| نظرسنجی: چرا شاهد بدحجابی و بی حجابی در جامعه هستیم این نظرسنجی بسته شده است. |
|||
| سوغاتی کشور های خارجی است. | ![]() ![]() |
5 | 33.33% |
| عقده ی دیده شدن در زنان به وجود آمده است. | ![]() ![]() |
7 | 46.67% |
| جامعه فرق کرده ، خانوم ها نمی خوان از مد عقب بمونن. | ![]() ![]() |
3 | 20.00% |
| تمام | 15 رأی | 100% | |
|
ضرورت حجاب در اسلام
|
|
۱۷:۲۸, ۱۲/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/مرداد/۹۰ ۱۸:۳۲ توسط Mitsonary.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
عفاف, روح پوشش است و پوشش کالبد آن; عفاف, فلسفه حجاب است و حجاب, تضمین کننده عفاف و حیا می باشد.
![]() فلسفه ای را که اسلام برای حجاب و پوشش اسلامی بیان می کند غیر از موارد یاد شده است. خداوند عفاف و حیا را برای زن جزو خصلت وجودی او قرار داده است, از این رو همه زنان مسلمانی که دارای فطرت پاک هستند دارای این خصلت می باشند. عفاف, روح پوشش است و پوشش کالبد آن; عفاف, فلسفه حجاب است و حجاب, تضمین کننده عفاف و حیا می باشد. حجاب, گویای انتخاب یک عقیده است و آدمی،عقیده و مرام را با دو خصیصه (شناخت) و (انتخاب) بر می گزیند, بدان می بالد و براساس آن زندگی می کند و تمامی رفتارهای خود را براساس آن شکل می دهد. هرچه شناخت و اختیار انسان, عمیق تر شود, عقیده و مرام او نیز پایدارتر است. حجاب نیز این چنین است؛یعنی محصول شناخت و بینش هایی است که (زن) از هستی, انسان, روابط اجتماعی و چگونگی تکامل و رشد صحیح خود دارد. او بدین باور رسیده است که با پوشش دادن به خود، سیر معنوی جامعه را سرعت می بخشد و مانعی بر سر راه به وجود نمی آورد, چرا که هرکس ـ چه زن و چه مرد ـ جاذبه های ثروت، شهرت, مقام و یا بدن را به چشم دیگران آورد, رهزنی کرده و آدمیان را از مسیر رشد و فلاح باز داشته است. مشغول داشتن انسان ها به جاذبه ها و به نمایش گذاشتن آن ها, چشم و دل انسان های کم ظرفیت را کور می کند و از نور معرفت محروم می دارد; از همین رو است که (حجاب) و (پوشش) واجب شده است. این چنین پوشش, برای سیه دلانی که به (فلاح) و (رستگاری) نمی اندیشند و در صدد تاراج سرمایه و جاذبه ها هستند, همیشه مانع بزرگی بوده است, از این رو در طول تاریخ همواره در صدد کشف حجاب از زنان بوده اند. استعمارگران که چادر و حجاب کامل را دژی آهنین بر سر راه اهداف شوم و پلید خود می دیدند, کوشیدند تا آن را از بین ببرند. در ایران این کار به دست رضاخان صورت گرفت, به طوری که با رواج تجددطلبی و گرایش به مظاهر غربی در کشور, بازار غرب زدگی رونق یافت و حتی هم زمان در مصر, تونس و اندونزی نیز آغاز شد. در زمانی که رژیم شاه سخت می کوشید تا فرهنگ برهنگی و بی بندوباری و بی حجابی را ترویج کند, استاد شهید مطهری همواره تلاش می کرد تا با این منکر مبارزه کند. او معتقد بود چون دانشکده الهیات مکانی محترم و مقدس است, خانم های دانشجو باید حجاب اسلامی را رعایت کنند. استاد سید محمد باقر حجتی در این باره می نویسد: (در یکی از سال ها که شمار داوطلب ورود به دانشگاه الهیات, نخست رو به فزونی نهاده بود… و داوطلب ها عبارت از چندصد نفر بودند که شماری از آن ها [را] دختران و… تشکیل می دادند. و قهراً در آن روز شماری از زنان بی حجاب بودند, استاد بزرگوار شهید آیهٔ اللّه مطهری این مطلب را قبلاً پیش بینی کردند و از آن جا که سخت تلاش می نمودند فضای دینی دانشگاه با ورود زنان بی حجاب آسیب نبیند, در یکی از جلسات شورا پیش نهاد کردند که دختران و زنانی که می خواهند در این دانشکده به تحصیلات خود ادامه دهند, باید با پوشش محتشم (دارای حجاب شرعی) باشند وگرنه دانشگاه از ادامه تحصیل آن ها معذور است. این پیش نهاد مورد تصویب اعضای شورا و رئیس وقت دانشگاه ـ که شخصی آرام و متین بود و به استاد آیهٔ اللّه شهید مطهری بسیار احترام می گذاشت ـ قرار گرفت. قبل از شروع کنکور اختصاصی دانشکده, استاد گران مایه تعداد زیادی روسری تهیه کردند و در روزهایی که از کشف حجاب در رسانه های گروهی ـ اعم از مطبوعات و رادیو تلویزیون ـ تعریف و تمجید می کردند, بخشی از این روسری ها را به نگهبان درب جنوبی و بخشی را به نگهبان درب شمالی دانشکده سپرد و به آن ها فرمود: هر داوطلب زن که بدون حجاب وارد دانشکده می شود, یکی از این روسری ها را به او هدیه کنید تا سر و گردن خود را با آن بپوشاند و بدون حجاب به دانشکده ای که بسان یک مکان مقدس است, نیاید. در آن روز از این روسری ها استقبال خوبی به عمل آمد.)۱ مستر همفر, جاسوس انگلیس می گوید: (در مسئله بی حجابی زنان باید کوشش فوق العاده ای به عمل آوریم تا زنان مسلمان به بی حجابی و رها کردن چادر مشتاق شوند… پس از آن که حجاب زن با تبلیغات و سعی [ما] از میان رفت, وظیفه مأموران ما آن است که جوان را به عشق بازی و روابط نامشروع با زنان تشویق کنند و بدین وسیله فساد را در جوامع اسلامی گسترش دهند. لازم است زنان غیرمسلمان کاملاً بدون حجاب ظاهر شوند تا زنان مسلِم از آنان تقلید کنند.)۲ متأسفانه همان تفکر امروزه با ترفندها و شیوه های جدید ـ بی آن که سخنی از برداشتن حجاب بیاورند ـ به وسیله بعضی از دگراندیشان کج اندیش القا می شود تا از این طریق زمینه تضعیف اصل حجاب و ترویج فرهنگ برهنگی و هرزگی فراهم شود و حیثیت زنان پایمال گردد. ● فلسفه حجاب حجاب یعنی پوششی که کرامت, عفت و وقار زنان و دختران را تضمین کند و هر چیزی که این نظر را تأمین کند حجاب است. اما ریشه حجاب چیست و چه دلایلی آن را به وجود آورده است؟ استاد شهید مطهری در این خصوص می گوید: (مخالفان حجاب سعی کرده اند جریانات ظالمانه ای را به عنوان علت پیدا شدن حجاب ذکر کنند, و در این جهت میان حجاب اسلامی و غیراسلامی فرق نمی گذارند; چنین وانمود می کنند که حجاب اسلامی نیز از همین جریانات ظالمانه سرچشمه می گیرد… ما مجموع آن ها را ذکر می کنیم… بعضی فلسفی و بعضی اجتماعی و بعضی اخلاقی و بعضی اقتصادی و بعضی روانی است که ذیلاً ذکر می شود: ۱) میل به ریاضت و رهبانیت (ریشه فلسفی); ۲) عدم امنیت و عدالت اجتماعی (ریشه اجتماعی); ۳) پدرشاهی و تسلط مرد بر زن و استثمار نیروی وی در جهت منافع اقتصادی مرد (ریشه اقتصادی); ۴) حسادت و خودخواهی مرد (ریشه اخلاقی); ۵) عادت زنانگی زن و احساس او به این که در خلقت از مرد چیزی کم دارد, به علاوه مقررات خشنی که در زمینه پلیدی او و ترک معاشرت با او در ایام عادت وضع شده است (ریشه روانی)).۳ استاد شهید مطهری معتقد بود که: (علل نام برده یا به هیچ وجه تأثیری در پیدا شدن حجاب در هیچ نقطه از جهان نداشته است و بی جهت آن ها را به نام علت حجاب ذکر کرده اند و یا فرضاً در پدید آمدن بعضی از سیستم های غیر اسلامی تأثیر داشته است, در حجاب اسلامی تأثیر نداشته است.)۴ فلسفه ای را که اسلام برای حجاب و پوشش اسلامی بیان می کند غیر از موارد یاد شده است. خداوند عفاف و حیا را برای زن جزو خصلت وجودی او قرار داده است, از این رو همه زنان مسلمانی که دارای فطرت پاک هستند دارای این خصلت می باشند. عفاف, روح پوشش است و پوشش کالبد آن; عفاف, فلسفه حجاب است و حجاب, تضمین کننده عفاف و حیا می باشد. با شناخت فلسفه حجاب از نظر اسلام معلوم شد که هیچ یک از مواردی را که روشن فکران به عنوان عامل پیدایش حجاب بیان داشته اند, با روح اسلام سازگار نیست و با فلسفه حجاب از دیدگاه اسلام منافات دارد. البته حجابی که اسلام برای زنان تعیین فرموده به معنای در خانه ماندن و نداشتن فعالیت اجتماعی نیست, بلکه زنان با رعایت کامل حجاب می توانند در اجتماع و هرجا که ضرورت داشته باشد, حضور داشته باشند. هنگامی که خلیفه دوم درباره فدک در مسجد با مردم صحبت می کرد, حضرت زهرا(علیه السلام) برای دفاع از خود به همراه عده ای از زنان با پوششی که حتی کفش آن حضرت نیز معلوم نبود, به طرف مسجد رفت, و یا حضرت زینب(علیه السلام) که بعد از شهادت امام حسین(علیه السلام) در بین راه کوفه و شام و در مجلس یزید به سخنرانی پرداخت. این دو نمونه روشن نشان دهنده آن است که اسلام با حضور زن در اجتماع مخالف نیست, اما شرط آن این است که حجاب اسلامی را به طور کامل رعایت کنند. ● اهمیت حجاب در قرآن مجید چند آیه پیرامون حجاب وجود دارد که اهمیت آن را به خوبی روشن می کند. در این جا به سه آیه اشاره می کنیم: ۱) (وإذا سأَلتُمُوهنَّ متاعاً فَسْئلُوهنَّ مِن وراء حجابٍ ذلکم أطهرُ لِقلوبِکم و قلوبهنَّ;۵ و هنگامی که چیزی از وسایل زندگی را از آنان [همسران پیامبران] می خواهید, از پشت پرده بخواهید; این کار برای پاکی دل های شما و آن ها بهتر است.) در این آیه, خداوند به مؤمنان فرمان می دهد که با همسران پیامبر از ورای حجاب سخن گویند. این حکم درباره سایر زنان نیز قابل تعمیم است, زیرا خداوند متعال طهارت و پاکی را برای همه زنان می خواهد. البته مراد از پشت پرده بودن زنان به مفهوم در منزل ماندن نیست, زیرا پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) همسران خود را به مسافرت و بعضی از جنگ ها می بردند. در خصوص سایر زنان نیز همین طور است. ۲) (یا ایها النَّبی قُل لازواجک وبناتک و نساء المؤمنین یُدنینَ علیهِنَّ مِن جلابیبهنَّ ذلک اَدنی اَن یُعرفنَ;۶ ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمن بگو: جلباب ها [روسری های بلند] خود را بر خود فرو پوشند, این مناسب تر است تا شناخته شوند.) اما این که (جلباب) چیست, نظرها مختلف است; بعضی به پیراهن و جامه گشاد و بزرگ۷ معنا کرده اند, عده ای دیگر پیراهن یا لباس گشاد۸ را صحیح می دانند و برخی آخر به جامه ای از چارقد بزرگ تر و از عبا کوچک تر۹ می گویند; لکن از مجموع این معانی معلوم می شود که (جلباب) از روسری امروزی بسیار بزرگ تر بوده به طوری که حجم زیادی از بدن را می پوشانده و معمولاً در خارج از منزل از آن برای پوشش استفاده می کرده اند. ۳) (وقُل للمؤمنات یَغضُضنَ مِن ابصارهِنَّ و یَحفَظنَ فروجهُنَّ و لایُبدینَ زینَتَهُنَّ اِلاّ ما ظَهَر مِنها ولْیَضرِینَ بِخُمُرهِنَّ علی جیوبِهِنَّ ولا یُبدینَ زینتَهُنَّ الاّ لِبُعولَتِهِنَّ;۱۰ به زنان مؤمن بگو دیدگان خود فرو خوابانند و دامن های خود حفظ کنند و زیورهاشان آشکار نکنند مگر آن چه پیدا است, سرپوش های خود بر گریبان ها بزنند و زینت های خود را آشکار نکنند مگر برای شوهران.) اسلام می خواهد زن, وقار, کرامت و شخصیت خود را حفظ کند, از این رو پوشش را برای او واجب کرد و هیچ پوششی نیز بهتر از چادر سیاه نیست, که تضمین کننده عفاف است. به خاطر اهمیت بحث حجاب و ضرورت شناخت فلسفه حجاب, علاقه مندان به پژوهش در مقطع دیپلم و بالاتر می توانند با انتخاب یکی از موضوع های زیر, مقاله خود را تهیه و به دفتر مجله ارسال دارند. منبع http://www.aftabir.com |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۰:۰۱, ۴/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
سوال مرد انگلیسی
یک روز یک مرد انگلیسی از یک شیخ مسلمان پرسید:چرا در اسلام زنان مسلمان اجازه ندارند با مردان مصافحه کنند؟ One day a British man asked from a Muslim scholar:” why Muslim women are not allowed in Islam to shake a hand with men?”
شیخ گفت: آیا تو میتوانی دستهای ملکه الیزلبت را بگیری؟ The scholar said: “could you take the hands of Queen Elizabeth in your hands?”
مرد انگلیسی گفت: البته که نه، فقط افراد خاصی هستند که میتواند با ملکه مصافحه کنند . English man said:” Of course not, only certain people are allowed to shake hands with the Queen”
شیخ جواب داد: بانوان ما ملکه هستند و ملکه ها با مردان غریب مصافحه نمیکنند. The scholar answered: Our Ladies are Queen and the Queen won’t shake hands with strange men.
|
|||
|
|
۲۳:۴۶, ۴/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
متن جالبیه . متاسفانه تو جامعه ی ما یه نوع خجالت از رعایت حجاب توسط محیط ایجاد شده است.
دختر برای حل مسئله استاد رفت پای تخته;لبه چادرش روی زمین کشیده میشد پسر یه چشمک به دختر پشت سری انداخت روشو برگردوند و با نیشخندی گفت: بچه ها به شریفی بسپریم لازم نیس امروز کلاس جارو بزنه(خنده کلاس) دختر خیلی جدی و اروم برگشت و رو به پسر گفت: پس کی میخواد تو رو جمع کنه!؟ (همون صداها این بار بلندتر خندیدن!!) |
|||
|
|
۱۶:۰۶, ۶/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
عفت و حیا
در آیات و روایات بسیار از حیا و عفت سخن گفته شده است. حیا که در زبان فارسی از آن به شرم و آزرم تعبیر می شود، حالت نفسانی است که در انسان به طور طبیعی و فطری وجود دارد و نیازمند حفظ و تقویت می باشد؛ زیرا حیا همانند ایمان به خدا در ذات و فطرت هر انسانی سرشته شده و آدمی به طور طبیعی نسبت به زشتی ها و پلیدی ها واکنش منفی نشان می دهد. چنان که به سوی کمالات و خوبی ها نیز گرایش ذاتی دارد. امام صادق(علیه السلام) حیاء و ایمان را مقرون هم می داند که به یک ریسمان بسته شده است به گونه ای که اگر یکی برود دیگری نیز برود. حیا از ایمان است کسی که حیا ندارد، ایمان ندارد. (کافی/۲/۱۰۶) ● مراتب شرم و حیا حیا مراتبی دارد. به این معنا که گاه انسان نسبت به انجام عملی زشت در پیشگاه دیگری شرم می ورزد و از انجام آن خودداری می کند و یا خود را از بیگانه می -پوشاند و گاه دیگر انسان از خودش حیا می کند. این مرتبه که عالی ترین مرتبه شرم و حیاست از آن مؤمنانی است که همواره خود را در پیشگاه خدا می یابند و چنان خود را تربیت کرده اند که نسبت به هر عمل زشت و پلیدی واکنش منفی دارند و به خود اجازه نمی دهند تا درباره آن بیندیشند چه رسد که آن را انجام دهند. امیر مؤمنان علی(علیه السلام) می فرماید: غایه الحیاء ان یستحبی الرجل من نفسه؛ آخرین درجه شرم و حیا آن است که انسان از خودش حیا کند. (غرر الحکم، ص ۵۰۴) دست یابی به چنین مقام و منزلتی، زمانی تحقق می یابد که شخص در ایمان به خدا و حضور در پیشگاه وی به نهایت درجه رسیده باشد، زیرا حیایی اینگونه، بیانگر ایمان قوی در انسان است؛ چون شرم کردن شخص از خودش، نمی تواند چیزی جز ثمره ایمان واقعی باشد. (غررالحکم، ص ۳۸۶) آن حضرت(علیه السلام) از نظر زیباشناسی نیز به این مسئله توجه می دهد و می فرماید: احسن الحیاء استحیاوک من نفسک؛ بهترین شرم آن است که ازخودت شرم کنی. (همان، ص ۱۹۱) بنابراین زیباترین نوع و مرتب حیا آن است که انسان خود را به گونه ای تربیت کند که به طور طبیعی نسبت به انجام زشتی ها و پلیدی ها شرم داشته باشد. این گونه است که چهره ای زیبا از باطن خویش را به نمایش می گذارد و خداوند نیز پاداش این منش را به گونه ای قرار می دهد که زشتی هایش نهان می شود و عیوبش از دیدگان دیگران محو می گردد و مردم وی را تنها در چهره زیبا و بی عیب و نقص می بینند. آن حضرت می فرماید: من کساه الحیاء ثوبه لم یرالناس عیبه؛ هر که جامه حیا به تن کند مردم عیب او را نخواهند دید. (بحار الانوار، ج ۷۱، ص ۳۳۷) از آن جایی که چنین شخصی در همه حال از خداوند حیا می کند و آن را در خلوت خویش به نمایش می گذارد، خداوند او را چنین پاداش نیک می دهد تا کسی عیوب او را نبیند. بر همین اساس علی (علیه السلام) می فرماید: الحیاء جمیل؛ شرم و حیا زیباست (غرر الحکم، ص ۹) زیرا موجب می شود تا انسان، زیبا جلوه داده شده و عیوب و نواقص وی در پس پرده حیا پوشیده شود. انسان در مسیر زندگی به هر حال دچار خطا و اشتباه می شود و باید به سرعت توبه کند و از کارش شرم نماید. اگر این گونه واکنش به خود نشان ندهد، در یک فرآیندی هرزشتی برای او نیک جلوه داده خواهد شد و زیبا می شود. از این رو امیر مومنان علی (علیه السلام) می فرماید: کسی که خطاتش فراوان باشد حیایش کم است و کسی که حیاتش کم باشد کم تر از گناهان خودداری می کند و کسی که کم تر از گناهان خودداری کند دلش می میرد و کسی که دلش بمیرد وارد آتش می شود. (نهج البلاغه، فیض، ص ۱۲۳۹) چنین شخصی دیگر از کسی شرم و حیا نمی کند و اعمال زشت و پلید را درجلوی دیدگان دیگران انجام می دهد. افراد گستاخ که در برابر دیگران زشتکاری می کنند دیگر هیچ حرمت و حیایی در برابر خداوند نیز نخواهند داشت. از این رو علی (علیه السلام) می فرماید: هر که از مردم شرم نکند از خداوند سبحان نیز شرم نمی کند. (غرر الحکم، ص ۷۱۱) زیرا کسی که در برابر دیدگان ظاهری مردم کارهای زشت می کند از خداوند نهان هیچ باک و حیایی ندارد. ● چون بی حیایی، هر چه خواهی کن انسان اگر شرم و حیا نداشته باشد و هیچ چیزی را عار و ننگ وزشت نداند، می توان گفت که از دایره انسان و انسانیت بیرون رفته است و تفاوتی میان او و پست ترین موجودات نیست. از این رو پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می فرماید: اذا لم تستح فاصنع ما شئت؛ هرگاه شرم و حیا نکردی هر کاری می خواهی بکن. (مستدرک وسایل الشیعه، نوری، ج ۲، ص ۲۶) بنابر این آن چه بازدارنده از سقوط آدمی است همان شرم و حیایی است که در انسان وجود دارد. اگر ایمان به خدا داشته باشد، این شرم و حیا درونی می شود و حتی شخص از خودش شرم می کند و اگر ایمان نداشته یاسست ایمان باشد دست کم در برابر دیگران شرم و حیا می کند ولی اگر هیچ شرم و حیایی نداشته باشد و کارهای زشت را در انظار مردم انجام دهد، دیگر بازدارنده ای نیست و از مقام انسانیت سقوط می کند و از پست ترین موجودات می شود، بر این اساس حضرت امیرمومنان علی (علیه السلام) می فرماید: من لاحیاء له لاخیر فیه؛ کسی که شرم و حیا ندارد خیری در او نیست (غرر الحکم، ص ۶۴۶)؛ زیرا اصولا کلید هر خیری را می بایست در حیا و شرم جست. الحیاء مفتاح الخیر (غرر الحکم، ص ۱۶) بنابر این کسی که حیا و شرم ندارد هیچ در خیری بر روی او گشاده نیست تا خیری در او باشد و دیگران از آن خیر بهره ای ببرند. پس لازم است که از چنین اشخاصی پرهیز کرد؛ زیرا شر ایشان دامنگیر آدمی می شود. ● عفت، میوه حیاء امیرمؤمنان علی(علیه السلام) درباره نتیجه و ثمره حیا و شرم ورزی از سوی انسان ها می فرماید: ثمره الحیاء العفه؛ نتیجه شرم و حیا، عفت و پاکدامنی است. عفت که در زبان فارسی از آن به پاکدامنی تعبیر می شود، مرتبه ای روحی و روانی در آدمی است. انسان پاکدامن و عفیف خود را چنان می پوشاند که هیچ کس عیبی از او نبیند و چنان جامه حیا بر سر می کشد که نه تنها هیچ زشتی و عیبی در او دیده نشود بلکه همه اش زیبایی است که از وی برمی خیزد و به اطرافیان می رسد. البته همان گونه که دامنه حیا و شرم گسترده است و امور بسیاری فراتر از مسایل جنسی را دربرمی گیرد، عفت نیز که نتیجه و ثمره حیا می باشد، گستره وسیعی را شامل می شود. راغب اصفهانی در کتاب ارزشمند «مفردات الفاظ القرآن الکریم»، «عفت» را به معنای پدید آمدن حالتی در نفس دانسته که آدمی را از غلبه شهوت باز می دارد و «عفیف» به کسی گفته می شود که دارای این وصف و حالت باشد. صاحب «مقاییس اللغه » می نویسد: «عفت در اصل به دو معنا آمده است: نخست، خودداری از انجام کارهای زشت و دیگر، کم بودن چیزی. از این رو عرب به باقی مانده شیر در پستان مادر «عفه» (بر وزن مدت) می گوید.» با این همه از کلام راغب اصفهانی در مفردات استفاده می شود که هر دو معنای پیش گفته به یک چیز و اصل باز می گردد که همان قناعت به چیز کم و اندک است. از این رو عفیف به کسی می گویند که به چیز کم قانع باشد. حسن مصطفوی مؤلف کتاب التحقیق می نویسد: «این ماده در اصل، به معنای حفظ نفس از تمایلات و شهوات نفسانی است، همان گونه که تقوا به معنی حفظ نفس از انجام گناهان می باشد، بنابراین عفت یک صفت درونی است، در حالی که تقوا ناظر به اعمال خارجی است». علمای اخلاق نیز در تعریف «عفت»، آن را صفتی حد وسط در میان شهوت پرستی و خمودی دانسته اند. آنچه بیان شد، تفسیر «عفت» به مفهوم عام کلمه بود، زیرا بعضی برای معرفی «عفت» از نقطه مقابل آن، یعنی، پرده دری نیز استفاده کرده اند. به همین علت در بسیاری از موارد، واژه «عفت» را در مورد پرهیزگاری در خصوص مسایل جنسی استعمال کرده اند. به هر حال از آیات قرآن مجید و روایات اسلامی استفاده می شود که «عفت» به هر دو معنای آن، از بزرگترین فضایل انسانی است و هیچ کس در سیر الی الله، بدون داشتن «عفت» به جایی نمی رسد. در زندگی دنیا نیز آبرو و حیثیت و شخصیت انسان در گرو عفت است. |
|||
|
|
۲۲:۲۲, ۱۲/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
چگونگی خطبه خواندن حضرت زهرا(سلام الله علیها) در مسجدالنّبی
یکی از امور مهمّی که در زندگی حضرت زهرا(سلام الله علیها) همواره میدرخشد، خطبه غرّای او در مسجدالنّبی پس از رحلت پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در ازدحام مردم است، که او با این خطبه غاصبان و خطاکاران را به محاکمه کشید و آنان را قاطعانه محکوم کرد، و از حریم ولایت و رهبری امیرمؤمنان علی(علیه السلام) به دفاع برخاست. چگونگی حرکت حضرت زهرا(سلام الله علیها) از خانهاش (که مجاور مسجد بود) به مسجد، در رابطه با مراعات حفظ حریم حجاب به قدری دقیق و ظریف است، که جدّا سزاوار است همگان در این مورد با نظر دقیق بنگرند، و نکتهها را دریابند، و سپس خطبه غرّای او را در آن اجتماع و جوّ حاکم مورد بررسی قرار دهند. به راستی که منظره خطبه خواندن حضرت زهرا(سلام الله علیها) تابلو گویا و بسیار روشن درباره حفظ حریم حجاب، و در عین حال شرکت کامل در صحنه برای سخنرانی و دفاع از حریم حق است و این همان راه اعتدال است که اسلام در همه جا به آن سفارش نموده است. ما در این جا چگونگی حرکت آن حضرت برای القای خطبه را شرح میدهیم، تا مسأله مهم حجاب را از مکتب زهرای اطهر(سلام الله علیها) بیاموزیم، و هم باور کنیم که زن میتواند در عین حفظ حریم حجاب، از پردهنشینی خارج گردد، و به عنوان نیمی از جامعه انسانی، رسالت خود را به انجام رساند. شرح این چگونگی، نیز میتواند جواب دندانشکنی به آن افرادی باشد که حجاب اسلامی را کمرنگ گرفته، و خطبه خواندن حضرت زهرا(سلام الله علیها) در مسجد را به عنوان شاهد عقیده ناصحیح خود میآورند، غافل از آن که شش دلیل و شاهد محکم در مقدّمه خطبه وجود دارد، که هر کدام نشان دهنده اهمیّت حجاب از نظر حضرت زهرا(سلام الله علیها) است. اینک شرح مطلب: عبدالله بن حسن (نوه امام حسن مجتبی علیه السلام) از پدران خود نقل میکند، هنگامی که مسأله غصب فدک رخ داد، و این خبر به حضرت زهرا(سلام الله علیها) رسید، در این هنگام حضرت زهرا(سلام الله علیها) تصمیم گرفت به مسجد برود و در آن جا به عنوان حمایت از حق، سخنرانی کند، چگونگی حرکت حضرت زهرا(سلام الله علیها) در متن عبارت چنین آمده: حضرت زهرا(سلام الله علیها) روسری خود را بر سرش پیچید و عبای خود را (که روپوشی وسیع بود) به سر نمود، و میان گروهی از یاران و زنان خویشاوندش (به سوی مسجد) حرکت کرد، آن حضرت هنگام راه رفتن (بر اثر شتاب یا بلندی لباس) به قسمت پایین لباسش پا میگذاشت (در نهایت پوشیدگی راه میرفت) شیوه راه رفتن او (در متانت و وقار) هم چون شیوه راه رفتن رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود، تا این که بر ابوبکر وارد شد، ابوبکر در میان ازدحام مسلمانان قرار گرفته بود، در این هنگام میان آن حضرت و مردم، پردهای نصب شد، حضرت زهرا(سلام الله علیها) نشست، سپس ناله جانسوزی نمود که بر اثر آن، صدای همه حاضران به گریه بلند شد، به گونهای که گویی از صدای گریه، مسجد به لرزه درآمد، سپس حضرت زهرا(سلام الله علیها) اندکی سکوت کرد، تا مردم آرام شدند، و جوش و خروششان بر اثر گریه، فرونشست، آن گاه خطبه را شروع کرد». (احتجاج طبرسی) تجزیه و تحلیل عبارت فوق در این عبارت، در رابطه با حفظ حریم حجاب و عفاف در عین شرکت در یک صحنه پرشور سیاسی و اجتماعی، شش نکته است که هر کدام از جهتی بیانگر اهمیّت و عظمت مقام حجاب در سیره حضرت زهرا(سلام الله علیها) است، که به اختصار بدان اشاره میشود: ۱ـ آن حضرت روسری خود را که به طور کامل سر و گردن و سینهاش را میپوشانید، بر سر گرفت، تعبیر واژه (پیچید) حاکی است که روسری به طور کامل و چسبان به سر و گردن گرفته شده بود، نه به طور سبک و وارفته که با اندکی تکان دادن از سر رد شود و موی سر آشکار گردد؛ ۲ـ حضرت زهرا(سلام الله علیها) علاوه بر آن روسری، لباس روی لباسهایش مانند عبا را بر سر و تن خود پوشانده بود ۳ ـ لباسی که بر تنش بود به قدری بلند بود که در راه رفتن،گاهی قسمت پایین لباس زیر پای حضرت زهرا(سلام الله علیها) قرار میگرفت ۴ـ آن حضرت همانند رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با متانت و وقار حرکت میکرد، یعنی هیچ گونه حرکات نامناسب و دور از نزاکت در حرکت او دیده نمیشد؛ ۵ ـ علاوه بر این ها در مسجد پردهای به احترام او نصب کردند، و آن حضرت در پشت آن پرده خطبه خواند. ۶ـ دوستان و زنان خویشانش، اطرافش را گرفته بودند. به این ترتیب نتیجه میگیریم، حضرت زهرا(سلام الله علیها) در عین آن که در همایش پرشکوه و پرجنجال شرکت نمود، همه نمادهای حریم حجاب و عفاف را رعایت نموده است... |
|||
|
|
۱۳:۰۴, ۲۵/مرداد/۹۱
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
هفت دلیل برای لزوم حجاب اجباری و برخورد با بدحجابی
۱٫ خداوند همه زنان را به حجاب کامل امر کرده است و بندگان خدا باید به اوامر او پایبند باشند. مسلمانان حق مخالفت با اوامر الهی را ندارند.
۲٫ درست است که در اسلام برای برخورد با بدحجابی حد وجود ندارد ولی حکومت حق دارد که قوانین و احکام تعزیراتی را برای این امر وضع کند.
۳٫ حجاب را نمی توان یک مسئله کاملا شخصی دانست. در درون خانه، هر فردی حق دارد هر لباسی را بپوشد ولی بیرون از خانه دیگر مسئله، مسئله ی شخصی نیست. هر فردی با حجاب خود برای افراد اطراف خود سیگنال های خوب یا بد ارسال می کند و نمی تواند مانع از ارسال این سیگنال ها شود.
۴٫ مسلمانان حق دارند فضای عمومی جامعه اسلامی را از مظاهر گناه و بی خدایی پاک کنند تا بتوانند به راحتی در این جامعه رشد داشته باشند. زیباترین گل ها نیز در شوره زار دوام نمی آورند و پرپر خواهند شد. بنابراین نمی توان کودکان و جوانان را در فضایی که پر از مظاهر بی خدایی است به شکل صحیح تربیت کرد.
۵٫ وقتی مسئله ای در یک جامعه عرف و هنجار شده است و این هنجار قدمتی چند هزارساله نیز دارد، مردم حق دارند که برای دفاع از این هنجار، با هنجارشکن ها برخورد کنند و از حکومت بخواهند که نوعی کنترل اجتماعی را در پیش گیرد.
۶٫ نبود قانون حجاب اجباری، سبب می شود که خیابان های مملکت به محلی برای تن فروشی عده ای بی قید تبدیل شود. و این امر باعث ریخته شدن قبح گناه و مخالف با پروردگار خواهد شد.
۷٫ جامعه ی ایرانی خواسته یا ناخواسته به الگوی جهان اسلام، بلکه تمام آزادی خواهان دنیا تبدیل شده است. بنابراین باید نسبت به پاکی این جامعه حساسیت بیشتری را به خرج داد تا وجهه این الگو خراب نشود.
یکم طولانی شد...
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| فلسفه ی حجاب در اسلام چیست؟!!! | zarati313 | 33 | 22,359 |
۱۵/آذر/۹۳ ۱۴:۰۵ آخرین ارسال: خادم المهدی |
|
| بررسی و تحلیل روایات حجاب در اسلام | seamoosavi | 1 | 1,823 |
۲۵/اردیبهشت/۹۲ ۱۷:۰۷ آخرین ارسال: seamoosavi |
|








![[تصویر: hijab2.jpg]](http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/a/a3/hijab2.jpg)



