|
وجود خدا را ثابت کن؟!
|
|
۱۱:۵۸, ۲۱/شهریور/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/دی/۹۰ ۱۷:۰۵ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام.
چند وقتی بود با خودم فکر میکردم که مگر نه من ادعا میکنم مسلمونم؟شیعه ام؟خدا و وجودش رو قلباً قبول دارم؟پس اگه یه آدمی که خدا رو نعوذ بالله قبول نداشته باشه بیاد روبه روی من باید بتونم وجود خدا رو بهش ثابت کنم.ولی....نتونستم! ![]() ![]() به یکی از بچه های مسجد گفتم بشین روبه روم.قضیه اینه.تو نقش کافر باش.منم مسلمون.تو بگو خدا نیست،من باید ثابت کنم هست! که به شدت ضایع شدم........!!!!!!!!! ![]() خیلی فکر میکردم چه جوری میشه ثابت کرد خدا هست تا به این داستان برخوردم.حتما بخونین خیلی جالبه. گويند روزى ماهيان دريا جلسه اى تشكيل دادند و گفتند: ما سالها است اين حكايت را مى شنويم كه آب مايه حيات است . اما هرگز آب را نديده ايم . اخيرا شنيده ايم در فلان نقطه از دريا، ماهى دانائى كه آب را ديده ، زندگى مى كند. پس بايد نزد او برويم تا آب را به ما نشان دهد. هنگامى كه ماهيان به او رسيدند، از او خواستند آب را به آنها بنماياند. ماهى دانا گفت : شما چيزى غير از آب به من نشان دهيد تا من آب را به شما نشان دهم . اين مثلى است براى كسانى كه قائل به مبداء و معاد نيستند و مى گويند: اگر خدائى هست ، پس چرا او را نمى بينيم ؟ غافل از اينكه خالق جهان همه جا هست . چشم بصيرت مى خواهد تا به آثار او بنگرد و خالق جهان را در هر چيز مشاهده نمايد. چنانكه اميرمؤ منان فرمود:ما راءيت شيئا الا و راءيت الله قبله و بعده و معه هيچ چيزى را نديدم مگر اينكه قبل از آن و بعد از آن و با آن خدا را ديدم . منتظر جواب های شما هستم. التماس دعا. نقل قول:در این تاپیک بحث هایی در مورد رد و اثبات برهان نظم و احتمالی بودن خلقت بحث شده که از این مبحث جدا شد . میتونید پیگیر باشید |
|||
|
| آغاز صفحه 9 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۰:۱۷, ۱۷/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #81
|
|||
|
|||
|
سلام...
حالا گیرم که خدا وجود داشته باشه... . خب، مگه نمی گید خدا قادر مطلقه و هر کاری رو که اراده کنه انجام میده...مگه نمی گید خدا عادله و به هیچ کس ظلم نمی کنه... پس چطور هم هر کاری بخواد می کنه و هم به کسی ظلم نمی کنه؟به یکی زیاد میده به یکی کم. حالا حقانیت خدا زیر سوال میره... لطفا نظراتونو بگین.ممنون ![]() |
|||
|
۲۰:۳۰, ۱۷/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #82
|
|||
|
|||
|
سلام دوست عزیز
شما عدالت رو تعریف کنید ... بعد عادل رو بفرمایید چه کسی است بعد برویم سر مطلب عدالت خدا . ضمن اینکه در این مورد در تالار در این تاپیک بحث شده مطالعه بفرماید و اگر موضوعی بود همونجا بفرمایید |
|||
|
|
۲۲:۵۴, ۱۷/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #83
|
|||
|
|||
(۱۷/اردیبهشت/۹۱ ۲۰:۱۷)saeed khan نوشته است: سلام...سلام فرض کنید شما یک معلم یا استاد عادل دارید ، آیا ایشون هنگام نمره دادن به شما نمی تونه نمره ناعادلانه به شما بده؟اما چون انسان درستکار و پاکی هست علارغم قدرتی که داره، به شما نمره عادلانه می ده.این که می فرمایید خداوند متعال می تونه ظلم کنه ، بله می تونه و بارها هم به جبار بودن خودش اشاره کرده ، اما این دلیل نمی شه بر این که مجبور باشه ظلم کنه ، و یا عادل باشه ، و عدالت چون در ذات خداونده و به واقع خداوند متعال سراسر زیبایی و عدله پس علارغم قدرتش به کسی ظلم نمی کنه. برای این که متوجه بشید عدل یعنی چی ، به یک تعبیر یعنی قرار دادن هر چیزی ، یا انجام دادن هر چیزی در مکان و زمان مناسب (مناسب ترین زمان و مکان و موقعیت و ....) و چه کسی بهتر از همه بهترین موقعیت رو تشخیص می ده؟اصلا بهترین حالت رو با چه معیاری می سنجیم؟و مشخص کننده معیار چه کسی هست؟خوب جواب تمام این سوالات کسی هست که قادر متعاله و اون خداوند دانا و حکیمه. |
|||
|
|
۴:۵۸, ۲۲/مهر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/مهر/۹۱ ۵:۲۸ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #84
|
|||
|
|||
|
سلام رجوع شود به تاپیک زیر: مهمترین موضوع .... وجود خدا اینگونه ثابت میشود!!! http://forum.bidari-andishe.ir/thread-11947.html |
|||
|
۱۳:۰۵, ۲۲/مهر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/مهر/۹۱ ۱۳:۰۶ توسط Reza71.)
شماره ارسال: #85
|
|||
|
|||
|
این متن رو از کتاب اثبات وجود خدا خوندم (دلیل بر اعتقاد خودم نیست)
اغاز جهان نقشه و هدف یا تصادف؟؟؟ فرانک الن frank allen استاد فیزیک زیستی. دکتر از دانشگاه مانتیوبا کانادا (1904-19044) وتخصص در رویت الوان مبحث فیزیولوژیکی نور. تهیه ی هوای مایع و تغییراتی که در انسان با غده ها پیدا میشود. دریافت کننده نشان طلایی از انجمن پادشاهی کانادا بسیاری کوشیده اند تا این مطلب رااشکار سازند که جهان مادی نیازمند افرییننده ای نیست. ولی انچه در ان شک نیست این است که جهان وجود دارد. درباره ی اصل و منشا ان چهار راه حل را میتوان پیش کشید. 1-علی رغم انچه هم اکنون گفتیم جهان را خواب و خیالی بیش ندانیم 2-اینکه بگوییم جهان خود به خودی و از عدم برخواسته است 3-اینکه جهان اغازی نداشته و از ازل بوده است 4-اینکه جهان افریده شده است. فرض اول مستلزم این مسئله است که قبول کنیم که اصلا مسئله ای برای حل کردن وجود ندارد جز مسئله ی متافیزیکی ضمیر و خوداگاهی ادمی که ان خود نیز در حالت وهمی و خواب وخیالی بیش نخواهد بود. مسئله ی وهمی بودن جهان اخیرا به دست جیمز جینز در کتاب "جهان اسرار امیز" از نو زنده شده و او در ان کتاب مدعی است که((جهان از نظر مفاهیم فیزیک جدید قابل تصور به صورت مادی نیستو دلیل ان این است که جهان تنها به صورت مفهوم ذهنی درامده است)) بنا براین گفته کسی میتواند بگوید که قطارهای راه اهن خیالی ظاهرا پر از مسافران وهمی بر فراز پلهای غیر مادی ساخته شده از مفاهیم ذهنی. از روی رودخانه های بی واقعیت عبور میکند! فرض دوم (یعنی اینکه جهان ماده وانرژِی به خودی خود از عدم برخواسته) نیز مانند فرض اول به اندازه ای بی معنی و محال است که به هیچ وجه قابل ملاحظه و امتناع نیست. فرض سوم (یعنی اینکه جهان از ازل وجود داشته) با تصور افرینش یک جز مشترک دارد و ان اینکه ماده بی جان و انرژی امیخته به ان با یک افریدگار شخصی همیشه وجود داشته است. در هیچ یک از این دو تصور اشکالی که بیش از تصور دیگر باشد دیده نمیشود ولی قانون ترمودینامیک ثابت کرده است که جهان پیوسته رو به وضعی روان است که در ان تمام اجسام به درجه حرارت پست مشابهی میرسند و دیگر انرژی قابل مصرف وجود نخواهد داشت.در این حالت دیگر زندگی غیر ممکن خواهد بود.اگر جهان اغازی نداشت و از ازل بود باید پیش از این چنین حالت مرگ و رکودی حادث شده باشد. خورشید سوزان وستارگان و زمین اکنده از زندگی گواه این است که اغاز جهان در زمان اتفاق افتاده است و لحظه ی خاصی از زمان. اغاز پیدایش ان بوده است و بنابراین نمیتواند جز "افریده" باشد. یک علت بزرگ نخستین یا یک خالق ابدی بر همه چیز دانا و توانایی باید وجود داشته باشد که این جهان را ساخته باشد. شایستگی زمین برای زندگی به حدی زیاد است که نمیتوان پیدایش حیات را برای ان نتیجه ی تصادف دانست. نخست اینکه زمین کره ای است که به ازادی در فضا به حالت تعادل است و بر گرد محور خودش حرکت دورانی روزانه ای داردکه از ان شب و روز پیدا میشود و در عین حال حرکت انتقالی به دور خورشید را هم در طول یک سال انجام میدهد. این حرکت ها سبب پیدا شدن تعادل و ثابت ماندن محور زمین در فضا میشود و چون تمایل محور قطبین نسبت به سطح حرکت انتقالی یعنی دایره البروج(حدود 33 درجه) با ان حرکات ضمیمه میشود نتیجه ان است که فصول سال نظمی را پیدا میکند و سطح قابل سکونت زمین مضاعف میشود و بیش از انچه بر کره ی ثابتی امکان وجود زندگی گیاهی باشدبر این کره گردان حیات نباتی توسعه و تنوع پیدا میکند. دوم اینکه جوی که از گازهای نگهبان زندگی بر سطح زمین تشکیل شده(لایه ی اوزون) ان اندازه ضخامت و غلظت دارد(در حدود 800 کیلومتر) که بتواند همچون زرهی محکم زمین را از شر مجموعه ی مرگبار میلیون ها سنگ اسمانی که در روز با سرعتی درحدود 50 کیلومتر در ثانیه به ان برخورد میکنند در امان نگاه دارد. جو زمین علاوه بر کارهای دیگری که دارد درجه حرارت زمین را در حدود شایسته برای زندگی نگاه میدارد ونیز ذخیره ی بسیار لازم اب و بخار اب را از اقانوسها به خشکیها انتقال میدهد که اگر چنین نبود همه ی قاره ها به صورت کویر خشک غیرقابل زیستی در می امد. به این ترتیب باید گفت که اقیانوسها و جو زمین همچون چرخ لنگری برای زمین هستند. [b][/font] [font=Arial]ادامه دارد.....[/b] چهار خاصیت قابل توجه اب است که زندگی در اقیانوسها و دریاها و دریاچه ها را از خطر زوال در زمستانهای سخت و طولانی حفظ میکند.1-خاصیت جذب اکسیزن اب به مقدار زیاددر درجات پست حرارت2-اینکه بزرگترین وزن مخصوص ان در چهار درجه بالای درجه حرارت یخ بستن است و به همین جهت اب عمق دریاچه ها و رودخانه ها به حالت مایع میماند و زندگی موجودات ان حفظ میشود3-کمتر بودن وزن مخصوص یخ از اب که به ان سبب یخ در سطح اب قرار میگیرد و فرو نمیرود4-ایمکه چون اب منجمد شود مقادیر زیادی از حرارت را از خود پس میدهد. خشکیها پهنه ای استوار برای موجوداتی هستند که در انها به سر میبرند. خاک در خود مواد معدنی خاصی داردکه گیاه انها را جذب میکندو به صورت خوراکیهای مورد نیاز جانوران در می اورد. وجود فلزات در نزدیکی سطح زمین سبب شده است که هنرهای گوناگونی که تمدن از انها ساخته میشود امکان پذیر باشد. بدون شک اشعیای نبی انجا که از خدا سخن رانده و گفته است "ان (زمین) را بیهوده نیافریده (بلکه) انچان افریده که قابل سکونت باشد" حق سخن را ادا کرده است. از کوچکی زمین نسبت به فضا غالبا به صورت تحقیر امیز یاد شده است. اگر زمین به کوچکی ماه و قطر ان یک چهارم قطر کنونی ان بود نیروز جاذبه (یک ششم جاذبه زمین) دیگر برای نگه داشتن ابها و هوا بر روی ان کفایت نمیکرد و درجه حرارت به صورتی کشنده بالا میرفت. بر عکس اگر قطر ان دوبرابر قطر کنونی میبود سطح زمین چهار برابر سطح فعلی و نیروی جاذبه دو برابر نیروی فعلی میشد و ارتفاع جو به شکل خطرناکی تقلیل پیدا میکرد و فشار هوا از یک کیلو گرم به بر سانتیمتر مربع به دو کیلوگرم بالا میرفت وهمه ی این عوامل عکس العمل شدیدی بر روی زندگی میداشت. نواحی سرد و زمستانی بسیار زیادتر میشد و جاهای قابل سکونت به صورت قابل ملاحظه ای کاهش پیدا میکرد ونقاط اجتماع مردم از یکدیگر دور و وسایل ارتباطی بسیار دشوار یا تقریبا غیرممکن میشد. اگر زمین ما به اندازه ی بزرگی خورشید بود و چگالی(وزن مخصوص)خود را حفظ میکرد نیروی جاذبه 150 برابر میشد و ارتفاع جو به حدود 6 کیلومتر تنزل میکرد و بخار شدن اب غیرممکن میشد و فشار هوا تقریبا به 1000 کیلوگرم بر اینچ مربع میرسید. یک جانور یک کیلوگرمی 150 کیلوگرم وزن پیدا میکرد و اندام ادمی به کوچکی اندام سنجاب میشد. زندگی عقلی برای چنان موجوداتی دیگر امکان پذیر نبود. اگر فاصله زمین تا خورشید دوبرابر فاصله کنونی بود حرارتی که از خورشید به زمین میرسید به ربع حرارت کنونی تنزل پیدا میکرد و سرعت حرکت بر مدار ان به نصف میرسید و طول مدت زمستان دوبرابر میشد و همه موجودات زنده یخ میبستند.اگر فاصله تا خورشید نصف میشد گرما چهار برابر و سرعت مداری دوبرابر سرعت کنونی میشد وطول مدت فصول نصف میشد(البته اگر تغییر فصلی امکان پیدا میکرد) و زمین به اندازه ای سوزان میشد که حیات بر ان نمیتوانست برقرار بماند. زمین از لحاظ بزرگی و کوچکی و دوری و نزدیکی نسبت به خورشید چنان به ایین است که میتواند مرکز حیات باشد ونوع بشر همانگونه که اکنون مشاهده میشود به زندگی جسمی و عقلی و روحی خود ادامه دهد. اگر در اغاز زندگی نقشه ای در کار نبود موجودات زنده ناچار بایستی بنا به تصادف پیدا شده باشند. اکنون تصادف (یا چنانکه اصطلاح شده است احتمال) نظریه ی ریاضی تکامل یافته ای است که بر ان دسته از موضوعات معرفت تطبیق میشود که در ورای یقین مطلق قرار دارند. این نظریه محکمترین اصولی را در اختیار ما قرار میدهد که به وسیله ی انها میتوانیم حقیقت را از خطا تشخیص دهیم و حدود امکان حدوث هر شکل خاصی از حوادث را حساب کنیم. [b]پروتئینها جز اصلی همه یاخته های زنده را تشکیل میدهند و عبارتند از پنج عنصر کربن وهیدروژن و نیتروژن و اکسیژن و گوگرد که شاید در ملکولهای سنگین وزن انها 40000 اتم وجود داشته باشد. چون 92 عنصر شیمیایی در طبیعت موجود است که احتمالا همه بدون نظم و اتفاقی توزیع شده اند. اندازه ی تصادف و احتمال کنار هم قرار گرفتن این پنج عنصر برای ساختن مولکولهای پروتئین و مقدار ماده ای که بایستی پیوسته در حال مخلوط شدن باشد وطول مدت زمانی را که برای صورت گرفتن این ترکیب لازم میشود همه قابل محاسبه است. یک ریاضی دان سویسی به نام ((شارل اوژن گوی)) این حساب را کرده و حد احتمال را 1 نسبت به 160 به روی 10 یافته است. یعنی در هر 10 با توان 160 ترکیبی که ممکن است صورت گیرد(واین عدد به اندازه ای بزرگ است که با کلمات و واحدها نمیتوان ان را بیان کرد) تنها یکبار احتمال ان هست که ترکیبی مانند ترکیب پروتئین از ان مخلوط درست شود. مقداری از مواد که ممکن است در نتیجه زیرو رو شدنشان در کنار یکدیگر یک مولکول پروتئین ساخته شود مطابق حساب او میلیون ها بار بیش از همهی ماده ای است که سراسر جهان را تشکیل میدهد. برای انکه چنین حادثه ای بر زمین صورت پذیر شود تقریبا بینهایت بیلیون سال (یعنی 10 به توان 243) سال وقت لازم است.[/b]پروتئینها از مواد زنجیری موسوم به اسیدهای امینه ساخته شده اند.اینکه زنجیر ترکیبی اتمهای چگونه به یکدیگر پیوسته خود مطلب بسیار جالب توجهی است.اگر اتمها به صورت غلطی به یکدیگر پیوسته شوند به جای انکه مایه ی حیات باشتد زهرکشنده خواهند شد. پرفسور ج.ب. لیتز انگلیسی حساب کرده است که زنجیر یک پروتئین ساده ممکن است به 10 به توان 48 شکل مختلف تشکیل شود. غیرممکن است اینهمه احتمال به تصادف جمع شوند تا ملکولی از پروتئین ساخته شود. تازه پروتئین ماده بیجانی است و چون گوهر اسرار امیز زندگی به ان در امیزد زنده میشود. فثط عقل بی پایان یعنی ذات خداوند است که میتوانسته است بداند چنین مولکولی قابل پذیرفتن حیات است و توانسته است ان را بسازد و به ان زندگی ببخشد. |
|||
|
۰:۱۶, ۱۹/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #86
|
|||
|
|||
|
اخه داداشم این همه رو کی میتونه بخونه خلاصشو بنویس
من توخوندنش موندم تو چتوری نوشتیش؟ |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| قدم اول: وجود خدا اینگونه ثابت میشود!!! | سید ابراهیم | 339 | 164,885 |
۲۴/آبان/۹۵ ۱:۵۰ آخرین ارسال: حقیقتجو |
|
| ثابت کن خدا خوب است! | One to be | 31 | 17,434 |
۲۹/آبان/۹۰ ۰:۳۲ آخرین ارسال: محمود |
|











![[تصویر: blush.gif]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/blush.gif)



