|
کتاب " المراقبات " اثر میرزا جواد آقا ملکی تبریزی (رحمة الله علیه)
|
|
۱۴:۲۹, ۸/مرداد/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/مرداد/۹۱ ۱۴:۳۰ توسط یا صاحب الزمان.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرّحمن الرّحیم
با سلام کتابی که می خواهم معرفی کنم , کتاب المراقبات از عالم عامل , فقیه کامل , میرزا جواد آقا ملکی تبریزی هست . کتابی که حاوی نکات بسیار ارزنده ای هست . کتابی که یک سالک راه خدا بسیار به آن نیازمند است به خصوص کسی که فعلاً استادی در این راه ندارد . در پست های آینده فرازهایی از این کتاب ارزشمند را تقدیم خواهم کرد . ان شاء الله که خداوند توفیق به کار بستن این نکات را به ما عنایت فرماید به حق محمّد و آل طاهرش . التماس دعا . تقریظ مرحوم علامه طباطبائى (ره ) بر کتاب المراقبات بسمه تعالى خداوندا! پروردگارا! نامهاى نیک ، برترین نشانه ها، بزرگى و نعمتها فقط از آن توست . همانگونه که تو خود را ستودى تو را ستایش نموده و همانطور که خود را مدح نمودى تو را مدح مى کنیم . بر بنده و رسولت محمد و آل او (صلى الله علیه و آله و سلم ) درود مى فرستیم . پروردگارا! از تو مى خواهیم دلهاى ما را پس از هدایت ، گمراه ننموده و رحمت خود را نصیبمان سازى که فقط تو داراى بخشش فراوانى . چند سطرى درباره کتاب اعمال سال تألیف پیشواى طایفه ، حجت حق ، آیت الله ، مرحوم حاج میرزا جواد آقا ملکى تبریزى - قدس الله روحه - مى نویسیم نه با این هدف که این کتاب گرانسنگ یا مؤ لف بزرگ آن را بستایم ؛ زیرا این کتاب دریاى لبریزى است که در سنگ و پیمانه نگنجد و مؤ لف آن پیشواى والا مقامى است که بلنداى زیاد شخصیت او را هیچ مقیاسى قابل اندازه گیرى نیست ، و ناتوانى ، عذرى موجه ، و یأس از رسیدن به مقصد، براى استراحت کافى است ؛ بلکه با هدف تذکر به برادران و دوستان و سروران صادق و با صفا . که ((تذکر براى مؤ منین ( سودمند است )). برادرانم ! زندگى دنیا بازیچه اى بیش نبوده و زندگى حقیقى سراى آخرت است . انسان در زندگى پست دنیا وظیفه اى جز آماده شدن براى زندگى آخرت ، پیمودن راه نزدیکى به خداوند، پیشه کردن بندگى و تواضع در مقابل خدا ندارد . حجابى بین او و پروردگارش نیست . و چاره اى جز ایستادن در پیشگاه خداوند نمى باشد. بنابراین انسان باید در جایگاه نیاز ایستاده و علامت بندگى را در خود آشکار نماید؛ به پروردگار عزت روى نموده و متوجه ساحت بزرگى و عظمت او شود و با نامها و صفات نیکوى او و بوسیله دعا به او نزدیکى جوید؛ و با مراقبت در روزها و شبهاى مختلف و ماهها و سالها به او متوسل و خود را در مسیر وزش بادهاى انس و نسیمهاى قدس او قرار دهد . چنانکه فرمود (صلى الله علیه و آله و سلم ): در طول زندگانى شما نسیمهایى از رحمتهاى پروردگار مى وزد، بهوش باشید! به آن رو کنید و به آن پشت نکنید. بجان خودم سوگند، روش گذشتگان مقرب و روندگان راه بندگى ، یعنى محمد و آل پاك او و سایر پیامبران ، راستگویان ، شهدا و صالحین همین بوده است . و آنان چه همراهان خوبى هستند. کتابى که پیش رو دارید از بهترین کتابهایى مى باشد که در این زمینه نگارش یافته است . دراین کتاب لطایفى که اهل ولایت خدا از آن مراقبت نموده و نکا ت ظریفى که در دلسرگشتگان محبت خدا خطور نموده و تمام مطالبى که مربیان درباره عبادت خدا فهمیده اند،وجود دارد . خداوند مرقد مؤلف بزرگ آن را نورانى ، از بارانهاى رحمت و بخشش خود بر آن سیراب و او را به پیامبر و آل پاك او ملحق نماید. محمد حسین طباطبائى زندگى مؤ لف قدس سره عالم عامل ، فقیه کامل ، اخلاقى مهذب ، استاد باتقوا، مرحوم آیت الله حاج میرزا جواد آقا ملکى تبریزى تحصیلات خود را در نجف اش رف نزد علماى برجسته عصر خود به پایان رسانید . مراتب سلوك و اخلاق را از مظهر انوار هدایت ، انسان ملکوتى ، استاد بزرگ ، مشهور به مولى حسینقلى همدانى اخذ کرده و فضایل نفسانى را نزد او تکمیل نمود . در فقه و اصول شاگرد علامه شیخ آقا رضا همدانى و سایر علما بود . سپس به ایران بازگشته ، در سراى ایمان ((قم مشرفه )) ساکن و مشغول به وظایف علمى و عملى خود گردید. او مصداق بارزى از آنچه درباره علامات ایمان و آثار یقین مى گویند بود . آتش محبت خداى متعال و جانشینان او علیهم السلام چنان در دل شریفه زبانه مى کشید که گویى قلب او پاره اى از آتش بود. او در روز عید قربان سال 1343 از این دنیا رحلت کرد . یکى از شاگردان او در رثایش قصیده اى به نام قصیده جوادیه سروده که ماده تاریخ وفاتش (از جهان ، جان رفت و از ملت ، پناه ) بود. خداوند او را غریق رحمت خود بگرداند. تالیفات او عبارتند از: 1 . اسرار الصلوة 2 . سیر الى الله معروف به رساله لقاییه 3 . المراقبات یا اعمال السنه (همین کتاب ) 4 . رساله اى در فقه 5 . [b]رساله اى در اصول [/b]( دو کتاب آخر چاپ نشده است ) ان شاء الله ادامه خواهد داشت ...
|
|||
|
|
۱۶:۴۱, ۲۵/بهمن/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/بهمن/۹۱ ۱۶:۴۴ توسط یا صاحب الزمان.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
مقدمه ی مؤلف
بسم الله الرحمن الرحیم تنها خدا را سزاوار ستایش دانسته و بر محمد و دودمان پاک او سلام کرده و بر آنان درود می فرستم . خطاب به خود می گویم : ای بنده ی پست بیکاره ! روزهای زندگی تو از هنگام تولد تا زمان مرگ , مانند ایستگاههای مسافرت تو به وطن اصلیت می باشد . همان جایی که خلق شده ای تا در آن ساکن شده و زندگی جاوید داشته باشی و پروردگار , سرپرست و مالکت , تو را به این سفر فرستاده است تا فواید زیاد و کمالات انبوه و بی شماری را که خرد خردمندان و دانش دانشمندان و تصور حکیمان تنها آنها را نمی تواند بفهمد بدست آوری . فوایدی از قبیل : رسیدن به روشنایی و زیبایی , شادمانی و نعمت , بلکه فرمانروایی و شوکت , و شکوه و زیبایی و کمال . اگر در پی خشنودی او بوده و بدنبال هدایت او حرکت کرده و سفارشات او را انجام دادی , به سودهای کلان و فراوانی می رسی که کسی قادر به شمارش گونه های آن نیست ؛ چه رسد به شمارش تک تک آنها . و کسی توان تصور بزرگی آن را ندارد . کسی آن را ندیده و درباره ی آن چیزی برای ما نقل نشده است . از دو راه می توان این مطلب را اثبات کرد : با دلیل عقلی و دلیل نقلی دلیل نقلی عبارت است از آیات و روایات زیر : « هیچکس نمی داند , به پاداش نیکوکاریش , چه نعمت و لذتهای بی نهایت که روشنی بخش دیده است , برای او مخفی ( ذخیره ) شده است . » « اگر نعمت های خداوند را بشمارید , نمی توانید تمام آنها را بشمارید . » و در روایات متواتر آمده است : « در هر روز جمعه نعمت های بهشت دو چندان شده و این مطلب پایانی ندارد . » و در حدیث معراج است که : « خداوند متعال میفرماید : در هر روز هفتاد بار به آنها ( اهل بهشت ) می نگرم . در هر بار با آنان سخن گفته و دارایی آنان را هفتاد برابر می گردانم . » دلیل عقلی این است که : از زمانی که خداوند مادیات را در این دنیا افریده تا کنون به آن نظر نیافکنده است . با این وجود این همه نعمت در این دنیا وجود دارد . با سنجش این جهان با جهان آخرت که جهان نزدیک شدن و دیدار او می باشد به این نتیجه می رسیم که نعمت های آن جهان قابل مقایسه با نعمت های دنیا نیستند . بعضی از دانشمندان خداشناس گفته اند : چیزهایی که در بعضی از جهان های آخرت می باشد , همگی سرشار از بی نیازی و زندگی می باشند . گویا زندگی در آن جوشیده و فوران می کند . جریان زندگی آنها فقط از یک منبع سرچشمه گرفته و اینطور نیست که چیزی مثلاً فقط « گرما » باشد یا فقط « باد » باشد و بلکه تمام این چیزها از یک جنس می باشند ؛ ولی جنسی که در آن هر مزه ای احساس می شود ؛ مزه ی نوشیدنی و شیرینی و هر چیزی که مزه ای داشته باشد ؛ و نیز نیروی هر چیزی که نیرویی داشته باشد ( در همان یک جنس یافت می شود ) ؛ و نیز بوی تمام چیزهای خوشبو ؛ رنگ تمامی رنگها و تمام آوازهای زیبا و آهنگ های موزون موسیقی ؛ و تمام چیزهایی که حس می شود ؛ و تمام اینها همانطور که گفتیم در یک حالت غیر مرکب و بسیط می باشد . زیرا این حالت حالتی حیوانی و عقلی می باشد که در برگیرنده ی تمام حالات پیش گفته است و تمام این حالات در این حالت وجود دارد بدون این که بعضی از این حالات با بعضی دیگر مخلوط شود و عده ای از این حالات , عده ی دیگری را از بین ببرد . بلکه تمام این حالات در همان یک حالت محفوظ و موجود است که گویا هر کدام از این حالات به تنهایی وجود دارد . ان شاء الله ادامه خواهد داشت ... |
|||
|
|
۱:۲۶, ۲۸/بهمن/۹۱
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
بنابراین فکر کن ؛ ای انسان ! تو در رابطه با منافع این دنیای زبون , در حرکات و سکنات خود آنگونه عمل می کنی که سود بیشتری برده و منافع بیشتری را کسب نمایی . بهمین جهت چیزهایی را انتخاب می کنی که مزیت و برتری بیشتری داشته باشد . بلکه از این هم بالاتر , به خاطر اب و غذا و رختخواب بهتر خود را خسته و وقتت را صرف می کنی ؛ در حالی که بخوبی می دانی که از این خستگی بجز تفاوت کمی بدست نمی اید که آن هم همیشگی نبوده و بزودی از بین می رود .
پس چرا در رابطه با آخرت خود اینگونه نیستی ؟ با وجود اینکه نعمت های آخرت پایدار و جاوید بوده و نعمت های این دو جهان با هم قابل قیاس نیستند . مثلاً اگر کالایی را جهت تجارت خریده و سپس متوجه شوی که اگر بجای آن , کالای دیگری می خریدی , استفاده ی تو دو چندان می بود , اندوهگین و ناراحت شده و خود را سرزنش می کردی که چرا از این مطلب غافل بودم ؛ و تصمیم می گرفتی که از این به بعد بی گدار به آب نزنی . ولی اگر در تجارت آخرت هفتاد برابر سود یا بیش از آن را از دست بدهی غمگین نمی شوی . مثلاً نماز جماعت در مسجد جامع با امامت عالم با تقوا بخصوص اگر جمعیت زیادی به او اقتدا کرده باشند , ثواب آن هزاران بار بیش از نماز فرادای در خانه است . با این وجود در مورد آن کوتاهی کرده و برای از دست دادن آن حتی به اندازه ی یک دهم از دست دادن مال دنیا هم ناراحت نمی شوی ! باعث این همه سستی چیزی جز ضعف ایمان است ؟ بترس از این که این ایمان ضعیف را در ترس های زیاد ـ بخصوص در سختیهای مرگ ـ از دست داده و با بد عاقبتی و بی ایمانی از دنیا بروی . خود را برای مجازات بزرگتر بودن خواست دنیا از خواهش آخرت آماده نموده و این سخن معصوم (علیه السلام) را بیاد آور که : « کسی که صبح کند و همت و خواست بزرگتر او دنیا باشد پیوند خود را با خداوند بریده و خداوند چهار چیز را در قلب او جایگزین می نماید : غمی که هیچگاه از او جدا نشود کاری که هیچگاه از آن فراغت نیابد فقری که هیچگاه به بی نیازی نرسد و آرزویی که به پایان آن نرسد . » و از این عبارت که « پیوند خود را با خدا بریده است » غافل مشو که این خود مجازات بسیار بزرگی است . ان شاء الله ادامه خواهد داشت ... |
|||
|
|
۰:۰۱, ۲۹/بهمن/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/بهمن/۹۱ ۰:۰۴ توسط یا صاحب الزمان.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
ای عاقل ! این ضرر و بدبختی بزرگ را در ترازوی عقل خود با هر ضرر دنیایی که تصور می شود مقایسه کن و ببین بین این دو نسبتی هست ؟ درباره ی مصیبت خود در زمان مهلت بیندیش ؛ فرصتها را از دست نداده و برای روز افسوس و پشیمانی و طولانی بودن روز قیامت و ترسهای آن خود را آماده کن . از عذاب , انتقام و مجازات سخت روز قیامت بر نفس خود گریه کن ؛ نفسی که در این دنیا به نعمت و آسایش عادتش داده ای . و بگو :
« ای پروردگار و آقا و مولای من ! از چه چیزی به تو شکایت کنم و برای کدام فریاد بکشم و گریه کنم ! برای درد عذاب و شدت آن ؟ یا به خاطر طولانی بودن عذاب و مدت آن ؟ یا از عقرب و مار یا از گرز آهنین و زنجیر ؟ » شاید از این تفکر پندی گرفته و با توبه ی راستین آماده ی سفر شوی و با انجام نیکی ها گناهان را از بین ببری . زیرا پروردگار , ما را خیلی دوست داشته و گناهانمان را می بخشد . خداوند مهربان و سپاسگزار که توبه را پذیرفته , با پاداش های زیاد از خوبی های کم سپاسگزاری نموده , لغزش ها را از بین می برد و گناهان را تبدیل به چند برابر نیکی می کند . و بگو : « ای کم خرد بی ادب و دیوانه ای که امروز و فردا می کنی ! ای کسی که کارهای زشت تو باعث بدبختیت می شود ! چه زمانی این کارها پایان می یابد و چگونه ؟! چرا این همه سستی و کسالت و کارها را به آینده واگذار نمودن و امروز و فردا کردن ؟! این سرپیچی و شورش و انکار و کفران نعمت چرا ؟! چرا به ضعیفی بدن , نازکی پوست و باریکی استخوانت رحم نمی کنی ؟! چگونه می توانی با این ترس های بزرگ روبرو شده و فشارهای زیاد تحمل نمایی ؟! بدنی که همیشه بهترین لباس ها را می پوشد , وقتی که " قطران " و لباس های آتشین پوشیده و با شیاطین در کند و زنجیر شود و در چاه آتش خیلی عمیقی که زیورآلات آن آهن است انداخته شود , چه حالی خواهد داشت ؟! چاهی که نوشابه ی آن بسیار گرم و چرک آلود به خون است ! « اب بسیار گرمی روی سر آنها ریخته می شود که امعا و احشا و پوست آنها را می گدازد و گرزهای اهنین برای آنها مهیاست . » چه سختی و گرفتاری بد و چه عذاب دردناک و چه مجازات سخت و رسوا کننده ای . » ان شاء الله ادامه خواهد داشت ... |
|||
|
|
۰:۵۹, ۳۰/بهمن/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/بهمن/۹۱ ۱:۰۱ توسط یا صاحب الزمان.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
آیا تو نبودی که در دنیا با امثال خودت مسابقه می گذاشتی ؟ ؛ به اعیان و اشراف حسد ورزیده و با ثروتمندان و عزیزان چشم هم چشمی کرده و فخر می فروختی و از نداری و ذلت پیوسته غصه می خوردی .
هنگامی که تو را زنجیر و دستبند به دست با چهره ی سیاه و چشم کبود به صف محشر بیاورند و ببینی دیگران چنین نیستند چه حالی خواهی داشت ؟ به چپ و راست خود می نگری و می بینی : « در آن روز بعضی از چهره ها شاداب بوده و به پروردگارشان می نگرند . در آن روز بعضی از چهره ها تابان , خندان و خوشحال است . » آنان لباس امان از عذاب پوشیده و تاج عظمت و پادشاهی بر سر گذاشته اند . فرشتگان رحمت گرداگرد آنان را فرا گرفته و در شادی و ناز و نعمت بسر می برند و زنان سیاه چشم و جوانان زیبای بهشتی آنان را احاطه می کنند . آیا نمی گویی : « ای پروردگار و آقا و مولای من ! فرض کن بر حرارت آتشت صبر کردم , ولی چگونه می توانم کرامت تو را ببینم و باز صبر کنم و در حالی که به بخشیدن تو امیدوارم ؟ چگونه می توانم در آتش بمانم ؟ » اگر به خدا , رسول او و کتابی که بر رسول خود نازل کرده است ایمان داری باید به دستورات الهی عمل کرده و با تمام توان جهت رفع مصیبت های بزرگی که بر خود وارد کرده ای تلاش کنی . مبادا شیطان تو را با کرم خداوند فریب داده و یا فریب حلم و بردباری خدا را بخوری ؟ زیرا حلم او گر چه زیاد است ولی مجازات او نیز شدید است . آیا عاقبت کسانی را که فریب حلم خدا را خوردند نشنیده ای ؟ « آیا ندیده ای که خداوند با قوم عاد چه کرد ؟ و نیز اِرمیها را که دارای قدرت و عظمت بودند ( چگونه کیفر داد ؟ ) (شهر اِرم ) که هیچ کجا شهری به زیبایی و استحکام و بزرگی و تنعم آن نبود . ونیز به قوم که سنگ را شکافته و کاخ های سنگی برای خود می ساختند ( چه کیفر سختی داد ! ) و نیز فرعون صاحب قدرت و سپاه فراوان (را چگونه در دریا غرق کرد ) کسانی که در زمین ظلم و طغیان کردند ! )) آیا به یاد نمی آوری که خداوند با شنبه ای ها چه کرد ؟ هنگام خواب انسان بودند ولی صبح خود را میمون و خوک یافتند یا آنان که شب در سلامتی کامل بودند ولی صبح از جهنم سردرآوردند ! آیا نمی ترسی که تو نیز مانند آنان باشی ؟ چگونه از شبیخون و خواری ایمن شده ای ؟! کسی که از مرگ در خواب می ترسد , چگونه می خوابد ؟! ان شاء الله ادامه خواهد داشت ... |
|||
|
|
۲۲:۲۵, ۲/اسفند/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/اسفند/۹۱ ۲۲:۲۷ توسط یا صاحب الزمان.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
کسانی که مواظب اعمال خود بوده و در طاعت خدا تلاش می کردند , در هر روز چندین بار صورت های خود را به دقت بررسی می کردند که ببینند آیا به حال خود باقی مانده یا از ستم و سرپیچی سیاه شده است ! با این اوصاف کسانی که در امور دینی سهل انگار هستند , خود را به فراموشی زده و در انجام گناهان و سرپیچی خداوند جدی هستند چه سرنوشتی خواهند داشت ؟! بنابراین لازم است برای بهره مند شدن از رحمت و بخشش , فوراً اقدام کنی . خطاهایی را که در گذشته مرتکب شده ای جبران نموده و آماده ی تعمیر قبرت شوی . اگر در توبه صادق بوده و در تدارک گذشته و بازگشت تلاش نمایی خواهی دید که درها به روی تو باز بوده و لغزش هایت نادیده گرفته شده است ؛ پروردگار به تو روی آورده , گناهان تو را محو نموده , زشتیها و گناهان را تبدیل به چند برابر خوبی نموده و تو را به درجان بلندی می رساند ؛ و مانند پدر و مادری مهربان و دوستی دلسوز و عاشق با تو با مهربانی سخن گفته , جواب مثبت به تو داده و حجاب های عقلت را برطرف می نماید ؛ تو را ملحق به دوستان عاقل خود نموده و پرده های بین تو و خودش را برمی دارد ؛ با تو بخوبی سخن گفته و تو را گرامی خواهد داشت که اوست سلطان سلاطین و مالک مالکها .
بشتاب ! بشتاب ! که خداوند بخشنده ای مهربان و سروری دوستدار و علاقه مند است ؛ بخشایشگری نیکوکار , دوستی نزدیک و نزدیکی است که اجابت می کند . ان شاء الله ادامه خواهد داشت ... |
|||
|
|
۱۱:۱۷, ۲۱/فروردین/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/فروردین/۹۲ ۱۱:۲۶ توسط یا صاحب الزمان.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
و مژده , ای عاقل و با معرفت و صاحب نظر و اختیار ! که راه رونده بسوی او نزدیک است . او خود را از خلق خود نمی پوشاند مگر این که آرزوهای مردم خداوند را از آنان بپوشاند . بنابراین آرزوها و خواهشهای نفسانی را رها کن که او دارای بزرگی , زیبایی , نیکی و بخشش است و بسوی او بشتاب که دوستی نزدیک و نزدیکی است که اجابت می کند .
عقل و دل را بیدار کرده , انکار و دشمنی را ترک نما و به طرف آن آقای بخشنده حرکت کن . همان پروردگار بندگان و جهانیان که حاضر و آشکار است . و ای نفس ! بدان که می توانی نزدیکی و رضایت او را در مدت یک روز بلکه در یک ساعت و یک لحظه بدست آوری ؛ بشرط اینکه بداند نیت تو در ترک غیر خدا و قصد دیدار او صادقانه و پاک است . زیرا او حاضر است نه غایب ؛ روآورنده است نه روگردان , و مشتاق است نه غیر آن . آیا فرمایش خداوند به حضرت عیسی (علیه السلام) را نشنیدی که به آن حضرت فرمود : " عیسی ! چقدر چشم بدوزم و با بهترین شکل , بندگانم را بخوانم ولی آنها به طرف من نیایند ؟ " آیا این حدیث قدسی را نشنیده ای که ( خداوند فرمود ) : "اگر کسانی که به من پشت کردند , می دانستند که چگونه در انتظار آنان هستم و چه اشتیاقی به بازگشت آنان دارم از شوق من می مردند و اعضای بدن آنها از هم جدا می شد . " نیز روایت شده است که خداوند متعال می فرماید : " بنده ی من ! قسم به حق تو بر من که من , تو را دوست دارم , قسم به حق من بر تو , تو نیز مرا دوست بدار . " آه آه از تأسف و افسوس و آه از زیان و آه از نابودی و آه از بلا ! « که امر خدا را اطاعت ننمودم ؛ در حق خود ستم کرده و وعده های خدا را مسخره کردم . » ان شاء الله ادامه خواهد داشت ... |
|||
|
|
۲۳:۳۷, ۲۲/فروردین/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/فروردین/۹۲ ۲۳:۳۸ توسط یا صاحب الزمان.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
و اگر چنین همتی نداری , با تلاش و کوشش و با نرمی مداری با نفس و سخت نگرفتن به خود از ضایع شدن و بیهوده گذشتن اوقات جلوگیری کن تا بدین ترتیب به انجام خیرات عادت کنی . زیرا خیر , عادت است . و از شر بپرهیز که پرهیز از آن عبادت است و مبادا که همیشه در غفلت از خداوند بسر بری که در این صورت از حیوانات و از پست ترین مردم پست تر خواهی شد .
یقین داشته باش که هیچگاه نمیتوانی ظاهر خود را اصلاح نمایی مگر با اصلاح باطن . زیرا سرچشمه ی اعمال قلب است و از همین رو است که از قلب صالح جز عمل صالح و از قلب فاسد جز عمل فاسد برنمی اید . بنابراین مهمترین کارها اصلاح قلب است و قلب از ملکات نفسانی پیشین و خطورات قلبی تأثیر می پذیرد . خطورات قلبی نیز از محسوسات و ملکات نفسانی و خلق و خوی سرچشمه می گیرد . اکنون اگر کسی نتوانست قلب خود را از این راه اصلاح کند چاره ای جز کوبیدن در لطف و بخشش خدای کریم و رحیم ( برای توفیق , تأیید و هدایت ) نخواهد داشت . بهمین جهت اگر کسی واقعاً بفهمد که نمی تواند نفس و قلب خود را اصلاح نماید و چاره ای جز درخواست رحمت پروردگار خود ندارد ـ و خود را مانند کسی ببیند که در دریای عمیقی در حال غرق شدن یا در آتش گرفتار شده است ـ و خود و دل و عمل و کارش را به خدا سپرده و به عنایت او خوشبین باشد , حتماً نجات یافته , سعادتمند شده و به خواسته ی خود می رسد . زیرا او توانایی است که ناتوان نشده , بخشنده ای است که بخل نورزیده و امینی است که خیانت نمی کند و گفته اند ـ و چه خوب گفته اند ـ مبارزه با فریب های نفس و شیطان پایانی ندارد مگر این که عجز خود را بخوبی درک کرده و صادقانه به خداوند پناه بریم . ان شاء الله ادامه خواهد داشت ... |
|||
|
|
۲:۴۴, ۲۴/فروردین/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/فروردین/۹۲ ۲:۴۶ توسط یا صاحب الزمان.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
پس باید عمل خود را به خدا سپرده , باطن , روح , قلب , بدن , ایمان , و عمل را به خداوند تسلیم نماید که خداوند در حق کسی جفا و خیانت نمی کند .
آنگاه فرض کند که در مقابل خداوند متعال ایستاده و در حالی که بدون واسطه با او در حال سخن گفتن است به او می گوید : آیا پاسخ تو " نه " خواهد بود ؟ ـ و گفتن کلمه ی "نه " برای او سنگین تر از کوهها باشد ـ سپس بگوید : اگر بگویی "نه " وای بر من ! و بفریادم برس ! بفریادم برس ! سپس درباره ی خواری رد خدای متعال در جمیع ابعاد و آثارش , در عقل و روح و بدنش فکر کرده و آنگاه برای تمام این مصیبتها یکی پس از دیگری گریه کند و بگوید : وای بر عقل من اگر پروردگار و آقای من آن را بپوشاند ! عقل من چه حالی خواهد داشت اگر نتواند به مقام نور , شرف , حضور , آبرومندی و منزلت داشتن نزد خدا و رسیدن به مقام فرماندهی فرشتگان و امین وحی خدا بودن برسد ؛ عبادت کننده ی هوای نفس , مطیع خوک شهوت و خدمتگزار سگ غضب شده و نتواند به همسایگی بهترینها و نزدیکی پروردگار جهانیان برسد ؛ و سرانجام ماهیت انسانی او تغییر کرده و تبدیل به شیطانی گمراه کننده و فریبکار شود . سپس مجازات سختی را که همان رد خدای متعال باشد ـ و این مجازات به روح او می رسد ـ را در خاطر آورده و بگوید : وای بر روح من اگر خداوند به او پناه نداده و نتواند به خدا بپیوندد ؛ از مجلس انس او طرد شده , او را به قسمت صدرنشین بهشت راه نداده , و در جهنم با شیاطین همراه شود ! ان شاء الله ادامه خواهد داشت ... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| معرفی کتاب اسرار الصلاه تألیف آیت الحق جناب میرزا جواد آقا ملکی تبریزی | علی 110 | 27 | 72,002 |
۲۶/دی/۹۶ ۱۴:۲۷ آخرین ارسال: راوی110 |
|
| چکیده کتاب قیام و انقلاب مهدی، علیه السلام | kamelia | 0 | 1,427 |
۲۸/مرداد/۹۳ ۱۲:۴۴ آخرین ارسال: kamelia |
|
| کتاب العبقری الحسان فی احوال مولانا صاحب الزمان علیه السلام | parisan | 7 | 6,172 |
۱۴/فروردین/۹۲ ۱۵:۵۸ آخرین ارسال: علی 110 |
|
| کتاب " باده ی گلگون " از میرزا جواد آقا ملکی تبریزی (رحمة الله علیه) | یا صاحب الزمان | 12 | 7,481 |
۱۸/دی/۹۱ ۱:۴۹ آخرین ارسال: یا صاحب الزمان |
|
| رادیو کتاب افتتاح میشود! الحمد الله!! | AMINI | 0 | 1,112 |
۲۲/آبان/۹۱ ۱۸:۴۷ آخرین ارسال: AMINI |
|
| معرفی کتاب "شيوه مناظرات انبيا و امام صادق (علیه السلام)" | مجید املشی | 0 | 1,789 |
۲۵/مهر/۹۱ ۴:۰۹ آخرین ارسال: مجید املشی |
|
| کتاب ها و نظرات ارزشمند آیة الله صادقی تهرانی | آزرمشاه | 8 | 7,371 |
۲۸/تیر/۹۰ ۰:۴۵ آخرین ارسال: آزرمشاه |
|








