|
مطالب مورد نیاز برای ساخت قسمت اول وهابیت اسلام نیست!
|
|
۲:۱۳, ۱۱/مهر/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان
نیاز به ارائه مطالب و مستنداتی در باب چگونگی شکل گیری وهابیت هستم مطالب و منابع تاریخی رو می خوایم یک اطلاعات عمومی وجود دارد که دوستان با جستجو در کتاب ها و سایر منابع میتونن بدست بیارند یک مطالبی هم در باب مستر همفر گفته شده یک مطالبی هم بسیار عمیقتر و پیچیده تر از مستر همفر هست که رد پای یهود و انگلیس رو در ماجرا نشون میده من دنبال هر سه تا هستم یعنی منابعی هست که نشون میده مستر همفر ساختگی هست و این مستر همفر یک پوشش هست تا ما سراغ لایه های عمیقتر و پیچیده تر بازی های شیطانی یهود و انگلیس وارد نشیم تکرار میکنم که من هر سه تا رو میخوام هم قول معروف چگونگی شکل گیری فرقه وهابیت و پا گرفتنش در عربستان هم ماجرا ی مستر همفر و هم آن مسائل عمیق تر و پیچیده تر را اینجا نوبت به کسانی هست که خیلی مشتاق کار بودند ببینیم در عمل چه میکنید رفقا بسم الله یا علی |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۵:۲۷, ۱/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/آبان/۹۰ ۱۵:۳۱ توسط محیصا.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
عوامل انزواى «ابن تيميّه» وعلل گسترش مجدّد افكار او افكار باطل «ابن تيميّه» در منطقه شامات كه مهد علم و دانش بود، با انتقادات و اعتراضات علماء و دانشمندان مذاهب مختلف مواجه شد، كه در نتيجه باعث انزواى «ابن تيميّه»، و افكار و عقايد وى نيز به بوته فراموشى سپرده شد.ولى در قرن 12 اين افكار در منطقه نجد كه از تمدّن و فرهنگ بى بهره بود، مجدّداً منتشر شد، و پس از آن سعودى با پشتيبانى قدرتهاى استعمارى، به ترويج آن پرداخت. كه در قسمت هاى بعدى به اين موضوع بيشتر پرداخته خواهد شد.
عصر ظهور محمد بن عبد الوهاب انگليسيها بخش عظيمى از هند را با زور و تزوير از چنگ مسلمانان خارج ساخته و با پايان دادن به شوكت امپراتورى مسلمان تيمورى خواب تسخير پنجاب وكابل و سواحل خليج فارس را مىديدند.فرانسويها به رهبرى ناپلئون، مصر و سوريه وفلسطين را با قوّه قهريه اشغال كرده و در حالى كه به امپراتورى مسلمان عثمانى چنگ و دندان نشان مىدادند، در انديشه نفوذ به هند بودند. روسهاى تزارى با حملات مكرّر به ايران وعثمانى مىكوشيدند قلمرو حكومت خويش را از يكسو تاقسطنطنيه وفلسطين و از سوى ديگر تا خليج فارس گسترش دهند. آمريكائيها نيز چشم طمع به كشورهاى اسلامى شمال آفريقا دوخته و با گلوله باران شهرهاى ليبى و الجزاير، سعى در رخنه و نفوذ به جهان اسلام داشتند، جنگ اتريش باعثمانى بر سر صربستان و همكارى ناوگان جنگى هلند با انگليسيها در محاصره نظامى پايتخت الجزاير نيز در همين دوران بحرانى صورت پذيرفت.
آشنايى با محمد بن عبدالوهاب محمد ابن عبد الوهاب در سال 1115 ه. ق در شهر عينيه از شهرهاى نجد به دنيا امد پدرش در آن شهر قاضى بود محمد ابن عبد الوهاب از كودكى به مطالعه كتب تفسير حديث عقايد سخت علاقه داشت وفقه حنبلى را از پدرش كه از علماى بزرگ اهل تسنن بود آموخت او از آغاز جوانى با مطالعه عقايد ابن تيميّه كه مربوط به حدود 4 قرن قبل بود افكار او را در سرمى پروراند و به آن تمايل پيدا كرد واساس بسيارى از اعمال را نسبت به خدا زشت مى شمرد اودر آخرين سفرى كه به خانه خدا رفته بود.بعد از انجام مناسك حج به مدينه رهسپار شد و در آنجا توسلات مردم را در نزد قبر پيامبر اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ناپسند شمرد سپس (نجد) مراجعت كرد و از آنجا به مقصد رفتن به شام به بصره رفت ولى مدتى در آنجا ماندگار شد و اين ماندن آغار آشنايى او با مستر همفر انگليسى كه جاسوس انگلستان در ممالك اسلامى بود گرديد مستر همفر كه جاسوسى ماهر و تربيت شده بود به زبانهاى عربى و تركى و فارسى كاملًا مسلط بود و در طى چند سالى كه در تركيه زندگى كرده بود راجع به اسلام اطلاعات جامعى را جمع آورى نموده بود. مستر همفر خود درباره اين آشنايى در كتابى جنجالى خاطراتش چنين نگاشت: من گمشده اى را كه در جستجويش بودم در محمد بن عبدالوهاب يافتم چرا كه آزاد انديشى و غرور و نفرت او از بزرگان زمانه و آراء مستقلش از خلفاى چهارگانه اهل تسنن از برجسته ترين نقاظ ضعف او بود كه من بدان وسيله مى توانستم در او نفوذ كنم و بر او چيره شوم من با او ارتباط خيلى عميقى بر قرار كرده بودم و هميشه غرورش را پرورش مى دادم و باد دماغش را زياد مى كردم و به او تلقين مى كردم كه تو از على و عمر شايسته ترى و اگر پيامبر حاضر بود تو را خليفه خود مى كرد. بعد از مدتى يك زن مسيحى كه پيشاپيش براى فاسد كردن جوانان مسلمان در بصره بود را به صيغه محمد بن عبدالوهاب در آوردم (صيغه در نزد اهل تسنن حرام است) سپس با آن زن محمد بن عبدالوهاب را به خوردن مشروب تشويق كرديم تا عاقبت موفق شديم سپس- نماز- روزه و جهاد را امرى مستحب و نه از اصول دين در نظرش جلوه دادم و همه را پذيرفت و با هم عمل مى نموديم. تا اينكه روزى برايش خوابى را سرهم كردم و به اوگفتم كه ديشب در خواب رسول ا ... را ديدم عده اى از علما برگردش بودند كه هيچ يك را نمى شناختم در آن هنگام تو را ديدم كه داخل شدى و چهره ات نورانى بود وقتى به خدمت رسول خدا رسيدى پيامبر به احترام تو بلند شد و ميان دو چشمت را بوسيد و فرمود تو همنام منى و وارث علم منى و در اداره ى امور دين و دنيا قائم مقام و جانشين منى سپس تو گفتى اى رسول خدا مى ترسم علمم را به مردم بنمايانم و رسول خدا فرمود: مترس كه تو از والا مقامانى وقتى محمدبن عبدالوهاب خواب را شنيد نزديك بود از خوشحالى پرواز كند. پس از اين اتفاقات محمد بن عبد الوهاب در بصره با اعمال مردم به مخالفت پرداخت ليكن مردم بصره او را بيرون كردند سپس در سال 1139. ق به حريلمه از شهرهاى «نجد» رفت و در همين زمان پدرش هم براى امر قضاوت به اين شهر نقل مكان كرد پدر محمد پس از ديدن و مطلع شدن از نظرياتش در دين با او به جدال و نزاع پرداخت و مردم حرميله نيز با او مشكلات فراوان داشته تا اينكه پدرش در سال 1153 ه. ق از دنيا رفت. پس از مرگ پدر محمد بيشتر به اظهار عقايدش پرداخت تا اينكه جمعى از مردم حريمله با كمكهاى فراوان مالى و تبليغاتى بيگانگان به او گرديدند محمدبن عبدالوهاب در سال 1160 ه. ق بوسيله هماهننگى هاى مستر همفر دولت بريتانيا و ديگر دستهاى پنهان با محمد ابن سعود (جد آل سعود) كه امير شهر «عينيه» بود آشنا شد و در اين شهر به گسترش فرقه خود به كمك محمد ابن سعود پرداخت و از آن به بعد اين فرقه رسماً شروع به گمراهى مسلمانان نمود محمد بن عبدالوهاب در سال 1206 ه. ق درگذشت ولى از خود عقايد كفرآميز و انحرافى و برگرفته از مكاتب غربى برجاى گذاشت كه در آينده نزديك به آنها خواهيم پرداخت. به زبان گفتيد شنيديم و به عمل عصيان كرديد و از آن رو دلهاى شما فريفته گوساله شد كه بخدا كافر گشتيد. سوره بقره ايه 93 عوامل موفقيت محمد بن عبد الوهاب 1. محيط دور از تمدن وفرهنگ منطقه نجد2. استفاده از قدرت نظامى آل سعود آغاز ترويج وهّابيّت و برخورد مردم با آن دكتر منير العجلانى مى نويسد: «وتجمّع عليه أناس فى البصره من رؤساءها وغيرهم، فآذوه أشدّ الأذى، وأخرجوه منها» (1)محمّد بن عبد الوهّاب در آغاز كارش به بصره آمد، و عقايدش را اظهار نمود، كه با مخالفت شديد بزرگان بصره مواجه شد، كه در نتيجه مردم عليه او قيام نموده و او را از شهر بيرون كردند. او سپس به بغداد و كردستان وهمدان واصفهان روانه شد (2) و سر انجام به زادگاه خويش برگشت. او در زمان حيات پدرش جرأت اظهار عقائد خويش را نداشت ولى پس از آن كه پدر او در سال 1153 در گذشت محيط را براى اظهار عقايد خويش مساعد يافت و مردم را به آيين جديد خود فرا خواند (3) ولى اعتراض عمومى مردم كه نزديك بود خونش را بريزند، او را ناگزير كرد تا به زادگاه خويش عُيَيْنه باز گردد، و بر اساس پيمانى كه با امير آنجا «عثمان بن مَعْمَر» بست كه هر دو بازوى يكديگر باشند، عقايد خود را تحت حمايت او بى پرده مطرح ساخت، ولى طولى نكشيد كه حاكم عيينه به دستور فرمانرواى احساء، وى را از شهر عيينه اخراج كرد. محمد بن عبد الوهاب به نا چار شهر دِرْعِيّه را براى اقامت برگزيد و با پيمان جديدى كه با محمد بن سعود حاكم درعيه بست كه حكومت از آن محمد بن سعود و تبليغ به دست محمد بن عبد الوهاب باشد. او در آغاز كار به مطالعه زندگى نامه مدّعيان دروغين نبوّت مانند «مُسَيْلمه كذّاب»، «سَجاج» «أسود عَنْبسى» و «طليحه أسدى» علاقه خاصّى داشت، برخى از اساتيد و علماء و حتّى پدرش وى را گمراه دانسته و مردم را از اطاعت وى منع مى كردند (4) اوّلين كتابى كه بر ردّ عقايد باطل وى نوشته شد توسّط برادرش «سليمان بن عبد الوهّاب» به نام «الصواعق الإلهيّه فى الردّ على الوهّابيّه» بود. اوّلين كارى كه «محمّد بن عبد الوهّاب» انجام داد، ويران كردن زيارتگاههاى صحابه، و اولياء در اطراف عُيَيْنه بود، كه از جمله آنان تخريب قبر «زيد بن خطّاب» برادر خليفه دوّم بود (5)، كه با واكنش شديد علماء و بزرگان مواجه گرديد، به دنبال آن امير عُيَيْنه به ناچار، شيخ را از اين شهر بيرون كرد. در قرن 12 هجرى موقعيّت بسيار سخت و اوضاع بسيار نامناسبى كه براى مسلمانان پيش آمد و كشورهاى اسلامى از هر طرف مورد تهاجم شديد استعمارگران قرار داشت، كيان امت اسلامى از سوى انگليس، فرانسه، روس و امريكا تهديد مى شد، جامعه اسلامى بيش از هر زمان ديگرى نياز به وحدت كلمه داشت. در اين عصر، بيش از هر زمانى مسلمانان نياز به وحدت و همكارى بر ضد دشمن مشترك داشتند، ولى متأسفانه «محمّد بن عبد الوهّاب» مسلمانان را به جرم توسّل به انبياء و اولياء الهى، مشرك و بت پرست قلمداد كرد، و فتوا به تكفير آنان داد، و خونشان حلال، و قتل آنان را جايز، و اموال آنان را جزء غنائم جنگى به حساب آورد، و پيروان او به استناد اين فتوا هزاران مسلمان بى گناه را به خاك وخون كشيدند. (1) تاريخ العربيّه السعوديّه: 88. (2) او چهار سال در بصره، پنچ سال در بغداد و يك سال دركردستان ودو سال در همدان اقامت گزيد واندك زمانى هم در اصفهان و قم بود و آن گاه به حُرَيْمَله اقامتگاه پدرش رفت. وهّابيّت مبانى فكرى وكارنامه عملى ص 36. (3) رجوع شود به زعماء الإصلاح فى عصر الحديث: 10، تاريخ العربيّه السعوديّه: 89، تاريخ نجد آلوسى ص 111. (4) كشف الارتياب: 7. (5) عنوان المجد فى تاريخ نجد: 9، البراهين الجليّه فى رفع تشكيكات الوهابيّه: 4، هذه هى الوهابيّه: 125، السلفيّه بين أهل السنّه والاماميّه: 307. روساى سياسى وهّابيّت وارث مقتدر و مسلط آئين وهّابيّت، اندكى پس از پيدايش آن، خاندان آل سعود شد.اين خاندان كه از دير باز بر جزيره العرب دست داشته، توانست با تكيه بر اين آئين و حمايت وگسترش واحيا آن تنها وارث بى چون وچراى وهّابيّت گردد. 1) محمد بن سعود، نخستين فرد از خاندان سعود است كه مذهب وهابيه را قبول كرد (م 1279 ق) 2) عبدالعزيز بن سعود. وى بر احساء وقطيف دست يافت وسواحل خليج فارس را نيز در اختيار گرفت. در سال 1216 ق كربلا را غارت كرد. اندكى بعد مكه وطائف را زير نفوذ گرفت و بر عمان دستيافت. در سال 1218 قمرى توسط يكى از شيعيان كشته شد. 3) سعود بن عبدالعزيز. در دوره رهبرى وى وهابيان به بغداد وعمان مكه و مدينه و حوران يورش بردند. نام سلطان وقت را از خطبه ها برداشتند. نيروهاى عثمانى وهابيان بردند. نام سلطان وقت را از خطبه ها بر داشتند. نيروهاى عثمانى وهابيان را شكست دادند و شهرها را پس گرفتند. وى در سال 1229 قمرى درگذشت. 4) عبدالله بن سعود. وى توسط طولون پاشا شكست خورد ودستگير گرديد. او وفرزندان او در سال 1233 قمرى در قسطنطنيه به دار آويخته شدند. 5) مشارى بن سعود (برادر عبدالله). اونيز توسط محمد على پاشا دستگير گشت و در سال 1234 قمرى در راه مصر در گذشت. 6) تركى بن عبدالله بن محمد بن سعود. وى قدرت را در رياض بدست گرفت. اندكى بعد مصريان وى را از شهر بيرون راندند. ولى او دوباره قدرت را بدست آورد وبه رياض بازگشت. تركى بر احسا و بحرين دست يافت و در سال 1249 قمرى توسط مشارى بن عبد الرحمن كشته شد. 7) مشارى بن عبدالرحمن بن مشارى بن حسن بن مشارى بن سعود 8- خالد بن سعود (1257- 1255 ق) 8) عبدالله بن شبيان بن ابراهيم بن شبيان (1257 1259) 9) فصيل بن تركى (دوبار قدرت را بدست گرفت: بار اول 1255 قمرى، وبار دوم 1282- 1259 قمرى) 10) عبدالله بن فصيل بن تركى (سه بار قدرت را بدست گرفت: 1291- 1287 ق و 1301- 1300 و 1304- 1301 قمرى) 11) سعود بن تركى 12) محمد بن سعود 13) عبدالرحمن بن فصيل 14) محمد بن فصيل 15) عبدالعزيز بن عبدالرحمن فصيل عبد العزيز بن عبد الرحمان در سال 1391 از كويت به نجد آمد، و با كمك بازماندگانى از پيروان مسلك وهّابيّت و با تكيه بر كمكهاى بى دريغ انگليسى ها و فرانسوى ها، و در مدّت 20 سال مبارزه و تلاش در تقسيم كشورهاى عربى، كشور عربستان سعودى را تأسيس كرد، كه هم اكنون فرزندان وى بر اين كشور حكومت مى كنند (1). 16) ملك عبد العزيز بن عبد الرحمن (متوفّاى 1373) در سال 1319 از كويت به رياض برگشت ودر طىّ 20 سال مبارزه، دوباره بر حجاز مسلط شد، و سلطنت آل سعود را پى ريزى كرد. ملك سعود بن عبد العزيز: (متولّد 1319، متوفّاى 1388). 17) ملك فيصل بن عبد العزيز: (متولّد 1324، متوفّاى 1395) در سال 1387 زمام دولت را به دست گرفت و به توسعه حرمين پرداخت. 18) ملك خالد بن عبد العزيز: (متولّد 1331، متوفّاى 1402) در سال 1395 زمام كشور را به دست گرفت. 19) ملك فهد بن عبد العزيز: (متولّد 1340) (2). خاندان آل سعود همچنان سيادت وقدرت خود را بر سراسر جزيره العرب حفظ كرده اند و اينك بر سرزمين وحى حكومت مى كنند. ملك عبدالله پادشاه عربستان سعودى وارث اجداد و اسلاف خويش است كه با اقتدار كامل بر تخت سلطنت نشسته وخود را خادم حرمين شريفين معرفى مى كند. رجوع شود به تاريخ وهّابيّت، تأليف محمّد حسين قريب گركانى، مجله هفت آسمان: سال اول، شماره سوم و چهارم ص 177. رجوع شود به: رسائل أئمّه دعوه التوحيد، تأليف: د. فيصل بن مشعل بن سعود بن عبد العزيز.
نقش استعمار در پيدايش وهّابيّت اسلام از آغاز پيدايش و ظهور، جهاد و مبارزه ى مستمر عليه قدرتهاى ظلم گستر جهان را از اهداف اوليه و بنيادين خود قرار داده و رهايى انسانهاى در بند جور و ستم جباران تاريخ و گسستن زنجيرهاى اسارت و بردگى و استقرار صلح و آزادى را از پى آمدهاى طبيعى گسترش اين جهاد مقدس دانسته است.ماهيت ظلم ستيزى و حمايتهاى همه جانبه اين آئين حياتبخش از محرومان و مظلومان جهان منافع نامشروع قدرتهاى استعمارى را در طول تاريخ به خطر افكنده و با دميدن روح جهاد و مبارزه در ستمديدگان وضعيت نگاه داشته شدگان زمين، عرصه ها را يكى پس از ديگرى بر پيشوايان جور تنگ كرده و حيات ننگين و پليدشان را با خطر مواجه نموده است. قدرتهاى استكبارى كه تعاليم زندگى ساز و حركت آفرين اسلام را با منافع خويش در تضاد مى بينند و اتحاد روزافزون و تكوين قدرت سياسى مسلمانان جهان را سد و مانعى بزرگ در راه تحقق سياستهاى ضد انسانى خود تلقى مى كنند، با تمام توان همه راه ها و روشهاى شيطانى را براى مقابله بااسلام و اتحاد و وحدت مسلمانان به كار مى گيرند. يكى از حربه ها و روشهاى مقابله با اسلام و رخنه در صفوف مسلمانان تحريف حقايق دين و واژگونه كردن اهداف و مقاصد نهايى تعاليم مقدس اسلام مى باشد. اين حربه و ترفند در قالب ساختن و پروردن فرقه هاى جديد براى قشرهايى از مسلمانان در مناطق و محدوده هاى مناسب و سپس ترويج و گسترش آن در جهان اسلام چهره مى نمايد! وهّابيّت يكى از اين فرقه هاى ساختگى است كه با مهارت تمام توسط استعمار انگليس بنيان نهاده شد. اهدافى كه استعمارگران انگليسى از ساختن مسلك وهّابيّت دنبال مى كردند عبارت بود از: بدعت گذارى در دين با تحريف حقايق و احكام اسلامى، خنثى كردن تعاليمى چون جهاد و مبارزه، بى رنگ كردن وجهه سياسى و اجتماعى اسلام و خلاصه كردن دين و دين باورى در نماز و ذكر و عبادت، و ناموجّه جلوه دادن تجمع در اماكن مقدسه و زيارتگاهها بعنوان يكى از نمودها و پايگاههاى وحدت و قدرت سياسى مسلمانان و تخريب آنها بعنوان مظاهر شرك و گمراهى! اين تنها استعمار گران انگليسى نبودند كه با ساختن مذهب وهّابيّت و روى كار آوردن حكومت آل سعود به مقاصد شيطانى خويش براى مقابله با اسلام و مسلمانان نائل آمدند، بلكه در مراحل بعدى وهابيان آل سعود به پابوسى آمريكائيان شتافتند و در خدمت اهداف ضد انسانى آنان در آمدند. درباره فعاليت هاى نظامى مدارس وهابى در پاكستان نشريه چراغ چاپ كابل در گزارشى با عنوان مدارس دينى يا اردوگاه هاى نظامى، سياست هاى اسلام آباد را در قبال طالبان نقد كرده است. اين روزنامه نوشته است: پاكستان در ماه هاى گذشته به خصوص پس از حملات تروريستى در لندن از طرف كشورهاى غربى به خاطر آموزش تروريست ها در مدارس دينى خود تحت فشار قرار گرفته است. بر اساس شواهد به دست آمده توسط پليس انگلستان سه تن از بمب گذاران در لندن كسانى هستند كه از تعدادى مدارس دينى پاكستان در سال گذشته بازديد كرده بودند. گفته مى شود بيش از 10 هزار مدرسه دينى ثبت شده در پاكستان وجود دارد كه توسط تندروها ره برى شده و بيش تر طلاب در اين مدارس آموزش هاى ضد غربى مى بينند. روزنامه يادشده در ادامه مى نويسد: به باور آگاهان، اين مدارس در جريان حاكميت طالبان در افغانستان مكان هاى مطمئن و خوبى براى سازمان اطلاعاتى پاكستان براى سربازگيرى و اعزام آنان به افغانستان به منظور جنگ در كنار طالبان بوده است. از سوى ديگر دولت افغانستان در ماه هاى گذشته از اسلام آباد به شدت انتقاد كرد كه مبارزه همه جانبه و صادقانه اى در جهت حفاظت از مرزهاى كشورش به منظور جلوگيرى از ورود جنگ جويان طالب و تندروهاى پاكستانى و عرب انجام نمى دهد. در اين مدت دولت افغانستان دست كم بيش از 10 تبعه پاكستانى را با سلاح و مواد انفجارى هنگام عبور از قلم روى اين كشور بازداشت كرده و آنان را از طريق رسانه هاى گروهى به مردم نشان داده است. اين نشريه غيردولتى معتقد است كه اكثر اين افراد در مدارس دينى پاكستان آموزش ديده و براى انجام عمليات به افغانستان اعزام شده بودند. يكى از بازداشت شده ها كه خود را از پيشاور پاكستان معرفى مى كرد، در اواخر ماه گذشته در گفت وگو با رسانه ها اعتراف كرد كه در منطقه مانسهره پاكستان توسط افسران اطلاعاتى آى اس آى ارتش پاكستان آموزش نظامى را فراگرفته و براى جهاد عليه نيروهاى خارجى به خصوص آمريكايى ها به افغانستان آمده است. چراغ مى نويسد: در پى اين حوادث و اعترافات اتباع دستگير شده پاكستان روابط ميان اسلام آباد- كابل تا حد زيادى تيره شد؛ به طورى كه جورج بوش، رييس جمهورى آمريكا براى عادى سازى روابط ميان دو كشور با تلفنى پرويز مشرف گفت وگو كرد و به دنبال آن حامد كرزاى با همتاى پاكستانى خود ارتباط تلفنى برقرار كرد. به نوشته اين روزنامه، هرچند جزييات مذاكرات افشا نشده، اما گفته مى شود كه كرزاى از مشرف خواسته است براى كنترل مرزهاى كشورش جدى باشد كه از اين پس روابط دو كشور روالى نسبتاً عادى به خود گرفت؛ گرچه در اين رابطه شك و ترديدهايى هنوز باقى است. در ادامه مطلب روزنامه ياد شده كه با نام على سروش نوشته شده، هم چنين آمده است: اسلام آباد بارها ادعاى دولت افغانستان مبنى بر موجوديت جنگ جويان طالبان و رهبران آنان را در خاك كشورش رد مى كند و پاكستان درباره بازداشت اتباعش درافغانستان گفته است كه نمى تواند مسووليت اعمال آنان را به عهده بگيرد. تحليل گر اين مطلب گفته است: به عقيده آگاهان سياسى منطقه در پى تثبيت اين نكته كه سه تن از حمله كنندگان انتحارى در لندن از پاكستان ديدن كرده اند، اين گمان راتقويت كرده كه تندروهاى اسلامى از اين كشور به ديگر نقاط دنيا صادر مى شود. برخى از صاحب نظران اظهار مى دارند كه پاكستانى ها پس از امضاى پيمان استراتژيك نظامى سياسى ميان رييسان جمهور آمريكا و افغانستان با دغدغه از دست دادن اهميت اين پيمان در مبارزه با تروريسم و منفعت هاى مالى آمريكا، اوضاع افغانستان را بى ثبات ساخته و به دنيا نشان دهد كه اين كشور هم چنان از ناحيه جنگ جويان مسلح مخالف دولت كابل آسيب پذير بوده و توانايى مقابله با آنان را ندارد. در اين ميان حامد كرزاى براى نخستين بار در اواخر ماه گذشته در همايش واليان و فرماندهان امنيتى ولايات مختلف افغانستان، كارمندان دولتى را تهديد كرد كه در صورت افشا شدن افرادى كه متهم به جاسوسى براى كشورهاى ديگر هستند آنان را به محاكمه خواهد كشيد و به مقامات عالى رتبه دستور داد براى شناسايى و افشاى جاسوسان كار جدى كنند. از اواخر سال گذشته جنگ جويان مسلح طالبان هر روز به شدت حملاتشان را درمناطق جنوبى افغانستان افزوده اند. آنان حملات سنگينى را در ولايات قندهار و هلمند بر ضدسربازان دولتى و افراد متنفذ طرف دار حامد كرزاى راه اندازى مى كنند. به نوشته روزنامه چراغ از ابتداى سال جارى تاكنون حداقل هشت تن از افراد عالى رتبه محلى و چهار روحانى سرشناس حامى دولت ازسوى طالبان به قتل رسيده اند. اين روزنامه چاپ كابل مى نويسد مقامات دولتى افغانستان و نظاميان آمريكايى كه ره برى 18 هزار سرباز خارجى را در اين كشور به عهده دارد، پذيرفته اند كه طالبان به تاكتيك هاى جديدى در عمليات خود روى آورده و به حملات خود شدت داده اند. پاكستان پس از دخالت در امور داخلى كشورها و راه اندازى طرح هاى خاص تخريبى در ديگر كشورها به خصوص در كشور هم سايه خود افغانستان اينك بار ديگر تحت فشار جهانيان قرار گرفته و دست به اقدامات فريبنده و يا مصلحتى روى آورده است. يكى از اين اقدامات كه پس از انفجارهاى لندن و اعتراضات اخير دولت كابل مبنى بر مداخلات پاكستان در امور داخلى افغانستان در پيش گرفته، تعطيل كردن مدارس دينى در كشورش است. به باور نويسنده اين گزارش، پاكستان تنها كشورى است كه بيش ترين مدارس دينى در آن وجود دارد و رهبران اين كشور پيوسته روى اهداف نظامى خود از موجوديت اين مدارس استفاده كرده اند. به طورى كه مداخلات اسلام آباد در كشمير هند بيش تر از هر چيز ديگرى انگيزه دينى و مذهبى را مطرح مى كند. چراغ مى نويسد: 90 درصد لشكر سياهى را كه پاكستان به افغانستان زير آرم طالبان گسيل كرد، در مدارس دينى تعليم ديده بودند و سپاه صحابه سازمان ترويستى مذهبى كه بيش تر عليه مسلمانان اهل تشيع عمل مى كند، افراد تندرو و معتقد به آن در اين مدارس آموزش ديده اند. بنابر اين اقدام اخير دولت ژنرال مشرف كه ناشى از فشارهاى داخلى و خارجى صورت مى گيرد با عجله و شتاب نمى تواند عملى باشد. چنان چه دولت پاكستان مى خواهد صادقانه در راه مبارزه با تروريسم گام بردارد بايد اولا نه از روى تظاهر و وقت كشى بلكه با عمل كرد صادقانه و جدى خود در شناسايى و مهار شاخه هاى تروريستى سازمان هاى مذهبى و دستگيرى سران و اعضاى بلند پايه القاعده وطالبان دست به كار شود، ثانيا در كنار تعطيل كردن مدارس دينى تمام طلبه هاى دينى را كه از كشورهاى ديگر هستند هم از خاك خود اخراج و يا در مدارس رسمى نگهدارى كند. روزنامه چراغ هم چنين پيش نهاد كرد كه دولت پاكستان بايد براى ديد و بازديدهاى رهبران مذهبى از اين مدارس كه برخى از شاگردان آن احتمالا عناصر وابسته به اطلاعات جهانى هستند، قوانينى وضع كرده و اين گونه ملاقات ها را تحت كنترل خود درآورد و علاوه بر آن در كنار مدارس دينى، اردوگاه هاى آموزش نظامى القاعده و طالبان را كه در شهرهاى مختلف آن كشور وجود دارد، هم بايد منحل كند. منبع: خردنامه همشهرى شماره 71 |
|||
|
|
۱۵:۵۲, ۶/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحم الرحیم
این مطالب بخشی از مقاله خودم در این زمینه هستش که هنوز منتشر نکردم. وهابیت و ارتباط آن با اسرائیل: اگر در تاریخ وهابیت دقت شود همسویی نظریات علمای وهابی با سیاست های و خواست های ابر قدرت های غربی و اروپایی کاملا واشح و روشن می باشد.از جمله ی این فتاوی می توان به مواردی از جمله: 1.تکفیر مسلمانان و ایجاد تفرقه بین آنها 2.فتوا به تکفیر جهاد ضد شیعیان. به گزارش سرویس دینی جام نیوز، به نقل از نشریه فارین پالسی، نشریه، گروهک وهابی تروریستی عبدالمالک ریگی موسوم به «جند الله» که در ایران دست به عملیات تروریستی می زده، از سوی اسرائیل پشتیبانی و تجهیز می شده است. در مقاله نشریه فارین پالسی آمده است که مقامات موساد برای انجام عملیات تروریستی در ایران به صورت مستقیم با اعضای این گروهک مذاکره می کردند. مارک پری نویسنده این مقاله و تحلیل گری این مجله آمریکایی می گوید از عکس العمل اسرائیل تعجبی نکرده و نباید انتظار داشت که دولت اسرائیل این اتهامات را تایید کند. وی همچنین در مورد چرایی و چگونگی عملیات تروریستی توسط موساد در آن منطقه از ایران به وسیله گروهک «ریگی» گفت، وقوع چنین حملاتی از سوی اسرائیل بسیار واضح به نظر می رسد. از نظر جنگ افروزان تل آویو، چنین حملاتی نه تنها وی در مورد انگیزه اسرائیل برای تجهیز گروهک ریگی گفت، آنها یک گروهک تروریستی هستند و هدفشان هم ایرانی ها است. گروهک «ریگی» بدون شک در کشتار مردم ایران و افرادی از سپاه پاسداران انقلاب ایران دست داشته است. فرسودن توان ایران و نگاه جدایی طلبانه این گروه با مواضع اسرائیل همخوانی کامل دارد. (جام نیوز ، 1390) بر اساس فتوای صادر شده توسط چهره سرشناس وهابیت در عربستان سعودی شیخ «ناصر الدین الألبانی»، کشتن شیعیان حلال اما یهودیان حرام است! این چهره­ی سرشناس وهابی که متولد کشور آلبانی بوده، بارها و بارها در فتواهای مختلفی نسبت به انجام هرگونه عملیات استشهادی یا انتحاری در سرزمین های اشغالی علیه شهرک نشینان صهیونیستی را حرام اعلام کرده بود، اما در همین حال وهابیت کشتن شیعیان را حلال دانسته اند همان طور که ما نمونه به شهادت رسید شیعیان در کشورهای مختلف به ویژه عراق یا منطقه پاراچنار پاکستان را همه روزه شاهدیم. جالب اینجاست که «ناصر الدین الألبانی» در پاسخ به استفتائی در مورد انجام عملیات علیه شیعیان، به صراحت می گوید: حلال و جایز است.(جام نیوز ، 1388) نکته ی دیگری که اشتراک است بین یهود (تصوف یهود یا کابالا) و وهابیت بحث جسمانیت خداوند می باشد که هر دو در این موضوع اشتراک نظر داشته اند.در انیمیشن هایی که توسط کمپانی های یهودی تولید می شود نیز به این نکنه بر می خوریم.یکی از این انیمیشن ها انیمیشنی است با نام جک و لوبیای سحر آمیز.هنگامی که جک(نماد انسان) از درخت لوبیا (نماد درخت زندگی) به بالا می رود،می تواند غول (نماد خداوند) را به روی زمین بیاورد.پس این خدواند حتما جسمانی است که می تواند از درخت پایین آمده و در سطح زمین راه برود.از نظر تفکر نیز می توان به موضوعی که مشترک است بین این دو اشاره نمود و آن دستور خراب کردن خانه ی خداست تا قبله مسلمانان به بیت المقدس تغییر پیدا کند.بیت المقدسی که برای یهودیان صهیونیست بسیار ارزشمند است. گفتنی است به رغم اینکه فتوا حلال بودن قتل شیعیان و حرام بودن قتل صهیونیست ها توسط این چهره وهابی حدود یک دهه پیش صادر شد، اما چهره های وهابی معاصر نیز در فتواهای خود چنین رأی و نظر دارند. قابل ذکر است «ناصر الدین الألبانی»، در سال 1914 میلادی در شهر "آشقودره" پایتخت کشور آلبانی در خانواده ای بسیار فقیر متولد شد اما پدرش نیز از علمای آن منطقه به شمار می رفت. او برای تحصیل علوم دینی اهل سنت، به دمشق پایتخت سوریه سفر کرد و تصمیم گرفت که تا آخر عمرش در آنجا بماند. تحصیل علوم دینی مانند قرآن کریم، تجوید، صرف، نحو و فقه مذهب حنفی را در سنین کودکی آغاز کرد اما در سنین نوجوانی با اندیشه های «إبن تیمیه» که پدر معنوی وهابیت به شمار می رود، آشنا شد و تا اینکه به یکی از سرشناس ترین چهره های وهابیت تبدیل گردید.
|
|||
|
۱۸:۱۶, ۶/دی/۹۳
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
خوب معلومه که وهابیت اسلام نیست دیگه اینم گفتن داره آخه؟!!!چرا وقتتونو تلف می کنید درباره یه موضوعی بحث کنید که ارزش وقت گذاشتن داشته باشه؟
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() یک کلام:وهابیت یعنی اطاعت محض از طاغوت میخواد اسرائیل باشه یا آمریکا باشه یا هر کشور دیگه ای از اونجایی که همه کشورهای غربی زیر بلیط اسرائیلند پس درنتیجه وهابیت یعنی یهودیت یهودیت یهودیت ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() درمورد اینکه حساب اهل تسنن از وهابیت جداست خوب اون که صد البت ![]() ![]()
|
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| وهابیصفتی اسلام نیست | ـــ | 1 | 1,645 |
۱۸/فروردین/۹۵ ۱۸:۲۸ آخرین ارسال: قلب |
|
| درباره وهابیت چی میدونی؟ اهل سنت جدای از وهابیت میباشد | mahdy30na | 29 | 14,353 |
۱۴/آبان/۹۴ ۲۳:۰۴ آخرین ارسال: mahdy30na |
|
| گام دوم، فاز تولید اطلاعات مورد نیاز در راستای اهداف مشخص شده از منابع تعیین شده! | علی 110 | 10 | 9,155 |
۶/خرداد/۹۱ ۱۶:۰۲ آخرین ارسال: seiied |
|
| فراخوانی حیاتی برای تشکیل گروه تحقیقاتی علیه وهابیت! | علی 110 | 178 | 84,996 |
۲۰/اردیبهشت/۹۱ ۹:۱۷ آخرین ارسال: فریادگر سکوت |
|
| تبلیغات شبکه "وهابیت" برای شبکه "بهائیت" | انتصـار | 0 | 1,503 |
۶/اردیبهشت/۹۱ ۱۴:۱۵ آخرین ارسال: انتصـار |
|
| نظر سنجی انتخاب اسم برای تالار ضد وهابیت(مهم) | خیبر110 | 29 | 12,711 |
۲۵/آبان/۹۰ ۰:۱۶ آخرین ارسال: عبداللهی |
|
| اینجا محل قرار دادن لیست تمام کتابها و نرم افزارهایی هست که در مورد وهابیت هستند | علی 110 | 22 | 16,428 |
۲/شهریور/۹۰ ۱۲:۴۶ آخرین ارسال: MAHDI59 |
|












