|
یهود از دیروز تا امروز
|
|
۱۸:۴۸, ۱۵/دی/۸۹
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بیش از پنجاه و شش سال از تاریخ به رسمیت شناخته شدن اسرائیل از سوى سازمان ملل مىگذرد. در نیم قرن گذشته کشور فلسطین شاهد التهابات بىمانندى بوده است و از آن زمان تا کنون آماج جنایات دشمنان و بىمهرى به اصطلاح دوستان خویش بوده است. صهیونیستها که خود را از تبار اسرائیل (یعقوب)، آن پیامبر الهى مىدانند بر مبناى تورات تحریف شده و با توصیه خاخامهاى یهود (روحانیون یهودى) از هیچ عمل شرم آورى رویگردان نبودهاند. پس از واقعه 11 سپتامبر و بهانه جوییهاى آمریکا درباره مبارزه با تروریسم، بار دیگر فرصتى طلایى در اختیار حاکمان رژیم اشغالگر قدس قرار گرفت تا بر سرکوب خویش بیافزایند؛ ایجاد دیوار حائل که مناطق یهودى نشین را از مناطق غزّه و کرانه باخترى رود اردن جدا مىسازد، همچنین ترور رهبران معنوى و متدین گروههاى اسلامى نظیر شیخ احمد یاسین رمضان، تخریب منازل فلسطینیان، از بین بردن زمینهاى زراعى و باغات، همگى از جمله اقداماتى است که ظرف 3 سال گذشته به مرحله اجرا گذاشته شده است. هجومهاى مکرر و بىامان به اردوگاههاى فلسطینى شکل هر روز به خود گرفته است و فلسطین در میان دیگر گرفتاریهاى مسلمانان همچون آنچه در افغانستان و عراق مىگذرد، گاه به بوته فراموشى سپرده مىشود...........
اما امام، این اسطوره ماندگار با درایت خویش آنگونه عمل نموده است که هیچگاه قدس به تاریک خانه نسیان سپرده نشود. آخرین جمعه ماه مبارک رمضان، همیشه میعادگاه مسلمانان عاشقى است که با تنفر، فریاد مرگبارشان را بر سر غاصبان بلند مىسازند و غیورانه سرود جهاد سر مىدهند. این نوشتار نیز بر همین اساس در تلاش است تا سهمى در این رزم پر شور داشته باشد و ضمن بازشناسى کوتاه یهود از دید قرآن کریم، تفاوت یهود و صهیونیسم، همچنین رسالت مؤمنان را در روز قدس باز کاود. قرآن و یهود قرآن کریم در ارتباط با یهودیان گاه با شیوه کنایه و تمسخر برخى از اعتقادات آنان را به نقد مىکشد وگاه با برشمردن ویژگیهاى آزار دهنده ایشان، آنان را مورد خطاب و عتاب قرار مىدهد. در ادامه به برخى از این آیات اشاره خواهیم نمود: 1. یهود قوم بخشوده شده از جمله اعتقادات یهودیان گمراه، نجات و بخشایش الهى است. ایشان معتقدند اگر چه یهود ممکن است مرتکب برخى گناهان شود، اما این گناهان بخشوده خواهد شد و آنان در زمره رستگاران قرار خواهند گرفت. «فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُوا الْکِتابَ یَأْخُذُونَ عَرضَ هذَا الاَْدْنى وَیَقُولُونَ سَیُغْفَرُ لَنا»؛(1) «پس از آنها، فرزندانى جاى آنها را گرفتند که وارث کتاب [آسمانى تورات] شدند؛ [اما با این حال،] متاع این دنیاى پست را گرفته و مىگویند: بزودى بخشیده خواهیم شد.» قرآن کریم در ادامه همین آیه با لحن توبیخآمیزى این عقیده را رد و آن را دروغ مىداند: «اَلَمْ یُؤْخَذْ عَلَیْهِمْ میثاقُ الْکِتابِ اَنْ لا یَقُولُوا عَلَى اللّهِ اِلاَّ الحَقَّ وَدَرَسُوا فیه»؛(2) «آیا پیمان کتاب [خدا [از آنان گرفته نشده که بر خدا [دروغ نبندند، و] جز حق نگویند و آنان بارها آن را خواندهاند.(3)» ادامه دارد.... |
|||
|
|
۱۸:۵۱, ۱۵/دی/۸۹
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
2. یهود قوم نجات یافته از عذاب!
از جمله دیگر امتیازاتى که ملت یهود براى خویش قائل است، دورى از عذاب و آتش دوزخ است «وَقالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النّارُ اِلاّ اَیّاما مَعْدُودَةً»؛(4) «و گفتند: هرگز آتش دوزخ جز چند روزى به ما نخواهد رسید.» قرآن با این رویکرد انحرافى نیز به مبارزه بر مىخیزد و این خود برتربینىناروا را سخت مورد هجوم قرار مىدهد و مىفرماید: «قُلْ اَتَّخَذْتُمْ عِنْدَ اللّهِ عَهْدا فَلَنْ یُخْلِفَ اللّهُ عَهْدَهُ اَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللّهِ ما لا تَعْلَمُونَ»(5)؛ «بگو: آیا پیمانى از خدا گرفتهاید ـ و خداوند هرگز از پیمانش تخلف نمىورزد ـ یا آنچه را نمىدانید (به ناروا) به خداوند نسبت مىدهید.» اگر چه بعضى از فقرات عهد عتیق مستمسک این گونه اعتقادات نابجا است؛ اما تأمل و اندیشه در این گونه روایات توراتى موارد آن را اختصاص مىدهد: «خداوند، رحمان و کریم است... با ما مطابق گناهانمان عمل ننموده و به ما به حسب خطاهایمان جزا نداده است... به اندازهاى که مشرق از مغرب دور است، به همان اندازه، گناهان ما را دور کرده است. همانطورى که پدر بر فرزندان خود رئوف است، خداوند نیز بر ترسندگان خود رأفت مىنماید. زیرا سرشت ما را مىداند و به یاد دارد که ما خاک هستیم.(6)» در جاى دیگر آمده است: «ارتداد ایشان (بنى اسرائیل) را شفا داده، ایشان را بدون هیچ چشمداشتى، دوست خواهم داشت.(7)» فقراتى این چنین امید بخش را مىتوان حتى در قرآن کریم در مورد بنى اسرائیل مشاهده نمود، با این تفاوت که در این کتاب آسمانى وعدهها و پاداشهاى الهى مشروط گردیده و در ادامه با روشنگرى، نقض پیمان و عاقبت بد آنان را ذکر مىکند: «وَلَقَدْ اَخَذَ اللّهُ میثاقَ بَنى اِسْرائیلَ وَبَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَىْ عَشَرَ نَقیبا وَقالَ اللّهُ اِنّى مَعَکُمْ لاَءنْ اَقَمْتُمْ الصَّلاةَ وَاتَیْتُمُ الزَّکاةَ وَامَنْتُمْ بِرُسُلى وَعَزَّرْتُمُوهُمْ وَاَقْرَضْتُمُ اللّهَ قَرْضا حَسَنا لاَءُکَفِّرَنَّ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ وَلاَءُدْخِلَنَّکُمْ جَناتٍ تَجْرى مِنَ تَحْتِها الاَْنْهارُ فَمَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ مِنْکُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبیلِ»؛(8) «خدا از بنى اسرائیل پیمان گرفت و از آنها دوازده نقیب (سرپرست) برانگیختیم. خداوند [به آنها] گفت: «من با شما هستم، اگر نماز به پا دارید و زکات بپردازید و به رسولان من ایمان بیاورید و آنها را یارى کنید و به خدا قرض الحسن بدهید [= در راه او به نیازمندان کمک کنید]، گناهان شما را مىپوشانم و شما را در باغهایى از بهشت که نهرها از زیر درختانش جارى است وارد مىکنم، اما هر کس از شما بعد از این کافر شود، از راه راست منحرف گردیده است.» قرآن کریم در ادامه، گمراهى آنان را یادآور مىشود و مىفرماید:«فَبِما نَقْضِهِمْ مِـیثاقَهُمْ لَعَنّاهُمْ وَجَعَلْنا قُلُوبَهُمْ قاسِـیَةً یُحَرِّفُونَ الکَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ وَنَسُوا حَظّاً مِمّا ذُکِّرُوا بِـهِ وَلا تَزالُ تَطَّلِعُ عَلى خائِنَةٍ مِنْهُمْ إِلاّ قَلِـیلاً مِنْهُمْ »؛(9) «ولى به خاطر پیمان شکنى، آنها را از رحمت خویش دور ساختیم و دلهاى آنان را سخت و سنگین نمودیم؛ سخنان [خدا] را از موردش تحریف مىکنند و بخشى از آنچه را به آنها گوشزد شده بود فراموش کردند و هر زمان از خیانتى [تازه] از آنها آگاه مىشوى، مگر اندکى از آنان.» 3. یهودیان، دوست و فرزند خداوند! قرآن کریم در آیه ششم سوره جمعه به اندیشه یهود اشاره کرده، مىفرماید:«قُلْ یا أَیُّها الَّذِینَ هادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّکُمْ أَوْلِـیاءُ لِلّهِ مِنْ دُونِ النّاسِ فَتَمَنَّوُا المَوْتَ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِـینَ»؛ «بگو: اى یهودیان! اگر گمان مىکنید که [فقط [شما دوستان خدایید نه سایر مردم، پس اگر راست مىگویید، آرزوى مرگ کنید [تا به لقاى محبوبتان برسید].» همچنین قرآن کریم در سوره مائده آیه هجدهم به ادعاى دیگر آنان در مورد فرزندى خداوند اشاره مىکند و مىفرماید:«وَقالتِ الیَهُودُ وَالنَّصارى نَحْنُ أَبْناءُ اللّهِ وَأَحِبّاؤُهُ قُلْ فَلِمَ یُعَذِّبُـکُمْ بِذُنُوبِکُمْ بَلْ أَنْتُمْ بَشَرٌ مِمَّنْ خَلَقَ یَغْفِرُ لِمَنْ یَشاءُ وَیُعَذِّبُ مَنْ یَشاءُ»؛ «یهود و نصارى گفتند: ما فرزندان خدا و دوستان [خاص] او هستیم. بگو: پس چرا خدا شما را به خاطر گناهانتان مجازات مىکند؟ بلکه شما بشرى هستید از مخلوقاتى که او آفریده است. او، هر کسى را بخواهد [و شایسته بداند]، مىبخشد و هر کس را بخواهد [و مستحق بداند]، مجازات مىکند.» منطق بىبدیل قرآن در برابر تحریفات اعتقادى آنچنان مستحکم است که جایى براى دفاع نمىگذارد و جز این لحن استوار نمىتواند پاسخ کسانى باشد که به پیامبر مىگفتند:«لاتُخَوّفْنا فَإِنّا اَبْناءُ اللّهِ وَاَحِبّاؤُهُ فَاِنْ غَضِبَ عَلَیْنا فَاِنَّما یَغْضِبُ کَغَضَبِ الرَّجُلِ عَلى وَلَدِهِ یَعْنى اِنَّهُ یَزُولُ عَنْ قریبٍ؛(10) ما را تهدید مکن؛ چرا که ما فرزندان و دوستان خداوندیم. در صورت خشم نیز خداوند بر ما به مانند عصبانیت پدر از فرزندش است؛ یعنى بزودى خشمش فرو خواهد نشست.» 4. یهودیان آزمند و دنیازده دنیازدگى و دلبستگى به دنیا از خصوصیات و ویژگیهاى این قوم به اصطلاح برگزیده است. جالب آنکه این صفت حتى تا به امروز ادامه یافته و دستهاى یهودیان امروزى را به راحتى مىتوان در کارتلها (شرکتهاى فراملیتى) مشاهده نمود. قرآن کریم به همین ویژگى اشاره مىفرماید و آن را در تضاد با ادعاهاى گذشته آنان مبنى بر دوستى ویژه با خداوند ارزیابى مىکند: «وَلَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النّاسِ عَلى حَیاةٍ وَمِنَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا یَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ یُعَمَّرُ أَلـْفَ سَنَةٍ وَما هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ العَذابِ أَنْ یُعَمَّرَ وَاللّهُ بَصِـیرٌ بِما یَعْمَلُونَ»؛(11) «و آنها را حریصترین مردم ـ حتى از مشرکان ـ بر زندگى [این دنیا و اندوختن ثروت [خواهى یافت: [تا آنجا] که هر یک از آنها آرزو دارد هزار سال به او عمر داده شود؛ در حالى که این عمر طولانى، او را از کیفر [الهى] باز نخواهد داشت. و خداوند به اعمال آنها بینا است.» 5. یهود پیمانشکن شکستن پیمانها از جمله نکاتى است که قرآن کریم در رابطه با یهود مکررا بیان مىدارد. این پیمانها لزوما توحیدى نیست، بلکه یهود پیمانهاى توحیدى، اجتماعى، عبادى و اقتصادى خویش را شکسته است: «وَ إِذْ أَخَذْنا مِـیثاقَ بَنِـى إِسْرائِـیلَ لا تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللّهَ وَبِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً وَذِى القُرْبى وَالْیَتامى وَالْمَساکِـینِ وَقُولُوا لِلنّاسِ حُسْناً وَأَقِـیمُوا الصَّـلاةَ وَآتُوا الزَّکاةَ ثُمَّ تَوَلَّیْتُمْ إِلاّ قَلِـیلاً مِنْـکُمْ وَأَنْتُمْ مُعْرِضُونَ»؛(12) و [یادآورید [زمانى را که از بنى اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خداوند یگانه را پرستش نکنید و به پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و بینوایان نیکى کنید و به مردم نیک بگویید و نماز برپا دارید و زکات بدهید. سپس [با اینکه پیمان بسته بودید] همه شما ـ جز عده کمى ـ سرپیچى کردید و [از وفاى به عهد [رویگردان شدید.» در ادامه همین آیات خداوند به دیگر موارد نقض پیمان یهود اشاره کرده، کشتار، تجاوز، غصب سرزمینهاى یکدیگر را از جمله جنایات قوم یهود برمىشمارد و پایان این همه پیمان شکنى را چنین یادآور مىشود: «فَما جَزاءُ مَنْ یَفْعَلُ ذ لِکَ مِنْـکُمْ إِلاّ خِزْىٌ فِـى الْحَیاةِ الدُّنْیا وَیَوْمَ القِـیامَةِ یُرَدُّونَ إِلى أَشَدِّ الْعَذابِ»؛(13) «براى کسى که از شما این عمل (تبعیض در میان احکام و قوانین الهى) را انجام دهد، جز رسوایى در این جهان، چیزى نخواهد بود و روز رستاخیز به شدیدترین عذابها گرفتار مىشوند.» موارد نقض پیمانها از سوى یهود به این جا ختم نمىشود و موارد متعددى را مىتوان در قرآن برشمرد که به دلیل اختصار از این موارد گذر مىکنیم. امروزه این صفت شاخص یهود کاملا در رفتارهاى رژیم صهیونیستى مشهود است. نقض قراردادهایى نظیر مادرید، اسلو، شرم الشیخ، نقشه راه و... همگى حکایت از ماندگارى این ویژگى در یهود امروز دارد. ادامه دارد... |
|||
|
|
۱۸:۵۵, ۱۵/دی/۸۹
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
6. یهود، قوم مغضوب
خداوند عملکرد ناپسند یهود را مشمول غضب و خشم خود دانسته، ضمن پرهیز دادن مؤمنان از دوستى با یهود، مىفرماید: «یا أَیُّها الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَوَلَّوْا قَوْماً غَضِـبَ اللّهُ عَلَیْهِمْ قَدْ یَـئِسُوا مِنَ الآخِرَةِ کَما یَـئِسَ الکُفّارُ مِنْ أَصْحابِ القُبُورِ»؛(14) «اى کسانى که ایمان آوردهاید! با قومى که خداوند آنان را مورد غضب قرار داده دوستى نکنید، آنان از آخرت مأیوسند همانگونه که کفار مدفون در قبرها مأیوس مىباشند.» 7. یهودیان، دشمن مؤمنان قرآن با یادآورى دوستى یهودیان با کافران و اتحاد استراتژیک آنان بر علیه مسلمانان مىفرماید: «تَرى کَثِـیراً مِنْهُمْ یَتَوَلَّوْنَ الَّذِینَ کَفَرُوا لَبِئْسَ ما قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنْفُسُهُمْ أَنْ سَخِطَ اللّهُ عَلَیْهِمْ وَفِى العَذابِ هُمْ خالِدُونَ»؛(15) بسیارى از آنها را مىبینى که کافران [و بتپرستان] را دوست مىدارند [و با آنها طرح دوستى مىریزند]، نفس سرکش آنها چه اعمال بدى را از پیش براى آنها فرستاده که نتیجه آن خشم خداوند بود و در عذاب [الهى] جاودانه خواهند ماند.» آیات الهى، یهود را از بدترین مردم نسبت به مؤمنان ارزیابى مىکند و مىفرماید: «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّاسِ عَداوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الیَهُودَ وَالَّذِینَ أَشْرَکُوا»؛ «بطور مسلم، دشمنترین مردم نسبت به مؤمنان را یهود و مشرکان خواهى یافت.» 8. یهود، قوم نژادپرست از جمله علتهایى که یهودیان همواره خود را صاحب امتیاز مىدانستهاند و به آن تکیه مىنمودهاند، تبار آنها است. آنان خویشتن را از تبار یعقوب فرزند اسحاق مىدانند و به این وسیله نسب خود را به پیامبر اولوالعزم الهى حضرت ابراهیم خلیل اللّه مىرسانند و به آن مباهات مىکنند. از اینرو دیگر اقوام را از خود پستتر و حقیرتر شمرده، براى آنان احترامى قائل نیستند. قرآن کریم با نسبگرائى و مباهات افراطى بر نژاد به مبارزه برمىخیزد و ملاک نزدیکى و برترى را نه در نسب بلکه در طاعت و تبعیت مىداند: «ما کانَ إِبْراهِـیمُ یَهُودِیّاً وَلا نَصْرانِـیّاً وَلـکِنْ کانَ حَنِـیفاً مُسْلِماً وَما کانَ مِنَ المُشْرِکِـینَ * إِنَّ أَوْلى النّاسِ بِإِبْراهِـیمَ لَلَّذِینَ اتَّبَعُوهُ وَهـذا النَّبِىُّ وَالَّذِینَ آمَنُوا وَاللّهُ وَلِىُّ المُؤْمِنِـینَ»؛(16) «ابراهیم نه یهودى بود و نه نصرانى، بلکه موحدى خالص و مسلمان بود و هرگز از مشرکان نبود. سزاوارترین مردم به ابراهیم آنها هستند که از او پیروى کردند و این پیامبر و کسانى که ایمان آوردهاند [از همه سزاوارترند] و خداوند ولى و سرپرست مؤمنان است.» 9. یهود و پیروى از شیاطین از جمله انتقاداتى که قرآن کریم متوجه یهود مىسازد آن است که آنان حتى در دوران طلایى و عصر حاکمیت پیامبر قدرتمند الهى، حضرت سلیمان نیز دست از خیرهسرى برنداشتند و به دنبال آن چیزى رفتند که آخرت آنان را بر باد داد، در دنیا نیز چیزى جز ضرر و زیان براى آنها به بار نیاورد: «وَاتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّیاطِـینُ عَلى مُلْکِ سُلَیْمانَ وَما کَفَرَ سُلَیْمانُ وَلـکِنَّ الشَّیاطِـینَ کَفَرُوا یُعَلِّمُونَ النّاسَ السِّحْرَ وَما أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَکَیْنِ بِبابِلَ هارُوتَ وَمارُوتَ وَما یُعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ حَتّى یَقُولا إِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلا تَـکْفُرْ فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما یُفَرِّقُونَ بِهِ بَیْنَ المَرْءِ وَزَوْجِهِ وَما هُمْ بِضارِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاّ بِـإِذْنِ اللّهِ وَیَتَعَلَّمُونَ ما یَضُرُّهُمْ وَلا یَنْفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ مالَهُ فِـى الآخِرَةِ مِنْ خَـلاقٍ وَلَبِئْسَ ما شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ»؛(17) «و [یهود] از آنچه شیاطین در عصر سلیمان بر مردم مىخواندند پیروى کردند. سلیمان هرگز کافر نشد ولى شیاطین کفر ورزیدند و به مردم سحر آموختند و [نیز یهود] از آنچه بر دو فرشته بابل، هاروت و ماروت، نازل شد پیروى کردند. [آن دو، راه سحر کردن را براى آشنایى با طرز ابطال آن به مردم یاد مىدادند] و به هیچ کس چیزى یاد نمىدادند مگر اینکه از پیش به او مىگفتند: «ما وسیله آزمایش هستیم، کافر نشو [و از این تعلیمات سوء استفاده نکن]، ولى آنها از آن دو فرشته مطالبى را مىآموختند که بتوانند به وسیله آن میان مرد و همسرش جدایى بیفکنند، ولى هیچگاه نمىتوانند بدون اجازه خداوند به انسانى زیانى برسانند. آنها قسمتهایى را فرا مىگرفتند که به آنان زیان مىرسانید و نفعى نمىرسانید و مسلما مىدانستند هر کس خریدار این گونه متاع باشد، در آخرت بهرهاى نخواهد داشت و چه زشت و ناپسند بود آنچه خود را به آن فروختند، اگر مىدانستند.» یهود دیروز و امروز پس از گذر اجمالى از پارهاى عقاید و خصوصیات ملت از هم گسیخته یهود و با نگاهى به امروز، با ادعاهاى صهیونیستهاى کنونى مواجه مىشویم. پرسشهاى اساسى در رابطه با این مسئله آن است که آیا ادعاهاى اصلى یهود درباره فلسطین صحت دارد یا خیر؟ به علاوه صهیونیسم چه ارتباطى با آیین یهودیت دارد؟ ابتدا به صورت کوتاه رابطه این ادعا با تاریخ را بررسى مىکنیم و سپس به پرسش دوم خواهیم پرداخت. سرزمین کنعانیان یا ارض موعود عمده ادعاى حاکمان رژیم اشغالگر قدس، داشتن حق تاریخى ملت یهود و تعلق سرزمین فلسطین به آنها است. اما بنا بر گفته مورخینى همچون توین بى، فرید من و... حدود چهار هزار و پانصد سال پیش از این، بعضى از قبایل عرب به سرزمین فعلى فلسطین مهاجرت کردند که بعدها به نام کنعانیان شهرت یافتند. کنعانیان نخستین کسانى بودند که شهر «اورسالم، به معناى شهر صلح و سلامت» را بنیان نهادند. کنعانیها حدود یک هزار و پانصد سال کنترل این ناحیه را به دست داشتند و شهرهاى اریحا، بیسان، شکیم و نابلس را ساختند. از سوى دیگر عبرانیها حدود 700 سال بعد از قبایل عرب، یعنى در حدود 3800 سال پیش به همراه حضرت ابراهیم از شهر اور مرکز کلدانیها در عراق به ارض کنعان «فلسطین» مهاجرت کردند. در کنعان حضرت اسحاق فرزند ابراهیم متولد شد و حضرت یعقوب فرزند اسحاق به نام اسرائیل (بنده خدا) معروف شد و بدین جهت است که یهودیان را به دلیل انتساب به حضرت یعقوب بنى اسرائیل لقب دادهاند. یعقوب به همراه فرزندان خود به مصر مهاجرت کرد و سالها همراه حضرت یوسف در آنجا اقامت کرد. در سال 1200 قبل از میلاد مسیح، حضرت موسى علیهالسلام بنى اسرائیل را از چنگال فرعون مصر رهانید و به طرف کنعان یا فلسطین حرکت داد. اما قوم بنى اسرائیل سالها در بیابانها سرگردان بودند، سپس به شهر اریحا در فلسطین حمله ور شدند و میان آنها و ساکنان اصلى فلسطین دو قرن جنگ پراکنده صورت گرفت تا اینکه یک هزار سال پیش از میلاد مسیح، حضرت داود اولین حکومت بنى اسرائیل را ایجاد کرد. دوران حکومت داود و سلیمان شصت و پنج سال به طول انجامید که سالهاى طلایى دولت باستانى اسرائیل بود. پس از آن این حکومت در سال 922 پیش از میلاد به دو بخش شمالى و جنوبى به نامهاى اسرائیل و یهودیه تقسیم شد که بعدها هر دو سقوط کردند. حکومت اسرائیل شمالى در سال 721 پیش از میلاد توسط آشوریها و حکومت یهودیه در سال 587 پیش از میلاد در جریان حمله بابلیها سقوط کردند و یهودیان به اسارت درآمده و پراکنده شدند. به گفته یکى از محققین «دوازده قبیله بنى اسرائیل به قفقاز، ارمنستان و به ویژه بابل تبعید شدند و بدین ترتیب مردم یهود باتمامیت وجود خود به همراه نژاد جامعه ملى و مذهبى خود براى همیشه از بین رفت.(18) پس از آن نیز سرزمین فلسطین همواره بین قدرتهاى منطقهاى نظیر ایرانیان، رومیها، مسلمانان و مسیحیان دست به دست گردیده است. از مجموع مطالب گذشته مىتوان دریافت که از تاریخ چهارهزار و پانصد ساله سرزمین فلسطین، تنها حدود چهارصد سال این سرزمین در اختیار بنى اسرائیل قرار داشته است و صحت این گونه ادعا که فلسطین سرزمین یهودیان است کاملا مخدوش بوده و اعتبارى ندارد. یهود و صهیونیسم صهیونیسم در واقع یک فرقه آرمانگرا است که بر مبناى اعتقاد یهودیان در رابطه با وعده الهى و ظهور منجى و نجات ملت یهود پاى گرفته است. این اعتقاد با دو گرایش صهیونیسم سیاسى و فرهنگى شناخته مىشود. صهیونیسم سیاسى در نیمه دوم قرن نوزدهم رشد کرد و خواستار بازگشت یهودیان به فلسطین و ایجاد کشور اسرائیل شد. اما صهیونیسم فرهنگى که قدمت بیشترى دارد با مهاجرت یهودیان به فلسطین و تأسیس اسرائیل مخالف بود.(19) از اینرو مىتوان این نتیجه را گرفت که در واقع یهودیان خواه صهیونیست باشند یا نباشند، داراى اصول مشترک و آیین واحد مىباشند و همگى پایبند به دین یهود هستند. امروزه جناح تندرو و خواهان خشونت در میان آنان قدرت گرفته است و با اشغال فلسطین به انواع سرکوبها براى تحقق آرمان خویش دست مىزند. اگرچه در بسیارى از نوشتهها بین یهود و صهیونیسم سیاسى تفاوتى گذاشته مىشود و در جهت تطهیر آیین یهود از ایده صهیونیسم تلاش مىشود، اما آنچه به حقیقت نزدیکتر است، آن است که گروههاى مختلف در جامعه یهود تنها در روشها و راهکارها با یکدیگر تفاوت دارند، اما همگى دل سپرده به روح حاکم بر دین تحریف شده خود مىباشند. به همین خاطر نگارنده بر این عقیده است که تمام ویژگیهاى پیش گفته در رابطه با این قوم پراکنده، سودجو و قدرت طلب، همینک نیز پابرجا است. انقلاب اسلامى و فلسطین شاید بتوان انقلاب اسلامى ایران را یگانه یاور صادق و پا برجاى مردم مسلمان فلسطین دانست. از اینرو امام خمینى رحمهالله رهبر فقید انقلاب اسلامى به عنوان عالمى مجاهد و آشنا به جهان سیاست و زمان حاضر با درک حساسیتها و انفعال گسترده دولتهاى اسلامى، با رویکرد به مردم مسلمان، آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را به عنوان روز قدس نامگذارى نمود. ایشان در پیامى به مسلمانان در سال 58 این روز را روز همبستگى بین المللى مسلمانان در حمایت از حقوق مردم مسلمان دانست و یکسال بعد به همگان اعلام نمود: «روز قدس روزى است که باید تمام ملتهاى اسلام با هم توجه بکنند و این روز را زنده نگه دارند.»(20) امید است مبلغان گرامى با درک مناسب از وقایع دنیاى کنونى و گستاخیهاى امریکا و فرزند نامشروع استعمار یعنى اسرائیل غاصب، در تبیین این مسئله حساس کمال کوشش و سعى خویش را مبذول دارند تا حق مسلمانان در رابطه با فلسطین به بوته فراموشى سپرده نشود و قلب دنیاى اسلام به تسخیر دشمنان در نیاید. ....................................... 1. اعراف/169. 2. ترجمهها برگرفته از ترجمه آیة اللّه مکارم شیرازى است. 3. ترجمه برگرفته از ترجمه آیت اللّه مکارم شیرازى است. 4. بقره/80. 5. همان. 6. عهد عتیق، کتاب مزامیر، باب 103: 15ـ18. 7. همان، کتاب یوشع، باب 14: 7ـ14. 8. مائده/ 12. 9. مائده/ 13. 10. مجمع البیان، فضل بن الحسن الطبرسى، ج3، ص 273 ـ 272. 11. بقره/96. 12. بقره/83. 13. بقره/85. 14. ممتحنه/13. 15. مائده/80. 16. آل عمران/67 ـ 68. 17. بقره/102. 18. جهت اطلاع بیشتر به کتاب «ریشههاى بحران در خاورمیانه» نوشته دکتر حمید احمدى، ص 7 به بعد مراجعه فرمایید. 19. حمید احمدى، ریشههاى بحران در خاورمیانه، ص3 با تصرف. 20. صحیفه نور، ج19، 16/5/59. |
|||
|
|
۱۸:۵۸, ۱۵/دی/۸۹
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
در اين قرن، رؤياي صهيونيسم با ايجاد دولت اسرائيل تحقق يافته است و بدان وسيله ملتها و حكومتهاي عربي در معرض آزمايش قرار گرفته اند . براستي كه اسرائيل در دل جهان اسلام عربي روييده و شرق و غرب هم نسبت به پشتيباني از آن اتفاق نظر دارند، و اين پشتيباني نه به سبب دوستي با يهود بلكه به منظور خوار كردن مسلمانان و تلاش براي از بين بردن آينده ي آنهاست.
دولتهاي عربي مسلمان نعره زنان، فرياد برآوردند و اعلام كردند كه بزودي اسرائيليها را به دريا مي ريزند. در سه جنگ با اسرائيل درگير شدند و در هر جنگي اسرائيل نيرومندتر و قوي تر شد و پيروز درآمد. عواملي كه باعث پيروزي اسرائيل شد عبارتند از: 1- برتري تكنولوژي اسرائيل بر عرب و علاقه مندي اسرائيليها به مصالح خودشان. 2- كمكهاي نظامي و مالي كه دولتهاي غربي به اسرائيليها مي دهند، و پشتيباني سياسي كه مؤسسه هاي يهودي - با نفوذ نامحدودي كه در ايالات متحده و كشورهاي غربي دارند - از اسرائيليها به عمل مي آورند . 3- جدي نبودن اقدامات در جبهه ي كشورهاي عربي حكومتهاي عرب آنچه را كه اظهار مي كنند غير از آن چيزي است كه در باطن دارند و بدون تصميم و آمادگي متناسب با عظمت كار، اقدام به نبرد مي كنند. دولتهاي عربي صاحب نفت ، مقداري كمكهاي مالي به خاطر جنگ مي پردازند، اما در هيچ يك از جنگها حتي يك واحد نظامي نفرستاده اند، در صورتي که تلفات جاني عربها در ميدانهاي نبرد تقريبا دهها برابر تلفات اسرائيليها بوده است . بيشتر حكومتهاي عربي جرأت موضعگيري قاطعي كه باعث عزت اسلام و مسلمانان گردد، نداشتند. در حالي كه همانها حكومتهايي هستند كه آواي اسلام سر مي دهند و ادعا دارند كه حامي مقدسات اسلامند . هرگز! چرا كه موضعگيري آنها همواره باعث از بين رفتن كرامت و عظمت اسلام مي شود. و سال به سال بر سرافكندگي اين دولتها در مقابل اسرائيل افزوده مي شود. و بيشتر دولتهاي صاحب نفت در راه اين سياست احمقانه تا آن جا پيش رفته اند كه سرمايه گذاريهايي در غرب كرده اند، بارها جرايد نوشته اند كه بعضي از دولتهاي عرب، همه ساله ميلياردها دلار از سهام شركتهاي غرب خريداري مي كنند و گفته مي شود شرط اين اوراق ، آن است كه حق تصرف هم ندارند. معني اين حرف آن است كه ميلياردها دلاري كه به عنوان بهاي آن اسناد و اوراق داده مي شود تنها براي خشنودي سران كشورهاي غربي كه در راه به ذلت كشيدن مردم مسلمان و ياري صهيونيستها تلاش مي كنند ، پرداخت مي شود. با همه ي اينها اين حكومتهاي مدعي حمايت مردم مسلمان سني مذهب، بدون هيچ شرمي؛ با سخاوت به نويسندگاني پول مي دهند كه شرافت خود را به پول فروخته اند و دروغهايي درباره ي مسلمان شيعه منتشر مي كنند. و همانها كه به صهيونيستها خدمت مي كنند، مي گويند مسلمانان شيعه مطالبي را از صهيونيستها آموخته اند. آنها فراموش كرده اند كه امام علي بن ابي طالب عليه السلام كه شيعه به دوستي او و ائمه ي از فرزندان او افتخار دارد، همان كسي است كه يهوديهاي حجاز به ويژه يهود خيبر را مغلوب كرد و آباديهاي آنها را نابود ساخت ، و فراموش كرده اند كه آنهايي كه از كعب الاحبار آموزش مي ديدند شيعه نبوده اند بلكه از بزرگان دانشمندان و راويان سني بوده اند . موضع جمهوري اسلامي ايران براي اين كه خداوند ، دروغ برچسب زنندگان را نقش بر آب كند، اراده فرمود تا در ايران، بزرگترين شيعي ، انقلاب مردمي به وجود آورد كه در تاريخ كم نظير است، و حكومت شاه فاسق مزدور ضد اسلامي را به حكومت اسلامي تبديل كند تا قرآن و سنت پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم و تعليمات اهل بيت او را احيا سازد . نخستين كاري كه اين حكومت انجام داد، بيرون كردن نمايندگان اسرائيل از ايران و تسليم سفارتخانه اسرائيل به سازمان آزاديبخش فلسطين بود. پس از يك سال از اين رويداد بي نظير، حكومت مصر با اسرائيل صلح كرد ، و حكومت سادات در مصر- آن كشوري كه محل توجه مسلمانان گرامي اهل سنت است - به جبران خسارت وارد آمده به اسرائيل كافر در تهران ، به اسرائيل اجازه ايجاد سفارتخانه در قاهره را داد، و اين اولين سفارتخانه ي اسرائيلي بود كه در يك كشور عربي برپا شد. اسرائيل بتدريج اعتقاد پيدا مي كرد كه در خاورميانه ديگر دشمني هراس انگيز وجود ندارد، زيرا اكثر كشورهاي عربي با دورويي تظاهر به دشمني با اسرائيل دارند، و شاه نيز كه توسط نيروهاي استعماري به مردم ايران تحميل شده بود، خدمتگزاري امين براي اسرائيل به شمار مي رفت. اما وقتي كه جمهوري اسلامي در ايران پديدار شد، اسرائيل براي اولين بار متوجه شد كه دشمني خطرناك و سازش ناپذير در خاورميانه دارد. از اين رو، پيدايش جمهوري اسلامي براي اسرائيل همچون صاعقه اي بود. انتظار مي رفت كه حكومتهاي عربي از اين پشتيبان تازه كه پيدايش آن در صحنه ي سياسي و نظامي منطقه يك موهبت آسماني غيرمنتظره بود ، استقبال كنند. و منطقي بود همه ي حكومتهاي عربي براي همكاري و همفكري با جمهوري اسلامي ، بر يكديگر سبقت گيرند و اين فرصت بزرگ را غنيمت شمارند، فرصتي كه آنها را قادر مي ساخت تا شكست كوبنده اي بر اسرائيل وارد سازند، اما بيشتر حكومتهاي عربي - با كمال تأسف - در برابر ايران موضع خصمانه اي پيش گرفتند كه جز از اسرائيل از هيچ كشوري چنين انتظار نمي رفت . و ليكن اسرائيل - به رغم دشمني با جمهوري اسلامي و تصميم بر ايجاد آشوب در داخل ايران - در جنگ بر ضد ايران وارد نشد. علت اين امر روشن است. حكومتهاي عربي كه مدعي اسلام و پشتيباني از اسلامند، نسبت به مقصد مهمي كه خواست اسرائيل و تحقق هدفهاي اوست، قدم برداشتند بدون اين كه اسرائيل در راه تحقق آرمانهايش جان و يا مال فردي از افراد اسرائيلي را از دست بدهد. به اين ترتيب حكومتهاي عربي دهها هزار كشته از افراد مردم و بالغ بر صد ميليارد دلار سرمايه خود را در جنگ بر ضد امت اسلامي ايران كه دشمن ترين امتها نسبت به اسرائيل است صرف كردند، همان اسرائيلي كه اين حكومتهاي عربي منافق گونه مدعي دشمني با آن هستند. مسلمانان شيعي در جنوب لبنان علاوه بر اين ، اسرائيل ناگهان با دگرگوني تازه اي روبرو شد كه در محاسبات خود هيچ گاه آن را به حساب نياورده بود. در سالهاي 1984- 1985 با دشمني جديد كه با وجود جمعيت كم از صلابت و اقتدار برخوردار بود، مواجه شد كه اسلحه اي جز سلاح ايمان به خدا و عشق به شهادت در راه خدا ندارند. وزير دفاع اسرائيل، اسحاق رابين درباره ي آنها گفته است: او هرگز تصور نمي كرد و در هيچ يك از گزارشهاي سازمان اطلاعاتي اسرائيل نديده بود كه انساني به بمب زنده مبدل شده و رو به سوي هدف خود، حركت كند تا هم هدف و هم خود را منفجر سازد. ليكن آنچه كه در ذهن هيچ اسرائيلي خطور نكرده بود، به صورت حقيقتي كوبنده براي اسرائيل و پديده اي سهمگين براي تمام جهان، به وقوع پيوست. چند صد نفر از قهرمانان مسلمان شيعه ، از ساكنان جنوب لبنان به تنهايي كاري را انجام دادند كه مصر و عراق و اردن از انجام آن ناتوان بودند. آري اين دولتها دست جمعي نتوانستند هيچ بخشي از زمينهاي عربي را كه اسرائيل اشغال كرده بود آزاد كنند، بلكه از مقابل سپاه اسرائيل، شكست خورده عقب نشيني كردند. اما دلاور مردان شيعه جنوب لبنان، اسرائيلي ها را شكست داده، مجبور به ترك لبنان كردند و بخشي از اراضي جنوب اشغالي را آزاد كردند. آنان حماسه هايي آفريدند كه در تمام تاريخ كم نظير بود. مردان، زنان و كودكان بدون سلاح، جان خود را به آفريدگارشان فروختند و اين جانهاي پاك را در راه رضاي او تقديم كردند و فداي دين او ساختند، اين بود كه نبردشان پرثمر بود و نتايج درخشاني داشت.نتايجي بالاتر از آن كه بشود بهايي برايش تعيين كرد، برخي از آنها به شرح زير است: 1- اين دلاوران نخستين پيروزي حقيقي بر ضد اسرائيل را تحقق بخشيدند، آن جا كه نيروهاي صهيونيستي براي اولين بار، مجبور به عقب نشيني سريع شدند و وحشت زده، با ذلت و خواري و شكست خورده از لبنان بيرون رفتند. 2- براستي ننگي كه بر دامن امت عرب شكست خورده در نبردهاي پياپي، نشسته بود شست و شو شد و از بين رفت. 3- مسلمانان به طور كلي و بخصوص مردم عرب از دو عقده ي ترس و نااميدي كه پيامد شكستهاي مكرر بود، رها شدند زيرا ملتهاي عرب، يقين كرده بودند كه اسرائيلي ها شكست ناپذيرند و عرب به پيروزي نمي رسد. 4- آنچه اين دلاورمردان، جامه ي عمل پوشاندند، دليل ملموسي است كه اعلان مي دارد هر ملتي از ملتهاي عربي صهيونيسم را شكست دهد، مشروط بر اين كه ايمان به خدا و روز جزا داشته و عاشق شهادت باشد. 5- آنان الگويي زنده به همه ي مستضعفان روي زمين دادند كه به آنها ثابت مي كند كه ملتهاي ضعيف - اگر مرگ را با شهامت استقبال كنند - مي توانند در مقابل دولتهاي استكباري به مبارزه برخيزند. آري ما مي توانيم بگوييم: آنچه در جنوب لبنان اتفاق افتاده و اتفاق مي افتد، در امتداد نبرد آزاديبخش جهاني است كه در سال 1978 در ايران اسلامي آغاز شده است. |
|||
|
|
۱۹:۲۸, ۱۵/دی/۸۹
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
دوستان ایا میدانستید که فقط 2 درصد امریکا یهود هستند و ازهمه مهمتر و جالب تر اینکه 80 درصد ثروت امریکا دست یهود است . . پس باید مراقب ایرانمان باشیم تا در دست چنین فرقه هایی نیافتد.
|
|||
|
|
۲۳:۳۶, ۲۹/دی/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/دی/۸۹ ۲۱:۴۰ توسط زجاجی.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام ! داشتم کتاب مبانی فراماسونری رو می خوندم به نکات جالبی درمورد صهیونیست ها برخوردم ! گفتم شما روهم بهرهمند کنم . تالموت کثوبوت که تاصفحه ی198توسط دکتر ساموئل دیشز وازصفحه 198توسط دکتر اسرائیل و.اسلوکی نوشته شده است ازمستهجن ترین تالموت است .به بخش هایی از آن توجه کنید: "کسی که با عشق وعلاقه و به خاطر تمتع جنسی با خواهرش که اعتاض ننموده همبستر شود مرتکب گناه نشده است .ولی اگر مواجه با شکایت همشیره اش گردد عدم تکرار آن کار باید به وی ابلاغ شود . " "کسی که مادرش هنوز پیر نشده درصورتی که پدرش مرده باشد و مادرش نخواهد با اجنبی همبستر شود و بخواهد با پسرش بخوابد وپسر نیز به این کار رضا دهد اشکالی ندارد!تازمانی که پسر بزرگ شده و بخواهد همسری اختار نماید اگر مادرش بخواهد از این کار جلوگیری کند پسر باید هم نیاز جنسی زنش و هم مادرش را تامین کند تا اینکه والده اش مرد مناسبی یابد." {ولا تتبعوا خطوات الشیطان انه لکم عدوا مبین انما یامرکم بالسوء والفحشاء وان تقولوا علی الله مالاتعلمون}(بقره /169) |
|||
|
|
۱۰:۱۵, ۳۰/دی/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/بهمن/۸۹ ۱۸:۴۲ توسط mohamad.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
دوست من ممنون از تایپیکتون این گوشه ای از کار و عقیده ی یهودی هاست شما بقیش رو هم خوندی؟!!؟!؟؟؟
کتاب تلمود رو من چند صفحه ای که در دسترسم بود خونم خیلی چیزهای کفرآمیز داره. موقع خوندن داشتم می خندیدم به این که چه عقاید مزخزفی. چند نمونه : 1- نطقه غیر یهودی همچون نطفه اسب است 2 - بهشت مخصوص یهود است و غیر یهود در آن وارد نمی شود و جایگاه مسلمانان و مسیحیان و ... در جهنم است 3 - کشتن مسیحی از واجبات دین یهودی است و پیمان بستن با چنین شخصی ما را مستلزم به ادا نمی کند 4- خانه های غیر یهودی همچون طویله است . |
|||
|
|
۱۳:۳۰, ۲۲/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/تیر/۹۰ ۲۳:۱۷ توسط hadi.ah.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
يعقوب فرزند إسحاق، كه او را اسرائيل (بنده خدا) مىگويند دوازده فرزند داشت كه چهارمين فرزند او (يهوذا) بود.
يهوذا و برادرانش با پدر خود يعقوب، در كنعان (فلسطين) سكونت داشتند و پس از واقعه مشهور حضرت يوسف كه يهوذا هم در آن شركت داشت، در سال1740 قبل از ميلاد، كنعان را به عزم مصر ترك گفتند. آن روزها مصر مملكت پر جمعيّت و با ثروتى بود و هركس بر آن حكومت مىكرد، چنان بود كه بر جهان حكومت مىكند. هنگامى كه برادران يوسف وارد اين سرزمين شدند حضرت يوسف پادشاه آن بود، از اين جهت آنها زندگى بسيار با شكوهى بهم زدند. و كمكم تعدادشان از هزار تجاوز كرده و قبائل متعددى را تشكيل دادند. اين قبيلهها سالهاى درازى را در أمن و أمان بسر بردند، تا آنكه زمان (فرعون) فرا رسيد و چون ميان او و قبيلههاى بنى اسرائيل دشمنى هائى از گذشته بود، آنها را ذليل كرده و به گفته قرآن (مردهايشان را كشته و زنانشان را به اسيرى برد)(1). پيش از آنكه حضرت موسى(علیه السلام) به پيامبرى مبعوث گردد، بنى اسرائيل سختترين روزهاى خود را زير شكنجههاى طاقت فرسا و فشارهاى گوناگون فرعون بسر مىبردند. ولى چون موسى(علیه السلام) در حوالى سال1213 قبل از ميلاد مبعوث شد، روحهاى پژمرده آنها را جوان كرده و به جانهاى دربند شده آزادى بخشيد. امّا اين پيامبر بزرگ، در برابر اين خدمات از آنها چه ديد و آنها چه پاداشى باو دادند؟ براى مثال يكى از آن پاداشهاى ننگين را تاريخ چنين مىنويسد: شبانگاه حضرت موسى(علیه السلام) باتفاق بنى اسرائيل، مصر را مخفيانه ترك گفتند و به رود نيل رسيدند، موسى(علیه السلام) با عصاى خود آبها را فرمان داد تا اينكه در ميان رود راهى نمايان شد. موسى(علیه السلام) أمر كرد تا همگى آن راه را در پيش گرفته و از نيل عبور كنند ولى آنها يك صدا گفتند: ما از دوازده قبيلهايم و هر قبيلهاى عادات و رسوم خاص خود را دارد، بايداين راه به دوازده قسمت تقسيم شود يعنى براى هريك از قبائل يك راه و يك مسير خصوصى باشد، تا فرمانت را اجرا كنيم. موسى(علیه السلام) به دريا ندا داد: تا دوازده مسير باز كند و به فرمان خداوند چنين شد. ولى آنها يك قدم بجلو نرفتند و عذرشان اين بود: ممكن است كه در ميان راه ما را با يكديگر احتياجى افتد، پس دريا را بگو تا چون پنجرهها سوراخهائى در ميان ديوارهاى آب باز كند، تا هر قبيلهاى بتواند قبائل ديگر را ببيند و با آنها گفتگو كند، و چنين شد. ولى باز هم برجاى خود ايستاده حركت نكرده و فرياد زدند: پاهاى ما برهنه است و زمين دريا رطوبت دارد و تا امر نكنى زمين خشك شود ما از آنجا عبور نخواهيم كرد. خداوند امر كرد... زمين خشک شد ولى باز هم برجاى خود ايستادند و اين بار بىادبى و وقاحت را به منتهى درجه رساندند و با يكديگر چنين گفتند: موسى ما را از شهر آواره كرده و اينك مىخواهد كه در دريا نابودمان كند تا ثروت و اندوختههاى ما را بتصرّف خويش در آورد. موسى(علیه السلام) با يك دنيا دهشت، در حاليكه لبخند تلخى بر لبانش نقش بسته بود پا به رود نهاده و پيشاپيش آنها به راه افتاد. اين نخستين تجربه و آزمايش تلخى بود كه بنى اسرائيل به موسى(علیه السلام) نشان دادند. باز تاريخ مىنويسد: چون بنى اسرائيل، از رود نيل خارج شده و به صحراى سينا رسيدند، به موسى(علیه السلام) گفتند: ما را از آشيانه خود بيرون آورده و در صحرائى شن زار، سكونت دادى؟ اين چه رفتارى است كه با ما مىكنى؟ مگر ما سنگ هستيم، مگر ما احتياج به آب و غذا نداريم؟ خدا امر كرد تا از آسمان براى آنها طعام فرستاده و ابرى بر آنها سايه افكند و سنگى را امر فرمود تا به آنها آب دهد. زمانى به همين منوال گذشت تا آنكه روزى به موسى(علیه السلام) گفتند: ما طعامهاى آسمانى نمىخواهيم به خدايت بگو، همان پياز و عدس را براى ما بفرستد زيرا ما آنها را بهتر دوست مىداريم. موسى(علیه السلام) گفت: به نزديكترين قريهها كه رسيديد: آنچه مىخواهيد، خود بكاريد و خداوند ديگر براى شما طعامى نخواهد فرستاد. نافرمانى آنها آنقدر زياد شد، كه خدا عذابى بر آنها نازل كرد و آن اين بود كه مدّت چهل سال در صحراها و بيابانها سرگردان بودند و آنها كه با موسى(علیه السلام) از مصر بيرون آمدند، آرزوى شهر را بگور بردند و نوهها و نوادههايشان با يوشع بن نون سال1500 قبل از ميلاد وارد شهر كنعان شدند(2). نخستين دولت يهودى هنگامى تشكيل شد كه (طالوت) يا (شأوول) در بين سالهاى 1095 ـ 1055 قبل از ميلاد پادشاه گشت، و پايتخت را در سال1049 قبل از ميلاد به يبوس (بيتالمقدّس) تغيير داد. سليمان فرزند داود، كه پس از پدرش به مقام پادشاهى و نبوّت رسيد، از بزرگترين پادشاهان آنها شناخته شد، در زمان او همه از آرامش و سعادت برخوردار بودند، مىگويند كه بناى هيكل سليمان را او ساخت و مدّت هفت سال مهندسين مصر، الجزيره و فينيقيا در آن ساختمان كار مىكردند(3). پس از مرگ سليمان (بين سال932 قبل از ميلاد) دولت آنها به دو قسمت تقسيم شد، يكى در شمال كه پايتختش سامره (نابلس) بود و ديگرى در جنوب كه پايتختش اورشليم (بيتالمقدّس) بوده است(4). اين دو دولت مدّت200 سال باهم جنگيدند تا آنكه (سرجون) امپراطور آشوريها 722( قبل از ميلاد) بر آنها پيروز گشت و فرمان داد تا همه يهود را از آن منطقه خارج سازند(5). پس از آنكه نينوى بدست كلدانيها سقوط كرد (614 قبل از ميلاد) يهود براى بهم زدن ميان آنها و مصريها كه بر كنعان حكومت داشتند سخت مشغول فعاليّت شدند، در اثر آن جنگ دامنهدارى ميان آنها واقع شد بالاخره (نبوخذ نصر) پادشاه بابل در سال (562 قبل از ميلاد) پيروز شد و براى انتقام از يهود اورشليم را خراب كرد و هيكلها را نابود نمود و همه را دست بسته به بابل حركت داد (586 قبل از ميلاد). مدّت زيادى را در اسيرى گذراندند، تا آنكه (كورش) پادشاه ايران، آنها را كه به (اُسراى بابل) مشهور بودند، نجات داده و دوباره هيكل را بنا كرد (516 قبل از ميلاد)(6). در ايّام (هيلين) يهود مورد حملههاى بسيارى قرار گرفتند و آخرين آنها وقتى بود كه رهبر معروف رومانى (قيطس) اورشليم را خراب كرده، هرچه يهودى بود اسير كرد و به (رم) فرستاد، اين حادثه در سال70 ميلادى واقع شد. و در سال125م (ادريانوس) امپراطور رومانى بر آنها حمله كرد اورشليم را خراب نمود و تعداد پانصد هزار يهودى را كشته و پنجاه هزار نفر از آنها را اسير كرد(7). در عهد (تراجان ـ 106م) تعداد زيادى از يهود مخفيانه وارد اورشليم شده و بناى خرابكارى را گذاردند و چون (ادريانوس) پادشاه روم شد. (117 ـ 138م) اورشليم را به تصرف در آورد و انجام دادن مراسم مذهبى را بر يهود آزاد كرد. يهود به رهبرى باركوخيا (135م) شورش كردند، ولى پيروز نشدند، در اين واقعه بيش از580 هزار يهودى بقتل رسيد و آنها كه جان سالم بدر بردند، شهر را ترك كرده ادريانوس مجددا اورشليم را خراب كرده و به جاى آن شهر (ايليا) بنا كرد(8). پس از اين تاريخ، يهود خرابكارىهاى زيادى كردند و بدنبال آن چندين بار قتل عام شدند كه خود مسبب همه آنها بودند(9). 1 ـ سوره بقره، آيه49. 2 ـ (موقف علماء الاسلام مناليهود)، چاپ كربلا، صفحه10. 3 ـ مجله العربى چاپ كويت7، شماره 109، سال1967. 4 ـ فلسطين والضمير الانسانى، صفحه54. 5 ـ مجله العربى شماره109 صفحه54. 6 ـ تاريخ الاسرائيلين ـ تأليف شاهين مقاريوس، چاپ المقتطف1904. 7 ـ مجله العربى109، صفحه55. 8 ـ تاريخ القدس، تأليف عارف المعارف، چاپ دارالمعارف1951. 9 ـ براى توضيح بيشتر به كتاب (خطراليهودية العالمية)، تأليف عبدالله التل مراجعه شود. منبع : Yahood.net |
|||
|
|
۱۶:۵۱, ۱۰/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/مرداد/۹۰ ۱۶:۵۲ توسط A L I.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
نقل قول:موسى(علیه السلام) به دريا ندا داد: تا دوازده مسير باز كند و به فرمان خداوند چنين شد.موقعی که بچه بودم غذای مادرم رو نمیخوردم بهم میگفت انقدر بهانه بنی اسرائیلی نگیر این یک مضرب المثل شده در فرهنگ ایرانی!
|
|||
|
۱۶:۵۸, ۱۳/اسفند/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/اسفند/۹۰ ۱۸:۰۳ توسط طالب نور.)
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
ادیان: در یک تقسیم بندی 1.سامی:نزاد سام بن نوح (یهود.مسیحیت.اسلام) 2.غیر سامی:سایر ادیان زنده ومرده دنیا در تقسیم بندی دیگر 1.وحیانی:بنیانگذار پیغمبر دارند که بنا به قولی اولین آنها زرتشتی است و بنا به قولی دیگر اولین آنها یهودیست دوم سابعان که پیروان حضرت یحیی هستند و طرفین رود کارون در ایران و قسمتی از عراق میباشند که تعدادشان اندک است سوم مسیحیت و چهارم اسلام است.بنابراین از 5 دین وحیانی یک آریایی(زرتشت)چهارسامی است. 2.غیروحیانی ادیان غیر وحیانی و غیر سامی نیز به دو دسته تقسیم میشوند الف:بنیانگذار دارند ادیانی که در آسیای شرقی هستند مانند بودا... ب:بنیانگذار ندارندمانند هندویسم که یک دین بزرگ است و پیروانش معتقدند دین آنها ازلی است به همین دلیل بنیانگذار ندارد |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| اندیشکده مطالعات یهود (یهود شناسی) | vahrakan | 20 | 8,948 |
۲۳/اسفند/۹۵ ۱۵:۲۰ آخرین ارسال: vahrakan |
|
| انقلاب اسلامی،دست بوسان دیروز،مدعیان امروز | عبدالرحمن | 3 | 1,801 |
۲۷/اسفند/۹۲ ۱۲:۴۲ آخرین ارسال: طالب نور |
|










این یک مضرب المثل شده در فرهنگ ایرانی!