کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 5 رای - 2.8 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
تبیین این که چرا باید بگوییم امام خامنه ای؟؟؟/
۱۸:۲۷, ۱/مهر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱/مهر/۹۰ ۱۸:۳۵ توسط yamin2.)
شماره ارسال: #1

چرا باید بگوییم امام خامنه ای
غربی‌ها با سه کلیدواژه‌ی آزادی، دموکراسی، و حقوق بشر افکار عمومی را اداره می‌کردند. شرقی‌ها با دو کلیدواژه‌ی مبارزه‌ی پرولتاریا با امپریالیسم و برابری. امام پنج کلیدواژه‌ی قرآنی را در مقابل آن پنج کلیدواژه قرار دادند.[/font]
اصل «امامت‌محوری» مهم‌ترین کلیدواژه بود. سیستم امت-امامت حرف جهانشمول اسلامی بود که در عرصه‌ی سیاست احیا شد.
ده سال هر کاری کردیم، یک رسانه‌ی غربی پیدا شود که بگوید «امام خمینی»، نشد! همه می‌گفتند «آیت‌الله خمینی».
سال 59 به یکی از اساتید یهودی آلمان گفتم «استاد! چرا رسانه‌های شما نمی‌گویند امام خمینی؟». خنده‌ای کرد و گفت «آخر ما بعضی چیزها را متوجه شدیم!». کیف‌اش را باز کرد و یک کتاب درآورد. ترجمه‌ی آلمانی کتاب «ولایت فقیه» امام بود. گفت «آقای خمینی یک تئوری جهانی دارد. وقتی ما بگوییم "امام"، ایشان بین کشورهای دنیا شاخص می‌شود. چون کلمه‌ی "امام" قابل ترجمه نیست. ولی وقتی بگوییم "رهبر"، این کلمه در فرهنگ غرب بار منفی دارد. دیگر ما ایشان را کنار استالین و موسیلینی و هیتلر قرار می‌دهیم. کلمه‌ی "رهبر" به نفع ما و کلمه‌ی "امام" به نفع آقای خمینی است.
از طرف دیگر اگر ایشان یک جایگاه دینی دارد، ما به ایشان می‌گوییم "آیت‌الله"، اما "امام" یک بار معنوی دارد! از طرفی ایشان آن طور می‌شود امام امت اسلامی که مسلمان‌های دنیا را دور خودش جمع بکند!». با این صراحت این را به من گفت.
یک رسانه‌ی غربی یا شرقی را پیدا نمی‌کنید که گفته باشد «امام خمینی». آن موقع ما امتحان کردیم رسانه‌های غربی آیا می‌پذیرند ما یک آگهی بدهیم به نام «امام خمینی»؟ می‌خواستیم 60،000 مارک بدهیم که یک آگهی چاپ کنند، قبول نکردند!
شهریور 58 که در مجلس خبرگان قانون اساسی شهید بهشتی کلمه‌ی امامت را در قانون اساسی گذاشت، ریاست آن مجلس با آقای منتظری بود. امام خمینی گفت شما نمی‌توانی مجلس را اداره کنی، برو کنار، آقای بهشتی اداره کند. وقتی شهید بهشتی آمد اصل پنجم را مطرح کند که ولی فقیه نائب امام زمان و امام امت اسلامی است، کشور ریخت به هم. بازرگان اعلام استعفای دسته‌جمعی دولت را کرد. امیرانتظام اعلام کرد که مجلس خبرگان قانون اساسی باید منحل شود. سر یک کلمه کشور ریخت به هم!
امامت‌محوری، امّت‌گرایی، عدالت‌گستری، و دوقطبی مستکبرین-مستضعفین اساس تئوری امام خمینی بود.
  • امام خمینی از دنیا رفتند. آقای هاشمی رفسنجانی آمدند پنج روز بعد از رحلت امام خمینی در دومین خطبه‌ی اولین نمازجمعه‌ی بعد از رحلت امام، راجع به ولایت فقیه دو جمله گفتند. یک : «ما نمی‌خواهیم بعد از رحلت امام خمینی به جانشی ایشان "امام" بگوییم». این همه دعوا داشتیم با شرق و غرب؛ امام حاضر شد شهید بهشتی را قربانی کند برای این کلمه؛ قانون اساسی پنج بار روی امامت ولی فقیه تأکید کرده، امام این را از سال 48 مطرح کرده، شما می‌گویی نمی‌خواهیم؟ به اسم اعزاز امام خمینی گفتند به جانشین‌اش نمی‌گوییم امام! انگار یکی به شما بگوید من چون خیلی شما را دوست دارم، افکار شما را می‌خواهم با شما دفن کنم! جمله‌ی دوم‌شان این بود : «خبرگان مرجع تعیین نکرده است». یعنی جانشین امام خمینی نه مرجع است و نه امام.
  • وقتی ایشان جای «امام» گذاشت «رهبر»، «امّت» شد «ملّت». یعنی عملاً سیستم ملت-رهبر انگلیسی‌ها را پذیرفتیم و سیستم امت-امامت امام خمینی را کنار گذاشتیم. وقتی «امّت» شد «ملّت»، عناصر امّت یعنی «خواهران و برادران قرآنی» -که وظایفی مثل امر به معروف و نهی از منکر نسبت به هم دارند-، تبدیل شدند به عناصر ملت یعنی «شهروند» و « هموطن».
  • اما کلمه‌ی سوم یعنی «عدالت»؛ مقدس‌ترین کلمه‌ای که آقای هاشمی در دوران ریاست‌جمهوری‌شان ابداع و تحمیل کردند به نظام اسلامی، کلمه‌ی «توسعه» بود. فرق عدالت و توسعه این بود که «عدالت» را خدا و پیغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و علی مرتضی (علیه السلام) تعریف می‌کنند، اما «توسعه» را صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی و صهیونیست‌های عالَم.
  • در عرصه‌ی بین‌الملل هم دو کلیدواژه‌ی قرآنی «مستکبرین» و «مستضعفین» را ایشان اصلاح کردند و گفتند «مستکبرین» فحش و توهین‌آمیز است! به جایش بگوییم «قدرت‌های جهانی»! خب وقتی گفتی «مستکبرین» باید با آن‌ها «مبارزه» کنی، اما وقتی گفتی «قدرت‌های جهانی» باید با آن‌ها «تعامل» کنی. «مستضعفین» را هم کردند «قشر آسیب‌پذیر»؛ یعنی آدم‌های بی‌عرضه‌ای که خودشان پذیرای آسیب‌اند!
  • پنج کلیدواژه‌ی قرآنی امام خمینی که اساس گفتمان نهضت اسلامی بود، توسط ایشان تغییر پیدا کرد به همان کلیدواژه‌هایی که دشمنان می‌خواستند.
  • تا موقعی که کلیدواژه‌های قرآنی امام خمینی –که رأس آن‌ها امام بودن ولی فقیه است- احیا نشود، هر کاری که بکنیم، وصله‌پینه کردن است.
  • شما هر لعنی که به ...... بکنید، این قدر جگر دشمنان نمی‌سوزد که بگویید «امام خامنه‌ای».
  • مشکلی که هست هم این است که همه می‌گویند «دیگران بگویند ما هم می‌گوییم!». اصولگراها می‌گویند صداوسیما شروع کند، ما هم می‌گوییم! صداوسیما می‌گوید ما که از روحانیون نمی‌توانیم جلو بیفتیم! روحانیون می‌گویند تا مدیران ارشد نظام خودشان نگویند که ما نمی‌توانیم جلوی مردم بگوییم! مدیران ارشد می‌گویند وقتی جوانان انقلابی هم نمی‌گویند، ما بگوییم و هزینه بدهیم؟! و...
  • بعضی هم می‌گویند نگوییم چون قبلاً کسی (حشمت‌الله طبرزدی) این کار را کرده و سابقه‌ی خوبی ندارد این کار در ذهن مردم! خب خوب‌ها باید پرچمدار این کار شوند که این کار به اسم آن‌ها ثبت شود و آن سابقه پاک شود.
  • آیت‌الله سید محمدباقر حکیم پا می‌شود می‌رود نجف. از آن‌جا نامه می‌نویسد به «حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای». یک هفته بعد شهیدش می‌کنند. آن مرد بزرگ می‌فهمد که باید از آن‌جا پیغام دهد «امام خامنه‌ای». سید حسن نصرالله می‌فهمد در سخت‌ترین شرایطی که دارد، باید بگوید امام خامنه‌ای! ما اینجا نشسته‌ایم و نمی‌گوییم!
  • [font=tahoma]اگر نعمت خدا را قدر ندانیم، می‌فرماید «انّ عذابی لشدید». روز قیامت هم آن‌جا ندا داده می‌شود که «وقفوهم انّهم مسئولون، ما لکم لا تناصَرون». هی حرف را انداختند از این طرف به آن طرف.
  • (نوشته شده توسط سعید جلیلی)

سلام لطفا ابراز نظر بفرمایید....
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: shafagh_mah ، آوینار ، soha_1990 ، din-siasat ، آوای انتظار ، Agha sayyed ، EMPERATOR ، محمود ، SARV ، sayed reza ، mohammad008 ، netlog36 ، yektasepas ، montazer_rm ، azade ، mohamad ، MAHDI59 ، sadegh-a ، soldier ، MohammadSadra ، shakiba ، asier ، na3r ، hesam110 ، Havbb 110 ، yamin ، amirshiva ، مهدی عباس زاده ، یاشار ، K-1 ، zealous ، zahra11 ، حسن عزتي ، آرین (الهه.ع) ، m.hossein ، spaceshi ، یوسف خان ، تفکر ، بیداری اندیشه ، zryy ، صهبا ، عبدالرحمن ، Justice Bringer ، حضرت عشق ، قلب
۲۲:۲۱, ۵/مهر/۹۰
شماره ارسال: #2
آواتار
گاهی وقتا که دارم از آقا حرف میزنم میگم امام خامنه ای، ولی بعضی ها اعتراض میکنن که مگه ایشون معصومن که بهش میگی امام؟؟
واقعا متاسفم میشم براشون مگه معنای امام معصومیته؟
واقعا چرا به جانشین بحق امام خمینی (رحمة الله علیه) نباید گفت امام؟
مگر غیر از اینه که ایشون امام و پیشوای ما در عصر غیبتن؟؟

جانم فدای امامم سید علی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Agha sayyed ، yamin2 ، montazer_rm ، azade ، mohamad ، MohammadSadra ، shakiba ، hesam110 ، yamin ، مهدی عباس زاده ، خادمة الزهرا ، یاشار ، حسن عزتي ، m.hossein ، باهتول ، یوسف خان ، صهبا ، عبدالرحمن ، Justice Bringer
۱:۵۹, ۶/مهر/۹۰
شماره ارسال: #3
آواتار
این سخنرانی معروف دکتر رامین هستش .

خیلی خوب میشه اگر این متن به صورت کلیپ دربیاد . تأثیربیشتری داره.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: yamin2 ، montazer_rm ، azade ، mohamad ، میلاد.م ، MohammadSadra ، hesam110 ، yamin ، مهدی عباس زاده ، یاشار ، yashar1374 ، حسن عزتي ، m.hossein ، یوسف خان ، صهبا ، عبدالرحمن ، Justice Bringer
۱۸:۴۱, ۶/مهر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/مهر/۹۰ ۲۱:۵۰ توسط yamin2.)
شماره ارسال: #4

فرقی نمی کنه مهم اینه که درسته و همه ی ما باید در این برهه از زمان رسالت خودمونو در مورد این مسئله انجام بدیم .از شما دوستان عزیز هم می خوام که به این جریان کمک کنید و واژه ی امام رو در فضای مجازی و غیر مجازی ترویج بفرمایید .


اللهم احفظ نائب المهدی الامام خامنه ای
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: azade ، hesam110 ، yamin ، مهدی عباس زاده ، yashar1374 ، حسن عزتي ، m.hossein ، تفکر ، صهبا ، عبدالرحمن ، Justice Bringer ، حضرت عشق
۱۸:۴۸, ۶/مهر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/مهر/۹۰ ۱۸:۴۸ توسط fereshteh.)
شماره ارسال: #5
آواتار
(۵/مهر/۹۰ ۲۲:۲۱)آوای انتظار نوشته است:  گاهی وقتا که دارم از آقا حرف میزنم میگم امام خامنه ای، ولی بعضی ها اعتراض میکنن که مگه ایشون معصومن که بهش میگی امام؟؟
واقعا متاسفم میشم براشون مگه معنای امام معصومیته؟
واقعا چرا به جانشین بحق امام خمینی (رحمة الله علیه) نباید گفت امام؟
مگر غیر از اینه که ایشون امام و پیشوای ما در عصر غیبتن؟؟

جانم فدای امامم سید علی
شما از کجا فهمیدی که ایشون جانشین به حق هستن ؟؟؟؟
واقعا برام سواله .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: hesam110 ، در جستجوی سختی ، مهدی عباس زاده ، G.F.B ، boghz ، peimane ، spaceshi
۲۰:۲۹, ۶/مهر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/مهر/۹۰ ۲۰:۳۱ توسط SARV.)
شماره ارسال: #6
آواتار
بعد از رحلت امام خمینی (رحمة الله علیه) خلاف نظر صریح آن بزرگوار و مغایر متن قانون اساسی، لفظ «امام» در شخص امام خمینی (رحمة الله علیه) تحدید شد و برای جانشین آن حضرت مقام«امامت ولی فقیه» مسکوت گذاشته شد و عملاً نظام توحیدی «امت – امامت» مورد نظر قانون اساسی و امام خمینی (رحمة الله علیه) به نظام «ملت – رهبر» متعارف سیستم های سکولاریستی غرب تنزل یافت.
کسانی که این تغییرات بنیادین را پایه گذاری کردند، بر نتایج خطیر آن غافل نبودند، اما برای تبعیت عموم از خواسته های خویش و تحمیل عوارض ناشی از این خط متفاوت، معمولاً شبهاتی را مطرح می کردند.
در سال 1369 پاسخگویی به این بهانه ها و شبهات انجام گرفت و نخستین بار هفته نامه «کیهان هوایی» به انتشار مقاله مفصل به قلم «محمد علی رامین» در چندین شماره متوالی (بهار 1370) همت گماشت که خلاصه ای از آن مقالات با ویرایش جدید تقدیم می شود.

شبهه اول: لفظ «رهبر» ترجمه فارسی همان کلمه «امام» است و جدال بر سر الفاظ، بی حاصل و غیر ضروری است.

پاسخ: اگر لفظ «رهبر» ترجمه جامع و دقیق کلمه عربی «امام» باشد و جایگاه این دو لفظ در عرف جامعه اسلامی و معارف دینی ما یکسان باشد، بدیهی است که جدال کلامی بر سر دو تعبیر مترادف و همشأن، عملی بیهوده و خلاف عقل است. اگر ما این دو لفظ را از هر جهت یکسان بدانیم، اولین سؤالی که پیش می آید این است که چرا نویسندگان قانون اساسی هر دو تعبیر «امامت» و «رهبری» را در مقدمه و متن اصول قانون اساسی به کار گرفته اند و به همان ترجمه فارسی «امام» یعنی «رهبری» اکتفا نکرده اند؟ مثلاً در بخشی از مقدمه قانون اساسی چنین آمده است:
« بر اساس ولایت امر و امامت مستمر، قانون اساسی زمینه تحقق رهبری فقیه جامع الشرایطی که از طرف مردم به عنوان رهبر شناخته می شود (مجاری الامور بیدالعلماء بالله الامناء علی حلاله و حرامه)، آماده می کند تا ضامن عدم انحراف سازمانهای مختلف از وظایف اصیل اسلامی خود باشد.» بنابراین اگر کسی بر اساس شرایط و ضوابط قانون اساسی [ اصول یکصد و هفتم و یکصد و نهم] عهده دار مقام رهبری مردم شد، علاوه بر مسئولیت بر امور مسلمانان برای صیانت از اصل «استمرار امامت» به عنوان «امام امت» نیز مطرح است و هرگز کسی که مؤمن و معتقد به مبانی نظام مقدس جمهوری اسلامی است، این موضوع را انکار نخواهد کرد، زیرا پنجمین بند از اصل دوم قانون اساسی چنین می گوید:
«جمهوری اسلامی، نظامی است بر پایۀ ایمان به امامت و رهبری مستمر و نقش اساسی آن در تداوم انقلاب اسلامی.» باید توجه داشت که در عرف جامعۀ ما هم نمی توان همواره لفظ «رهبر» را مترادف با لفظ «امام» دانست. مثلاً در فارسی به امام جماعت نمی توان «رهبر نماز جماعت» گفت، بلکه عبارت «پیشنماز» به کار می رود که به معنی پیشوایی و مقتدایی در نماز است و مأمومین باید به تمام حرکات و سکنات امام جماعت اقتدا کنند. البته شاید بتوان در مواردی لغت رهبری را با نقش امامت مترادف دانست. کما اینکه می توان بعضاً از تعابیر دیگری هم نظیر: امیر، ولی امر، حاکم، رئیس، هادی، سید، قائد، زعیم، و امثال آن نیز استفاده کرد.
اگر بخواهیم لفظ «امام» را به «رهبر» ترجمه کنیم. لغت «امت» را که همواره متقارن با «امام» در فرهنگ جامعه و مذهب ما آمده است، به چه لفظی ترجمه خواهیم کرد؟ اصولاً چه نیازی است که ما لفظ مقدس و الهی «امام» را که به معنی ریاست و زعامت عامه در امور دین و دنیای ماست، بخواهیم بر خود و جامعه تحریم کرده و آن را در لفظ فارسی «رهبر»، محصور و محدود کنیم، در حالی که بعضاً از فرهنگ منحط و استعماری غرب، کلماتی نظیر «مرسی» کاملاً پذیرفته شده و بدون دغدغه به کار برده می شود.
برای پرهیز از اطالۀ کلام، توجه خوانندگان گرامی را به مطالعۀ یادداشتها و مباحث ارزشمند کتاب «امامت و رهبری» از استاد شهید مرتضی مطهری جلب کرده و به ذکر این مطلب قناعت می شود که: اگر نویسندگان و تدوین کنندگان قانون اساسی که از بزرگان دین و سیاست در آغاز انقلاب اسلامی بودند، تفاوتی میان تعابیر «رهبر» و «امام» قائل نمی شدند، جدا از کلمۀ «رهبری» در چندین جای قانون اساسی، بر لفظ «امامت» تأکید نمی کردند. الحق که آن بزرگواران و در رأس همه خود حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه) بر این امر واقف بودند که گاهی یک لغت به صورت مظهر یک اندیشه در آمده و چنان بار تبلیغی با خود به همراه دارد که به تنهایی قادر است در جهت حفظ وحدت و صیانت از ارزشها در مقابل انبوهی از توطئه های دشمنان ایستادگی کرده و خودش محور حق و ملاک تشخیص دوست از دشمن بشود.

شبهه دوم: اصرار بر بکارگیری تعبیر «امام» برای رهبر حاضر، نه صلاح است و نه مشروع و مجاز، زیرا اگر چنین کاری مصلحت و صحیح بود تا به حال بزرگان حاضر در صحنه های دین، فرهنگ، هنر و سیاست از آن دریغ نمی کردند.

پاسخ: ما از ائمۀ هدی (علیه السلام) و علمای دین خود یاد گرفته ایم که هیچ ادعایی را بدون اثبات نپذیریم و بدون وجود دلیل عقلی، نقلی و یا قانونی هرگز تحت تأثیر روشها و بهانه های دیگر، موضوعی را قبول یا رد نکنیم. حال باید دید که دلیل شرعی و قانونی این ادعای بزرگ که به کارگیری لفظ «امام» برای شخصیت اول جهان اسلام، رهبر انقلاب و ولی امر مسلمانان خلاف شرع و مصلحت است، چیست؟ در حالی که تعابیری نظیر :«امام موسی صدر»، «امام عبدالله بخاری» و امثال آن، الفاظ رایج در رسانه های ما هستند و حتی به هر پیشنمازی «امام» گفته می شود، آیا می توان به همین سادگی، حکم تحریم و ممنوعیت اصل «امامت امت» را صادر کرد؟ براستی چه مصلحتی بالاتر از رعایت قانون اساسی و پاسداری از آن می توان برای پیروان صدیق امام خمینی (رحمة الله علیه) و یاران وفادار به انقلاب اسلامی وجود داشته باشد؟ اصل پنجم قانون اساسی چنین می گوید: «در زمان غیبت حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه) در جمهوری اسلامی ایران، ولایت امر و امامت امت بر عهدۀ فقیه عادل و با تقوا، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است که طبق اصل یکصد و هفتم عهده دار آن می گردد.» در اصل یکصد و هفتم آمده: « .... تعیین رهبر به عهدۀ خبرگان منتخب مردم است. خبرگان رهبری دربارۀ همۀ فقهای واجد شرایط مذکور در اصول پنجم و یکصد و نهم، بررسی و مشورت می کنند، هر گاه یکی از آنان را اعلم به احکام و موضوعات فقهی یا مسائل سیاسی و اجتماعی یا دارای مقبولیت عامه یا واجد برجستگی خاص در یکی از صفات مذکور در اصل یکصد و نهم تشخیص دهند، او را به رهبری انتخاب می کنند.....» اصل یکصد و نهم نیز شرایط و صفات رهبر را اینگونه شرح می دهد: «1- صلاحیت علمی لازم برای افتا در ابواب مختلف فقه 2- عدالت و تقوای لازم برای رهبری امت اسلام 3- بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت و قدرت کافی برای رهبری».
حال با توجه به نظر قانون اساسی که در زمان غیبت امام معصوم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هیچ گاه نباید امت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بدون امام بماند و نیز تأییدات مکرر(2) امام خمینی(رحمة الله علیه) که امام خامنه ای را «بهترین فرد برای رهبری نظام اسلامی» می دانستند و نیز تشخیص اکثریت قاطع خبرگان امت در شایستگی و معرفی معظم له به عنوان رهبر جمهوری اسلامی ایران و همچنین با التفات به مقدمۀ قانون اساسی که رهبر شناخته شدۀ مردم را برای استمرار «امامت» به عنوام امام می شناسد، اگر امام خامنه ای (حفظه الله) را «امام امت» نخوانیم، پس در حال حاضر امام امت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) کیست؟
هر کسی که رغبتی به دانستن و فرصتی برای مطالعۀ قانون اساسی داشته و با واقعیات زمان و نیاز مسلمانان آشنا باشد، در می یابد که بعد از رحلت امام خمینی (قدس الله نفسه الزکیه) ، امام امت ما کسی جز امام خامنه ای (روحی فداه) نیست. این که چرا بزرگان ما هنوز به کارگیری تعبیر «امام خامنه ای» را به طور علنی و عام استعمال نکرده اند، بحث گسترده ای است که از حوصلۀ این مقاله و از توان این قلم خارج است، ولی ذکر چند مطلب دربارۀ آن مفید به نظر می آید:


1- در ابتدای امر، رحلت جانسوز امام کبیر امت، آن چنان عالم و عامی را غرق در ماتم کرده بود که کسی جز به از دست دادن خمینی عزیز (رحمة الله علیه) فکر نمی کرد و عشق الهی مؤمنان به آن عبد صالح پروردگار، حتی روح بسیاری را از ابدان خاکی جدا کرد و دیگر فراغتی برای اندیشه ها باقی نگذاشت. انصافاً در آن روزهای پر سوز و گداز چنان عشق آن امام فقید، سراپای وجود همه را لبریز کرده بود که در هیچ دلی جای کس دیگر نبود. البته اگر مواجهۀ مستقیم با توطئه های رسانه های صهیونیزم جهانی نبود که با انواع حیله های شیطانی می کوشیدند تا به مسلمانان القا کنند که «رحلت امام خمینی (رحمة الله علیه) یعنی اضمحلال امت و مرگ افکار و نظام و نهضت او»، شاید بسیاری از داغدیدگان هرگز به کنترل عواطف خود موفق نمی شدند و فکر و راه امام خمینی (رحمة الله علیه) را در شخص ایشان خلاصه می کردند. به هر حال در آن ایام، کوچک و بزرگ ما بر اثر عشق به امام راحل(رحمة الله علیه) فکر و اندیشۀ او را که بارها خطاب به دشمنان جهانی اعلام می کرد: «باید بدانید که نهضت ما قائم به شخص نیست(3)» فراموش کرده بودیم. چه بسا اگر لطف لایزال الهی و نظارت و حتی دخالت مستقیم مولای ما حضرت بقیه الله الاعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفدا) نبود، تا به حال اثری از نهضت و نظام مقدس اسلامی هم باقی نمانده بود.
به مرور زمان که احساسات گداخته آرام گرفت و بسیاری از توطئه های دشمنان و واقعیت جامعه و مشکلات امت اسلامی و نیز احتیاج مبرم به وجود یک امام مطاع و صاحب ولایت مطلقه هر روز آشکارتر شد در همان حال متأسفانه عده ای از دوستان چنان تحت نام امام خمینی (رحمة الله علیه) ، به مأیوس کردن مسلمانان از ادامۀ نهضت و شکوفایی انقلاب اسلامی پرداختند که از جو ساخته شده، دو نتیجه – هرچند عمدتاً ناخواسته – حاصل شد. یکی اینکه دشمنان جهانی انقلاب هرچه توانستند از موقعیت پدید آمده در جهت متفرق ساختن و دور کردن مسلمانان از انقلاب و متعاقب آن در زیر سلطه گرفتن ناامیدشدگان بهره برداری کردند و دیگر اینکه در فضای غوغازدۀ داخل کشور کسی به خودش جرئت نمی داد حرفی – هرچند حق و مستدل – بزند که احیاناً در تشدید بهانه گیری غوغا طلبان، مورد استفاده قرار گیرد. مثلاً بارها رسانه های همگانی داخل کشور از ترس گرفتار آمدن در امواج تهمتها، اگر مسلمانی – ایرانی یا غیر ایرانی- بر اثر اعتقاد و ایمان به اصل «امت و امامت» که از امام خمینی (رحمة الله علیه) گرفته و مطابق با قانون اساسی جمهوری اسلامی می باشد، تعبیر «امام خامنه ای» را به کار می برد، آن را سانسور کرده و به «آیت الله خامنه ای» مبدل می کردند، گویی – نعوذبالله – به ساحت مقدس مؤمنی اهانت شده است! گرچه بحمدالله جامعه رو به رشد ما از آن تنگناها گذشته و از آن جو رعب انگیز و تهمت آمیز حاکم بر برادران دینی دور شده و امروز تمامی جناحهای اسلامی به زیانهای زائدالوصف «هدر دادن نیروهای خودی» که باعث گسترش نفوذ و سلطۀ همه جانبۀ دشمنان جهانی بر سرنوشت مسلمانان می شود، واقف شده اند و اگر کسی مسأله دینی و قانونی «استمرار امامت» را با گفتن «امام امت» امام خامنه ای مطرح کند، دیگر مورد افترا از جانب مسلمانی واقع نمی شود، لکن برای خیلی ها گفتن و نوشتن «آیت الله خامنه ای» به صورت یک عادت درآمده است و بسیاری از بزرگان ما هم از این عادت مستثنی نیستند.
2- بزرگان ما چنان درگیر مسائل داخلی روزمره شده اند که بسیاری از آنها فرصت و فراغت پرداختن به مسائل ریشه ای و اعتقادی - مانند اصل اساسی «امت و امامت» را ندارند. هرچند که این بزرگان عامل پیروزی انقلاب اسلامی و استحکام نظام و وحدت مسلمانان بوده اند، ولی مدتهاست که متروک و مسکوت مانده اند. اما وقتی انسان این موضوع را با توجه به توطئه های دشمن و احتیاج مبرم امت، با هر کدام از علمای وارسته و دست اندرکاران نظام و دوراندیشان از میان ارباب جراید در میان می گذارد، طبیعی است که از آن پشتیبانی و استقبال می شود. منتها معمولاً هر کدام از این بزرگواران به دلیل تواضع خاص خود، دیگری را برای شروع این امر خیر و مبارک (یعنی گفتن یا نوشتن امام خامنه ای) بر خود اولی می بیند و بیشتر مایل است در این موضوع پیرو باشد تا پیشگام. بعضی از عزیزان هم معتقدند که اول باید مسلمانان خود را به عنوان یک «امت» دریابند و سپس در خواستن و گفتن «امام خامنه ای» پیشقدم بشوند تا قضیه حالت طبیعی و روال مردمی خود را داشته باشد. ضمن تأیید این سخن باید توجه داشت که اولاً در مورد امام خمینی (رحمة الله علیه) ، تعیین کنندگان شعارهای مردم در تظاهرات، رهبران روحانی جامعه بودند و بعد از این که رسانه ها به پیروی از آن شعارها لفظ «امام» را در روزنامه ها (و بعداً در صدا و سیما) به کار بردند،‌ به صورت لفظ متداول بین مردم درآمد و تا قبل از تظاهرات تاسوعا و عاشورای سال 57 غالباً الفاظ «آقای خمینی» یا «آقا» در بین مردم رواج داشت و برای اولین بار مسلمانان خارج کشور تعبیر مبارک «امام خمینی» را به کار بردند.
در ثانی عموم طرفداران انقلاب اسلامی در خارج با فرض اینکه مجموعه دست اندرکاران جامعه و نظام اسلامی (روحانی، مجلس دولتی و رسانه ها) تابع رهبرند، همواره خود را تابع مشی آنها دانسته و اکنون هم هنوز منتظر اقدام مسؤولان داخل کشور می باشند. هرچند که بسیاری از مسلمانان خارج با اندیشه امام خمینی در مورد استمرار امامت به عنوان یک مسأله اعتقادی – انقلابی برخورد کرده و با توجه به ثبت آن در قانون اساسی منتظر این و آن نشسته اند. 3- علاوه بر بسیاری از علماء و اندیشمندان غیر ایرانی که گفتن و نوشتن لفظ مبارک«امام خامنه ای» را به عنوان یک شعار و فریضه بکار می برند، علمای ایرانی آگاه و دلسوخته ای نیز وجود دارند که کم و بیش گفتن و نوشتن این تعبیر مبارک را به عنوان یک امر خیر برای نظام و نهضت مسلمانان آغاز کرده اند و به اذن خدا این موضوع هر روز روشنتر شده و آثار پرخیر و برکت آن بزودی در گستره عالم نصیب امت مظلوم اسلامی خواهد شد. (بحول الله و قوته).
4- در فرهنگ دینی ما، همه مسلمانان در قبال هر حق و وظیفه ای که بر زمین مانده و مورد بی توجهی قرار گرفته باشد، مسؤولند و هیچ فرقی میان کوچکترین عضو امت بزرگ محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و بزرگان دین و ملت وجود ندارد. زیرا پیامبر خدا حضرت محمد مصطفی (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می فرماید: «کلکم راع و کلکم مسؤول» و قانون اساسی جمهوری اسلامی در اصل هشتم خود بنا بر حکم صریح الهی می گوید: « در جمهوری اسلامی ایران دعوت به خیر، امر به معروف و نهی از منکر وظیفه ای است همگانی و متقابل بر عهده مردم نسبت به یکدیگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت....» بنابراین اگر کسی – هرچه قدر هم که کوچک باشد – دریافت که به عنوان یک عضو از امت اسلامی باید «امام» داشته باشد و داشتن یک امام حق مسلم امت بوده و بزرگترین خیر و برکت را برای مسلمانان به همراه دارد و آن را به عنوان یک نیاز اجتماعی و یک اصل اعتقادی و یک حق قانونی برای خود شناخت – و هیچ کس هم دلیلی بر انکار آن نداشت – این شخص موظف است دیگران را به این خیر و معروف دعوت کند، حتی اگر همه بزرگان نسبت به این خیر و معروف بی توجه مانده باشند.
خلاصه همه کسانی که کم و بیش برنامه های دشمن را از لابلای خطوط و نقوش طراحیهای او دریافته اند، به این نتیجه رسیده اند که مصلحت مسلمانان در این است که اندیشه خالص و زلال «ایجاد امت واحده اسلامی» را بعد از امام خمینی (رحمة الله علیه) به فراموشی بسپارند و اولین قدم در راه احیای «امت»، شناخت و معرفی یک امام حی و حاضر است تا حول محور مسلمانان پراکنده که در لبه پرتگاه گودال آتش خیز ظلم و استبداد جهانی قرار گرفته اند، دوباره نجات پیدا کنند. اگر پیروان حق – چنان که پیروان باطل از پیشوایان باطل خود تبلیغ و ترویج می کنند – نیز مبلغ و مروج پیشوای بر حق خود باشند به یقین بر هرچه باطل در جهان است پیروز خواهند شد.
پانوشت
1- و تو یادآوری بکن که یادآوری برای مؤمنان سودمند است: «سوره ذاریات آیه 55»
2- حجت الاسلام و المسلمین سید احمد خمینی در نامه ای خطاب به امام خامنه ای به تاریخ 5/3/1368 چنین نوشت: « حضرت امام (خمینی) بارها از جناب عالی به عنوان مجتهدی مسلم و نیز بهترین فرد برای رهبری نظام اسلامی مان نام می بردند.»
3- سخنرانی امام خمینی در جمع کارکنان صنعت نفت آبادان- روزنامه اطلاعات 8/2/ 1358

شبهه سوم: شاید خود رهبر راضی نباشد که او را «امام» خطاب کنند. برای به کارگیری لفظ «امام» برای معظم له باید ابتدا از محضرشان کسب اجازه کرد.

پاسخ: هیچ شکی وجود ندارد که رهبر عزیزمان از هر نوع پست و مقام، نام و نشان و لقب و عنوان بیزارند و علاوه بر داشتن سایر امتیازها، دقیقاً‌ به همین دلیل به نیابت آقا صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) پس از عروج امام راحلمان و با تقدیر و تأیید الهی، سرنوشت امت اسلام را بر عهده ایشان نهاده اند. زیرا که «الله اعلم حیث یجعل رسالته» (1) ایشان همان بزرگواری هستند که به رغم رجوع و درخواست بسیاری از مسلمانان داخل و خارج کشور و تقاضای عده کثیری از علمای اعلام از محضرشان برای چاپ و انتشار رساله عملیه، هنوز هم از چاپ و نشر رساله خودداری می ورزند و به یکی از علمای عزیز که مؤکداً از معظم له استدعای چاپ رساله را داشته است، فرموده اند:« آیا رساله منتشر کنم آیا به من هم آیت الله العظمی بگویند؟! مرا همان سید علی خامنه ای بگویند بهتر است از اینکه حتی رهبر و آیت الله بنامند!....»(2) براستی که این شیوه پیشوایان بر حق بوده و همیشه هم خواهد بود. هنوز صدای ملکوتی رهبر کبیر انقلاب و امام فقیدمان (رحمة الله علیه) در گوشمان زنگ می زند که می فرمودند: « به من خدمتگزار بگویند، بهتر از این است که رهبر بگویند.» (3)
با این حال مگر کسی برای گفتن «امام» به آن بزرگوار از محضرشان کسب تکلیف کرد که حالا در مورد جانشینان چنین کند؟ آیا حتی اگر کسی از چنین بندگان متواضع و برگزیده ای هم در مورد لقب و عنوان آنها سؤال کند، مگر جواب مثبتی می تواند انتظار داشته باشد؟ اگر این شبهه بهانه ای نباشد، باید حسرت خورد که امامان نهضت و نظام ما بسی فراتر از شیخ عطار (رحمة الله علیه) هفت شهر عشق را پشت سر گذاشته اند و ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم! در هر حال برای توضیح این اشکال باید گفت که گرچه امام حاضر ما به دلیل تواضع شخصی و نیز عشق و ارادت مریدانه اش به امام و مرادش (امام خمینی)، یقیناً‌ راضی به این نیست که او را مثل سلف صالحش «رهبر» یا «امام» بگویند، ولی خضوع «امام» یک مطلب است و نیاز «امت» و احتیاج «مأموم» به داشتن یک «امام» مطلبی دیگر است.
امام بر حق کسی است که بری باشد از حب دنیا و امت حق پرست جماعتی است که نماز، روزه، زکات، حج، جهاد و حیاتش را به امامت یک فقیه عادل، صالح و متقی برپا می دارد. پیروان اسلام ناب در مکتب فکری امام خمینی (رحمة الله علیه) آموخته اند که حتی در زمان غیبت معصوم (علیه السلام) هم اگر مسلمانان بدون وجود یک امام بر حق زندگی کنند و بمیرند، از حیات طیبه اجتماعی و مرگ اسلامی خود محروم مانده اند، زیرا که به نقل از رسول مکرم اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) : «من مات بغیر امام مات میته جاهلیه»(4). وقتی پیامبر خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) تأکید می فرماید که اگر حتی دو نفر مسلمان وجود داشت، یکی از آنها امام و امیر است.(5) باید ما توجیه بشویم که هیچ کس حق ندارد مسلمانان را بدون امام و رهبر بگذارد و ادامه حیات طیبه امت اسلامی جز با وجود یک «امام» میسر نمی شود.
در روایتی(6) آمده که وقتی بیش از 10نفر به یک امام جماعت اقتدا کنند، اگر تمام آسمانها کاغذ و دریاها مرکب و درختها قلم و جن و انس و ملائکه نویسنده شوند، نمی توانند ثواب یک رکعت از نماز آنها را بنویسند. در جایی که خیر و ثواب حاصل از یک رکعت نماز جماعت چند مأموم، این همه عظمت دارد، خیر و برکت و اجر پاداش دنیوی و اخروی حاصل از اقامه تمامی عبادات و کل حیات امت بزرگ اسلامی به امامت یک امام را با چه میزانی می توان سنجید و با چه بهانه ای می توان از این همه خیر و ثواب صرفنظر کرد؟ ضمناً‌ قابل توجه و تأمل است که در روایت مذکور شرط این همه ثواب را امامت شخص رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) یا یکی از معصومین (علیه السلام) ندانسته، بلکه هر امام جماعتی که شروط لازم را داشته باشد، برای خود و جماعتش مستوجب این همه ثواب می شود.
پس پیروی از یک امام برای امت اسلامی یک امر واجب عینی و دائمی است و هر زمانی که دشمنان مکار موفق شده اند امت مسلمان را بدون امام بگذارند، امت، حیات طیبه خود را در تمامی ابعاد زندگی از دست داده است و به مرور زمان، به صورت یک مرده متحرک و بی خاصیت و عاری از اراده و محروم از آزادی و سعادت درآمده است و به قول شاعر، حج بدون رهبر و امام هم باعث ذلت و سرگشتگی است.
هر که تازد سوی کعبه بی دلیل همچو این سرگشتگان گردد ذلیل

پانوشت
1- خدا بهتر می داند که در کجا رسالت خود را قرار دهد (به چه کسی رسالت و مسؤولیت دهد) «سوره انعام،‌آیه 124»
2- مضمون فرمایش امام خامنه ای به نقل از حجت الاسلام و المسلمین آقای اسدی
3- سخنرانی امام خمینی در جمع اعضای شورای اسلامی کارگران مورخ 4/4/1359
4- هر کس بدون امام زندگی کند و بمیرد مانند کسی است که در دوره جاهلیت مرده است: «مُسند احمد». شبیه همین روایت در کتاب دلائل الصدق از منابع شیعه نقل شده است.
5- چنین روایتی در کتب شیعه و سنی نقل شده است. رجوع کنید به کتاب «امامت و رهبری» از علامه مطهری، در همان کتاب روایت «بالامام اتمام الصلواه و الزکاه و الصیام و الحج و الجهاد...» درصفحه 1، 2 نقل شده که البته در زمان غیبت معصوم (علیه السلام) انجام این عبادات جز به امامت فقیه جامع الشرایط میسر و مقدور نمی شود.
6- رساله امام خمینی مسأله 1400
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Agha sayyed ، sayed reza ، yamin2 ، montazer_rm ، azade ، MohammadSadra ، hesam110 ، yamin ، saloomeh ، حسن عزتي ، m.hossein ، بیداری اندیشه ، صهبا ، Justice Bringer
۲۱:۰۲, ۲۸/آبان/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/آبان/۹۰ ۲۱:۰۵ توسط azade.)
شماره ارسال: #7
آواتار
mall">عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، با تجلیل از هدایت های مدبرانه و هوشمندانه مقام معظم رهبری تاکید کرد: من به لحاظ جامعه شناختی معتقدم که اگر رهبری اجازه می دادند انتخابات ابطال شود، قطعا نظام از بین می رفت.به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، حجت الاسلام خسروپناه عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در هماش علمی آینده انقلاب اسلامی و تحلیل مسائل سیاسی کشور که روز چهارشنبه همزمان با عید سعید قربان در سالن همایش های مؤسسه امام خمینی(رحمة الله علیه) قم برگزار شد، سخنان مهمی را در خصوص نظریه ولایت فقیه، شخصیت علمی و سیاسی مقام معظم رهبری، رابطه رهبری با مراجع و علما، نظر حضرت آیت الله وحید خراسانی درباره مقام معظم رهبری و ولایت فقیه و مطالبی را در خصوص خانواده و بیت مقام معظم رهبری ایراد کرد که گزارشی از بیانات این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه آمده است.بسم الله الرحمن الرحیم؛ به طور کلی مباحث مربوط به ولایت فقیه در سه حوزه مباحث نظری اعم از فقه سیاسی، فلسفی و فقه کلامی مطرح است که باید از هم تفکیک شان کنیم زیرا خیلی ها در این مساله خلط می کنند.و اما مباحث حقوقی؛ برخی ها به قانون اساسی و یا اختیارات رهبری در قانون اساسی اشکال می گیرند که در مواجهه با این گونه اشکال ها و شبهات باید نظام های حقوقی دیگر کشورها را هم دانست و از آن مطلع بود.در حوزه مباحث مصداقی نیز اشکالاتی را نسبت به شخص امام و یا رهبری مطرح می کنند که البته باید هر سه حوزه فوق را با دو روش تبیینی و استدلالی بحث کرد و بین شان تمییز قائل شد.بسیاری از شبهات درباره ولایت فقیه ناشی از تبیین نادرست بحث استبسیاری از شبهات و اشکالات در خصوص ولایت فقیه ناشی از تبیین نادرست بحث است، زیرا مساله اگر درست تبیین شود اشکال برطرف می شود، در مباحث قدما کمتر مباحث تبیینی داریم و بیشتر مباحث استدلالی است و قدما کمتر به تبیین و تعریف می پردازند، ما باید در مباحث ولایت فقیه، تبیین ولایت مطلقه فقیه را داشته باشیم و با این روش بسیاری از شبهات نیز برطرف می شود.درباره مباحث نظری تبیین انتصابی ولی فقیه، وقتی گفته می شود ولایت انتصابی مطلقه فقیه یعنی زمامداری و حاکمیت فقیه جامع الشرائط که سه شرط مدیر و مدبر و عالم را جهت اجرای تمام احکام اجتماعی اسلام را برای هم مردم داشته باشد و این منصوب به نص عام از طرف خدای سبحان است؛ لذا وقتی گفته می شود ولایت، یعنی زمامداری نه قیم بودن و با این توصیف هر شخص و فردی نمی تواند ولی فقیه باشد.ولایت مطلقه فقیه غیر از مطلقه ای است که تمام اختیارات مردم به حاکم جامعه تفویض شود و مردم هیچ اختیاری از خود نداشته باشند و هیچ آزادی سیاسی هم نداشته باشند، مطلقه یعنی مطلق احکام اسلامی برای همه مردم.این معنا از ولایت مطلقه فقیه یعنی زمامداری ولی فقیه در عصر غیبت برای اجرای احکام اجتماعی شرعی و اسلامی به عنوان حاکم شرع در عصر غیبت و این مساله در کتب فقهی نیز سابقه زیادی دارد.آیت الله خویی معتقد به وجوب تکلیفی اجرای احکام برای فقیه بودبرخی ها یک اختلافی را به مرحوم حضرت آیت الله خویی نسبت می دهند در خصوص ولایت فقیه؛ ایشان در کتاب تکمله می گوید برای من محرز نشده است که فقیه غیر از ولایت در امور حسبه، افتا و قضا ولایت دیگری هم داشته باشد، اما چون اسلام احکام اجتماعی دارد که لازم الاجرا نیز هست و جز فقیه توده مردم نمی توانند آن را اجرا کنند بر فقیه اجرای احکام واجب است.ایشان معتقد به وجوب تکلیفی اجرای احکام اجتماعی اسلام برای فقیه است به عبارت دیگر ایشان حکم وضعی ولایت را برای اجرای احکام قبول ندارد، ولی حکم تکلیفی را قبول دارد و متاسفانه برخی ها وقتی می خواهند دیدگاه ها و نقطه نظرات ایشان را مطرح کنند تنها به یک بخش توجه می کنند و بخش دیگر را رها می کنند. ایشان می گوید که حکم وضعی ولایت برایم اثبات نشده است، اما اجرای احکام مخصوص فقیه است.بیت آیت الله خویی امکانات لازم را در اختیار امام قرار دادلذا وقتی مرحوم آیت الله خویی دستور انتفاضه در عراق را صادر کرد، این همه عراقی در این کشور کشته شدند، اینها همه بر اساس چه حکمی بود؟ بر اساس وجوب حکم تکلیفی و حتی در این جریان احتمال شهادت خود این شخصیت بزرگوار هم بود و لذا وقتی امام راحل به عراق تبعید شدند بیت آیت الله خویی امکانات لازم را در اختیار ایشان قرار داد.ما اگر مساله ولایت فقیه را خوب تبیین کنیم بسیاری از دانشجویان و جوانان شبهات شان در این راستا حل می شود؛ اگر این بحث بر اساس آنچه فقها به خوبی تبیین کرده اند، تبیین شود می شود همان مردمسالاری دینی.همه فقها با عنوان مصلحت الاسلام والمسلمین حکم صادر کرده اند و حکم اولیه را موقتا تعطیل کرده اند و مصلحت الاسلام والمسلمین همان ملاک حکم حکومتی است.پاسخ به شبهه اختیارات ولی فقیهاما محور حقوقی بحث ولایت فقیه؛ عده ای هستند که می گویند اختیارات رهبری در قانون اساسی بسیار زیاد است، برای پاسخ به این سؤال و شبهه می توان از روش های تطبیقی و مقایسه ای با دیگر نظام های جهان نیز کمک گرفت.به عنوان مثال اختیارات رییس جمهور آمریکا در این کشور طبق قانون شان بسیار زیاد است، می گویند رییس جمهور آمریکا منتخب مردم است و رهبری در نظام اسلامی این گونه نیست، در جواب باید گفت: رهبری در نظام اسلامی با واسطه با رای مردم انتخاب می شود، در آمریکا نیز این گونه است؛ اشکال می کنند که رییس جمهوردر آمریکا دوره اش مشخص و چهار ساله است، می گوئیم اگر در آن جا چهار ساله است، در مساله رهبری در جمهوری اسلامی ایران لحظه ای است و اگر رهبر حتی یک لحظه یکی از شرایطش را از دست داد، خبرگان او را عزل می کنند و حتی اگر یک نفر برتر از او پیدا شد او را به عنوان رهبر انتخاب می کنند؛ این یک روش تطبیقی و به تعبیری جدلی برای این اشکال است.ابعاد مختلف شخصیت مقام معظم رهبری برای نسل جوان و دانشجویان تبیین شودمحور سوم بحث محور مصداقی است؛ در اوج فتنه سال گذشته جلساتی پیرامون مساله ولایت فقیه در دانشگاه تهران برگزار شد که بسیار مفید و مؤثر بود، در این گونه جلسات که ما نیز توفیق حضور داشتیم، بخش زیاد و قابل توجهی از سؤالات دانشجویان و اساتید پیرامون مسائل مصداقی و شخص امام راحل و مقام معظم رهبری بود.باید مساله رهبری، توانمندی، مدیریت، اجتهاد، فقاهت و تدبیر ایشان برای دانشویان تبیین شود و در این بین نقش مسؤولان نهاد نمایندگی بسیار مهم و اساسی است. قریب به اتفاق دانشجویان غرضی ندارند، سؤالاتی دارند که باید پاسخ داده شود.در یکی از این جلسات که در تهران داشتیم، یکی از اساتید که بسیار تند و تیز هم انتقاد و اشکال می کرد و مطالبی را هم نسبت به شخص حضرت آیت الله خامنه ای مطرح می کرد، پس از پاسخ های ما گفت می خواهم توبه کنم و از این به بعد مقلد مقام معظم رهبری باشم.مجلس خبرگان، مقام معظم رهبری را بهترین فرد برای مدیریت کشور می داندیکی از اشکالاتی که زیاد مطرح می شد این بود که مقام معظم رهبری مجتهد نبوده است، در پاسخ به این سؤال باید گفت که ایشان عضو خبرگان و مجتهد بوده است و سطوح عالی حوزه را قبل از انقلاب تدریس کرده اند، امام راحل هم دوبار اعلام کردند که ایشان صلاحیت دارند و مجلس خبرگان رهبری هم در آن زمان قریب به اتفاق به ایشان رای دادند و الان هم پس از بیست سال اگر از نمایندگان خبرگان رهبری دراین خصوص سؤال شود می گویند مقام معظم رهبری بهترین نفر برای اداره و مدیریت کشور است و ما بهتر از ایشان را سراغ نداریم.شخصیت حضرت آیت الله خامنه ای روز به روز توانمندتر، قوی تر و مدیرتر هستند، توان اجتهادی و فقاهتی و علمی مقام معظم رهبری را باید برای نسل جوان و دانشجویان گفت و تبیین کرد.آیت الله مؤمن با آن درجه از تقوا، نظرشان بعد از امام راحل این بود که اعلم آقای منتظری هستند، بعد که در شورای فقهی مقام معظم رهبری رفتند و نظرات فقهی ایشان را دیدند گفتند ما در این جلسه فهمیدیم که خداوند این نعمت را به هر کسی نمی دهد.در بحث تدبیر حضرت آقا نیز یکی از مراجع عظام تقلید فعلی که من نمی خواهم در اینجا نامی از ایشان ببرم، می گفت برای من محرز شده که تدبیر مقام معظم رهبری از تدبیر امام راحل(رحمة الله علیه) قوی تر است.ایشان به خوبی مسائل و بحران های مختلف را مدیریت و تدبیر کرده اند، در فتنه سال گذشته نیز نمایندگان کاندیداها را خواستند و فرمودند اعتراض شما چیست؟ یکی از آنها گفت ما به شما اعتراض داریم، آقا گفتند اعتراض شما چیست، او گفت شما از یک کاندیدا حمایت کردید، آقا گفتند من کی حمایت کردم، آن نماینده گفت شما در کردستان مطالبی را مطرح کردید که بر یکی از کاندیداها تطبیق داشت؛ آقا فرموند من صحبتی که کردم هر چهار کاندیدا گفتند آقا نظرشان ما است، ثانیا اگر من شرایط را گفتم مگر خلاف شرع بود؟ آیا یک رییس جمهور نباید این شرایط را داشته باشد، اگر من ولی فقیه اینها را نگویم به وظیفه ام عمل نکرده ام.نخستین فردی که متوجه انقلاب مخملی شد مقام معظم رهبری بوددر این مسائل که هنوز خبری نبود آقا متوجه شدند که می خواهند مساله ابطال انتخابات را مطرح کنند، اولین فردی که متوجه انقلاب رنگین و مخملی شد شخص مقام معظم رهبری بود، حتی برخی از نیروهای امنیتی نیز متوجه نشدند، بعد هم همه دیدند که طرح ابطال انتخابات را پیش کشیدند که بعد از آن هم سازمان های بین المللی بیاید.ابطال انتخابات مساوی با از بین رفتن نظام اسلامی بودمن به لحاظ جامعه شناختی و نه به لحاظ فقهی عرض می کنم که اگر رهبری اجازه می دادند انتخابات ابطال شود، قطعا نظام از بین می رفت، این را رهبری متوجه شدند، بصیرت یعنی همین.در همین حوادث بود که به مقام معظم رهبری خبر دادند عده ای از فضلای حوزه که تاثیرگذارند و شبهه و تردید دارند می خواهند خدمت شما برسند، آقا فرمودند اینها را پیش من بیاورید، این جمع 2 ساعت و 45 دقیقه صحبت کردند و حتی برخی ها هم توهین آمیز در این جلسه حرف زدند، آقا راحت گوش کردند و با محبت و استدلال مطالب را بیان کردند و بسیاری از اینها هم قانع شدند.صبری که مقام معظم رهبری در مدیریت دارند فوق العاده است، صبر در مدیریت خار در چشم و استخوان در گلوست.ارتباط رهبری با مراجع فوق العاده استارتباطی که ایشان با مراجع داشته و دارند فوق العاده است، ایشان بارها در سفرهای اعلام نشده از تهران به قم می آیند و با مراجع تقلید دیدار می کنند، قبل از سفر اخیر خود به قم نیز به دیدار مراجع آمدند و یک هفته بعد از سفر نیز با این بزرگواران دیدار و گفت و گو داشتند و بعد از این هم خواهند داشت.رابطه آیت الله وحید خراسانی با مقام معظم رهبری و نظر وی درباره نظامیکی از طلاب که خدمت حضرت آیت الله وحید خراسانی رسیده بود و مطالبی را با ایشان مطرح کرده بود، ایشان گفته بود یعنی من وحید بروم حاکم بشوم، مگر من می توانم؟ سید اولاد پیغمبر دارد به خوبی کشور را اداره می کند.برخی می گویند پس چرا حضرت آیت الله وحید خراسانی در سفر اخیر رهبری به قم به دیدار ایشان نرفت؛ ایشان شخصا فرزندان خود را فرستادند.تشخیص من این است که ایشان دغدغه مهمی نسبت به اهل سنت در کشور دارند و معتقدند که اهل سنت دارند خیلی در این کشور میدان می گیرند، مقام معظم رهبری نیز معتقدند که باید با محبت رابطه شیعه وسنی تقویت شود تا هم شیعیان در دیگر کشورها در امنیت باشند و هم شیعه و سنی بتوانند در جهان در برابر استکبار بایستند، حکم اولیه اسلام هم همین است.آیت الله وحید خراسانی حفظ نظام را واجب می دانندتعبیر و تشخیص من این است که ایشان می گوید من وقتی به دیدار رهبری بروم باید نسبت به این مساله اعتراض کنم و ایشان هم معذوریت هایی دارند؛ بالاخره بین مراجع و علما یک سلسله روابط خاصی است و الا اصلا این گونه نیست که حضرت آیت الله وحید خراسانی مخالف نظام باشند، ایشان حفظ نظام را هم واجب می دانند.آن گونه که ما می دانیم و 12 سال هم خدمت حضرت آیت الله وحید خراسانی بودیم، نظرات ایشان درمساله ولایت فقیه نظر مرحوم آیت الله خویی است و لذا حتی ایشان وقتی می خواستند بحث بیع را مطرح کنند، ایشان احتراما گفتند من بحث را مطرح نکنم چون ممکن است تضعیف نظام تلقی شود و درست نیست، لذا وارد بحث ولایت فقیه نشدند و باید توجه داشت که رابطه رهبری با مراجع تقلید فوق العاده است.بقای انقلاب اسلامی در گرو تحول علوم انسانی استاما در بحث تحول در علوم انسانی؛ هیچ شخصیتی در اندازه ایشان متوجه آسیب های علوم انسانی نشده است و برای این مساله هم دارند فرهنگ سازی می کنند.بقای انقلاب اسلامی در گرو تحول علوم انسانی است و اگر علوم تحول پیدا نکند بزرگ ترین دشمن نرم افزاری برای ما خواهد بود و رهبری در دانشگاه و حوزه بارها نسبت به این مساله اشاره و تاکید داشته اند.ایشان از کارشناسان مختلف و متعدد استفاده می کنند، هر کس در زمینه علوم انسانی کار کرده باشد، از دفتر مقام معظم رهبری تماس گرفته می شود که حضرت آقا سلام رساندند و حاصل تحقیقات علمی خود را در اختیار ما قرار دهید.مقام معظم رهبری در دوره ای که رییس جمهور بودند، بحث تهاجم فرهنگی را مطرح کردند، از این رو ضروری است آقایان طلاب و فضلا پایان نامه های خود را درباره رهبری مطرح کنند.علت دشمنی با بیت و خانواده مقام معظم رهبریدشمنان در رسانه های خود مطالبی را علیه رهبری، بیت و خانواده ایشان مطرح می کنند که کاملا بی پایه و اساس است، فرزندان حضرت آقا به قدری محجوب هستند که برخی از رسانه ها مطلبی را درباره آقا مجتبی می زنند، اما عکس آقا مسعود را می زنند؛ واقعا فرزندان مقام معظم رهبری بسیار فاضل، متعهد و متواضع هستند.همسر شهید مطهری: همسر رهبر معظم انقلاب نمونه هستندمن سال گذشته به منزل همسر شهید مطهری رفتم، ایشان به من گفت آقای خسروپناه من با همه خانواده های مسؤولان نظام ارتباط دارم، اما در بین خانم های مسؤولان نظام، خانمی همچون همسر مقام معظم رهبری متواضع، ساده و ساده زیست ندیدم، ایشان نمونه هستند ولی رسانه ها چقدر علیه رهبری و خانواده ایشان حرف می زنند.اینها می دانند که اگر مصداق و مقام معظم رهبری را از ما بگیرند، چه خواهد شد و ما چه مشکلاتی پیدا خواهیم کرد.ما باید شخصیت، علم و ابعاد مختلف وجودی مقام معظم رهبری را برای جامعه و نسل جوان معرفی و تبیین کنیم.وجود مقام معظم رهبری برای ما نعمتی الهی است که خدا به ما داده و شکر آن نیز به تبیین شخصیت، علم و نظام فکری معظم له است؛ ایشان در جهات مختلف علمی، سیاسی، فرهنگی و مدیریت کلان نمونه هستند و ما باید قدر وجود با برکت ایشان را بدانیم و شخصیت ایشان را تبیین کنیم.
mall">
mall">
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Agha sayyed ، SARV ، MohammadSadra ، hesam110 ، yamin ، m.hossein ، صهبا ، Justice Bringer
۱۹:۴۴, ۲۹/آبان/۹۰
شماره ارسال: #8
آواتار
(۶/مهر/۹۰ ۱۸:۴۸)fereshteh نوشته است:  
(۵/مهر/۹۰ ۲۲:۲۱)آوای انتظار نوشته است:  گاهی وقتا که دارم از آقا حرف میزنم میگم امام خامنه ای، ولی بعضی ها اعتراض میکنن که مگه ایشون معصومن که بهش میگی امام؟؟
واقعا متاسفم میشم براشون مگه معنای امام معصومیته؟
واقعا چرا به جانشین بحق امام خمینی (رحمة الله علیه) نباید گفت امام؟
مگر غیر از اینه که ایشون امام و پیشوای ما در عصر غیبتن؟؟

جانم فدای امامم سید علی
شما از کجا فهمیدی که ایشون جانشین به حق هستن ؟؟؟؟
واقعا برام سواله .

از اونجا که بهتر از ایشون برای جانشینی امام خمینی (رحمة الله علیه) نبود و نیست از اونجا که پیرو راه امام راحل هستن از اونجا که به خون شهدا وفادار موندن از اونجا که بین حرفاشون واعمالشون فرقی نیست...
حالا شما بگو از کجا فهمیدید به حق نیستند؟؟؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: azade ، MohammadSadra ، hesam110 ، yamin ، حسن عزتي ، m.hossein ، صهبا
۲۳:۵۵, ۲۹/آبان/۹۰
شماره ارسال: #9

(۵/مهر/۹۰ ۲۲:۲۱)آوای انتظار نوشته است:  گاهی وقتا که دارم از آقا حرف میزنم میگم امام خامنه ای، ولی بعضی ها اعتراض میکنن که مگه ایشون معصومن که بهش میگی امام؟؟
واقعا متاسفم میشم براشون مگه معنای امام معصومیته؟
واقعا چرا به جانشین بحق امام خمینی (رحمة الله علیه) نباید گفت امام؟
مگر غیر از اینه که ایشون امام و پیشوای ما در عصر غیبتن؟؟

جانم فدای امامم سید علی

هیچ می دونید اولین کسی که اومد پشت تریبون نماز جمعه و گفت ما قرار نیست که به جانشین امام خمینی بگیم امام کدوم خائنی بود؟ همونی که آقازاده اش الان عشق لندن نشینی داره.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: azade ، MohammadSadra ، hesam110 ، yamin ، m.hossein ، صهبا
۰:۳۵, ۳۰/آبان/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/آذر/۹۰ ۷:۴۰ توسط bi neshani.)
شماره ارسال: #10
آواتار
سلام
موضوع بسیار جالبی بود اما چندین کلمه دیگر ما رو هم تغییر دادن
به قول دکتر عباسی: ((داخل پرانتز))
((امام امت شد مقام معظم رهبری))
اصلاحات اومد
((قشر مستضعف شد قشر آسیب پذیر))با توجه به آیه شریفه : و نرید ان من علی الذین استضعفوا فی الارض.....
شیطان بزرگ شد استکبار جهانی
و چند تا دیگه که یادم نیست.یادم اومد میگم.
در کل باید گفت تمام واژه های الهی رو دارن تبدیل میکنن به واژه های اومانیستی.
بهتون توصیه میکنم سخنرانی دکتر عباسی با نام ((بررسی ابعاد جنگ نرم در مکاتب امنیتی و جریان شناسی طیف هاو شخصیت های سیاسی در حوادث پس از انتخابات )) رو گوش کنید (اگر نکردید)
اگر خواستید بگید براتون آپلود کنم یا از سایت bgh.ir دانلود کنین
در سایه امن محبوب یکتا پایدار و موفق باشید.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mohammad790 ، MohammadSadra ، راحیل ، hesam110 ، yamin ، خادمة الزهرا ، حسن عزتي ، صهبا ، عبدالرحمن
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  آیا امام خامنه ای واقعا همان سید خراسانیست؟ "شهید" 16 7,941 ۴/بهمن/۹۳ ۱۱:۱۸
آخرین ارسال: Agha sayyed
  چرا امام زمان در آن هنگام که باید ظهور کند، متولد نشده islamquest 0 1,372 ۲۳/مرداد/۹۱ ۱۲:۰۴
آخرین ارسال: islamquest
  نقاط ضعف جمهوری اسلامی از زبان امام خامنه ای revenger 6 4,363 ۱۷/تیر/۹۱ ۲۲:۴۴
آخرین ارسال: سجاد313
  جانم فدای رهبر ( دریافت کد تصاویر تصادفی امام خامنه ای) Mitsonary 1 2,794 ۸/اردیبهشت/۹۱ ۵:۳۱
آخرین ارسال: mohammmad
  چندکلیپ جذاب پیرامون بیداری اسلامی ووعده الهی در کلام امام خامنه ای sarallah 0 1,470 ۲۰/اسفند/۹۰ ۱۷:۳۶
آخرین ارسال: sarallah
  آیا آقای خامنه ای نایب امام زمان است؟ emadm 98 61,510 ۲۴/دی/۹۰ ۸:۰۷
آخرین ارسال: بیداری اندیشه

پرش در بین بخشها:


بالا