کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 12 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اعتقاد به منجی آخرالزمان در ادیان و مکاتب مختلف
۱۵:۵۸, ۳۰/مهر/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/مهر/۸۹ ۲۲:۰۷ توسط Mahdy2021.)
شماره ارسال: #1
آواتار
[align=justify]مقدمه : همه ادیان معتقدند در عصرآخرالزمان بشر فطرتا در رابطه با اخلاق و امور معنوی در سیر نزولی به سر می برد و خود به تنهایی نمی تواند به این انحطاط پایان بخشد مگر اینکه یک شخصیت آسمانی بلند پایه که از مبداء وحی سر چشمه می گیرد ظهورکند و جهان را از جهل. تاریکی . ظلم . ستم و ... رهایی بخشد از روزگاران کهن داستان ظهور و مصلح درآخرالزمان مبنای اصولی داشته و انبیای الهی آن را متذکر شده اند از جمله : زرتشتیان اورا (( سوشیانس ))هندوها (( برهمن کلا )) ، یهودیان (( یوشع )) ، مسیحیان (( مسیح و پسر انسان )) و بالاخره مسلمانان نجات دهنده ی خویش را (( قائم )) قیام کننده و (( مهدی )) هدایت شده می نامند . در واقع پیروان مذاهب مختلف همگی قائل بر این امر هستند که جهان در انتظار استقرارآن حکومت و عدل الهی به سرمی برد و پس از بروز نشانه های ظهور می توان در انتظارآن حکومت الهی شد که بشر در سایه اش به امن و امان دست خواهد یافت


منابع و ما خذ :


1- رسالت جهانی حضرت مهدی (عج ) - مرکز دارالنشر اسلام – قم

2- مجله امان – ویژه امام زمان ( عج ) – شماره 18

3- مجله امان – ویژه امام زمان ( عج ) – شماره 19

1- آئین بودایی :

آئین بودایی560 سال پیش از میلاد حضرت مسیح (علیه السلام) توسط (گوتاما بودا) بوجود آمد.آئین بودا مذهبی فاقد خداوند است گوتاما بودا متفکری بود که یک سلسله نظریات فلسفی و عرفانی راپایه ریزی کرد ازجمله : بودا به پیروان خود تعلیم داد که فلاح و نجات آدمی دردست خود اوست و روح انسانی با تلاش خویش می تواند به مرحله کمال برسد ویگانه راه نجات تسلط برهوای نفس است.آیین بودا آیینی است که بعلت پرطرفدار بودن. قدرت

بین المللی به خودگرفته است ولی همواره با این امرکه تفکر بودائی به عنوان یک دین شناخته شود مخالف شده . اگر چه آئین بودائی ازنظرپیروانش یک مذهب از مذاهب پرشمار می آید که صدها میلیون پیرو دارد . کتاب بودائیان

((پی تاکس)) و ((داماپادا)) می باشد. درآئین بودائی مساله انتظار مطرح است و شخصیت مورد انتظاردراین آئین. بودای پنجم می باشد.{ بشارات عهدین ص 245}

2- آئین زردشت :


یکی ازمذاهب در ایران در دوره باستان زردشت است که بنیانگذار آن زرتشتو می باشد و طبق تحقیق عده ای ازمورخین و محققین ظهور ایشان را میان سده ششم و دهم قبل از میلاد نقل کرده اند. دردین زردشت که یکی ازادیان به شمار می آید و کتاب زردشتیان ((اوستا)) نام دارد که حدود هشتصد سال پس از مرگ زردشت تدوین یافت درآئین زردشت موعودهایی معرفی شده که آنان را سوشیانس می نامند این موعودها سه تن بوده اند از جمله مهمترین آنان آخرین ایشان است که او را سوشیانس پیروزگر می خوانند.{ جاماسب نامه . ص 121 }

سوشیانس پیروزگر همان کریشنای برهمنان ، بودای پنجم بودائیان ، مسیح یهودیان و فار قلیط عیسویان (منظورازفار قلیط حضرت محمد مصطفی (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)) است. فارقلیط به معنای احمد می باشدکه حضرت عیسی (علیه السلام) بشارت ظهورایشان را درآخرالزمان نوید دادند و این نوید در سوره صف آیه 6 آمده است و مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مسلمانان است . سوشیانس پیروزگر موعود زردشتیان است چنانکه گفته اند: سوشیانس (نجات دهنده بزرگ)پس از ظهور دین را رواج خواهد داد فقروتنگدستی را ریشه کن کرده و ایزدان (منظور از کلمه ایزدان در آئین زردشتی فرشتگان درجه دوم هستند)راازدست اهریمن نجات داده و مردم جهان را همفکر وهم گفتارو هم کردارمی گرداند.{جاماسب نامه ص 121}

درکتاب جاماسب نامه شاگرد زردشت میگوید: مردمی از زمین تازیان و از فرزندان هاشم بیرون آید مردمی بزرگ سر بزرگ تن بزرگ ساق و به دین جد خویش بود و زمین را پر داد کند.{ادیان و مهدویت ص 19}

دریکی از کتب مذهبی زردشتیان به نام ((زند)) آمده است: ((آنگاه پیروزی بزرگ ازطرف ایزدان می شود و اهریمنان را منقرض می سازند و تمام اقتدار بزرگ از طرف ایزدان میشود و اهریمنان را منقرض می سازند و تمام اقتدار اهریمنان در زمین است و در آسمان راهی ندارند و بعد از پیروزی ایزدان و بر انداختن تبار اهریمنان عالم کیهان به سعادت اصلی خود رسیده بنی آدم بر تخت نیک بختی خواهند نشست.{ بشارات عهدیت ص238}

همچنین به اعتقاد زردشت در کتاب زند اوستا نقل شده است: وقتی آخرالزمان شود شخصی ظاهر خواهد شد که منجی انسان از پلیدی هاست و حکومت عدالت و پاکی را در جهان به وجود می آورد در آخرالزمان شخصی ظاهرمی شود که اورا(اشیر زیکا) گویند. یعنی: دانائی که عالم را به دین وعدل مزین دارد جور وطغیان از عالم محو کند. ملوک فرمان او برند و دین حق را یاری کنند و درآن زمان امن و استقامت زیاده گردد. فتنه و محنت زایل و بر طرف شود.{ترجمه الملل و النحل ج 1 ص 397}

درجاماسب نامه نیزآمده است:((پیامبرعرب آخرپیامبران باشدکه کوه های مکه پیداشود برشترسوارشده وقوم اوشتر سواران خواهندبودبابندگان خداچیزخوردبه روش بندگان نشیند اورا سایه نباشد ازپشت سرمثل پیش روببیند.دین او اشرف ادیان باشد کتاب او همه کتابهاراباطل گردانددولت او ((تازیک))یعنی عجم رابر باد دهد.دین مجوس رانابودنماید وآتشکده ها را خراب کند. روزگارپیش ادیان ،کیانیان، ساسانیان واشکانیان تمام شود.{جاماسب نامه ص 273}

در همین رابطه در قرآن کریم می خوانیم: (( به تحقیق خداوند بین اهل ایمان و یهود و ستاره پرستان و نصاری و گبران ( زردشتیان ) و آنان که به خداوند شرک آورندمحققا روز قیامت میان آنان جدایی افکند (و هرکس را به جایگاهی بردکه استحقاقش رادارد) که او براحوال همه موجودات عالم گواه است .{سوره حج آیه 17}


3-آئین هندویی :

آیین هندویی در حدود 1500 سال قبل از میلاد مسیح بنیاد نهاده شده است که یکی از پر طرفدارترین دین های جهان است در دین هندویی فرقه های متعددی وجود دارند از جمله: دو فرقه اصلی خدایانی چون ((ویشنو)) خدای خالق و((شیوا)) خدای منهدم کننده را می پرستند وحداقل 59 فرقه فرعی نیز نوعی خدای شخصی را ستایش میکنندوبت پرستی درسرتاسر هند به اشکال مختلف وجود دارد در آئین هندو از نجات دهنده و موعودی به نام ((آواتارا)) سخن به میان آمده است و در منابع هندوها در کتاب ((اوپانیشاد)) مطرح شده است: مظهر ویشنو

(مظهر دهم) درانقضای کلی یاعصرآهن سواربراسب سفید ظاهر می شود در حالی که شمشیر برهنه درخشانی به صورت ستاره دنباله دار دردست دارد و شریران را تماما هلاک می سازد و خلقت را از نو تجدید و پاکی را رجعت خواهد داد این مظهر دهم در انقضای عالم ظهور خواهد کرد{کتاب اوپانیشاد ص 737 }

در همین رابطه شاکمونی که از اعظم کفره هند است درکتاب مذهبی خود میگوید: پادشاهی دولت دنیا به فرزند سیدخلایق دو جهان((کشن)) (کشن لغت هندی نام پیامبر اسلام است که دربشارت فوق فرزند برومندش را به نام ایستاده وخداشناس نامیده اند چنان که شیعیان او را قائم می خوانند) تمام شده و او کسی باشدکه بر کوه های مشرق و مغرب دنیا حکم براند و بر ابرها سوارشود و فرشتگان کارکنان او باشند و جن و انس در خدمت او در آیند دین خدا یک دین شود و دین خدا زنده گردد و نام او ایستاده و خداشناس باشد.{ادیان ومهدویت ص 18}

درکتاب باسک که از کتاب های آسمانی هندویان به شمارمی رود . آمده است :((دور دنیا به پادشاه عادلی درآخرالزمان تمام شود که پیشوای ملائکه و پریان و آدمیان باشد حق و راستی با او همراه است و آنچه در دریاها زمین ها وکوه ها پنهان شده باشد همه را به دست می آورد و ازآسمان ها و زمین آنچه باشد خبر دهد و از او کسی بزرگتربه دنیا نیاید)){کتاب باسک ص 19}

در کتاب پاتیکل که از بزرگان هندویان و به رغم آنان صاحب کتاب آسمانی است راجع به دوات با سعادت حضرت مهدی ( ع ) این گونه آمده است : چون مدت روز تمام شود و دنیای کهنه نو زنده گردد صاحب ملک تازه از فرزندان دوپیشوای جهان یکی ناموس آخرالزمان (مقصود از ناموس آخرالزمان ناموس اعظم حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است) ودیگری صدیق اکبرپیدا شود یعنی وصی بزرگتر وی که پشن (پشن نام هندی امام علی(علیه السلام) است ) نام دارد و نام آن صاحب ملک تازه . راهنما ست (راهنما نام حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است ) وهمچنین نام هادی مهدی و قائم باالحق ازآن اوست) به حق پادشاه شود و خلیفه رام (رام به لغت سانسکریتی نام خدای سبحان است) باشد و حکم براند واورا معجزه بسیاراست اوبسیارکشیده شود وعمر او از فرزندان ناموس اکبر زیاد باشد و آخر دنیا به او تمام شود

{ ادیان و مهدویت ص 19 }.

در کتاب ((دید)) که نزد هندویان از کتب آسمانی است نقل شده است ((پس از خرابی دنیا پادشاهی در



آخرالزمان پیدا شود که پیشوای خلایق باشد و نام او منصور است و تمام عالم را فرا گیرد و به دین خود در آورد

و همه کس را از مومن و کافر بشناسد و هر چه از خدا بخواهد برآید.{بشارت عهدین ص 245 }

همچنین در کتاب ((دادتک)) از کتب مقدسه برهمائیان هند این گونه نقل شده است : ((دست حق بر آید و جانشین آخر (( محتاط )) (در لغت هندی محتاط یعنی محمد ( ص ) است) ظهور کند و مشرق و مغرب عالم را بگیرد و خلایق را هدایت نماید .


4- آئین یهودی :

آئین یهودی خودراپیروان حضرت موسی کلیم(علیه السلام)می دانند. درآئین یهود ودربین آثارموعود نیزبه چشم میخوردوباتامل درمجموع آنچه درآثارمقدس یهودآمده است چهره سه موعود ترسیم شده است: حضرت مسیح (علیه السلام) حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وحضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به هر حال چون یهودیان به حضرت مسیح ایمان نیاوردند بالطبع موعودآنان هنوز ظهورنکرده است با این حساب انتظار در یهودیت کیفیتی ویژه می یابد. چون این قوم به حضرت مسیح (علیه السلام) و حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نگرویدند پس مساله انتظار باید برای آنان حساس و نگران کننده باشد. درکتب عهدعتیق بشارت به روزی داده شده است که بشر به ایده ها وآرمانهای خود خواهد رسید از جمله می خوانیم: آنچه یهود برآن اتفاق دارند خروج شخصی درآخرالزمان است که کوکب جهان افروز می باشد که روی زمین را به نوررب کریم روشن گرداند ... و یهودیان به انتظار او زمان می گذرانند{ ترجمه الملل و النحل.ج 1. ص312}

درهمین رابطه اشعیا نبی درتورات به دورانی اشاره کرده است که درآن صلح وآرامش حکمفرما خواهد بود ازجمله می خوانیم: نهالی ازتنه یسی (یس به معنی قوی نام پدرحضرت داوود ( ع ) است. بیرون آمده است. شاخه ای ازریشه هایش خواهد شکفت تا روح خدا برقرارگیرد که مسکینان را به عدالت داوری کند ومظلومان زمین رابه راستی حکم راند وگرگ با بره سکونت کرده و پلنگ با بزغاله خوابد وگوساله و شیرپرواری با هم و طفل کوچک آن ها راخواهد راند. پس درتمامی کوه مقدس من. ضرر وفسادی دیده نشود. زیرا که جهان از معرفت خداوند پرخواهد شد.{تورات اشعیانبی فصل 11بندهای 1 – 10}

همچنین درکتاب اشعیا نبی نقل شده است: ((کمربندکمرش)) عدالت خواهد بود وکمربند میانش((امانت)) گرگ با بره سکونت خواهدداشت وپلنگ با بزغاله خواهد خوابید وگوساله و شیرپرواری با هم وطفل کوچک آنها را خواهد راند.{اشعیا نبی آیات5– 8}

درتورات نقل شده است: ای ابراهیم دعایت رادرحق اسماعیل شنیدیم اورا برکت داده بارورگردانیده به مقام ارجمندخواهیم رساندبه وسیله محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ودوازده امام از نسلش اورا امتی بزرگ خواهم داد.{تورات سفرتکوین المخلوقات فصل17/20}

درکتاب ارمیای تورات ازجنگ عمومی یاد شده است:((درجنگی که قبل ازظهورمصلح واقع می شود و ایمنی برای کسی نمی گذارد وسپس وعده لمن وامان میدهد ودرباب23 همان کتاب وعده پادشاه عادل داده شده که مالک روی زمین میشودوعالم رابعدازآن که دو سوم ازاهلش نابودشوداصلاح می کند.{ارمیای تورات باب12}

حضرت داوود (علیه السلام) در کتب مزامیر(زبور) اشاره به روزی کرده است که میخوانیم: ((بدکاران و فاسدین نابودخواهندشدوخداپرستان وارثان زمین وبرپاکنندگان عدالت میگردند و این میراث ابدی خواهد بود . خداوندروزهای صالحان رامیداند وآنان درایام قحطی سیرخواهند بودلکن شریران هلاک خواهندشد)) .{بشارت عهدین ص236}

به تحقیق در زمان او صالحان خواهند شکفت وفور و سلامتی خواهد بود او حکمرانی خواهد کرد از دریا تا

دریا واز نهرتا اقصای جهان.{تورات مزمور72 آیات 7-9 ص884}


5- آئین مسیحیت :

مرویست:آئین مسیحیت درحدود250 فرقه و مذهب را شامل میشودکه کاتولیک. پروتستان وارتودوکس معروف ترین فرقه درآئین مسیحیت است. دراین آئین درباره ظهور موعود درآخرالزمان اشاراتی درانجیل متی، لوقا، مرقس، برنابا و مکاشفات یوحنا آمده است که آنان نیز درانتظارحضرت عیسی مسیح (علیه السلام) به سر می برند وعقیده دارند حضرت عیسی (علیه السلام) ازآسمانها نزول کرده است و رستاخیز مردگان صورت خواهد گرفت وآدمیان به سزای اعمال خود خواهند رسید. به طورمثال درانجیل متی آمده است: ((توبه کنید زیرا ملکوت آسمان نزدیک است)){ انجیل متی بندا}

درانجیل لوقا نقل شده است((کمرهای خود را بسته. چراغ های خود را برافروخته بدارید و شما مانندکسانی باشیدکه انتظار آقای خودرامی کشندکه چه وقت ازعروسی مراجعت می کنند. تا هروقت آید دررا بکوبد. بی درنگ برای او باز کنند. خوشابه حال آن غلامان که آقا ومولای ایشان چون آید. ایشان رابیداریابد. پس شما نیزمستعد باشید زیرا درساعتی که گمان نمی برید پسرانسان (منظورمصلح آخرالزمان)می آید{انجیل لوقا و فصل12بند35 و36}

درانجیل مقدس می خوانیم: پس بیدار باشیدزیرا نمی دانید در چه وقت صاحب خانه می آید در شام یا نیمه شب یا بانگ خروس یا صبح بامداد مبادا ناگهان آمده شما را خفته یابد.{ انجیل مقدس بند 35 تا 37}

دریوحنای لاهوتی نیزمی خوانیدم: هر که غالب آید و اعمال مرا تا انجام نگاه دارد او را بر امت ها قدرت خواهیم بخشید{یوحنای لاهوتی بند26}

درانجیل برنابا آمده است: من ازخدا خواهم خواست و اوپیامبردیگری به شما خواهد دادکه تا برشما باشد{انجیل برنابا فصل6/36 }

به تحقیق پیامبران همه آمدند مگر رسول الله آن که زود است بعد از من بیاید زیرا که خدا این را میخواهدکه من او را آماده نمایم.{انجیل برنابا فصل36}

انجیل یوحنا فصل چهاردهم: باب 16.17.25و26 چنین آمده است: اگرمرا دوست دارید احکام مرا نگاه دارید ومن ازپدرخواهم خواست. واودیگری را که فارقلیط است به شما خواهد بود. خلاصه حقیقتی که جهان آن رانتواند پذیرفت. زیراکه آن را نمی بیندونمی شناسداما شماآن را می شناسید چون با شما میماند اینها رابه شما گفتم مادام که با شما بودم اما فارقلیط روح مقدسی که پدراو را به اسم من می فرستد او همه چیز را به شما تعلیم دهد و هر آنچه گفتم به یاد آورد .

انجیل یوحنا در فصل شانزدهم باب7.12.13.14 چنین نقل شده است:((و من به شما راست می گویم رفتن من برای شما مفیداست. زیرا اگر نروم فارقلیط نزد شما نخواهد آمد اما اگر بروم او را نزد شما می فرستم اکنون بسی



چیزها دارم که به شما بگویم لیکن طاقت و تحمل ندارید اما چون آن خلاصه حقیقت بیاید او شما را به هر حقیقتی هدایت خواهد کرد زیرا او از پیش خود تکلم نمی کند بلکه آنچه می شنود خواهد گفت . و از امور آینده به شما خبر خواهد داد .

همچنین مرویست: ((پس چون آدم برقدم هایش برخواست درهوا نوشته ای دیدکه مانند خورشید می درخشید که نص او (لا الله الا الله محمد رسول الله)) بود پس آن وقت آدم دهان بگشود و عرض کرد: پروردگارا تورا شکر میکنم زیراتفضل نمودی ومراآفریدی ولیکن به سویت زاری می کنم تا این که مرا به معنای این کلمات ((محمد رسول الله)) آگاه سازی پس خداوند جواب داد مرحبا به توای بنده من به درستی که به تو می گویم: که نخستین آفریده ام هستی وآنکه تودیدی پسرتوست زوداست بعدازاین سالهای فراوان به جهان بیاید{انجیل برنابا فصل 39ص 14 تا20}

آری او حضرت محمد بن عبدالله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به خواست خداوند سبحان و در زمان موعود پای مبارک به عرصه وجود نهاد و همچون خورشید به دنیای تاریک آدمیان روشنی بخشید و حال در این عصر و انفساء آنان که معتقد به اسلام هستند در انتظار آخرین حجت از این خاندان شریف به سر می برند به امید آن که او بیاید .

آری او یگانه حجت زمان مهدی موعود بیاید و رسالت جدش خاتم الانبیاء را به سر منزل مقصود رساند و شادی و شادمانی را به عرشیان و فرشیان هدیه کند. انشاء الله
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: hamed ، ELENOR ، oO DaViD Oo ، belteza ، سجاد313 ، حنین ، رسا ، سعدالدین ، Hadith

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۲:۵۰, ۱۳/اسفند/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/اسفند/۹۰ ۲۲:۵۱ توسط سجاد313.)
شماره ارسال: #11
آواتار
به نام خدا
سلام علیکم
به متونی از گاتاها در رابطه بااین موضوع توجه فرمایید
[b]گاثاها: ]
1ـ "كي اي مزدا، بامداد روز فراز آيد، جهان دين راستين فرا گيرد. با آموزشهاي فزايش بخش پرخرد رهانندگان؟ كيانند. آناني كه بهمن به ياري ايشان خواهد آمد؟ از براي آگاه ساختن، من تو را برگزيدم اي اهورا." (يسنا، هات46، بند3)
2ـ "به بدکيش تباهي سزد. اينان که آرزومندند ارجمند را خوار کنند، آن پست شمارندگانِ آيين که به کيفر ارزاني اند. کجاست آن داور درست کردار که زندگي و آزادي از آنان بربايد؟" (وهيئسوايسئت، گات سينا،هات 53)
فی امان الله
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۴۵, ۵/فروردین/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/فروردین/۹۱ ۱۵:۳۴ توسط rastin.)
شماره ارسال: #12
آواتار

قوم یهود، از اقوام نژاد سامی به شمار می‌روند. این نژاد را فرزندان سام، پسر نوح علیه السلام می‌دانند. نسل یهود از طریق حضرت یعقوب علیه السلام، به حضرت ابراهیم خلیل علیه السلام می‌رسد. این قوم، همراه اقوام بابلی، آشوری و کنعانی، تا چهار هزار سال پیش از میلاد، در جزیرة العرب با هم می‌زیسته و به شبانی مشغول بوده‌اند و در این میان نام‌ها و عنوان‌‌های مختلفی یافتند.





قدیمی‌ترین آن‌ها «عبری» یا «عبرانی» است که آن را از ریشه «عبور» دانسته‌اند و منظور، عبور حضرت ابراهیم علیه السلام از رود فرات به سوی جنوب است، از نام‌‌های دیگر، می‌توان به قوم «یهود» که از نام «یهودا» یکی از فرزندان حضرت یعقوب گرفته شده است اشاره كرد؛ و همچنین نام «بنی‌اسرائیل» که به علت نسبت به حضرت یعقوب که «اسرائیل» لقب داشت، بدین نام معروف شدند..


مفهوم آخرالزمان در طول تاریخ یهود تحولات زیادی را گذرانده است. در كتاب هایی كه از آخرالزمان سخن به میان آمده،‌ مطالبی مطرح شده كه از فرهنگ‌های بابلی، مصری، كنعانی، یونانی و ایرانی ریشه گرفته است. گروهی از كسانی كه در مجاورت بنی‌اسرائیل زندگی می‌كردند، به حیات پس از مرگ، به صورت زندگی در قبر عقیده داشتند. به همین دلیل، آنان همراه مردگان خود در گورها وسایل زندگی قرار می دادند تا در جهان دیگر از آنها استفاده كنند. برخی از پژوهشگران پنداشته‌اند یهودیان اعتقاد به رستاخیز مردگان را از ایرانیان عهد باستان گرفته اند. به گفته آنان، این اعتقاد پس از بازگشت از بابل پدید آمد. ایرانیان عقیده داشتند در زمان آینده، پس از آنكه «سپنته مئنیو» خدای خیر و روشنایی بر هماورد خود «اَنْگْره مِئنیو» خدای شر و تاریكی پیروز شود و او را نابود كند، مردگان برخواهند خاست. (1)


تورات کتاب مقدس یهودیان است که همراه مجموعه کتب دیگر(کتاب مقدس عبری یا کتب عهد عتیق)، کتب مقدس یهود (تنخ) را تشکیل می‌دهد. این کتب به چهار دسته تقسیم می‌شود:

1. تورا یا تورات که مشتمل بر پنج سِفر پیدایش، خروج، لاویان، اعداد و تثنیه است.


مسأله آخرالزمان و حکومت آرمانی موعود تاکنون، مورد توجه بسیاری از اندیشمندان یهودی قرار گرفته است؛ چنان ‌که اعتقاد به آن، از اصول ایمانی آن‌ها شناخته می‌شود و حتی امروزه، دولت‌مردان یهود، بعضی از سیاست‌‌های خود را با تکیه بر این موضوع توجیه کرده و آمادگی برای حکومت آخرالزمان را عامل سیاست‌‌های خود بیان می‌كنند


2. کتب انبیا (نبییم) که به دو بخش انبیای متقدم و متأخر تقسیم می‌شود. انبیای متقدم، به کتاب‌های یوشع، داوران، دو کتاب سموئیل و دو کتاب پادشاهان تقسیم می‌شود و بخش انبیای متاخر که شامل کتاب‌‌های اشعیا، ارمیا، حزقیال، هوشع، یوئیل، عاموس، میکاه، ناحوم، حبقوق، صفنیا، حجی، زکریا و ملاکی است.


3.مکتوبات یا کتوبیم (نوشته‌ها) كه کتاب‌‌های مزامیر داوود، امثال سلیمان، ایوب، غزل‌‌های سلیمان، روت، مراثی ارمیا، اِستر، جامعة سلیمان، دانیال، عزرا، نحمیا و دو کتاب تواریخ ایام را در بر می‌گیرد.


4. کتاب سبعینه (اپوکریفا) نیز یکی از کتب مهم یهودیان است و کتاب مقدس مسیحی، مطابق با آن است، این مجموعه، به سه بخش «کتاب‌‌های تاریخی»، «کتاب‌‌های حکمت، مناجات، شعر» و «کتاب‌‌های پیش گویی» تقسیم می‌شود. از سوی دیگر، «میشنا» یا همان تورات شفاهی، حاوی قوانین و مقررات الهی است و «تلمود» نیز در باره قوانین کتبی و شفاهی تورات است که پایه و اساس فقه یهود قلمداد می‌شود(2)


مسأله آخرالزمان و حکومت آرمانی موعود تاکنون، مورد توجه بسیاری از اندیشمندان یهودی قرار گرفته است؛ چنان‌که اعتقاد به آن، از اصول ایمانی آن‌ها شناخته می‌شود و حتی امروزه، دولت‌مردان یهود، بعضی از سیاست‌‌های خود را با تکیه بر این موضوع توجیه کرده و آمادگی برای حکومت آخرالزمان را عامل سیاست‌‌های خود بیان می‌كنند. در این آئین آخرالزمان «آچاریت هیامیم».(3) نام دارد كه طی آن هزاران حادثه برای واژگونی جهان كهنه و آغاز مرحلة جدیدی كه در آن همه انسان‌ها خداوند را ـ به عنوان كسی كه بر همه كس و همه چیز حكمرانی می‌كند ‌ـ می‌شناسند، رخ می‌دهد. یكی از حكیمان تلمود می‌گوید: «پایان دوران را برسان، اما اجازه بده من آن زمان را نبینم.» چون این دوره با كشمكش‌ها و رنج‌های فراوانی همراه خواهد بود.


تورات که مبنای اصول اساسی و اعتقادات و اندیشه یهودیت است، در بخش‌های نخستین، پس از شرح چگونگی تکوین جهان هستی، خلقت انسان و ذکر تاریخ پیامبران اولیه، هشدارهایی نسبت به آخرالزمان دارد، که در بیشتر پیشگویی‏های مربوط به آخرالزمان، خبرهای وحشتناك و نگران‏كننده‏ای وجود دارد. رؤیاها و هشدارها دربارة آخرالزمان و توصیف علائم ظهور موعود، از موضوع‌های رایج در ادبیات پیشگویی است و انبیا از تشویش ها و پریشانی های پیش از دوران گشایش سخن گفته‌اند.(4) در باب های 38 و 39 كتاب حزقیال، نبرد یأجوج و مأجوج(5) از نشانه‌های آخرالزمان به شمار رفته است.


توصیف و پیشگویی یوئیل از «روز عظیم و مهیب خداوند» و بلاهای طاقت‌‌فرسای آن و گردآوری «باقی‏ماندگان»، نمونه‏ای از این امور است: «آفتاب به تاریكی و ماه به خون مبدل خواهند شد؛ پیش از ظهور یوم عظیم و مهیب خداوند. و واقع خواهد شد هر كس نام خداوند را بخواند نجات یابد ...».(6)


mehrabnews.ir
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy30na
۲۰:۴۷, ۵/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #13
آواتار

در این گفتار بر آنیم تا به موضوع ادبیات آخرالزمانی مسیحی از دریچه تفکر هزراه گرایی که بخش لاینفک این دیدگاه را تشکیل می دهد، نظاره کنیم. باورهای یهودی – مسیحی به مساله آخرالزمان عموما با مفهوم هزاره گرایی به شکلی خاص تنیده شده است. توصیف آخرالزمان در الهیات مسیحی همواره با هزاره گرایی و برخی پیش گوییهای مرتبط به آن همراه بوده است. هزاره گرایی(1) یکی از باورهای آخرالزمانی و موعودگراست. که عمر جهان بشری و کره زمین را به دوره های گوناگونی تقسیم بندی می کند و پایان و شروع هر دوره را آبستن رویدادها و اتفاقاتی خاص و جهانشمول می داند. مساله هزاره گرایی از این باور حکایت می کند که عمر جهان بر هزاره های مختلفی تقسیم می شود و در هزاره پایانی، ظهور منجی(2) که از جمله پیشگوئی های میراث قدیمی ادیان است، اتفاق می افتد. پژوهشگران دریافته اند که هزاره گرایی تقریبا در همه فرهنگ های دینی و اجتماعی جهان یافت می شود. برخی از مسلمانان نیز تصور کرده اند که هزاره گرایی به عنوان یک اصل بی بدیل و حتمی الوقوع در اسلام وجود داشته و درباره چگونگی آن حدس و گمانهای مختلفی زده اند.

نمونه هایی از این عقیده را می توان در باور برخی از مسلمانان جستجو کرد. چرا که بعد از رحلت پیامبر اسلام، جریان های منحرف سیاسی، فقر فرهنگی، و عوام زدگی موجود در امت اسلامی، فرصتی را ایجاد کرد تا علمای یهود و نصاری دین مبین را مورد هجوم قرار داده و برخی از باورهای انگاشته شده در دین یهود و مسیح را در ساختار اعتقادی مسلمانان وارد کنند.

از این رو عده ای از مسلمانان بر این باور بودند که عمر جهان 6000 سال بوده و پیامبر اسلام در میانه هزاره ششم برانگیخته شده است. عده ای دیگر بر این باور بودند که عمر جهان 7000 سال است و رسول خدا، در آغاز هزاره هفتم مبعوث شده که در این صورت عمر اسلام 1000 سال خواهد بود.(3)

از اواخر قرن نهم هجری نیز این باور میان گروهی از مسلمانان پیدا شده بود که بدن حضرت رسول اکرم، صلی الله علیه وآله، تنها 1000 سال در قبر می ماند و نشانه های قیامت و قیام منجی، و ظهور دجال در قرن دهم خواهد بود. جلال الدین سیوطی، دانشمند بزرگ اهل سنت (متوفای 930 ق.) که شاهد گسترش این گرایش بوده، نادرستی آن را در رساله ای به نام «الکشف عن مجاوزة هذه الامة الالف » اثبات کرده است.(4)

مساله هزاره گرایی از این باور حکایت می کند که عمر جهان بر هزاره های مختلفی تقسیم می شود و در هزاره پایانی، ظهور منجی (2)که از جمله پیشگوئیها ی میراث قدیمی ادیان است ،اتفاق می افتد

اندیشه هزاره گرایی درمسیحیت در ابتدا به منزلة عرفان یهودیت ظاهر شد و با اعتقاد به ظهور موعود پدید آمد. در واقع، اندیشة انتظار ماشیح یا همان مسیحای یهود زیربنای مسیحیت شد.

در این راستا برخی از كتاب‏های مكاشفه یهودیان که به نوعی به مساله هزاره گرایی اشاره دارد، تحریف، و با آرمان‏های مسیحیان هماهنگ شد. آنان كتاب‏های مكاشفة تازه‏ای نیز نوشتند. انتظار و شوق بازگشت مسیح در بخش‏هایی از عهد جدید مانند رسالة اول و دوم به تسّالونیكیان و مكاشفة یوحنا بیشتر منعكس شده است و مسیحیان به كتاب مكاشفه یوحنّا در پایان عهد جدید بسیار اهمیت می‌دهند. برخی از رساله‏های عهد جدید مانند رساله اول و دوم به‌تیموتاؤس، رساله به تیطس و رساله‏های پطرس به تشكیل جامعة مسیحی و زندگی در این جهان اهتمام دارند.

به عقیدة مسیحیان، رستاخیز عیسی و بازگشت نهایی وی به جهان برای پایه‌گذاری پادشاهی خدا بر زمین، دنباله تحقّق پیشگویی های مربوط به رنج كشیدن او بود. بر این اساس، بخشی از پیشگوییها در زمان آن پیامبر الهی تحقّق یافت؛ ولی تحقّق كامل آرمان مسیحایی در آخرالزمان خواهد بود. چنانکه بر این باورند که از حضرت عیسی نقل شده که: «پسر انسان خواهد آمد، در جلال پدر خویش به اتفاق ملائكه خود، و در آن وقت هركس را موافق اعمالش جزا خواهد داد. هر آینه به شما می گویم كه بعضی در اینجا حاضرند كه تا پسر انسان را نبینند كه در ملكوت خود می آید، ذائقة موت را نخواهند چشید».(5)

از رویدادهای مهم آخرالزمان در ادبیات مسیحی، ظهور جنگ فرشتگان با اژدهای بزرگ یعنی شیطان و راندن او از بارگاه کبریایی و فروافتادنش بر زمین و ناکارشدن اوست. این بند کشیدن و درماندگی ابلیس هزار سال به درازا می کشد. پس از هزار سال ابلیس رها می شود تا یاجوج و ماجوج را گمراه کند و از آن پس به دریاچه کبریت و آتش افکنده خواهد شد و تا ابد عذاب خواهد کشید.(6 و7)

این باور که گویای ظهور محسوس شیطان در آخرالزمان و سیطره وی بر عالم می باشد قریب به دو هزار سال است که فکر بشر را به خود مشغول کرده است و گمانه زنیهای بسیاری را ایجاد نموده است، طوری که این باور تا کنون در شکل گیری نظریه ها، گروهها، داستانها و فیلمها نقش اساسی داشته است.

عده ای از مسلمانان بر این باور وبودند که عمر جهان 6000 سال بوده و پیامبر اسلام در میانه هزاره ششم برانگیخته شده است. عده ای دیگر بر این باور بودند که عمر جهان 7000 سال است و رسول خدا، در آغاز هزاره هفتم مبعوث شده که در این صورت عمر اسلام 1000 سال خواهد بود

دوران جدید حکومت مسیح نیز بر مبنای عهد جدید یا تفسیرهای آن ، متفاوت است و به طور کلی از چهل سال کمتر و از هفت هزار سال بیشتر نیست. برخی تفسیرها از این مدت به ابهام یاد کرده اند و مدت آن را برابر آفرینش جهان تا ظهور، از طوفان نوح تا ظهور و یا به اندازه عمر سه نسل دانسته اند و بنا بر یک پندار ، این دوران تنها یک دوران انتقالی میان زندگی این جهان و رستاخیز است.عهد جدید این دوره را ظاهرا هزار سال می داند:

«و آنانی را که وحش و صورتش را پرستش نکردند، و نشان او را بر پیشانی و دست خود نپذیرفتند که زنده شدند و با مسیح هزار سال سلطنت کردند.» (8)

«پس عیسی از هیكل بیرون شده، برفت و شاگردانش پیش آمدند تا عمارت های هیكل را بدو نشان دهند. عیسی ایشان را گفت: آیا همه این چیزها را نمی بینید؟ هر آینه به شما می گویم: در اینجا سنگی بر سنگی گذارده نخواهد شد كه به زیر افكنده نشود و چون به كوه زیتون نشسته بود، شاگردانش در خلوت نزد وی آمده، گفتند: به ما بگو كه این امور كی واقع می شود و نشان آمدن تو و انقضای عالم چیست؟ عیسی در جواب ایشان گفت: زنهار كسی شما را گمراه نكند؛ از آن رو كه بسا به نام من آمده، خواهند گفت كه من مسیح هستم و بسیاری را گمراه خواهند كرد و جنگ ها و اخبار جنگ ها را خواهید شنید؛ زنهار مضطرب نشوید؛ زیرا كه وقوع این همه لازم است، لیكن انتها هنوز نیست؛ زیرا قومی با قومی و مملكتی با مملكتی مقاومت خواهند نمود و قحطی ها و وباها و زلزله ها در جای ها پدید آید؛ اما همه اینها آغاز درد است.» (9)

در نتیجه این باورداشت ودیدگاه افراط گونه به آن ،که از واهمه مصیبتها و دشواریهای آخرالزمان و آموزه های کتابهای عهد قدیم و مکتب یهود ،سرچشمه می گیرد،برخی از مسیحیان را بر آن داشته تا با تطبیق شرایط و یا به نوعی تولید شرایط جدید،زمینه ظهور منجی را هر چه زودتر فراهم سازند. بارزترین این گروهها در طول تاریخ مسیحیت پروتستانها ( مسیحیان صهیونیزم) ،ایوانجلیستها( افراطیون مسیحی) و پیوریتانهای مسیحی بودند که بر اساس باورهای یهودی- مسیحی و بهانه بستر سازی برای ظهور منجی ،فجایع و جنایات زیادی را از خود در دل تاریخ به جای گذاشته اند.

پی نوشت:
1- Mellennialsim
2- Saviuor
3- المقدمة ابن خلدون، ص 413
4- رساله الحاوی للفتاوی . جلال الدین سیوطی
5- انجیل متی 16: 27-28
6- مکاشفه یوحنا،باب12،آیه7تا12
7- مکاشفه یوحنا،باب20،آیه1تا3وآیه7تا11
8- مکاشفه یوحنا،باب20،آیه4
9- انجیل متّی 11:11ـ14، 17: 11ـ13


mehrabnews.ir
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۰۶, ۵/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #14

چکیده
هر چند آینده نگری از ویژگی های انسان در طول تاریخ بوده و ادیان و متفکران بسیاری به این موضوع پرداخته اند، اما نگاه واقع بینانه و برخوردار از پشتوانه فکری و عقلانی به پایان تاریخ بشری و تفسیر و تحلیل عالمانه از چگونگی پهلو گرفتن کشتی رها شده در اقیانوس تاریخ، هنوز جای تحلیل و نقادی بسیار دارد.

در بین ادیان، اسلام با طرح روشن و مستدل خود از پایان تاریخ بشری، دست کم در برهه ای از آن، کاملاً موفق بوده است. اعتقاد به مهدویت در عالم تشیع، آینده بشر را در قالبی معقول، زیبا و امید بخش طرح کرده است. فیلسوفان نیز با تکیه بر اصول عقلانی و دلایل مستدل فلسفی، کمابیش به این موضوع پرداخته اند. هگل از زمره فیلسوفانی است که علی رغم اطلاعات کم ایشان از باورهای اسلامی در این زمینه، بر مبنای مقولات فلسفی خود، همچون پدیدارشناسی روح، آزادگی و خودگشایندگی روح در تاریخ، دیالکتیک و عقلانیت تاریخ، به طور مستوفی به این موضوع پرداخته و درصدد یافتن پاسخی عقلانی بر آن برآمده است. نوشتار حاضر، با مروری اجمالی به اصول تفکرات فلسفی هگل، این موضوع را از نگاه وی بررسی نموده است.

پیشگفتار
صرف نظر از جایگاه والای فرجام اندیشی و پرسش از آینده تاریخ بشری در طرح کلی ادیان، به ویژه اسلام که به این پرسش مهم، پاسخی شایسته داده است. فلسفه نیز بر مبنای روش عقلانی خود از پاسخگویی به این دغدغه فکری، غافل نبوده است؛ از این رو، در طول تاریخ فلسفه، تحلیل های فلسفی گوناگونی درباره فرجام اندیشی از سوی فیلسوفان ارایه شده است.

هگل، فیلسوف نام آشنای آلمانی، در مباحث فلسفی خود به طور گسترده به این موضوعِ مهم پرداخته است. وی با تکیه بر اصول فلسفی و دیالکتیک جاری و ساری، در بطن تاریخ، به بحث از فرایند شکوفایی روح می پردازد.

سیر مرحله ای روح، برای رسیدن به آزادی و خودشکوفایی آن، حرکت تاریخ جهان را کاملاً معقول، اندیشمندانه و رو به جلو نموده است. روح در سیر غایت محورانه خود، چیزی برتر از حوادث و حتی آداب و رسوم اجتماعی ملت ها و مسوولیت ها، تعهدها و تکلیف های اقوام بشری است. به تعبیر هگل، این غایت عمل مشیت خداوندی است که تحقق آن مشیت و ظهور و بروز آن، به دست مردانی تاریخی است که روح پنهان جهانی را محقق خواهند نمود.

هگل معتقد است: اصل تکامل را به این معنا نیز باید دانست که تعیّنی درونی و وضعی نهفته در سیر تاریخ وجود دارد که به تدریج به واقعیت می پیوندد. روح -که تاریخ میدان عمل اوست- هیچ گاه خویشتن را به بازی امکان و تصادف رها و سرگردان نمی کند. بلکه هر گونه امکان و تصادف را به زیر فرمان خود در می آورد.

دین، فلسفه و فرجام اندیشی
نگاه عقلانی به تاریخ، متفاوت از نگاه حوادثی و وقایعی به آن است؛ هر چند وقایع نگاری تاریخ می تواند ماده خامی برای تأمّلات عقلانیِ پیرامون آن باشد، اما ماهیت این دو از یکدیگر متفاوت و منفک اند. فلسفه تاریخ به حرکت هدفمند و معقول و انسانواره آن نظر دارد. سخن از حرکت رو به پیشرفت تاریخ صرف نظر از این که در چه بخش و بُعدی از آن باشد، سخنی مربوط به حوزه فلسفه تاریخ و روند عقلانی آن است؛ همچنین سخن از پسرفت تاریخی و یا زیگزال بودن این حرکت، ظهور و افول تمدّن ها، پایان تاریخ، آینده محتوم یا مختار انسانیت، مباحثی هستند که اغلب در حوزه کاری فیلسوفان مطرح شده اند.

بحث از آینده بشریت از زمره مباحث مشترک بین دین و فلسفه محسوب می شود. هم دینداران به تبع اندیشه های ملهم از دین نگاهی رو به پیش داشته اند و هم فیلسوفان در اطراف آن به تأمّل پرداخته و نظریه پردازی کرده اند.

در بین ادیان شاید نتوان دینی را یافت که به نوعی اندیشه آینده در آن یافت نشود. از اعتقاد به ظهور «مسیحا» در یهودیت، مفهوم «فار قلیط» (Paraclet) به معنای نجات دهنده و اندیشه عروج مسیح به آسمان در مسیحیت، دوران های تاریخ و «سوشیانت» در زرتشت گرفته تا اعتقاد به «اوتارها» در بودیسم و مظاهر برهمن، به نوعی همه، موضوعاتی در باره فرجام اندیشی در ادیان ابراهیمی و غیر ابراهیمی بوده اند.

مهدویت و فرجام اندیشی در اسلام
در بین ادیان، اسلام با طرح مسأله مهدویت و غیبت امام دوازدهم (علیه السّلام) از جایگاه ویژه ای برخوردار است. در احادیث مستند نبوی (صلی الله علیه و آله) و دیگر ائمه اطهار (علیهم السّلام) به این اعتقاد تصریح شده است (صدوق، 1405،باب 23).

اعتقاد به فردی خاص با اسم و رسم کاملاً معین و تاریخ مشخص و اوصاف و ویژگی های غیر قابل تردید و بدون تعیین زمانی خاص برای ظهور او، از شاخصه های منحصر به فرد این اعتقاد در اسلام است که هیچ دین دیگری به این روشنی و وضوح از آن سخن نگفته است.

انتظار ظهور او که با اصطلاح پربار و پرمعنای «فرج» (گشایش)، در بین متدینان این دین رواج یافت و طبق احادیث نبوی از عبادات برجسته اسلامی محسوب گردید، در ادیان دیگر یافت نمی شود. آماده سازی فردی و اجتماعی در زمینه های فکری، معنوی، مادی و فیزیکی و حتی جسمی از مشخصه ها و ویژگی های این اعتقاد در اسلام است. کارکردهای جامعه شناختی و روان شناختی این اعتقاد همچون امید آفرینی و آرامش بخشی آن در بین متدینان و ایجاد جنبش ها و حرکت های تاریخ ساز و احیاگر در عالم تشیّع، واقعیتی تاریخی و غیر قابل انکار است که عقیده به مهدویت را از آرمانی صرفاً ذهنی، روحی و یا فکری خارج کرده، آن را به نیروی محرک در تاریخ مبدل ساخته است.
اما از دیدگاهی دیگر، آموزه مهدویت در عالم تشیّع ریشه در اعتقاد به ولایت و امامت دارد و دور ولایت دوری است که پس از دور نبوی در عالم تشیّع آغاز گردیده است و همچنان تا پایان تاریخ ادامه می یابد (کربن، 1382، ص 12).

پس به هر دوری، ولی ای قائم است
آزمایش تا قیامت دایم است
مهدی و هادی، وی است ای راهجو
هم نهان و هم نشسته پیش او

پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله)، به اذن الهی، علی (علیه السّلام) مظهر تام ولایت شد و این رشته در دیگر امامان جریان یافت تا امام غایب، امامت، باطن نبوت است و رسالت در انبیای عظام الهی همچون اولوالعزم دارای دو ساحت نبوی و «ولوی» بوده است که ساحت ولوی آن به مراتب بر ساحت نبوی آن ترجیح تکوینی و تشریحی داشته است (آملی، 1368، ص 86)؛ دعوت مردمان به توحید الوهی و امام و ولایت، دعوت به توحید وجودی است. توحید الوهی نیز در سیر تکامل معرفتی خود به توحید وجودی منتهی می گردد؛ به همین دلیل است که انبیای بزرگ همچون حضرت ابراهیم(علیه السّلام) در مراحل تکامل علمی و عملی خود، پس از پشت سر نهادن آزمایش های بسیار سنگین، به مقام و مرتبه امامت رسیده و پا به عرصه ولایت می نهند.

توحید الوهی هر چند از منظر معرفتی مؤخر از توحید وجودی است، اما از منظر زمانی بر آن تقدّم دارد و توحید وجودی علی رغم این که از نظر معرفتی مقدم بر توحید الوهی است، از منظر تاریخی مؤخر از آن است. این تقدّم و تأخّر همچنان که در تشرّف پیامبران به آن مقامات رخ داده است، در تاریخ نیز این حرکت به همان ترتیب رخ خواهد داد؛ به این معنا که پیامبران ابتدا به مقام نبوت رسیده و آن گاه به مقام امامت نایل آمده اند.

دور نبوت نیز در تاریخ بشری مقدّم بر دور ولایت بوده است و اگر ساحت ولایت در انبیا، بعد از سیر تکامل معرفتی برای آنها رخ داده است -همچنان که در ابراهیم خلیل (علیه السّلام) چنین بوده است- پس می توان گفت: هدف و غایت نبوت، ولایت بوده است؛ و به همین گونه، در تاریخ بشری نیز آن گاه هدف و غایت نبوت ها و ادیان وحیانی محقق خواهد شد که ولایت در عالم تحقق عینی یابد. اگر غایت انکار ناپذیر حرکت انبیا تحول انسان ها و در پس آن، تحول در تاریخ بشری بوده است و انبیا سردمدار تحولات تاریخی، چه در زمان خود و چه بس از خود بوده اند. بنابراین، در مسیر حرکت تاریخ نیز این هدف باید به عینیت و تحقق برسد.

همچنان که افراد آدمیان می باید پس از طی مراحل تکامل از مرحله توحید الوهی به وادی توحید وجودی قدم نهند، جوامع انسانی نیز به تبع تحول فکری - روحی در بشر، این مسیر را طی خواهند کرد. اگر جوامع انسانی و تاریخ در حرکت تکاملی خود به سمت این ساحت پیش می روند، این حرکت رو به پیش در ولایت -که باطن نبوت و غایت و قصوای آن است -به تحقق می رسد. بر مبنای اعتقادات دینی و استدلالات فلسفی در اثبات حرکت جوهری صدرایی، جهان فیزیکی نیز در سیر تکاملی خود این مسیر را طی خواهد کرد و با همه عوالم کائنات خود، سودای وحدت داشته و سیر به عالم وحدانی را در سر می پروراند.

بنابراین، روح وحدت گرایی در همه عالم هستی، سریان و جریان دارد. نه تنها فرد انسانی، بلکه جوامع بشری و نه تنها جوامع بشری که همه عالم هستی و کاروان وجود، به سمت توحید در حرکتند و روزی به این غایت خواهند رسید. این غایت، همان غایت انبیای بزرگ و هدف ارسال رسل و انزال کتب آسمانی بوده است. آیات و روایات اسلامی سراسر بر این حقیقت -که قرآن کریم در آیه شریفه فرموده است- تأکید می ورزند: «وَ ما خَلَقتُ الجِنَّ و الإنسَ إِلاَّ لِیَعبُدُونِ»(ذاریات: 56).

برخی مفسّران، عبادت در این آیه را به معنای معرفت دانسته اند؛ چرا که اساساً بدون معرفت، عبادت واقعی تحقق نمی یابد و معرفت واقعی نیز از عبادت حقیقی منفک نخواهد شد؛ پس هدف خلقت، معرفت توحیدگرایانه به اوست: چنان که قرآن کریم فرموده است: «هُوَالأَوَّلُ وَ الآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَ البَاطِنُ وَ هُوَ بِکُلِّ شَیٍ عَلیِمٌ» (حدید: 3): او هم اول آفرینش است و هم آخر، هم ظاهر خلقت است و هم باطن. اوّلیت در این جا عین آخریت، و ظاهریت عین باطنیت است؛ پس اگر اول، توحید است، آخر نیز توحید است واگر باطن، توحید است، ظاهر نیز توحید است؛ چرا که او هم ظاهر و هم باطن است.

هگل و اندیشه فرجامین تاریخ
در بین فیلسوفان مغرب زمین هگل در نظام فلسفی خود به این موضوع به طور جدی پرداخته است؛ به گونه ای که مؤلّفه های اساسی و بنیادی این بحث در آثار وی به وضوح مشهود و آشکار است.

نگاه دیالکتیکی به عالم، خود نوعی حرکت وحدت گرایانه را در درون خود داشته است. توجه به روح یا ذهن از یک سو و مطلق یا مثال از سوی دیگر، ریشه های فکری - فلسفی این دیدگاه را شکل می دهد. نگاه فیلسوفانه وی به تاریخ و طرح عقلانیت تاریخی در فلسفه هگل ضمن این که وی را از دیگر فیلسوفان متمایز می سازد، با موضوع مورد بحث ارتباطی وثیق و تنگاتنگ پیدا می کند.

در گفتارها و نوشته های فلسفی هگل به وفور می توان نشانه های این سیر تاریخی را مشاهده کرد و حتی می توان آن را رابط مهم ترین مباحث فلسفی وی دانست.

الف) عقلانیت تاریخ و اندیشه فرجامین
هگل با وارد کردن عقل در تاریخ به مقوله مهم دیگر، یعنی مقوله ی آزادی، راه می جوید. معقولیت تاریخ امری است که هگل بدان اصرار می ورزد: «تنها اندیشه ای که فلسفه [برای بررسی تاریخ] به میان می آورد، اندیشه ساده عقل است؛ یعنی این اندیشه که عقل بر جهان فرمانرواست و در نتیجه، تاریخ جهانی نیز جریانی عقلانی دارد» (هگل، 1356، ص 31).

این معقولیت، تصادف و امکان را در تاریخ رد می کند و این خود اولین قدم برای پا نهادن در وادی اندیشه رو به پیش تاریخ است.

در تاریخ، ما باید غایتی کلی و مقصودی غایی بجوییم نه غایتی جزیی از روح ذهنی یا ذهن. این غایت کلی را باید به یاری عقل دریابیم؛ زیرا فقط عقل می تواند با غایت مطلق سروکار داشته باشد، نه با غایت محدود و جزیی. این غایت، محتوایی است که خودگواه خویشتن است و هر آن چه مایه دلبستگی انسانی است، بر آن استوار است (همان، ص 323).

هر چند این نوشتار سودای تطبیق همه جانبه مقولات فلسفی هگل با آموزه های دینی در باب مهدویت را ندارد و شاید چنین امری اصلاً ممکن نباشد، اما نمی توان این ادعا را نیز طرد کرد که برخی مقولات فلسفی او -هر چند بالاجمال و فی الجمله- با آموزه های دینی قابل تطبیق و بلکه منطبق است.

عقل در دستگاه فلسفی هگل همان جایگاهی را داراست که خدا در آموزه های دینی؛ و اگر جهان از خدا آغاز می گردد و در نهایت نیز به او می رسد (هو الاول و الاخر) و معاد همان مبدأ و مبدأ همان معاد است، عقل در نزد هگل نیز خود را می کاود و با این کاوش جهان به خود می آید و سرانجام نیز به خود باز می آید: «عقل بر خویشتن استوار است و غایت خود را در درون خود دارد؛ خود را به وجود می آورد و فعلیت می بخشد» (همان، ص 33).

اما در این میان، تحولات و دگرگونی های بی شمار تاریخی رخ می دهد که در یک تقسیم بندی، هگل آن ها را به سه نوع تاریخ تقسیم می کند:

1. تاریخ دست اول: تاریخی است که حضور تاریخ نگار در تحقق آن ها دخیل بوده است.

2. تاریخ اندیشیده: تاریخی که تاریخ نگار آن، از حوادث پا فراتر می گذارد و به روح وقایع می نگرد.

3. تاریخ فلسفی: در این نوع سوم، تاریخ نگار به حوادث و وقایع در زمینه ای خاص از زندگی قومی تکیه نمی کند، بلکه همان روح حاکم بر تاریخ را می نگرد که از مبدأ تا معاد را در خود داشته و دارد و خواهد داشت؛ گذشته برای آن معنا ندارد و هر چه هست، حاضر و شاهد است. این تاریخ، در کتاب و یا در نوشته و حتی اندیشه تاریخ نگار نیست، بلکه همان روح است و می کند.

ب) دیالکتیک هگلی و اندیشه فرجامین
برای فهم درست سخن هگل در این باب، باید به تفسیر وی از دیالکتیک دقت کرد. دیالکتیک در نظر هگل مفهوم منطقی صرف به معنانی ذهنی آن نیست. از آن جایی که اساساً مفهوم در فلسفه هگل تنها لفظ نیست، بلکه عین واقعیت است، منطق او نیز صرف لفظ نیست، بلکه عین واقعیت است.هگل در تاریخ فلسفه، اولین کسی است که دیالکتیک را به عنوان روش فلسفی کنار گذاشت و قدمت دیالکتیک را به اندازه خود فلسفه دانست و تاریخ را گواه بر این ادعای خود معرفی کرد.

گرایش هگل به این نظریه فلسفی که عقل بر جهان حاکم و فرمانرواست. از آن جا نشأت گرفت که وی دیالکتیک را به عنوان یک روش فلسفی کنار گذاشت و آن را در متن واقعیت و هستی وارد نمود؛ در نتیجه، تاریخ جهانی را دارای جریانی عقلانی دانست (برای توضیح بیشتر درباره معانی عقل و عقلانیت مورد نظر هگل درباره تاریخ، ر.ک به : فلاح رفیع، 1376، ص 22).

عقل در نظر هگل معادل کلمه "Vernunft" درآلمانی و کلمه "Reason" در انگلیسی است. در ترجمه های فارسی، از واژه های «خرد» ،«عقل» و «دلیل» برای این دو کلمه استفاده شده است. مقصود هگل از عقل، کشف دلیل یا جهت معقولیت می باشد و براساس منطق خود -که بر وحدت اندیشه و هستی استوار است- بر خلاف فیلسوفانی همچون کانت، هستی را فراگردی می داند که طی آن، یک چیز، حالت های گوناگون وجودش را در می یابد و فرا می گیرد و آنها را به درون وحدتِ کم و بیش پایداری از خود، فرا می خواند (مارکوزه، 1367، ص 80).

این فراگرد دیالکتیکی، قدرت برانگیزاننده اش را از فشار تفوق بر نفی می گیرد. دیالکتیک، فراگرد جهانی است که در آن، حالت وجد انسان ها و چیزها از روابط متناقض ساخته شده اند، به گونه ای که هر محتوای جزیی را تنها از طریق گذرا بر ضد آن می توان محقق ساخت. ضد هر چیز، بخش مکمل آن چیز است و محتوای کلی هر چیز، جامعیت روابط متضاد آن است.

چگونه می توان گفت روح مطلق یا جاویدان، فقط در پایان زمان حاصل می آید؟ زیرا اگر آن جاویدان، یعنی ازلی و ابدی است، واقعاً از ابتدا و به عبارت دیگر، همیشه و پیوسته بوده است؛ بنابراین اگر اصل تمامیت،تنها اصل در فلسفه هگل باشد، آن چه باید مطالعه شود، مساله ربط و نسبت تمامیت مضمر در ابتدا با تمامیت مطرح در انتهاست (وال، 1370، ص 888).

به یک معنا، ما با خودشکوفایی روح در تاریخ جهانی مواجه هستیم. آن چه محتوای دیالکتیک هگل بدان می رسد، این است که روح در تاریخ به خودشکوفایی می رسد و این امر در آینده تحقق خواهد یافت (در این جا توجه به بحث دور ولایت که پیش تر اشاره شد، ضروری است). به گفته کاپلستون: «این حقیقت که تاریخ جهان [تاریخ] خودگشایی روح است، می باید بر اثر باریک اندیشی در تاریخ نشان داده شود. در این باریک اندیشی، تاریخ را می باید آن چنان گرفت که هست؛ [یعنی] می باید "تاریخانه" و آزمونگرانه پیش رفت» (کاپلستون، 1367، ج7، ص 218).

چون فیلسوف می داند که واقعیت عبارت است از خودگشایی عقل بی کران، می داند که عقل می باید در تاریخ بشر عمل کند و برای کشف این اصل باید به مطالعه سیر رویدادها پرداخت تا بدان جا که به تعبیر دین باورانه، به تقدیری رسید که خداوند در تاریخ، آن را به مرحله عمل در خواهد آورد.

در منطق هگل هر چیزی را باید در ارتباط با چیزهای دیگر فهم کرد؛ به نحوی که این روابط، هستی واقعی آن چیز شوند. در فراگرد هستی، هگل به دو بی کرانی قایل است: بی کرانی نکوهیده یا ناسره و بی کرانه واقعی. وی بی کرانی نکوهیده را فعالیتی می داند که می کوشد فهم روابط را جدا از هم در نظر بگیرد تا دریابد هر رابطه در برگیرنده چه چیزی است و سپس در یک کوشش بیهوده برای تحدید و به پایان رساندن یک شناخته، یک رابطه را بر رابطه بعدی می افزاید؛ اما بی کرانی واقعی، بی کرانی چیزی در پشت یا فراسوی چیزهای کرانمند نیست. بلکه واقعیت راستین آن هاست و حالتی از وجود است که در آن، همه امکانات تحقق می یابند و هر موجودی به صورت فرجامین خود دست می یابد (مارکوزه، پیشین، ص 86).

بنابراین، هدف منطق هگل از یک سو، بیان صورت راستین یک چنین واقعیت نهایی است و از سوی دیگر، می خواهد نشان دهد که چگونه آن مفاهیمی که درصدد به دست آوردن این واقعیت اند، به این نتیجه می رسند که واقعیت مزبور، همان حقیقت مطلق است.

منطق هگل سه حوزه عمده از مقولات را در برمی گیرد که عبارتند از: مقولات هستی، ذات و صورت معقول. مقولات هستی، همچون مقوله چونی (کیفیت) و چندی (کمّیت) و اندازه، مفاهیمی هستند که شعور ساده و وجدان خام آدمی برای شناخت جهان به کار می برد.

مقولات ذات، مفاهیمی هستند که موضوع علومند و مقولات صورت معقول تصوراتی که موضوع فلسفه اند. به نظر هگل، تاریخ فلسفه، دارای سیر تحولی معینی است که در خلال آن مثال، به طور تدریجی و فزاینده ای از پس حجاب مکتب های پی در پی فلسفی، در طول زمان چهره عیان می کند؛ بدین سبب، تاریخ بازیگر اتفاق و هوس بازی کورکورانه نیست، بلکه جریان منطقی کمال یابنده ای است که مثال بر آن حکومت می کند.

بینش هگل درباره تاریخ،سراسر به این نظریه وابسته است. به عقیده او، تاریخ عمومی جهان، بازیگر تصادف کور نیست، بلکه پیشرفت آن تابع مثال (=خرد) است: «تاریخ، همان تظاهر تدریجی مثال در زمان است و این، همان چیزی است که دین آگاهان «مشیت الهی جهان» خوانده اند (استیس، 1371،ج1، ص 178).

هگل این نظریه را در ضمن شرح پیشرفت فلسفه، هنر، دین و تاریخ سیاسی به تفصیل اثبات می کند؛ اما نکته ای که در این جا باید بدان امعان نظر داشت، این است که بر مبنای منطق دیالکتیکی هگل -که همان منطق جهان عینی و واقعی است- فراگرد پایانی تاریخ با عبور از همه گردنه ها و پیچ و خم های توانفرسا، به نقطه ای می رسد که همه تضادهای درونی را در کام خود فرو می برد و مثال یا روح مطلق، حاکمیت بی چون و چرای خود را آشکار می سازد.

ادامه دارد ... .

منبع: وعده صادق
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲:۴۲, ۵/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #15
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم





دو كلمه‌ی «فرخنده» و «خجسته» در عربی به (محمّد و محمود) ترجمه می‌شود و این هر دو اسم، نام مبارك حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ می‌باشد، و شاید هم اشاره به «محمّد» و «احمد» باشد؛ زیرا در روایات اسلامی وارد شده است كه حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ دو نام دارد، یكی مخفی و دیگری ظاهری است، ‌نامی كه مخفی است «احمد» و آن كه ظاهر است «محمد» می‌باشد.


در این زمینه، در حدیثی از امیر مؤمنان علی ـ علیه السّلام ـ روایت شده است كه بر فراز منبر فرمود:
[/b]

«مردی از دودمان من در آخر الزمان ظهور می‌كند كه رنگش سفید مایل به سرخی ـ گندم گون ـ و شكمش كمی چاق و برآمده؛ رانهایش پهن، استخوان شانه‌هایش درشت، در پشت وی دو خال است: یكی به رنگ پوست بدنش و دیگری شبیه خال پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ است. و نیز دو نام دارد: یكی مخفی و دیگری ظاهر، ‌نامی كه مخفی است «احمد» و آن كه ظاهر است «محمّد» می‌باشد. چون پرچم خود را به اهتزاز درآورد، شرق و غرب جهان را روشن سازد و دست بر سر مردم گذارد، پس دل مؤمنان از آهن قوی‌تر گردد، خداوند، نیروی چهل مرد به آنان عطا فرماید، مرده‌ای نیست كه (با ظهور او) شادی به دل و قبرش راه نیابد، ارواح آنها در قبور به دیدار یكدیگر می‌روند و قیام حضرت قائم ـ علیه السّلام ـ را به همدیگر مژده می‌دهند.»[1]


اما تعیین مدّت دولت مهدی ـ علیه السّلام ـ و همچنین تفسیر «كرور» به چهار هزار سال با روایات اسلامی و اصطلاحات ریاضی توافق ندارد؛ زیرا در روایات اسلامی در مورد مدت حكومت حقّه به اختلاف سخن رفته و به طور قطع مدت حكومت آن حضرت مشخص نیست، و كرور نیز طبق اصطلاحات ریاضی در زمان گذشته عبارت از پانصد هزار است كه با تفسیر مذكور موافقت ندارد.


الف )بشارت ظهور حضرت ولی عصر ـ علیه السّلام ـ در كتاب «دید»


در كتاب «دید» كه از كتب مقدسه‌ی هندیان است بشارت ظهور مبارك حضرت ولی عصر ـ علیه السّلام ـ چنین آمده است:


«پس از خرابی دنیا، پادشاهی در آخر الزمان پیدا شود كه پیشوای خلایق باشد، و نام او «منصور» باشد و تمام عالم را بگیرد، و به دین خود درآورد، و همه كس را از مؤمن و كافر بشناسد، و هر چه از خدا بخواهد برآید.»[2]


در برخی از روایات اسلامی، ائمّه‌ی معصومین ـ علیهم السّلام ـ «منصور» را یكی از اسامی مبارك حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ خوانده، و آیه‌ی شریفه‌ی: «وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیِّهِ سُلْطاناً فَلا یُسرِفْ فِی القَتلِ اِنَّهُ كانَ مَنْصوراً»[3] را به آن حضرت تفسیر نموده‌اند كه آن یگانه باز مانده‌ی حجج الهی، , ولیّ خون مظلومان و منصور و مؤیّد من عند الله است.


و در همین رابطه در ضمن حدیثی از امام باقر ـ علیه السّلام ـ روایت شده است كه فرمود:
«القائِمُ مِنّا مَنصُورٌ بالرُّعْبِ، مُؤیَّدٌ بِالنَّصْرِ، تُطوی لَهُ الأرضُ، وَ تَظهَرُ لَهُ الكُنُوزُ، وَ یبلغ سُلطانُهُ المَشرَقَ وَ المَغرِبَ.»[4]
«قائم ما به وسیله‌ی رعب (در دل دشمنان) یاری می‌شود، و با نصرت الهی تأیید می‌گردد، زمین زیر پایش پیچیده می‌شود، و گنج‌های زمین برای او ظاهر می‌شود، و دولت او به شرق و غرب عالم می‌رسد».


ب )بشارت ظهور حضرت قائم ـ علیه السّلام ـ در كتاب «دادتگ»


در كتاب «دادتگ» كه از كتب مقدّسه‌ی برهمائیان هند است، بشارت ظهور مبارك حضرت «قائم ـ علیه السّلام ـ » چنین آمده است:


«بعد از آن كه مسلمانی به هم رسد، در آخر الزمان، و اسلام در میان مسلمانان از ظلم ظالمان و فسق عالمان و تعدّی حاكمان و ریای زاهدان و بی‌دیانتی امینان و حسد حاسدان بر طرف شود و به جز نام از آن چیزی نماند، و دنیا مملو از ظلم و ستم شود، و پادشاهان، ظالم و بی‌رحم شوند، و رعیّت بی‌انصاف گردند و در خرابی یكدیگر كوشند و عالم را كفر و ضلالت و فساد بگیرد، دست حق به در آید، و جانشین آخر «ممتاطا»[5] ظهور كند و مشرق و مغرب عالم را بگیرد و بگردد همه جا (همه‌ی جهان را) و بسیار كسان را بكشد و خلایق را هدایت كند، و آن در حالتی باشد كه تركان، ‌امیر مسلمانان باشند، و (او) غیر از حق و راستی از كسی قبول نكند.»[6]


آنچه در این بشارت و بشارت‌های قبلی در مورد ظهور مبارك حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ آمده است، اكثر آنها بدون كم و كاست با روایات اسلامی منطبق است، و ممكن است؛ برخی تصوّر كنند كه شاید بعضی از مطالب این پیشگویی كمی اغراق‌آمیز باشد، ولی باید توجّه داشت كه همه‌ی فرازهای این پیشگویی كه در ضمن، تعدادی از علایم ظهور را نیز بر شمرده است در بسیاری از روایات اسلامی آمده و حتّی در دو حدیث بسیار مفصّل و طولانی كه از رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ و امام صادق ـ علیه السّلام ـ در مورد حوادث قبل از ظهور از آن دو بزرگوار نقل شده به نفصیل سخن رفته است كه ما به جهت اختصار از نقل آنها صرف نظر می‌نماییم، و علاقه‌مندان می‌توانند به منابعی كه در پاورقی آورده‌ایم، مراجعه فرمایند.[7]


ج) بشارت ظهور حضرت حجت الله ـ علیه السّلام ـ در كتاب «ریگ ودا»


در كتاب «ریگ ودا» كه یكی از كتب مقدّسه هند است، بشارت ظهور حضرت حجت الله ـ علیه السّلام ـ چنین آمده است:
«ویشنو، در میان مردم ظاهر می‌گردد... او از همه كس قوی‌تر و نیرومندتر است... در یك دست «ویشنو» (نجات دهنده) شمشیری ماننده ستاره‌ی دنباله‌دار و دست دیگر انگشتری درخشنده دارد هنگام ظهور وی، خورشید و ماه تاریك می‌شوند و زمین خواهد لرزید.»[8]


در این بشارت، از ظهور انسانی ممتاز و با عظمت و برخی از نشانه‌های ظهور وی سخن رفته است كه در وقت ظهور با شمشیر آتش‌بار كه بسان ستاره‌ی دنباله‌دار است، قیام می‌كند. و این تعبیر (یعنی: قیام با شمشیر) تعبیر دقیق و لطیفی است كه مضمون آن در رابطه با ظهور حضرت ولی عصر ـ علیه السّلام ـ در احادیث اسلامی نیز آمده است.


زیرا بر اساس نصوص وارده و روایات متواتره‌ی اسلامی، ظهور مبارك آن یگانه منجی بشریّت و مظهر قدرت خداوندی كه برای نجات انسان‌ها از شرك، كفر، بت پرستی، ظلم و بیدادگری، و انحراف از جاده‌ی حق و حقیقت قیام خواهد كرد، با شمشیر خواهد بود.


در این زمینه، در حدیثی از امام صادق ـ علیه السّلام ـ روایت شده است كه در تفسیر آیه شریفه‌ی:


«وَلَنُذِیْقَنَّهُمْ مِنَ العَذابِ الأَدَنی دُوْنَ العَذابِ الأَكْبَر»[9]


فرمود:


«اَلأدنی: القَحطُ وَ الجَدِبْ، وَ الأكبَرُ: خُرُوجُ القائِمِ المَهْدِیّ ـ علیه السّلام ـ بِالسَّیفِ فِی آخِرِ الزَّمان»[10]
«عذاب پست‌تر، قحطی و خشكسالی است، ‌و عذاب بزرگ‌تر قیام مهدی ـ علیه السّلام ـ در آخر الزمان است.»


بنابراین، شكّی نیست كه منظور از ظهور آن انسان ممتاز در بشارت مذكور، همان وجود مقدس قائم آل محمد ـ علیه السّلام ـ است كه با شمشیر قیام می‌كند.


پیروی از حضرت مسیح ـ علیه السّلام ـ كه به نماز حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ اقتدا می‌كند، با آن حضرت بیعت و موافقت خواهند كرد.


آری! این مطلب مسلّم است كه (حضرت) مسیح ـ علیه السّلام ـ در آن قیام جهانی از همكاران و پیروان حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ خواهد بود، چنان كه روایات متواتره‌ی اسلام و همچنین آیاتی از انجیل كه به نزول (حضرت) مسیح ـ علیه السّلام ـ در زمان آخرین بشارت می‌دهد بر این دعوا گواه است.»[11]


خواننده‌ی گرامی! آنچه تا به اینجا گفته شد توضیح فرازی از بشارت كتاب «ریگ ودا» از كتب مقدس هند در مورد قیام منجی بشر حضرت ولی عصر ـ علیه السّلام ـ بود كه با استفاده‌ی از آیات و روایات اسلامی به صورت مختصر بیان گردید.


و امّا سایر فرازهای بشارت مزبور، در ضمن روایاتی كه در آینده از زبان مبارك پیامبر عظیم الشأن اسلام و سایر ائمّه معصومین ـ علیهم السّلام ـ بازگو خواهیم نمود كم و بیش به تفصیل خواهد آمد، و از این رو، چیزی در اینجا به آن اضافه نمی‌كنیم و تفسیر آن را به دست روایاتی كه بعداً خواهیم آورد، می‌سپاریم.


د) بشارت ظهور آخرین حجّت خدا ـ علیه السّلام ـ در كتاب «شاكمونی»:


در كتاب «شاكمونی» كه از كتب مقدّسه‌ی هندیان می‌باشد و به اعتقاد كفره‌ی هند، پیغمبر صاحب كتاب است و می‌گویند: وی بر اهل خطا و ختن مبعوث بوده است، بشارت ظهور آخرین حجّت خدا حضرت ولی عصر ـ علیه السّلام ـ چنین آمده است:


«پادشاهی و دولت دنیا به فرزند سیّد خلایق دو جهان «گشن» بزرگوار تمام شود، و او كسی باشد كه بر كوه‌های مشرق و مغرب دنیا حكم براند و فرمان كند، ‌و بر ابرها سوار شود، و فرشتگان كاركنان او باشند، و جنّ و انس در خدمت او شوند، و از «سودان» كه زیر خط «استوا» است تا سرزمین «تسعین» كه زیر قطب شمالی است و ماورای بحار و ماورای اقلیم هفتم و گلستان ارم تا باغ شداد را صاحب شود، و دین خدا یك دین شود و دین خدا زنده گردد و نام او «ایستاده» باشد، و خداشناس باشد.»[12]


«گشن» در لغت هندی نام پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ است كه در این بشارت فوق، فرزند برومند وی را به نام «ایستاده» و «خداشناس» نامیده، چنان كه شیعیان او را «قائم ـ علیه السّلام ـ » و حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ می‌خوانند.
و اما موضوع سوار شدن آن حضرت بر ابرهای آسمان كه در این بشارت آمده است، یكی از بزرگترین امتیازات آن موعود مسعود است كه نه تنها در بشارت فوق و مكرّراً در بشارت‌های انجیل از آن سخن رفته است؛ بلكه در روایات متواتره‌ی اسلامی نیز به صورت یك امر جدّی و خارق العاده مطرح گردیده است.


زیرا پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ و امامان معصوم ـ علیهم السّلام ـ در مواردی كه از ظهور مبارك آن ولی مطلق الهی سخن رانده‌اند، سیر و حركت آن مصلح بزرگ جهانی را در ایّام ظهور خارق العاده دانسته، و به پیروان خود مژده داده‌اند كه حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ با قدرت و حلال در حالی كه بر ابرهای آسمان سوار است، ظهور خواهد فرمود.





[b] -------------------------



[1] . بحارالانوار، ج51، ص35، ح4.
[2] . بشارات عهدین، ص245؛ او خواهد آمد، ص66؛ علائم الظهور كرمانی، ص18.
[3] . سوره‌ی اسراء، آیه‌ی 33، جهت اطلاع بیشتر به كتاب المحجّه ص127 ـ 129 مراجعه فرمایید.
[4] . بحارالانوا، ج52، ص191، ح24؛ بشاره الاسلام، ص99؛ و منتخب الاثر، ص292.
[5] . ممتاطا: در زبان هندی به معنی «محمد» است.
[6] . علائم الظهور كرمانی، ص18 ـ او خواهد آمد، ‌ص80.
[7] . بحارالانوار، ج6، ص306 از رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ و ج52، ص254 از امام صادق ـ علیه السّلام ـ كافی، ج8، ص36، 42 ـ مهدی موعود، ص1036، 1045 و بسیاری از منابع دیگر از تفسیر و حدیث.
[8] . او خواهد آمد، ص65 به نقل از كتاب ریگ ودا، ماندالای، 4 و 16 و 24.
[9] . سوره‌ی سجده، ‌آیه‌ی 21.
[10] . المحجه، ص173.
[11] . بشارات عهدین، ص259.
[12] . همان، ص242 ـ علائم الظهور كرمانی، ص17 ـ او خواهد آمد، ص65.
ظهور حضرت مهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از ديدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان ـ انتشارات مسجد جمكران

[/b]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy30na
۱۸:۴۱, ۱۴/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/تیر/۹۱ ۱۸:۴۳ توسط papillon.)
شماره ارسال: #16

به نام خداوند جانو خرد

موعود آخرالزمان‌ در اوستا ? استوت‌ ارت ? يا ? سوشيانت ? ناميده‌ مي‌شود، كه‌ در پهلوي‌ ? سوشيانس ? گويند. سوشيانس‌ به‌ معناي‌ سودمند است‌ و در گاتها به‌ معناي‌ رهاننده‌ يا نجات‌ دهنده‌ ذكر شده‌ است. در منابع‌ زردشتي‌ هر كجا سوشيانت‌ مطلق‌ آمده، آخرين‌ موعود اراده‌ شده‌ است. نويدهاي‌ مربوط‌ به‌ موعود آخرالزمان‌ در متن‌ اوستا موجود است‌ و در ميان‌ منابع‌ زردشتي‌ در كتاب‌ هفتم‌ دينكرد بيش‌ از همه‌ از ظهور سوشيانت‌ بحث‌ شده‌ است:
? چاره‌ و درمان‌ جميع‌ دردها و رنجها با اوست، رنج‌ و بيماري‌ و پيري‌ و ظلم‌ و بي ديني‌ و فساد را ريشه‌ كن‌ سازد. مردمان‌ ناپاك‌ را نابود سازد و همه‌ آنها را براندازد.

و در جاي ديگري مي گويد:
سوشيانت‌ (نجات‌ دهنده‌ بزرگ) دين‌ را به‌ جهان‌ رواج‌ دهد، فقر و تنگدستي‌ را ريشه‌ كن‌ سازد، ايزدان‌ را از دست‌ اهريمنان‌ نجات‌ داده، مردم‌ جهان‌ را همفكر و هم‌ گفتار و هم‌ كردار سازد.
___________________________________________
سوشینت یا سوشیانت یا سوشیانس یا استوت ارت (سودرسان، دانا) به عنوان رهایی بخش است که در دین زرتشت یا مزدیسنا منجی نهائی زمین بشمار می‌رود. کلمه «سوشیانس» که از ریشه «سو» به معنی سودمند است، در اوستا سئوشیانت (Saoshyant) آمده و در پهلوی به اشکال گوناگونی چون: سوشیانت، سوشیانس، سوشانس، سوشیوس یا سیوشوس آمده است.

(به معنی «سودبخش» یا «سودرسان» و در معنای گسترده, «رهاننده» یا «رهایی بخش» است.) در گاهان این صفت چند بار برای زرتشت آمده؛ اما در دیگر بخش‌های اوستا صفت یا عنوان هر یک از سه موعود زرتشتیان (اخوشیت ارت، اخوشیت نم, اَستَوت اِرِتَ) و بویژه سومین آنهاست که نام او «استوت ارت» (Astavt Eretah) است. (استوت ارت, هوشیدر و هوشیدر ماه)

در کتب قدیم زرتشتی آمده که با ظهور این صاحب‌زمان زرتشتی جهان پر از عدل و داد کند و نظم نوینی برپا شود و ظلم و ستم از بین می‌رود. بعد از ظهور وی همه مردم متدین خواهند بود و دوستی و مهربانی را پیشه خود خواهند ساخت. و از آن جا که مردم، گوسفندکشی و گوشت‏خواری را به کنار می‏گذارند نیروی آز کم می‏گردد. برکت زیاد می‏شود و گرسنگی از بین خواهد رفت. در زمان او سال ها 365 روزه خواهند بود و کبیسه ندارند. به وسیله دعای سوشیانت، "دیو آشموغ" که نمادی از شرک و گمراهی و دروغ است خواهد مُرد و سوشیانت با کمک یاران خود به نبرد با اهریمن خواهد شتافت او پنج بار، یَشت می‏کند که در هر یَشت او، یک‏پنجم اهریمنان، نابود خواهند شد. سوشیانت راه زرتشت را پیش می‏گیرد. در زمان او خوراک مردم، هفده‏سال از گیاهان است و سی‏سال از آب تغذیه می‏کنند و ده سال نیز خوراک مردم، مینوی است. بعد از آن که سوشیانت، جهان را از نو کرد، فرشگرد (رستاخیز) انجام خواهد شد
منشاء

در فروردین یشت، زامیادیشت، بندهش و جاماسب نامه از سوشیانت یاد شده و گفته شده که گرشاسب هم به عنوان یار سوشیانت ظاهر شده و در نوسازی جهان شرکت می‌کند.

در گاهان (گاتها) که سروده‌های خود زرتشت است و در آنها می‌توان باورهای وی را یافت اشاره چندانی به پایان جهان نشده است، اما چنین می‌نماید که در بندی از گاهان (یسنا ۴۳ بند ۳) سخن از مردی است که در آینده می‌آید و راه نجات را می‌یابد، همچنین در گاهان چند بار به واژه سوشینت بر میخوریم که در ادبیات بعدی زرتشت به صورت سوشیانس در آمده و منجی نهائی زرتشتی به شمار می‌آید.

خود زرتشت نیز به هنگام زندگی در پیرو باورانش، سوشیانت خوانده شده است هم چنین از افزون بر تایید مطلب، سوشیانت بصورت جمع آورده شده است و این یعنی که تعداد سوشیانت‌ها یکی نیست : ((... کی مزدا سپیدهٔ رخشان پیروزی جهان را بر خواهد گرفت؟کی رخشندگی آفتاب دین همه جا را تابان خواهد ساخت؟ کی سوشیانت‌ها فراوانی و زیادگی خواهند یافت تا از پرتو کار و کردارشان، دین گسترده شود. اینک سوشیانتی برای آموزش مردم برپاست و منم، زرتشت که پیرو تو هستم ای اهورا. همچنين در پاره اي ديگر از سرودهاي زرتشت نام سه سوشيانت به طور پيوسته که پس از هر هزاره ظهور ميکنند آمده که با توجه به رفتن سه تن مغان از ايران در هنگام ولادت عيسي ميتوان نتيجه گرفت1.برخي از مغان عيسي را به عنوان منجي پذيرفته بودند و به دستاويزي از برخي نشانه ها پي به ولادت او برده بودند2. هوشيدر يا اولين سوشيانت در دين زرتشت، عيسي ميباشد و با قرينه سازي ميتوان نتيجه گرفت هوشيدر ماه دومين سوشيانت که در اوستا از آن نام برده شده است، مهدي موعود شيعيان ميباشد.



توصیف سوشیانت


در توصیف سوشیانت در می‌آید که : ((کجایند آنانی که پرتو راستی وجودشان را فرا گرفته، که با نیرومندی برابر دیویسنان کینه جو ایستادگی کنند و به راستی ای مزدا، این چنین کسان‌اند رهانندگان، سوشیانت‌ها که برای به بار نشستن آیین با دیوان و دیوپرستان به پیکار برخاسته اند.

دانا بودن از ویژگی‌های سوشیانت است سوشیانت دراراي فرکياني بوده و در آخرالزمان ظهور کرده و نخست در کشوری بنام خونیرث که ایران در مرکزیت آن قرار دارد پادشاه شده و سپس بر تمام جهان چیره خواهد شد.

برپایهٔ یشت سیزدهم، بند 62م :زردشت از روی زمین رخت بر نبسته و نطفهٔ بر جای مانده و آن را 99999 فروشی نگاهبانی می‌کنند روزی؛ در هنگام به پایان رسیدن زمان، دوشیزه‌ای ازین نطفه بارور خواهد شد که بر تمام دشمنی دیوها و مردم پیروز خواهد شد. نام این دوشیزه اِرِدَت فِذری می‌باشد و از دو دوشیزهٔ دیگر به نام های((سروتَت فِذری)) و ((وَنگهوفِذری)) نیز یاد می‌شود. این سه از نطفه زردشت بارور شده و سه موعود مَزدَیَسنان که آخرین شان سوشیانت است؛ از آنها زاده خواهد شد. نام دیگر این رهایی بخش اَستوَت اِرِتَه می‌باشد که با ظهور وی، رستاخیز مردگان شروع شده و عمر جهان مادی به سر می‌رسد. این نام بخصوص (سوشیانت) برای تعیین آخرین موعود تخصیص یافته و او آخرین مخلوق اهورامزدا خواهد بود.

زامیاد یشت - مقدمه یشت : فرّ کیانی نیرومند را می ستاییم که مزدا آفریده است، کارامد و چالاک است و سرآمد همهٔ آفریدگان محسوب می شوذ. زیبا و بسیار درخشنده است که اهورا مزدا بدان سوشیانت و همراهانشان را پدید آورد، فرّی که از آن خداوند می‌باشد و آن را برآن سوشیانت و همراهان گماشت تا آنان جهانی نو بنیان کنند.جهانی همیشه تازه و جوان که پیری و بیماری و فساد در آن راه نباشد و همیشه جاودان می ماند، پس از آن که مردگان رستاخیر کنند و زندگان بی مرگ شود و چون آن سوشیانت به پیدایی و ظهور آید آرمان خویش روا و جهانی نو بنیان کند.درچنین جهانی که برپایهٔ اَشَه استوار است، جاودانگی برپا می‌شود، و دروغ دیگر باره به همان جایی رانده می وشد که از آن جا برای آسیب رسانیدن به راستی و گروندگان آن قیام کرده بود و نیست و نابود می‌گردد. زامیاد یشت کردهٔ چهاردهم : فرّ کیانی نیرومند را می ستاییم...هنگامی که اَستوَت اِرِتَه پدید می‌آید...

سوشیانش پیروزگر خوانده شده است. همچنین سوشیانت را آخرین مخلوق اهورامزدا دانسته‏اند. او به همراه خود فرّه کیانی را دارد و با‏چشم خود،از شش جهت تمام جهان را زیر نظر دارد. نهایت اینکه او به همه جهان سود می‏بخشد و به همه انسانها و حیوانات بی‏رنجی عطا می‏کند.

اما برخی دیگر از کتاب های پهلوی می‏گویند که در این مدت، سوشیانت بر کشور مرکزی کشور حکمرانی می‏کند و شش یار او به نامهای رَئوچَس چَئِشمَن، هوَرِچَئِشمَن، فرادَت خوارِنَه ویذَت خوارِنَه، وئُورو نِمه، وئُورو سوه به ترتیب بر سرزمینهای اَرِزه (کشورغربی)، سَوَه (کشور شرقی)، فِرَدذَفش (کشور جنوب شرقی) ویدَ ذَفش (کشور جنوب غربی) وُروبَرِشت (کشورشمال غربی)، وُروجَرِشت (کشور شمال شرقی) حکمرانی می‏کنند و مجری فرمانهای سوشیانت خواهند بود. در گاهان، "سوشیانت" چندین‏بار به صورت مفرد آمده است و در حقیقت، صفتی است که زرتشت به خود اطلاق می‏کند اما در یسنه 45: 11 او به صورت کسی است که اهریمن را ذلیل می‏کند. هم چنین در گاهان، سوشیانت به صورت جمع، بر زرتشت و یاران وی اطلاق می‏شود. در یسنه 43: 13 به کسانی هم که بر طبق فرمان اهوره مزدا و وجدان خود قدم بر می‏دارند نیز اطلاق شده است. در یسنه 46: 3 نیز سوشیانتها را راستاندیشانی می‏داند که هدفشان اهورامزداست و برای استواری جهان راستی تلاش می‏کنند و از آموزه‏ها و فرموده‏های اهورامزدا پیروی می‏کنند. در اوستای متأخر نیز نام وی دیده می‏شود. در "فروردین‏یشت" از سه منجی "اوخیشت ارت" ( پروراننده‏ی قانون) "اوخیشت‏نمه" (پروراننده‏ی نماز) و "استوت‏اَرت" ( فناناپذیر) آمده است. گاهی نیز واژه سوشیانت، به هر سه منجی اشاره دارد هرچند که این اسم، مخصوص منجی سوم است. در اوستای متأخر، واژه‏ی سوشیانت به صورت مفرد آمده که مقصود از آن منجی آخرالزمان بوده است برپایه یکی از باورهای محلی در منطقه هامون، روزگاری در آینده زمانی که دوشیزه ای در آب دریاچه هامون آبتنی می کند، بارور شده و فرزندی از وی پدید می آید که همان سوشیانت است. نتیجه رسوب این باور را در رسومات قدیمی مردم روستاهای اطراف این دریاچه می توان دید که هر ساله در زمانی معین زیباترین دوشیزه روستا را با آیینی خاص به لب دریاچه برده و به آبتنی وا می داشتند. باور به ظهور یک منجی نهایی از جمله باورهای مشترک اکثر ادیان و مذاهب است.[نیازمند منبع] همچنين در برخي از منابع از سواحل آبهاي کالن اوايه به عنوان زادگاه سوشيانت ذکر شده است. ظهور او در آخرالزمان رخ میدهد و با فر کیانی بر همه جهان چیره خواهد شد.


نشانی‌های ظهور سوشیانت


در جاماسب‌نامه در این مورد آمده که: «آنگاه که زمان هشیدر فرارسد علاماتی پدید آید، نخست اینکه شب‌ها روشن‌تر از همیشه باشد. دوم اینکه ستاره هتورنگ جای خود را بگرداند و به سوی خراسان گراید. سوم اینکه مردمان به همدیگر نیک‌اندیش نباشند و درآمد آنان یکی از دیگری بیشتر باشد. چهارم اینکه مردمان پیمان‌شکن باشند و عهد را نپایند. پنجم اینکه فرومایگان زبردست گردند و نیکان و پرهیزگاران زیردست گردند. ششم اینکه نابکاران سرکار آیند و اهل دانش و خرد خانه‌نشین گردند. هفتم اینکه دیو آز ستمکارتر باشد. هشتم اینکه جادویی در آن زمان رواج یابد. نهم اینکه حشرات مضر و چهارپایان شروع به زیان رساندن کنند. دهم اینکه بدخواهان دین بهی و دشمنان ایران و مخالفانش شروع به تمسخر دانشمندان و روحانیون دین ایران گردند و آنان را کوچک شمارند. یازدهم اینکه دروغ و ناسزا افزونتر شود و راستی و درستی خوار شمرده شود. دوازدهم اینکه تابستان از زمستان بازشناخته نشود. سیزدهم اینکه مهر و دوستی و آشتی به کینه و دشمنی و ستیزگی برگردد و مردم در پی نابودی یکدیگر باشند. چهاردهم اینکه آنانی که در آن زمان زاینده شوند ناپاک‌تر و ستمکارتر باشند و مرگشان زودتر فرارسد. پانزدهم اینکه بزرگان را ارجمند ندارند و محترمین بی‌شرم باشند و میل به دروغ و فتوای دروغ نمایند. شانزدهم اینکه دریاچه‌ای هست در سیستان که طغیان کند و شهرستان را آب ببرد و همه‌جای سیستان پر از آب باشد.»


منابع
↑ مهرداد مهرین. دین بهی، فلسفه دین زرتشت. چاپ اول. تهران: فروهر، ۱۳۶۲. ۷۸.
↑ (گات ها سرود پنجاه و سه -بند دوم، زامیاد یشت-یشت نوزدهم)
↑ (یسنا هات 46)
↑ هات 48
↑ (ارت یشت)
↑ (یشت سیزدهم بند 142، یشت نوزده-بند 92
↑ مهرداد مهرین. دین بهی، فلسفه دین زرتشت. چاپ اول. تهران: فروهر، ۱۳۶۲. ۷۸.

ویکی‌پدیای فارسی ذیل مدخل «آخر الزمان در دین زرتشت» از مقاله «آخر الزمان»
اوستا، ترجمه هاشم رضی

الهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

یا حق
...
..
.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: fereydun ، سجاد313
۲۱:۳۳, ۱۶/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/تیر/۹۱ ۲۱:۳۴ توسط hsmoa.)
شماره ارسال: #17
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

در میان کتب دینی یهود، آیات مربوط به منجی کمتر دستخوش تحریف ودستبرد متخاصمان قرار گرفته است.
برخی این امر را ناشی از گرایش شدید یهودیان به منجی دانسته آنچنان که "هارامبام" (موشی بن میمون) از بزرگان و اکابر یهود می گوید:
"هر فرد یهودی که به ماشیح معتقد نباشد و یا چشم به راه آمدنش نباشد منکر بیانات موسی و سایر پیامبران بنی اسرائیل است(*)

[/b]


پیدایش- 12
1ﺧﺪاوﻧﺪ ﺑﻪ اﺑﺮاهیم ﻓﺮﻣﻮد: «وﻻﻳﺖ، ﺧﺎﻧﻪ ﭘﺪری و ﺧﻮﻳﺸﺎوﻧﺪان ﺧﻮد را رها کن و ﺑﻪﺳﺮزﻣﻴﻨﯽ که ﻣﻦ ﺗﻮ را ﺑﺪاﻧﺠﺎ هداﻳﺖ ﺧﻮاهم ﻧﻤﻮد ﺑﺮو. 2ﻣﻦ ﺗﻮ را ﭘﺪر اﻣﺖ ﺑﺰرﮔﯽ ﻣﯽﮔﺮداﻧﻢ. ﺗﻮ را ﺑﺮکت ﻣﯽدهم و ﻧﺎﻣﺖ را ﺑﺰرگ ﻣﯽﺳﺎزم و ﺗﻮ ﻣﺎﻳﻪ ﺑﺮکت ﺧﻮاهی ﺑﻮد. 3 ﺁﻧﺎﻧﯽ را که ﺑﻪ ﺗﻮ ﺧﻮﺑﯽ کنند ﺑﺮکت ﻣﯽدهﻢ، و ﺁﻧﺎﻧﯽ را که ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﺪی ﻧﻤﺎﻳﻨﺪ ﻟﻌﻨﺖﻣﯽکنم. همه ﻣﺮدم دﻧﻴﺎ از ﺗﻮ ﺑﺮکت ﺧﻮاهند ﻳﺎﻓﺖ.»
---------------------------------------------------------------------------------
پیدایش -17
20 اﻣﺎ در ﻣﻮرد اﺳﻤﺎﻋﻴﻞ ﻧﻴﺰ ﺗﻘﺎﺿﺎی ﺗﻮ را اﺟﺎﺑﺖ ﻧﻤﻮدم و او را ﺑﺮکت ﺧﻮاهم داد و ﻧﺴﻞ او را ﭼﻨﺎن زﻳﺎد ﺧﻮاهم کرد که ﻗﻮم ﺑﺰرﮔﯽ از او ﺑﻪ وﺟﻮد ﺁﻳﺪ. دوازدﻩ اﻣﻴﺮ از ﻣﻴﺎن ﻓﺮزﻧﺪان او ﺑﺮﺧﻮاهند ﺧﺎﺳﺖ.

"آری تقاضای حضرت ابراهیم مبنی بر نائل آمدن افرادی از ذریه ایشان به مقام امامت اینگونه در خود تورات پاسخ داده می شود ،و جالب تر اینکه کلمه امام در قرآن مجید ۱۲ مرتبه تکرارشده است! کدام انسان جوینده معرفت وحقیقت است که با این لایل به حقانیت تشیع پی نبرد؟"

---------------------------------------------------------------------------------

شاید بیشترین اشارات به ظهور و آخر الزمان را باید در زبور حضرت داوود (علیه السلام) جستجو نمود تاجایی که از 150 بخش آن 35 و برخی 55 بخش را مربوط به آخر الزمان می دانند.
لذا بی سبب نیست که خداوند متعال در کلام الله مجید هنگام اشاره به سرنوشت مومنان در آخر الزمان توجه ما را به زبور جلب می نماید:
" و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون "
"و به راستی در زبور پس از تورات نوشتیم که بنگان صالح ما وارثان زمین خواهند بود"( سوره انبیا آیه 105 )



زبور -2
8 از ﻣﻦ درﺧﻮاﺳﺖ کن و ﻣﻦ همه ﻗﻮمها را ﺑﻌﻨﻮان ﻣﻴﺮاث ﺑﻪ ﺗﻮ خواهم ﺑﺨﺸﻴﺪ و ﺳﺮاﺳﺮ دﻧﻴﺎ را ﻣﻠﮏ ﺗﻮ ﺧﻮاهﻢ ﺳﺎﺧﺖ. 9 ﺗﻮ ﺑﺎ ﻋﺼﺎی ﺁهنین ﺑﺮ ﺁﻧﻬﺎ ﺣﻜﻮﻣﺖ ﺧﻮاهی کرد و ﺁﻧﻬﺎ را ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻇﺮوف ﮔﻠﯽ ﺧﺮد ﺧﻮاهی ﻧﻤﻮد.»
---------------------------------------------------------------------------------



زبور -37
27 اﮔﺮ از ﺑﺪی دوری ﻧﻤﺎﻳﯽ وﻧﻴﻜﻮﻳﯽ کنی در زﻧﺪﮔﯽ ﭘﺎﻳﺪار و کاﻣﻴﺎب ﺧﻮاهی ﺷﺪ. 28 زﻳﺮا ﺧﺪاوﻧﺪ اﻧﺼﺎف را دوﺳﺖ دارد و ﻋﺰﻳﺰان ﺧﻮد را ﺗﺮک ﻧﻤﯽکند، ﺑﻠﻜﻪ همیشه از ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺮاﻗﺒﺖ ﻣﯽﻧﻤﺎﻳﺪ. اﻣﺎ ﻧﺴﻞ ﺷﺮوران رﻳﺸﻪ کن ﺧﻮاهد ﺷﺪ. 29 ﻧﻴﻜﺎن، دﻧﻴﺎ را ﺑﻪ ارث ﺧﻮاهند ﺑﺮد و ﺗﺎ ﺑﻪ اﺑﺪ در ﺁن ﺳﻜﻮﻧﺖ ﺧﻮاهند ﻧﻤﻮد. 30از دهان اﻧﺴﺎن درﺳﺘﻜﺎر، ﺣﻜﻤﺖ ﺑﻴﺮون ﻣﯽﺁﻳﺪ و زﺑﺎن او ﺁﻧﭽﻪ را راﺳﺖ اﺳﺖ ﺑﻴﺎن ﻣﯽآﻨﺪ. 31 او اﺣﻜﺎم و دﺳﺘﻮرات ﺧﺪاوﻧﺪ را در دل ﺧﻮد ﺟﺎی دادﻩ اﺳﺖ و از راﻩ راﺳﺖ ﻣﻨﺤﺮف ﻧﺨﻮاهد ﺷﺪ. 32 ﺑﺪکاران، ﻧﻴﻜﻮکاران را هدف ﻗﺮار ﻣﯽدهﻨﺪ و درﺻﺪدﻧﺪ ﺁﻧﻬﺎ را از ﺑﻴﻦ ﺑﺒﺮﻧﺪ. 33 اﻣﺎ ﺧﺪاوﻧﺪ اﻳﺸﺎن را ﺑﻪ دﺳﺖ ﺑﺪکارانﻧﺨﻮاهد ﺳﭙﺮد و ﻧﺨﻮاهد ﮔﺬاﺷﺖ ﺑﻪ هنگم داوریﻣﺤﻜﻮم ﺷﻮﻧﺪ. 34 ﺑﻪ ﺧﺪاوﻧﺪ اﻣﻴﺪوار ﺑﺎش و اﺣﻜﺎم او را ﻧﮕﺎهدار و او ﺑﻤﻮﻗﻊ ﺗﻮ را ﺑﺮکت ﺧﻮاهد داد و ﺳﺮاﻓﺮاز ﺧﻮاهد ﻧﻤﻮد و ﺗﻮ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﺧﻮد ﻧﺎﺑﻮدی ﺑﺪکاران را ﺧﻮاهﯽ دﻳﺪ.
---------------------------------------------------------------------------------


زبور -45
4و3 ای ﭘﺎدﺷﺎﻩ ﻣﻘﺘﺪر، ﺷﻤﺸﻴﺮ ﺟﻼل و ﺟﺒﺮوﺗﺖ را ﺑﺮ کمر ﺧﻮﻳﺶ ﺑﺒﻨﺪو ﺷﻜﻮه مندانه ﺑﺮ اﺳﺐ ﺧﻮﻳﺶ ﺳﻮار ﺷﻮ ﺗﺎ از ﺣﻘﻴﻘﺖ و ﻋﺪاﻟﺖ و ﺗﻮاﺿﻊ دﻓﺎع کنی! ﻗﺪرﺗﺖ ﭘﻴﺮوزی ﺑﺰرﮔﯽ را ﻧﺼﻴﺐ ﺗﻮ ﻣﯽﮔﺮداﻧﺪ. 5 ﺗﻴﺮهای ﺗﻴﺰ ﺗﻮ ﺑﻪ ﻗﻠﺐ دﺷﻤﻨﺎﻧﺖ ﻓﺮو ﻣﯽروﻧﺪ؛ و ﻗﻮﻣﻬﺎ در ﺑﺮاﺑﺮ ﺗﻮ ﺳﻘﻮط ﻣﯽکنند. 6 ﺧﺪاوﻧﺪ ﺗﺨﺖ ﻓﺮﻣﺎﻧﺮواﻳﯽ ﺗﻮ را ﺟﺎوداﻧﯽ کردﻩ اﺳﺖ.ﺗﻮ ﺑﺎ ﻋﺪل و اﻧﺼﺎف ﺳﻠﻄﻨﺖ ﻣﯽکنی؛7 ﻋﺪاﻟﺖ را دوﺳﺖ داری و از ﺷﺮارت ﺑﻴﺰاری؛ ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ ﺧﺪاﻳﺖ ﺗﻮ را ﺑﺮﮔﺰﻳﺪﻩ و ﺗﻮ را ﺑﻴﺶ از هرکس دﻳﮕﺮ ﺷﺎد ﮔﺮداﻧﻴﺪﻩ اﺳﺖ. 8 همه ی رﺧﺘﻬﺎﻳﺖ ﺑﻪ ﺑﻮی ﺧﻮش ﻣﺮ و ﻋﻮد و ﺳﻠﻴﺨﻪ ﺁﻣﻴﺨﺘﻪ اﺳﺖ؛ در کاخ ﻋﺎج ﺗﻮ، ﻧﻮای ﻣﻮﺳﻴﻘﯽ ﮔﻮﺷﻬﺎﻳﺖ را ﻧﻮازش ﻣﯽدهد.
---------------------------------------------------------------------------------


زبور 67
4همه ی ﻗﻮﻣﻬﺎ ﺷﺎد ﺷﺪﻩ، ﺳﺮود ﺧﻮاهند ﺧﻮاﻧﺪ، زﻳﺮا ﺗﻮ از روی ﻋﺪل و اﻧﺼﺎف ﻣﺮدم را داوری ﻣﯽکنی وﺁﻧﻬﺎ را هداﻳﺖ ﻣﯽﻧﻤﺎﻳﯽ.
---------------------------------------------------------------------------------

زبور 68
1 ای ﺧﺪا، ﺑﺮﺧﻴﺰ و دﺷﻤﻨﺎﻧﺖ را ﭘﺮاکندﻩ ﺳﺎز. ﺑﮕﺬار ﺁﻧﺎﻧﯽ که از ﺗﻮ ﻧﻔﺮت دارﻧﺪ از ﺣﻀﻮرﺗﻮ ﺑﮕﺮﻳﺰﻧﺪ. 2ﭼﻨﺎﻧﻜﻪ دود در ﺑﺮاﺑﺮ ﺑﺎد ﭘﺮاکندﻩ ﻣﯽﺷﻮد، همچنان ﺗﻮ اﻳﺸﺎن را ﭘﺮاکندﻩ ﺳﺎز؛ همانگونه که ﻣﻮم در ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺁﺗﺶ ﮔﺪاﺧﺘﻪ ﻣﯽﺷﻮد، همچنان ﺑﮕﺬار ﮔﻨﺎهکاران در ﺣﻀﻮرت ﻧﺎﺑﻮد ﺷﻮﻧﺪ. 3 اﻣﺎ ﻧﻴﻜﻮکاران ﺷﺎدی کنند و در ﺣﻀﻮر ﺗﻮ ﺧﻮﺷﺤﺎل ﺑﺎﺷﻨﺪ؛ از ﺷﺎدیﻓﺮﻳﺎد ﺑﺮﺁورﻧﺪ و ﺧﻮش ﺑﺎﺷﻨﺪ
---------------------------------------------------------------------------------

زبور 69
3از ﺑﺲ ﻣﯽﻧﺎﻟﻢ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﻩام و ﮔﻠﻮﻳﻢ ﺧﺸﮏ ﺷﺪﻩ اﺳﺖ. ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﺁﻧﻘﺪر ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺗﻮ ﺑﻮدﻩ اﻧﺪ که ﺗﺎر ﮔﺸﺘﻪاﻧﺪ.
---------------------------------------------------------------------------------

زبور69
9ﺑﺮای ﺧﺪﻣﺖ در ﺧﺎﻧﻪ ی ﺗﻮ ﺷﻮر و هیجان دارم، از اﻳﻦ ﺟﻬﺖ ﻣﻮرد ﻣﻼﻣﺖ دﺷﻤﻨﺎﻧﺖ ﻗﺮارﮔﺮﻓﺘﻪام.
---------------------------------------------------------------------------------

زبور 69
6ﻓﺮزﻧﺪان ﺑﻨﺪﮔﺎﻧﺶ وارث ﺳﺮزﻣﻴﻦ ﻣﻮﻋﻮد ﺧﻮاهند ﺷﺪ و ﺁﻧﺎﻧﯽ که ﺧﺪا را دوﺳﺖ ﻣﯽدارﻧﺪ، در ﺁن زﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮاهند کرد.
---------------------------------------------------------------------------------

زبور 72
1ای ﺧﺪا، از ﻋﺪاﻟﺖ و اﻧﺼﺎف ﺧﻮد ﺑﻪ ﭘﺎدﺷﺎﻩ و ﺧﺎﻧﺪان او ﻋﻨﺎﻳﺖ آﻦ ﺗﺎ او ﺑﺮ ﻗﻮم ﺗﻮ ﻋﺎدﻻﻧﻪ ﺣﻜﻮﻣﺖ و داوری کند و ﻣﻈﻠﻮﻣﺎن را ﻣﻨﺼﻔﺎﻧﻪ دادرﺳﯽ ﻧﻤﺎﻳﺪ. 3 ﺁﻧﮕﺎﻩ در ﺳﺮاﺳﺮ ﺳﺮزﻣﻴﻦ ﻣﺎ ﺳﻼﻣﺘﯽ و ﻋﺪاﻟﺖ ﺑﺮﻗﺮار ﺧﻮاهد ﺷﺪ. 4 ﺑﺎﺷﺪ که ﭘﺎدﺷﺎﻩ ﺑﻪ داد ﻣﻈﻠﻮﻣﺎن ﺑﺮﺳﺪ و از ﻓﺮزﻧﺪان ﻓﻘﻴﺮانﺣﻤﺎﻳﺖ کند و ﻇﺎﻟﻤﺎن را ﺳﺮکوب ﻧﻤﺎﻳﺪ. 5ﺑﺎﺷﺪ که ﻗﻮمﺗﻮ ای ﺧﺪاوﻧﺪ، ﺗﺎ زﻣﺎﻧﯽ که ﻣﺎﻩ و ﺧﻮرﺷﻴﺪ در ﺁﺳﻤﺎنﺑﺎﻗﯽ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﺗﻮ را ﭘﻴﻮﺳﺘﻪ ﺑﺎ ﺗﺮس و اﺣﺘﺮام ﺳﺘﺎﻳﺶکنند. 6 ﺳﻠﻄﻨﺖ ﭘﺎدﺷﺎﻩ ﻣﺎ همچون ﺑﺎراﻧﯽ که ﺑﺮ ﮔﻴﺎهانﻣﯽﺑﺎرد و ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺑﺎرﺷﻬﺎﻳﯽ که زﻣﻴﻦ را ﺳﻴﺮاب ﻣﯽکند، ﭘﺮ ﺑﺮکت ﺧﻮاهد ﺑﻮد. 7 در زﻣﺎن ﺣﻜﻮﻣﺖ او، ﻣﺮدم ﺧﺪاﺷﻨﺎس کاﻣﻴﺎب ﺧﻮاهند ﺷﺪ و ﺗﺎ وﻗﺘﯽ که ﻣﺎﻩﺑﺎﻗﯽ ﺑﺎﺷﺪ، ﺻﻠﺢ و ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺑﺮﻗﺮار ﺧﻮاهد ﺑﻮد. 8 داﻣﻨﻪ یﻗﻠﻤﺮو او از درﻳﺎ ﺗﺎ ﺑﻪ درﻳﺎ و از رود ﻓﺮات ﺗﺎ دورﺗﺮﻳﻦ ﻧﻘﻄﻪ ی ﺟﻬﺎن ﺧﻮاهد ﺑﻮد. 9ﺻﺤﺮاﻧﺸﻴﻨﺎن در ﺣﻀﻮرش ﺗﻌﻈﻴﻢ ﺧﻮاهند آﺮد و دﺷﻤﻨﺎﻧﺶ ﺑﺨﺎک ﭘﺎﻳﺶ ﺧﻮاهند اﻓﺘﺎد. 10 ﭘﺎدﺷﺎهان ﺟﺰاﻳﺮ ﻣﺪﻳﺘﺮاﻧﻪ و ﺳﺮزﻣﻴﻦ ﺗﺮﺷﻴﺶ و ﻧﻴﺰ اهاﻟﯽ ﺷﺒﺎ و ﺳﺒﺎ ﺑﺮاﻳﺶ هداﻳﺎ ﺧﻮاهند ﺁورد. 11همه ی ﭘﺎدﺷﺎهان، او را ﺗﻌﻈﻴﻢ ﺧﻮاهند کرد و ﺗﻤﺎم ﻗﻮﻣﻬﺎ ﺧﺪﻣﺘﮕﺰار او ﺧﻮاهند ﺑﻮد. 12 وﻗﺘﯽ ﺷﺨﺺ ﻓﻘﻴﺮ و درﻣﺎﻧﺪﻩ از او کمک ﺑﺨﻮاهد، او را ﺧﻮاهد رهاﻧﻴﺪ. 13 ﺑﺮ اﻓﺮاد ﺿﻌﻴﻒ و ﻧﻴﺎزﻣﻨﺪ رﺣﻢ ﺧﻮاهد کرد و اﻳﺸﺎن را ﻧﺠﺎت ﺧﻮاهد داد. 14 ﺁﻧﻬﺎ را از ﻇﻠﻢ و ﺳﺘﻢ ﺧﻮاهد رهاﻧﻴﺪ، زﻳﺮا ﺟﺎن ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺮای او ﺑﺎ ارزش اﺳﺖ. 15 ﺑﺎﺷﺪ که ﭘﺎدﺷﺎﻩ ﭘﺎﻳﺪار ﺑﻤﺎﻧﺪ و ﻣﺮدم ﻃﻼی ﺷﺒﺎ ﺑﻪ او هدﻳﻪ دهند. ﻗﻮم او ﭘﻴﻮﺳﺘﻪ ﺑﺮاﻳﺶ دﻋﺎ کنند و او را ﻣﺘﺒﺎرک ﺧﻮاﻧﻨﺪ. 16 ﺳﺮزﻣﻴﻦ او ﭘﺮ از ﻏﻠﻪ ﺷﻮد و کوهستاﻧﻬﺎ ﻣﺎﻧﻨﺪ کوههای ﻟﺒﻨﺎن ﺣﺎﺻﻠﺨﻴﺰ ﮔﺮدد. ﺷﻬﺮها همچون ﻣﺰرﻋﻪهای ﭘﺮﻋﻠﻒ، ﺳﺮﺷﺎر از ﺟﻤﻌﻴﺖ ﺷﻮد. 17 ﻧﺎم ﭘﺎدﺷﺎﻩ هرﮔﺰ ﻓﺮاﻣﻮش ﻧﺸﻮد و ﺗﺎ ﺧﻮرﺷﻴﺪ ﺑﺎﻗﯽ اﺳﺖ ﺁوازﻩ ی او ﭘﺎﻳﺪار ﺑﻤﺎﻧﺪ. ﺗﻤﺎم ﻗﻮﻣﻬﺎی ﺟﻬﺎن ﺗﻮﺳﻂ او ﺑﺮکت ﺧﻮاهند ﻳﺎﻓﺖ و او را ﺧﻮاهند ﺳﺘﻮد. 18 ﻣﺘﺒﺎرک ﺑﺎد ﺧﺪاوﻧﺪ، ﺧﺪای اﺳﺮاﺋﻴﻞ! ﺗﻨﻬﺎ او ﻗﺎدر اﺳﺖ کارهای ﺑﺰرگ و ﺷﮕﻔﺖاﻧﮕﻴﺰ اﻧﺠﺎم دهد. 19 ﺷﻜﺮ و ﺳﭙﺎس ﺑﺮ ﻧﺎم ﻣﺠﻴﺪ او ﺑﺎد ﺗﺎ اﺑﺪاﻻﺑﺎد! ﺗﻤﺎم دﻧﻴﺎ از ﺷﻜﻮﻩ و ﺟﻼل او ﭘﺮ ﺷﻮد. ﺁﻣﻴﻦ! ﺁﻣﻴﻦ!
---------------------------------------------------------------------------------

زبور 130
5 ﻣﻦ ﺑﯽﺻﺒﺮاﻧﻪ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺧﺪاوﻧﺪ هستم و ﺑﻪ وﻋﺪﻩای که دادﻩ اﺳﺖ اﻣﻴﺪ ﺑﺴﺘﻪام. 6 ﺁری، ﻣﻦ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺧﺪاوﻧﺪ هستم ﺑﻴﺶ از کشیکچیانی که ﻣﻨﺘﻈﺮ دﻣﻴﺪن ﺳﭙﻴﺪﻩء ﺻﺒﺢ هستند!
---------------------------------------------------------------------------------

زبور 149
7شمشیر دو دمه در دست ایشان است تا از امتها انتقام بکشد .
---------------------------------------------------------------------------------

اشعیا 2
4ﺧﺪاوﻧﺪ ﺑﻪ ﺟﻨﮕﻬﺎی ﺑﻴﻦ ﻗﻮمها ﺧﺎﺗﻤﻪ ﺧﻮاهد داد و ﺁﻧﺎن ﺷﻤﺸﻴﺮهای ﺧﻮد را ﺑﻪ ﮔﺎو ﺁهن و ﻧﻴﺰه های ﺧﻮﻳﺶ را ﺑﻪ ارﻩ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﺧﻮاهند کرد. ﻗﻮم های دﻧﻴﺎ دﻳﮕﺮ در ﻓﻜﺮ ﺟﻨﮓ ﺑﺎ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﻧﺨﻮاهند ﺑﻮد.
---------------------------------------------------------------------------------

اشعیا 3
10 ﺑﻪ درﺳﺘﻜﺎران ﺑﮕﻮﻳﻴﺪ: «ﺳﻌﺎدﺗﻤﻨﺪی ﻧﺼﻴﺐ ﺷﻤﺎ ﺧﻮاهد ﺷﺪ و از ﺛﻤﺮﻩ ی کارهای ﺧﻮد ﺑﻬﺮﻩ ﻣﻨﺪ ﺧﻮاهید ﺷﺪ.» 11 وﻟﯽ ﺑﻪ ﺑﺪکاران ﺑﮕﻮﻳﻴﺪ: «وای ﺑﺮﺷﻤﺎ، زﻳﺮا ﻣﺼﻴﺒﺖ ﻧﺼﻴﺐ ﺷﻤﺎ ﺧﻮاهﺪ ﺷﺪ و ﺑﻪ ﺳﺰای اﻋﻤﺎﻟﺘﺎن ﺧﻮاهید رﺳﻴﺪ.»
---------------------------------------------------------------------------------

اشعیا 11
3ﺗﻤﺎم ﺧﻮﺷﯽ او در اﻃﺎﻋﺖ از ﺧﺪاوﻧﺪ ﺧﻮاهد ﺑﻮد. او ﺑﺮ اﺳﺎس ﺁﻧﭽﻪ دﻳﺪﻩ ﻳﺎ ﺷﻨﻴﺪﻩ ﻣﯽﺷﻮد داوری ﻧﺨﻮاهﺪ کرد؛4 ﺑﻠﻜﻪ از ﺣﻖ
ﻓﻘﺮا و ﻣﻈﻠﻮﻣﺎن دﻓﺎع ﺧﻮاهد کرد و از ﺑﺪکاراﻧﯽ که ﺑﺮ اﻳﺸﺎن ﻇﻠﻢ ﻣﯽکنند اﻧﺘﻘﺎم ﺧﻮاهد ﮔﺮﻓﺖ. 5 او ﺑﺎﻋﺪاﻟﺖ و ﺻﺪاﻗﺖ ﺣﻜﻮﻣﺖ ﺧﻮاهد کرد. 6در ﺁن زﻣﺎن ﮔﺮگ و ﺑﺮﻩ در کنار هم ﺑﺴﺮ ﺧﻮاهند ﺑﺮد، ﭘﻠﻨﮓ وﺑﺰﻏﺎﻟﻪ ﺑﺎ هم ﺧﻮاهند ﺧﻮاﺑﻴﺪ، ﮔﻮﺳﺎﻟﻪ ﺑﺎ ﺷﻴﺮ راﻩ ﺧﻮاهد رﻓﺖ؛ و ﻳﮏ آﻮدک ﺁﻧﻬﺎ را ﺑﻪ هر ﺟﺎ کهﺑﺨﻮاهد، ﺧﻮاهد راﻧﺪ. 7 ﮔﺎو در کنار ﺧﺮس ﺧﻮاهد ﭼﺮﻳﺪ، ﺑﭽﻪ ﺧﺮس و ﮔﻮﺳﺎﻟﻪ در کنار هم ﺧﻮاهند ﺧﻮاﺑﻴﺪ، و ﺷﻴﺮ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﮔﺎو ﻋﻠﻒ ﺧﻮاهد ﺧﻮرد. 8 ﺑﭽﻪ ی ﺷﻴﺮﺧﻮار در ﻣﻴﺎن ﻣﺎرها، ﺑﺪون ﺧﻄﺮ ﺑﺎزی ﺧﻮاهدکرد؛ و ﻃﻔﻠﯽ که از ﺷﻴﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ دﺳﺖ ﺧﻮدرا داﺧﻞ ﻻﻧﻪ ی اﻓﻌﯽ ﺧﻮاهد کرد ﺑﯽﺁﻧﻜﻪ ﺁﺳﻴﺐ ﺑﺒﻴﻨﺪ.
---------------------------------------------------------------------------------

اشعیا 26
2دروازه ها را ﺑﮕﺸﺎﻳﻴﺪ ﺗﺎ ﻗﻮم ﻋﺎدل و ﺑﺎ اﻳﻤﺎن وارد ﺷﻮﻧﺪ. 3 ای ﺧﺪاوﻧﺪ، ﺗﻮ کساﻧﯽ راکه ﺑﻪ ﺗﻮ ﺗﻮکل دارﻧﺪ و در ﻋﺰم ﺧﻮد راﺳﺨﻨﺪ درﺁراﻣﺶ کاﻣﻞ ﻧﮕﺎﻩ ﺧﻮاهی داشت
ادامه دارد



اشعیا 32
1زﻣﺎﻧﯽ ﺧﻮاهد رﺳﻴﺪ که ﭘﺎدﺷﺎهی ﻋﺎدل ﺑﺮ ﺗﺨﺖ ﺳﻠﻄﻨﺖ ﺧﻮاهد ﻧﺸﺴﺖ و رهبراﻧﯽ ﺑﺎ اﻧﺼﺎف ﻣﻤﻠﻜﺖ را ادارﻩ ﺧﻮاهند کرد. 2 هر ﻳﮏ از ﺁﻧﺎن ﭘﻨﺎهگاهی در ﺑﺮاﺑﺮ ﺑﺎد و ﻃﻮﻓﺎن ﺧﻮاهد ﺑﻮد. ﺁﻧﺎن ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺟﻮی ﺁب در ﺑﻴﺎﺑﺎن ﺧﺸﮏ، و ﻣﺜﻞ ﺳﺎﻳﻪ ی ﺧﻨﮏ ﻳﮏ ﺻﺨﺮﻩ ی ﺑﺰرگ در زﻣﻴﻦ ﺑﯽﺁب و ﻋﻠﻒﺧﻮاهند ﺑﻮد؛3و ﭼﺸﻢ و ﮔﻮش ﺧﻮد را ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻧﻴﺎزهای ﻣﺮدم ﺑﺎز ﻧﮕﻪ ﺧﻮاهند داﺷﺖ. 4 ﺁﻧﺎن ﺑﯽﺣﻮﺻﻠﻪ ﻧﺨﻮاهند ﺑﻮد ﺑﻠﻜﻪ ﺑﺎ ﻓﻬﻢ و ﻣﺘﺎﻧﺖ ﺑﺎ ﻣﺮدمﺳﺨﻦ ﺧﻮاهند ﮔﻔﺖ. 5در ﺁن زﻣﺎن، اﻓﺮاد ﭘﺴﺖ و ﺧﺴﻴﺲ دﻳﮕﺮ ﺳﺨﺎوﺗﻤﻨﺪ وﻧﺠﻴﺐ ﺧﻮاﻧﺪﻩ ﻧﺨﻮاهند ﺷﺪ. 6هر که ﺷﺨﺺ ﺑﺪکاری راﺑﺒﻴﻨﺪ، او را ﺧﻮاهد ﺷﻨﺎﺧﺖ و کسی ﻓﺮﻳﺐ ﺁدﻣﻬﺎی رﻳﺎکار را ﻧﺨﻮاهد ﺧﻮرد؛ ﺑﺮ همه ﺁﺷﻜﺎر ﺧﻮاهد ﺷﺪ که ﺳﺨﻨﺎن ﺁﻧﺎن در ﻣﻮرد ﺧﺪاوﻧﺪ دروغ ﺑﻮدﻩ و ﺁﻧﺎن هرﮔﺰ ﺑﻪ ﮔﺮﺳﻨﮕﺎن کمک ﻧﻜﺮدﻩاﻧﺪ7 ﻧﻴﺮﻧﮓ و ﭼﺎﭘﻠﻮﺳﯽ اﺷﺨﺎص ﺷﺮور و دروﻏﻬﺎﻳﯽ که ﺁﻧﺎن ﺑﺮای ﭘﺎﻳﻤﺎل کردن ﺣﻖ ﻓﻘﻴﺮان در دادﮔﺎﻩ ﻣﯽﮔﻮﻳﻨﺪ، اﻓﺸﺎ ﺧﻮاهد اﺷﺨﺎص ﮔﺮدﻳﺪ. 8 اﻣﺎ ﺧﻮب در ﺣﻖ دﻳﮕﺮان ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ و ﺑﺎﮔﺬﺷﺖ ﺧﻮاهند ﺑﻮد و ﺧﺪا اﻳﺸﺎن را ﺑﺨﺎﻃﺮ کارهای ﺧﻮﺑﺸﺎن ﺑﺮکت ﺧﻮاهد داد
---------------------------------------------------------------------------------

دانیال 12 (زمان آخر)
1آن ﻓﺮﺳﺘﺎدﻩ ی ﺁﺳﻤﺎﻧﯽ که ﻟﺒﺎس کتان ﺑﺮﺗﻦ داﺷﺖ، در اداﻣﻪ ی ﺳﺨﻨﺎﻧﺶ ﮔﻔﺖ: «در ﺁن زﻣﺎن، ﻓﺮﺷﺘﻪ ی اﻋﻈﻢ، ﻣﻴﻜﺎﺋﻴﻞ، ﺑﻪ ﺣﻤﺎﻳﺖ از ﻗﻮم ﺗﻮ ﺑﺮﺧﻮاهد ﺧﺎﺳﺖ. ﺳﭙﺲ ﭼﻨﺎن دوران ﺳﺨﺘﯽ ﭘﻴﺶ ﺧﻮاهد ﺁﻣﺪ که در ﺗﺎرﻳﺦ ﺑﺸﺮ ﺑﯽﺳﺎﺑﻘﻪ ﺑﻮدﻩ اﺳﺖ، اﻣﺎ هر که از ﻗﻮم ﺗﻮ ﻧﺎﻣﺶ در کتاب ﺧﺪا ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ، رﺳﺘﮕﺎر ﺧﻮاهد ﺷﺪ. 2 ﺗﻤﺎم ﻣﺮدﮔﺎن زﻧﺪﻩ ﺧﻮاهند ﺷﺪ ﺑﻌﻀﯽ ﺑﺮای زﻧﺪﮔﯽﺟﺎوداﻧﯽ و ﺑﺮﺧﯽ ﺑﺮای ﺷﺮﻣﺴﺎری و ﺧﻮاری ﺟﺎوداﻧﯽ.

اینجا دقیقا به مساله رجعت اشاره میکند و در قسمت زیر نظر علامه مجلسی در باره رجعت را میخوانیم:
"تمام طائفه شيعه اين مسأله را در هر عصرى از علما و راويان پيش از خود روايت كرده‏اند.
من فكر ميكنم كه هر كس در موضوع رجعت‏ ترديد كند، در منصب امامت ائمه اطهار شك دارد، ولى چون نمى‏تواند آن را در بين مؤمنين اظهار كند، با حيله و نيرنگ بمنظور تخريب دين حنيف اسلام شبهاتى در باره رجعت‏ كه ناشى از ملحدان بى‏دين است القا نموده، و افكار مردم ضعيف الايمان را از اعتقاد بآن منحرف ميسازدتمام طائفه شيعه اين مسأله را در هر عصرى از علما و راويان پيش از خود روايت كرده‏اند.

من فكر ميكنم كه هر كس در موضوع رجعت‏ ترديد كند، در منصب امامت ائمه اطهار شك دارد، ولى چون نمى‏تواند آن را در بين مؤمنين اظهار كند، با حيله و نيرنگ بمنظور تخريب دين حنيف اسلام شبهاتى در باره رجعت‏ كه ناشى از ملحدان بى‏دين است القا نموده، و افكار مردم ضعيف الايمان را از اعتقاد بآن منحرف ميسازد"(**)
---------------------------------------------------------------------------------

دانیال 12
3 «اﻣﺎ ای داﻧﻴﺎل، ﺗﻮ راﻩ ﺧﻮد را اداﻣﻪ ﺑﺪﻩ ﺗﺎ ﭘﺎﻳﺎن زﻧﺪﮔﯽات ﻓﺮا رﺳﺪ و ﺑﻴﺎراﻣﯽ. اﻣﺎ ﺑﺪان که در زﻣﺎنﺁﺧﺮ زﻧﺪﻩ ﺧﻮاهی ﺷﺪ ﺗﺎ ﭘﺎداش ﺧﻮد را ﺑﮕﻴﺮی
مجدادا اشاره به رجعت شده است
---------------------------------------------------------------------------------
میکاه 4 (صلح جهانی)
3 ﺧﺪاوﻧﺪ در ﻣﻴﺎن ﻗﻮمها داوری ﺧﻮاهد کرد و ﺑﻪ اﺧﺘﻼﻓﺎت ﺑﻴﻦ ﻗﺪرﺗﻬﺎی ﺑﺰرگ در ﺳﺮزﻣﻴﻨﻬﺎی دور دﺳﺖ ﭘﺎﻳﺎن ﺧﻮاهد ﺑﺨﺸﻴﺪ. اﻳﺸﺎن ﺷﻤﺸﻴﺮها و ﻧﻴﺰﻩ های ﺧﻮد را درهم ﺷﻜﺴﺘﻪ، از ﺁﻧﻬﺎ ﮔﺎوﺁهن و ارﻩ ﺧﻮاهند ﺳﺎﺧﺖ. دوﻟﺘﻬﺎ دﻳﮕﺮ ﺑﺠﺎن هم ﻧﺨﻮاهند اﻓﺘﺎد و ﺧﻮد را ﺑﺮای ﺟﻨﮓ ﺁﻣﺎدﻩ ﻧﺨﻮاهند کرد. 4 هر کس در ﺧﺎﻧﻪ ی ﺧﻮد در ﺻﻠﺢ و اﻣﻨﻴﺖ زﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮاهد کرد، زﻳﺮا ﭼﻴﺰی که ﺑﺎﻋﺚ ﺗﺮس ﺷﻮد وﺟﻮد ﻧﺨﻮاهد داﺷﺖ. اﻳﻦ وﻋﺪﻩ را ﺧﺪاوﻧﺪ ﻗﺎدر ﻣﺘﻌﺎل دادﻩ اﺳﺖ. 5 ﻗﻮم های ﺟﻬﺎن ﺧﺪاﻳﺎن ﺧﻮد را ﻋﺒﺎدت ﻣﯽکنند و از ﺁﻧﻬﺎ ﭘﻴﺮوی ﻣﯽﻧﻤﺎﻳﻨﺪ، وﻟﯽ ﻣﺎ ﺗﺎ اﺑﺪ ﺧﺪاوﻧﺪ، ﺧﺪای ﺧﻮد را ﻋﺒﺎدت ﺧﻮاهیم کرد و از او ﭘﻴﺮوی ﺧﻮاهیم ﻧﻤﻮد.
---------------------------------------------------------------------------------

حیقوق 2
3تا5 اگر چه تاخیر نماید، برایش منتظر باش زیراکه البته خواهد آمد و درنگ نخواهد نمود... بلکه جمیع امت ها را نزد خود جمع می کند و تمامی قوم ها را برای خویشتن فراهم می آورد.

در عیون الاخبار ج 1 ص 134آمده است حضرت حیقوق نبی که در تویسرکان مدفون است از منتظران سرسخت حضرت حجت بوده و شعار دائمش "الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم " بوده است . ایشان در کتاب خود که شامل سه باب است با مضامینی واضح به رستگاری مومنین و بعثت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) به عنوان خاتم النبین بشارت می دهند.امام رضا (علیه السلام) نیز در مجلس مامون از جاثِلیق که ازعلما و بزرگان قوم یهود بوده است، سوال می فرمایند: آیا سخن او را درباره ظهور حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) در تورات دیده ای؟ گفت آری و تصدیق می کنم.گفتنی است پیکر مطهر آن نبی بزرگ و منتظر حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به شکلی معجزه آسا در سال ۱۳۷۲ (ه.ش) در جریان حفری های چند تن یهودی در مرقد مطهرشان در تویسرکان سالم نمایان شد.(***)
---------------------------------------------------------------------------------

زکریا-2
ﻓﺮﺷﺘﻪای که ﺑﺎ ﻣﻦ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯽکرد، ﻣﺮا ﻣﺜﻞ ﺷﺨﺼﯽ که ﺧﻮاﺑﻴﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﻴﺪار کرد . 2ﺳﭙﺲاز ﻣﻦ ﭘﺮﺳﻴﺪ: «ﭼﻪ ﻣﯽﺑﻴﻨﯽ؟»ﺟﻮاب دادم: «ﭼﺮاﻏﺪاﻧﯽ از ﻃﻼ ﻣﯽﺑﻴﻨﻢ که هفتﭼﺮاغ دارد و ﺑﺮ ﺳﺮ ﺁن روﻏن ﺪاﻧﯽ هﺴﺖ که ﺑﻮﺳﻴﻠﻪ هفت ﻟﻮﻟﻪای که ﺑﻪ ﺁن ﻣﺘﺼﻞ اﺳﺖ ﺑﻪ ﭼﺮاﻏﻬﺎ روﻏﻦ ﻣﯽرﺳﺎﻧﺪ. 3همچنین دو درﺧﺖ زﻳﺘﻮن ﻣﯽﺑﻴﻨﻢ که ﻳﻜﯽ در ﻃﺮف راﺳﺖ و دﻳﮕﺮی در ﻃﺮف ﭼﭗ ﭼﺮاﻏﺪانﻗﺮار دارد.» 4ﺳﭙﺲ از ﻓﺮﺷﺘﻪ ﭘﺮﺳﻴﺪم: «ای ﺳﺮورم اﻳﻨﻬﺎ ﭼﻴﺴﺘﻨﺪ و ﭼﻪ ﻣﻌﻨﺎﻳﯽ دارﻧﺪ؟»5ﮔﻔﺖ: «ﻧﻤﯽداﻧﯽ؟» ﮔﻔﺘﻢ: «ﻧﻪ، ﻧﻤﯽداﻧﻢ.» 10 ﮔﻔﺖ: «اﻳﻦ هفت ﭼﺮاغ ﻧﺸﺎﻧﻪای هستند از ﭼﺸﻤﺎنﺧﺪاوﻧﺪ که همه ﺟﺎی دﻧﻴﺎ را زﻳﺮ ﻧﻈﺮ دارﻧﺪ.» 11ﺳﭙﺲ ﭘﺮﺳﻴﺪم: «ﺁن دو درﺧﺖ زﻳﺘﻮن دو ﻃﺮف ﭼﺮاﻏﺪان12و ﺁن دو ﺷﺎﺧﻪء زﻳﺘﻮن کنار دو ﻟﻮﻟﻪء ﻃﻼ که از ﺁﻧﻬﺎ روﻏﻦ ﻣﯽرﻳﺰد، ﭼﻪ هستند؟»13 ﮔﻔﺖ: «ﻧﻤﯽداﻧﯽ؟» ﮔﻔﺘﻢ: «ﻧﻪ، ﻧﻤﯽداﻧﻢ.» 14 ﺁﻧﮕﺎﻩ او ﺑﻪ ﻣﻦ ﮔﻔﺖ: «ﺁﻧﻬﺎ ﻧﺸﺎﻧﻪ ی دو ﻣﺮدی هستند که ﺧﺪاوﻧﺪ، ﻣﺎﻟﮏ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺟﻬﺎن، ﺁﻧﻬﺎ را ﺑﺮﮔﺰﻳﺪﻩ وﻣﺴﺢ کردﻩ ﺗﺎ او را ﺧﺪﻣﺖ کنند.»

در این قسمت مستقیما به نزول حضرت عیسی (علیه السلام) و حضرت مهدی (علیه السلام) اشاره میکند و از این دست مطالب کمتر در کتاب مقدس شاهد هستیم

---------------------------------------------------------------------------------

زکریا 9
9«ای ﻗﻮم ﻣﻦ، ﺷﺎدی کنید و از ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﻓﺮﻳﺎد ﺑﺮﺁورﻳﺪ، ﭼﻮن ﭘﺎدﺷﺎهتان ﻧﺰد ﺷﻤﺎ ﻣﯽﺁﻳﺪ! او ﻧﺠﺎت دهندﻩ ای ﭘﻴﺮوزﻣﻨﺪ اﺳﺖ و ﺑﺎ ﻓﺮوﺗﻨﯽ، ﻣﯽﺁﻳﺪ! 10 ﻣﻦ اﺳﺒﻬﺎ و ﻋﺮاﺑﻪهای ﺟﻨﮕﯽ ﺷﻤﺎ را از ﺷﻤﺎ ﺧﻮاهم ﮔﺮﻓﺖ، و کماﻧﻬﺎی ﺟﻨﮕﯽﺗﺎن ﺷﻜﺴﺘﻪ ﺧﻮاهند ﺷﺪ، زﻳﺮا ﭘﺎدﺷﺎﻩ ﺷﻤﺎ در ﻣﻴﺎن ﺗﻤﺎم ﻗﻮﻣﻬﺎ ﺻﻠﺢ ﺑﺮﻗﺮار ﺧﻮاهد کرد. ﻗﻠﻤﺮو ﺣﻜﻮﻣﺖ او از درﻳﺎ ﺗﺎ درﻳﺎ و از رود ﻓﺮات ﺗﺎ دورﺗﺮﻳﻦ ﻧﻘﻄﻪ ی زﻣﻴﻦ ﺧﻮاهﺪ ﺑﻮد. 11 ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻋﻬﺪی که ﺑﺎ ﺷﻤﺎ ﺑﺴﺘﻢ و ﺁن را ﺑﺎ ﺧﻮن ﻣﻬﺮ کردم، اﺳﻴﺮان ﺷﻤﺎ را از ﭼﺎﻩ هلاکت ﺧﻮاهم رهاﻧﻴﺪ. 12 ای اﺳﻴﺮاﻧﯽ که در اﻧﺘﻈﺎر ﺁزادی هستید، ﺑﻪ ﺷﻬﺮ اﻣﻦ ﺧﻮد ﺑﺎزﮔﺮدﻳﺪ. اﻣﺮوز ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻗﻮل ﻣﯽدهم کهﺳﺨﺘﻴﻬﺎﻳﯽ را که کشیدﻩ اﻳﺪ دو ﺑﺮاﺑﺮ ﺟﺒﺮان کنم!

پینوشت:
*: مقاله مهدی موعود در تورات استاد رائفی پور
** : کتاب مهدی موعود (جلد 51 بحار الانوار ) ص1228
*** : مقاله مهدی موعود در تورات استاد رائفی پور



نویسنده مقاله: بنده حقیر

[b]منبع :
http://www.313noor.com/showthread.php?1228-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D9%87%D9%85-%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%B5%DB%8C-313-%D9%86%D9%88%D8%B1&p=1428#post1428[/b]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: در جستجوی سختی ، أین المنتظر
۸:۵۱, ۱۹/تیر/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/تیر/۹۱ ۱۸:۱۰ توسط حسن عزتي.)
شماره ارسال: #18
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
پیشینه موعود گرایی در ایران


[تصویر: 13910407000384_PhotoA.jpg]
[/b]رسالت سوشیانس تازه و خرّم نمودن جهان، و پاک کردن آن از وجود شیاطین و اهریمنان است. سه‌گانگی موعود های دین زردشت بی‌شک بیانگر نوعی استمرار و تداوم در نهاد بشر برای فرارسیدن روزی که جهان عاری از هرگونه عیب و کژی خواهد بود، تعبیه شده است.

اشاره: امید بشر به ظهور نجات بخشی یگانه و در هم کوبنده تمام آثار ظلم و نفاق در جهان، چنان در میان ادیان گوناگون در اقصی نقاط جهان پررنگ و هویداست که بی‌شک می‌توان اندیشه موعودگرایی را وجه اشتراک عمده ای برای ادیان اصیل و ریشه دار کلّ تاریخ برشمرد. اصولاً حضور اندیشه ظهور منجی در ساختار کلّی ادیان نشانگر نوعی پختگی و اصالت در آنهاست، چه دستورات آن دین علاوه بر ارائه دستورات و شرایعی برای پایبندی متدیّنان بدان، آغاز و انجام جهان را نیز به خوبی به تصویر کشیده و با قرار دادن جایگاهی برای ظهور منجی تاریخ، حیات بشر را با بازگشت به اصالت‌های نیک سرشت و پاک‌ترین پدیده‌های زندگی بشری، به انجام می‌رساند. هدف مقاله حاضر تبیین و واکاوی جایگاه موعود و اندیشه موعودگرایی در میان ادیان ایرانی، به ویژه دین زردشتی و به تبع آن دین مانوی و مزدکی است. در این سطور به ارائه شمّه‌ای کلان و کلّی‌نگر به چرایی، چگونگی و فلسفه حضور موضوع ظهور منجی در این ادیان خواهیم پرداخت......
سوشیانس، موعود زرتشت در متون اصیل زردشتی، به ویژه اوستا، منجی دین زردشت «سوشیانس» نامیده شده است، این عبارت ترکیبی از ریشه کلمه پهلوی «سو»، به معنای سود و منفعت است.(1)

شاید بتوان در میان متون کهن پهلوی ـ اوستایی معانی دیگری را نیز برای این گزاره یافت، لیکن آنچه در این میان از اهمیت بیشتری برخوردار است موارد اطلاق این مفهوم و نحوه بهره‌برداری متون شرعی و مذهبی دین زردشتی از آن است.

به درستی نمی‌توان موارد متعدّد اطلاق سوشیانس را در متون زردشتی احصاء نمود، برای نمونه در جایی از اوستا سوشیانس‌ها سه تن انگاشته شده‌اند که بنا بر جهان‌بینی دین زردشت که زمان کلّی عالم را به چهار بخش عمده سه هزارساله تقسیم می‌کند و هریک از سوشیانس‌ها در نقاط عطف انتقال و تبدیل این بخش‌ها به یکدیگر به وظیفه خویش عمل می‌کنند.(2)
از سویی دیگر گاه سوشیانس به امری مفرد و واحد اطلاق شده که در این صورت منظور «سوشیانس سوم» خواهد بود.(3) شروح و تفاسیر متعدد و بعضاً متباینی در میان متون زردشتی که سابقه‌ای بالغ بر 6 قرن پرفراز و نشیب را برخود دیده است، یافت می‌شود. چنان‌که آمد، بدویت آیین و ابتدایی بودن تعالیم آن باعث شده که تفاسیر او‌لیه از سوشیانس با آنچه در کتب پهلوی دین زردشت در آستانه ظهور اسلام به رشته تحریر در آمده است در ماهیّت و نه ذات تفاوت داشته باشد. گاهی اکثر روایات با مضامین اسطوره‌ای دور از ذهنی ممزوج و عجین شده‌اند، لیکن به طور کلّی می‌توان به موارد اتّفاق قاطبه روایات به شرح ذیل اشاره کرد: نهادهای پاک سیرت سه سوشیانت که از نسل زردشت در دریاچه‌ای اسطوره‌ای به نام «کیانسه» پنهان شده‌اند، در زمان‌های مقتضی و از طریق ساز و کاری اسطوره‌ای پای به عرصه وجود و اصلاح جهان می‌نهند.(4) بنابر گمانه‌زنی‌های دراز دامن درباب مکان کنونی دریاچه یاد شده در بالا، به احتمال بسیار زیاد این دریاچه، همان دریاچه هامون کنونی است.(5)

دوره حضور سوشیانس که 57 سال به طول می‌انجامد، قرین با سعادت و نیک بختی بشر است؛ همه دیوان نابود می‌شوند، بیماری و پیری و مرگ از جهان رخت برمی‌بندد. جهان از دروغ و نیرنگ پاک می‌شود. اهریمن نابکار و متعلّقات او به کلی محو می‌گردند و جهان به مرحله فرشکرد یا تصفیه و تجدید خواهد رسید. رسالت سوشیانس تازه و خرّم نمودن جهان، و پاک کردن آن از وجود شیاطین و اهریمنان است. سه‌گانگی موعود های دین زردشت بی‌شک بیانگر نوعی استمرار و تداوم در نهاد بشر برای فرارسیدن روزی که جهان عاری از هرگونه عیب و کژی خواهد بود، تعبیه شده است. در اسطوره‌های متأخّر مزدایی، ابعاد انگاره‌های موعود شناختی مزدایی گسترده‌تر از پیش و نام موعود‌ها تکثر قابل ملاحظه‌ای می‌یابند. بدون شک فزونی تعداد منجیان مزدایی در روایات این دوره، فارغ از تأکید بر جایگاه ویژه موعودگرایی در مبانی ساختاری این دین که در راستای تکامل یافتگی بیشتر، رنگ و جایگاه والاتری یافته بود، حاصل اعمال فشارها و عسرت‌هایی ست که در اثنای حملات و تهاجمات هر از چندگاهی که متوجه متدینان زردشتی در ایران می‌شد.

موعود دین مانی دین مانوی یکی از غوامض مباحث تاریخ ادیان جهان است، دینی جهان شمول و حائز تأثیرات گسترده که در طول حیات دراز دامن خود همیشه با سخت گیری‌ها و طرد و لعن اصحاب قدرت در گوشه گوشه جهان مواجه بوده است.(6)

تأثیراتی که مانی در تدوین آموزه‌های خویش از زردشت و مسیح(علیه السلام) گرفت، بسیار بیشتر از تأثیراتی است که از دیگر ادیان به خود پذیرفته است.
درباب مسئله موعودگرایی در این دین به دلیل فشارها و سختی‌های فراوانی که چه در طول حیات مانی و چه در زمان‌های پس از آن گریبان‌گیر پیروان این دین بود، پرداخت و توجّه ویژه‌ای نشده است
.

با این وصف، مانی پایان جهان را با نبرد بزرگی قرین می‌داند که برآیندی از تمام منازعات تاریکی‌ها و ظلمات فراگرفته در جهان است. در این زمان عیسی دوباره ظهور می‌کند و عدل و دادِ از یادها رفته را دوباره احیا می‌کند. چنانکه آشکارست انگاره موعودگرایی در دین مانوی تفاوت چندانی با تعالیم مسیحی دراین باب ندارد، البته لازم به ذکرست که مانی در تفاسیر خود از شخصیت عیسی، از سه نوع عیسی نام می‌برد: الف ـ عیسای درخشان یا خدای نجات بخش؛ ب ـ عیسای رنجبر؛ که در مانویت غربی به روح دردکشنده در ماده اطلاق می‌شود، روحی که چونان عیسای بر دار شده، خود بر دار کشیده شده است. ج ـ عیسی مسیح؛ پیامبر و پسر خدا که در قامت بشر ظاهر شده و همگان برآنند که بر دار شده و از دنیا رفته است، لیکن مانی بر این نظر نیست و معتقد است او در حقیقت بردار نشده است.گاهی در اندیشه مانوی این مفاهیم در هم آمیخته شده ، به مفاهیمی غیر قابل تفکیک و مغشوش تبدیل می‌شوند. موعود مزدک و مزدکیان از آیین نوپدیدی که شخصی به نام «زرتشت خرگان» ادّعای پدید آوردن آن را نمود، اطّلاعات مستند و متقنی در دست نیست امّا از استنتاجاتی که به نقل از منابع عموماً مخالف پیروان مزدک می‌توان دریافت، به کارگیری لفظ «آیین» بیش از «دین» با واقعیت مقارنت پیدا می‌کند.
با توجه به این مقدّمه مختصر به سختی می‌توان مفهوم مشخّص و منحصر به فردی را که به اندیشه موعودگرایی در آیین مزدکی اشاره داشته باشد، یافت. با این حال در منابع تاریخی به گستره وسیعی از نحله های بدعت‌گذار از میانه دوره ساسانی تا قرون اوّلیه خلافت عبّاسی عنوان «مزدکی» اطلاق شده است، که با توجّه به عدم رعایت بی‌طرفی و نگرش نقّادانه علمی در هیچ یک از این منابع، نمی‌توان به گزاره‌های به ندرت متناسبی که با انگاره‌های موعودگرایی در اندیشه‌های مزدکی بیان شده، اعتماد چندانی مبذول داشت. برای نمونه در یکی از مستندترین و قابل اتّکاترین منابع تاریخی در بررسی آموزه‌های ادیان و آیین‌های گوناگون یعنی «ملل و نحل» شهرستانی، سطوری به شرح ذیل در تبیین آرای مزدکیان آمده که می‌توان آن را با اندیشه‌های موعودگرایی متناسب دانست: «ارواح از طریق ستارگان، ماه و خورشید به نجات نهایی دست می‌یافتند. احتمال دارد جدایی یاد شده به نحوی اتّفاقی، مربوط به رهایی ارواح از بند ماده باشد که بستگی به وقایع و مسیر زندگی فرد دارد و تابع قانون مشخصی نیست.
اگر ثواب کردی، به بهشت می‌روی و اگر خطا ورزیدی به اسارت روح خود در این جهان مادی گرفتار خواهی شد».

پی نوشت ها :
1.اوستا، فروردین یشت، 11/129، البته قرائت های دیگری نیز از این ریشه در منابع درج شده است: «ی سو تومندی پروژ کو» به معنای رهاننده و نجات دهنده. 2.برای اطلاعات جامع در این باب بنگرید به بررسی نگرش ادیان ایرانی به موعود،ص19. 3.فی المثل بنگرید به اوستا، فروردین یشت، 11/128؛ و نیز همان، یسن ها،34،46و48. 4.زردشت سه بار با زن خود هوو(Hvov) نزدیکی کرد و نطفه او به زمین افتاد. نریوسنگ نطفه ها را برگرفت و برای محافظت از آنها 99999 فروهر پاک به پاسبانی گمارد. بنا بر نص بندهشن این سه نطفه در قعر دریاچه کیانسه محفوظ مانده‌اند. 5.بنگرید به اوستا، وندیداد، فرگرد19، فقره پنجم و نیز زامیاد یشت، فقره 66؛ بندهشن فقره13،16؛ و نیز بررسی نگرش ادیان ایرانی به موعود، صص20-21. مخصوصا روایات افسانه‌ای از گرگ بزرگی که پهنایش415 گام و درازایش 433 گام است و یا جادوگری بدطینت به نام ملکوس و یا ماری عظیم الجثه و نیز شخصیت دژخیم شاهنامه فردوسی، ضحاک که همگی موانعی را برای ظهور موعود زردشتی فراهم می‌آورند.
6.برای اطّلاعات بیشتر درباره تاریخ مانویت و تأثیر و تأثرات آن از ادیان دیگر بنگرید به: مانی شناسی، سید حسن تقی‌زاده، به کوشش ایرج افشار، نشر توس، چ اول،1383؛ کشاکش‌های مانوی- مزدکی در ایران عهد ساسانی، به کوشش محمّد کریمی زنجانی اصل، نشر اختران،چ اول،1384؛ مانی و سنت مانوی، فرانسوا دکره، ترجمه عباس باقری، مجموعه گفت‌وگوی تمد‌ن‌ها، 1384 محمّدحسین رفیعی
منبع: ماهنامه موعود شماره 104.
منبع اخذ:http://www.alvadossadegh.com/fa/article/92-monji-dar-adyan/21141-1391-04-18-21-01-02.html

صلوات
یا الله
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سجاد313
۲۲:۰۶, ۵/مرداد/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/مرداد/۹۱ ۲۲:۰۷ توسط علمدار133.)
شماره ارسال: #19
آواتار
[تصویر: 13167101381.jpg]
مهدویّت از دیدگاه اهل سنّت
[تصویر: 13167101381.jpg]

:. براي خواندن مجموع كامل مقاله
202
را كليك كنيد .:


حضرت در پاسخ فرمود: «نخستین وصىّ من على(علیه السلام) و پس از او، حسن(علیه السلام) و حسین(علیه السلام) و امامان نه گانه از فرزندان اویند». نعثل پرسید: «نام آنان چیست؟». حضرت، نام تك تك امامان را تا امام دوازدهم(عجل الله تعالی فرجه الشریف) شمردند.[1]



رسول خدا، در پاسخ جابر بن عبدالله انصارى كه از ائمه ى بعد از على(علیه السلام) سوال كرده بود، فرمود: «بعد از على(علیه السلام)، حسن(علیه السلام) و حسین(علیه السلام)امام هستند، سپس سید العابدین در زمان خودش، على بن حسین(علیه السلام)، سپس محمّد بن على باقر(علیه السلام). تو، او را خواهى دید. وقتى او را دیدى، سلام مرا برسان. سپس جعفر بن محمّد صادق(علیه السلام)، سپس موسى بن جعفر كاظم(علیه السلام)، سپس على بن موسى رضا(علیه السلام)، سپس محمّد بن على جواد(علیه السلام)، سپس على بن محمّد نقى(علیه السلام)، سپس حسن بن علىّ زكىّ(علیه السلام)، و پس از او، قائم بالحق مهدى امت من، (م ح م د بن حسن صاحب زمان(علیه السلام) امام است. او، زمین را پر از قسط و عدل مى كند، همان گونه كه پر از ظلم و جور شده است».[2]


[b] ثانیاً، شواهد تاریخى و گزارش هاى بسیارى وجود دارد كه ولادت آن حضرت و ایام كودكى او را نقل كرده اند. براى نمونه، چند مورد از اقوال اهل سنّت نقل مى شود:



1- حافظ سلیمان حنفى مى گوید: «خبر معلوم نزد محقّقان و موثقان، این است كه ولادت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در شب پانزدهم شعبان (255. ق) در شهر سامرا واقع شده است».[3]
[/b]


2- خواجه محمّد پارسا، در كتاب فصل الخطاب گفته است: «یكى از اهل بیت ابو محمد بن عسكرى است كه فرزندى جز ابوالقاسم كه قائم و حجت و مهدى و صاحب الزمان نامیده مى شود، باقى نگذاشت. او، در نیمه ى شعبان سال 255 هجرى متولّد شد. مادرش، نرجس نام دارد. او هنگام شهادت پدرش، پنج سال داشت».[4]



3- ابن خلكان در وفیات الأعیان مى نویسد: «ابوالقاسم محمّد فرزند حسن عسكرى فرزند على هادى فرزند محمّدجواد.... دوازدهمین امام از ائمه ى دوازده گانه شیعه است كه به «حجت» معروف است... ولادت او، روز جمعه، نیمه ى شعبان سال 255 هـ.ق است».[5]



4- ذهبى نیز در سه كتاب از كتاب هایش، به ولادت امام مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) اشاره كرده و در كتاب العبر و در حوادث سال 256 هـ. ق مى نویسد: «در این سال، محمّدبن حسن بن على الهادى فرزند محمّدجواد فرزند على الرضا فرزند موسى الكاظم فرزند جعفر الصادق علوى حسینى، به دنیا آمد. كنیه اش، ابوالقاسم است و رافضیان، او را الخلف الحجه، مهدى، منتظر و، صاحب الزمان مى نامند. و او، آخرین امام از ائمه ى دوازده گانه است».[6]



5- خیر الدین زركلى (متوفى 1396 هـ. ق) از علماى معاصر اهل سنّت نیز در كتاب أعلام مى نویسد: «او، در سامراء به دنیا آمد و هنگام وفات پدرش، پنج سال داشت و گفته شده كه در شب نیمه شعبان سال 255 به دنیا آمده و در سال 265 هـ. ق غایب شده است».[7]



آیه الله العظمى صافى، دام عزه، در كتاب مهدویت، بیش از هفتاد و هفت نفر از علماى اهل را نام مى برد كه هر یك، به نحوى، ولادت آن حضرت را بیان كرده اند.[8]


بنابراین، اگر برخى از اهل سنّت مى گویند: «حضرت مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به دنیا نیامده است.»، ادعایى بى اساس است كه حتّى با گفته ها و نوشته هاى بزرگان خودشان نیز سازگار نیست.


شاید برخى از اهل سنّت همانند ابن حجر هیثمى، طولانى بودن عمر را دلیل بر عدم ولادت امام مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بدانند، ولى باید گفت، خدایى كه قادر است عیسى بن مریم را زنده نگه دارد تا به مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) اقتدا كند و یونس را در شكم ماهى محافظت كند و یا به نوح پیامبر، نهصد و پنجاه سال عمر بدهد، آیا قدرت ندارد به مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) عمر طولانى عنایت كند؟[9] خود اهل نیز به زنده بودن عیسى، خضر، صالح، و... معتقدند.


نتیجه این كه ولادت حضرت مهدى، امرى است مسلّم و قطعى و خود اهل سنّت هم به آن واقفند و عوامل و انگیزه هاى دیگرى وجود دارد كه نمى گذارد حق را بازگو كنند و حقانیت شیعه و وجود امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را ثابت كنند.




-----------------------------------


[1]. اصول كافى، ثقه الاسلام كلینى، ترجمه سید جواد مصطفوى، ج 1، نشر فرهنگ اهل البیت.
[2]. الاحتجاج، احمد بن على طبرسى، تحقیق ابراهیم بهادرى و...، ج 1، ص 168، انتشارات اسوه، چ دوم، سال 1416. نیز درباره ى احادیثى كه نام ائمه(علیهم السلام) را ذكر كرده اند، به صحیح مسلم، ج 6، ص 3 و 4، باب الاماره، رجوع شود.
[3]. ینابیع الموده، شیخ سلیمان قندوزى حنفى، ص 179.
[4]. همان مدرك.
[5]. وفیات الاعیان، ابن خلكان، ج 4، ص 562.
[6]. العبر فى خبر من غبر، ج 3، ص 31.
[7]. الاعلام، ج 6، ص 80.
[8]. امامت و مهدویت، ج 2، ص 56 ـ 241، چاپ بهمن، نوبت اول.
[9]. به بحارالأنوار، ج 51، ص 99 ـ 102 رجوع شود.

رسول رضوي- مركز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Dragonborn ، MohammadSadra
۸:۵۳, ۲۸/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #20
آواتار
[تصویر: 670081188025071589543.jpg]
در میان مسیحیان از دورانی سخن گفته می شود که در آن بازگشت حضرت عیسی (علیه السلام) روی خواهد داد

رجعت مسیح در کتاب مقدس بیش از سی صد بار ذکر شده است و چندین باب کامل به این موضوع اختصاص دارد.[۱] طبق عقیدۀ مسیحیان، مسیح دوباره در آخر الزمان می آید و برنامه نجات را کامل خواهد کرد. آنان بر این باورند که در بازگشت مسیح، جهان روی سعادت را خواهد دید و جهان، پس از ظهور آن منجی در صلح و صفای کامل به سر خواهد برد و جنگ و خون ریزی از جهان رخت بر می بندد و امتی بر امتی شمشیر نخواهد کشید.[۲]
در فرهنگ مسیحی و کتاب مقدس اعتقاد غلبه حق بر باطل در این دوران روشن است و از دیدگاه ایشان منجی مسیح می باشد. او است که پایان جهان را بسیار نزدیک می دید و مردمان را به توبه و بازگشت به سوی خدا دعوت می کرد و می گفت تنها کسانی بخشوده و رستگار خواهند شد که پیش از رسیدن آن روز خود را از گناه شسته و شایستۀ برخورداری از رحمت الاهی باشند.[۳] همچنین در کتاب مقدس برای ظهور منجی علائم و نشانه هایی ذکر شده است که عبارت اند از: مسیح زمانی ظهور می کند که مردم مجرم اند و ظلم دنیا را فرا گرفته است؛ قوم ها و ممالک جهان با یکدیگر به ستیز بر خواهند خواست و در جاهای مختلف، قحطی و زمین لرزه روی خواهد داد؛ بعد از آن مصیبت ها خورشید تیره و تار شده و ماه دیگر نور نخواهد داشت.[۴]
آخر الزمان در دین یهود
در دین یهود به کرات به «روزهای آخر» یا «روز خداوند» (یوم یهوه) اشاره شده است.
روز خداوند روزی است که سیر تاریخ جهان به نقطۀ غایت و کمال خود می رسد. این آیندۀ درخشان در اطراف شخصیت «ماشیح» که از جانب خداوند مأموریت خواهد داشت تا این دوران تازه و پر از شگفتی ها را آغاز کند تمرکز خواهد یافت. تلمود بارها به ماشیح و مأموریت او اشاره کرده است.[۵]
زمان ظهور ماشیح به واسطۀ بروز ناراحتی های سیاسی که به جنگ های سخت منجر خواهد گردید، مشخص خواهد شد. چنان که گفته شده است: هر وقت ببینی که دولت ها با هم به جنگ می پردازند منتظر قدوم ماشیح باش چون در دورۀ ابراهیم نیز چنین شد و هنگامی که دولت ها با هم به جنگ پرداختند برای ابراهیم نجات حاصل گردید.[۶]
ظهور ماشیح با سختی ها و مشقت های طاقت فرسا همراه خواهد بود و پیش از ظهور او آشفتگی و فساد در جهان به حد اعلی خواهد رسید و مشکلات و سختی های زندگی تقریباً غیر قابل تحمل خواهد شد.[۷] این کشمکش ها و جنگ ها میان دولت های جهان، جنگ های گوگ و ماگوگ (یأجوج و مأجوج) نام دارد.[۸] ، [۹]
البته به اعتقاد مسیحیان، عیسی همان مسیح (ماشیح) است که ظهور کرده است و به همین جهت به ایشان عیسی مسیح می گویند.
[۱]. انجیل متی، ۲۴و ۲۵؛ انجیل مرقس، ۱۳؛ انجیل لوقا، ۲۱٫
[۲]. اشعیا، ۴:۲٫
[۳]. مرقس، ۱، ۱۴-۱۵، متی ۳، ۲و۶٫
[۴]. یوحنا، ۲، ۱۸، تسالونیکان،۱، ۷-۸٫
[۵]. خدا، جهان، انسان و ماشیح در آموزه های یهود، ص ۲۵۷٫
[۶] پیدایش ۱۴٫
[۷] اشعیا، ۶۰،۲۱؛ حزقیل، ۳۸، ۳۹٫
[۸] همان.
[۹] برگرفته از: اصغری، محمد جواد، مجله تخصصی کلام اسلامی، ص ۸۸- ۹۶، تابستان ۱۳۸۶ – شماره ۶۲ (با تلخیص و ویرایش).
برگرفته از اسلام کوئست
منبع:سایت ظهور12


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  اعتقاد مصلح بزرگ جهانی از دیدگاه دیگر ادیان vahrakan 0 985 ۱۴/آبان/۹۴ ۱۳:۰۲
آخرین ارسال: vahrakan

پرش در بین بخشها:


بالا