کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 3.67 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ناصر پورپیرار دشمن شماره یک شیعه و ایران!
۵:۱۲, ۱۵/مرداد/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/مرداد/۹۰ ۶:۴۴ توسط A L I.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بنده یکسری تحقیقات در مورد شخص پورپیرار که جدیدن منبع خوبی واسه ایرانستیزها و شیعه ستیزها شده انجام دادم نتایج رو برای شما میزارم قضاوت با خودتونه.
ناصر بناكننده"( "ناصر پورپيرار" با نامهای مستعار پورپیرار _ ناریا) متولد 1319 از اعضای پیشین " حزب توده" ، موسس نشر "کارنگ"،انتشارات "آلفا" و شریک انتشارات" نیل" است [1] که پیشتر به انتشار جزوات و نشریات حزب " توده" می پرداخت . [2]
پورپيرار يك توده‌اي دو آتشه بود كه پيش و پس از انقلاب، نشريات و كتب حزب توده را منتشر مي‌كرد و به دستور و سفارش سفارت‌خانه‌هاي كشورهاي كمونيستي، و به مزد ايشان، كتاب‌هايي را در مدح و ستايش كمونيسم به چاپ مي‌رساند.تا آن جا كه مي‌دانم، نخستين ورود ننگين پورپيرار به حوزه‌ي تاريخ ايران، به واسطه‌ي كتاب «از زبان داريوش» (نوشته‌ي هايدماري كخ، ترجمه‌ي دكتر پرويز رجبي، انتشارات كارنگ، 1376) بوده است كه در آن خود را به عنوان ويراستار معرفي كرده و در واقع خواسته است هر طور شده نام خود را بر روي جلد اين كتاب نفيس ببرد چرا كه معلوم نيست او چه چيزي را در اين كتاب ويرايش كرده در حالي كه ترجمه‌هاي دكتر رجبي کافی هست.
گزافه‌گويي‌ها و خيال‌بافي‌هاي پورپيرار در مجموعه نوشته‌هاي‌اش، بر سه محور استوار است: 1. تحسين و تقديس اعراب 2. وحشي و پليد توصيف كردن تاريخ و تمدن ايران باستان (اعم از دين زرتشت، و دودمان‌هاي هخامنشي تا ساساني) 3. بدنام كردن مفاخر ملي و دانشمندان شهير ايراني؛ از فردوسي بزرگ تا سلمان فارسی!
بناکننده" که در طول سالهای اخیر با شدت و حدت تمام به جعل تاریخ برای بیگانگانی نظیر ، دولت بعثی عراق و حزب "مساوت" در جمهوری جعلی آذربایجان (ایران شمالی) اشتغال داشته درنوشته های خود از "صدام حسین" با عناوینی مانند قهرمان عرب و عالی ترین الگوی مقاومت(!) یاد می کند از آن جمله : «...به گمان من صدام قهرمان مقاومت اسلامی در برابر صهیونیزم و اگر کشته شود مانند اسیران کافر شهید است.!!!!!!!!!!!!!!(صدام شخصی که جنگ 8ساله را به راه انداخت و باعث ویرانیهای بسیاری در ایران شد،و جوانهای ایران را به خاک و خون کشید،همان ملعونی که از بمبهای شیمیایی استفاده میکرده که هنوز هم جانبازان شیمیایی در ایران کم نیستن،حالا همین ملعون شده قهرمان)
وی از مدافعین سلطنت بنی امیه و خاندان" یزید بن معاویه" در صدر اسلام است چنانکه می گوید :«تشکیل حکومت اموی راهی بوده است که خردمندان عرب برای خروج از بن بست سیاسی موجود برگزیدند»[3]] و ضمن مقایسه ی عملکرد اهل بیت پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، تسلسل امامان شیعه و" بنی امیه" آن را به همان میزان مشروع می شمارد: «آنچه را بني اميه به عنوان راه حلي براي پايان دادن به درهم ريختگي سياسي در مركز اسلام پيشنهاد دادند، همان شيوه وراثت در خلافت بود كه شيعه پس از مرگ پيامبر عرضه مي كند؛ با اين تفاوت كه تشيع وراثت را در خاندان پيامبر مي پسندد و بني اميه در خاندان خود ».[4]

اوهمچنین به انکار امامت "علی"(علیه السلام) پس از پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)می پردازد و عدم انتخاب او را به عنوان جانشین از هوشیاری پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اسلام می خواند . [5] (دروغ از این واضح تر؟)

"پورپیرار" اساسا منکر وجود شخصیتی به نام " سلمان فارسی " است ! و موجودیت وی را به عنوان یک از مشهورترین شیعیان و صحابه ی پیامبر جعل "شعوبیه" و" یهود" می نمایاند : « اينك به وظيفه تبعيت از حقيقت و خرد و نيز به قصد انسداد اين راه به ظاهر بازگشوده و هموار كرده يهود كه به نيت ايجاد شكافي وسيع تر در شرق ميانه، در اين گرماگرم نبرد يهود و مسلمانان، به تامل در بنيان باورهاي ديرين پرداخته ام و مقصدم هجوم به دو بت سنگي ايراني است كه يكي را از پيش و ديگري از پس اسلام در راه مسلماني ايرانيان غلطانده اند. دو حكيم و مصلح و خردمند دروغين، مزدك و سلمان كه به سعي قلم هايي، اينك بر تارك تاريخ ايران چون دو ابوالهول نشسته اند، سنجش صحت و يا نادرستي اسناد و شناسنامه معرفي اين دو، راه را براي به آزمايش طلبيدن ديگر عناصر پرآوازه اين گونه افسانه ها باز مي كند»[6] از این هم فراتر رفته مدعی می شود:« سلمان مظهر بزرگ ترين تعرض به ساحت پيامبر اسلام است » [7]
پورپیرار بی هیچ سابقه کار فرهنگی و سر از شعر و ادب درآوردن، شاهنامه را برساخته و سعدی را دروغ زن می نامد و حافظ و دیوانش را جعلی خطاب می کند! او، تاریخ ایران را ساخته و پرداخته یهودیان می خواند!

این در حالی است که در جلد نخست کتاب ضمن اشاره به آیه ی 103 سوره ی" نحل " می گوید:« قرآن، به كنايه، حتي سلمان را نسبت به آن زبان ناآشنا و ناتوان معرفي مي كند : مي گويند بشري اين ها را به تو مي آموزد. آن كس زبان گنگ عجم مي داند و اين قرآن با زبان فصيح عرب است »[8]
در نظر گرفتن آنچه پس از آن در جلد سوم ازهمان مجموعه و در انکار موجودیت "سلمان" گفته، [6] [7] به شیوه ی غیر مستقیم" قرآن" را هم جعلی می نمایاند.

یکی از مهمترین وی‍ژگی‌های نوشتاری ناصر پورپیرار (ناصر بناکننده) وجود تناقض‌های آشکار و عدم همخوانی نوشتار وی با اسناد و منابع تاریخی است. [b]از آنجاییکه وی فاقد هرگونه مدرک دانشگاهی و آشنایی تخصصی با منابع تاریخی و باستانی است، بروز چنین تناقض‌هایی در نوشتار وی چندان دور از انتظار نیست. به عنوان نمونه وی در کتاب برآمدن اسلام، بخش دوم: بررسی اسناد ص ۲۶۹، مدعی می‌شود که «توطئه مشترک یهود و کلیسا و زمین‌داران عرب حریص خراسان و 'بقایای ساسانیان'» باعث فروپاشی بنی امیه شده است؛ و مدتی بعد، ادعا می‌کند که اصلا ساسانیان وجود خارجی نداشته‌اند! در جایی مدعی است که منظور آیه ۱۰۳ سوره نحل، سلمان فارسی است و در جایی دیگر وجود سلمان فارسی را منکر شده و آن را ساخته یهود می‌داند! در جایی اسکندر مقدونی را به خاطر بر انداختن پادشاهی هخامنشیان می‌ستاید و در جای دیگر منکر بروز جنگ بین هخامنشیان و اسکندر مقدونی شده و مدعی است که یهودیان داستان این جنگ را ساخته‌اند تا پوریم پنهان بماند و کسی نفهمد که ایران خالی از سکنه بوده است! از این نمونه، در نوشتار او بسیار است.[/b]
وجود دوگانگی و تناقض در نوشته ها و آثار او البته عجیب نیست بلکه در جای جای آن به چشم می خورد چنانکه وی دو هزار سال از تاریخ ایران را(بعد از پوریم!) جعل دانشگاههای آمریکا، انگلیس ، فرانسه و آلمان ( !!) خوانده و وجود سلسله هایی مانند" اشکانی" و" ساسانی" را انکار می کند با این وصف در جای دیگرمی گوید:« «توطئه مشترک یهود و کلیسا و زمین‌داران عرب حریص خراسان و 'بقایای ساسانیان' باعث فروپاشی بنی امیه شده است »(قبلن گفتم) [9]
معلوم نیست بقایای سلسله ای که به زعم ایشان هرگز وجود نداشته چگونه موجبات فروپاشی" بنی امیه" را فراهم ساخته؟؟!
و در قرآن در سوره روم آیات 1تا3 خداوند میفرمایند:
(( الم..غلبت الروم..فی ادنی الأرض..و هم من بعد غلبهم سیغلبون...فی بضع سنین لله الأمر من قبل و من بعد و یومئذ یفرح المؤمنون))
الف لام میم ( رمزی بین خداو پیغمبر).. روم شکست خورد..در پست ترین زمین...و آنها بعد از شکستشان پیروز خواهند شد... تنها در طی چند سال..که امر گذشته و آینده ازآن خداست..در آن روز مؤمنان خوشحال خواهند شد
(بر حسب تاریخ جنگی بین ارتش ایران به فرماندهی خسرو دوم و پادشاه روم ( هراکلیوس ) در زمان بعثت پیامبر
(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رخ میدهد،محل وقوع جنگ در نزدیکی بحر المیت کنونی بوده و در این جنگ سپاه روم شکست خورده و اورشلیم یا قدس توسط ارتش ساسانی فتح میشود)
تحقیق در مورد این موضوع رو به خودتون وا میدارم...و همچنین منظور از ادنی الأرض که در تصاویر ناسا جدیدن چی کشف شده!(خودش بحث جدایی هست و در اینجا بحث چیز دیگری هست)
----------------------------------------------------------......................
"بناکننده" در مقام "ویراستار" و طی مطلبی دو صفحه ای( تحت لوای مقدمه ی ویراستار!) بر کتاب "از زبان داریوش" نوشته ی پروفسور "هاید ماری کخ " ،که بازخوانی لوحه های گلی مکشوفه از "تخت جمشید"است و در انتشارات خود به چاپ رسانده (!) چنین می نویسد:«به ایران بیاندیشیم، که سه هزاره است تا به همت فرزندان نخبه ی خویش به جهان سربلند ایستاده است […]کتاب حاضر گواهی می دهد که ایران از نخستین اعلام حضور خود در تاریخ تمدن بشری، پیوسته مبشر راستی بوده، برابری، آزادی و عدالت را ندا داده است. به راستی بر این فراز از این کتاب، […] نمی توان چیزی افزود که احساس غرور ایرانی بودن را در خواننده بیشتر دامن زند. […]که قدرت مدیریت و سازمان دهی بنیان یک امپراطوری و نیز روابط ملی، به کمک خرد جمعی چنان مستحکم شد، که هنوز ایرانیان به جهان با همان ویژگی های دیرین و نخستین خود، یعنی پندار و کردار و گفتارنیک شناخته می شوند […]»[10]
اما در جای دیگر مدعی می شود این لوحه ها فاقد قابلیت بازخوانی است و می گوید :«(این کتیبه ها) هیچ ربطی به هخامنشیان ندارد» [11] نیز همان امپراطوری را که پیشتر قدرت سازماندهی اش را ستوده و حاصل خرد جمعی دانسته جعل"یهود "می خواند(!) و اساسا منکر "موجودیت" آن می شود : «شما اصلا نمی توانید در تاریخ امپراطوری هخامنشیان معرفی کنید »[12] و همینطور «هرگز امپراطوری به نام هخامنشیان در منطقه ی ما (خاور میانه)شکل نگرفته» [13]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ehsan_mt ، شهـاب ، sadegh-a ، mohsen 2012 ، یاران مهدی ، libera ، meisam ، jackmole ، خادمة الزهرا ، bagheri4 ، saloomeh ، hesam110 ، میثاق ، kavoraa ، محمد667 ، حسن.س. ، freewish ، blue.blood ، رمز شب ، فرمیسک ، ELENOR ، m.hossein ، پارمیس
۶:۴۱, ۱۵/مرداد/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/مرداد/۹۰ ۶:۵۳ توسط A L I.)
شماره ارسال: #2
آواتار
نقل قول:"نورالدين کيانوري " دبير کل حزب "توده" ي ايران در بخشي از کتاب خاطرات خود اينگونه به شرح تماسهايش با "پورپيرار" مي پردازد:

«ناصر بناکننده، که پورپيرار امضا مي کرد، پس از اخراجش از حزب در سال 1358 به علت خوردن پول حزب و کلاهبرداري از شرکايش در انتشارات نيل و بالاکشيدن حق التأليف آقاي محمود اعتمادزاده (به آذين)، با نام مستعار ناريا به انتشار جزوه‏هايي عليه حزب و بدگويي به شخص من، که دستور اخراج او را داده بودم پرداخت. آشنايي من با بناکننده در آلمان صورت گرفت. او، حدود يک سال پيش از پيروزي انقلاب به برلين غربي آمد و به ياد ندارم به وسيله چه فردي تقاضاي ديدار با ما را کرد. او در اين ديدار ادعا کرد که با هوشنگ تيزابي همکاري داشته و وسايل چاپي را که هوشنگ با آن اولين جزوه‏هاي به سوي حزب را منتشر کرده در اختيار هوشنگ گذاشته است. خود او حروفچين چاپخانه بود و بعداً با شراکت دو نفر ديگر يک بنگاه انتشاراتي تأسيس کرده و با کلاهبرداري از همه ثروت قابل ملاحظه‏اي اندوخته بود. او در اين ديدار ادعا کرد که نقشه‏اي براي ترور شاه دارد. او اين نقشه را چنين شرح داد که خيال دارد زميني در جاده نياوران - که شاه معمولاً از آنجا با اتومبيل به کاخ ييلاقي‏اش مي‏رود - خريداري کند و از آن زمين نقبي تا وسط خيابان حفر کند و در آنجا بمب نيرومندي کار بگذارد و هنگام عبور اتومبيل شاه از آن نقطه بمب را منفجر کند. او نظر مرا درباره اين طرح خواست. اولين نتيجه‏ گيري من درباره او اين بود که يا ديوانه است و يا پرووکاتور. غيرعملي بودن اين طرح را توضيح دادم و گفتم که به جاي اين نقشه‏هاي غيرعملي بهتر است که با امکاناتش به تکثير نشريات حزب در ايران بپردازد. به اين ترتيب اولين ديدار و آشنايي ما به پايان رسيد.

پس از بازگشت به ايران و آغاز فعاليت حزب، بناکننده به دفتر حزب آمد و حاضر شد چاپ روزنامه مردم را در برابر پرداخت هزينه آن عهده ‏دار شود. اين کار به او محول شد. پس از چندي شعبه انتشارات حزب، که مسئول آن محمد پورهرمزان بود، به من گزارش داد که با تحقيق روشن شده که صورت هزينه چاپ روزنامه و کتب، که بناکننده ارائه مي‏دهد، بسيار بيش از نرخ عادي است. به همين علت پورهرمزان خواست که از دادن انتشارات حزب به او خودداري کنم. من موافقت کردم. اين تصميم، بناکننده را سخت عصباني کرد و من اطلاع يافتم که او به اتاق پورهرمزان - در دفتر حزب - رفته و به شکل توهين آميزي با او صحبت مي‏ کند. من از اتاق خود در طبقه بالا به اتاق پورهرمزان در طبقه پايين رفتم و شاهد برخورد اوباشانه او شدم. بلافاصله مأمورين انتظامات حزب را خواستم و گفتم که او را از دفتر حزب بيرون کنند و ديگر راه ندهند. عليرغم اين مسئله و عليرغم انتشار جزوات توسط او عليه حزب، آقاي طبري به روابط «دوستانه» و «رفيقانه» خود با اين فرد فاسد ادامه داد و با او مکاتباتي داشت که بعدا توسط بناکننده مورد سوءاستفاده قرار گرفت. ناصر بناکننده پس از مدتي به علت ارتباط با مأمورين سياسي بلغارستان توسط جمهوري اسلامي دستگير و به زندان اوين فرستاده شد. او در دادگاه انقلاب ادعا کرده بود که هميشه مخالف حزب بوده است! نمي‏دانم به چه مدت محکوم و کي آزاد شد»[14]

لطفن به عکسهای زیر توجه کنید!!(برای جلوگیری از سنگینی تاپیک لینک عکسها رو قرار میدم)
http://www.iranpicture.tk/images/07f88018f722.jpg
http://www.iranpicture.tk/images/96ed478dab85.jpg
http://www.iranpicture.tk/images/27357dfbc5cc.jpg
http://www.iranpicture.tk/images/a612be4940ba.jpg
-----------------------------------------------------------------------------------
پوپيرار ـ اين مورخ كبير!!! ـ در ادامه‌ي ياوه‌گويي‌هاي جاهلانه‌ي خود مي‌گويد: «كورش و ديگر هخامنشيان تمام تمدن‌هاي باستاني خاورميانه (از سومر تا آشور و ايلام و بابل!!) را يك‌سره نابود و ويران كرده و امپراتوري آنان از خون و بر خون برآمده بود» (!!). و باز يگانه سند او براي اين ادعاي تهي‌مغزانه كه از قماش همان سند قبلي اوست، گفتاري است در تورات (كتاب ارميا) كه در آن از زبان يَهُوَه (خداي بني اسراييل) گفته مي‌شود: «من رودخانه‌ها و چشمه‌هاي بابل را خشك خواهم كرد. اين سرزمين به ويرانه‌اي تبديل خواهد شد و حيوانات وحشي در آن زندگي خواهند كرد !!» اما پورپيرار از فرط جهالت و شتاب‌زدگي در انجام دادن مأموريت محول شده به خود، ندانسته است كه سومريان، ماناها، لولوبي‌ها، اورارتوها، اكدي‌ها، كاسي‌ها و بسياري ديگر از تمدن‌هاي كهن خاورميانه، ده‌ها بل كه صدها سال پيش از برآمدن هخامنشيان، در پي انحطاط تدريجي و جنگ‌هاي فرسايشي نابود شده بودند؛ تمدن آشور به دست مادها و بابلي‌ها از ميان رفته بود و تمدن ايلام نيز نه تنها هيچ گاه نابود نشد، بل كه حيات آن تا عصر اشكانيان ادامه داشت. تنها تمدن باقي مانده، تمدن بابل است كه فتح آن به دست كورش انجام يافت اما شگفتا كه پس از دو سده كاوش در منطقه‌ي بين النهرين (بابل)، نه تنها هيچ اثري از ويراني و غارت ناشي از چيرگي پارس‌ها يافته نشده، بل كه اسناد فراواني به دست آمده كه به رواج و رونق اقتصادي و ترقي بابل در عصر هخامنشيان تصريح دارند[15]
جالب است هنگامي كه كورش كبير در استوانه معروف خود مي‌نويسد: «من با صلح وارد بابل شدم … و ويراني‌هاي آن را آباد كردم. فقر آنان را بهبود بخشيدم. فرمان دادم كه هيچ خانه‌اي ويران نشود و هيچ فردي از مسكن خود محروم نگردد. من صلح و آسايش را براي تمام انسان‌ها تضمين كردم …» [16]؛ «آشور بَنيپل» پادشاه آشور درباره‌ي تهاجم ويران‌گرانه‌ي خود به ايلام مي‌گويد: «در طول يك لشكركشي من اين سرزمين ايلام را به كوير و ويرانه تبديل كردم. روي چمن‌زارهاي آن نمك و بته‌ي خار پراكندم [تا آن جا كه] نداي انساني، صداي سم چارپايان كوچك و بزرگ و فريادهاي شادي [مردم] به دست من از آن جا رخت بربست» [17]. حال با چنين اوصافي جالب است كه پورپيرار شاهان آشور و بين النهرين را دادگستر و مدافع حقوق بشر مي‌داند و كورش كبير را خون‌خوار و ويران‌گر!!!
....................................................................................................​.............................
يكي ديگر از ادعاهاي رندانه و جاهلانه‌ي پورپيرار كه مدام در توليدات سفارشي وي تكرار مي‌شود، اين است كه وي دودمان‌هاي هخامنشي تا ساساني را «غيرايراني» و «غيربومي» مي‌خواند و دليل مي‌آورد كه زبان و فرهنگ مثلاً هخامنشيان چون با تمدن بوميان اين سرزمين مغاير است، پس ايشان «بومي» نيستند!!! پورپيرار كوشيده است با آميختن برخي بديهيات با پاره‌اي توهمات خود، ذهن خوانندگان را گمراه كند؛ اما اين فرد جاهل نمي‌داند كه غير بومي بودن بودن آريايي‌ها در منطقه‌ي خاورميانه، نكته‌اي بديهي است و كشف دوباره‌ي آن (!!) از سوي پورپيرار، كمكي به وي نخواهد كرد. عموم مورخان و دانشمندان از ابتدا بر اين باور بوده‌اند كه اقوام آريايي و از جمله پارس‌ها، هرگز بومي اين سرزمين نبوده‌اند بل كه از آسياي ميانه بدين پهنه مهاجرت كرده و سرانجام تمدن «ايراني» را بنيان نهاده بودند. اما غير ايراني خواندن اين اقوام، نهايت جهالت است چرا كه واژه‌ي «ايران» (= جايگاه آرياييان) رهاورد همين اقوام پارس و پارت است و اطلاق عنوان «ايران» نيز بر اين سرزمين كه تا پيش از آن عرصه‌ي انحطاط تدريجي و جنگ‌هاي فرسايشي اقوام پراكنده و جداگانه‌ي به اصطلاح بومي بود، دست‌آورد همينان است. زبان، فرهنگ، تمدن و قوميت ما «ايرانيان» در مرتبه‌ي نخست، ميراث و يادگار سترگ اقوام آريايي است و نه بومياني كه خود عامل نابودي خويش گشتند و اگر پارس‌ها ميراث و موجوديت آنان را پاس نمي‌داشتند، هيچ نام و نشاني از ايشان در تاريخ بر جاي نمي‌ماند...

اما ياوه‌ها و گزافه‌هاي تهي مغزانه‌ي پورپيرار بسي افزون‌تر و فراتر از نمونه‌هايي است كه در بالا گفته شد. او مي‌گويد: «پيش از اسلام، ايرانيان به هيچ دين رسمي، ملي و سراسري پاي‌بند نبودند و اسلام نخستين دين، باور و ايمان ملي و سراسري ايرانيان ساكن اين نجد است»!! پورپيرار «وجود زرتشت و دين وي را انكار مي‌كند و كتاب اوستا را حاصل ترفند و فريب خاورشناسان عامي و دغل و جاعل» مي‌داند!! او واژه‌ي پارس (= قوم پارس) را «گدا و ول‌گرد و مهاجم» معنا مي‌كند و مي‌گويد كه «نام فارس بايد از روي استان فارس برداشته شود»!! پورپيرار مي‌نويسد «اعراب از همسايگان خردمند ايرانيان‌اند كه هر چه را كه اينك بدان مي‌نازيم، از جمله ادب ممتاز ايراني، تحفه‌اي است كه عرب همراه اسلام به ايران سپرده است»!


اما اوج جهالت و خودفريبي پورپيرار در اين است كه نه تنها براي هيچ كدام از اين تصورات و توهمات باطل و مضحك و اهانت‌بار خود دليل و سند معتبري ندارد، بل كه انبوه دلايل و اسناد خردپذيري كه خلاف عقايد وي را اثبات مي‌كنند، به ادعاي اين كه برساخته‌‌ي يهود هستند، به راحتي مردود مي‌شمارد و به كناري مي‌نهد!!

و جالب اینجاس که اخيراً به سراغ «سعدي» رفته و با انتشار كتابي به نام «مگر اين پنج روزه» اين بزرگ‌مرد ادب پارسي را نيز مشمول اهانت‌هاي جاهلانه‌ي خود كرده است...

تا مدت‌ها پس از آنکه ناصر پورپیرار کتاب‌های اولیه‌اش را چاپ کرد، کسی حتی آنقدر آنها را جدی نگرفت که جوابیه‌ای برایش بنویسد و اولین جوابیه‌ها زمانی ظهور کردند که نوشته‌های پورپیرار به هیزم آتش تنش‌های قومی تبدیل شدند. حتی هنوز هم هیچ کدام از چهره‌های طراز اول فرهنگی حاضر نشده با پاسخ دادن به پورپیرار، خود را هم سطح او قرار دهد و جوابیه‌هایی که در سایت‌های گوناگون (و اخیرا یکی دو کتاب) می‌بینیم، حاصل تلاش آن دسته از دوستداران تاریخ و فرهنگ ایران است که هنوز نام پرآوازه‌ای در این عرصه ندارند.
ودر آخر
به نظر بنده ناصر پورپیرار تمام تلاش خود را کرده که نظر شخصیت‌های مطرح سیاسی و انقلابی نظام رو به خودش جلب کنه اما هیچ موفقیتی نداشته!
چند نکته هست که باعث می‌شود مذهبیون به طور عام و طرفداران نظام به طور خاص علاقه‌ای به ناصر پورپیرار نداشته باشند.
نکته اول آنکه طبق فرض پورپیرار ایران به هنگام ظهور اسلام خالی از سکنه بوده است و بنابراین وی منکر بروز جنگ بین مسلمانان و ایرانیان می‌شود و ادعا می‌کند کل این داستان توطئه‌ی یهود است برای اینکه اسلام را دین شمشیر جلوه دهند! در مقابل مذهبی‌ها اعتقاد دارند که پیروزی اعراب مسلمان در مقابل پادشاهی ساسانی و فتح ایران، نوعی معجزه‌ی الهی و دلیل حقانیت دین اسلام بوده است.

نکته‌ی دوم این است که پورپیرار منکر وجود شخصی به نام سلمان فارسی در تاریخ است و ادعا می‌کند «فارس» و «فارسی» از ابداعات یهود در ۵۰۰ سال اخیر هستند! از آن سو شیعیان ایران به سلمان فارسی به خاطر محبوبیتش نزد پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و حمایتش از امام علی(علیه السلام) افتخار می‌کنند.

نکته‌ی سوم اینکه بعضی چهره‌های کلاسیک ادب فارسی (نوعا شاعران) محبوبیت خاصی بین مذهبیون حاکم بر ایران دارند که ناصر پورپیرار، هم خودِ این چهره‌ها و هم آثار ادبی‌شان را جعلی و ساخته‌ی دست یهود می‌داند. برای مثال حافظ برای روحانیون ایران کسی است که قرآن را به چهارده روایت می‌خواند و به همین دلیل به نوع درجه اولی از عرفان دست پیدا می‌کند که در شعر او جاری است (مثلا نگاه کنید به سخنرانی آیت الله مطهری در این مورد). در مقابل پورپیرار حافظ را یک شخصیت خیالی جعل شده توسط یهود می‌داند و از تک تک شعرهای او تفسیرهای ضد اسلامی دارد!

سخنان مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه‌ای در سفر اخیر به شیراز، در تمجید از تمدن ایران به خصوص در قرون ۴ و ۵ هجری، تجلیل از حافظ و سعدی و مخصوصا سخنرانی مفصلش در کازرون در مورد مقام والای سلمان فارسی، از سوی پورپیرار کاملا نادیده گرفته شد و برخلاف رویه‌ی همیشگی که دوست دارد به هر سخن رسمی در مورد تاریخ ایران پاسخ‌های تند و تیزی بدهد، در این مورد کاملا سکوت کرد!
----------------
منابع:
[1] وبسایت کارنگ
[2] کیانوری ،نورالدین (1371) خاطرات نورالدین کیانوری ، تهران: انتشارات اطلاعات . ص 517

[3] پورپیرار ،ناصر (1380) پلی بر گذشته، تهران: نشر کارنگ. ص 15

[4] پورپیرار ،ناصر (1380) پلی بر گذشته، تهران: نشر کارنگ. ص 160

[5] پورپیرار ،ناصر (1380) پلی بر گذشته،بخش دوم ، تهران: نشر کارنگ . ص 138 و 139

[6] پورپیرار ،ناصر (1380) پلی بر گذشته، بخش سوم ،تهران: نشر کارنگ . ص 129

[7] پورپیرار ،ناصر (1380) پلی بر گذشته،بخش سوم ، تهران: نشر کارنگ . ص 169

[8] پورپیرار ،ناصر (1380) پلی بر گذشته،بخش نخست ،تهران: نشر کارنگ . ص 74

[9] پورپیرار ،ناصر ؛ برآمدن اسلام ،بخش دوم ،تهران: نشر کارنگ . ص 269

[10] کخ ،هاید ماری (1376) از زبان داریوش ، تهران: نشر کارنگ . مقدمه ی ویراستار(!)

[11] پورپیرار ،ناصر ؛ فیلم تبلیغاتی "تختگاه هیچکس"، دقیقه ی 14

[12] پورپیرار ،ناصر ؛ فیلم تبلیغاتی "تختگاه هیچکس"، دقیقه ی 7

[13] پورپیرار ،ناصر ؛ فیلم تبلیغاتی "تختگاه هیچکس"، دقیقه ی 20

[14] کیانوری ،نورالدین (1371) خاطرات "نورالدین کیانوری" ، تهران: انتشارات اطلاعات . ص 516، 517، 528

[15] لئونارد كينگ: «تاريخ بابل»، ترجمه‌ي رقيه بهزادي، انتشارات علمي و فرهنگي، 1378، ص 275 و 386

[16] ژرار ايسرائل: «كورش بزرگ»، ترجمه‌ي مرتضا ثاقب‌فر، انتشارت ققنوس، 1380 ، ص 218

[17] پير آميه: «تاريخ ايلام»، ترجمه‌ي شيرين بياني، انتشارات دانشگاه تهران، 1372، ص
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شهـاب ، sadegh-a ، MAHDI59 ، libera ، vahrakan ، jackmole ، خادمة الزهرا ، محمد667 ، رمز شب
۱۳:۵۳, ۱۵/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #3

نقل قول:سخنان مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه‌ای در سفر اخیر به شیراز، در تمجید از تمدن ایران به خصوص در قرون ۴ و ۵ هجری، تجلیل از حافظ و سعدی و مخصوصا سخنرانی مفصلش در کازرون در مورد مقام والای سلمان فارسی، از سوی پورپیرار کاملا نادیده گرفته شد و برخلاف رویه‌ی همیشگی که دوست دارد به هر سخن رسمی در مورد تاریخ ایران پاسخ‌های تند و تیزی بدهد، در این مورد کاملا سکوت کرد!
دوست عزیز:

تایید یا رد تحقیق ExclamationExclamationشمایاهر فرد دیگر نیاز به مطالعه منابع ذکر شده دارد.که زمانبراست اماآنچه که در آخر فرموده اید لااقل برای بنده غیرقابل تایید است.
گوشه ای از بیانات مقام معظم رهبری :

نقل قول:يكى از چيزهائى كه در اين استان مورد توجه است و جا دارد كه بيشتر مورد توجه قرار بگيرد، مسئله‏ى گردشگرى است. اينجا به خاطر وجود حرم مطهر حضرت احمدبن‏موسى (عليه و على ابيه و اخيه السّلام) جنبه‏ى مضاعف گردشگرى دارد. اينجا مزار است، زيارتگاه است. جاذبه‏هاى گردشگرى در اينجا خيلى زياد است. من تصورم اين است كه اگر مسئولين كشور و مسئولين استان بتوانند از همين مسئله‏ى گردشگرى به شكل درست، با تبليغات صحيح و با جهتگيرىِ صحيح استفاده كنند، درآمد آن، استان را از همه‏ى معونه‏هاى ديگر بى‏نياز ميكند. مسئله‏ى گردشگرى خيلى مهم است.

من همين‏جا اشاره بكنم به اين بناهاى باستانىِ مربوط به قبل از اسلام؛ تخت جمشيد و بقيه‏ى چيزهائى كه در اين استان هست. انسان از دو نظر ممكن است به اين مراكز باستانى نگاه كند؛ اينها را بايد از هم تفكيك كرد. يك نگاه اين است كه اينها متعلق به جباران تاريخ بوده. هر كدامى كه نگاه ميكنيم، به يك نحوى به يكى از جباران تاريخ و طاغوتهاى بشرى ارتباط پيدا ميكند. بله، از اين جهت نگاه منفى به اينها هست. غالب متدينين و انسانهائى كه نفرت طبيعى از استبداد و از جباريت دارند، با اين ديد وقتى به اين بناهاى باستانى نگاه ميكنند، طبعاً براى آنها جاذبه‏اى ندارد. ليكن يك جنبه‏ى ديگر هم وجود دارد و آن اين است كه اين بناها محصول سرپنجه‏ى هنرمند ايرانى است؛ محصول فكر راقى و روشن‏بين ايرانى است در سالها و قرنها پيش از اين؛ اين جنبه‏ى مثبت قضيه است. همه‏ى بناهائى كه از لحاظ تاريخى - چه در اينجا، چه در اصفهان، چه در بقيه‏ى نقاط كشور - وجود دارد، از اين قبيل است. درست است كه جباران استفاده كردند، اما خالق و آفريننده‏ى اين مجموعه‏ها كيست؟ ذهن ايرانى است، سرانگشت هنرمند ايرانى است، روحيه‏ى بلندنظر ايرانى است، ابتكار و ذوق ايرانى است؛ اين براى يك ملت افتخار است. با اين ديد وقتى نگاه بكنيم، مى‏بينيم اينها مثبت است؛ چه تخت جمشيد، چه بقيه‏ى مناطق ديگر. اينها را نشان بدهيد.

در دنيا از چيزهائى كه جنبه‏ى افتخارآميز هم خيلى ندارد، گاهى اوقات به عنوان مفاخر تاريخى استفاده ميكنند. آن كسانى كه مفاخر تاريخى را ندارند، براى خودشان خلق ميكنند! ما اين همه مفاخر تاريخى داريم، اين همه چيزهائى كه مايه‏ى تفاخر تاريخى ملت ايران است، اعتماد به نفس ملت ايران است؛ چرا اينها را نشان ندهيم؟

يك نفرى براى من نقل ميكرد، ميگفت رفته بوديم يونان؛ ما را به مراكز گردشگرى گوناگون ميبردند و آنها را به ما نشان ميدادند؛ از جمله به نقطه‏اى بردند، گفتند اينجا همان‏جائى است كه سپاهيان ايرانى آمدند اينجا، از ما شكست خوردند. مردم را به يك بيابان خالى ميبرند و نشان ميدهند كه اينجا آنجائى است كه ايرانى‏ها در آن دوره لشكركشى كردند و در اينجا شكست خوردند. يك فضاى خالى را نشان ميدهند، يك ماده‏هاى تاريخى را با يك فضاى خالى اثبات ميكنند. خوب، اينجا نزديكى كازرون - آنطورى كه شنيدم - مجسمه‏ى والرين است، امپراتور روم، كه زانو زده در مقابل پادشاه ايران. خيلى خوب، اينجا را برويد نشان بدهيد؛ اين به آن در! اين همه نقاط مثبتى كه ميتواند گذشته‏ى ما را نشان بدهد.

من البته به شما عرض بكنم؛ اعتقاد راسخ و جازم و علمى دارم كه آنچه ايرانى بعد از آمدن اسلام كرده، اصلاً قابل مقايسه نيست با آنچه در طول تاريخ گذشته‏ى خودش داشته. ايران در دوران اسلامى، در قرن سوم و چهارم و پنجم هجرى، در قله‏ى دانش و تمدن و سياست و اقتصاد جهانى قرار داشته. هيچ جاى دنيا - از شرق و غرب، از آسيا و اروپا - در اين حد نبودند؛ اين به بركت اسلام بوده. ايران قبل از آن هرگز چنين اوجى را نداشته. در دوران سلسله‏هاى گوناگون ايرانى - از آل بويه بگيريد تا غزنويان و سلجوقيان و بقيه، تا دوره‏ى صفويه - اين بخش از تاريخ ايران قابل مقايسه نيست؛ اما آن بخش ديگر تاريخ ايران هم، تاريخ ماست؛ آن هم ايران است؛ حالا يك حاكم طاغوتى در رأسش بوده، سنتهاى غلط و آئينهاى باطلى در آنها وجود داشته؛ آن به جاى خود، امر ديگرى است؛ اما هنر ايرانى است. به هر حال روى مسئله‏ى گردشگرى حتماً بايستى كار شود؛ هم در زمينه‏ى مزارات اسلامى كه بهترينش را شما در اينجا داريد، هم به وسيله‏ى مفاخر ادبى و هنرى ما كه شما عالى‏ترينش - يعنى حافظ و سعدى - را اينجا داريد، هم در زمينه‏ى آنچه كه در گذشته‏ى تاريخ وجود داشته است.
منبع
بیانات ایشان در جمع مدیران اجرایی استان فارس میباشد که اشاره ای هم در مورد تاریخ قبل وبعداز اسلام شده ...
انچه واضح است تفخر ایشان به ذوق وهنر ایرانی است ونه تمجید از تمدن ایران ....
که این بیانات برای آنانی که با هنر وفرهنگ والای ایرانی مشکل دارند پاسخگوی خوبی است.

------------------------------------
حالا باید دید چرانویسنده این مطلب برای به کرسی نشاندن حرف خودش از بیانات ایشان تفسیر به رای کرده است؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شهـاب ، MAHDI59 ، Maysam-1st ، libera ، ehsan_mt ، vahrakan ، محمداحسان ، K-1 ، ema1392 ، fardinho ، warior
۱۶:۳۴, ۱۵/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #4
آواتار
نقل قول:حضرت آيت‌الله خامنه‌اي با تاكيد بر اين‌كه انتساب ولادت سلمان فارسي در كازرون با برخي اقوال ديگر مبني بر حضور او در دوران نوجواني و جواني در اصفهان منافاتي با يكديگر ندارند خاطر نشان كردند: سلمان فارسي متعلق به همه ايرانيان است و مردم ايران به شخصيتي همانند سلمان كه پيامبر اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) او را جزو اهل بيت عليهم السلام مي‌دانستند، مفتخر هستند.

ايشان افزودند:‌ ايمان و معرفت، مقام مجاهدت در راه خدا و پيگيري براي رسيدن به سرچشمه زلال حقيقت از صفات ويژگي‌هاي سلمان فارسي است كه او را به چنين مقامي رساند و اين يك درس و الگو براي همه جوانان ايراني است.
بدون شرح!

نقل قول:در تمجید از تمدن ایران به خصوص در قرون ۴ و ۵ هجری
منظور
نقل قول:ليكن يك جنبه‏ى ديگر هم وجود دارد و آن اين است كه اين بناها محصول سرپنجه‏ى هنرمند ايرانى است؛ محصول فكر راقى و روشن‏بين ايرانى است در سالها و قرنها پيش از اين؛ اين جنبه‏ى مثبت قضيه است. همه‏ى بناهائى كه از لحاظ تاريخى - چه در اينجا، چه در اصفهان، چه در بقيه‏ى نقاط كشور - وجود دارد، از اين قبيل است. درست است كه جباران استفاده كردند، اما خالق و آفريننده‏ى اين مجموعه‏ها كيست؟ ذهن ايرانى است، سرانگشت هنرمند ايرانى است، روحيه‏ى بلندنظر ايرانى است، ابتكار و ذوق ايرانى است؛ اين براى يك ملت افتخار است.

پورپیرار با گفتن اینکه ایران خالی از سکنه بوده و سه حکومت قبل از اسلام(هخامنشی،اشکانی،ساسانی)کلن وجود خارجی ندارن و یه دروغ هست داره میگه این بناها هم نیستن دیگه؟درسته یا نه؟وقتی شما میگید فلانی اصلن وجود نداره پس نمیتونی بگی این کتاب و یا این ساختمان ساخته دست اون شخص هست!
در صورتیکه مقام معظم رهبری به این نکته به خوبی اشاره کردن که این بناها(تخت جمشید و...)کار هنر دست و ذوق ایرانی هست و برای ما افتخار هست!
-------------------------------------------------------------------------------------
و اما آقا شهاب شما!
نقل قول:با تشكر از آغاز چنين جستاري ...
اولن کتابهای این ملعون اصلن ارزش خوندن نداره چه برسه به اینکه بخری و بخونی و یه جوابیه بدی واسشون!
همین که مطالب دوستان دیگر رو بخونم و پالایش کنم و نکته اصلی رو بنویسم کفایت میکنه.
فعلن هم بزرگان تاریخ ایران توجه زیادی به توهمات این بیمار پارانوی ندارن!

نقل قول:تاثير عميق پورپيرار در زمينه عاشورا
از تفكرات حزب توده است كه عليرغم توبه ، گويا همان ديد
توده اي را نسبت به عاشورا دارد ...

3- گرچه ممكن است سخن كيانوري " حقيقت" باشد
ولي شخصيت او بعنوان يك توده اي چندان اعتباري براي
مردم شيعه و مسلمان ايران ندارد ...
اگر یه توده ای بده پس پورپیرار هم بده اگر حرفهای پورپیرار خوبه پس عقیده اون هم خوبه(چونکه به گفته شما از توده ای ها تاثیر گرفته)

نقل قول:4- شما در توصيف او آورديد " پورپيرار مورخ كبير !!"
بايد گفت كه ، مورخ به كسي كه تاريخ را ثبت مي كند گفته مي شود
كسي كه درباره تاريخ مثلا هخامنشيان يا تاريخ اسلام
تحقيق مي كند مورخ نيست ، مورخ شخصي همچون هرودوت يا
طبري است ، نه مثلا دورانت ...
ضمن اينكه افرادي همچون دورانت هم پژوهشگر تاريخند ...

برادر عزیز همه این متن رو ول کردی رفتی گیر دادی به واژه پژوهشگر؟
از نظر هواداران پورپیرار اونو مورخ تاریخ و استاد میدونن!
در ضمن اگر به علامتهای !!!!!ته جمله توجه کنید میبینید که جمله کاملن کنایه ای هست برادر!
در مورد نکته 6 هم که گفتید در بالا توضیح دادم عزیز!
نقل قول:7 - عنوان جستار نیز صداقت شما را زیر سوال می برد
چون بفرض همه سخنانتان را ده بار بزرگتر هم کنیم و
همه را خردپذیر بدانیم ، باز عبارت "دشمن شماره یک"
برای کشوری که دشمنانی همچون اسراییل و مذهبی که
دشمنانی همچون وهابیون و اسلامستیزان غربی دارد ،
بزرگنماییست و صداقتتان را در ادامه زیر سوال می برد ...
عنوان "مطلق" است و این یک ایراد است که اگر قرار است
جستارتان علمی دنبال شود باید عنوانی علمی هرچند
گزنده انتخاب کنید...

به این مثال توجه کنید:
گرگی که در لباس میش باشه خطرناکتر هست یا گرگی که در لباس خود باشه؟
گرگ رو همه میشناسن و میدونن دشمن هست ولی یک گرگ میش نما میتونه تا قلب گله نفوذ کنه!
دشمنی اسرائیل و ،وهابیت با ایران و شیعه بر هیچ کس پوشیده نیست!
ولی در طول تاریخ دشمنان باعث شکست شدن یا خائنین؟(در بیشتر موارد نه در همه بی انصافی میشه)
دشمنی که علنی باشه همه میشناسنش و متحد هستند در مقابلش ولی بیشترین ضربه رو یک خائن میزنه!
کی رئیس علی رو کشت؟دشمن یا خودی؟
این شخص در قلب کشور اسلامی و مرکز شیعه جهان داره عاشورا و سلمان فارسی رو رد میکنه!امامت امام علی(علیه السلام)رو رد میکنه این خطرناک نیست؟
با تشکر
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MAHDI59 ، mohsen 2012 ، libera ، vahrakan ، محمد667
۱۸:۳۸, ۱۵/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #5
آواتار
شما چرا گیر دادی که من دارم حرف رهبر رو بد تفسیر میکنم من کاملن واضح این جمله رو نقل قول کردم

نقل قول:ليكن يك جنبه‏ى ديگر هم وجود دارد و آن اين است كه اين بناها محصول سرپنجه‏ى هنرمند ايرانى است؛ محصول فكر راقى و روشن‏بين ايرانى است در سالها و قرنها پيش از اين؛ اين جنبه‏ى مثبت قضيه است. همه‏ى بناهائى كه از لحاظ تاريخى - چه در اينجا، چه در اصفهان، چه در بقيه‏ى نقاط كشور - وجود دارد، از اين قبيل است. درست است كه جباران استفاده كردند، اما خالق و آفريننده‏ى اين مجموعه‏ها كيست؟ ذهن ايرانى است، سرانگشت هنرمند ايرانى است، روحيه‏ى بلندنظر ايرانى است، ابتكار و ذوق ايرانى است؛ اين براى يك ملت افتخار است.

خوب میشه بگید دقیقن معنی این جمله چیه؟
شما از حرفهای رهبر اون قسمتی که دلتون خواست رو مدام دارید نقل و قول میکیند!
مگر رهبر در ادامه صحبش از فرهنگ ایرانی و بناهای ساخته شده تمجید نکردن؟ولی پورپیرار به کلی منکر این قضیه شده!

نقل قول:این یعنی کوچک شمردن دیگر دشمنان ...

عزیزم چرا حرف توی دهن من میزاری!خوبه خودم زنده و حاضرم!حرف واسم میسازی!من کی گفتم خطر اسرائیل کمه؟
دقیقن میشه بگید؟


نقل قول:مگر کیانوری مرجع راستی شماست که این را با آن میسنجید ؟!
بفرض کیانوری بگوید پورپیرار انسان شریفی است!!
آیا من باید با سخن کیانوری در چاه بیافتم ؟!
من نگفتم آدم خوبیه ولی میشه از حرفهاش متوجه یه چیزهایی شد!من که نرفتم عقیده اونو قبول کنم!فقط نقل قولی ازش آوردم!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: vahrakan ، محمد667
۱۱:۵۰, ۱۶/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #6
آواتار
در زمان اونها تمام حکومت ها استبدادی بوده ...

در اون زمان امکان برگزاری انتخابات که نبوده ....
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۲:۱۶, ۱۶/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #7
آواتار
(۱۶/مرداد/۹۰ ۱۱:۵۰)mohsen 2012 نوشته است:  در زمان اونها تمام حکومت ها استبدادی بوده ...

در اون زمان امکان برگزاری انتخابات که نبوده ....
دوست عزیز شاید منظور شما این بود که در اون زمان تمام حکومت ها پادشاهی بوده !
چون در حکومت استبدادی حتی اگر امکان انتخابات هم وجود داشته باشه ، اجازه همچین کاری داده نمی شه!

امضای MAHDI59
[تصویر: masoud.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شهـاب
۱۵:۵۴, ۱۶/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #8
آواتار
آقا چرا گیر دادی یه حرفی دربیاری از توی این متن!؟
همون بناهایی که رهبر ازشون تمجید کردن(تا اینجا که درسته میتونی بری متن سخنرانی ایشون رو بخونی)
یه تکه از متن رو براتون میزارم
"جنبه‏ى ديگر هم وجود دارد و آن اين است كه اين بناها محصول سرپنجه‏ى هنرمند ايرانى است؛ محصول فكر راقى و روشن‏بين ايرانى است در سالها و قرنها پيش از اين؛ اين جنبه‏ى مثبت قضيه است. همه‏ى بناهائى كه از لحاظ تاريخى - چه در اينجا، چه در اصفهان، چه در بقيه‏ى نقاط كشور - وجود دارد، از اين قبيل است. درست است كه جباران استفاده كردند، اما خالق و آفريننده‏ى اين مجموعه‏ها كيست؟ ذهن ايرانى است، سرانگشت هنرمند ايرانى است، روحيه‏ى بلندنظر ايرانى است، ابتكار و ذوق ايرانى است؛ اين براى يك ملت افتخار است."
خوب حالا این بناها که ایشون تمجید میکنن تمدن ایرانی ساخته دیگه؟؟از کره مریخ که کسی نیومده بسازشون؟یا خودشون که از زمین سبز نشدن؟ایرانی ساختش فرهنگ و تمدن ایران اینارو درست کرده
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شهـاب ، vahrakan
۲۰:۱۹, ۱۶/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #9
آواتار
نه قبول ندارم من حرفی در دهان ایشون نذاشتم !شما باز داری حرفهای تاپیک خودت رو اینجا هم میزنی! عزیزم مگه کوروش و داریوش مسلمون بودن که قوانین اسلام رو رعایت کنن!حرف شما کلن بی ربطه!!
قیاس شما از پایه اشتباه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۰:۳۶, ۱۷/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #10
آواتار
SmileSmileSmileSmileSmileSmileSmileSmileSmileSmileمطالب جالبی بود ....استفاده کردم دوستان من ....در کل هر چی توده ایه در انحراف به سر میبره ...شما هر دوتون یک حرف رو با دو زبان میزنید ...با هم بحث نکنید..SmileSmileSmileSmileSmileSmileSmileSmileSmileSmile
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شهـاب
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
Thumbs Up اونا چی میگن؟ دشمن از زبان دشمن عبدالرحمن 56 28,564 ۲۲/اسفند/۹۶ ۱۴:۳۳
آخرین ارسال: سعدی

پرش در بین بخشها:


بالا