| نظرسنجی: آیا به نظر شما فراماسونری زمینه ساز ظهور دجال است؟ این نظرسنجی بسته شده است. |
|||
| بله | ![]() ![]() |
20 | 66.67% |
| خیر | ![]() ![]() |
2 | 6.67% |
| نمیدانم | ![]() ![]() |
8 | 26.67% |
| تمام | 30 رأی | 100% | |
|
فراماسونری دجال اخرالزمان نیست ؟
|
|
۲:۳۸, ۸/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/تیر/۹۰ ۲:۳۹ توسط Amir.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
عرض سلام و ادب خدمت دوستان
بدون شک شما عزیزان مقاله معروف و معتبر فراماسونری: دجال آخرالزمان را مطالعه کرده اید و دانستنی های فراوانی از ان کسب نموده اید . . . بر طبق این مستند ما نقد ها و مطالب زیادی درباره صنعت موسیقی و خواننده هایی نظیر کتی پرتی و مدونا و لیدی گاگا و حتی متین دو حنجره داشته ایم ، اما در این مطلب برایتان قرار داده ایم تا شاید ردی بر این نظریه باشد. حتما این مستند جذاب را دریافت کنید ونظراتتان را درباره آن به ما اعلام نمایید ! (قسمت۱)-۱۹مگابایت http://s1.picofile.com/file/6857905430/r...1.rar.html (قسمت۲)-۱۹مگابایت http://s1.picofile.com/file/6858106636/r...2.rar.html (قسمت۳)-۱۹مگابایت http://s1.picofile.com/file/6858638828/r...3.rar.html (قسمت۴)-۱۹مگابایت http://s1.picofile.com/file/6862327962/r...4.rar.html (قسمت۵)-۲مگابایت http://s1.picofile.com/file/6858123738/r...5.rar.html دانلود کلی غیر مستقیم باکیفیت متوسط -18 مگابایت http://s1.picofile.com/file/6862341046/r...p.rar.html |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۸:۲۴, ۱۳/تیر/۹۰
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
بسمه تعالي
سلام سایت ردپا کلیپ اشکالات جدید خادم الامام را هم به استاد قنبریان عرضه کرد ایشان مشغول شدن به خودی هاومخاصمه های شخصی ودعوا بر سرنیتها را جایز ندانستند وبه جای آن مقاله منتشر نشده ای که تقریبا دوسال پیش نگارش شده را در اختیار ما قرار دادند وقضاوت به مجموعه حرفها را برعهده مخاطبان فهیم گذاشتند لازم به ذکر است که ایشان غیرقابل دفاع بودن رمزی بودن دجال را قطعی طرح میکننداما از مجموعه حرفهای موجود در مستند واین مقاله دو احتمال برای کیستی دجال طرح می شود که ملاحظه می کنید: * * * * * * * رمزگشایی از چیستی دجال ۱-جمع بندی اوصاف دجال در روایات الف)در روایت شیخ صدوق در کمال الدین از امیرالمومنین (علیه السلام) به اصبغ بن بناته: -نامش صائدبن صید -خروجش از اصفهان و قریه ای معروف به یهودیه -چشم راست ندارد و چشم دیگر در پیشانی است که مانند ستاره صبح می درخشد، چیزی در چشم اوست که گوئی آمیخته به خون است. -در پیشانی وی نوشته است: “این کافر است”. هر شخص با سواد و بی سوادی آنرا می خواند. -داخل دریاها می شود و آفتاب با او برمی گردد. -در جلوی رویش کوهی از دود است و پشت سر او کوه سفیدی است که مردم آنرا طعام (گندم) می بینند. -بر الاغ سفیدی سوار است یک گام الاغش یک میل راه است. زمین زیر پای او نوردیده است. -از هیچ آبی نمی گذرد مگر اینکه تا روز قیامت خشکیده می شود. -با صدای بلند خود چنان ندا می دهد که از مشرق تا مغرب، جن و انس و شیاطین صدای او را می شنوند می گوید:”ای دوستان من بیایید به سوی من، منم آن کسی که بشر را آفریدم و اندام آنها را معتدل و متناسب نمودم و روزی هر کسی را تقدیر نموده و همه را بیافتن آن راهنمایی می کنم. من آن خدای بزرگ شما هستم”. -غالب پیروان او در آن روز اولاد زنا هستند و چیز سبزی بر سردوش دارند. -خداوند او را در شام در تلی معروف به تل افیق سه ساعت از روز جمعه برآمده به دست کسی که عیس بن مریم پشت سر او نماز می گذارد می کشد. -پس از آن حادثه آمدن دابة الارض است. ب)حدیث صدوق در کمال الدین از پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): عبداله بن عمر راوی این روایت است که سه روز پی در پی پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پس از نماز صبح با جمعی از اصحاب به خانه ای در مدینه می رفته و دجال را در سه حال متفاوت دیده اند. روز اول او را در حالی که خود را کثیف کرده دیده اند که به پیغمبر گفته: حق و باطلی می بینم و تختی که به روی آب است. همچنین ادعای پیغمبری کرده و از پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اعتراف شهادت به آن را خواسته است. روز دوم بالای درخت نخل با صدای بلند آواز می خوانده است! روز سوم: او را در میان گوسفندان دیدند و با آهنگ شبانها آواز می خوانده این روز نیز در مقابل دعوت پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به شهادتین، ادعای پیامبری کرد. پیامبر به اصحاب خود فرمود: خداوند هیچ پیغمبری را مبعوث نگردانید جز اینکه قوم خود را از خطر وجود دجال ترسانیدند. خداوند او را تا به امروز به تأخیر انداخت . . . او در حالیکه سوار بر الاغی است که فاصله میان دو گوشش یک میل راه باشد خروج می کند بهشت و جهنم با اوست و هم کوهی از نان و نهری پر از آب دارد. بیشتر پیروان او یهودی و زنان و عربهای بیابان هستند. او جز مکه و حومه آن به همه جای روی زمین قدم می گذارد. ج)روایتی در منتخب الاثر از امام صادق (علیه السلام) از جدش پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): -روز خروج ۱۰۰۰ نفر یهودی و زنا زاده و شرابخوار و نوازنده و بازیگران و عربهای بیابانی و زنان به وی می گروند تا آنکه دجال، زنا و لواط و سایر منکرات را مباح می کند تا جائیکه مردان و زنان و پسران بطور آشکار عریان در اطراف خیابانها یکدیگر را در آغوش می گیرند. -یاران او در خوردن گوشت خوک و میگساری و ارتکاب هرگونه فسق و فجوری افراط می کنند. -جز مکه و مدینه و مراقد ائمه (علیه السلام) تمام نقاط زمین را می پیماید وقتی سرکشی او از حد گذشت و ظلم او و پیروانش همه جا را گرفت کسی که عیس بن مریم در پشت سر وی نماز می گذارد او را به قتل می رساند. ۲-احتمالات درباره چیستی دجال الف) موجودی اعتباری و غیرحقیقی برخی دجال را چنین تفسیر کرده و تأویل آن نشانه ها را تمدن کنونی غرب یا سازمانهایی مثل فراماسونری دانسته اند. روایاتی مثل روایت آخر بیشتر مستند اینهاست آوردن نوازندگان و بازیگران و همچنین اباحه منکرات و ارتکاب خواهش در شهرها بجز حرمهای مطهر را همه نشانه های این تمدن می دانند. یا مثلاً نماد یک چشم در نوک هرم در آرم فراماسونری ونقش این تشکیلات سرّی در جنگها و صلح ها، قحطی ها و غارتها و . . . را منطبق بر نشانه های دجال می دانند. به هر شکل دجال نه یک موجود حقیقی و متشخص بلکه یک هویت اعتباری است. ب) موجودی تمثیلی بدین معنا که دجال یک انسان معمولی است ولی اوصاف او تمثیلی است. اوصاف چشم و الاغ او و . . . همه تمثیل، مجاز و کنایاتی است که معنای ظاهری آنها مورد نظر نیست. گروههائی که پاپ، صدام و بوش و . . . را دجال خوانده اند از این احتمال پیروی کرده اند. ج)موجودی مصنوعی و اختراعی بدین معنا که هم وصف و هم موصوف حقیقی است لکن این موجود اهریمنی نوعی موجود اختراعی توسط انسان – مثلاً یک موجود عجیب الخلقه بیوتکنولوژیک- باشد که در آخرالزمان پیدا شده و شروری را پدید می آورند. با این احتمال دجال ساخته ای انسانی است که از مظاهر اکبر، ظهرالفساد فی البر و البحر است. د)موجودی تمثّلی بدین معنا که واقعاً وصف و موصوف حقیقی است (مثل احتمال ج) لکن نه موجودی مادی یا اختراعی انسان بلکه موجودی برزخی و رجعتی است که این شکل عجیب تمثّل و تجسم یافته است. ظاهراً این احتمال مطابق با ظواهر اخبار و هم قابل اثبات بیشتر با عقل است. در این احتمال فرقی نمی کند دجّال، رجعت انسانی بنام باشد یا موجودی اهریمنی از عالم شیاطین و . . . در هر صورت موجودی تمثّلی و رجعتی خواهد بود. ۳-وضعیت موجودات برزخی و رجعتی؟ برای شناخت این موجودات نیازمند به بیان مقدماتی هستیم. ۱٫۳-تفاوت جسمیت و مادیت بسیاری از مردم بین این دو تفاوتی نمی گذارند درحالیکه به لحاظ دقت عقلی و فلسفی بین این دو فرق است. جسمیت یعنی سه بعدی بودن و طول و عرض عمق داشتن . ولی مادیت یعنی “قوه ی شدن و صیرورت داشتن” به تعبیری ساده تر و البته تسامحی یعنی از عناصر اولیه طبیعت بودن. اشیاء و موجودات دنیوی پیرامون ما هر دو خصوصیات را دارند و چون نوعی اتحاد بین این دو برقرار شده ما دید سطحی و عرضی تفکیک آن دو را نمی یابیم. موجودات دنیوی هم سه بعدی اند و هم عنصری و مادی . لذا بخاطر سه بعدی بودن قابل رویت شده اند و بخاطر عنصری و مادی بودن در چرخه اکوسیستم هستند یعنی رشد می کنند و سپس پیر شده ، می میرد و به عناصر اولیه بر می گردند. به دقت عقلی واقعاً سه بعدی بودن و جسمانیت داشتن عیناً همان مادیت نیست بلکه مادیت در پناه آن عرض اندام کرده ،شکل گرفته و هستی یافته است. بخاطر تقریب به ذهن از مثلی که شهید مطهری برای تفکیک بین این دو استفاده کرده بهره می بریم.حروف الفبا را در نظر بگیرید ، حرکات چهارگانه (فتحه ، کسره ،ضمه و سکون) راهم نظر بگیرید واقعاً این دو غیر از همند اما بدون هم هیچکدام موجود نمی شوند مثلا حرف”ج”را اگر شما بخواهید موجود کنید حتماً باید با سکون یا فتحه یا کسره یا ضمه تلفظ کنید موجود شود . همین را بگویید درباره ماده که بدون صورت جسمانی قابل وجود نیست. باز علی التشبیه عناصر مندلیف را در نظر بگیرید که لیسیده و خالص در عالم موجود نیستند بلکه در ضمن ترکیب با عناصر دیگر شکلی هندسی یافته و در واقع جسمانی شده اند تا قابل پیدایش و بالتبع دیده شدن گشته اند. ۲٫۳-تفاوت دنیا و برزخ یا ملکوت عالم دنیا یعنی همین پیرامون ما ، جسمیت و مادیت با هم اتحاد دارند لذا آثار هر دو هست یعنی هم سه بعدی بودن اشیاء آنها را قابل دیدن کرده و هم مادی بودن اشیاء آنها را در معرض رشد کردن یا فاسد شدن قرار می دهد مثلا دانه گندم رشد کرده ، گندم و کاه شود و دوباره خاک شوند. حال باید دانست که مرتبه ی بالاتری از عالم مادی در هستی وجود دارد که اگر مادیت وجود ندرد آن مرتبه را ملکوت عالم یا برزخ می نامند . آنجا اشیاء دیگر صیرورت ندارد نه رشد می کنند و نه پیر می شوند و نه می پوسند به تعبیر دیگر عالم عناصر نیست تا چرخه اکوسیستم هم باشد. هم ارواح موجود در برزخ و هم فرشتگان موجود در ملکوت محکوم این قانون اند.ارواح ،بدنهای مادی خویش را در زمین قبر نهاده و با روح خود که غیر مادی و غیر عنصری است به برزخ رفته اند فرشتگان هم از اساس مادی نبوده و هیچ جنبه عنصری نداشته اند. نکته حائز اهمیت این است که ارواح موجود در برزخ گرچه مادی نیستند اما لباس جسمانیت دارند. یعنی با بدن برزخی - که بدنی سه بعدی است- از این عالم کوچ می کنند بخلاف فرشتگان که حتی همان بدن برزخی را هم بالاصاله ندارند مگر در حالاتی خاص که توضیحش خواهد آمد. بدن برزخی خصوصیتی سه بعدی دارد اما مادی نیست لذا رشد و فساد و پیری و فرسودگی ندارد و در حال خود ثابت است . اما بخاطر سه بعدی بودن قابل رویت است . آنچه در رویاها دیده می شود یا در مکاشفات عیان می شود همین بدنهای برزخی است که روح واجد آنهاست . این بدنها اگر از عناصر و مواد تشکیل نشده اند پس چگونه پدید آمده اند؟ این سوالی است مهم که پاسخش جای تامل و درنگ دارد . روح در عالم دنیا همراه با بدن مادی ای بود که از عناصر طبیعت برآمده بود لذا هنگام ترک طبیعت نمی توانست طبیعت و عناصر آن را با خود ببرد پس خلع بدن مادی کرد لکن چون روح انسانی مجرد تام و کاملی نیست برای بقاء خود نیازمند بدن است حال که به عالمی غیر مادی (ملکوت و برزخ) راه یافته نیز باید بدنی متناسب آن عالم داشته باشد چون آن عالم ،عالمی مادی و عنصری نیست . بدن آنجا هم عنصری و مادی نیست ولی بدن است لذا جسمانی و سه بعدی است. این بدن- که بدن برزخی نام می گیرد – از ملکات و خلقیات نفسانی فرد تاثیر گرفته و توسط روح انشاء و ایجاد می شود لذا بدن برزخی هر کس متناسب با خلقیات کسب شده اوست . برخی متوحش و ترسناک و برخی نورانی و زیباست . همان چیزی که بین مردم بنام ” صورت برزخی ” شناخته شده است. لحظه جان دادن لحظه ای است که روح از بدن مادی جدا و با بدن برزخیِ حاصل شده از خلقیات نفسانی اش رهسپار برزخ می شود . پس روح ما در برزخ هم همراه با بدنی جسمانی- البته غیر مادی است-که قابل رویت در رویای صادقه یا مکاشفه و مانند آن است . اما فرشتگان ؛ فرشتگان موجوداتی مجرد از ماده اند حتی در پیدایش هم نیازمند ماده نبوده اند تا مثل روح انسانی دوره ای همراه با بدن مادی باشند . لذا هیچ نیازی به بدن ندارند و نه بدن مادی – جسمانی و نه بدن جسمانی صرف. این بخاطر تجرد تام داشتن آنهاست. تجرد و جدایی بیشتری از ماده و شئونات مادی نسبت به روح انسانی دارند. اما فرشتگان این قدرت را به اذن الهی دارند که از مرتبه عالی خود تنزل و برای خود بدنی جسمانی پدید آورند و از این طریق قابل رویت شوند. یعنی همانطور که روح انسان موجبات پیدایش بدن برزخی برای خود ، جهت کوچ کردن به برزخ را فراهم می کرد ؛ فرشتگان نیز می توانند بدنی برزخی و سه بعدی برای خود انشاء کنند تا در ملکوت عالم قابل رویت باشند . دیدن جبرائیل توسط پیامبران یا عزرائیل توسط محتضر هم از این قبیل است والا نه جبرائیل در اصل خویش بدنی دارد ونه عزرائیل. ۴- چگونگی رویت موجودات برزخی تا اینجا روشن شد موجودات جدا شده از عالم طبیعت و موجودات غیر مادی هم می توانند جسمانی ، سه بعدی و قابل رویت باشند لکن تمام سخن در این رویت است که دو گونه ممکن است رخ دهد : الف)رویت برزخی ب)رویت رجعتی قبل از توضیح این دو نیازمند به بیان مقدمهای هستیم. ۱٫۴- «حس مطلق» و «حس مقید» روح و نفس آدمی مرکز درک آدمی است. همه ادراکات ما در واقع بهوسیله اوست. اگر روح از بدن رفته باشد چشم نمیبیند و گوش نمیشنود. حتی اگر در خواب باشیم علیرغم سالم بودن این قوا، چیزی در پیرامون خود نمیبینیم و نمیشنویم. از اینجا معلوم میشود درک کردن کارکرد روح است. لکن تمام سخن در این است که روح انسانی به خاطر اینکه افعالش را با ماده انجام میدهد و متحد با آن شده عادتا به وسیله گوش میشنود و به وسیله چشم میبیند. لذا علیرغمی که درککننده اصلی نفس است اما اگر سوزنی به چشم فرو رود و چشم از کار بیفتد روح دیگر رویت حسی نخواهد داشت. البته نباید فراموش کرد که همه رویتهای روح حسی نیست. بهطور کلی روح دوگونه حس و درک دارد: الف) حس مقید ب) حس مطلق حس مقید همین حواس پنجگانه است. وجه تسمیهاش به حس مقید همان است که گذشت یعنی درکهای حسی و ظاهری روح، مقید به گوش و چشم مادی است و اگر آنها آسیب دیدند روح از این درکها محروم میشود. اما روح غیر از اینها، حس و درک دیگری هم دارد که حس مطلق نام دارد؛ یعنی نفس انسانی بدون ابزار مادیاش (گوش و چشم و …) خود با ابزار ملکوتیاش (چشم و گوش بدن برزخی) میتواند چیزهایی از ملکوت را دیده یا حس نماید که چون مقید به ابزار مادی بدن نیست حس مطلق گفته میشود. مکاشفات و رویاهای صادقانه اینچنیناند. با چشم سر و گوش سر درک نمیشوند بلکه نفس انسانی با قوای باطنی اینها را میبیند. لذا انسان بغلدستی صاحب مکاشفه از دیدن آنها محروم است. ۴٫۲- «رویت برزخی» و «رویت رجعتی» با توجه به مقدمه گذشته میتوان رویتهای غیرمادی روح را دو قسمت کرد؛ یعنی دیدن همان موجودات مجرد از ماده که دارای بدن برزخی و جسمانیت هستند اما عنصری نیستند دوگونه خواهد بود: یا روح با تصعید و تعالی نفس به عالم ملکوت بار مییابد و آنها را (در رویا یا بیداری) میبیند که این را «رویت برزخی» مینامیم. چنانچه گذشت این رویت با حس مطلق انجام میشود یا اینکه آن موجودات ملکوتی و برزخی از طریق تراکم جسم سه بعدی خود در این دنیا «تجسم» پیدا کرده توسط همین حواس ظاهری (حس مقید) قابل رویت میشوند که این را «رویت رجعتی» میخوانیم. تمثل فرشته وحی برای پیامبران نوعا از قسم اول است. اما تمثل فرشتگان برای قوم لوط چگونه میتواند رویتی مکاشفهای و برزخی باشد. این رویت به حسب آیات بهگونهای بوده که همه قوم علیرغم گناهکار بودنشان دیدند و حتی برای فعل قبیح شایع بینشان سراغ آنها آمدند. واضح است این نمونهای از تجسم فرشتگان روی طبیعت و عالم خاکی میباشد. گرچه اینها جسمانی (سه بعدی) و بالتبع قابل رویت با حواس ظاهری شدهاند اما مادی (عنصری) نشدهاند تا نیازمند عناصر طبیعت باشند. از همینرو وقتی همین فرشتگان نزد ابراهیم(علیه السلام) و زنش تجسم یافتند و او برایشان غذا آورد دستی به غذا دستی دراز نکردند، چون نیازی به تغذیه نداشته و ندارند. تغذیه از احتیاجات موجود مادی است و موجب رشد و صیرورت ماده میشود درحالی که جسم آنها برآمده از عناصر طبیعت نبود تا نیاز مادی داشته باشد بلکه ایجاد وانشاء روح مجرد آنها بود و بالتبع آثار خاص خود را داشت. (دقت نمایید) با این مقدمات حالا درکی واضح از موجودات رجعتی رویت آنها توسط انسانهای معمولی با همین حواس ظاهری یافتهایم. ۵-برخی موجودات رجعتی طبق قاعده قرآنی –روایی که از سوی حکیمان عارف مبرهن شده است برخی از نشانه های ظهور معنا می گیرند. الف)رجعت اقوامی از گذشتگان که در برخی روایات مصادف با ظهور ذکر شده است. ب)صیحه آسمانی جبرائیل و مقابله به مثل شیطان در روز آن ج)نیم تنه ای در خورشید و دستی که به آن اشاره می کند. د)دجّال (بنابر نظر نگارنده این مقاله) ﻫ)دابة الارض ۶-چرا دجال یک موجود رجعتی است؟ طبق آنچه گذشت بهترین تفسیر برای براساس آنچه در روایات آمده این است که او موجودی تمثّلی و رجعتی بدانیم: الف)اینکه فرمود در پیشانی او نوشته کافر است و هر شخص باسواد و بی سواد آنرا می خواند. یا فرموده با صدای بلند چنان ندا می دهد که از مشرق تا مغرب جن و انس صدای او را می شنوند . . . همه روشن است که آثار یک موجود برزخی تجسم یافته است والا کدام خط ظاهری است که هر بی سواد بخواند؟ و کدام صداست که همه او را بشنوند؟ ب)اوصاف شخصی او “یک چشم چون ستاره صبح” در جلویش کوهی از دود و پشت سر او کوه سفید . . . نیز باز منطبق بر یک موجود با بدن برزخی است چرا که بدن برزخی قابلیت تصرف توسط روح را دارد و او با روح پلیدش می تواند چنین تصرفاتی در خود بنماید (البته بعد از اذن الهی مطابق با نظام حکیمانه عالم) ج)حتی الاغ او نیز که “متعلق به اوست” از همین انشاء و ایجاد بهره مند است. لذا اوصاف شگفت آن نیز اینگونه قابل تفسیر است نه اینکه یک الاغ مادی عظیم الجثه در کار باشد و یا اینکه این اوصاف تمثیل باشد بلکه تمثیل همان خبائث باطنی اوست. چنانچه ناقه ای بهشتی برای برخی اولیاء خدا در محشر، تمثّل ملکات الهی خود آنهاست که مرکوبش می شود؛ الاغ دجال نیز تجسم همان ملکات کریه اوست که بر آنها سوار بوده است. ﻫ) “آفتاب با او گشتن” و “خشک شدن آبها” نیز با همین حالت تجسم برزخی قابل توجیه است. د)یکی از علائم خوب برای این تفسیر این است که فرمود وارد مکه و مدینه و مراقد ائمه (علیه السلام) نمی تواند بشود. واضح است موجودات حقیقی مادی چنین محدودیتی ندارند اما موجودات رجعتی به حد مقیدی وارد این نشئه می شوند. عارف کامل شاه آبادی بزرگ آیه ۸۳ تا ۸۵ سوره نمل را مربوط به رجعت دانسته از “فهم یوزعون حتی اذا جاؤوا” دو استفاده می فرماید:۱-اینکه حشر [رجعت] در دنیا صورت می گیرد. ۲-این حشر به صورت مقید و کنترل شده است. (ر.ک: رشحات البحار- کتاب ایمان و رجعت ص۲۹۰) بنابراین موجودات برزخی به اذن الهی با بدن برزخی در این دنیا حاضر می شوند و در سلطه و کنترل اویند گرچه برخی خباثت و دشمنی خود را ظاهر می کنند ولی هر کاری که بخواهند نمی توانند بکنند که از جمله آنها منع از ورود به عتبات عالیات است. |
|||
|
|
۲۳:۱۳, ۱۳/تیر/۹۰
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
با سلام و احترام مجدد
پاسخ های جناب آقای « قنبریان » را ملاحظه نمودم. متاسفانه شتابزدگی را در تحرکات دوستان دست اندرکار « ردپا کلیپ » دیدم! جالب این که بنده تصریح کرده ام که به دلیل کمبود وقت، از پاسخ فوری و جامع دادن به مستند نامبرده، معذورم؛ اما بخش های مهم پاسخ بنده به تدریج و در قالب چندین پلان در تالار « بیداری اندیشه » و متعاقباً در وبسایت « وعده ی صادق » خواهد آمد. اما بازهم ایشان تصور کرده اند که پاسخ بنده نسبت به این مستند، پایان یافته است! برادران گرامی! قبل از هر چیز لطفاً عبارت ادامه دارد ... را در انتهای چند پست اخیر ملاحظه فرمایید!!! بنده پاسخ خود را هنوز ارایه نکرده ام! در واقع هنوز به نقد « مستند فراماسونری دجال آخرالزمان نیست » وارد نیز نشده ام!!! و هنوز مطالبی که در پلان های ذکر شده تا به حال و چند پلان آینده ارایه می شوند، مقدماتی هستند که به منظور مطالعه ی بیشتر و تدبر افزون تر برادران مهدوی ارایه گردیده اند! پس لطفاً زود نتیجه گیری نکنید و بنده را به فرار از پاسخ گویی متهم ننمایید! همچنین در پاسخ جناب آقای « قنبریان » نسبت به مقدمه ی پاسخ بنده، باز هم مطالبی وجود دارند که به شدت نقد پذیر هستند که در جای خود به آن ها اشاره خواهد شد؛ برای مثال ایشان ذکر کرده اند که بنده « شهید صدر » را با آیت الله « سید محمد صدر » اشتباه گرفته ام! حال آن که هم « آیت الله سید محمد صدر » و هم « آیت الله سید محمد باقر صدر » هر دو « شهید » شده اند! بنده نمی دانم این که « آیت الله سید محمد صدر » را « شهید صدر » نامیده ام، کجایش اشتباه است!!! آیا عبارت « شهید صدر » تنها مختص به « آیت الله سید محمد باقر صدر » است یا بقیه ی علمای بزرگوار خاندان صدر را که شهید شده اند نیز می توان « شهید صدر » نامید! در هر حال فعلاً در مقدمه هستیم و ادامه ی مطلب را با عنوان « پلان سوم » پی می گیریم: پلان سوم: درسی از یک خبر! حدود یک سال و نیم پیش خبری در عالم وب منتشر شد که بازتاب وسیعی در عالم رسانه داشت. بازخوانی این خبر، می تواند به درک بهتر مطالب مورد بحث، کمک شایانی نماید: « به نام خدا با عرض سلام و احترام خدمت خوانندگان محترم وبسایت وعده ی صادق اخیراً خبری در تعدادی از سایت ها پیرامون تولد دجال منتشر شده است. حال آن که خبر مذکور صحیح نمی باشد. ابتدا به متن این خبر توجه فرمایید: درحالیکه چندی پیش به نقل از یکی از دانشمندان دینی کشور خبر باقی ماندن "فقط 5 نشانه ظهور" منتشر شد خبر تولد نوزادی عجیب الخلقه اسرائیل را فراگرفته است . [align=center] ![]() برخی منابع اسرائیلی طی روزهای گذشته دست به انتشار خبری باعنوان تولد "دجال آخرالزمان " از بدنیا آمدن کودکی عجیب الخلقه در سرزمینهای اشغالی فلسیطنیان خبر میدهند که تنها یک چشم دارد و چشم سمت چپش روی پیشانی اش قرار گرفته و فاقد گودی زیرچشم و بینی است ،دراین اخبار تلاش شده این کودک دجال فتنه گر آخرالزمان معرفی شود . براساس خبرنگار ما منتشر کنندگان خبر مذکور با معرفی نوزاد مذکور بعنوان یک نوزادیهودی وی را با دجال که در کتب دینی ادیان بزرگ اسلام ،مسیحیت و یهود ازوی بعنوان فتنه گر آخرالزمان یاد شده ،مقایسه می کنند. این منابع با طرح این سوال که آيا اين نوزاد که اکنون با مرگ دست و پنجه نرم ميکند همان دجال فتنه گر است؟ ادامه میدهند: دجال پس از رشد و تکامل جسمی مدعی خدایی شده و فتنه گری در جهان را آغاز خواهد کرد . انتشار خبرمذکور بصورت گسترده ازسرزمینهای اشغالی آغاز و تاکنون بسیاری از کشورهای جهان را دربرگرفته است . این درحالیست که خبرنگار البرز درپیگیریهای خود به سرنخ هایی برای استفاده ابزاری از این نوزاد ناقص الخلقه دست یافته است . این پیگیریها حاکیست نوزاد مذکور چندی پیش در چین و ازیک پدر و مادر اهل این کشور بطور ناقص متولد شد. تولد این کودک منجر به بروز ترس درمیان این خانواده چینی میگرددتااینکه با پیشنهاد قابل توجهی ازسوی یک صهیونیست مواجه میشوند. این یهودی با پیشنهاد کلانی اقدام به خرید نوزاد مذکور و انتقال وی به اسرائیل مینماید. کودکی که هم اکنون در برزخ مرگ و زندگی دست وپنجه نرم میکند به ابزاری برای تحقق آرمانهای صهیونیست مبدل شده است. باتوجه به اعلام تولد دجال درمیان قوم یهود در احادیث شیعی و انتشارگسترده خبر مذکور این امکان برای رژیم صهیونیستی فراهم میشود تا ضمن تثبیت عقاید دینی یهود صهیونیست بر یهودی بودن اراضی فلسطینیان تاکید نمایند. دجال در عقاید شیعه : براساس برخی روایات شیعی پیش از ظهور آخرین منجی عالم علائمی طبیعی و غیر طبیعی درجهان رخ خواهد داد که به دو بخش اصلی و فرعی تقسیم بندی شده است . براساس این روایت علائم فرعی داری تعدد است وهمگی آنها پیش از ظهور باید اتفاق بیفتد ولی تنها بروز یکی از علائم اصلی یا حتمی برای اعلام نزدیکی ظهور منجی کفایت میکند. علائم حتمی برای ظهور : 1 - خروج سفیانی وخسف بیدا : در روایتی از امام علی بن الحسین(علیه السلام) مرویست که قیام حضرت قائم حتمی و امر سفیانی نیز حتمی است و تازمانی که سفیانی نیاید حضرت قیام نخواهد کرد. 2 - خروج یمانی: امام صادق(علیه السلام) دراین باره میفرمایند: سه کس در یک سال و در یک روز قیام می¬کنند؛ خراسانی و سفیانی و یمانی و در بین این سه پرچم بهترین پرچمها از یمانی است: زیرا پرچمی است که به حق دعوت می¬کند. 3 - صیحه آسمانی: ندایی که ازآسمان شنیده میشود و عالمیان همگی این صدا را خواهند شنید ازجمله علائم حتمی شمرده میشود .امام باقر در روایتی از این نشانه ظهور چنین بیان میفرمایند: صدایی از آسمان شنیده می¬شود که حق با او (امیر المومنین) و پیروان اوست. در این هنگام قائم ما خروج خواهد کرد. 4 - قتل نفس زکیه:قتل نفس زکیه نیز از علائم قطعی ظهور شمرده میشود و براساس روایتی از نبی گرامی اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در شرح علائم ظهور اینگونه نقل میشود که : مهدی ظهور نمی¬کند تا اینکه نفس زکیه کشته شود. 5 - ظهور دجال : براساس همین روایات دجال بعنوان فردی با یک چشم که از گودی معمول زیرچشم برخوردار نبوده و چشم سمت چپش روی پیشانی اش قرارگرفته و دارای شمایل ترسناکی است و...نام برده شده است . براساس روایات مختلف چهره دجال ناقص ، کور و يک چشمي که و از اصل خلقت يک چشم ندارد به طورى كه گودى حدقهاش نيست و ادعاي خدائي ميکند ،چشم چپش در وسط پيشاني او قرار دارد،متولد شده در میان قوم يهود ازجمله ترسیم شده است. در بیان دیگر مشخصات ظاهری دجال میخوانیم : مردي چاق و سرخ روي است ( در برخي منابع ذکر شده است که لحاظ بزرگي هيکل هيچ انساني از ابتداي خلقت مانند او وجود نداشته است ) ،موهايش مجعد است،پايش لنگ است، داراي قدرتهاي فوق بشري و جادوئي است به نحوي که تصور ميشود مرده را زنده ميکند و در قحطي مردم را طعام ميدهد. هفتاد هزار ترک ، يهود ، زنا زاده ، خواننده ، نوازنده ، باديه نشين و زن از او پيروي مي کنند به هرخرابه اي برسد مي گويد گنج هايت را آشکار کن پس آنچه گنج دارد آشکارمي شود. طول حکومتش چهل روز است و در اين مدت همه را به کفر ميکشد براي نجات از شرش حفظ نمودن سوره کهف قبل از خروجش و در صورت رويت وي خواندن سوره حمد و خانه نشيني و توکل بر خدا توصيه شده است اما تاکنون برسراین مطلب که آیا دجال یک انسان است یا تعبیری از یک رویداد یا ابزار است تردید وجود داشته است .ازهمین رو دلار آمریکا،تلویزیون ،ماهواره و..ازجمله تعابیری است که از دجال در زمان کنونی نام برده میشود. اما انتشار خبرتولد این کودک که همزمان ،موضوع درشرف مرگ بودنش نیز درحال نشر است " انسان " بودن دجال را میتواند تقویت نماید. منبع:البرز همانگونه که ملاحظه فرمودید، چنان ادعا شده است که کودک مذکور همان دجال آخرالزمان می باشد و اسراییل در تلاش است تا وی را برای ایفای نقشش در آینده زنده نگه دارد. اما آیا این ادعا صحیح است؟ کودکی که در تصویر فوق ملاحظه می فرمایید، مبتلا به یک ناهنجاری شدید تکاملی مغز با نام هولوپروزنسفالی و یک نوع خاص از این بیماری با عنوان سیکلوپیا می باشد. این بیماری یک بیماری بسیار خطرناک و مهلک بوده که باعث عقب ماندگی شدید ذهنی فرد مبتلا شده و منجر به مرگ وی در همان دوره ی کودکی می گردد. به طوری که غالب افراد مبتلا به سیکلوپیا در همان سال اول زندگی می میرند. همان گونه که در تصویر ملاحظه می فرمایید، کودک مذکور اینتوبه بوده و با دستگاه های کمکی، به زور زنده نگه داشته شده است و علیرغم این تمهیدات به زودی از بین خواهد رفت. لازم به ذکر است که کودک مذکور اولین نمونه از افراد مبتلا به این بیماری نبوده و آخرین آن ها نیز نمی باشد. بلکه بیماری هولوپروزنسفالی و به خصوص شدیدترین نوع آن یعنی سیکلوپیا، یکی از بیماری هایی است که در علوم پزشکی به خوبی شناخته شده است. در اشکال زیر، تصاویری از سایر مبتلایان به این بیماری ملاحظه می فرمایید: ![]() ![]() ![]() ![]() برای کسب اطلاع بیشتر پیرامون این بیماری می توانید به آدرس های اینترنتی زیر مراجعه فرمایید: http://en.wikipedia.org/wiki/Cyclopia http://www.medterms.com/script/main/art....ekey=15530 http://www.wisegeek.com/what-is-cyclopia.htm http://www.lpfch.org/fundraising/news/wi...earch.html http://www.phreeque.com/parasitic_twins.html http://www.nurseminerva.co.uk/twins.htm بنابراین همانگونه که ملاحظه فرمودید، کودک مذکور مبتلا به بیماری سیکلوپیا می باشد و دجال آخرالزمان نیست. برای این امر دلایلی وجود دارند که مهمترین آن ها عبارتند از: 1 - کودک مذکور علیرغم تمهیدات پزشکی انجام شده به زودی خواهد مرد و به سن جوانی و بزرگسالی نمی رسد و نمی تواند نقش دجال را ایفا کند. 2 - مطابق روایات نقل شده از معصومین، عمر دجال بسیار طولانی بوده و وی حتی در زمان قبل از پیامبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نیز وجود داشته است. بنابراین این کودک که تاره به دنیا آمده است نمی تواند دجال باشد. (برای بررسی روایات ذکر شده، به مقاله ی فراماسونری: دجال آخرالزمان مراجعه فرمایید.) 3 - کودک مذکور، اولین کودکی نیست که با بیماری مذکور به دنیا آمده است. بنابراین کودکان مشابه با وی که قبل از او به دنیا آمده اند نیز می توانستند کاندید دجال بودن باشند، حال آن که همگی آن ها فوت کرده اند. 4 - علم پزشکی هنوز در زمینه ی علوم اعصاب و نورولوژی بسیار ناتوان است و در حال حاضر توانایی درمان کودکان مبتلا به ناهنجاری های شدید مغزی را ندارد و در آینده ی نزدیک نیز نخواهد داشت. بنابراین نمی تواند کودک مذکور را زنده نگه داشته و پرورش دهد. به همین دلیل احتمال دجال شدن وی منتفی است. 5 - کودکی که نمی تواند به خودی خود حتی به راحتی نفس بکشد، چگونه ممکن است بتواند بزرگترین جنایات تاریخ بشر را رقم زند و چگونه می تواند بزرگترین دروغگوی تاریخ باشد؟ 66 - کودکی که مبتلا به شدیدترین ناهنجاری تکاملی مغز و بدترین نوع عقب ماندگی ذهنی است و حتی در انجام کارهای روزمره ی زندگی نیز ناتوان است، چگونه می تواند مکارترین موجود تاریخ لقب بگیرد و اکثریت مردم را فریب دهد. 7 - کودکی که از اولین ساعات زندگی در معرض دید عموم است و اخبار مربوط به وی با دقت و وسعت زیاد منتشر می شود، به فرض محال رسیدن به سن بزرگسالی، چگونه می تواند بزرگترین دجال تاریخ باشد. حال آن که همان مردمی که او را از کودکی به عنوان دجال می شناسند، می فهمند که نباید به سخنان وی اعتماد کرد. دلایل فوق و صدها دلایل دیگر وجود دارند که نشان می دهند که کودک مذکور و کودکان مشابه وی دجال نیستند. عزیزان خواننده ای که قصد دارند با دجال آخرالزمان آشنا شوند، می توانند به مقاله ی « فراماسونری: دجال آخرالزمان » مراجعه فرمایند تا این دروغگوی بزرگ تاریخ را بیشتر بشناسند. لازم به ذکر است که ممکن است هدف صهیونیست ها از انتشار خبر فوق، گمراه کردن افکار عمومی از دجال اصلی آخرالزمان باشد تا این موجود خبیث بتواند با خیال راحت به فتنه انگیزی ادامه دهد. این مطلب با توجه به خطری که این خبر کذب ممکن بود برای جامعه ی مهدوی کشور ایجاد کند، به صورت فوری نگاشته شده است. خوانندگان عزیز وبسایت، نویسنده ی این مطلب را به دلیل تفاوت نحوه ی نگارش و رفرنس دهی آن عفو فرمایند. از عزیزان در خواست می شود تا در صورتی که این مطلب را مفید دانستند، آن را به سرعت در اینترنت منتشر نمایند. » لینک خبر و توضیح آن در « وعده ی صادق »: http://www.alvadossadegh.com/fa/article/...32-13.html اما بازخوانی این خبر چه نکات مهمی در خود دارد: 1 - در حال حاضر نیز نوزادان مبتلا به « سیکلوپیا » و صاحب یک چشم به دنیا می آیند که بعد از چند روز تا چند هفته از دنیا می روند. 2 - به فرض اینکه این نوزادان تا بزرگسالی نیز زنده بمانند توانایی زندگی مستقل را ندارند و از نظر ذهنی عقب مانده هستند؛ چه برسد به اینکه بخواهند « فریبکار ترین موجود تاریخ » لقب بگیرند! 3 - اصلاً به فرض محال این که چنین نوزادان یا حتی موجود غیر انسانی با این شکل و شمایل به وجود بیاید و تا بزرگسالی رشد نماید و حتی عقب ماندگی ذهنی نداشته باشد. آیا این مسئله برای « دجال » بودن وی کافی است؟ واکنش رسانه ها و افکار عمومی نسبت به خبر مذکور، احتمال « دجال » بودن این موجودات را زیر سوال می برد. چه گونه؟ در حالی که هنوز لحظات ابتدایی زندگی این نوزادان یا اینگونه موجودات است، رسانه ها به سرعت در این زمینه اخبار را منتشر نموده و حتی در مورد « دجال » بودن وی نیز گمانه زنی می نمایند! حال مردمی که این مطالب را در رسانه ها می بینند و احتمال دجال بودن وی را ولو به میزان 1 % می دهند، چگونه فریب وی را می خورند؟!!! حال آن که همه از همان ابتدا نسبت به این موجود گارد گرفته و با حالت تدافعی به وی خواهند نگریست و با دیده ی شک به گفته های وی نگاه خواهند کرد! به عبارت دیگر « دجالیت » و « فریبکاری » دجال دیگر چندان معنا نخواهد داشت و مردم با دیدن این موجود عجیب و غریب نسبت به وی واکنش نشان خواهند داد! کما اینکه واکنش مردم و رسانه ها نسبت به خبر نامبرده، این گفته را تایید می نماید! به عبارت دیگر، اگر مردم انسان یا موجودی را با « یک چشم در وسط پیشانی »، « گشت و گذار با خورشید »، و ... و سوار بر خری عجیب تر از خودش که « از هر موی آن صدای موسیقی بیرون می آید » و « بین دو گوش او یک میل راه است » و ... ببینند، به اندازه ی کافی از عجیب و غریب بودن این موجودات تعجب نموده و فریب آن ها را نخواهند خورد! در واقع دجالیت دجال و خرش با این ظواهر عجیب و غریب زیر سوال خواهد رفت و لازمه ی این فریبکاری، این است که دجال چندان ظاهر عجیب و شک برانگیزی نداشته باشد! این مسئله یک اصل مهم در فریبکاری است. بنابراین بازخوانی خبر مذکور نیز احتمال این که دجال یک فرد باشد کاهش داده و احتمال این که وی یک جریان فریبکار با ظاهری پر زرق و برق و زیبا باشد، افزایش می دهد. ادامه دارد ... |
|||
|
|
۱۲:۴۶, ۱۴/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/تیر/۹۰ ۱۲:۴۸ توسط beheshtdel.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
سلام
من قبل از ديدن اين مستند مقالات وعده صادق رو ميخوندوم وتقريبا به اين عقيده داشتم كه فراماسونري دجاله! البته بجز وعده صادق جاهاي ديگه هم ميگفتند فراماسونري دجاله! ولي از وقتي مستند جديد رو ديدم وپاسخهاي آقاي قنبريان رو ديدم خداروشكر ميكنم كه ايشان ديد من را بازتر كرد واقعا چرا هر روايتي را يه طوري ربط ميدهيم به فراماسونري! چون فراماسونري دستگاه بزرگيست واكثر دستگاههاي اقتصادي امنيتي فرهنگي تبليغاتي دنيا زير دستشان است 100 حديث ديگه هم درباره دجال از زبان معصومين صادر مي شد به يك طريقي ميشد ربطش داد ولي به نظر بنده حرفهاي آقاي قنبريان منطقي تره نميشه هرحديثي رو كه ميبينيم يه طوري به فراماسونري ربطش بديم تا نظريه ما درست باشه! پس اصل بر ظاهر رواياته نه رمزي كردن آن! تو روايات داريم كه دجال بعد از ظهور خروج مي كنه ولي فراماسونري قبل از ظهور به وجود آمده است اگر آقاي خادم الامام توي مقالاتشون 2قبول داشتند چرا اينگونه از نقد يه بنده خدايي برآشفت؟ چرا بالاي سايتش هميشه نوشته"فراماسونري دجال آخرالزمان"چرا ننوشته 2نظريه در باره دجال تصحيح متن بالا: اگر آقاي خادم الامام توي مقالاتشون 2نظريه رو قبول داشتند چرا اينگونه از نقد يه بنده خدايي برآشفت؟ |
|||
|
۱۵:۴۷, ۱۴/تیر/۹۰
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
(۱۴/تیر/۹۰ ۱۲:۴۶)beheshtdel نوشته است: سلام دوست عزیز آقای خادم الامام هنوز به نقد های آقای قنبریان جواب نداده اند.به مرور زمان جواب مبدن .شما زیاد عجله نکنید. در ضمن دلیل اینکه آقای خادم الامام جوابیه مینویسند اینه که از نظر ایشون , نقد آقای قنبریان نقد غیر منصفانه ای هست. نقل قول:چرا ننوشته 2نظريه:چون در مقالشون با دلایلی که ذکر کرده بودن به این نتیجه رسیدن که احتمال دجال بودن فراماسونری خیلی زیاده.ولی به یقین نگفتند که حتما دجاله(برعکس آقای قنبریان که به یقین میگن دجال یک شخصه و فراماسونری دجال نیست) و نتیجه گیری رو به عهده خواننده گزاشتند. |
|||
|
۱۶:۰۷, ۱۴/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/تیر/۹۰ ۱۶:۲۳ توسط hed_gol.)
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام خدمت همه دوستان عزیز جناب خادم الامام عزیز در پست قبلی بیان گردید که : اولاً ساخت مستند کاری از وبسایت ردپاکلیپ می باشد و آقای قنبریان حتی از ساخت این مستند خبر هم نداشته اند. ثانیاً نام مستند هم به انتخاب ما بوده است نه آقای قنبریان. ثالثاً این مستند گوشه ای از درس گفتارهای ایشان در دوره شیطان پژوهی می باشد نه همه حرفها و تفاصیل. لازم به ذکر است، ایشان در آن دوره در مقام نقد حرفهای خادم الامام نبوده و به مناسبت بحث دجال به ماحصل آنچه در فضای اینترنت و حتی مستند "ظهور" است پرداخته و حتی از خود به آن نظرات افزوده و سپس نقد کرده است. یکجا نام وعده صادق آمده که بخاطر بیشتر بودن آن ادله در آن سایت بوده است. بعد از ایجاد تالار در مورد مستند "فراماسونری دجال آخرالزمان نیست"، و نقد مستند بوسیله دوستان، مستند را به همراه نقد جناب خادم الامام به آقای قنبریان تحویل داده تا پاسخی در این مورد دریافت کنیم.. و این جوابها برمیگردد به نقد اولیه شما و نه پلان های متفاوتتان!!! با توجه به اینکه شما اعلام داشته اید که : ه بنده تصریح کرده ام که به دلیل کمبود وقت، از پاسخ فوری و جامع دادن به مستند نامبرده، معذورم؛ اما بخش های مهم پاسخ بنده به تدریج و در قالب چندین پلان در تالار « بیداری اندیشه » و متعاقباً در وبسایت « وعده ی صادق » خواهد آمد. پس ما باید منتظر نقد کامل شما باشیم مطمئناً تمامی مطالبی که شما در این تالار قرار می دهید به نقد این مستند بر نمی گردد. با توجه به کمبود وقت شما و عدم وقت کافی برای ما، لطفاً زمانی که وقت کردید تمام مستند را نقد کنید (البته نقد منصفانه و نه اینکه چون فلان کس فلان حرف را زده است، و حرف شما مخالف حرف اوست، پس اشتباه است!!!) پیامی در سایت ردپا کلیپ قرار دهید تا ما هم در وقتی که پیش بیاید، نقد شما را به آقای قنبریان داده و جواب ایشان را به نقدهای شما، اعلام داریم. از دیگر دوستان نیز خواهشمندیم در صورتی که خواستند نظری بدهند، این مطلب را مد نظر داشته باشند که آقای قنبریان در این مستند قصد نقد هیچ مقاله خاصی را نداشته اند. (امام جناب خادم الامام عزیز، مثل اینکه با دید نقد مقاله ایشان توسط آقای قنبریان دارند نظر می دهند) تصحیح متن بالا (اما جناب خادم الامام عزیز، مثل اینکه با دید نقد مقاله ایشان توسط آقای قنبریان دارند نظر می دهند) |
|||
|
|
۱۶:۴۵, ۱۴/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/تیر/۹۰ ۱۶:۴۶ توسط خیبر110.)
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
از جناب خادم الامام و جناب قنبریان می خواهم که به همه شبهات مطرح شده جواب بدهند یا اگر در مورد آن شبهه چیزی نمیدانند لطفا از کنار آن همین طوری رد نشوند .
مثلا خیلی مشتاقم بدانم که اگر طبق روایات دجال هیچ گاه به مکه و مدینه راه نمی یابد چه گونه نشانه های فراماسونری(مثلا ساختمان شاخ شیطان در جلوی مکه) و سربازان آن(وهابیون)در مکه وجود دارند(اگر فراماسونری را دجال بدانیم) من به دید بی طرف به قضیه نگاه میکنم و میبینم که دو استاد عزیز از شبهاتی که در مورد آن جوابی ندارند میگذرند. دو استاد گرامی لطفا به همه ی شبهات جواب بدهند وگرنه نقدشان از نظر من دارای اشکال است. با تشکر |
|||
|
|
۱۲:۴۷, ۱۵/تیر/۹۰
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
سلام
اگر وعده صادق رو يه بيينده تازه وارد ببينه اولين چيزي كه متبادر ميشه ،دفاع اين سايت از نظريه "فراماسونري دجال آخرالزمانه" حالا اينها مهم نيست به نظر من آقاي قنبريان نقد غيرمنصفانه اي انجام نداده،يكسري انتقاداتي به اين نظريه كرده حالا آقاي خادم الامام هم جواب ميدهند در صحبتهاي هر دو طرف به اين اشاره شده كه در خباثت فراماسونري شكي نيست ولي يكي ميگه فراماسونري دجاله يكي ميگه نه آقاي قنبريان وآقاي خادم الامام هر دو در يك خطند ولي در بعضي مباحث با هم اختلاف نظر دارند كه با يك پاسخ منطقي موضوع حل ميشه ولي در پاسخهايي كه در بالا داده شده به نظر مي آيد مخاصمه هاي شخصي هم وارد شده بهتراست هردو كه در جبهه خودي هم هستند كمي باآرامش بيشتر مسئله را حل كنند من هر دو طرف را دوست دارم البته آقاي قنبريان كمي ناآشناست ولي آقاي خادم الامام را همه ميشناسند بهتراست همديگر را پيدا وبا هم مباحثه كنند تا موضوع روشن شود ولي درپايان دوباره مي گويم: كه به نظر مي رسد صحبتهاي آقاي قنبريان منطقي تر باشد |
|||
|
|
۱:۵۴, ۳۰/تیر/۹۰
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان
منظور از اون چند هزار خواننده و مطرب و زنا زاده و.... که طبق روایت به دجال می پیوندن که روشنه؛ هممون تبلیغ آشکار و پنهان شیطان پرستی رو در آثارشون میبینیم؛ ولی منظور از اون زنها چی میتونه باشه؟ صد البته که فمینیست ها میتونن نامزد اصلی اون عنوان باشن ولی اگر دوستان گزینه های آشنای دیگری رو مد نظر دارن (کلا برای همه یاوران دجال) بفرمایند که ما هم مطلع بشیم راستی من هنوز اینو نفهمیدم که آخه چطور دجال از ایران یا یک همسایه ایران خروج میکنه:s
|
|||
|
|
۱۷:۱۸, ۴/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
با سلام خدمت دوستان
مستند تهاجم دجالها کاری از موسسه فرهنگی باقرالعلوم بهبهان حتماً دانلود کنید، و نظر یادتون نره http://www.radepaclip.com/?p=1001 |
|||
|
۱۹:۴۷, ۷/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
به نظر شما اساتید و بزرگان ادامه این مباحث و مناظره یا هر اسم دیگه ای که بخوایم روی این کار بزاریم درسته آیا به نزدیک شدن ظهور کمکی میکنه ؟؟؟؟
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| آیا دجال همان شیطان است؟ (شناخت کامل دجال) | Imam12 | 16 | 15,870 |
۳۱/مرداد/۹۲ ۱۲:۳۸ آخرین ارسال: غربت تشیع |
|









![[تصویر: aval.jpg]](http://www.alvadossadegh.com/fa/images/stories/aval.jpg)
![[تصویر: 01.jpg]](http://www.alvadossadegh.com/fa/images/stories/01.jpg)
![[تصویر: 02.jpg]](http://www.alvadossadegh.com/fa/images/stories/02.jpg)
![[تصویر: 03.jpg]](http://www.alvadossadegh.com/fa/images/stories/03.jpg)
![[تصویر: 04.jpg]](http://www.alvadossadegh.com/fa/images/stories/04.jpg)


