|
اینجا محل قرار دادن لیست تمام کتابها و نرم افزارهایی هست که در مورد وهابیت هستند
|
|
۲:۴۵, ۲۵/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام در این تاپیک لیست تمام کتابها و نرم افزارهایی که در باب وهابیت هستند باید گردآوری بشه باید هر کسی برود بگردد در میان کتاب ها و نرم افزارها و همینطور از هر کس که فکر میکند مطلع است بیش از اون کسب اطلاع کنه و این لیست رو تهیه کنه 1- لیست تمام کتابهایی که به هر نحوی در مورد وهابیت است و اطلاعات مفیدی در این زمینه داره (نام کتاب، نام نویسنده، نام ناشر، قیمت کتاب) و یک توضیحی در چند سطر که حرف حساب این کتاب چیه؟ 2- لیست تمام نرم افزارهایی که به هر نحوی در مورد وهابیت است و اطلاعات و مفیدی در این زمینه داره (نام نرم افزار، ناشر نرم افزار، قیمت نرم افزار) و در چند سطر هم مهمترین ویژگیها و محتوای اون معرفی بشه این مرحله برای ادامه کار ما بسیار مهم است کسانی که پای کار بودند بسم الله ببینم چه میکنید همسنگران |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۴:۲۳, ۲۵/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/مرداد/۹۰ ۱۴:۳۶ توسط janali.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
کتاب وهابیت بر سر دوراهی ![]() ناشر: انتشارات امام علی بن ابی طالب(علیه السلام) توضیحات: شواهد و قراین نشان مى دهد که عمر وهّابیگرى افراطى به سر آمده و طرفداران و حامیان خود را به سرعت از دست مى دهند. زیرا در بطن اصول وهّابیّت تندرو امورى نهفته است که قابل بقا در دنیاى امروز نیست. کتاب حاضر به شرح این اصول مى پردازد. این کتاب به زبان عربى نیز چاپ و منتشر شده است. مقدمه ناشر: امروز وهّابیون به دو شاخه تقسیم شده اند: 1ـ سلفى هاى متعصّب و تندرو که همه مسلمین جهان، جز خود را تکفیر کرده و مشرک مى شمارند و خون و اموال آنان را مباح مى دانند; جمود در اندیشه و خشونت در سخن و عمل از بارزترین ویژگى هاى آنهاست. از بحث هاى منطقى و عقلى گریزانند، در افغانستان، عراق، پاکستان و حتّى در زادگاه خود (عربستان) آن قدر خشونت آفریدند که تمام دنیا از آن ها بیزار شدند و ترسیم بسیار زشتى از اسلام در جهان ارائه کردند که براى زدودن آثار آن باید سال ها تلاش کرد. آن ها به پایان عمر خود نزدیک شده اند، و به زودى صحنه ها را ترک مى گویند. 2ـ وهّابى هاى معتدل و روشنفکر که اهل منطق و گفتمان و «حوار» هستند، به افکار سایر اندیشمندان احترام مى گذارند و با دیگر مسلمانان به گفتگوى دوستانه مى نشینند. نه فرمان قتل کسى را صادر مى کنند، نه مسلمانى را مشرک و کافر مى شمرند، و نه حکم به اباحه اموال و اَعراض مى دهند و روز به روز طرفداران بیش ترى پیدا مى کنند. واین طلیعه مبارکى است براى جهان اسلام که آثارش در کتابهایى که اخیراً در حجاز منتشر شده و در جراید و مناظره هاى تلویزیونى آنجا مشاهده مى شود. شرح مستند این مطالب را در کتابى که در دست دارید مطالعه مى فرمایید. دریافت نسخه pdf دریافت نسخه فشرده مطالعه آنلاین |
|||
|
|
۱۶:۱۶, ۲۵/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
سلام علیکم
اولین پیشنهاد بنده این مقاله هست که به طور کلّی به اندازه ده ها کتاب می ارزد: مقاله زیر اثبات وراثت علمی و ولایی ائمه از پیامبر بنابر فقط یک آیه قرآن است که خیلی به کارتان خواهد خورد. این مطلب فقط 100 خانوار را از آل سعود شیعه کرده است و.... برای ترجمه عالی است ، البته باید در بحث های جانبی آن کمی وارد بود. به نام خدای رحمتگر بر آفریدگان، رحمتگر بر ویژگان
غدیر و ولایت برخي از اهل تسنن درباره غدير و خلافت حضرت اميرعلیه السلام شبهه ای مطرح می کنند و می گویند : شيعه مى گويد پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم حضرت اميرالمؤمنين على بن ابی طالب علیه السلام را در روز غدير به جانشينى انتصاب نمود، و در آن روز 120 هزار نفر حضور داشته اند . پس چرا از اين دهها هزار شاهد فقط چند صد نفر به اين سخن پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم شهادت دادند؟ و چرا از آن جمعيّت فقط تعداد اندكى تشيع را پذيرفتند و به جانشينى ابوبكر اعتراض كردند؟ ! جواب : آيات و رواياتى متواتر حتى در بين سنّيان دو اصل را قطعاً اثبات مى كند : 1ـ اصل اجتماع مردم در غدير خم 2- جمله اى مورد اتفاق مسلمين كه پيامبر اكرم)صلی الله علیه و آله و سلم ( در آن اجتماع عظيم در ضمن خطبه اى بيان فرمودند اَلَستُ أولى بكُم مِن أنفُسِكُمْ ؟ قالوا بلى! قال فمَن كُنتُ مَولاه فهذا عَلىٌ مولاه ... و يا به روايتي ديگر: مَن أولى بكُم مِن أنفُسِكُمْ ؟ قالوا الله و رسوله فقال: اَلا من كُنتُ مَولاه فهذا عَلىٌ مولاه ... كيست سزاوارتر از شما به شما، گفتند: خدا و رسولش، سپس [پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم [ فرمود: آگاه باشيد هركه را [من] مولاي او بودهام پس اين علي [هم] مولاي اوست . در اصل اين پرسش و پاسخ هيچ يك از سنيها ترديدي ندارند. ولى گروهى از علمايشان بخش دوم كلام پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم را اين طور معنا مى كنند : هر كسى كه من دوست او بوده ام پس اين على دوست اوست !! پاسخ ما در برابر اين قرائت نابسامان، اين است كه سؤال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم الست اولى، من اولي بكم من انفسكم... نه تنها ولايت به معناى دوستى را اثبات مى كند بلكه اولويت پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم را بر كل مؤمنين اثبات كرده است . و اما بخش دوم كلام آن حضرت كه بعد از پاسخ مردم، بيان شده، نتيجهگيري از اقرار مردم ميباشد كه به همراه فاء تفريع در فهذا عليٌ يا فعليٌ اولويت حضرت اميرالمؤمنين على علیه السلام را نيز بر كل مؤمنان پس از پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم ثابت نمودهاست . و علاوه بر جريان غدير در آيهي اكمال دين و تبليغ - مائده/3و67- ، آياتى ديگر هم اين اولويت را براى وارثان معصوم آن حضرت علیهم السلام ثابت مى كند . از جملهي این آیات، آيات 31 و 32 سوره فاطر است: وَ الَّذي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ مِنَ الْكِتابِ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ إِنَّ الله بِعِبادِهِ لَخَبيرٌ بَصير * ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ وَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيْرَاتِ بِإِذْنِ الله ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِير و آنچه از كتاب [:قرآن] به سوى تو وحى كرديم، (هم) آن تمام حق است، حال آنكه تصديق كننده است آنچه را در برابر اوست. براستي خدا نسبت به بندگانش همواره آگاهي، بسيار بيناست * سپس (آن) كتاب را به كساني كه از بندگان خود برگزيديم، به ميراث داديم. پس برخى از بندگان ما بر خودشان ستمكارند، و بعضي از آنان ميانه رو [:عادل] و برخى از آنان (هم) در تمامى نيكیها به اذن خدا (از همگان) سبقت گیرندهاند. و اين همان برتري بزرگ است. تا اينجا فرضاً اگر كسي بخواهد دلايل قبلي را ناديده انگارد، هرگز نميتواند در برابر استدلال به آيه 32 فاطر، طفره رود. چون نتيجهاش ـ معاذالله ـ انتساب دروغ به خداي سبحان است! خوب دقت كنيد: اين آيه، وراثت ويژهي قرآن را در حقايقش، با الف و لام در الْكِتابِ علاوه بر سه مرحلهي عمومي فهم قرآن در نصوص و ظواهر پايدارش كه عبارتند از: عبارت، اشاره و لطائف ـ بر عهدهي گروهى خاص نهاده؛ و از آنجا كه اين گزينش با لفظ اِصْطَفَيْنَا برگزيديم آمده و خداى متعال اين عمل را انجام داده و او بِعِبادِهِ لَخَبيرٌ بَصير است [نسبت] به بندگانش بسي آگاه و بسي بيناست ؛ نتيجتاً اين وارثان كسانى هستند كه شايستگى اين وراثت را در تمامي ابعاد قرآن دارند. و اگر اين وارثان قرآن حتي اندكي لغزش در عمل به قرآن داشتهباشند چگونه شايستگى وراثت آن را دارند و چگونه در گزينشي رباني انتخاب ميشوند؟ در صورتى كه اين وراثت بُعد عصمت قرآن را هم شامل است. لذا اين بزرگواران همچون قرآن معصومند كه آيهي مباركه به اين موضوع كاملاً تصريح مى كند. و خداى متعال آنها را با توصيفى دوگانه معرفي ميفرمايد. اوّل: با لغت اِصطِفاء ، كه در كل قرآن، گزينشى ربانى است يعنى آنچه نزد خدا انتخاب شده بر اديان يا بندگانى كه انتخاب در بين آنها صورت گرفته برترى دارد ؛ مانند ... إِنَّ اللهَ اصْطَفى لَكُمُ الدِّين ... - بقره/132-. براستي خدا دين را براي شما برگزيد. و در آيهي فاطر هم اِصطِفاء در بين عِبادِنا صورت گرفته، پس اين بزرگواران در نزد خدا بر همه عبادالله ـ بجز رسول اكرم صلی الله علیه و آله و سلم ـ برترى دارند. و نيز لازمهي اين برترى عصمت از هرگونه خطاست. دوم: خداى متعال در اين آيه ملاك انتخابش را تبيين كرده و عبادنا را به سه دسته تقسيم فرموده است: ... 1 -فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ ... كه شخص ظالم هرگز شايستگى انتخاب شدن معصومانه را ندارد . 2 -وَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ كه منظور عادلانند؛ و اینان منهاى عصمت، شايسته اين انتخاب نيستند . 3 -وَ مِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيْرَاتِ بِإِذْنِ الله ، كه اولاً ، سَابِقٌ ، اسم فاعل است و زمان ندارد پس گذشته، حال و آينده را در برمى گيرد. ثانياً الْخَيْرَاتِ كلّ نيكى ها در تاريخ تكليف است. در نتيجه اين بزرگواران پس از رسول گرامى اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در كلّ نیكى ها بر همه انسانها در مثلث زمان، حتي از معصومان پيشين مانند حضرت نوح، ابراهيم، موسى و عيسى علیهم السلام سبقت گرفته اند لذا عصمت آنان والاتر از عصمت تمامى انبياء به جز نبي اكرم صلوات الله عليهم اجمعين است. حال اين وارثان معصوم قرآن و حجتهاي بعد از نبي مكرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم چه كسانى هستند؟ اگر اينان خلفاى سه گانه اند؛ نه خود آنها ادعاى عصمت داشتند و نه علماى سنّى آنان را معصوم مى دانند و همين علما هم تصريح كرده اند كه خلفاى سه گانه هر كدام اعمالى بر خلاف شريعت انجام داده اند. و يا اگر اينان ائمهي اربعهي اهل سنّت اند كه باز هم آنها مانند خلفاى سه گانه، اختلاف و اشتباه دارند. حال كه در ميان سنّيان چنين كسانى نيستند، آيا در بين شيعيان هم نيستند؟! اگر پاسخ داده شود، خير! اين ـ معاذالله ـ نسبت دروغ دادن به آيهي مباركه است . پس اين افراد همان خاندان معصوم پيامبرند كه در غديرخم و حديث ثِقْلَين يك يك با نامهاى مباركشان معرفى شده اند؛ يعنى همان دوازده نور پاك به اضافهي حضرت صدّيقه طاهره علیها السلام. و در پاسخ به اين كه چرا از آن جمعيت كثير، فقط تعداد اندكى تشيع را پذيرفتند؟ مى گوييم: گروهى منافق و گروهى هم سست ايمان يا قاصر بودند كه از عدالت رسول گرامى صلی الله علیه و آله و سلم خسته شده بودند. از اين رو پذيرش خلافت حضرت اميرالمؤمنين على بن ابی طالب صلوات الله علیه برايشان مشكل بود و يك نكتهي تاريخى هم هست و آن اين كه معمولاً در طول تاريخ، اكثريت با منحرفان بوده است. اعتراض بر ابوبكر ، نخست از شخص امام اميرالمؤمنين على بن ابی طالب علیه السلام شروع شد چنان كه در خطبه شِقشِقيه و مانند آن منصوص است و نيز بزرگمردانى ديگر مثل سلمان، ابوذر، مقداد و عمار بر شوراى سقيفه و انتخاب تحميلى اش و انتخابهاى بعدى اعتراض كردند. اما اگر فرض كنيم هيچ كسى هم اعتراض نكرد! آيا فعلاً نصّ كتاب و سنت كه خلافت معصومان محمّدى علیهم السلام را تثبيت كرده و ما در محضر اين فرمان صريح قرار داريم، كافى نيست؟! اگر گفته شود: نه! اين خود انكار توحيد و نبوّت است. در پايان مى پرسيم: آيا اين فضل كبير... ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِير براى غير معصومان شايسته است؟ آن هم با آن همه اختلافات و انحرافات موجود! حال آن كه كبير عندالله از هر بزرگى بزرگ تر است. پس اين وارثان معصوم قرآن بعد از رسول گرامى صلی الله علیه و آله و سلم در طول تاريخ از هر بزرگى بس بزرگ تر و بزرگوارترند و فقط منحصرند به سيزده معصوم محمّدى علیهم السلام كه نه تنها اسامي مبارك آنان نيز نزد شيعه و سني مشهور است، بلكه نام پنج تن از اين نفوس مقدسه به زبان سامي توسط حضرت نوح علیه السلام ، بر لوح كشتي نوح، كه در حفاريهاي باستان شناسي در رشتهكوه آرارات ارمنستان بدست آمده و اكنون در موزهي آثار تاريخي مسكو موجود است، به گفته باستان شناسان اینچنین حک شده است: مُـحَـمِـدْ ، عَـلـيا ، شَـبـَّرْ ، شَـبِّـرْ ، فـَطْـما والسلام علی عبادالله الصالحین برداشتی از تفسير الفرقان، جزء 21 و 22 و كتاب عليٌ و الحاكمون ص 107 ـ 104 خادم القرآن دکتر محمد صادقي تهراني دوّمین پیشنهاد بنده همان طور که قبلا گفته بودم: دانلود: کتاب علی و زمامداران اصل کتاب بصورت عربی (علی و الحاکمون) توی این کتاب ، با قوی ترین استدلال ها خلفا و مخالفین شیعه رد شده اند (توسط آیة الله صادقی تهرانی) خیلی به کارتان خواهد آمد علامه امینی صاحب الغدیر فرموده اند که این کتاب الغدیر کوچک است و این کتاب در زمان آقای خوئی (از مراجع تقلید) در مسابقه جهانی کتاب نویسی در مورد حضرت علی علیه السلام اول شد واقعا توصیه می کنم قبلا هم این کتاب در ممالک عربی پخش شده بوده (به اسم الخلفاء بین الکتاب و السنة حدود 40 سال پیش) که پس از مدتی نایاب شد و دیگر توان مالی مولف به تجدید چاپ آن قادر نیامد مطالب کتاب واقعا تازه و نو هستند و مخصوصا نسخه عربی آن دارای بلاغت عربی فوق العاده می باشد |
|||
|
|
۱۶:۲۱, ۲۵/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/مرداد/۹۰ ۱۶:۲۵ توسط خیبر110.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
سلام این پست ادامه دانلود نرم افزار هایی در مورد وهابیت در بالا هست
9-نرم افزار یاوران دجال ویژه ی رایانه (فایل اجرایی exe) ویزگی های این نرم افزار 1-این نرم افزار برای استفاده رایگان برای عموم تهیه شده پس نگران حق کپی رایت نباشید و فقط سازندگانش را دعا کنید. 2-حجم آن فقط 6.5 مگابایت است ولی اینقدر کاربردی و مفید هست که به تنهایی برای شناخت وهابیت کافی است. 3- نیاز به نصب ندارد و قابل حمل است. 4- چند مورد از بخش های نرم افزار الف-25 پرسش و پاسخ کامل پیرامون وهابیت ب-33 فتوای عجیب وهابیت با توضیحات کامل پ-12 عقیده ی وهابیت و توضیحات ت-3 فصل و چندین زیر مجموعه در هر فصل در مورد تخریب بقیع و توهین وهابیت به ائمه و پیامبر و سابقه ی تاریخی آن ج-وهابیت در گفتگوی دینی و بخش های متنوع و که حتی یکی از زیر مجموعه های ان درباره ماموریت وهابیت تا سال معروف 2012 است .یا حتی مزار های بزرگان اهل سنت و وهابی هایی را نشان میدهد که با بقعه مخالفند و ان را بدعت میدانند. د- وهابیت از منظر عقل و شرع که زیر مجموعه هایی شامل نظر علمای شیعه و مراجع ما نسبت به وهابیت دارد. ی- و همچنین بخش هایی مثل پاسخگویی انلاین یا صوتی وهابیت , اخبار وهابیت , انتی وهابیت , تصویری وهابیت که البته لینک برای دانلود انها داده شده. اگر حوصله خواندن کتاب های مختلف را ندارید از این نرم افزار استفاده کنید چون چکیده مطالب کتاب ها در ان استفاده شده و حاصل زحمت عده ای مثل شما دوستان هست. در پناه حق باشید. |
|||
|
|
۱۶:۳۱, ۲۵/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
من چند تا کتاب در مورد حقانیت شیعه می شناسم.
تمامی کتابها نوشته دکتر محمد تیجانی تونسی هست که اتفاقا آقای دکتر تیجانی از اهل تسنن بودند که بعدا شیعه شددند. اجازه بدید که لیست کتابها و مشخصات کامل را درآوردم خدمت دوستان ارائه می کنم. |
|||
|
|
۱۸:۲۷, ۲۵/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/مرداد/۹۰ ۱۸:۴۲ توسط خاک.)
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
به دوستانی که می خواهند به گروه های مستند سازی تالار کمک کنند پیشنهاد می کنم
با استفاده از مطالب گرد آوری شده متن هایی را برای ساختن یک سری مستند کوتاه آماده کنند برای مثال : نوشته ها و متن سریال مستند ظهور که یادتون میاد چیزی تو اون مایه ها و همچنین اگر قطعه فیلمی چیزی داشتند لینکش را در http://forum.bidari-andishe.ir/thread-6290.html بگذارند --------------------------------------------------------------- کارگاه مستند سازی 1 ( وهابی ها مسلمان نیستند) http://forum.bidari-andishe.ir/thread-6290.html |
|||
|
|
۱۱:۳۷, ۲۶/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/مرداد/۹۰ ۱۱:۳۸ توسط در جستجوی سختی.)
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
محمد تیجانی سماوی، اسلامپژوه تونسی و یکی از علمای اهل سنت مالکی مذهب که شیعه شد.
زندگینامه : در ۲ فوریه ۱۹۴۳ میلادی (۱۳۱۵) در شهر «قوضه» در جنوب تونس زاده شد. خانواده او اصالتاً از شهر «سماوه» عراق بودند که بعدها یه تونس مهاجرت کردند. تحصیلات ابتدایی را در یکی از شعبههای دانشگاه زیتونه گذراند و پس از استقلال تونس و به مدارس فرانسوی عربی رفت و نهایتاً مدارج دبیرستان پیشدانشگاهی را گذراند. سپس استادیار مؤسسه پیشدانشگاهی یوبسای شد. پس از ۱۷ سال تدریس با مرخصی از آموزش و پرورش تونس، وارد دانشگاه سوربن شد. بیش از ۸ سال به بررسی و تطبیق میان ادیان، ادیان توحیدی سهگانه پرداخت و پس از گرفتن لیسانس تحقیقات تخصصی در این زمینه از دانشگاه سوربن فارغالتحصیل شد و همچنین در رشته فلسفه و علوم انسانی و پس از آن در رشته تخصصی تاریخ و مذاهب اسلامی از این دانشگاه دکترای درجه ۳ و سپس دکترای بینالمللی را اخذ کرد. اسلام : در ۱۰ سالگی نیمی از قرآن را حفظ بود. تیجانی در ۱۹۶۴ (میلادی) هنگامی که در کنفرانس مربوط به عربهای مسلمان در مکه شرکت کرده بود تحت تأثیر وهابیت قرار گرفته و به سوی تفکرات آنان گرایش پیدا کرد و چنانکه خود میگوید: «آرزو میکرد کهای کاش همهٔ مسلمانان این عقیده را داشتند». از این روی تصمیم سفر به لیبی، مصر، لبنان، سوریه، اردن و عربستان و انجام حج عمره گرفت.در مصر با عبدالباسط عبدالصمد و برخی علما ملاقات کرد و در آنجا پیشنهاد اقامت در دانشگاه الازهر به وی شد. در حین سفر به بیروت، در کشتی، با «منعم» یکی از اساتید دانشگاه عراق که شیعه مذهب بود آشنا میشود. وی پس از شیعه شدن کتابی را با عنوان "آن گاه که هدایت شدم" نوشت تالیفات : تا کنون، او ۱۱ کتاب پیرامون مذهب تشیع نگاشتهاست از معروفترین آنهاست: آنگاه هدایت شدم اهل سنت واقعی همراه با راستگویان از آگاهان بپرسید راه نجات. اهل بیت، کلید مشکلها. |
|||
|
|
۱۸:۰۳, ۲۶/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/مرداد/۹۰ ۱۸:۰۴ توسط خاک.)
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
پیشنهاد می کنم تحقیق در مورد
طالبان - القائده و علی الخصوص شکل گیری آل سعود که هامی وهابیت هستند را هم به تحقیقات اضافه کنید. |
|||
|
|
۸:۴۶, ۲۷/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
سلام
من فقط یه نرم افزار دارم براتون مجموعه سخنرانی های حجت الاسلام دکتر حسینی قزوینی که در زمره اساتید منحصر به فردو متخصص در حوزه مطالعات ویژه وهابیت و فرقه های استعماری هستند. اسم خود نرم افزار "وهابیت" وتهییه شده توسط انتشاراته موعوده.. |
|||
|
|
۹:۳۴, ۲۹/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/مرداد/۹۰ ۱۰:۱۸ توسط V-E.)
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
منبع: سایت کانون گقتگوی قرانی
دشمني وهابيت با پيامبر به روايت تصاوير دوستان سلام براي آشنائي با وهابيت و اينكه حساب وهابيت با اهل سنت جداست، و اينكه آنها دشمن اسلام و قرآن و پيامبر هستند، مطالب فراوانی گفته و نوشته شده است، اما تصویر تأثیر دیگری دارد، لذا در این رابطه مقداري عكس تهيه كردم، عکسهائی که بعضا خودم گرفتم یا از اینترنت دریافت نمودم، باهم ببينيم، از نظراتتون استفاده ميكنم. اما تصاوير موضوع اين قسمت: حذف نام پيامبر از مسجد پيامبر فقط به بهانه شرك از باب البقيع كه وارد حرم شويد، به سه هشتي كه هركدام دو شبكه فولادي محرابي شكل دارد برخورد ميكنيم مقابل ضريح ميايستيم سلام ميديم. ![]() از راه دور نيز قبوله ميريم تو حال خودمون ياد سالهاي قبل كه ميافتم، بيشتر پي به نامردي و نمك نشناسي وهابي ها ميبرم بد جوري ميخوره تو ذوقمون جمعا شش شبكه فولادي است كه روي آنها تا سه سال قبل نوشته بود يا الله يا محمد نام الله همراه نام پيامبر اما از سه سال قبل تا كنون محمد را برداشته و به جاي آن مجيد گذاشتند چرا اينكار را ميكنيد؟ (با عرض پوزش از پيامبر و همه مسلمانان) چون محمد مُرده و پوسيده، لازم نيست نامي از او باشد بازهم از پيامبر عذر مي خواهم چاره اي نيست براي تنوير افكار خوب است: ابن تيميه (رهبر فكري وهابيها) آمد تو مسجد و با گستاخي تمام با عصاي خودش به قبر پيامبر اشاره كرد و گفت: اين عصاي من از استخوانهاي پوسيده زير اين خاك ارزشش بيشتر است، زيرا عصاي من حاجت مرا مي دهد اما از او كاري ساخته نيست. باشه! شايد روي نفهمي و حماقت، اين ايده دنبال ميشود ولي ميفهمي حماقت تنها نيست خباثت هم هست ميگي نه بيا بيشتر مسجد را بگرديم از مسجد قديمي كه مياي بيرون پاتو ميذاري مسجد جديد، نوشته اي توجهتو جلب ميكنه نوشته: بنی بيده هذه الاحجار الاربعه فلان تأسيا بالنبي صلی الله عليه و آله وسلم تقبل الله منه (و ذاك في شهر ربيع الاول سنه 1373 هق) تو پرانتز، بقول امروزيها پيام بازرگاني: حالا عادت بدي كه اهل سنت دارن (اختصاص به وهابيها ندارد) صلوات بيرون نمازشون با صلوات داخل نماز فرق ميكنه، داخل نماز صلوات همراه با آل پيامبره، ولي بيرون نماز صلوات ابتر ميفرستن (صلوات دم بريده تعبير خود پيامبرمونه) بگذريم، بريم سر اصل موضوع پرانتز بسته! ترجمه اش اينه: اين چهار سنگ را فلان پادشاه گذاشته تا به پيامبر تأسي كرده باشد، خدا از او قبول نمايد، اين در سال 1373 هجري قمري بوده است خوب به عكس دقت كنيد! ديوارهاي حياط جديد (سمت چپ) با سنگهائي متفاوت از ديوار قديم است چند نكته: 1- تمام قستهاي دو حياط قديمي تخريب شده، ولي اين علامت را نگه داشتند، چرا؟ چون نام پادشاه مقدس است. پس يادگاري خوب است اما براي پادشاه نه پيامبر. 2- رنگ سنگهاي مسجد قديم قهوهاي متمايل به نارنجي است، چون فقط دست شاه به آن چهار سنگ خورده آن سنگها را با دو رنگ قهوهاي تيره و سفيد متمايز كردند، آقا حجاره نامشونو رو سنگ تراشيده تا براي هميشه بمونه، هركه سنگو ديد ياد او بيافته. 3- گذاشتن چهار سنگ به صورت سمبليك، يعني تأسي به پيامبر؟! تأسي به پيامبر خوب است، اما رياكاري شرك است. ميگن نه اين شرك نيست چون پادشاه اولوالامره و كارهايش روي حساب و كتابه! اما اگر مسلماني به توصيه پيامبر عمل كند و به زيارت ايشان حتی بعد وفاتشان بيايد مشرك است. دشمني با پيامبر به نظر شما شاخ و دم دارد؟؟!! يعني كاري كه پادشاه در 56 سال قبل كرده ( كار كه نه! به قطر سنگها دقت كنيد مي فهميد وزن سنگها 20 كيلو كمتر نيست) يعني ماله اي كشيده رفته، بايد حك شود و علامت داشته باشد ولي نام پيامبر؟؟ بارها و بارها زوار ايراني و غير ايراني سؤال ميكنند قبر پيامبر كجاست؟ يعني اگر سراسر حرم را بگردي، يك تابلوي راهنما، حتی يك فلش كوچك نيز وجود ندارد تا زوار را راهنمائي نمايد. باز مجبورم اسم خبيث ابن تيميه را ببرم، او گفته: هركه به قصد زيارت پيمغبر بيايد مشرك است(!!) حالا ميگي اين مال 56 سال قبله الآن روشن تر شدن، ديگه از اين كارها نميكنن! پس به اين عكس نگاه كن: اين سنگ در چهار قسمت مسجد النبي نصب شده است در تاريخ 9 صفر 1405 يعني 24 سال قبل بنا شده است نوشتن سنگ يادبود از منظر هيچ عاقلي اشكال ندارد اصل توسعه و تعمير مسجد كار خوبي است اما طبق مسلك اينها سؤال مي كنيم: چرا نام فهد بزرگ تر از نام الله و آيات قرآن نوشته باشد؟ اين شرك نيست، پس چيست؟ بنابر عقيده وهابيت مبني بر تخريب تمام چيزهاي غير خدائي(!!) چرا اين سنگ را بنا كردند؟ بنا كردند، چرا بعد مرگ فهد تخريبش نكردند؟ مگر نه اينك او پوسيده است؟ نام كسي كه مسجد را تعمير كرده حك شود اما نام كسي كه اصل شهر به خاطر زحمات اوست تبديل به مجيد شود و سؤالات فراوان ديگر... لازم نيست خيلي به ذهن خود فشار بياوريم يك سري ميريم مكه كنار شهداي فخ واقع در شارع الشهداء، حسين بن على بن حسن بن حسن، در سال 169 با شورش بر ضد هادى عباسى به قتل رسيد، امام باقر عليه السلام مىفرمايند پيامبر از فخ كه مىگذشت ايستاد، ركعتى نماز خواند و وقتى ركعت دوم را خواند گريه كرد وفرمود: جبرئيل به من خبر داد كه: يا محمد ان رجلا من ولدك يقتل فى هذا المكان و اجر الشهيد معه اجر الشهيدين. اين مقبره به خاطر دشمني با پيامبر تخريب شده است اما كنار آن، قبر عبدالله بن عمر است، كه دشمني او نيز با علي و آل علي عليهم السلام ثابت است، اين قبر هم مخروبه بود، ولي با ارادتي كه شهردار مكه به دشمنان پيامبر دارد قبر آن را آباد كرد، دورش ديوار سفيد كشيد، برايش نردههاي آهني با رنگهاي طلائي و سفید نصب كرد ![]() و بر روي تابلو کنار درب ورودی نوشت: ![]() مقبره عبدالله بن عمر رقم (2) خوب به دو عبارت ابتدای سنگ دقت کنید! نوشته: وزارة الشئون البلدیة و القرویة و زیر آن: أمانة العاصمة المقدسة این دو عبارت روی سنگ حک شده ولی رنگ آن رفته است، به هر حال این سنگ دارای نشان حکومتی است. حال چرا نوشتند قبر شماره 2؟ چراکه عبدالله بن عمر مقبره دیگری در محله ای به نام محصب دارد که در واقع مقبره اصلی اوست، اما چون احتمال دادند (یا خواستند نام نواده پیامبر فراموش شود) مقبره اش اینجاست برایش قبر دومی نیز دست و پا کردند. دشمنی با پیامبر شاخ و دم دارد؟ اين قصه سر دراز دارد اين غصه سر دراز دارد منبع: سایت گفتگوی قرانی اكنون به قسمت دوم اين مجموعه توجه نمائيد اين قسمت: استفاده ابزاري از آيات قرآن براي ترويج افكار ضدپيغمبري خود ايشان به ما دستور داده با صداي بلند سلام كنيد اگر مردم سلام بر پيامبر را افشاء نمايند چه ميشود؟ جزء اينكه ياد او بيشتر در دلها ميماند؟ دشمن پيامبر نميخواهد سلام بر حضرت رواج پيدا كند لذا وهابيها اين عمل را بدعت ميشمارند عمل به دستور حضرت بدعت است دوباره عكس اول قسمت اول را مرور كنيم ![]() مگر ثابت بن قيس طبق دستور پيامبر با صداي بلند خطبه هاي ايشان را با صداي بلند تكرار نمي كرد؟ مگر عباس بن عبدالمطلب در جنگ حنين طبق دستور پيامبر با صداي بلند فرياد نزد ؟ ما هم طبق دستور پيامبر با صداي بلند سلام ميكنيم به جملات بالا دقت كنيد! چه فرقيست ميان زائر و ثابت بن قيس و عباس؟ طبق دستور ايشان با صداي بلند سلام ميكنيم مگر خداوند در قرآن ياد پيامبر را بالا نبرده است: ورفعنا لك ذكرك شرح 4 اما استفاده ابزاري: روي هشتي اول نوشته: يا أيها الذين آمنوا لا ترفعوا أصواتكم فوق صوت النبي ولا تجهروا له بالقول كجهر بعضكم لبعض أن تحبط أعمالكم وأنتم لا تشعرون حجرات 2 ![]() روي هشتي دوم نوشته: إن الذين يغضون أصواتهم عند رسول الله أولئك الذين امتحن الله قلوبهم للتقوى لهم مغفرةٌ وأجرٌ عظيمٌ حجرات 3 ![]() قرآن فرموده: آنان كه صدايشان را نزد پيامبر كوتاه كنند قلوبشان براي تقوا امتحان شده است... در حديثى از امام باقر عليه السلام در باره ماجراى وفات امام حسن مجتبى عليه السلام و ممانعتى كه از سوى عايشه در زمينه دفن آن حضرت در جوار پيامبر ص به عمل آمد و سر و صداهايى كه بلند شد مىخوانيم: امام حسين عليه السلام به آيه يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ ... استدلال فرمود، و از رسول خدا صلی الله عليه و آله وسلم اين جمله را نقل كرد: ان اللَّه حرم من المؤمنين امواتا ما حرم منهم احياء: خداوند آنچه را از مؤمنان در حال حيات تحريم كرده در حال مماتشان نيز تحريم كرده است. نكته سلام بر پيامبر شعار مسلمانان است و اين حداقل شكرانه به ساحت قدسي آن عزيز است. سؤالات: 1- سلام اگر بلند نباشد، چگونه ابراز ارادت، شعار مسلمانان شود؟ 2- چرا اذان بلند گفته شود؟ مگر طبق ادعاي شما بلند كردن هر نوع صدائي در محضر پيامبر منع نشده است؟ مگر شعار با شعار فرق دارد؟ 3- چرا صداي امام جماعت يا خطيب جمعه بلند باشد، ولي صداي صلوات بر پيامبر، آرام؟ مگر شعار با شعار فرق دارد؟ 4- به زعم باطل شما (با عذرخواهي از پيامبر و همه مسلمانان) پيامبر پوسيده و اثري از آن نمانده است، خب! پيامبري نيست تا صدا بلند كردن در برابر او اشكال داشته باشد!! اما پيامبر هست، همه مسلمانان به جز وهابيها به زنده بودن ارواح بعد مرگ اعتقاد دارند. اگر پيامبر هست (كه هست) چه اشكالي دارد به او با صداي بلند سلام كنيم، براي طلب مغفرت به او متوسل شويم، مگر قرآن نفرموده: ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جآؤوك فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابًا رحيمًا نساء 64 اگر مسلمانان گناهكار نزد تو آيند از خدا طلب مغفرت كنند و پيامبر براي آنان استغفار نمايد خداوند را توبه پذير و رحيم مييابند. سؤال از وهابيها اين است كه: اگر اين آيه مخصوص عصر نزول قرآن باشد، خاصيتش براي ما چيست؟ چرا بايد اين آيه چاپ شود چرا بايد اين آيه قرائت شود چرا بايد اين آيه حفظ شود چرا بايد اين آيه تفسير شود چرا بايد اين آيه ترجمه شود ولي عمل نشود؟! پس شما به قرآن اعتقاد نداريد چرا ميان خدا و پيامبر جدائي مياندازيد؟ چرا به همه قرآن اعتقاد نداريد؟ خداوند شما را كافر ميداند: إن الذين يكفرون بالله ورسله ويريدون أن يفرقوا بين الله ورسله ويقولون نؤمن ببعض ونكفر ببعض ويريدون أن يتخذوا بين ذلك سبيلاً أولئك هم الكافرون حقا وأعتدنا للكافرين عذابًا مهينًا نساء150 - 151 آنان كه كافر به خدا و رسول هستند به دنبال تفرقه بين خدا و رسول هستند و به بعض آيات ايمان دارند و به بعض كافرند... آنها حقيقتا كافرند و عذاب خوار كننده برايشان آماده است اما آيه مكتوب بر هشتي سوم: ![]() ما كان محمدٌ أبا أحد من رجالكم ولكن رسول الله وخاتم النبيين وكان الله بكل شيء عليمًا أحزاب 40 محمد پدر هيچكدام از مردان شما نيست، بلكه فرستاده خدا... اين مربوط به ازدواج پيامبر با همسر زيد است، زيد پسرخوانده بود، عرب جاهلي پسر خوانده را پسر واقعي ميدانست، لذا همسر پسر خوانده، عروس واقعي محسوب ميشد و بالتبع ازدواج با او حرام ميشد، با نزول اين آيه بر اين پندار غلط جاهلي مهر باطل زده شد. حال چرا اين آيه را اينجا نوشتند؟ روي ضريح پيامبر؟! قبل از روي كار آمدن فرقه ضاله مضله وهابيت رواياتي از اهل سنت در تكريم و احترام اهل بيت در همين نقطه نقش بسته بود، آن روايات را برداشتند و به دنبال آيهاي گشتند كه نسبت حضرت را با نسل خودش قطع نمايند، ناشيانه و با بي سوادي فاحش سراغ اين آيه آمدند. تا كسي به دنبال اهل بيت ايشان در بقيع نگردد! تا كسي نامي يادي از حضرت زهراء نكند! تا كسي سادات را احترام نكند! زهي خيال باطل! آيه مودت مگر قرآن نفرموده: قل لا أسألكم عليه أجرًا إلا المودة في القربى ومن يقترف حسنةً نزد له فيها حسنًا إن الله غفورٌ شكورٌ شورى 23 چه اشكال داشت اين آيه را مينوشتيد؟ مگر احترام به خويشان پيامبر مزد رسالت نيست؟ مگر احترام به خويشان پيامبر احترام خود پيامبر نيست؟ چرا از تبليغ نام اهل بيت ميترسيد؟ چرا به دروغ خود را محب اهل بيت مي دانيد؟ اگر كسي بخواهد به آيه مودت عمل كند چه كند؟ چون مردم به زيارت قبور اولاد پيامبر مي روند و ياد پيامبر مي نمايند قبور را تخريب كردند طبيعي است با هر نشاني مقابله كنند ![]() نميتوانستند ارادت مردم به پيامبر و آل گراميشان را ببينند ![]() تخريب تمام زيارتگاههاي منتسب به پيامبر در دستور كار اين فرقه است كه تخريب گنبد و باردگاه حرمين عسكريين عليهما السلام از اين قبيل است سؤال: چرا قبر پيامبر را تخريب نكردند؟ جواب: قصد تخريب داشتند، ولي علماء زيادي از بلاد مختلف، آل سعود را تهديد كردند اگر متعرض قبر پيامبر شويد اعلان جهاد مينمائيم، لذا ترسيدند اما سكوت مطلق خائن الحرمين الشريفين در برابر هتك حرمت پيامبر در روزنامه هاي دانماركي و غيره خود داستان مفصلي دارد. دشمني اينها با شخص پيامبر بسيار بالاتر از اين مطالب است، مثلا تمام كشورهاي اسلامي در برابر توهين اجانب به ساحت مقدس پيامبر راهپيمائيها و تجمعات اعتراض آميزي بر پا كردند ولي در سرزمين وحي اجازه اينكار داده نشد! يا حجة بن الحسن عجل علی ظهورك و با آمدنت به اتفاق تو بوسه بر اين قبر پاك نهيم ![]() اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم اجمعين ![]() نقاش خوش ذوقي اشعار داخل ضريح پيامبر را به شكل زير درآورده كه در مجموعه هاي بعدي به آنها مي پردازيم، انشاءالله
|
|||
|
|
۱۱:۱۶, ۲۹/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
با سلام خدمت دوستان. این کتاب رو که فکر میکنم خودشون هم نسبت به شهرتش ایرانی باشه به شدت سعی داره مذهب شیعه رو اسم شرک روش بذاره. این موضوع رو بطور کاملا هوشمندانه ای طراحی کرده که اگه من از یه روحانی کمک نمیگرفتم کاملا نظرم عوض میشد نسبت به شیعه. البته نمیشه کل کتاب رو مردود اعلام کرد. هدف این کتاب زشت بوده ولی این کتاب در بعضی از بحثاش ما رو وادار میکنه که به خودمون بیایم. دوستان هرکی میخواد این نوشته رو بخونه و نسنت به علیهش جوابای محکمی بدیم و اگه کسی عربی میدونه میشه ترجمش کرد و توی محافل سنی انتشار داد.
انسان عاقل (راهنمای گام به گام تفکر در عقیده) : http://www.aqeedeh.com/book/985 |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| درباره وهابیت چی میدونی؟ اهل سنت جدای از وهابیت میباشد | mahdy30na | 29 | 14,372 |
۱۴/آبان/۹۴ ۲۳:۰۴ آخرین ارسال: mahdy30na |
|
| لینک تمام اخبار مهم مربوط به فعالیت های مرتبط با وهابیت | علی 110 | 23 | 14,646 |
۱۸/فروردین/۹۴ ۱۳:۰۹ آخرین ارسال: عقیق |
|
| مطالب مورد نیاز برای ساخت قسمت اول وهابیت اسلام نیست! | علی 110 | 12 | 10,152 |
۶/دی/۹۳ ۱۸:۱۶ آخرین ارسال: فدایی امامم |
|










![[تصویر: Wahabeyat_BarSar2Rahi_b.jpg]](http://www.makaremshirazi.org/persian/images/book/7/Wahabeyat_BarSar2Rahi_b.jpg)


![[تصویر: 1_a000.jpg]](http://www.askquran.ir/gallery/images/2/1_a000.jpg)
![[تصویر: 1_1.jpg]](http://www.askquran.ir/gallery/images/46966/1_1.jpg)
![[تصویر: 1_2.jpg]](http://www.askquran.ir/gallery/images/46966/1_2.jpg)
![[تصویر: 1_a06.jpg]](http://www.askquran.ir/gallery/images/10398/1_a06.jpg)
![[تصویر: 1_a07.jpg]](http://www.askquran.ir/gallery/images/10398/1_a07.jpg)
![[تصویر: 1_a08.jpg]](http://www.askquran.ir/gallery/images/10398/1_a08.jpg)
![[تصویر: 1_a10.jpg]](http://www.askquran.ir/gallery/images/10398/1_a10.jpg)
![[تصویر: 1_a11.jpg]](http://www.askquran.ir/gallery/images/10398/1_a11.jpg)
![[تصویر: 1_a12.jpg]](http://www.askquran.ir/gallery/images/10398/1_a12.jpg)
![[تصویر: 1_a13.jpg]](http://www.askquran.ir/gallery/images/10398/1_a13.jpg)