|
چرا حوصله کتاب خواندن نداریم؟
|
|
۱۲:۱۲, ۲۳/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام.
دوستان این تاپیک رو ایجاد کردم،لا اقل خودم بفهمم چرا تو این دورو زمون که بیشتر به کتاب خوندن محتاجیم،کمتر کتاب میخونیم؟ خواهشا اگر راهکاری میدانید کوتاهی نفرمائید. موفق باشید، یا علی. |
|||
|
| آغاز صفحه 5 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۸:۵۴, ۱۶/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #41
|
|||
|
|||
|
سلام.
دوستان لطفا حالا راه حل های پیشنهادی خودتون رو بگین.حالا باید به یه جمع بندی کلی برسیم.من یکی از راه حلها رو به رضا جکمن عزیز بگم.درسته قبول دارم قیمت کتاب ها در حال حاضر سرسام آوره ولی همه کتاب ها که قیمت بالایی ندارند.بهتره تو کتابخانه ها عضو بشیم.این به خیلی به سود جیب ماست! رضا جکمن،برادر اگه میشه اسم،نویسنده و انتشارات کتاب مورد نظرتان رو بنویسید فکر کنم بتونم کمکتون کنم. یا علی. |
|||
|
۲۱:۵۹, ۱۶/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #42
|
|||
|
|||
|
چرا کم کتاب می خونیم ؟؟؟
براساس تحقیقات یک محقق : 1. شیوع بی سوادی کم سوادی و نو سوادی 2. عدم اعتیاد به مطالعه مرتب 3. کمیابی کتابهای مورد توجه 4. عدم دسترسی به کتاب دلخواه 5. فقدان منابع اطلاع و ضعف کتابشناسی 6. کمی تنوع کافی کتاب برای هر ذوق و سلیقه 7. کمی نویسندگان عالی ملی 8. کمی ترجمه های ارزنده و مترجمان خوب 9. گرانی نسبی کتاب 10. گران نمایی کتاب ولی مشکل اساسی کتاب در ایران ؟ : 1. گرانی کتاب 2. کم یابی کتاب خوب ؛ اعم از تالیف یا ترجمه ترجمه ی کتابهای ما واقعا کم اند و یا اینکه ترجمه ی مناسبی از کتابها توو بازار نیست، معمولا مترجم ها با کتاب نوشته شده هیچ اشتراک تخصص ای ندارن و این در ترجمه کتاب یک فاجعه است ؟!؟!! این جور موارد رو من بیشتر در ترجمه های کتابهای علمی دیدم !!!!!!!!!!! -متاسفانه- ولی واقعا کتاب های خوب و با قیمت مناسب که در دسترس همه اند زیاداند ؛ واقع بین باشیم و سیاه نمایی نکنیم ؟! شاید گرانی کتاب برای پایین بودن سطح درآمد خواننده است ؟! شاید به قول یکی از دوستانم رواج مفت خوانی و عدم اعتیاد به کتاب باشه ؟! در این مورد من موافقم چون اگر واقعا بخوایم کتابی رو استفاده کنیم و ازش بهره بگیریم دیگه مهم قیمتش نیست !!! من خودم شخصا وقتی کتابی رو دوست دارم بخرم و گرون هست با خانواده ام شرط می کنم که مثلا از فلان مدل مانتو یا کفش می گذرم و یا نمی خرمش یا یکی ارزونترش رو می خرم که بتونم پول اون کتاب رو جمع کنم ... . یا احساس اینکه کتاب جنبه ی تجملی داره و یا تحمیلی است : این مورد رو هم خودم شخصا زیاد دیدم . و کسانی هستن که برای پرکردن قفسه هاشون کتاب رو می خرن ... یه راه حل اینه که در مدارس و دانشگاه ها با باز کردن مطالب درسی برای دانشجو یا دانش آموز اون رو به سمت خوندن کتاب های غیر درسی سوق بدن و برای درک بهتر مطلب درسی می تونن کتابهایی رو معرفی کنن . این کاری بود که دقیقا اکثر دبیران دوره راهنمایی و دبیرستان من می کردند و بیشتر مطالعات غیر درسی من و شاید مهمترین دلیل علاقه مندی من برای مطالعه همین روش تدریس دبیرهام در دوره ی تحصیل بود . |
|||
|
|
۰:۲۶, ۱۷/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #43
|
|||
|
|||
|
همون طور که میبینید من تازه واردم!
در ابتدا باید بگم که یکی از بزرگترین دلیل های این قضیه اینه که ما نسبت به کتابخوانی شرطی شدیم. شرطی شدن یعنی چی؟ میتونید به کتاب روانشناسی هیلگارد مراجعه کنید،ولی یه توضیح مختصر نیازه:هنگامی که شما کار یا فعالیتی که خوشایندتون باشه رو انجام میدید هر چیزی که کنار این فعالیت باشد،ان هم برایتان خوشایند میشود و بلعکس!(شرطی سازی نوع1) و این اتفاق درکودکی بشتر و با سرعت بیشتری انجام میشود.مثلابیشتر کودکان از لباس سفید بدشان می آید و دلیلش این است که اولین باری که مریض شدند ورنگ سفید لباس دکتر رو دیدند بعدش درد پنی سیلین رو کشیدند به همین دلیل رنگ سفید براشون تداعیه اون رنج رو میده.(البته در این مثال آیتم های دیگری مثل بوی مطب هم تاثیر زیادی داره) حالا ربطش به کتابخوانی اینه که همیشه در بیشتر دوران زندگی یعنی کودکی نوجوانی جوانی به ما کتابی رو میدادند(درسسی)و میگفتند بخون و جلسه بعد امتحان بده! حتی بعضی اوقات پیش میومد که شما 10بار یه جمله رو تکرار میکردید و از این بابت رنج می کشیدیدو در تمام دروس و در تمام پایه های تحصیلی یک چیز مشترک بوده و آن هم کتاب بود. این مطلب در شما شرطی میشه و هر وقت که کتاب میبینید ازش دوری میکنید. البته راههای شکستن شرطی شازی هم وجود داره که نیازمند مطالعه ی کتاب روانشناسی هیلگارده! این کتاب در 2 جلد است و همه جا در دسترسه و یکی از دروس دانشگاهی بسیاری از رشته های انسانیه! با تشکر |
|||
|
|
۱۲:۴۹, ۱۷/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #44
|
|||
|
|||
|
بنام ستار معاصی عاصیان
یکی دیگه از کارهای خوب برا توسعه کتابخوانی کاریه که بعضی نهادها و ارگانها انجام میدن. یک سری کتابها با اندازه های چند صفحه ای و مختصر و مفید رو مشخص کرده و از اونا سئوال طرح کرده و مسابقات کتابخوانی میزارن. اگر این کار رو بخوای فرمالیته و سرسری بگیریم دوباره بر میخوریم به بعضی موانع برا خوندن و مطالعه،ولی اگر کتابها مفید و ویرایش صحیحی داشته باشه و برا خونندش مفید واقع بشه حتی بدون در نظر گرفتن جایزه هم کارسازه. یا علی (علیه السلام) مدد است. |
|||
|
۱۴:۵۸, ۲۲/شهریور/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/شهریور/۹۰ ۱۵:۰۲ توسط farhadpotter.)
شماره ارسال: #45
|
|||
|
|||
|
سلام به همه
با خوندن ارسال های قبل به این نتیجه رسیدم کسایی که داستان کتاب خون شدنشون رو تعریف کردن بهتر از بقیه ی ارسال ها جان کلام رو رسوندن. من هم تعریف می کنم. قبل از این که اولین کتاب غیر درسی رو (که استارت کتاب خون شدنم بود) بخونم ، دلیل بی علاقه بودنم تنبلی نبود... دلیلش بی اطلاعی بود من بی اطلاع بودم از این که خوندن یه کتاب چقدر می تونه به آدم لذت بده کتاب برام یه غول بود که باید شب امتحان تا صبح با هزار آه و نفرین می خوندم... اگه کسی حرف از خوندن کتابی غیر از کتاب درسی میزد پیش خودم میگفتم من تو خوندن درسیا موندم وای به وقتی که یه کتابم اضافه بشه... شاید چیزی که منو بیشتر دور میکرد ترس از نفهمیدن کلمه های غلمبه بود... تا اینکه یه روز تو کلاس زبان دوستم یه تیکه از متن کتاب هری پاتر رو به زبان انگلیسی بازی کرد(یعنی اومد و نقش اون کاراکتر رو بازی کرد). وقتی نشست ازش پرسیدم که چی شده که علاقه مند شده به هری پاتر؟(دوستان لطف کنن زود قضاوت نکنن....قصدم تبلیغ هری پاتر نیست) گفت که کتاباشو می خونه کتابای هیجان انگیز و پر از اتفاقای عجیب... یه لحظه پیش خودم فکر کردم حتما خیلی جالبه که یه کتاب رمان بخونی پر از حادثه و هیجان... تازه خودت میتونی هر جور که بخوای تو ذهنت تصویر سازی کنی... خلاصه ازش خواستم که فردا برام یکی از کتاباشو بیاره اون کتاب هری پاتر و محفل ققنوس بود(جلد پنجم) لذتی که از خوندن اون کتاب بردم هیچ وقت از یادم نمی ره... به طور کلی از نظر من شرایط کتاب خون شدن اینه که اول یه انگیزه و کشش برای فرد ایجاد بشه مثلا با تبلیغ... دوم این که اون کتاب در سطح اون فرد باشه... یعنی به یه دانش آموز اول راهنمایی باید کتابی در سطح اول راهنایی داده بشه که اکثرا این اتفاق نمی افته... سوم اینکه ژانر یا سبک اون کتاب مورد علاقه ی اون فرد باشه همون طور که دوستان گفتن باید دید فرد از چه سبکی خوشش میاد مثلا تخیلی جنایی سیاسی تاریخی مذهبی عرفانی روانشناسی ترسناک و..... ممکنه کتاب هری پاتری که من باهاش کتاب خون شدم صهیونیستی باشه ولی باعث شد من یه جورایی معتاد کتاب بشم... خیلی از شبها تا کتاب نخونم خوابم نمی بره... حالا از هر کتابی که حتی یه ذره برام جالب باشه استقبال می کنم. حالا تقریبا همه جور کتاب می خونم. به نظرم اگه خود خواننده آگاه باشه فرقی نمی کنه که کتابی که می خونه چه محتوایی داره. اگه من آگاه باشم به عقاید اگه شیطانی ترین کتاب رو هم بخونم باز نقد درستی خواهم داشت ، به شرط اینکه از قبل به من راه رو نشون داده باشند. معذرت می خوام که انقدر حرف زدم ممنونم که توجه کردید... |
|||
|
|
۲۲:۱۴, ۲۳/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #46
|
|||
|
|||
|
راههای ایجاد جاذبه برای طالبین کتابهای علمی اکثر کسانیکه با نظام آموزشی موسوم به فرانسوی (که امروزه در اکثر کشورهای پیشرفته تا پس رفته دنیا مرسوم است) کلاسها را گذرانده و علومی را آموخته اند از کتاب و کتابخوانی گریزان خواهند شد. دلیل این امر یک ریشه روانی دارد و متاثر از زور خوانی و مجبور خوانی است که برای دانش آموزان در این مدارس بعنوان دکترین و متد آموزشی اعمال میگردد. در این نوع آموزش ( البته اینها را میدانم میدانید ولی یادآوری میکنم و دلیلی هم برای این کار دارم ) بله در این نوع آموزش دانش آموز بنا به وظایفی که در هر دوره برایش تعئین شده و شرحش به شکل ذیل است مجبور به خواندن و آموختن است بدون اینکه حتی دلیل این آموختن را بداند و یا اینکه فایده اش را بفهمد 1- گوش دادن به دروس معلم زحمت کشی که نمیداند چرا اکثر این مطالب را دانش آموز باید بداند در حالیکه بدردش نمیخورد 2- خواندن دروسی که شاگرد بیشتر از معلم نمیداند برای چه باید آنها را بخواند 3- امتحان دادن ( ترجیحا با تاکتیک ناپلئون اکثرا کنار می آیند ) 4- قبول شدن یا تجدید شدن که در صورت اول راحت شدن از مشقات سال قبل و در غیر این صورت بازگشت به همان دروس در دوران تابستان 5- رد شدن و یا قبولی با تجدید و تک ماده آنچه که در بالا ذکر شد ماوقع آنچیزی است که در نظام آموزشی ما اتفاق می افتد اگر دوستان برایشان جالب است ادامه تحلیل این معضل کلید تشکر را بزنند تا به حل معمای بزرگ کتاب نخوانی برسیم. ادامه دارد... و من الله التوفیق یاحق |
|||
|
|
۱۳:۲۸, ۲۵/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #47
|
|||
|
|||
|
بنام ستار معاصی عاصیان
شیوه های مختلفی را در راستای ترویج فرهنگ مطالعه و کتابخوانی می توان به کار گرفت. خانواده اولین جایگاه آموزش است. یکی از کارسازترین شیوه های تشویق به مطالعه روش الگویی است. یادگیری به طور غیر مستقیم و از طریق مشاهده، موثرترین و پایدارترین نوع یادگیری هاست. والدینی که در منزل مطالعه می کنند یا اینکه با فرزندانشان به کتابخانه می روند مناسب ترین الگوی مطالعاتی برای فرزندان به شمار می آیند. اگر کودک دست پدر و مادر کتاب ببیند، خودش هم با کتاب انس می گیرد. اگر شما در جمع خانواده ای باشید که در سال یک کتاب هم نمی خواند یا اگر بخواند روی صفحات آغازین آن درجا می زند پس نباید از فرزندتان توقع مطالعه داشته باشید و از او بخواهید به جای وقت گذرانی های بیهوده نظیر نشستن پای اینترنت و تماشای تلویزیون مجله یا کتاب بخواند. فراموش نکنید قبل از رفتن به مدرسه، مهم ترین الگوی کودک شما هستید او هر آنچه از شما ببیند در زندگی خود پیاده می کند، این امر حتی در دوران پس از تحصیل نیز در او به چشم می خورد چون اولین آگاهی هایی که کودک به ذهن خود داده را از شما گرفته است. برای بیدارکردن میل به مطالعه در کودکان رازی وجود ندارد ؛ تنها باید آنها را آزاد بگذاریم تا آنچه را واقعاً دوست دارند انتخاب کنند. بسیاری از بچه ها در دوران کودکی در برابر مطالعه بی تفاوت هستند ولی بهترین هدیه ای که والدین می توانند به کودکان شان بدهند، کمک کردن به آنها در راه کشف و سپس حفظ اشتیاق به مطالعه در طول دوران زندگی است. یا علی (علیه السلام) مدد است. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| چگونه کتاب بخوانیم؟ (روش های صحیح کتاب خواندن) | Abasaleh | 1 | 4,351 |
۳/آذر/۹۰ ۲:۴۹ آخرین ارسال: navid-313 |
|










