کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 3.67 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ناصر پورپیرار دشمن شماره یک شیعه و ایران!
۵:۱۲, ۱۵/مرداد/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/مرداد/۹۰ ۶:۴۴ توسط A L I.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بنده یکسری تحقیقات در مورد شخص پورپیرار که جدیدن منبع خوبی واسه ایرانستیزها و شیعه ستیزها شده انجام دادم نتایج رو برای شما میزارم قضاوت با خودتونه.
ناصر بناكننده"( "ناصر پورپيرار" با نامهای مستعار پورپیرار _ ناریا) متولد 1319 از اعضای پیشین " حزب توده" ، موسس نشر "کارنگ"،انتشارات "آلفا" و شریک انتشارات" نیل" است [1] که پیشتر به انتشار جزوات و نشریات حزب " توده" می پرداخت . [2]
پورپيرار يك توده‌اي دو آتشه بود كه پيش و پس از انقلاب، نشريات و كتب حزب توده را منتشر مي‌كرد و به دستور و سفارش سفارت‌خانه‌هاي كشورهاي كمونيستي، و به مزد ايشان، كتاب‌هايي را در مدح و ستايش كمونيسم به چاپ مي‌رساند.تا آن جا كه مي‌دانم، نخستين ورود ننگين پورپيرار به حوزه‌ي تاريخ ايران، به واسطه‌ي كتاب «از زبان داريوش» (نوشته‌ي هايدماري كخ، ترجمه‌ي دكتر پرويز رجبي، انتشارات كارنگ، 1376) بوده است كه در آن خود را به عنوان ويراستار معرفي كرده و در واقع خواسته است هر طور شده نام خود را بر روي جلد اين كتاب نفيس ببرد چرا كه معلوم نيست او چه چيزي را در اين كتاب ويرايش كرده در حالي كه ترجمه‌هاي دكتر رجبي کافی هست.
گزافه‌گويي‌ها و خيال‌بافي‌هاي پورپيرار در مجموعه نوشته‌هاي‌اش، بر سه محور استوار است: 1. تحسين و تقديس اعراب 2. وحشي و پليد توصيف كردن تاريخ و تمدن ايران باستان (اعم از دين زرتشت، و دودمان‌هاي هخامنشي تا ساساني) 3. بدنام كردن مفاخر ملي و دانشمندان شهير ايراني؛ از فردوسي بزرگ تا سلمان فارسی!
بناکننده" که در طول سالهای اخیر با شدت و حدت تمام به جعل تاریخ برای بیگانگانی نظیر ، دولت بعثی عراق و حزب "مساوت" در جمهوری جعلی آذربایجان (ایران شمالی) اشتغال داشته درنوشته های خود از "صدام حسین" با عناوینی مانند قهرمان عرب و عالی ترین الگوی مقاومت(!) یاد می کند از آن جمله : «...به گمان من صدام قهرمان مقاومت اسلامی در برابر صهیونیزم و اگر کشته شود مانند اسیران کافر شهید است.!!!!!!!!!!!!!!(صدام شخصی که جنگ 8ساله را به راه انداخت و باعث ویرانیهای بسیاری در ایران شد،و جوانهای ایران را به خاک و خون کشید،همان ملعونی که از بمبهای شیمیایی استفاده میکرده که هنوز هم جانبازان شیمیایی در ایران کم نیستن،حالا همین ملعون شده قهرمان)
وی از مدافعین سلطنت بنی امیه و خاندان" یزید بن معاویه" در صدر اسلام است چنانکه می گوید :«تشکیل حکومت اموی راهی بوده است که خردمندان عرب برای خروج از بن بست سیاسی موجود برگزیدند»[3]] و ضمن مقایسه ی عملکرد اهل بیت پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، تسلسل امامان شیعه و" بنی امیه" آن را به همان میزان مشروع می شمارد: «آنچه را بني اميه به عنوان راه حلي براي پايان دادن به درهم ريختگي سياسي در مركز اسلام پيشنهاد دادند، همان شيوه وراثت در خلافت بود كه شيعه پس از مرگ پيامبر عرضه مي كند؛ با اين تفاوت كه تشيع وراثت را در خاندان پيامبر مي پسندد و بني اميه در خاندان خود ».[4]

اوهمچنین به انکار امامت "علی"(علیه السلام) پس از پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)می پردازد و عدم انتخاب او را به عنوان جانشین از هوشیاری پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اسلام می خواند . [5] (دروغ از این واضح تر؟)

"پورپیرار" اساسا منکر وجود شخصیتی به نام " سلمان فارسی " است ! و موجودیت وی را به عنوان یک از مشهورترین شیعیان و صحابه ی پیامبر جعل "شعوبیه" و" یهود" می نمایاند : « اينك به وظيفه تبعيت از حقيقت و خرد و نيز به قصد انسداد اين راه به ظاهر بازگشوده و هموار كرده يهود كه به نيت ايجاد شكافي وسيع تر در شرق ميانه، در اين گرماگرم نبرد يهود و مسلمانان، به تامل در بنيان باورهاي ديرين پرداخته ام و مقصدم هجوم به دو بت سنگي ايراني است كه يكي را از پيش و ديگري از پس اسلام در راه مسلماني ايرانيان غلطانده اند. دو حكيم و مصلح و خردمند دروغين، مزدك و سلمان كه به سعي قلم هايي، اينك بر تارك تاريخ ايران چون دو ابوالهول نشسته اند، سنجش صحت و يا نادرستي اسناد و شناسنامه معرفي اين دو، راه را براي به آزمايش طلبيدن ديگر عناصر پرآوازه اين گونه افسانه ها باز مي كند»[6] از این هم فراتر رفته مدعی می شود:« سلمان مظهر بزرگ ترين تعرض به ساحت پيامبر اسلام است » [7]
پورپیرار بی هیچ سابقه کار فرهنگی و سر از شعر و ادب درآوردن، شاهنامه را برساخته و سعدی را دروغ زن می نامد و حافظ و دیوانش را جعلی خطاب می کند! او، تاریخ ایران را ساخته و پرداخته یهودیان می خواند!

این در حالی است که در جلد نخست کتاب ضمن اشاره به آیه ی 103 سوره ی" نحل " می گوید:« قرآن، به كنايه، حتي سلمان را نسبت به آن زبان ناآشنا و ناتوان معرفي مي كند : مي گويند بشري اين ها را به تو مي آموزد. آن كس زبان گنگ عجم مي داند و اين قرآن با زبان فصيح عرب است »[8]
در نظر گرفتن آنچه پس از آن در جلد سوم ازهمان مجموعه و در انکار موجودیت "سلمان" گفته، [6] [7] به شیوه ی غیر مستقیم" قرآن" را هم جعلی می نمایاند.

یکی از مهمترین وی‍ژگی‌های نوشتاری ناصر پورپیرار (ناصر بناکننده) وجود تناقض‌های آشکار و عدم همخوانی نوشتار وی با اسناد و منابع تاریخی است. [b]از آنجاییکه وی فاقد هرگونه مدرک دانشگاهی و آشنایی تخصصی با منابع تاریخی و باستانی است، بروز چنین تناقض‌هایی در نوشتار وی چندان دور از انتظار نیست. به عنوان نمونه وی در کتاب برآمدن اسلام، بخش دوم: بررسی اسناد ص ۲۶۹، مدعی می‌شود که «توطئه مشترک یهود و کلیسا و زمین‌داران عرب حریص خراسان و 'بقایای ساسانیان'» باعث فروپاشی بنی امیه شده است؛ و مدتی بعد، ادعا می‌کند که اصلا ساسانیان وجود خارجی نداشته‌اند! در جایی مدعی است که منظور آیه ۱۰۳ سوره نحل، سلمان فارسی است و در جایی دیگر وجود سلمان فارسی را منکر شده و آن را ساخته یهود می‌داند! در جایی اسکندر مقدونی را به خاطر بر انداختن پادشاهی هخامنشیان می‌ستاید و در جای دیگر منکر بروز جنگ بین هخامنشیان و اسکندر مقدونی شده و مدعی است که یهودیان داستان این جنگ را ساخته‌اند تا پوریم پنهان بماند و کسی نفهمد که ایران خالی از سکنه بوده است! از این نمونه، در نوشتار او بسیار است.[/b]
وجود دوگانگی و تناقض در نوشته ها و آثار او البته عجیب نیست بلکه در جای جای آن به چشم می خورد چنانکه وی دو هزار سال از تاریخ ایران را(بعد از پوریم!) جعل دانشگاههای آمریکا، انگلیس ، فرانسه و آلمان ( !!) خوانده و وجود سلسله هایی مانند" اشکانی" و" ساسانی" را انکار می کند با این وصف در جای دیگرمی گوید:« «توطئه مشترک یهود و کلیسا و زمین‌داران عرب حریص خراسان و 'بقایای ساسانیان' باعث فروپاشی بنی امیه شده است »(قبلن گفتم) [9]
معلوم نیست بقایای سلسله ای که به زعم ایشان هرگز وجود نداشته چگونه موجبات فروپاشی" بنی امیه" را فراهم ساخته؟؟!
و در قرآن در سوره روم آیات 1تا3 خداوند میفرمایند:
(( الم..غلبت الروم..فی ادنی الأرض..و هم من بعد غلبهم سیغلبون...فی بضع سنین لله الأمر من قبل و من بعد و یومئذ یفرح المؤمنون))
الف لام میم ( رمزی بین خداو پیغمبر).. روم شکست خورد..در پست ترین زمین...و آنها بعد از شکستشان پیروز خواهند شد... تنها در طی چند سال..که امر گذشته و آینده ازآن خداست..در آن روز مؤمنان خوشحال خواهند شد
(بر حسب تاریخ جنگی بین ارتش ایران به فرماندهی خسرو دوم و پادشاه روم ( هراکلیوس ) در زمان بعثت پیامبر
(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رخ میدهد،محل وقوع جنگ در نزدیکی بحر المیت کنونی بوده و در این جنگ سپاه روم شکست خورده و اورشلیم یا قدس توسط ارتش ساسانی فتح میشود)
تحقیق در مورد این موضوع رو به خودتون وا میدارم...و همچنین منظور از ادنی الأرض که در تصاویر ناسا جدیدن چی کشف شده!(خودش بحث جدایی هست و در اینجا بحث چیز دیگری هست)
----------------------------------------------------------......................
"بناکننده" در مقام "ویراستار" و طی مطلبی دو صفحه ای( تحت لوای مقدمه ی ویراستار!) بر کتاب "از زبان داریوش" نوشته ی پروفسور "هاید ماری کخ " ،که بازخوانی لوحه های گلی مکشوفه از "تخت جمشید"است و در انتشارات خود به چاپ رسانده (!) چنین می نویسد:«به ایران بیاندیشیم، که سه هزاره است تا به همت فرزندان نخبه ی خویش به جهان سربلند ایستاده است […]کتاب حاضر گواهی می دهد که ایران از نخستین اعلام حضور خود در تاریخ تمدن بشری، پیوسته مبشر راستی بوده، برابری، آزادی و عدالت را ندا داده است. به راستی بر این فراز از این کتاب، […] نمی توان چیزی افزود که احساس غرور ایرانی بودن را در خواننده بیشتر دامن زند. […]که قدرت مدیریت و سازمان دهی بنیان یک امپراطوری و نیز روابط ملی، به کمک خرد جمعی چنان مستحکم شد، که هنوز ایرانیان به جهان با همان ویژگی های دیرین و نخستین خود، یعنی پندار و کردار و گفتارنیک شناخته می شوند […]»[10]
اما در جای دیگر مدعی می شود این لوحه ها فاقد قابلیت بازخوانی است و می گوید :«(این کتیبه ها) هیچ ربطی به هخامنشیان ندارد» [11] نیز همان امپراطوری را که پیشتر قدرت سازماندهی اش را ستوده و حاصل خرد جمعی دانسته جعل"یهود "می خواند(!) و اساسا منکر "موجودیت" آن می شود : «شما اصلا نمی توانید در تاریخ امپراطوری هخامنشیان معرفی کنید »[12] و همینطور «هرگز امپراطوری به نام هخامنشیان در منطقه ی ما (خاور میانه)شکل نگرفته» [13]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ehsan_mt ، شهـاب ، sadegh-a ، mohsen 2012 ، یاران مهدی ، libera ، meisam ، jackmole ، خادمة الزهرا ، bagheri4 ، saloomeh ، hesam110 ، میثاق ، kavoraa ، محمد667 ، حسن.س. ، freewish ، blue.blood ، رمز شب ، فرمیسک ، ELENOR ، m.hossein ، پارمیس

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۲:۴۱, ۸/شهریور/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/شهریور/۹۰ ۲۲:۴۶ توسط Abasaleh.)
شماره ارسال: #21
آواتار
(۲۰/مرداد/۹۰ ۲۲:۳۰)علی درستکار نوشته است:  
(۱۹/مرداد/۹۰ ۲۱:۵۴)mohammad.d. نوشته است:  سلام.
حضرت يوسف هم پيامبر بود.مگه اشتباه نكرد؟
من مطالب ايشون رو خوندم.ممكنه اشتباه كرده باشه ولي نه اين قدر كه شما اين جور تحقيرش مي كنيد و مقالات آتشين مي نويسين.بهتر بود يه كم بيشتر تحقيق مي كرديد.
موفق باشيد.
سلام برادرم
ببخشید ، حضرت یوسف کجا اشتباه کردند؟؟؟؟

سلام.
برادر همون جايي كه جلوي پدرش راه رفت رو ميگم.
يا علي.
(۲۲/مرداد/۹۰ ۲۲:۴۸)علی درستکار نوشته است:  
(۲۰/مرداد/۹۰ ۲۲:۳۴)guided نوشته است:  سلام علی جان .
شاید منظورشون اون حکایتیه که میگه حضرت یوسف جلوی پای پدرش یه لحظه معطل کرد تا از اسب پیاده بشه.
نمی دونم چقدر صحت داره
ولی شما هم از آب گل آلود ماهی گرفتیا!!Blush


سلام علیکم خدمت شما دوست خوبم
بنده خدمت شما نبودم تا پاسخ را بدهم
یعنی کلّا دیگر زیاد حال ندارمSmile

آب گل آلود کجا بود بابا؟Angel بنده خیلی از مطالب رو دنبال می کنم ولی چون در اون زمینه ها تحقیقی ندارم چیزی نمی گمSmile
ولی خب این جا مطلبی گفته شده که کلا اشتباه است
مخالف نصّ قرآن است
باید اظهار نظر کنم

منظور ایشان هرچه که می خواهد باشد ، حضرت یوسف علیه السلام هیچ خطایی نداشته
قرآن کریم در وصف او و پیامبران فرموده: إنّه لمن المخلَصین (پاک شدگان -معصوم خالص-) نه حتی بگوید من المخلِصین (پاک کنندگان -آنهایی که مشغول تهذیب نفس هستند-)

پس بر ایشان هیچ گناهی نمی توان نسبت داد که تهمت خواهد بود و خطا نیز نخواهند داشت زیرا خطا از غفلت است و غفلت از تاثیر شیطان و نفس است (بنابر آیات دیگر قرآن کریم) و شیطان هم بر مخلَصین هیچ تسلّطی ندارد

بنابراین تمام داستان هایی را که راجع به این بزرگوار نقل کرده اند (و دیگر پیامبران در زمان نبوّت و نه در غیر این زمان) باطل و اشتباه و جعل است

قسمتی از این هایی که گفتم به نقل از تفسیر آیة الله جوادی بود (مخصوصا قسمت جعل این جریان در مورد حضرت یوسف)

ممنونHeart

سلام.
برادرم شما متني رو كه نوشتم درست نخوندي.
من كي گفتم حضرت يوسف گناه كرده؟SmileHuh
من گفتم حضرت يوسف خطا كرد.Idea
از نظر حقير اين كار براي پيامبر الهي خطا به حساب مي آيد.Blush
التماس دعا.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۲۲:۵۵, ۸/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #22
آواتار
آقا بحث تاپیک چیز دیگه ای هست،بحث گناه کردن و یا نکردن حضرت یوسف یه بجث جدا میطلبه،ولی فقط به این نکته اشاره کنم که عواقب و حتی شاید عذاب پیامبرها خیلی خیلی سنگین تر از ماها انسانهای عادی هست،مثلن همین حضرت خضر بود ادریس بود که فقط به خدا گفته بود خدایا برم؟(این تیکه رو با نوع بیان آقای رائفی پور گفتمSmile) وخدا هم 3 روز به اون حضرت عذاب دادن! البته همه میدونیم که پیامبر گناه کار نداریم فقط بعضی وقتها اشتباهاتی انجام میدادن و نه اینکه کفر و گناه انجام دادن،مثل حضرت یونس
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: vahrakan
۲:۱۱, ۱۴/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #23

عرض به خدمتتون که بفرمایید این ناصر پور پیرا یک وهابی ایرانی است. خیلی جالبه فقط همین یک قلم جنس توی دنیا کم بود . وهابی ایرانی به همون اندازه که نوبره به همون اندازه هم نشانگر خل وضعی است .
حالا راستی به این " مجقق وزین "! بفرمایید مرد حسابی شعر حافظ بالاخره از شکم آسمون که نیفتاده پایین یک شخص حقیقی اون رو سروده . حالا ما اسم این آدم رو میذاریم حافظ همونطور که خودش خودشو این طور صدا می کنه . تو هر چی خواستی صداش کن. آخه بنده ی خدا جعل کردن اصلا این جا چه معنی ای داره ؟ یا مگر ما گفتیم شعر فردوسی "برساخته" نیست و خود ساخته است ؟ خوب معلومه که برساخته است . اصلا تو بد بخت معنی برساخته رو می فهمی یا این کلمه به نظرت شبیه کلماتیه که باسوادهابه کار می برن و تو دوست داری ازش استفاده کنی. بله پدر جان شاهنامه برساخته ی آقای فردوسی است . اگر تو جور دیگه ای فکر می کردی جایی نگو بهت می خندن.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۲۰:۴۸, ۱۴/شهریور/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/شهریور/۹۰ ۲۰:۵۰ توسط محمود.)
شماره ارسال: #24
آواتار
اقا شهاب
مگه کوروش معصوم بوده؟

یکبارم قبلا گفتم
این بحثا به جایی نمی رسه

اگر برای وقت خودتون ارزش قاءلید بر سر مباحث مهمتری بحث کنید
کوروش بشه خوب یا بد دردی از ما دوا نمیکنه
فقط با این بحثای بی ارزش به اتحاد ملی صدمه می زنید.

اگر میخواید بحث کنید باهم چت کنید
این یه پیشنهاده و اساعه ادب نشود.


یاعلی
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: saloomeh ، K-1
۱۶:۳۷, ۱۵/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #25
آواتار
راستی دوستان چند سوال برام پیش اومده .پادشاهان هخامنشی چرا با محارم خود ازدواج میکردند ؟...ایا کسی که با محارمش ازدواج میکنه میتونه پسر کسی باشه که به مقام پیامبری رسیده؟ ...ایا همه پیامبران خدا پرست نبودند که یه عده کورش رو ذوالقرنین میخونند.؟
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%DA%A...%88%D8%B4)
در بالا هم یه مطلبی در ویکی نوشته شده که در موردش زیاد بحث شده و قضاوت رو به عهدهء شما دوستان میگذارم.یاحق
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شهـاب
۲:۱۵, ۱۶/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #26
آواتار
کسی نگفته کوروش پادشاه هست شما مطلب رو کامل خوندید؟
علت ازدواج با محارم هم این بوده که نمیخاستن خون سلطنتی و نجیب زادگی از بین بره و خون شاهی باید پاک نگه داشته میشد.
برخی هم معتقدن هستن در تمامی منابع تاریخی ذکر شده است که آتوسادختر کوروش بزرگ همسر داریوش و مادر خشایار شاه است پس ازدواج او با کمبوجیه به نظرمنطقی و درست نیست

در یک جای دیگر آورده اندکه آتوسا خواهرخوانده ی کمبوجیه بوده است پس اگرازدواجی هم صورت پذیرفته بین محارم نبوده است...قضاوت با خواننده هست
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۲:۲۳, ۱۶/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #27
آواتار
آقا اين بحث هاي ايران قبل از اسلام و ايران بعد از اسلام و ...... همش توطئه هستش بيخود كشش نديييد
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۲۰:۴۵, ۱۷/آذر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/آذر/۹۰ ۲۰:۵۹ توسط محمد667.)
شماره ارسال: #28
آواتار
یا صبر عیوب
http://fa.wikipedia.org/wiki/ناصر_پورپیرار
شما از دل برادر علی چه خبر دارید ای انسان ؟؟
دوستمون اقای علی دارن میگویند که سلمان فارسی ان بزرگوار را بردن زیر سوال Huh
نقل قول :
سلمان فارسی و قرآن

شبهه افکن: بی تردید سلمان فارسی از تاثیرگذار ترین چهره های تاریخ اسلام به شمار می رود. تا آنجا که محمد پیامبر اسلام در حدیثی او را از اهل بیت خود می خواند(مناقب ابن شهر آشوب-صفحه ۸۵) . گویا سلمان بسیار به محمد نزدیک بوده و نیز از اسرار او آگاه که در حدیثی پیامبر اسلام میفرماید:"آنچه را سلمان می داند،اگرابوذرمیدانست کافرمیگشت." ( بحارالانوار جلد هشتم ) تا آنجا که جماعت قریش می گفتند سلمان قرآن را به محمد تعلیم می دهد؛
http://fa.wikipedia.org/wiki/ناصر_پورپیرار
این همان بزرگوار سلمان فارسی است دوست من اقای شهاب
خشایار شاه ملعونو خواهشا با کوروش و داریوش مقایسه نفرمایید
میدونی چرا سخنان اقای علی برادر عزیزو به دروغ میگیرید ؟؟؟؟
همش بر میگرده به تعصب کورکورانه ی شما Huh
دیروز گفتم که به کوروش توهین نکنید و نگذارید کسی توهین کند که به عواقبش میرسید Wink
حال بفرمایید دوستان از علامه تا رهبر و تا سلمان فارسی پیش روی در توهین کردن
یا صبر عیوب
http://fa.wikipedia.org/wiki/ناصر_پورپیرار
یا حق
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
Thumbs Up اونا چی میگن؟ دشمن از زبان دشمن عبدالرحمن 56 28,564 ۲۲/اسفند/۹۶ ۱۴:۳۳
آخرین ارسال: سعدی

پرش در بین بخشها:


بالا