیات های پزشکی در مراکز مختلف کشور تقویت شده بود و بزرگترین افتخار و اعتبار را در این مورد باید به این هیات ها داد».
سیریل الگود آن گاه وضع قانون منع طبابت سنتی را به عنوان آخرین میخ تابوت ابن سینا معرفی کرده و می گوید: « در سال ۱۹۱۱ وضع قانون طبابت بر اساس دیپلم و مدرک صورت گرفت که می گفت: هیچکس در هیچ نقطه از ایران حق اشتغال به هیچ یک از فنون طبابت را ندارد، مگر اینکه از وزارت معارف، اجازه نامه گرفته یا تصدیق نامه از ممالک خارجه داشته باشد. بدین ترتیب آخرین میخ تابوتی که حاوی جسد مرده طب سنتی بود کوبیده شد. سمت معلمی طب ابن سینا نیز منسوخ گشت. تمام این اصلاحات نشان می داد که با سپری شدن دوره مجریان طب رازی و ابن سینا، روش های طبی منسوب به آنان نیز محکوم به فنا گردیده است. رسم دیرینه خدمت شاگردی نیز از بین رفت و حکیم ها دیگر نمی توانستند شاگردانی به سوی خود جلب و معلومات و تجربیات عملی خود را به آنها منتقل نمایند. تمامی این پیشرفت ها به وسیله سیاست اروپا به شدت کنترل می شد».
ملاحظه می کنید که اصلا صحبت از یک حرکت علمی و یک جایگزینی منطقی در کار نیست و اصلا تحقیق و بحثی در تاریخ نمی بینیم که مقایسه ای میان طب رایج و طب سنتی انجام داده و رای به برتری طب رایج داده باشد.
در پایان، لازم به ذکر است که ما منکر پیشرفت های پزشکی رایج در زمینه جراحی، ارتوپدی، ابزار تشخیصی و خلاصه آنچه به مدد تکنولوژی و مهندسی پزشکی حاصل شده است نیستیم، بلکه بحث بر سر این است که طب رایج در درمان بیماری های مزمن ( DISEASE CHRONIC ) ناکام مانده و روز به روز این ناکامی ها و عوارض استفاده طولانی مدت از داروهای شیمیایی بیشتر رخ می نمایاند.

دکتر رضا منتظر

انفعال طب مدرن از قوانین سرمایه داری و سیاست
بر اساس یک بررسی مفصل که به وسیله ی کمیته ی فرعی سنای آمریکا در سال 1962 انتشار یافت مشخص شد از 4000 دارویی که متجاوز از 24 سال قبل به صورت قانونی وارد بازار دارویی کشور شده اند، تقریباً نیمی ارزش علمی تأیید شده ندارند و از آن زمان تاکنون ، تغییری در این وضع پیدا نشده است. جالبتر این است که بسیار از این فرآورده های بی فایده که به وسیله ی شرکت های بزرگ ساخته شده اند، به راستی خطرناکند و باعث بیماری شده اند.
میلتون سیلورمن، داروشناسِ پژوهشگر و فیلیپ لی، دستیار پیشین منشی HEW در کتابشان به نام "قرص،سود،سیاست" گزارش داده اند: (( اختلالات ثانویه ناخواسته ناشی از داروها، بیش از سرطان پستان قربانی میدهد. به قول مؤلفان، مسئله چنان صادر شده است که اثرات ناخواسته داروها، اکنون در ردیف ده علت عمده بستری شدن در بیمارستانها درآمده است.))
یکی از علت هایی که مانع از حذف طب جدید است، عجین شدن آن با تجارت است، تراست های دارو از پی پرکردن کیسه خود و تهی کردن جیب مردم، برای هر یک از علایم گوناگون بیماری ها، دارویی جدا ساخته و عامه ی پزشکان و توده مردم را به درمانهای علامتی عادت داده اند و این به طور قطع و یقین یکی از گناهان بزرگ و نابخشودنی و مستحق اشد مجازات کیفری است.
هر یک از بیماریها دارای علایم گوناگونی است؛
مثلاً در بعضی از کتابهای پزشکی برای بیماری اسکوربوت که در نتیجه کمبود یا فقدان ویتامین C در بند بروز میکند، بیست علامت مختلف ذکر کرده اند و هیچ پزشکی امروز شک ندارد که با خوردن انواع سبزیجات مخصوصاً کلم، تره تیزک و مرکبات؛ از قبیل لیمو ترش، پرتقال و نارنج که سرشار از ویتامین C هستند میتوان تمام این بیست علامت اسکوربوت را به طور کامل درمان کرد. این را درمان علتی میگویند؛ زیرا بیماری را از میان میبرد بی آنکه به درمان علائم مختلف اسکوربوت نیازی باشد.
در تازه ترین چاپ کتاب طب داخلی هاریسون نیز برای درمان اسکوربوت به همین مرکبات اشاره شده است، حال اگر تشخیص بیماری اندکی مشکل باشد و یا اینکه پزشک باید به خود اندکی زحمت دهد و با جستجو و بررسی دقیق آن را بیابد سازندگان داروها پزشک را از تجسس و تقحص برای دریافت علت بیماری باز میدارند و با تبلیغات بسیار فریبنده برای هر یک از علائم بیماریها به ویژه علائم بسیار چشمگیر و ناراحت کننده و دردناک، داروهایی رنگارنگ میسازند و به وفور در اختیار پزشکان و بیماران قرار میدهند و پزشکان را به این عادت میدهند که پشت و روی نسخه ها را از نام داروها سیاه کنند؛
مثلاً برای همین درمان بیماری اسکوربوت که به عنوان نمونه ذکر شد،
برای خونریزی ها یک دارو،
برای درد های استخوانی و مفصلی یک دارو،
برای التهاب و ورم لثه ها ولق شدن دندانها یک دارو،
برای درمان یبوست شدید یک دارو،
برای ضعف مفرط بدن یک دارو،
برای عفونت و چرکین شدن یک دارو،
برای درمان خستگی و کوفتگی بدن یک دارو
و برای علائم دیگر این بیماری نیز داروهایی دیگر ساخته اند. وحال آنکه این داروها همه دارای ترکیبات شیمیایی زیان بخش است و برای کبد و کلیه و جهاز هاضمه و مراکز عصبی و خونساز، سم و زهر است، چون هیچ یک علت اصلی بیماری را درمان نمیکنند!

سازندگان داروها از این راه روز وشب مال و منال مردم را به یغما میبرند ، آیا اینکار گناهی بزرگ نیست و آیا گناه کاران نباید مجازات شوند؟ در اینجا ممکن است کسی اعتراض کند و بگوید : چرا پزشک زیر نفوذ تراستها قرار میگیرد و داروهایی که آنان میسازند ، برای بیماران تجویز میکند؟!
پاسخ آن را از زبان یک پزشک لطیفه پرداز بشنوید، او میگفت: از زمان آدم ابولبشر تا اوایل قرن بیستم، پزشک دستور دارو میداد و داروساز آنرا میساخت و به بیمار میداد ولی از اوایل قرن بیستم تا کنون {یعنی از زمان کلید خوردن فاز نهایی اجرای پروژه نظم نوین جهانی!} داروساز دارو میسازد و پزشک چاره ای جز این ندارد که داروهای ساخته شده در لابراتوارهای داروسازی را برای بیماران تجویز کند. دانشجو نیز که در دانشکده پزشکی و کتاب های داروشناسی جز این داروها را نخوانده و نشناخته از استادان خود نشنیده و جز این نیاموخته، ناچار است پس از رسیدن به مقام پزشکی همین داروهای رایج ساخت لابراتوارهای داروسازی را با وجود احراز زیانهای آنها در نسخه ی بیمار بنویسد! (دارو مسئله پزشکی قرن، ص 303 و 305)
کشور های مهم تولید کننده ی دارو عبارتند از: آمریکا با 16 کارخانه و حجم معاملات 455/16 ملیون دلار، آلمان با 4 کارخانه و حجم معاملات 686/6 ملیون دلار، سوئیس با 3 کار خانه و حجم معاملات 897/4 ملیون دلار، انگلستان با 4 کارخانه و حجم معاملات 432/3 ملیون دلار، همچنین فرانسه با دو و کشورهای ژاپن ، هلند و ایتالیا هرکدام با یک کارخانه در رده های بعدی هستند.
آمار نشان میدهند که 32 شرکت دارویی با حجم معامله بیش از 35 ملیارد دلار، بازار جهانی دارو را در اختیار دارند و همه ساله چند صد تن ماده شیمیایی به نام داروی ضد درد، رفع سردرد ، خستگی و هزاران نام دیگر تولید میشود.
تبلغات نقش مهمی در توسعه ی بازار جهانی دارو دارد. درباره نقش تبلیغات کمراه کننده ی کارخانه های داروسازی در کشورهای دیگر، فراوان میتوان سخن گفت. بیشتر داروهایی که در جوامع سرمایه داریِ استعماری عرضه میشوند نه فقط بر حیوانات، بلکه بر ملتها و در پاره ای موارد بر مردم خود این کشورها نیز آزمایش میشوند.
{ذکر یک نکته اینجا الزامی است و آن اینکه بر طبق پروتکل های یهود، گردانندگان فعلی جهان و معماران نظم نوین جهانی پروژه های بسیار مخوفی برای ناباروری و ضعیف کردن نسل بشر و... در نظر گرفته اند که یکی از ابزارهای موثر پیاده سازی این نقشه هم طب مدرن است!!!!!!!!!!!}

امروزه مراقبت های تندرستی، سومین صنعت بزرگ ایالات متحده است و حدود 9 درصد تولید ناخالص ملی است. بیشتر 150 ملیارد دلاری که در زمینه پزشکی خرج میشود، صرف تهیه ابزار ها و فناوری جدید و پیچیدهتر میشود. درمانگاهها و بیمارستان های امروزی، حاوی مقادیر بسیاری ماشین آلات صنعتی و درمانی اند. یکی از دلایل بالا رفتن هزینه های مراقبت های تندرستی، ورود این سخت افزارها در پزشکی است. تمرکز و افزایش تخصص و تجهیزات مدرن تر، همه به مصرف آنتروپی بیشتر می انجامد و این درحالی است که ما متد های شناسایی بسیار ارزانتری در طب سنتی داریم که هیچ عوارضی هم برجای نمیگذارند!!!!!!!

مباحث خيلي بنيادينی هم در مشكلات اساسي مباني طب مدرن از سوي خود دانشمندان غربي هم مطرح شده كه مي‌شه ذكر كرد منتها از آنجا كه مي‌دونم براي طرف بحث خيلي فايده‌اي نداره، خيلي مختصر براي آگاهي سايرين مطالبي بيان مي‌شود:
با گذشت بیش از سه قرن از رشد روز افزون طب جدید، امروزه بسیاری از آگاهان و خبرگان فریادشان از عوارض ناشی از آن بلند شده است. از حسن اتفاق، این فریاد ابتدا در غرب، محل تولد طب جدید و سپس در سراسر دنیا بلند شده است. طرفداران مدرنیته، پزشکی مدرن را از مهمترین دستاوردهای آن میدانند. آنها معمولاً با مطرح کردن چند مصداق جزئی در موفقیت پزشکی مدرن در تشخیص و رفع برخی بیماریها، به طب سنتی و بلکه هر طب مخالف با اصول پزشکی مدرن می تازند. دراین خصوص اشاره به چند نکته مهم است:

بسیاری از طرفداران طب جدید، از ضایعات و معزلات آن اطلاع ندارند و یا به دلایلی به رغم اطلاع داشتن از مشکلات آن، باز هم آن را تبلیغ میکنند. امروزه بر آگاهان و خرد ورزان جامعه ی جهانی روشن شده است که طب جدید در اکثر موارد به پیدایش عوارض و نتایج ناگواری در مورد سلامت انسان منجر شده است. بسیاری از آنها هیچ گونه اطلاع دقیقی از طب سنتی ندارند یا این که غالباً از نقص های آن آگاهند. مهمترین مزیت های طب سنتی بر طب مدرن عبارتند از:



الف. شیوه دفع کنندگی و نه رفع کنندگی :
شیوه درمانی طب سنتی ، شیوه دفع کنندگی است، بر خلاف طب جدید که معمولاً شیوه درمانی رفع کنندگی دارد.
یعنی چه؟
یعنی اصول طب سنتی به گونه ای است که مانع از بیمار شدن میشود و اساس آن بر پرهیز است، اما اصول طب جدید بیشتر به درمان مرض و بیماری اختصاص داده شده
{ریشه این امر در طب مدرن به خیلی چیز ها برمیگردد دوستان، یکی از مهمترین اونها فلسفه اومانیستی (انسان خدایی) است که در ورای این طب وجود دارد. به چه معنا؟
به این معنا که انسان اومانیسمی که مهمترین هدفش رسیدن به حداکثر لذت از هواس پنج گانه اش میباشد فارغ از این که آیا از نظر خالق اجازه دارد یا نه به مدلی از طب وجود دارد که به او بکن نکن نگوید و او را به خصوص در خوردن و چگونه خوردن محدود نکند مگر در مواردی که پای مرگ و زندگی در میان است و تازه اونجا هم به این علت زیر بار این بخور نخور میره که دوست داره بیشتر زنده باشه و به حال کردن و لذت های مادی برسه (دنیا زندان مومن و بهشت کافر است) به این علت به طبی نیاز داره که بگه اگه میخوای بخوری بخور اما باید این قرص ها رو هم بخوری (حالا عوارض این قرص ها چیه بماند) به تو میگوید خیلی در قید بخور و نخور و چگونه بخور نباش اگه به طور مثال کلیه ات هم از کار افتاد ما مصنوعیش رو بهت میدیم در حالی که مهم ترین رکن در طب سنتی پرهیز غذایی هست و در روایات اسلامی داریم که معدن بیماری ها و امراض معده است و آنچه وارد آن میکنیم و بسیاری از دستورات طب سنتی در باره چگونه خوردن و احیاناً پرهیزهای غذایی است، از دیگر دلایل پرداختن به رفع کردن به جای دفع کردن و جلوگیری از وقوع بیماری که در ادامه مفصلاً بحث خواهد شد این گره خوردن تمام اجزای پازل مدرنیسم به اقتصاد و پول است، پرهیز غذایی و جلوگیری از بیمار شدن بسیار ارزانتر از استفاده از این داروهای شیمیایی بسیار گران و استفاده از دستگاههای بسیار گران آزمایشگاهی و... است به علاوه بسیاری از این طعمهای مصنوعی و بسیاری از این چیزهای خوشمزه مانند نوشابه و سوسیس و کالباس و... بسیار برای بدن مضرند اما چون در نظم نوین جهان انسان و هوای نفسش اصالت داره باید طبی تولید بشه که منطبق و هماهنگ با حال کردن بی قید وشرط انسان باشه و البته دلایل دیگری هم دارد که فعلاً کفایت میکند}

ب. درمان علت ها نه معلول ها:
طب سنتی به درمان علت ها میپردازد، در حالی که طب جدید بیشتر به عوارض و معلول ها توجه دارد. طب سنتی درمان بیماری را به تعدیل درون انسان حوالت میدهد، در حالی که طب جدید بیشتر به دنبال هماهنگ کردن با بیرون است.

{دو مثال ملموس میزنم از خودم دوستان، من مدتی چشمم دچار آبریزش شده بود و رفتم پیش یه فوق تخصص چشم این بنده خدا برای من دو تا قطره داد این قطره چه میکرد؟
میومد با اشک چشم من (که معلول است و نه علت) واکنش میداد و مانع آبریزش میشد اما اصل قضیه (یعنی علت آبریزش) همچنان سرجایش بود، بعد از یه مدت من رفتم سراغ یه طبیب سنتی، ای بنده خدا گفت شما بلغمت بالاست و این نوع آبریزش ریشه اش در بلغم بالاست، دوتا کار باید بکنی ورزش کنی و تحرکت رو زیاد کنی و یه لیست از مواد غذایی رو پرهیز کنی تا طبعت متعادل بشه بعد آبریزشت هم درست میشه و درست شد دوستان!
مورد دوم : من به طور ژنتیک و ارثی اسید اوریک بالایی دارم و اسید اوریک اگه خیلی بره بالا عوارضی مثل بیماری نقرص رو بجا میگذاره و باعث درد مفاصل و مشکلاتی از این دست میشه، بعد از اینکه من آزمایش خونم رو بردم پیش دکتر گفت شما بلافاصله باید درمان دارویی رو شروع کنی اما خب من میدونستم که اگه با یه پرهیز سفت و سخت گوشت قرمز رو حذف کنم از برنامه غذاییم نیازی به اون همه قرص با اون عوارض ناجور نیست بعد از یک ماه پرهیز که البته کار خیلی آسونی نبود چون من کباب و چلوکباب برگ رو خیلی دوست داشتم رفتم دوباره آزمایش دادم و خدا رو شکر رِنج اسید اوریک در حد نورمال شده بود }

ج. شیوه درمانی اقلیمی نه جهانی
شیوه درمانی طب سنتی اقلیمی و حزیی است، برخلاف طب جدید که داروها و نسخه های آن عمومی و جهانی پیجیده می شوند
{این مورد هم هماهنگی داره با جهانی سازی ، این خیلی نکته معمی هست چراکه در طب مدرن این پارامتر به این مهمی اصلاً در نظر گرفته نمیشود و برای یه بیمار در همدان همان نسخه ای نوشته میشه که بیمار دیگه ای با همون مریضی در اهواز داره}

اين قسمت رو با تأمل مطالعه بفرمايد:

کالبد شکافی پزشکی مدرن
1- مهندسی انسان بر پایه مدل فیزیکی

انسان شناسی غرب جدید، انسان را مانند ماشینی در نظر میگیرد که از قوانین عمومی مکانیک پیروی میکند. در این تلقی رابطه ذهن و روح و جسم مورد غفلت قرار میگیرد و درمان انسانها نیز بر اساس قوانین حاکم بر جسم صورت میگیرد. البته تمایز بین جسم و مغز تاریخ طولانی دارد ولی در تمدن جدید رنه دکارت فیلسوف فرانسوی قرن هفدهم، بود که این تمایز و دودستگی را در غرب متداول کرد و پایه گذار بزرگ این جدایی شد. دکارت ادعا کرد که : جسم از مغز جداست و بدن به طور یک موتور و ماشین انجام وظیفه میکند. فلسفه و اندیشه دکارت. فلسفه و اندیشه و جهانبینی دکارت تاثیر مهمی در علوم و به ویژه در علم پزشکی در غرب داشت و تا قرنها، طبابت و مطالعه در علم پزشکی فقط با بیولوژی جسم و رابطه اعزای بدن با یکدیگر سروکار داشته است.
در دهه های اخیر، نظریات دکارت در مورد جسم و مغز و تاثیر آن در تفکر پزشکی غرب، مورد بررسی و اتقاد دقیق قرار گرفته است. چند سال قبل پروفسور آنتونیو داماسیو، یکی از متخصصان برجسته ی مغز شناسی آیوا (آمریکا)، در کتابی با عنوان اشتباه دکارت نظریه ی این فیلسوف و دانشمند فرانسوی را رد کرد و اظهار داشت که دکارت با چشم پوشی از بیولوژی مغز و رابطه آن با بیولوژی جسم، طبابت و پزشکی را در غرب یک بعدی کرده است. مغز در حدود صد ملیارد سلول عصبی دارد که در حقیقت شبکه ی اطلاعاتی و ارتباطی جسم و بدن را تشکیل میدهندو عدم توجه به یک چنین شبکه اطلاعاتی که ارزشها واعتقادات و احساسات بشری را تشکیل میدهند، سد بزرگی در دانش پزشکی به شمار میرود.(ظهور و سقوط مدرن ص 20و21)
پزشکی جدید همچون همه ی فعالیت های دیگر جامعه معاصر، نشانگر جهانبینی نیوتنی است. کار پزشمی با دید مکانیکی، مدت 200 سال است که بر مشاغل مربوط به تندرستی، سایه افکنده است. تامس مک کئون، یکی از خبرگان انگلیسی تندرستی، طرز تلقی رایج را بدین صورت خلاصه کرده است: ((برداشتی که از زیست شناسی و پزشکی در قرن هفدهم شده است، نوعی مهندسی بر پایه ی مدل فیزیکی بود. طبیعت، مکانیستی ادراک میشد (حس گرایی محض) و در زیست شناسی، باعث پیدایش این نظریه گردید که جاندارن را میتوان به صورت ماشینی تصور کرد که اعضایش جداشدنی و بار دیگر متصل شدنی اند (مانند یک ربات بیولوژیکی) به این شرط که ساخت و کنش آنها کاملاً شناخته شده باشد. همین نظریه در پزشکی، فراتر رفت وبه این باور انجامید که شناخت فرآیندهای بیماری و پاسخ به آنها، این امکان را به وجود می آورد که بتوان به خصوص به روش خای فیزیکی (جراحی)، شیمیایی و التکریکی دست به کار درمان شد.))

استفاده از روش آزمایش و خطا و غفلت از علت یابی بیماری

هاری بنجامین در کتاب درمان طبیعی میگوید: ((اگر کسی به بیمارستان اتاق انتظار شلوغ و پرجمعیت پزشکان سری بزند، به خوبی متوجه میشود که مسئله بیماری به دست علم پزشکی مدرن حل نشده است و در حقیقت چنین به نظر میرسد که این مشکل روز به روز غیر قابل حل تر میشود (و هر قدر دارو ها شیمیایی افزایش میابد به همان میزان بیماری ها هم افزایش می یابد). این بدین خواطر است که دانش پزشکی به جای آنکه علت بیماری ها را در داخل بدن افراد جستجو کند، آنها را از خارج مورد بررسی قرار میدهد، در نتیجه با اینکه حسن نیت دارد ولی این راه اشتباه را همچنان ادامه میدهد و با تجویز داروهای شیمیای، تزریقات و چاقوی جراحی در معالجه، بر ستمکاری و شناعت خود می افزاید.
بدین ترتیب گرچه این نوع پزشکی را علم خوانده اند، لیکن هیچگونه قائده و اساسی که بر وضع بیماری در داخل بدن انسان حکم رانی کند و آن را از بین ببرد وجود ندارد. در پزشکی رسمی همواره با روش معین و معلومِ آزمایش، اشتباه عمل شده و هر روز گره های محکمتری برمشکل های دیگر زده میشود. آنچه به صورت یک روش درمان در یک دهه مورد توجه و استقبال قرار میگیرد و به اصطلاح متد روز میشود، در دهه بعد ملغا میشود، {و علت این امر هم تکیه بر روش آزمون و خطاست!}مخلص کلام آنکه ما باید ضمن احترام به پزشکان و دستاورد های طب مدرن، به آرای نو در طب و بازنگری جدی در باره طب قدیم و سنتی بپردازیم و از هر راه ممکن برای تعمین سلامت جامعه دریغ نورزیم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: متفکر
۲۰:۲۱, ۲۹/آذر/۹۵
شماره ارسال: #29
آواتار
(۲۹/آذر/۹۵ ۹:۱۶)سعدی نوشته است:  سلام
چه مجوزی؟ مجوز حجامت یا مجوز درمان سرطان؟
در حکم پلمپ موسسه اشاره ای به درمان غیرمجاز سرطان توسط اقای خیراندیش نشده بود ! آیا میتوانید حرفتان را ثابت کنید ؟

(۲۹/آذر/۹۵ ۹:۱۶)سعدی نوشته است:  پس طبق نظر شما روشهایی که برای بررسی کارایی روشهای درمانی به کار میرن کامل نیستند. اما نکته اینجاست که روش آقای خیر اندیش برای درمان سرطان، همون بررسی معمول رو هم نگذرونده. چطور بهش اعتماد می کنید؟

این استدلال غلطه !

(۲۹/آذر/۹۵ ۹:۱۶)سعدی نوشته است:  در مورد آمار کاهش تلفات بیماریها، جناب دیدگاه نوین آمارهایی رو با استناد به منابع بین المللی ذکر فرمودند:

به نظرم برای نتیجه گیری بهتر ، بهتره با افرادی که از طب سنتی نتیجه گرفتند بیشتر گفتگو کنی ! و با دید باز تری به مسئله نگاه کنی !

به نظرم در فهم طب نوین و سنتی اشتباهات فاحشی رخ داده ! تفاوت این دو طب در روش است . مثلا دستگاهی مانند میکروسکوپ حاصل علم فیزیک است و ربطی به طب نوین ندارد . تفاوت این دو طب در جز دیدن یا کل دیدن بدن انسان است .


(۲۹/آذر/۹۵ ۹:۱۶)سعدی نوشته است:  به طور مثال در آدرس زیر، حجت الاسلام جعفریان احادیث و دیدگاههای دینی را در مورد بیماری طاعون ذکر نمونه اند:
متن ایشان طولانی بود و من مطالعه نکردم . یاد بگیرید درست نیست نظریات یک بزرگوار دیگر را نقل قول کنید و انتظار داشته باشید بنده یا دیگری نظریات یک فرد دیگر را برای شما یا تفسیر کند !
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۱:۰۴, ۲۹/آذر/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/آذر/۹۵ ۲۱:۰۵ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #30

بله آقای خیر اندیش وارد بحث درمان سرطان شده اند و از طریق یه سری وبلاگها و ... دارند کارشون رو تبلیغ می کنند:
http://darmangar121.blogfa.com/post-12.aspx

اگر شما معتقدید که پزشکی نوین باید کارآمدیش رو به روشی محکمتر از آزمایشهای معمول اثبات کنه، خوبه همین حساسیت رو در مورد طب سنتی هم داشته باشید.

نقل قول: تفاوت این دو طب در روش است
تفاوت در هر چه که هست، طب سنتی در درمان خیلی از بیماریهاریهایی که امروزه ریشه کن شده اند یا قابل درمان اند، ناتوان بوده.

البته باز هم دانشگاهی تاسیس شده که بتونند طب سنتی رو با علم روز هماهنگ کنند و بتونند کارامدی روشها رو بررسی کنند. اگر آقای خیر اندیش بخواهند روشی رو برای درمان سرطان توصیه کنند، باید کارآمدیش رو اثبات کنند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا