|
(A)چهل نکته درباره مومن از نگاه علی (علیه السلام) ، خود را محک بزنیم.
|
|
۱:۳۷, ۱/دی/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/مرداد/۹۱ ۹:۱۰ توسط mohamad.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
امام علی (علیه السلام) برای مومن، چهل خصوصیت بیان کرده است:
توکل در امور - سرعت در خیر - پایداری در حوادث - تعطیل در انتقام - امداد بر مظلوم - خوشرویی با عیال - ملایمت با جهال - تأمل در جواب - اکرام مهمان - شفقت با مردم - وفا در عهد - دادرسی در قضا - نظافت در پوشش - کناره جویی از بخیل - مخالفت با نفس - سعی در اخلاص - مصاحبت با نیکان - دلجویی از غریبان - قصور در شهوت - جوانمردی با مغلوب - دوری از کبر - راستی در گفتار - تقدم بر سلام - نوازش بر ایتام - احترام به والدین - اجتناب از غیبت - نصرت در جهاد - اصرار در طاعت - شکر بر نعمت - عفو با قدرت - عیادت مریض - ایثار بر مسکین - خدمت به خلق - ادب در کلام - عطا در مقام - اندازه در معاش - تفکر در امور - پرهیز از خشم - استقامت در کار - صبر بر مصائب .
شاید با یک نگاه، خیلی ساده از کنار آن خصوصیات بگذریم. ولی اگر هر کدام را با خصایص واقعی خود مقایسه کنیم، خواهیم دانست که آیا ما از نظر امام علی (علیه السلام)، مومن هستیم یا خیر؟ من صفحه ای را آماده کردم که شما می توانید در آنجا گزینه ها را انتخاب و نمره خود را مشاهده کنید. این ابزاری برای شناخت بهتر خودمان می باشد. که می توانیم به خودمان از 0 تا 20 نمره دهیم. یا علی مدد
بی حد و بی عدد |
|||
| آغاز صفحه 11 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱:۰۶, ۱۲/اسفند/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/اسفند/۹۰ ۱۱:۱۶ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #101
|
|||
|
|||
|
امیرمومنان علی علیه السلام در گرمای شدید برای رفع نیاز خود بیرون میرفت و می خواست خداوند او را ببیند که در طلب حلال زحمت می کشد و خود را به مشقت می اندازد
وسائل شیعه ج12 ص13
|
|||
|
|
۱۳:۵۱, ۱۵/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #102
|
|||
|
|||
(۱۲/اسفند/۹۰ ۱:۰۶)علی 110 نوشته است: امیرمومنان علی علیه السلام در گرمای شدید برای رفع نیاز خود بیرون میرفت و می خواست خداوند او را ببیند که در طلب حلال زحمت می کشد و خود را به مشقت می اندازد قسمتی از وصیت نامه حضرت امیر (علیه السلام): نقل قول:...شما دو تن و همه فرزندان و خانواده ام و هرکس را که این وصیت نامه من به دست او می رسد به تقوای الهی و رعایت نظم در کارها و اصلاح میان خودتان سفارش می کنم... وقتی این دو را در کنار هم می گذارم، دلیل عدم موفقیت شغلی خود را در می یابم. |
|||
|
|
۱۴:۱۴, ۱۵/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #103
|
|||
|
|||
|
محمد عزیزم
این دو را بگذار کنار این کلام گوهر بار امام صادق در باره ی کار که هر کسی برای موفقیت در شغل خود به سه چیز نیاز دارد 1- تخصص و مهارت در آن شغل 2- وفای به عهد در قولی که به مشتری میدهد 3- نهایت تلاش برای کسب رضایت مشتری(با رعایت حدود الهی) یا علی |
|||
|
|
۰:۲۰, ۲۵/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/فروردین/۹۱ ۰:۲۲ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #104
|
|||
|
|||
|
سلام محمد عزیزم
و سایر کسانی که این پست را میخوانید نزدیک بامداد جمعه است می روم تا سوره ی اسراء بخوانم قبلش یه سر با گفتگوی منتظران کاردارم سلام برادرم محمد عزیزم می روم سوره ی اسراء بخوانم نزدیک بامداد جمعه است قبلش باید چیزی در گفتگو منتظران بنویسم |
|||
|
|
۱۰:۱۷, ۱۱/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/اردیبهشت/۹۱ ۱۰:۱۷ توسط mohamad.)
شماره ارسال: #105
|
|||
|
|||
|
سلام علي جان و همه دوستاني که اين مطلب را مي خوانيد
من يک مشکل کوچولو دارم بذار کمي برگرديم عقب حدود يک و سال و نيم پيش بنده شروع کردم به مطالعه مطالب شما و ساير مطالب مفيد در تالار تغييرات بزرگي را در خودم احساس مي کردم و فهميدم که خيلي چيزهايي که نمي دانم چيست، چيست. اکنون مدتي است که به بهانه (دقت کن که فقط به بهانه) مشغله دنيا، مطالعه و تفکر را کنار گذاشته ام. احساس مي کنم که چيزهايي را نمي دانم و نمي دانم که چيست برخي از مطالب گذاشته را خواندم ولي انگار چيزه جديد برايم نداشت و وقتي سعي مي کنم مطالب جديد را بخوانم احساس مي کنم که برايم گنگ است و بايد يک "پيش نياز" آن را خوانده باشم. با مهدي که صحبت مي کردم، مي گفت نياز به يک استاد داريم بدون استاد همش دور خودمان مي چرخيم و آخر به هيچ جا نمي رسيم و يا نهايتا به سرجاي اول مان مي رسيم. البته شايد داشتن استاد بهانه باشه چون خيلي چيزها است که بنده مي دانم به آنها عمل نمي کنم راستي "عمل کردن" هم راهنما و استاد لازم داره؟ . . . نمي دانم خيلي گيج شدم گاهي اوقات فکر مي کنم که خيلي عقب هستم و خيلي چيزهايي که بايد بدانم را نمي دانم و خيلي کارهايي که بايد انجام دهم را انجام نمي دهم. انگار برگشته ام به چند سال قبل |
|||
|
|
۱۱:۱۸, ۱۲/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #106
|
|||
|
|||
(۱۱/اردیبهشت/۹۱ ۱۰:۱۷)mohamad نوشته است: سلام علي جان و همه دوستاني که اين مطلب را مي خوانيد به نام خدا ببخشيد من در جايگاهي نيستم كه بخوام به سوال شما جواب بدم . اما اينو مي دونم كه بزرگترين مشكلي كه همه آدمها دارند ، روزمرگيه ! وقتي دچار روزمرگي مي شيم خيلي چيزهايي كه به دست آورديم از دست ميديم . اينجاست كه مراقبه و محاسبه معني پيدا مي كنه . وقتي داري تو اجتماع زندگي مي كني ، خيلي خيلي بايد مراقب بود . خيلي خيلي خيلي خيلي خيلي ..... واقعا هم سخته . چند وقت پيش خواهرم مي گفت ؛ يكي از دوستاش گفته هر كاري كه مي خواي انجام بدي قبلش فكر كن خدا از انجام اين كار ، يا از اين حركت يا اين حرف يا حتي خيلي جزيي تر ، نگاه ها ، اشارات راضيه يه نه ! اونوقت اون كارو انجام بده يا نده . خواهرم مي گفت : چند وقت اين كار رو كردم ! خيلي سخته ! نا خداگاه از دستت در ميره ! چون عادت كرديم . چون دچار روزمرگي شديم ! عادت كرديم تو هر كاري كه به ما ربطي هم نداره دخالت كنيم و نظر بديم ! و همون ميشه مقدمه يه گناه و سلب كلي توفيقات.. ان شاالله كه خدا ما رو واسه يه چشم ير هم زدني به خودمون وا نذاره .. و گرنه واويلا... كار خيلي سختيه .. به حرف و شعار نيست به عمله .. اگر بهترين استاد هم داشته باشيم ، اگه مراقب نباشيم ، باختيم .. ! نمونش تو تاريخمون زياده.. شما تنها نيستيد ، فكر كنم اين حرف دل خيلي هاست .. خوندن هر روز چند صفحه نهج البلاغه و قران خيلي موثره .. نمي دونم واقعا .. خدا خودش ياري كنه .. يا الله |
|||
|
|
۱:۳۰, ۱۶/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #107
|
|||
|
|||
|
با عرض سلام خدمت دوستان.
راستش من چند وقت پیش انقدر و انقدر و انقدر و .... از دست خودم ناراحت بودم که حتی دوست نداشتم خودم رو در آینه ببینم. کلاً از همه ی کارای خودم ناراضی بودم . انقدر از دست خودم ناراحت بودم که تصمیم گرفتم حتی دیگه تالار که انقدر دوسش دارم نیام.از دست امام رضا(علیه السلام) هم خیلی ناراحت بودم چون احساس میکردم اصلاً به حال من رسیدگی نمیکنن.اصلاً من رو نمیبینن.استادی هم که نداشتم و این بیشتر دلم رو میسوزوند.احساس سردرگمی میکردم. یه شب بعد از نماز مغرب انقدر از تهِ تهِ قلبم گریه کردم و به خدا گفتم خدایا , ای خدایی که از مادر به حال بندگانت مهربانتر هستی به فریادم برس , من رو هدایت کن. روز بعدش متوجه شدم پسر آیت اللّه بهجت قراره بیان دانشگاه. رفتم.به امید اینکه راه چاره پیدا کنم .بسیار صحبت های قشنگی کردن.سوال هم جواب دادن . رفتم تا ازشون درباره ی استاد سوال بپرسم .از شخصی که عمری همنشین یک عارف بوده. پرسیدم : من که استادی برای سیر و سلوک ندارم باید چه کنم ؟ من میخواهم به خدا برسم .راه را بلد نیستم .باید چه کنم ؟ انقدر هم ناراحت بودم که کم مانده بود گریه کنم ! حرف بسیار زیبایی زدند ! فرمودند : اگر تو به آنچه میدانی عمل کنی , خداوند جواب آنچه را نمیدانی به تو میرساند ! گفتم :یعنی فقط باید به آنچه میدانم و احساس میکنم درست است عمل کنم؟!به استاد میرسم ؟! فرمودند : فقط به آنچه میدانی عمل کن .خداوند استاد را به تو میرساند.تو نباید دنبال استاد بروی,استاد خودش سراغ تو می آید .خودت را برای خدا خالص کن . خیلی روی این سخن فکر کردم . دیدم درست میگویند.من به آنچه میدانم عمل نمیکنم.گاهی اوقات با اینکه از انجام کاری احساس میکنم کمی قلبم دچار تغییر در جهت منفی شده دست نمیکشم . تصمیم گرفتم به ندای قلبم گوش دهم .گویا بسیار راهنمای خوبیست و من آن را دست کم گرفته ام.از آن روز که دارم به ندای قلبم گوش میدهم و سراغ اعمالی که حالت خوش قلبم را تغییر میدهند نمیروم ,نماز خواندن هم عالمی دارد . عاجزانه از شما خواهش میکنم که برای من دعا کنید .دعا کنید که توفیق پیدا کنم تا همواره به ندای قلبم گوش فرا دهم تا لیاقت پیدا کنم تا با یک عارف خدا ترس ,مومن و راهنما ملاقات کنم .دوست دارم جمال حضرت حق را ببینم ولی این بدون راهنما خیلی مشکل است . خواهش میکنم برایم بسیار دعا کنید .
|
|||
|
|
۰:۰۴, ۲۰/اردیبهشت/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/اردیبهشت/۹۱ ۰:۰۹ توسط یا صاحب الزمان.)
شماره ارسال: #108
|
|||
|
|||
|
در هر درجه که هستی بکوش , و اخلاص خود را زیادت کن , و اوهان نفس و وساوس شیطان را از دل بیرون نما , البته نتیجه برایت حاصل می شود , و راهی به حقیقت پیدا می کنی , و طریق هدایت برای تو باز می شود , و خداوند تبارک و تعالی از تو دستگیری می فرماید .
امام خمینی (رحمة الله علیه) |
|||
|
|
۱:۱۷, ۲۱/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #109
|
|||
|
|||
|
شبی تاریک و ره باریک و من مست
قدح از دست من افتاده , نشکست شب دیگر نه شب تاریک , نه ره باریک , نه من مست قدح از دست من , نفتاده , بشکست نگهدارنده اش نیکو نگه داشت وگرنه صد قدح , نفتاده , بشکست |
|||
|
|
۰:۳۸, ۲۲/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #110
|
|||
|
|||
|
خطا از من است , می دانم
از من است که سالهاست گفته ام " ایاک نعبد " امّا به دیگران هم دلسپرده ام از من است که سالهاست گفته ام " ایاک نستعین " امّا به دیگران هم تکیه کرده ام امّا رهایم نکن بیش از همیشه دلتنگم به اندازه ی تمام روزهای نبودنم الهی العفو |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| سخنرانی عبد صالح پیرامون شخصیت حضرت عباس علیه السلام | عبدالرحمن | 0 | 1,155 |
۱۸/بهمن/۹۶ ۱۷:۵۷ آخرین ارسال: عبدالرحمن |
|
| لحظات اخر زندگانی امام حسن عسکری علیه السلام چگونه گذشت؟ | Islam | 0 | 1,228 |
۱۸/آذر/۹۵ ۲:۴۰ آخرین ارسال: Islam |
|
| 40 حدیث در وصف,سالار شهیدان امام حسین(علیه السلام) | GustavoWoltmann | 0 | 1,192 |
۱۹/شهریور/۹۵ ۲۱:۴۴ آخرین ارسال: GustavoWoltmann |
|
| يا اميرالمومنين (علیه السلام) | مصطفي مازح7610 | 4 | 2,889 |
۱۸/تیر/۹۴ ۸:۵۵ آخرین ارسال: مصطفي مازح7610 |
|
| کاشانی | منقبت امیرالمومنین علی علیه السلام | ehsan8taherian | 0 | 1,508 |
۱۷/تیر/۹۴ ۱۸:۱۷ آخرین ارسال: ehsan8taherian |
|
| توصیه امام رضا علیه السلام برای روزهای پایانی ماه شعبان: | مرتضی اقبالی | 0 | 1,351 |
۲۵/خرداد/۹۴ ۱۶:۳۱ آخرین ارسال: مرتضی اقبالی |
|
| کلام جاودان علی علیه السلام | عمار رهبری | 12 | 4,973 |
۲۲/خرداد/۹۴ ۱۲:۵۲ آخرین ارسال: عمار رهبری |
|










