|
فیلم سینمایی محمد رسول الله
|
|
۴:۰۹, ۲۴/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/بهمن/۹۰ ۱۵:۰۰ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
خبرنامه دانشجویان ایران:آخرين مقدمات، پيشنيازها و طراحيهاي لازم براي فيلم سينمايي محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فراهم میشود تا مرحله پيشتوليد پايان يافته و بهزودي فيلمبرداري آغاز شود.
به گزارش «تابناک» در هفته گذشته، سرپرستهاي گروههاي مختلف فني و هنري به همراه كارگردان فيلم، در آخرين سفر مرحله پيش توليد، از لوكيشنهاي در نظر گرفتهشده در حوالي بندرلنگه، عسلويه و كرمان بازديد كرده و در هر لوكيشن به ارزيابي نهايي محل و ثبت تصويري موقعيت پرداختند. بنابر این گزارش، در پايان اين مجموعه سفرها نیز جلسهاي با حضور متصديان دپارتمانهاي مختلف فيلم برگزار شد. در اين جلسه كه نزديك به شش ساعت بهطول انجاميد، گروه تهيه و توليد، گروه كارگرداني، گروه فيلمبرداري، گروه طراحي صحنه و گروه جلوههاي ويژه حضور داشتند. بخش عمدهاي از مباحث اين جلسه مربوط به ايجاد هماهنگي بين اسكات اندرسون (طراح جلوههاي ويژه) با ديگر دپارتمانهاي فيلم بود كه بر اساس بازديد مجدد از لوكيشنها بايد در مشاوره با كارگردان فيلم به تصميمگيري نهايي در مورد شكل قطعي سكانسهاي موردنظر و كيفيت اجراي جلوههاي ويژه در آنها دست مييافتند. در پايان اين جلسه و در پايان سفر دهروزه اندرسون به ايران، از او تقاضا شد با توجه به جمعبندي انجامشده در جلسه، توضيحاتي درباره ويژگيها و شيوهي كارش در فيلم محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بدهد. اسكات اندرسون كه بهخاطر طراحي جلوههاي ويژهي فيلم بيب در سال 1996 برنده جايزهي اسكار شده است، سابقه كار به عنوان طراح جلوههاي ويژه در فيلمهاي ژرفنا (1989)، ترميناتور 2 (1991)، بيب (1995)، مهاجمين سفينهي فضايي (1997)، دروازهي نهم (1999)، مرد نامرئي (2000)، كاپيتان اسكاي و دنياي فردا (2004)، كينگكنگ (2005)، استخوانهاي دوستداشتني (2009) و ماجراهاي تنتن (2011) را دارد و يكي از باتجربهترين و معتبرترين افراد اين عرصه در سطح سينماي جهان محسوب ميشود. گفتگوی کوتاه «تابناک» با اسکات اندرسون به شرح زیر است: ـــ «در هفته گذشته از لوكيشنهاي مختلف فيلم محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بازديد كرديد؛ كدام يك از آنها مهمتر است و كارتان در كدام سكانسها سنگينتر است؟» اندرسون: در ميان حوادث اصلي فيلم، بخش مربوط به حركت لشكر ابرهه و جمعشدن آدمها پيش از حمله به مكه و حمله پرندهها ـ ابابيل ـ خيلي عظيم است؛ همچنين كار دهكده ماهيگيرها براي ما خيلي خيلي بزرگ است، چون كار با آب در هر نوع طراحي جلوههاي ويژه دشوار است. هردوي اين سكانسها كار تكنيكي و كار خلاقانهي زيادي ميخواهد. درحال حاضر، اين دو سكانس كارهاي اصلي ما هستند. چند تهميد خلاقانه هم لازم داريم كه هنوز راهش را پيدا نكردهايم. آنها مربوط به مكانهاي فيزيكي خاصي نيستند و بيشتر مفهومياند. ما هنوز براي آن بخشهاي فيلمنامه راهي پيدا نكردهايم. اما چالشهاي هنري به اندازه چالشهاي تكنيكي بزرگ است و ما هم چندتايي چالش هنري داريم. اسكات اندرسون در حال عكاسي از لوكيشنهاي درنظرگرفتهشده براي فيلم محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ![]() ـــ براي فيلمي مثل محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) كه يك فيلم تاريخي بزرگ است، قطعاً در مقياس وسيعي از تكنيك سي.جي.آي. استفاده خواهد شد؛ فكر ميكنيد چه قواعدي بايد رعايت شود تا اصالت اين فيلم حفظ شود و از سي.جي.آي. بهشكلي استفاده شود كه باورپذير باشد؟ اندرسون: به مجيدي گفتم، به همه كارگردانهايي كه تاكنون با آنها كار كردهام هم گفتهام؛ بايد با جلوههاي ويژه همانطور كار كرد كه با بخشهاي ديگر فيلم؛ يعني كارگردانها همان جور كه يك بازيگر را كارگرداني ميكنند، همانجور كه از فيلمبردار يك حركت دوربين را ميخواهند، يا براي نورپردازي فكر ميكنند، همانطور هم بايد به ما بگويند چه ميخواهند و بگذارند خودمان نگران اجراي آن باشيم. ما قرار نيست سبك فيلم را بشكنيم، يعني چيز بزرگ و چشمگيري به آن اضافه كنيم؛ قرار نيست صحنهاي به فيلم اضافه كنيم كه بزرگتر از كل فيلم باشد، به چشم بيايد و بخشي از آن كل نباشد. من بهشدت معتقدم كه فيلم بايد انسجام هنري داشته باشد. اگر بتوان به آن انسجام رسيد، همه چيز طبيعي خواهد بود. ما بايد همان قالبهاي فكري را داشته باشيم كه بر فيلم حاكم است. ما از همه كساني كه روي فيلم كار ميكنند ياد ميگيريم، سعي ميكنيم همان انرژي را به كاري كه ميكنيم منتقل كنيم، و از جايگاهي كه هستيم با گروه طراحي صحنه و طراحي توليد و كارگردان و فيلمبردار و بازيگران و طراحي لباس ارتباط برقرار كنيم. جنس كار همه آنها بايد به ما منتقل شود و اگر ما بدون آن اطلاعات كار كنيم، آنوقت با كل فيلم منطبق نميشويم. ـــ سينماي ايران سالانه نزديك به 100 فيلم توليد ميكند كه اكثر آنها كمهزينه و ارزان است. به نظر شما، سينماي ما براي رسيدن به كيفيت تكنيكي هاليوود، بايد تكنيكهاي سي.جي.آي. را بياموزد؟ اصلاً براي ما ضروري است وارد اين عرصه شويم؟ اندرسون: سؤال اصلي اين است كه چهجور داستاني ميخواهيد تعريف كنيد؟ من تعداد محدودي فيلم ايراني ديدهام؛ بيشتر آنها روي آدمها تمركز دارد و روابطشان و سبك روايي عاطفي ظريفي در آنها وجود دارد. آيا صنعت سينماي ايران، صنعتي است كه بهطور معمول ترانسفورمرز بسازد؟ نميدانم! منظورم اين است كه اصلاً دليلي دارد؟ اولين چيزي كه بايد از خودتان بپرسيد اين است كه واقعاً به چه هدفي ميخواهيد برسيد. اگر مسئله اين است كه ميخواهيد توانايي ساختن فيلمهاي عظيمتري را پيدا كنيد كه داستانهاي پيچيدهتري با آدمهاي بيشتري تعريف كنند، فكر ميكنم چيزهايي هست كه ميتوانيد ياد بگيريد. اما اين فقط در مورد سي.جي.آي. نيست؛ سي.جي.آي. فقط يك ابزار ديگر است، چون اگر كارهاي ديگر را درست انجام دهيد، سي.جي.آي. هم جاي متناسب خودش را پيدا ميكند. من معتقدم فيلمي مثل محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) صنعت سينماي يك كشور را تغيير ميدهد؛ همه تلاش ميكنند از پس چنين كار بزرگي برآيند و بنابراين با اين مقياس بزرگ سازگار ميشوند. ديگران هم نتيجه را ميبينند و مشتاق ميشوند كه كاري عظيمتر از قبل انجام دهند؛ چنين فيلمي بدون توجه به استفاده از سي.جي.آي. يا هر تكنيك ديگري حركت خودش را بهوجود خواهد آورد. ـــ و در پايان از اندرسون پرسيديم نظرش دربارهي آينده گرافيك كامپيوتري چيست و فكر ميكند چه امكانات جديدي در پيشرفتهاي تكنولوژي جلوههاي ويژه نهفته است، و او پاسخ داد: «پيش از اينها ما ميتوانستيم تماشاگران را با بهوجودآوردن چيزي كه پيش از اين نديدهاند حيرتزده كنيم، اما حالا حتي وقتي چيزي بهوجود ميآوريم كه پيش از اين نديدهاند، آنها بازهم متوقعاند. ما از مرحلهاي گذشتهايم كه در آن جلوههاي ويژه و بهخصوص جلوههاي ديجيتال براي به حيرتانداختن تماشاگران كافي باشد، اما فيلمنامهنويسان هنوز به سطحي از خلاقيت نرسيدهاند كه بتوانند مصالح كافي براي كاري كه ما انجام ميدهيم مهيا كنند. طبيعتاً اين وظيفهي كارگردان است كه تصميم بگيرد از چه چيز و در كجا استفاده كند، اما احساس ميكنم كه اكنون در مرحلهي جديدي قرار داريم و سخت است حدسزدن اينكه بعد از اين چه اتفاقي خواهد افتاد. ما خيلي سريعتر و وسيعتر از آنچه حدس زده ميشد پيش رفتهايم.» ![]() اسكات اندرسون در حال عكاسي از لوكيشنهاي درنظرگرفتهشده براي فيلم محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) منبع |
|||
|
|
۷:۳۲, ۲۴/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/شهریور/۹۰ ۲۰:۳۷ توسط Reza2035.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بنام خدا
سلام كارگردان این فیلم قرار مجيد مجيدي متولد 1338 تهران است. وي فعاليت هنري خود را با بازي در نمايش هاي صحنه اي آغاز كرد و سپس به «حوزه انديشه و هنر اسلامي» پيوست و به بازي در نمايش و نويسندگي و كارگرداني فيلم كوتاه پرداخت. نويسندگي و كارگرداني فيلم كوتاه «انفجار» نخستين تجربه اوست، كه با دوربين 16 م.م فيلمبرداري شد و فيلم «بدوك» اولين فيلم بلند در مقام كارگرداني مي باشد. كارگردان فیلم های : ۱ - آواز گنجشك ها (۱۳۸۶) ۲ - بيد مجنون (۱۳۸۳) ۳ - باران (۱۳۷۹) ۴ - رنگ خدا (۱۳۷۶) ۵ - بچه هاي آسمان (۱۳۷۵) ۶ - پدر (۱۳۷۴) ۷ - بدوك (۱۳۷۰) مشاور كارگردان : ۱ - در ميان ابرها (۱۳۸۶) ۲ - قطار كودكي (۱۳۸۱) ۳ - تنگنا (۱۳۷۴) نويسنده : ۱ - آواز گنجشك ها (۱۳۸۶) ۲ - بيد مجنون (۱۳۸۳) ۳ - باران (۱۳۷۹) ۴ - روياي سبز (۱۳۷۸) ۵ - غاز مهاجر (۱۳۷۸) ۶ - رنگ خدا (۱۳۷۶) ۷ - بچه هاي آسمان (۱۳۷۵) ۸ - پدر (۱۳۷۴) ۹ - بدوك (۱۳۷۰ بازيگر : ۱ - تا مرز ديدار (۱۳۶۸) ۲ - شنا در زمستان (۱۳۶۸) ۳ - در جستجوي قهرمان (۱۳۶۷) ۴ - قاصد (۱۳۶۶) ۵ - تيرباران (۱۳۶۵) ۶ - بايكوت (۱۳۶۴) ۷ - استعاذه (۱۳۶۲) ۸ - دو چشم بي سو (۱۳۶۲) ۹ - مرگ ديگري (۱۳۶۱) ۱۰ - توجيه (۱۳۶۰) تهيه كننده : ۱ - آواز گنجشك ها (۱۳۸۶) ۲ - بيد مجنون (۱۳۸۳) ۳ - باران (۱۳۷۹) http://www.irupload.ir/images/ql5yz2n0hprdh3rnw5sp.jpeg |
|||
|
|
۱۸:۰۱, ۲۴/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/مرداد/۹۰ ۱۸:۰۱ توسط idea.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
فيلم سينمايي محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بايد مانند آن حضرت تحولآفرين باشد
![]() خبرگزاري فارس: آيتالله جواديآملي در ديدار با «مجيد مجيدي» كارگردان فيلم سينمايي محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) گفت: اگر كسي خواست درباره موضوعات عالي هنرنمايي كند، بايد هنرش عالي باشد. يعني همانطور كه خود پيغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) تحولي در جهان ايجاد كرد، فيلم آن حضرت هم بايد تحول ايجاد كند، وگرنه ميشود يك فيلم عادي. به گزارش خبرگزاري فارس، «مجيد مجيدي» كارگردان و «محمدمهدي حيدريان» تهيهكننده فيلم سينمايي محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با آيتالله جوادي آملي ديدار كردند. در اين ديدار گزارشي از روند تحقيق و نگارش فيلمنامه، مضامين در نظر گرفته شده، شكل روايت فيلم و چگونگي انتخاب عوامل دستاندركار اين پروژه به اطلاع آيتالله جواديآملي رسيد. * اگر كسي خواست درباره موضوعات عالي هنرنمايي كند، بايد هنرش عالي باشد آيتالله جواديآملي در ابتداي صحبت خود گفت: گزارش نافع و مسرتبخشي را شنيدم. اميدوارم كه خداوند سعي بليغ شما را به احسن وجه مشكور كند و توفيق ارائه خدمات برتر و بهتر را به همه شما و همكارانتان مرحمت كند. چند نكته هست كه مربوط به فيلم و مربوط به وجود مبارك پيغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است. امروز جهان با هنر زندگي ميكند. يك وقتي با ادبيات و شعر زندگي ميكرد. گاهي مثلاً يك قصيده، گروهي را ساقط ميكرد، گروهي را روي كار ميآورد. در دوران عباسيان، يك قصيده چنين تأثيري ميگذاشت. اينكه ميبينيد شاعري از ايران به دربار هند ميرود و ملكالشعراي هند ميشود، به اين دليل است كه آنموقع شعر ميتوانست حرف اول و آخر را بزند. امروز هنر اين سهم را دارد. وي ادامه داد: اگر كسي خواست درباره موضوعات عادي هنرنمايي كند، داشتن همان فكر عادي كافي است. اما اگر كسي خواست درباره موضوعات عالي هنرنمايي كند، بايد هنرش عالي باشد. يعني همانطور كه خود پيغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) تحولي در جهان ايجاد كرد، فيلم آن حضرت هم بايد تحول ايجاد كند. وگرنه ميشود يك فيلم عادي. آيتالله جواديآملي اضافه كرد: يهوديت و مسيحيت در جريان فيلمسازي پيشرفت كردند، اما ما در اسلام به خودمان اجازه نميداديم كه مسائلمان به زبان سينما درآيد. اين پرهيز يا بهخاطر ابتذال سينما بود يا بهخاطر اينكه ما هنرمندي نداشتيم كه بتواند مفاهيم وحي را از مرحله شهود به عقل دربياورد، عقل را به مرحله خيال درآورد، خيال را حسي كند تا بشود سينما. قالب سينما از خيال به حس ميآيد. توجه داشته باشيد كه در فرهنگ قرآن به خيالباف ميگويند مختال. اما اختيال از باب افتعال است، تخيل از باب تفعل. خداوند، خيالباف و خيالساز را دوست ندارد: «لايحب كل مختال فخور». اما اگر انسان عاقل باشد و آن عقل را به خيال منتقل كند، و از خيال به حس بياورد، اين مايه علمي دارد. اما اگر از خيال نشئت گرفته و به حس تبديل شده، اين ميشود مختال. در سينما، فيلمها غالباً مختالانه است. يعني خيال است و بعد به حس تبديل ميشود. يك هنرمند سينمايي بايد وحي را خوب بشناسد، آن مشهود را از دالاني صحيح به معقول تبديل كند، بعد معقول را متخيل كند و متخيل را محسوس كند تا قابل عرضه باشد. وگرنه علمي نيست. و اين معنا چون نبوده كسي دركش نكرده است. * سريال حضرت علي (علیه السلام) چيزي بيش از يك روضهخواني نيست اين مفسر قرآن ادامه داد: همين سريال حضرت علي (علیه السلام) را كه ببينيد چيزي بيش از يك روضهخواني نيست. اين قصه جنگ جمل است كه غالب روضهخوانهاي ما گفتهاند؛ اين عليابنابيطالب (علیه السلام) نيست. عليابنابيطالب (علیه السلام) آن است كه ميگويد: «و انّي بِطُرق السماءِ اعلي مني بِطُرق الارض. سلوني قبل ان تفقدوني.» اما اين سريال، همان تعزيه است كه به شكل فيلم درآمده است. اين علي (علیه السلام) نيست. عليابنابيطالب (علیه السلام) آن است كه فرمود من از آسمانها بيشتر از زمين باخبرم. توجه كنيم؛ جمعيت جهان هفت ميليارد است. ما در ايران هفتاد ميليون جمعيت هستيم، يعني يك صدم جمعيت دنيا. آنها نود و نه درصد هستند، اگر همگي با هم جمع شويم و بشويم هفت ميليارد، دو كار از ما ساخته نيست: اينكه بخواهيم كتابي مثل قرآن، يا مردي مثل علي (علیه السلام) بياوريم. نميتوانيم، مستحيليم. چون او قرآن متحرك است، جزو نوابغ نيست، ميگويد من از عرش باخبرترم: «و انّي بِطُرق السماءِ اعلي مني بِطُرق الارض». اگر اين معنا را با قصه جنگ جمل و عمروعاص و غيره خلط كنيد، ايشان به عليابنابيطالب (علیه السلام) روضهخواني تبديل ميشود، ديگر عليابنابيطالب (علیه السلام) نهج البلاغه نيست؛ بنابراين نبايد گفت فيلمي درباره حضرت امير (علیه السلام) ساخته شد. اينكه علما غالباً موافق نبودند، چون ميدانستند كه اينها وحيشناس نيستند تا بتوانند مشهودِ وحي را معقول، معقول را متخيل و بعد، متخيل را محسوس كنند و به مردم نشان بدهند. آيتالله جواديآملي در ادامه بيان داشت: من يادم هست قبل از انقلاب، بعد از آن فيلم «دهفرمان» كه درباره حضرت موسي (علیه السلام) بود و امثال ذلك، عدهاي ميخواستند مشابهش را دربارهي حضرت رسول (علیه السلام) كار كنند؛ علما غالباً مخالف كردند. گفتند آنچه را شما ميخواهيد نشان دهيد، وحي نيست. قبل از انقلاب، براي هفتصدمين سال بزرگداشت مولوي همايشي گرفتند، يك كسي گفته بود: «تو كه عقل و دين نداري/ چو اداي من درآري/ تو كه بنده دلاري/ چو زني دم از دلآرا» علما غالباً به اين دليل مخالف بودند كه دست آن هنرمندان تهي بود. * هنرمند اين حوزه بايد وحيشناس، معقولشناس، متخيلشناس و محسوسشناس باشد اگر هنرمندي بخواهد وارد اين حوزه شود، بايد چهارضلعي باشد؛ يعني وحيشناس، معقولشناس، متخيلشناس و محسوسشناس باشد تا بتواند دست به كار شود. اين كار عظيمي است. اين فيلم بايد معلم فيلمهاي ديگر باشد، چون درباره كسي است كه معلم افراد ديگر است؛ اين هم يك مطلب. مطلب بعدي اينكه اگر درباره كودكي موسي (علیه السلام) و عيسي (علیه السلام) فيلم هست، براي اين است كه كودكي اين دو بزرگوار مسئلهساز بود، در حاليكه كودكي پيامبر ما مسئلهساز نبود. وجود مبارك عيسي مسيح (علیه السلام) هزارها قصه به همراه داشت، چون بدون پدر به دنيا آمد. وجود مبارك موسي كليم (علیه السلام) در كودكي با دريا ميآميزد و دريا در اختيار خداي درياست و او را تحويل دشمن ميدهد: «ِليكونُ لكم دينا». خود اين كودكي، قصهساز بود؛ لذا هزارها نويسنده و گوينده را با خود به همراه آورد كه اين كودك چيست و از كجا آمده است. اما كودكي وجود مبارك پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اينطور نبود. آنها كه آن فيلمها را ساختند هنر نكردند؛ چون اگر كسي از چشمه يك ظرف آب بياورد هنر نكرده، اما اگر كسي زمينشناس باشد و كندوكاو كند تا ببيند كجا آب دارد و كجا ندارد، به او ميگويند مهندس زمينشناس. در مورد حضرت رسول (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بايد اينچنين باشد؛ يعني فرد بايد زمينشناس باشد و قصه كودكي ايشان را دربياورد؛ اين قصه وجود دارد. مثلاً ابنهشام نقل ميكند وقتي ايشان مادرش را از دست ميدهد، براي او دايهاي ميآورند به نام حليمه سعديه. كودك، پستان راست را قبول ميكند اما كراراً از پذيرش پستان چپ امتناع ميكند، تا بالاخره به دايه ميفهماند كه او همشير دارد. يعني كودك ديگري از اين دايه شير ميخورد كه اين سهم اوست. متخصص ميخواهد تا اين قصه را با فحص و اجتهاد و تحقيق استخراج كند؛ در حاليكه كودكي موسي(علیه السلام) و عيسي (علیه السلام) آنقدر قصه دارد كه اصلاً به تحقيق نياز ندارد. آيتالله جوادي آملي اضافه كرد: مطلب بعدي آن است كه حضرت رسول (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نگاهي عاشقانه به جهان دارد؛ نه فقط نگاه عالمانه و عاقلانه. نجاشي نقل كرده و ديگران هم نقل كردهاند كه حضرت زندگي سادهاي داشته است. در خانه ايشان اشيائي بوده از قبيل بشقاب، كوزه و همين وسايل روزمره، كه همه اينها شناسنامه داشتهاند. ميگويند برخي علما، اسامي اشياء خانه حضرت را نوشتهاند، كه مثلاً براي فلان شانه يا فلان دكمه يا فلان در، چه اسمهايي ميگذاشتهاند. ايشان اينگونه زندگي ميكردند. همه را با چشم كرامت ميديدند، نه فقط انسانها را. مالك در موطع نقل ميكند كه به همراه حضرت، به كوه احد رسيدند؛ حضرت فرمودند: «هذا جبلٌ يحبنا و نحبه» يعني يكي از دوستان ما جناب كوه است. ميشود گفت عجيب است، شما كه در اينجا شكست خوردهايد. اما حضرت رسول (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) جهان را با چشم محبت ميبينند. مرحوم شيخ طوسي از شيعيان و جناب زمخشري از اهل سنت نقل ميكنند كه حضرت در ذيل آيه «و انَّ منها كَالحِجارةِ او اشدُّ قَصوه» فرمود سنگي بود كه پيش از مبعوث شدنم به من سلام ميكرد و اكنون نيز آن را ميشناسم: «كان يسلّم علي و اني لاعرفه الان». اين آفريدهاي است كه با همه كائنات سخن ميگويد. مطابق آيات قرآن ما معتقديم هر موجودي مسبّح حق است. در سوره اسرا ميفرمايد: «ان مِن شي ءٍ الّا يسبِّحُ بحمده» وقتي پيامبر تسبيح اينها را ميشنود، با اينها كريمانه برخورد ميكند. در قيامت تمام زمين و زمان شهادت ميدهد يا شكايت ميكنند كه فلان شخص در فلان زمان، فلان كار خوب يا بد را مرتكب شده است؛ اما قيامت ظرف اداي شهادت است نه ظرف تحمل آن. هر ادايي مسبوق به تحمل است. آنوقتي شهادت شاهد در محكمه مسموع است كه «شهدوا بما علِموا» باشد، يعني شاهد در متن حادثه حاضر و آگاه باشد و فراموش نكند؛ اگر نفهمد يا غايب باشد، يا باشد و بفهمد، اما فراموش كند كه ديگر فرداي قيامت، شهادتش مسموع نيست. * نگاه «مرگ پايان راه نيست» ميتواند معلم فيلمهاي ديگر باشد اين انديشمند جهان اسلام در ادامه صحبتهاي خود گفت: مطلب ديگر اينكه علت غفلت بشر آن است كه مرگ را پايان خط ميداند و ميگويد تا زندهام لذت ببرم. اما حرف تازه اسلام اين است كه شما مرگ را ميميرانيد، نه مرگ شما را. پيام قرآن اين است كه انسان آنقدر قوي و غني است كه مرگ را ميميراند: «كلُّ نفسٍ ذائقة الموت.» نميگويد: «كلُ نفسٍ يذوقَهُ الموت». هركسي مرگ را ميچشد، نه اينكه مرگ هر كسي را ميچشد. ما آب را هضم ميكنيم يا آب ما را؟ ذائق، مذوق را هضم ميكند؛ مرگ چه هنري دارد كه بتواند ما را از پا دربياورد؟ مولوي شاگرد خوب قرآن بود كه در ديوان شمس ميگويد: «مرگ اگر مرد است گو نزد من آي/ تا در آغوشش بگيرم تنگ تنگ/ من ازو عمري ستانم جاودان/ او زمن دلقي بگيرد رنگ رنگ». ما در مصاف با مرگ پيروزيم. اين نگاه ميتواند معلم فيلمهاي ديگر باشد؛ مرگ پايان راه نيست. انسان مرگ را ميميراند و اين انسان طوري است كه با همه در ارتباط است؛ كسي كه براي يك بشقاب احترام قائل است، ديگر جنگ جهاني راه نمياندازد. الان هفتاد درصد بودجه كره زمين صرف آدمكشي ميشود. درآمد ساليانه دنيا چقدر است؟ همه اين بودجه دارد صرف ساختن كارخانههاي اسلحهسازي، بمب و وسايل آدمكشي ميشود، بقيه هم كه گرسنهاند. علتش اين است كه بشر گمشدهاي دارد. ما لوح نانوشته كه نيستيم، ما دو نوع علم داريم؛ علم مهمان كه علم حوزه و دانشگاه است؛ در سوره نحل ميفرمايد: «وَالله اخرجَكم من بطون امّهتكم لاتعلَمونَ شيئا» نوع ديگر علم ميزبان است كه ميفرمايد: «ونفسٍ و ما سوّيها فالهَمَها فُجورها و تقويها». الان چيزهايي به بشر آموختهاند كه صاحبخانه را دفع ميكند: «و قَد خابَ من دسّيها». ما بايد ميهماناني تهيه كنيم كه با ميزبان ما بسازند نه اينكه او را بيرون كنند. اگر فيلمساز وحيشناس بود كه فبهالمراد، والا حداقل بايد توانايي اين را داشته باشد كه از معقول به متخيل بيايد و به بشريت بفهماند كه شما مرگ را ميميرانيد و انسان ابدي است. خداوند ميفرمايد آنجا (در آخرت) نه از ضوابط خبري هست نه از روابط؛ منظور آن است كه ما در دنيا نيازهايمان را يا بهواسطه ضوابط برطرف ميكنيم يا با روابط. اگر به چيزي نياز داشتيم يا با خريد و فروش و امثالذلك برطرف ميكنيم (ضوابط) يا از طريق روابط دوستي و خانوادگي (روابط). قرآن صريحاً ميفرمايد: «لابيعٌ فيه ولا خُلَّه». اگر بشر بفهمد كه (در مرگ) نميپوسد، بلكه از پوسته به درميآيد تحول پيدا ميكند؛ ديگر كسي با سرنوشت خود بازي نميكند. اينها آن امّهات فيلم است كه ميتواند تحول ايجاد كند. الان هنر اين است. جناب مولوي در مثنوي ميفرمايد: «خود هنر دان ديدن آتش عيان/ ني گپ دَلَّ علي النّار الدّخان». يعني آنها كه ميگويند حتماً قيامتي هست، دود را ميبينند و پي به وجود آتش ميبرند؛ اين هنر نيست، اين همان علم عادي است؛ اينكه چون خداوند حكيم و عادل است پس حتماً بايد نظام جزا و پاداشي وجود داشته باشد، اين خلاف نيست، حق است؛ اما در نزد عارف اين گپ است، هنر نيست. هنر آن است كه خود آتش را به صورت عيان ببينيم. اينها ميتواند فيلم را فيلم كند. اگر اين عصر، عصر هنر است، ممكن نيست خداوند براي تبديل آن معقول به محسوس، هنرمندي خلق نكرده باشد. چون خداوند اول آب را خلق ميكند و بعد عطش ايجاد ميكند. الان مردم تشنه هنرند. قبلاً اينگونه نبود، يا مردم آگاه نبودند يا وسيلهاش نبود. بعدها در اعصار ديگر ممكن است چيز ديگري بيايد. همانطور كه الان شعر بر مردم تاثير نميگذارد، مگر بر خواص. آن زمان تمام حكومتها بر مدار شعر بود؛ با يك قصيده، وضعيت حكومتها و دولتها تغيير ميكرد. اما الان ديگر شعر آن تاثير را ندارد، اگر هم تاثير اندكي دارد به خاطر هنرمندي و نظمش است. اگر همان مطالب را به صورت نثر بگويند آن تأثير را ندارد. ما تنها با انديشه زندگي نميكنيم، بخش وسيعي از زندگي ما را انگيزه تشكيل ميدهد؛ بنابراين هنرمند كسي است كه هم انگيزه و هم انديشه را بشناسد و هماهنگ كند و تحويل دهد. |
|||
|
|
۱۷:۵۱, ۱۰/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
ویتوریو استورارو کیست ؟
مجید مجیدی احتمالا هیچ بخشی از این پروژه را بدون وضو آغاز نکرده و نمی کند، با این همه آیا چشمان ناپاکی که سال ها هنرش را در نشان دادن صحنه های جنسی به کار گرفته، باید اجازه پیدا کند تا پشت دوربین چنین پروژه ای برود؟ منبع:مشرق هفته گذشته خبری منتشر شد که بر اساس آن، پروژه جدید مجید مجیدی که قرار است در آن کودکی رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به نمایش در بیاید، به زودی آغاز خواهد شد. اگر چه این خبر به سرعت رد شد اما این گزارش یکی از معدود اخباری بود که در باره این پروژه منتشر شد. معلوم نیست به چه دلیل مجیدی، نسبت به هر گونه انتشار خبر در باره این فیلم حساسیت دارد و تا کنون اطلاعات دقیقی از سرمایه گذاران این پروژه که به نظر می آید یکی از بزرگ ترین پروژه های سینمایی ایران نیز هست به رسانه ها داده نشده است. ویتوریو استورارو؛ فیلم بردار مشهور ایتالیایی، یکی از معدود کسانی است که پس از مجیدی از میان عوامل فیلم معرفی شده اند. استورارو چند ماه پیش و در میان تبلیغات وسیع مطبوعات و شخصیت های مرتبط با سینمای ایران به تهران آمد تا در کنار مجیدی مقدمات برای تولید فیلم سینمایی او را آغاز کند. اما استورارو همان کسی است که می تواند پروژه مجیدی را خبرساز کند. استورارو که جوایز فراوانی را در کارنامه فیلم برداری خود دارد بواسطه همین جوایز بود که مورد توجه رسانه های ایران قرار گرفت به صورتی که حتی تلویزیون ایران و برنامه سینمایی "هفت" در آستانه آمدن او به ایران به صورت ویژه به این خبر پرداخت و بررسی مفصلی را به او و سابقه سینمایی اش اختصاص داد. با این همه کارنامه حرفه ای استورارو زوایای دیگری نیز دارد که کمتر به آن پرداخته شده است. مجیدی و همکاری با فیلمبردار فیلمساز مشهور به صحنه های جنسی "رویکرد برتولوچی به سکس و نمایش بیپروای آن در سینما، تنها با رویکرد پازولینی در این زمینه قابل قیاس است." برناردو برتولوچی، جمله داخل گیومه یک جمله از گزارشی است که بخش فارسی شبکه بی بی سی چند رو ز پیش در باره این کارگردان ایتالیایی منتشر کرد. برتولوچی البته چندی پیش باز هم مورد توجه رسانه های فارسی زبان خصوصا خارجی قرار گرفته بود و آن زمانی بود که در حمایت از جعفر پناهی دستبند سبز به دست بسته و عکس گرفته بود؛ که البته حمایت او با سابقه این چنینی از جعفر پناهی آن هم با جرمی که او به خاطرش محکوم شد معنا دار و جالب است. اما برناردو برتولوچی ، کارگردانی است چپ گرا و معتقد به مارکسیسم که منتقدین سینمایی رگه های مارکسیسم را در تحلیل روایات موجود در سینمایش پر رنگ تر از آن می دانند که بشود نادیده شان گرفت و در حقیقت تحلیل های مارکسیستی را یکی از پایه های روایی داستان های او به شمار می آورند به طوریکه حتی بر اساس آن برخی داستان های اقتباسی را تغییر داده و داستان جدیدی بوجود می آورد. اما پایه ی دیگر روایت در فیلم های برتولوچی تحلیل های فرویدی است و از همین جاست که صحنه های جنسی به فیلم های او راه پیدا می کند. بی بی سی در بخش دیگری از گزارش خود می آورد:" آخرین تانگو در پاریس، شاید رادیکالترین (و جنجالی ترین) فیلم برتولوچی درباره روابط جنسی آزاد در دنیای مدرن امروز باشد. فیلمی که سالها در ایتالیا و کشورهای دیگر اجازه نمایش نداشت. دولت ایتالیا دستور داد تمام نسخههای فیلم را نابود کنند و دادگاه عالی ایتالیا حتی برای برتولوچی ۴ ماه حکم زندان تعلیقی صادر کرد. فیلمی که مدل جوانی به نام ماریا اشنایدر را با بازی در نقشی غیرمتعارف و تروماتیک در برابر مارلون براندو، به شهرت رساند و در عین حال باعث افسردگی و بیزاری او از سینما شد.ماریا اشنایدر، برتولوچی را "گانگستر" خواند و براندو را متهم کرد که به او تجاوز کرده است. او گفت که آخرین تانگو در پاریس درس بزرگی به او داد و آن این بود که: "هرگز لباست را برای یک مرد میانسال به بهانه اینکه کار هنری است، درنیار". "آخرین تانگو در پاریس"محصول سال1972 که برتولوچی آن را در دهه هفتاد به سینمای جهان عرضه کرد آنقدر حاشیه های افتضاح به بار آورد که برخی از آنها را حتی نمی توان در این گزارش به میان آورد تنها همین بس که تمام این فیلم و داستان آن بر پایه ی روابط جنسی یک زن جوان و مردی میان سال بنا شده است و البته مدیر فیلمبرداری این فیلم کسی نیست جز آقای "ویتوریو استورارو". ویتوریو استورارو که برخی فیلمبردار مورد علاقه برتولوچی می خوانندش از سال 1970 و با فیلم " استراتژی" عنکبوت،همکاری اش را با برتولوچی آغاز کرد و تا امروز دست کم در هشت پروژه سینمایی وی را همراهی کرده است. استورارو از چه صحنه هایی فیلم گرفته است؟ ویتوریو استورارو آنچنان که آمد در هشت پروژه سینمایی با برتولوچی فیلم سازی که یکی از ویژگی های فیلم هایش و البته ویژگی بسیار مشهورش بی پروایی در نمایش صحنه ها و روابط جنسی است با او همراهی کرده است. البته برتولوچی تنها در نشان دادن روابط جنسی بی پروا نیست بلکه در شکستن هر گونه هنجار نیز در این مورد کوتاهی نکرده است. درست است که تنها در " آخرین تانگو در پاریس" آن هم به واسطه زیاده روی کارگردان ایتالیایی و شکایت بازیگر زن فیلم به دلیل "تجاوز" در سر صحنه فیلمبرداری ماجرا رسانه ای شد و به یک افتضاح تبدیل شد اما فیلم "فیلم آسمان سرپناه"یا "The Sheltering Sky" که در سال1990 تولید شد در خط داستانی خود دست کمی از قبلی نداشت به طوری که باز هم گزارشگر بی بی سی آن را "فیلمی اروتیک و پر هیجان" می خواند. اما باز هم کار به اینجا ختم نمی شود؛ فیلم "ماه"،یا "la luna" که در سال 1979 ساخته شده بود پا را از یک داستان اروتیک فراتر گذاشته بود و صحنه های همخوابگی یک مادر و فرزندش را به نمایش گذاشته بود که این پس از آخرین تانگو در پاریس اوج ساختار شکنی برتولوچی در اخلاق اجتماعی در فضای سینما بود و البته فیلمبردار هر دو این فیلم ها باز هم "ویتوریو استورارو" است. چند کلمه با مجید مجیدی،رسانه ها و سینماگران خاموش مجیدی فیلمساز سر شناسی است؛ آن هم نه از آن جهت که تنها فیلم ساز است بلکه او خالق صحنه هایی انسانی و معنوی در سینماست که نه در سینمای ایران که در سینمای جهان کم نظیر است. بی شک فیلمی چون "بچه های آسمان" در کارنامه مجیدی یک از پاک ترین و انسانی ترین فیلم هایی است که پرده نقره در سینمای جهان تا به حال به خود دیده است. مجیدی آن قدر نسبت به سینمای خود حساس است که حتی لنزها را بر مبنای حیاء شان تقسیم بندی و بکارگیری می کند. از دیگر سو زندگانی پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، موضوعی است که مجیدی برای فیلم جیدیش انتخاب کرده،این یک زندگی نامه معمولی نیست، حضرت مصطفی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بهانه خلقت و دارنده مقام بی بدیل "کقاب قوسین او هو ادنی"است که هیچ بنی بشری نه به این مقام رسیده و نه خواهد رسید و نه تاب رسیدن به آن مقام را دارد. عجیب نیست که لمس نام مبارک حضرت ختم رسل(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بدون طهارت ظاهر – و اگر درست بیندیشیم و باطن- ممکن نیست و البته نگارنده معتقد است که مجیدی نیز هیچ بخشی از این پروژه را بدون وضو آغاز نکرده و نمی کند، با این همه آیا چشمان ناپاکی که سال ها هنرش را در نشان دادن صحنه های اروتیک و جنسی به کار گرفته باید اجازه پیدا کند تا پشت دوربین چنین پروژه ای برود؟ نگارنده این سطور مدت هاست که جانب سکوت و احتیاط را رعایت کرده و از باب اینکه شاید عزیزی چون مجیدی که در شعور، درک و غیرت دینی او ذره ای تردید نیست نسبت به این انتخاب اندکی تردید کرده و در صورتی که اطلاعات دقیق در اختیار او نیست این آگاهی اتفاق بیفتد که با تاسف چنین رخدادی به وقوع نپیوست. اما در طرف دیگر ماجرا کسانی قرار دارند که بعید به نظر می آید که سوابق و کارنامه شخصیتی مانند استورارو را ندانند. اما آنچه می توان در مطبوعات فرهنگی،هنری و سینمایی ایران درباره وی و سفر او پیدا کرد محدود به چند سطر تمجید و ذوق زدگی از این است که او چند بار جایزه اسکار را به خود اختصاص داده است.آیا در میان سینما گران و رسانه ای های این مرز و بوم کسی نیست که بداند استورارو چه فیلم هایی را فیلم برداری کرده و با چگونه کارگردانی همکاری داشته است. بد نیست همه ی ما یک بار دیگر تامل کنیم به نقل از http://sharbatian.persianblog.ir/post/34 البته من با این منتقد موافق نیستم چون میشه از تکنیکی ترین افراد بی اخلاق هم میتوان در جهت پیشبرد آثار اخلاقی بهره گرفت.
|
|||
|
۱۷:۵۸, ۱۰/شهریور/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/شهریور/۹۰ ۲۰:۰۱ توسط Reza2035.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
سلام
امیدورام این فیلم ، آبرومندانه باشد ، حقیقت را فدای داستان ، و داستان را فدای جلوه های ویژه نکند ، چرا که رقیبی سرسخت در حد پیامبر مصطفی عقاد دارد. |
|||
|
۲۰:۰۹, ۱۷/شهریور/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/شهریور/۹۰ ۲۰:۳۴ توسط Reza2035.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
دوستان توجه کنند که این پست و پست قبلی از ایت الله العظمی املی چیزی فراتر از کلاس های اموزشی ایست و در باب ان میتوان ساعت ها بحث کرد !!! لطفا با دقت بخوانید و درباره ی ان تامل کنید .
مرجع تقلید شیعیان در مورد نشاندادن چهره منسوب به امامان در فیلمها و سریالها گفت: اگر ما بتوانیم به لطف الهی از بازی و سرگرمی صرف به هنر برسیم آنگاه نشان دادن صورتها هیچ مانعی ندارد. آیتالله العظمی عبدالله جوادی آملی در دیدار مجید مجیدی کارگردان سریال "محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)"، مهدی حیدریان تهیهکننده و سید رضا میرکریمی مشاور کارگردان این فیلم سینمایی اظهار داشت: اگر ما بتوانیم به لطف الهی از بازی و سرگرمی صرف به هنر برسیم آنگاه نشان دادن صورتها هیچ مانعی ندارد، اصل مطلب این است که تعزیهخوانها نمازشبخوان بودند گاهی هم بچهها را میآوردند اینها دعا میخواندند یا آب میآوردند اینها دم میزدند من خودم در دوران کودکی دیدم، اگر هنر باشد نه بازی و لهو لعب، نمازش اول وقت باشد، دیگر وقتی گریم بکند نماز نخواند یا غسل نکند این شخص نمیتواند پیغمبر یا امام حسین را نشان بدهد. آنها همیشه اهل نماز و روزه و نماز شب بودند. اگر هنر باشد هیچ منعی نیست که پیغمبر یا امام را نشان بدهند چه اینکه سالیان متمادی نشان میدادند. آیتالله جوادی آملی ادامه داد: اما وقتی بازیگری شده در یک فردی بینمازی، بخواهد به صورت قمربنیهاشم در بیاید این هتک است. با بدن پاک باشد بیروزه نباشد اهل روزه باشد اهل نماز باشد آن وقت نشان دادن چهره هیچ منعی ندارد. وی گفت: در همین مملکت به خاطر دارم جریان معراج را میخواستند نشان بدهند پیغمبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را نشان میدادند، علیبنابیطالب(علیه السلام) را نشان میدادند، فاطمه زهرا(سلام الله علیها) را نشان میدادند. انقلاب اسلامی زمینه شکوفایی هنر را فراهم کرده است آیتالله جوادی آملی گفت: ممکن است بعضیها هنوز بازیگرند و اهل بازیاند و این هنر شریف را به بازی بگیرند ولی انقلاب اسلامی زمینه را فراهم کرده، چه اینکه یک عدّه کاملاً متحوّل شده و از بازیگری به هنرمندی منتقل شدند. وی در اهمیت صنعت- هنر سینما و تلویزیون ابراز داشت: آنچنان که اگر کسی به صورت پیامبر در این عصر مبعوث میشد، گزاف نبود که با زبان هنر سینما بیاید. اختراع دوربین خدمت اساسی به علم و فن کرده است. این مرجع تقلید با ذکر خاطرهای از دوران تحصیلش نزد علامه شعرانی گفت: یادم هست خدمت حضرت علامه شعرانی که هندسه میخواندیم؛ هندسه مسطّحه با خط کشیدن روی کاغذ حل میشود، ولی هندسه فضایی درکش بسیار دشوار است، برای اینکه آنچه استاد میگوید سه بُعدی است و آنچه بر روی کاغذ میکشیم، دو بُعدی است. آن بُعد سوم را تا آدم میرود در ذهن فراهم بکند از دستش در میرود. لذا هندسه فضایی برای کسی که ابزار ندارد بسیار دشوار است. جریان دوربین، فیلمسازی و هنر انسان را به درک بعد سوم بسیار نزدیک کردند و بسیاری از کارها را آسان کردهاند. آیتالله جوادی آملی افزود: اگر ادبیات با گفتار مسئله را حل میکرد و تنها با گفتار است اما در دیدار، هم چشم میبیند هم گوش میشنود و تمام ابعاد تأمین است، لذا انسان بهتر میتواند مطلب را منتقل کند. وی اضافه کرد: اگر انقلابی شد چه اینکه شد، اگر سرگرمی صرف و بازی به هنر و هنرمند اعتلا نیابد، باخته است و اگر بازیهای سینما و فیلم به هنر تبدیل نشود راه باخت برای این فن باز است. بیش از ۵۰ درصد بودجه کره زمین صرف آدمکشی میشود آیتالله جوادی آملی ابراز داشت: بین بازی و هنر فرق عمیق علمی وجود دارد، هم اکنون قسمت مهم بودجه جهان صرف آدمکشی است، بودجههای کشور مشخص است، بودجه نظامی مشخص است، ولو بعضی را سری نگه دارند اما کلیات بوجه نظامی مشخص است. مفسر بزرگ قرآن کریم افزود: تقریباً بیش از ۵۰ درصد بودجه کره زمین صرف آدمکشی است و بخشی زیادی از اهالی کره زمین که اهل کتاب، کتیبه، حسینیه و مسجد نیستند اما اهل هنر، فیلم، سینما هستند. اهل مجلّه و روزنامههای علمی هم نیستند تا از این طریق رویه مدیریت دنیا عوض شود لذا در شرایط کنونی مهمترین رسانهای که بتواند بازی را به هنر منتقل کند و جلوی این خونریزی را گرفته و حیوان را انسان کند هنر سینما است که حیوان را انسان کند و جلوی این خونریزی را بگیرد. آیتالله جوادی آملی افزود: برای هنر اسلامی یک قانون اساسی لازم است که فرق بازی، سرگرمی و هنر چیست؟ حال اگر کسی لفظ را عوض کند کافی نیست بلکه واقعا باید بازی به هنر تبدیل شود و تکامل پیدا کند. وی ادامه داد: این رشتهها مانند صنعت سینما نظام اندیشه و انگیزهاش هماهنگ است امروز یک سلسله دستورهای علمی است یک سلسله فرمهای اجرایی است که حاکم است. آن استاد و معلّم گاهی نیروی واهمه و خیال است و گاه نیروی عقل است. واهمه و خیال حساب و کتابی ندارد؛ انسان یک جا نشسته حالا در نماز یا در غیر نماز میبینید از شرق سر در آورده به غرب، از غرب سر در آورده به شرق، دوخت و دوز کرده، جنگ و صلح کرده، دعوا کرده، صلح کرده این یک ساعت فکر کرده در واهمه و خیال چیزی در دستش نیست جز یک سوپرمارکت ذهنی. آیتالله جوادی آملی تصریح کرد: این واهمه و این خیال اگر بخواهند رهبری فیلم و سینما را به عهده بگیرند همین بازیگری و سرگرمی صرف در میآید، ولی همین واهمه، خیال و متخیّله از بهترین نعمتهای الهی است، اگر صف نماز جماعت تشکیل دادند به امامت عقل و اطاعت کردند، انگیزههای سینما به سمت غیر از بازی و سرگرمی صرف خواهد رفت. آن مطلب عالی معقول را انسان چگونه به مردم عرضه کند؟ اگر به برکت خیال و تصویر و واهمه نباشد، امکانپذیر نیست. وی ابراز داشت: قانون کلی (امر معقول) قابل پیاده کردن نیست، به برکت واهمه، خیال و متخیّله این سه نیرو آن معانی و صوَر را جزئی میکنند، آنها را دوخت و دوز میکنند، گاهی از هم جدا میکنند و قابل ادارک عموم عرضه میشود. لزوم توجه به خطبه قاصعه در سریال "محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)" آیتالله جوادی آملی در توصیهای به مجیدی گفت: اگر در فیلمتان توجهی به خطبه قاصعه داشته باشید هم دستتان پر است هم محتوا، هنرمندانه است، هم اجرایش انشاءالله هنرمندانه است. وی با بیان اینکه در هنر سه قسم است که نباید از نظر دور داشته شود، اظهار داشت: قسم اول آن است که محتوا هنری نیست ولی اجرا هنری است، مثل یک شعر عادی را کسی با آهنگ خوب میخواند. خب محتوا ضعیف است ولی آهنگ خیلی آهنگ خوبی است یا متن سستی است، کسی که خیلی خوشآهنگ است یا صدایش پر است مثل دوبلور خوب میخواند. این اجرایش هنری است اما محتوا ضعیف است. وی ابراز داشت: شما بهترین نقش فرش کاشان را روی حصیر پیاده کنید این اجرا هنری است اما محتوا هنری نیست، گاهی به عکس است انسان شعر دقیق و رقیق مولانا یا حافظ را با یک صدای انکرالأصوات بخواهد بخواند. این محتوا هنری است ولی اجرا هنری نیست. گاهی تلفیق و ترکیبی است از محتوا و اجرا شعر حافظ را با آهنگ خوب میخواند، شعر مولوی را با آهنگ خوب میخواند. این قسمت سوم دستتان پر است انشاءالله یعنی اگر این قسمت خطبه قاصعه نهجالبلاغه را خوب ارزیابی کنید که پیغمبر چه کار کرد و چطور این چارودارها را دوباره جمع کرد و صاحب مسئولیت کرد و عظمت داد. چون آنها آمدند این پیغمبرزادهها و امامزادهها را چارودار کردند بعد که انقلاب اسلامی پیامبر در حجاز شد همین چارودارها را وجود مبارک پیغمبر دوباره بالا دست آورد. این مرجع تقلید خطاب به کارگردان فیلم محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) تصریح کرد: فیلم شما که انشاءالله مقبول خدا باشد و هست اوّلین ثواب را امام و شهدا میبرند بعد شما آقایان، همه کارها همین طور است سدسازی، کتابنویسی. خیلی از علمای نجف نوشتههایشان را گونی گونی در شط میریختند الآن علمای حوزه یا دانشگاه یک چیز مینویسند فوراً یا نمایشگاه است یا عرضههای دیگر است. اولین ثواب را امام و شهدا میبرند بعد دیگران. بنابراین دستتان پر است حالا البته در داخل زید چه میگوید عمرو چه میگوید اینها را نمیشود به حساب آورد. آیتالله جوادی آملی افزودند: اگر کسی بخواهد بلنداندیش باشد باید اساسی فکر بکند وگرنه همیشه این بازیها وجود دارد. کودکی پیغمبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نظیر کودکی حضرت عیسی نبود مفسر بزرگ قرآن کریم با اشاره به کودکی زندگی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) افزود: کودکان دو قسماند بعضی از کودکاناند که یک شبه ره صد ساله رفتند یک حرفی جناب حافظ دارد که "یک بیت از این قصیده به از صد رساله است" این را در یکی از آن غزلیاتش دارد "یک بیت از این قصیده به از صد رساله است" بعضیها هستند که یک شبه ره صد ساله رفتند، کودکی حضرت عیسی است. وی ادامه داد: کودکی پیغمبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نظیر کودکی حضرت عیسی نبود البته وقتی که بالغ شد به مراتبی از رشد رسید که احدی نرسید. به دلیل اینکه وجود مبارک حضرت عیسی مبشر بود اگر پیامبر حرف جدیدی نمیآورد همین حرفهای انبیای قبلی را میآورد دیگر بشارت نمیخواست. بشارت معنایش این است که یک حرف تازهای، مکتب تازهای، رهاورد تازهای، رهتوشه تازهای است اینکه در سوره صف دارد وَمُبَشِّرَاً بِرَسُولٍ یَأْتِی مِن بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ معلوم میشود یک چیز جدیدی است. آیتالله جوادی آملی تصریح کرد: کودکی حضرت با کودکی دیگران فرق میکند اما کودکی حضرت همانند کودکی مسیح(علیه السلام) نبود که یک شبه ره صد ساله طی کند یا کودکیاش طوری باشد که به طور غیر عادی به دنیا بیاید الآن شما میبینید بخش وسیعی از مسیحیّت یعنی دو میلیارد و نیم با اینکه بشر خیلیها رشد دینیشان قوی نیست اما جریان مسیحیّت به وسیله همان اعجاز کودکیاش توانسته جهان را بگیرد. قرآن یک اعجاز عقلی است در دسترس دیگری نیست اما این کودکی وجود مبارک عیسی توانست بالأخره دو میلیارد و نیم جمعیت را به خودش جلب کند. موسای کلیم خیلی مبارزه کرد کم مبارزه نکرد دریا را شکافت. آخر به آب بگوید نیا بگوید چشم. کار کمی نیست طوری بشود که این دریا یک جاده خشکی بشود که پای اینها هم تر نشود فرمود: "فَاضْرِبْ لَهُمْ طَرِیقاً فِی الْبَحْرِ یَبَساً" یابس یعنی خشک. خب وقتی آدم در دریا برود کفشش تر نشود . فرعون را به هم زدن و عصا را اژدها کردن و اینها کم نیست. اما کودکی وجود مبارک عیسی همه اینها را زیر پوشش میگیرد. بنابراین فرق میکند کودکیاش با کودکی دیگران فرق میکند اما کودکی پیامبر اسلام به گونهای نیست که نظیر کودکی حضرت عیسی باشد یا نظیر کودکی حضرت یحیی باشد که خیلی بتواند مسئله باشد. |
|||
|
|
۲۲:۴۵, ۱۷/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
اولین سوالی که برای من پیش اومد انتخاب مجیدی برای این فیلم بود!
هر چی نگاه می کنم متوجه نمی شم روی چه حسابی این کار رو بهمجیدی دادن؟! از روی کارنامه؟ در واقع سوال اساسی همینه!! کدوم کارنامه؟ آواز گنجشکها؟!! یا رنگ خدا!!!!؟؟؟
|
|||
|
|
۱۲:۴۰, ۹/مهر/۹۰
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
لوکیشن فیلم محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)مجیدی شهرک سینمایی نور که شامل لوکیشن شهر مکه و مدینه فیلم محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مجید مجیدی چند روز پیش شاهد حضور گروهی از اهالی رسانهای جهان عرب بود. در نخستین کیلومترهای شمالی ورود به استان قم و در اتوبان تهران ـ قم جادهای خاکی در میان پستی و بلندیهایش تو را به مکانی میرساند که در یک طرف آن مکه و در طرف دیگر آن مدینه است. ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
|||
|
|
۲:۴۹, ۱۵/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
طبیعی است که در یک پروژه عظیم، با برنامهریزی چند ساله، تغییراتی هم به وجود بیاید همانطور که برای فیلم «محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)» هم اتفاق افتاد. اما نکته جالب و متفاوتش اینجاست که..... یکی از مهمترین پروژههای سینمای ایران که این روزها در مرحله تولید است، آخرین فیلم [b]مجید مجیدی، «محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)» است. فیلمی که در سه قسمت ساخته خواهد شد و اولین قسمت آن که هم اکنون در مرحله فیلمبرداری است، به زمان کودکی و نوجوانی پیامبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و دوران جاهلیت پیش از اسلام در عربستان میپردازد. جای فیلمی که بر مبنای زندگی پیامبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ساخته شده باشد، در سینمای ایران، خالی بود. اصولا به جز فیلم «پیغامآور» مصطفی عقاد (که با نام «محمد رسولالله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)» در ایران به نمایش درآمد و بارها هم به مناسبت مبعث پیامبر از تلویزیون پخش شد) هیچ اثر سینمایی خوب دیگری از زندگی حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وجود ندارد. شاید یکی از مهمترین دلایلی که تا به امروز کارگردانان ایرانی سراغ داستان دراماتیک زندگی پیامبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نرفتهاند، ترس از بزرگی پروژه و هزینههای آن باشد. ترسی که دور از منطق هم نیست. کمی بعد از اینکه پیش تولید پروژه مجیدی شروع شد، شایعاتی منتشر شد مبنی بر اینکه برای ساخت این فیلم قرار است چیزی حدود 50 میلیارد تومان هزینه شود. رقمی که در مقایسه با ارقام جهانی استاندارد است اما برای سینما کوچک و جمعوجور ایران که برای بهترین فیلمهایش بیشتر از چند صد میلیون تومان هزینه نمیکند، رقم هنگفتی بود. البته هزینه 50 میلیارد تومان همان موقع توسط روابط عمومی فیلم تکذیب شد . به هر حال برای چنین فیلمی، هزینه چندان دور از ذهنی هم نیست. در خبرهای اولیهای که از تولید فیلم در سایت اسکرین دیلی منتشر شد، خود مجیدی هزینه ساخت پروژه «محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)» را در خارج از ایران 30 میلیون دلار اعلام کرد. پروژهای که همان موقع سایت اسکرین دیلی آن را فیلمی بلندپروازانه لقب داد.
با همه اینها مجیدی بلندپرواز نشان داد. شاید هم پشتوانه تهیهکنندهای چون محمدمهدی حیدریان، که در مدیریت ید طولایی دارد، در این بلندپروازی بی تاثیر نباشد. خبر فیلم «محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)» هر چند در سال 1389 رسما منتشر شد اما از 3 سال پیش از آن تحقیقات برای نوشتن فیلمنامه شروع شده بود. سال 1388 کامبوزیا پرتوی و مجید مجیدی اولین نسخه فیلمنامه را نوشتند. حمید امجد، استاد تئاتر، در نوشتن دیالوگهای فیلمنامه با آنها همکاری کرد. جمعی از حرفهایترینهای سینما چون رضا میرکریمی و بیژن میرباقری و سیروس حسنپور در تیم کارگردانی قرار گرفتند تا بزرگترین پروژه سینمای ایران را کلید بزنند. پروژهای که از همان ابتدا اعلام شد بهخاطر اهمیت مضمونش قطعا با همکاری بهترینهای سینمای ایران و جهان ساخته خواهد شد. اولین نام هم اسکات.ای.اندرسون، طراح جلوههای ویژه بینالمللی و برنده جایزه اسکار بود. از صدها بازیگر برای نقشهای مختلف تست گرفته شد و در نهایت اسامی که اعلام شد و نقشهایشان به این ترتیب بود: مهدی پاکدل برای نقش ابوطالب، عموی پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، ساره بیات برای نقش حلیمه، دایه پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، مینا ساداتی برای نقش آمنه، مادر پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، محسن تنابنده برای نقش ساموئل، تاجر یهودی، حمید فرخنژاد برای نقش ابوسفیان، رعنا آزادیور برای نقش امجمیل، همسر ابولهب، هدایت هاشمی برای نقش حناطه، برده آزاد شده و نگار عابدی برای نقش همسر حناطه. طبیعی است که در یک پروژه عظیم، با برنامهریزی چند ساله، تغییراتی هم به وجود بیاید همانطور که برای فیلم «محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)» هم اتفاق افتاد. اما نکته جالب و متفاوتش اینجاست که در همه جای دنیا اگر فیلمی به این اهمیت ساخته شود، هر روز تیتر اول رسانهها میشود. جزئیات کار روز به روز و حتی حاشیهها و شایعات درگوشی منتشر میشود. اینطوری تا روز اکران فیلم را سرپا و مهم نگه میدارند. اما در مورد فیلم مجیدی سعی شد که کمترین اخبار و عکسهای ممکن از پروژه با دقت و ریزبینی زیاد به رسانهها داده شود. این شد که هیچکس متوجه نشد چطور امین تارخ که برای بازی در نقش عبدالمطلب، پدربزرگ پیامبر اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، انتخاب شده بود جلوی دوربین نرفت؟ اخبار غیررسمی حاکی از آن بود که گریم تارخ نشان داده او برای این نقش مناسب نیست. تغییرات گستردهتر از یکی، دو بازیگر بود. حمید فرخنژاد هم که قرار بود در نقش ابوسفیان ظاهر شود به دلیل تقارن فیلمبرداری با فیلم دیگری به نام «استرداد» به کارگردانی علی غفاری کنارهگیری کرد. هدایت هاشمی و نگار عابدی هم با هم از بازی در فیلم استعفا دادند. در مورد این دو بازیگر شنیده شد که گویا نقش یکی از آنها در فیلمنامهای که دوباره میرباقری بازنویسی کرده، آنقدر کوتاه شده که با فیلمنامه اولیه که به آنها داده شده بود، تفاوت زیادی داشته و کاراکترهایشان در حد سیاهی لشکر تقلیل پیدا کرده است. مهمترین کسی که طبق شنیدهها از پروژه کنار رفت و رفتنش قطعا تاثیر زیادی (فارغ از خوب و بد بودن آن) روی نتیجه کار خواهد گذاشت، رضا میرکریمی است. قطعا سوالی که پیش میآید این است که این حجم تغییرات آن هم در همین اوایل کار به چه دلیل است؟ آیا به دلیل مشکلات مالی و یا خواستههای اسپانسرهای فیلم است و یا سازندگان فیلم هنوز هم به نسخه دلخواهشان از فیلمنامه نرسیدهاند؟ هم اکنون فیلم مجیدی همچنان در مرحله فیلمبرداری به سر میبرد. بعد از فیلمبرداری صحنههای مربوط به فرار مردم مکه به دلیل حمله ابرهه، گروه فیلمسازی به جنوب کشور رفته و فیلمبرداری را در منطقه عسلویه ادامه دادند. با اتمام سکانسهایی که قرار بود در عسلویه فیلمبرداری شود، «محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)» وارد فاز جدیدی از داستانش شده است. یادمان باشد فیلم «محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)» قرار است در فهرست آثار فاخر سینمای ایران قرار بگیرد. فیلمی که احتمالا پرهزینهترین فیلم تاریخ سینمای ایران تا به امروز خواهد بود و قطعا برای پخش بینالمللی آن، چه در کشورهای جهان اسلام که مخاطب اصلی فیلم زندگی پیامبرشان خواهند بود و چه در کشورهای غربی، که به دنبال تصویر و روایتی از زندگی حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هستند، برنامهریزیهای گستردهای صورت خواهد گرفت. این پروژهای است که جدا از ارزشهای سینمایی، از لحاظ محتوایی هم بسیار مورد توجه قرار خواهد گرفت. فیلمی که قرار است پس از پایان فیلمبرداری، دكور عظیم آن، تحت عنوان شهرك سینمایی پیامبر اعظم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به تمام پروژههای سینمایی جهان درباره تاریخ اسلام امكان بهرهبرداری بدهد. فیلم مجیدی قرار است تبدیل به بخشی از فرهنگ و تاریخ و مذهب نه تنها ما، که همه مسلمانان جهان شود. درنتیجه باید روی همه ابعاد این پروژه عظیم، دقت شود: از جنبه سینمایی و دراماتیک آن گرفته، تا حساسیت موضوعی و حواشی و حتی هزینهای که قرار است صرف ساخت آن شود. منبع: tehrooz.com |
|||
|
|
۲۱:۲۱, ۱۷/آبان/۹۱
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
بازدید مقام معظم رهبری از پشت صحنه فیلم «محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)» سینما - مهر نوشت: مقام معظم رهبری روز صبح چهارشنبه 17 آبان ماه برای بازدید از صحنههایی از این فیلم به لوکیشن «محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)» حوالی تهران رفتند. این اولین دیدار ایشان از مراحل تولید یک پروژه سینمایی محسوب میشود. گروه فیلمبرداری این پروژه هم اکنون در اطراف تهران مشغول گرفتن سکانسهایی از این کار هستند که البته روزهای پایانی کار در ایران است. مهدی پاکدل در نقش ابوطالب، علیرضا شجاعنوری در نقش عبدالمطلب، محسن تنابنده در نقش ساموئل، داریوش فرهنگ در نفش ابوسفیان، مینا ساداتی در نقش آمنه، ساره بیات در نقش حلیمه و پانتهآ مهدینیا در نقش فاطمه بنتاسد از بازیگران «محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)» هستند. تازهترین ساخته مجید مجیدی روایت زندگی خاتم انبیا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در مقطع پیش از تولد تا 12 سالگی ایشان است. این فیلم در موسسه سینمایی نورتابان تولید میشود و مدیریت این پروژه را محمد مهدی حیدریان برعهده دارد. [/B] |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| مجید مجیدی و فیلم زندگانی حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) | مجتبی110 | 98 | 159,192 |
۱۷/بهمن/۹۶ ۱۰:۴۶ آخرین ارسال: دل خسته |
|
| ساخت فیلم سینمایی درباره سردار سلیمانی | Silence | 0 | 1,239 |
۲۵/فروردین/۹۴ ۱۵:۲۸ آخرین ارسال: Silence |
|
| نقد فیلم سینمایی شکلات داغ | sinasafaee | 1 | 8,568 |
۱۳/خرداد/۹۲ ۱۱:۵۳ آخرین ارسال: pari74bala |
|
| فیلم سینمایی اخلاقتو خوب کن | ZaHrA110M | 32 | 15,902 |
۱۳/آبان/۹۱ ۲۱:۳۹ آخرین ارسال: دل خسته |
|
| بررسی فیلم سینمایی قلاده های طلا ( در مورد فتنه ی 88 ) | sarallah | 80 | 54,271 |
۲۰/شهریور/۹۱ ۱۳:۰۱ آخرین ارسال: جویای حقیقت |
|
| فیلم سینمایی "پایان نامه" | FOADG | 1 | 2,397 |
۱۵/تیر/۹۰ ۱۳:۲۰ آخرین ارسال: pcyord |
|





![[تصویر: 106071_978.jpg]](http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/5/23/106071_978.jpg)
![[تصویر: 106070_385.jpg]](http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/5/23/106070_385.jpg)




![[تصویر: A1103247.jpg]](http://media.farsnews.com/Media/9004/Images/jpg/A0110/A1103247.jpg)





![[تصویر: 11013700_PhotoL.jpg]](http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1390/07/08/11013700_PhotoL.jpg)
![[تصویر: 110519890_PhotoL.jpg]](http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1390/07/08/110519890_PhotoL.jpg)
![[تصویر: 110622828_PhotoL.jpg]](http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1390/07/08/110622828_PhotoL.jpg)
![[تصویر: 110718734_PhotoL.jpg]](http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1390/07/08/110718734_PhotoL.jpg)
![[تصویر: 110936765_PhotoL.jpg]](http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1390/07/08/110936765_PhotoL.jpg)
![[تصویر: 111125265_PhotoL.jpg]](http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1390/07/08/111125265_PhotoL.jpg)
![[تصویر: 111248906_PhotoL.jpg]](http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1390/07/08/111248906_PhotoL.jpg)
![[تصویر: 111855812_PhotoL.jpg]](http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1390/07/08/111855812_PhotoL.jpg)
