|
آسیب شناسی علم یک ضرورت-مشارکت فکری کنید
|
|
۶:۲۱, ۱۲/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/مرداد/۹۰ ۱۸:۲۵ توسط janali.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم سلام علیک به کاربران تالار بیداری اندیشه انشالله که موضوع پیشنهادیم تکراری نباشه با کسب اجازه از حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه شریف پیشنهاد مهمی پیرامون اهتمام تالار برای ایجاد بخشی پیرامون علم و آسیب شناسی های مربوط به آن را دارم منظور من صرفا طرح مباحث علمی نیست. امیدوارم در ادامه منظورم رو بتونم برسونم همونطور که شما از من بهتر می دونید اسلام بشدت به علم اهمیت داده و دستور اکید داشته یک مسلمان موحد همواره جویای علم باشه. راز این گفته به اعتقاد من شاید تولید علم توحیدی باشه. که در مقطعی از زمان بخاطر رشادتهای ائمه بزرگوار بویژه حضرت امام باقر(علیه السلام) و امام صادق(علیه السلام) این مهم جامه عمل پوشانده شد. اما چرا قرعۀ این پیشتازی در علم به دست عالَم سکولار افتاد و الان دنیا تاوان چه چیزی را پس می دهد؟؟؟ در حال حاضر نوک پیکان پیشرفت و جهت دهی علم دست عالِم سکولاره. پس در نتیجه علم تولیدی این عالِم، علم سکولار خواهد بود. علم سکولار تلاشی در جهت حذف خدا بوسیله علم و دانشه. یکی از مؤثرترین حربه های مشرکین برای سکولاریزه کردن عالَم، سکولاریزاسیون علم و عالِمه. وقتی با علم عدم وجود خدا رو مطرح کنند از ابزار مؤثری بهره برده اند این موضوع اهمیت بسزایی در دنیایی که همواره بسمت سکولاریزه شدن در حرکت است داره. متاسفانه در آن واحد تولید علم عمدتا توسط عالِم سکولار صورت میگیره. به گفته حضرت آیت الله جوادی آملی(نقل به مضمون) عالِم میتونه سکولار باشه اما علم نمیتونه سکولار باشه توحیدی کردن این علم به خودی خود باید توسط موحدین صورت بگیره و این مهم را هرگز نمیتوان از یک عالِم سکولار انتظار داشت همونطور که مستحضر هستید حتی کشور خود ما سر فصل های وزرات علوم، وزرارت آموزش و پرورش و وزرارت بهداشت که متولیان آموزش کشورند مملو از مبنای علم سکولاره. (که انشاالله هرچه زودتر اصلاح بشه--- البته این مهم به تلاش من و تو که مدعی موحد بودن رو داریم وابسته است) ایجاد بخشی جدید پیرامون علم برای شناخت آسیب شناسی علم سکولار و اهمیت علم توحیدی از ضروریات است شاید پیرامون سکولاریزاسیون علمی بیش از همه در رشته های زیست شناسی، فیزیک، فلسفه و روانشناسی مانور داده شده است خوشبختانه این تالار انسان های تحصیل که فراوان داره و میتونه در موارد فوق همکاری های صمیمانه ای رو شاهد باشیم وظیفه کنونی بیداری اندیشه شناخت این علم سکولار و واکاوی و معرفی اون به کاربران تالار و عموم جامعه بصورت جزء به جزئه من در حد توانم در رشته تخصصی خودم(زیست شناسی) حاضر به همکاری و شناخت آسیب های ممکن هستم. و تا الان تلاشهایی رو داشتم. و از همه کاربران صاحب نظر تالار دعوت میکنم تا در ادامه نظرات تکمیلی(نه تخریبی) خودشونو ارائه بدن تا ان شا الله به یک نتیجه خوبی برسیم و از مدیران تالار تقاضای مشاوره و همکاری را دارم عذر میخوام اگر جسارت کردم باتشکر |
|||
|
|
۰:۲۶, ۱۳/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/مرداد/۹۰ ۲:۰۶ توسط janali.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بذارید حساسیت این موضوع رو بیشتر بازگو کنم
علم سکولار بسیار زیرکانه عمل میکنه و هیچ موقع به صراحت اعلام نمیکنه که خدایی نیست اما تفکر الحادی رو بصورت القائی وارد پیش زمینه علمی و فکری انسان میکنه. با دلیل و منطق اصول درکنار یک دیگه قرار میگیره که یک معلَم اون رو بعنوان یک علم می آموزه و در مرحله بعدی این شناخت به اعتقاد تبدیل میشه. زمانی که این علم به اعتقاد تبدیل شد در مرحله بعدی اگر دین ایرادی بر این علم وارد کنه معلَم و معلِم هر دو اذعان میکنن که دین نباید دخالتی در دیگر علوم داشته باشه و درواقع دین و علمای دین هرگز نمیتونن علوم دیگر رو درک کنن و اذعان میکنن که دین و علمای دین هرگز نباید در علم دخالتی داشته باشد. که ایجاد چنین حالتی در فرد دقیقا به مبانی علم سکولار برمیگرده. علم سکولار اذعان میکنه که راه دین و علم از هم جداست و این دو نمیتونن در امور یکدیگر دخالتی داشته باشند. فردی که به این تفکر رسیده باشه لزوما بنا نیست که با مبانی سکولار آشنا باشه و خود اذعان به سکولار بکنه اما در حقیقت این فرد به هدف علم سکولار و سکولاریسم رسیده. کم کم دین در زندگی این فرد در جایگاه یک سنت قرار میگیره که ممکنه صرفا محدود به مناسکی خاص باشه. این فرد سکولار با وجود اعتقاد به خدا اما همواره در باور خود نقش ربانیت خدا رو به دست فراموشی میسپاره تفکری که بواسطه علم به فرد القا شده. وقتی انسان رب العالمین رو فراموش کرد وارد مرحله شک به خدا خواهد شد و مبانی شناخت خدا برای وی غیر قابل باور خواهد بود و در مقابل علم منطقی به نظر خواهد رسید. در روند سکولاریزه شدن، فرد به تدریج مناسک دینی خودشو سبک خواهد شمرد و زمانی که به تقابل علم و دین یقین پیدا کرد این مناسک دست به فراموشی سپرده خواهد شد و اعمالی بی معنی دانسته میشود. و زمانی که فردی به این روند سکولاریزه شدن پاسخ مثبت داد وی وارد مسیر الحاد و کفر خواهد شد و در نهایت خدایی که حتی صرفا برای دلخوشی به اون باور داشت انکار خواهد شد. دوستان مسئله سکولاریسم علمی رو دست کم نگیرید و با خِردتون نظرات تکمیلی رو مطرح کنید. غفلت نکنید. من بیش از این نمیتونم برای حساس معرفی کردن این موضوع دست و پا بزنم. نظرات کارشناسانه خودتونو رو از تالار محروم نکنید ایجاد بخشی تحقیقی پیرامون آسیب شناسی علم سکولار و ضرورت علم توحیدی در همه جنبه های علمی از واجبات است |
|||
|
|
۱:۲۵, ۱۴/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/مرداد/۹۰ ۱۵:۳۷ توسط janali.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
از قضا انگاری کاربران تالار علاقه ای به این جریان ندارند ولی باور کنید آگاهی پیرامون جریان سکولاریسم علمی یکی از واجباته
حضرت آیت الله جوادی آملی پیرامون فلسفه علم تألیفاتی دارند و در سخنرانی های مختلف مخصوصا در مکانهای علمی اظهار نظرهای بسیاری داشتند که بسیار قابل توجه است. من در حد درک خودم سعی میکنم انتقال اطلاعات بکنم. ایشون ابراز دارند که علم هیچ گاه نمیتونه سکولار باشه و علمی اساسا سکولار وجود نداره. علم یا توحیدی است و یا الحادی. در جایی دیگر ایشون مطرح داشتند که درسته که علم نمیتونه سکولار باشه اما عالم میتونه سکولار باشه. از سخنان گوهربار ایشان بر می آید که علم می تواند در دو مسیر توحیدی و الحادی تولید شود. و قاعدتا علم توحیدی توسط عالِم موحد تولید می شود و علم الحادی توسط عالِم ملحد تولید خواهد شد. از قسمتی دیگر از سخنان ایشان از وجود عالِم سکولار سخن به میان آمد. سکولار شکل محافظه کارانه الحاد است اما در واقع نقش سفارت الحاد را بازی میکند. علم تولیدیِ این عالِم سکولار بسیار محافظه کارانه تولید خواهد شد و می تواند بسیار زیرکانه تأثیر گذاری الحادی بگذارد. اگر انسانی شناخت و حساسیتی پیرامون این علم تولیدی پیدا نکند و در مسیر آموزش آن قرار گیرد، ناخودآگاه وارد جریانی میشود که میتواند بسیاری از اعتقادات فرد را زیر سؤال بَرَد. همونطور که قبلا تشریح کردم فرد در قالب علم، آموخته هایی را می آموزد و یاد میگیرد که در آموختن این علم، دین نباید دخالتی داشته باشد و در ادامه مسیر اعتقادی علم و دین از هم گسسته میشود. فرد به مرور علم آموخته شده را یقین می پندارد و تضادهایی میان علم و دین برایش احساس میگردد و این حس تضاد راه را به بی اعتقادی و کم ارزش پنداشتن دین هموار می سازد. علم را شاهدی اثبات پذیر میداند و دین را حاصل دلگرمی و توهم میپندارد. دوستان عزیز این موضوع رو دست کم نگیرید. بازهم تکرار میکنم که: ایجاد بخشی پیرامون آسیب شناسی های علم الحادی که در بیان سکولار جلوه میکند و ضرورت شناخت علم توحیدی از واجبات است. امیدوارم در ادامه کاربران صاحب نظر تالار به این موضوع اهتمام ورزند و در ادامه اظهار نظرهای سودمندی رو شاهد باشیم. بازهم منتظر همیاری شما میمانم |
|||
|
|
۵:۳۰, ۱۴/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
سلام
يه جا گفتيد علم ميتونه در راه الحاد يا خدا توليد شه ولي به نظر من علم ميتونه در يکي از اين راهها به کار برده شه چون تمام علوم واقعي فقط در جهت اثبات خدا پيش ميرن. ولي به نظر منم اين قضيه خيلي مهمه چون من خودمم يه مدت ملحد شدم به خاطر همين علوم . علت اين هم فقط غرور و خود بزرگ بينبه . مهمترين قضايا که بايد مطرح شه فرظيه ي تکامل ، بيگ بنگ ، بي نظمي مطلق خدا و در آخر مترياليسم و برهانهاي پوچگرايي هست . |
|||
|
|
۱۱:۵۹, ۱۴/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
(۱۳/مرداد/۹۰ ۰:۲۶)janali نوشته است: با سلام اهداء ادب و احترام ضمن تشکر ویژه از نگاه عالمانه و دردمندانه شما گرچه اصل بحث مطرح شده، بسیار عمیق،مهم،کاربردی و مسئله ی روز است؛ اما؛ گسترده،واجد حواشی فراوان،تعاریف و دیدگاههای مختلف و...نیز می باشد که از حوصله "عمومی" این تالار خارج است(به دلایل مختلف) به هر حال،امکان مناسب انجام گفتگوهای اینگونه که باید با احاطه علمی،دقیق،در قالب مناظره و با قابلیت دفاع بالا صورت پذیرد،با نکاتی که قبلا در تاپیک: "ظرفیت دنیای مجازی نت" و "اصل گفتگو" در ماهیت "دنیای مجازی" و محدویت های آن" به اختصار توضیح داده ام،از اساس وجود کافی ندارد! تذکر بسیار مهم: این به معنای "عدم پرداخت" به موضوع در معنای "تام" نیست! . . بگذارید یک مثال کوتاه وگویا بزنم: از منظر "فلسفه" که خواستگاه پاسخ به جنین سوالاتی است،اگر فقط خواسته باشیم "تعریفی از علم" داشته باشیم، نظر "مکاتب" زیر، مطرح می شود که البته باید آنها را شناخت و به مقایسه پرداخت: - آفریقایی - اقتدارگریزی - ارسطوگرایی - ابنرشدگرایی - ابنسیناگرایی - لیبرالیسم کلاسیک - نظریه انتقادی - کلبی - ساختارشکنی - خداانگاری - بایستهشناسی - مادهگرایی فرنودین - دوگانهانگاری - خوددوستی - اپیکورگرایی - همایندگرایی - هستیگرایی - فمینیسم - کارکردگرایی - لذتگرایی - هگلگرایی - هرمنوتیک - انسانگرایی - آرمانگرایی - کانتگرایی - مکتب کیوتو - اثباتگرایی حقوقی - اثباتگرایی منطقی - مارکسیسم - مادهگرایی - نوگرایی - یگانهانگاری - طبیعتگرایی - نوافلاطونگرایی - فیلسوفان نو - پوچگرایی - زبان عادی - جزئینگری - پدیدهشناسی - افلاطونگرایی - پساانسانگرایی - فلسفه پستمدرن - پساساختارگرایی - عملگرایی - پیشاسقراطی - فرآیند - روانکاوی - نفسگرایی - واقعگرایی - نسبیتگرایی - مدرسیگری - شکگرایی - رواقیگری - ساختارگرایی - فلسفه توماس - سودگرایی - ..... برای رعایت ادب، به همین نکته کوتاه اشاره می کنم: علم ذاتا ارزشمند است و هيچكس نميتواند منكر ارزشهاي آن در شاخهها و گرايشهاي گوناگون آن گردد. علم تجربي جديد نيز از اين قاعده مستثنا نيست. دستاوردهاي علم جديد آنقدر زياد است كه كمتر كسي در اين عصر از آن محروم است.بنابراين، قطعا زير سؤال بردن هويّت علم جديد توجيه مناسبي براي كسالت و كمكاري و كندي حركت ما در مسير علم نيست! ميان علم ديني و علم سكولار،از بنیان، تفاوت وجود دارد! علم سكولار در پي كمي كردن امور و حذف معارف غيرتجربي و حتي خدا از قلمرو معارف بشري است و معتقد به تفكيك ميان «علم» و «اخلاق» است. در حالي كه، علم ديني توجه ويژه به ماوراي طبيعت دارد. حذف خدا را از قلمرو علم بشري غيرعملي می انگارد! تفكيك «علم» و «اخلاق» را نيز داراي پيامدهاي ناگواري می داند! و معتقد است اين دو لازم و ملزوم يكديگرند؛ چراكه هدف علم جستوجوي حقيقت است و اخلاق هم لازمه علم است. البته چنين روايتي از علم تجربي، هرگز به معناي استفاده از خدا و مفاهيم ماوراي طبيعي و اخلاقي براي پر كردن رخنهها و شكافهاي استدلالهاي علمي نيست كه كساني بخواهند جاي اين خداي رخنهپوش ! را با چيز ديگري ـ مثلاً بشر رخنهپوش ـ عوض كنند.در اين روايت، روشها، ابزار و فعاليتهاي علمي دانشمندان تا جايي كه منافاتي با قلمرو ارزشها نداشته باشند، كاملاً مورد احترام هستند؛ فقط جهانبيني حاكم بر علم بايد جهانبيني الهي و ديني باشد. علم سكولار در جذّابترين شكل آن، توصيهاش اين است: بياييد در نگاه عالمانه به جهان هستي، قلمرو تصرفمان را كم كنيم تا بر ميزان تسلطمان افزوده شود! و علم ديني ميگويد: خردمند كسي است كه در مقابل چنين توصيهاي، سؤال كند كه آيا با عنايت به منطق انساني و فطرت الهي و وجدان اخلاقي، ما مجاز به انجام چنين كاري هستيم؟! و آيا بدون انجام چنين كاري نميتوان در جهت تسريع حركت ارابه علم، كار مفيدي انجام داد؟! و آيا هدف علم صرفا افزايش تسلط و كسب قدرت است؟! ..... . . . . در پناه خدای مهربان |
|||
|
|
۱۷:۱۴, ۱۴/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/مرداد/۹۰ ۱۳:۴۶ توسط janali.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
(۱۴/مرداد/۹۰ ۵:۳۰)ewas نوشته است: مهمترين قضايا که بايد مطرح شه فرضيه ي تکامل ، بيگ بنگ ، بي نظمي مطلق خدا و در آخر مترياليسم و برهانهاي پوچگرايي هست . سلام دوست عزیز ممنون پارامترهای بسیار کلیدی رو مطرح داشتید. تکامل، بیگ بنگ، متریالیسم، برهان های پوچگریایی، بینظمی مطلق خدا قطعا از موضوعات بسیار تأثیرگذار هستند. برای یک انسان موحد شاید تکامل و بیگ بنگ بیشترین نقش تأثیرگذاری را بازی کرده است. در ادامه با توجه به گفته ارزشمند دوست خوبمون MESSENGER که گفتند: نقل قول:علم ذاتا ارزشمند است و هيچكس نميتواند منكر ارزشهاي آن در شاخهها و گرايشهاي گوناگون آن گردد.اینطور میتوان نتیجه گیری کرد که: تکامل و بیگ بنگ هردو به خودی خود ارزشمند و سودمند خواهند بود. اما متأسفانه این علوم تأثیرگذاری های شگرفی در سکولاریزاسیون اعتقادی بشر داشته اند. وظیفه کنونی من و شما در حد تخصص و توان، با کمال احترام به این دو علم، در صدد بودن برای شناخت آسیب های موجود در این علوم است. من روی بیگ بنگ در حد اطلاعات عمومی چیز می دانم. اما در مسئله تکامل بسیار درگیر بودم و با ساز و کارهای آن آشنایی دارم و آسیبهای زیادی از پس این علم را با چشمان خود دیده و احساس کرده ام. در مسئله تکامل به دلایل بسیار این علم دچار انتقاد است(نه آنکه بطور مطلق رد شدنی باشد). و متأسفانه بدلایلی که باید ریشه یابی شود دارای فریب های فروان است. در سرفصل های درسی متولیان آموزش کشور تکامل به همان شکلی که در دنیای غرب و سکولار تولید شده وجود دارد. و متأسفانه هیچگونه آسیب شناسی و اصلاح روی آن صورت نپذیرفته است. و در جای جای آن تضادهایی با علوم توحیدی دارد. نتیجه آن شده است که عالِمان زیست شناسی کشور که بانیان این علم در ایران هستند این علم رو با مبانی علم سکولار آموختند و اکنون در مقام استاد به اون باور و ایمان دارند و اصولاً خود را در جایگاهی نمی دانند که این علم را نقادی کنند و در کمال تأسف آنرا به نسل بعد انتقال میدهند و مدافع آن میگردند و حاضرند دین را مقابل آن قربانی کنند. نتیجه آن میشود که بیش از 90 درصد دانشجویان خروجی زیست شناس کشور در این روند سکولاریزاسیون پاسخ مثبت داده اند و در سطوح مختلف باورهایشان دچار تزلزل شده است. و حتی موحدین نیز دیدی مَتریال به اوضاع پیدا میکنند. و زیست شناسی بدلیل آنکه در حیطه علوم پایه قرار دارد مفاهیم آن در بسیاری از علوم زیستی، علوم پزشکی، علوم اعصاب و روانشناسی و دیگر علوم وابسته وجود دارد و خطر آن بیشتر احساس میشود. و حتی آنهایی که صرفا در علوم دبیرستان با تکامل آشنایی پیدا کرده اند در دامنه این تأثیرگذاری قرار گرفته اند. پس با توجه به گفته های دوست خوبم ewas سطوح زیر برای آسیب شناسی علم پیشنهاد میگردد: 1. تکامل در زیست شناسی 2. بیگ بنگ در فیزیک که این دو در حیطه علوم تجربی قرار دارد و با دلایل شهودی انطباق پذیر است اما روح سکولار در در بطن این علوم موج میزند که نیازمند ریشه یابی و آسیب شناسی است. 3. شناخت آسیب های موجود در بی نظمی خدا 4. شناخت آسیب های متریالیسم 5. شناخت آسیب های برهانهای پوچگرایی و سه پارامتر فوق که گویا در حیطه علوم طبقه بندی میشود، علومی کاملاً الحادی محسوب می شوند. که متخصصین وابسته باید در پی شناخت و رسوایی آن کوشش کنند. خواهشمند است دوستان دیگر بر موضوعات فوق(در صورت نیاز) بیافزایند. البته به اعتقاد من دو پارامتر نخست از اهمیت بسزایی برخوردار است و در نوک پیکان تأثیرگذاری قرار دارد. بنده حقیر تنها در پارامتر نخست توان مشارکت دارم. و در موارد دیگر یا هیچ نمیدانم و یا در حد اطلاعات عمومی آگاهی دارم که نیازمند همکاری کاربران ارزشمند تالار میباشد لطفا اعلام آمدگی کنید |
|||
|
|
۰:۵۴, ۱۵/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/مرداد/۹۰ ۱۳:۴۵ توسط janali.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
سلام علیکم
با کسب اجازه از دوست خوبم MESSENGER نکاتی که در حد فهم از ایشان آموختم را در زیر جمع بندی میکنم: علم در جایگاه رفیعی در میان اعتقاد اسلامی قرار دارد. و تا آنجایی که برای بشر سودمند باشد و باعث تعالی امور دنیوی و اخروی وی گردد و با اصل توحید مغایرتی نداشته باشد بسیار ارزشمند خواهد بود. هرگز نباید برای توحیدی کردن علوم، علم را انکار کرد و آنرا بی پایه اساس دانست. این اشتباهی افزون خواهد بود و بجای آسیب شناسی، آسیب رسانی صورت خواهد گرفت. اگر علومی مطلقا در حیطه علوم الحادی قرار داشت(مثل پوچ گرایی و براهین بی نظمی مطلق خدا)، این علم دروغ-فریب و شیطانی خواهد بود و آنرا باید عالمانه نقادی کرد. و هرگز فراموش نکنیم که تکفیر با مبانی دین اسلام در تضاد است و برجای آن نقد و ابراز حقیقت توصیه شده است که باید هوشمندانه و با آگاهی صورت پذیرد و صرفاً از روی احساسات فردی ابراز نگردد که نتیجه عکس خواهد شد. و اما میرسیم به علوم تجربی و شهودی که الحادی و یا توحیدی تشخیص دادن آن نیازمند آگاهی است. تأثیر احساسی برخورد کردن با علوم تجربی اثرات تخریبی بیشتری را به بارخواهد آورد. چون چیزی که در این علوم شاهد آن هستیم استدلال عقلی بر اساس شواهد مادی و رؤیت پذیر است. و این ویژگی بر دیدگاه متریال قوت می بخشد و با توجه به آنکه غالبیت عالَم ظاهرگرا بوده و دلایل شهودی را معتبرتر از دلایل مأورایی میپندارند، جبهه گیری غیرکارشناسانه و از روی احساسات فردی نتایج معکوس را به دنبال خواهد داشت. اگر فردی احساس خطری نسبت به علوم تجربی و انسانی پیدا کرد، فرد قبل از تصمیم به ابراز احساسات، سعی داشته باشد که نسبت به آن موضوع اشراف کامل پیدا کند و از روی تسلط پی نقادی و اظهار نظر باشد. دوست عزیز MESSENGER اینطور که برمیآد خود شما نکته سنجی توانا هستید و همچنین در علم فلسفه رادَست دارید و به احتمال زیاد با آسیب های پیرامون آن آشنا هستید و خطرات آنرا احساس کرده اید. و گمان میکنم چنین دغدغه ای برایتان وجود داشته! آیا شما انگیزه ای برای آسیب شناسی موجود پیرامون علم فلسفه دارید که درصدد هموار شدن آن باشید؟؟؟ |
|||
|
|
۵:۴۸, ۱۵/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
دوست خوبم؛
مجدداً از اهتمام شما تشکر ویژه می کنم. اگر دقت کرده باشید،نظرم بر این بوده که مطالبی از این دست،با سوگیری مباحث تخصصی،از حوصله "عمومی" تالار خارج است...! قابل ذکر اینکه: در همین سایت در خصوص یکی از مباحث مطرح شده(نظریه تکاملی داروین) تاپیکهای خوبی ایجاد و بحث های مناسبی هم صورت گرفته،از جمله: http://forum.bidari-andishe.ir/thread-57...l#pid38522 که شما هم شرکت مناسبی داشته و پست های مفیدی ارسال کرده بودید... به هر حال؛ پرداخت مناسب به چنین مباحثی اگر با شاخصه های زیر باشد،مفیدتر خواهد بود: - کوتاه و مختصر - توام با نقد منصفانه - بررسی موضوعی واحد و سپس انتخاب موضوعی دیگر - تسلط علمی کافی و... ...انشالله ادامه بحث با دوستان... در پناه خدای مهربان |
|||
|
|
۱۳:۴۱, ۱۵/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
(۱۵/مرداد/۹۰ ۵:۴۸)MESSENGER نوشته است: اگر دقت کرده باشید،نظرم بر این بوده که مطالبی از این دست،با سوگیری مباحث تخصصی،از حوصله "عمومی" تالار خارج است...!ممنون-موفق باشید |
|||
|
|
۱۶:۲۵, ۱۷/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
بچه هاطرحتون عالیه برین دنبال اقایان کچوییان و پارسانیا که این دو طرح اسلامی کردن علوم رو دادن بعدا بیشتر توضیح میدم
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| ضرورت نبوت؟! | Ye Rahgozar | 31 | 10,528 |
۱۹/اسفند/۹۳ ۱۷:۳۷ آخرین ارسال: سیمرغ |
|
| -- آسیب شناسی تفسیر علمی قرآن -- | آلاله | 4 | 2,292 |
۲/بهمن/۹۲ ۱۳:۰۱ آخرین ارسال: آلاله |
|








