|
حسینیه منتظران _ "لطفا پست اول را مطالعه نمایید"
|
|
۲۳:۲۷, ۱۵/دی/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/فروردین/۹۱ ۱۷:۴۲ توسط Seyed Mohsen.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
أَیْنَ الْحَسَنُ أَیْنَ الْحُسَیْنُ؟ أَیْنَ أَبْناءُ الْحُسَیْنِ؟ صالِحٌ بَعْدَ صالِحٍ، وَ صادِقٌ بَعْدَ صادِقٍ، أَیْنَ السَّبیلُ بَعْدَ السَّبیلِ؟ أَیْنَ الْخِیَرَهُ بَعْدَ الْخِیَرَهِ؟ [اى پروردگار] کجاست حسن بن على؟ کجاست حسین بن على؟ آن پاکان و راستگویان عالم کجایند؟ آنها که یکی بعد از دیگرى، رهبر راه خدا و برگزیده از خلق خدا بودند؟ أَیْنَ الشُّمُوسُ الطّالِعَهُ؟ أَیْنَ الْأَقْمارُ الْمُنیرَهُ؟ أَیْنَ الْأَنْجُمُ الزّاهِرَهُ؟أَیْنَ أَعْلامُ الدّینِ، وَ قَواعِدُ الْعِلْمِ؟ کجا رفتند تابان خورشیدها؟ کجایند آن فروزان ماهها؟ کجا رفتند ستارگان درخشان؟ کجا رفتند آن رهنمایان دین و ارکان علم و دانش؟ أَیْنَ بَقِیَّهُ اللَّهِ الَّتى لا تَخْلُوا مِنَ الْعِتْرَهِ الْهادِیَهِ؟ کجاست حضرت بقیه اللَّه که عالم خالى از عترت هادى امت نخواهد بود؟ دوستان و همراهان عزیز، ان شاء الله در ایام حزن و اندوه و مناسبتهای شهادت معصومین(علیه السلام)، پستها و دردنوشتهایتان را در این تاپیک قرار دهید. البته به غیر از ایام بزرگی چون محرم، فاطمیه که با توجه به استقبال بیشتر و همچنین اهمیت فوق العاده آنها برای هریک از آنها تاپیک جداگانه ای ایجاد خواهد گردید. و من الله التوفیق
|
|||
|
| آغاز صفحه 5 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۶:۰۸, ۱۵/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #41
|
|||
|
|||
|
بشکند دستی که ویران کرد این گلخانه را / درعزا بنشاند او ، شمع و گل و پروانه را بشکند دستی که هتک حرمت این خانه کرد / شیعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه کرد ![]() این گلستان نبیّ بار دگر ویران شده / چشمهای منتقم ، بار دگر گریان شده بعد تخریب بقیع و این ستم در آن دیار / گشت روشن ، از چه قبر فاطمه پنهان شده ![]() فضیلت های بقیع قبرستان تاریک و خاموش بقیع، آرامگاه چهار امام معصوم، بسیاری از صحابه بزرگوار، یاران پیشوایان معصوم و شهیدان گران قدر صدر اسلام است. در این قبرستان، بیش از هزار نفر از صحابه گرامی رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم ، تابعان، قاریان و سادات بنی هاشم مدفونند. البته بیشتر قبور آنان جز چند تنِ معدود، گمنام و نامعلوم است. در کتاب های زیارت و دعا آمده است که هنگام زیارت بقیع، به سبب قداست آن مکان که روزی قدم های مبارک پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله وسلم بر آن نهاده شده و بهترین اولیای خدا در آن مدفونند، با پاهای برهنه وارد شوید. ![]() نخستین مدفون بقیع نخستین کسی که بنابر فرمایش رسول خدا صلی الله علیه و آله در قبرستان بقیع دفن شد، عثمان بن مظعون، صحابه بزرگوار ایشان بود. پیامبر با دست مبارکشان سنگ قبری را روی قبر وی قرار داد و فرمود: "اهل بیت مرا این جا دفن کنید". هنگامی که مروان، والی مدینه شد، از روی خصومتی که با اهل بیت و صحابه رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم داشت، آن سنگ ها را برداشت و قسم خورد که نمی گذارد بر قبر عثمان بن مظعون سنگی باشد، تا به این وسیله شناخته نشود. فتوای تخریب قبور بقیع از مسایلی که وهابیان درباره آن حساسیت خاصی دارند، مسئله تعمیر قبور، و ساختن بنا بر روی قبر پیامبران، اولیای الهی و صالحان است. این مسئله را برای نخستین بار ابن تیمیه و شاگرد معروفش، ابن قَیِّم عنوان کردند و بر تحریم ساختن بنا، ولزوم ویرانی آن فتوا دادند. ابن قیّم در کتاب خود نوشته است: "ویران کردن بنایی که روی قبور ساخته شده، واجب است و پس از قدرت بر ویران کردن آن، باقی گذاشتن آنها به همان صورت، حتی یک روز هم جایز نیست". تا به حال نام يوم الهدم را شنيده ايد ؟ يوم الهدم يعني روز ويران کردن ... در هشتم شوال سال 1344 هجري قمري پس از اشغال مکه ، وهابيان به سرکردگي عبدالعزيزبن سعود روي به مدينه آوردند و پس از محاصره و جنگ با مدافعان شهر ، سرانجام آن را اشغال نموده ، مأمورين عثماني را بيرون کردند و به تخريب قبور ائمه بقيع و ديگر قبور هم چنين قبر ابراهيم فرزند پيامبر اکرم – صلي الله عليه و آله و سلم – قبور زنان آن حضرت ، قبر ام البنين مادر حضرت اباالفضل العباس – عليه السلام – و قبر عبدالله پدر پيامبر و اسماعيل فرزند امام صادق – عليه السلام – و بسياري قبور ديگرپرداختند . ضريح فولادي ائمه بقيع را که در اصفهان ساخته شده بود و روي قبور حضرات معصومين امام مجتبي ، امام سجاد ، امام باقر و امام صادق – عليهم السلام – قرار داشت را از جا در آورده ، بردند . اما اين اولين حمله آنان به مدينه نبود . آنان در سال 1221 هجري نيز يک بار ديگر به مدينه هجوم برده ، پس از يک سال و نيم محاصره توانسته بودند آن شهر را تصزف کنند و پس از تصرف اقدام به غارت اشياي گرانبهاي حرم پيامبر – صلي الله عليه و آله و سلم – و تخريب و غارت قبرستان بقيع نمودند . بارگاه حضرت خدیجه سلام الله علیها(قبل ازتخریب)
![]() بشنو از این قبرها بانگ اناالمظلوم را تا که مهدی باز آید، این ندا دارد بقیع تا شود ثابت که نور حق نمیگردد خموش گرچه ویران شد، جلال کبریا دارد بقیع ![]() ![]() مداحی وسینه زنی به زبان عربی درسالروز تخریب قبور ائمه بقیع به دست وهابیون |
|||
|
|
۱۶:۲۸, ۱۵/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #42
|
|||
|
|||
|
سلام.
اللهم عجل لوليك الفرج. مگر تو بيايي و انتقام بگيري.آقا بيا. كوچه ها پر شد ز اشك و خانه ها / پر شده از سفره هاي بي غذا زير بار غصه مي خواند تو را / يا ابا صالح،يا ابا صالح يا مهدي ادركني. |
|||
|
|
۱۶:۵۱, ۱۵/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #43
|
|||
|
|||
|
بنام ستار معاصی عاصیان
بقیع نقطه ثقل دلسوختگان و عاشقانی است که با نگاه کریمانه اهل بیت زندگی میکنند و در انتظار دیدار و لطفشان خاضعانه سر تعظیم فرو می آورند....... بد نیست دل را غبار روبی کنیم با کلمات زلالی که از عنایات ائمه بقیع بر دل نوکری از آنها عنایت شده و بر صفحه سیاه دل و نگاهمان نقش بسته است.....حاج غلامرضا سازگار..... کاش یک شب شمع بودم در شب تار بقیع تا سحر میسوختم چون قلب زوار بقیع کاش میشد مخفی از وهابیان سنگدل مینهادم نیمه شب صورت به دیوار بقیع قبه و قبر و رواق و خانه و گلدسته داشت ای مدینه از چه ویران گشت آثار بقیع نیست حق گریهاش بر چار قبر بیچراغ زائری کز راه دور آید به دیدار بقیع ماه، زائر، اختران، اشکند و گنبد، آسمان صورت مهدی شده شمع شب تار بقیع آب، خون و دانه اشک و نالهاش سوز جگر هر که شد مرغ دل زارش گرفتار بقیع گر زنان را نیست ره در این گلستان، غم مخور شب که خلوت میشود زهراست، زوار بقیع اینکه آثارش بوَد باقی میان دشمنان دست حق بودهست از اول نگهدار بقیع گر به دقت بنگری بر این امامان غریب میچکد پیوسته اشک از چشم خونبار بقیع بس که آغوشش پر است از لالههای فاطمه بوی جنت خیزد از دامان گلزار بقیع یا علی ( علیه السلام) مدد است. |
|||
|
|
۱۲:۳۰, ۱۶/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #44
|
|||
|
|||
|
سلام علیکم
سالروز تخریب بقاع متبرکه ایمه بقیع تسلیت باد. هشتم شوال 1344 ق، روزی است که بقعه های متبرک امامان آرمیده در زمین پاک بقیع، به دست گروه منحرف «وهّابی» به ویرانه ای تبدیل گشت و هجوم وحشیانه و جاهلانه این گروه، باعث خرابی گنبد و بارگاه چهار امام معصوم علیهم السلام گردید. این عمل وهابیت، در حالی صورت گرفت که جهان کنونی، همگی بر حفظ میراث فرهنگی خود و نشانه های تمدّن خویش، می کوشند و بر آن تاکید می ورزند. اين اقدام در آن زمان، مورد اعتراض دولت ايران قرار گرفت و حتي رضاشاه پهلوي عليه آن بيانيه صادر كرد. گفتني است، سعوديها سال 1340 قمري (1301 شمسي)، قدرت را در عربستان به دست گرفتند و سال 1344 قمري (1304 شمسي) ساختمانهاي موجود در بقيع را تخريب كردند. http://www.shiayan.ir/entry/000005.php http://ravayatgar.org/home/687-shavval/9296-9296-mat موفق باشید و خدایی. |
|||
|
|
۱۳:۵۴, ۱۶/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #45
|
|||
|
|||
|
آیات عظام درخواست کردند که هشتم شوال رو روز بقیع نامگذاری کنیم ...
نباید این جنایت رو در صفحه های تاریخ پنهان کنیم ...!!!!!!!! |
|||
|
|
۲۳:۱۳, ۱۶/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #46
|
|||
|
|||
|
بنده چند روزی بود که خودم رو برای یک ویژه نامه عالی آماده میکردم که متاسفانه کاری پیش اومد که سلب توفیق شد و فرصت از بنده گرفته شد.
الان هم کاری دارم و زود باید برم اما... این مداحی فوق العاده زیبا رو از حاج منصور ارضی برای دانلود میذارم که ویژه این روز هست آخر یه روز شیعه برات حرم میسازه... اگه عمری بود ان شاء الله مطالبی رو فردا قرار خواهم داد. |
|||
|
|
۷:۵۱, ۲۲/شهریور/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/شهریور/۹۰ ۵:۴۴ توسط janali.)
شماره ارسال: #47
|
|||
|
|||
|
**محمد رسولی هم چون رسولان پیشین است، آیا اگر کشته شود شما به جاهلیت باز میگردید**
السلام عليك يا عم رسول الله السلام عليك يا خير الشهداء السلام عليك يا اسد الله و رسوله تنها دو سال از برادر زاده خود محمد بزرگتر بود اما... آن آزادمرد، حتى پيش از پذيرش اسلام، از رسول خدا در برابر آزارهاى مشركان حمايت مىكرد، گرويدن وى به اسلام موجب سربلندى دين خدا شد; زيرا پس از آن مسلمانان از انزوا بيرون آمدند و قريش با درك پشتيبانى توانا و استوار حمزه از پيامبر اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از آزارهاى خود كاستند و رفتارشان با رسول خدا و مسلمانان ملايمتر شد. حمزه (علیه السلام) همراه ديگر مسلمانان به مدينه هجرت كرد و خدمات ارزندهاى بويژه درامور نظامى ارائه داد. پيامبر اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به مسائل دفاعى حكومت نوبنياد خود اهتمام خاصى داشتند. ايشان با تشكيل گروههاى رزمى درصدد برآمدند امنيت مدينه را تامين كرده، مسلمانان را براى رويارويى با دشمنان آماده سازند. بر اين اساس هفت ماه پس از هجرت، نخستين گروه گشتى رزمى را به فرماندهى حضرت حمزه (علیه السلام)، اعزام نمودند. گرچه اين رويارويى بدون درگيرى پايان يافت ولى نشانهاى از اقتدار سپاه اندك اسلام در برابر كاروان بزرگ مشركان بود. رسول گرامى اسلام در ربيع الاول سال دوم هجرت غزوه «ابواء» را تدارك ديد و درجمادىالاولى غزوه «ذات العشيره» را به قصد تعقيب كاروان قريش سازماندهى كرد. در اين دو غزوه نيز پرچمدار سپاه اسلام، حضرت حمزه بود. پرچم همواره نشانه اقتدار یک امت محسوب میشده است بر این اساس پرچمدار یک امت همواره شاخص ترین، دلیر ترین و شجاع ترین اصحاب امت محسوب میشده است. حمزه سیدالشهدا پس از هجرت همواره عَلَم داری بیرغ اسلام را برای خود یدک میکشید آن رزمنده نستوه در جنگ بدر حضورى درخشنده داشت. اين نبرد با امدادهاى الهى و دلاورىهاى بى مانند اميرمومنان على (علیه السلام) و سلحشورى حمزه، با پيروزى قاطع سپاه اسلام به پايان رسيد. در اين پيكار تنى چند از سران كفر به دست تواناى حضرت حمزه به هلاكت رسيده يا به اسارت درآمدند. سيدالشهدا حمزه بن عبدالمطلب در غزوه «بنى قينقاع» پرچمدار سپاه اسلام بود. يهوديان بنى قينقاع نخستين گروه يهود بودند كه با اسلام اعلام جنگ نمودند، سپاه اسلام قلعه آنها را محاصره كرد. آنگاه رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آنان را از مدينه تبعيد نمود و اموالشان را مصادره كرد. يك سال پس از جنگ بدر، غزوه احد با هدف مقابله با مشركانى كه براى انتقامگيرىاز مسلمانان و جبران شكست بدر به سمت مدينه آمده بودند آغاز گرديد. حمزه و برخى ديگر از مسلمانان سلحشور، معتقد به جنگ برون شهرى بودند، حمزه به رسول خدا عرض كرد: «سوگند به آن كه قرآن را بر تو فرستاد امروز دست به غذا نخواهم برد، مگر آنكه بيرون مدينه با شمشير خود بر دشمن بتازم!» حضرت حمزه از معدود قهرمانانى بود كه در جنگ، نشان بر خود مىنهاد و بدين وسيله خود را به دوست و دشمن معرفىمىكرد. او نمونهاى از شجاعت و دليرى در ميدان نبرد بود، خود را به اعماق صفوف دشمن مىرساند و با دشمن درگير مىشد، از قدرت بازوى برجستهاى بهرهمند بود. در احد با دو شمشير پيش رسول خدا مىجنگيد و مىگفت: «من شير خدا هستم!» سال 3 هجری در احد زمانی که مصعب بن نمیر به شهادت رسید، مسلمانان همگی گریختند چون خیال کردند که پیغمبر کشته شده است. در آن وا نفسا بود که بازهم حضرت حمزه سید الشهدا بود که ثابت قدم ماند شهادت در احد، به هنگام تهاجم دشمن، وفادار و ثابت قدم از رسول خدا دفاع مىكرد و توانست سى مشرك جنگجو را به هلاكت برساند. ولی کینه دیرینه هند همسر ابوسفیان که پدر و برادر خود را در جنگ بدر بدست جنگجوی حمزه بن عبدالمطلب از دست داده بود، او را واداشت که غلام حبشی خود، «وحشى» را در صورت به شهادت رساندن حمزه، وعده آزادی و رهایی از بردگی دهد. و بدینگونه حین جنگ حضرت حمزه بن عبدالمطلب با زوبین غلام که در كمين آن سردار دلاور بود، مورد نشان قرار گرفته شد و آن بزرگوار پس از عمرى جهاد در راه خدا و يارى پيامبر گرامى به ملكوت اعلى پيوست و آن سردار رشيد، شهيد شاهد بارگاه الهى شد. رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در منزلت او فرمود: «سالار شهيدان در روز قيامت نزد خداوند حمزه است» قبر مطهر حمزه سيد الشهدا در قبرستان احد (محل واقعه جنگ احد) در مدينه منوره واقع شده و مزار آن سردار شهيد و ديگر شهيدان احد همواره زيارتگاه عاشقان و عارفان الهى و الهام بخش جهاد و شهادت به مبارزان بوده است. حمزه بن ابوالمطلب، عموى پيامبر گرامى اسلام بود، دو سال پيش از ولادت رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ديده به جهان گشود. در ميان جوانان قريش در دلاورى و بزرگوارى برجسته و در آزادانديشى، آزادمنشى و ستم ستيزى سرآمد بود. سلحشورى و توان رزمى وى همزمان با آغاز دوره جوانى نمودار شد. برگرفته از خبرگزاری جمهوری اسلامی همراه با تخلص فضایل حمزه در روایات اگرچه فضیلت ها و جایگاه رفیع حمزه را در بعد عقیده و ایمان و عمل، از لابه لای صفحات زندگانی اش می شناسیم، اما آنچه در روایات و سخنان پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) درباره او آمده است نیز نشان دهنده مقام اوست. در اینجا به چند نمونه از این فضیلت ها اشاره می شود. پیامبر اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: «بهترین برادرانم "علی" است و بهترین عموهایم، "حمزه"». و نیز فرمود: «یکی از آنان که در روز قیامت، سواره وارد محشر می شوند، عمویم حمزه است، شیر خدا و شیر پیامبر خدا، که سوار بر ناقه عضبا می آید.» امام باقر(علیه السلام) فرمود: «بر ستون عرش نوشته شده است: حمزه، شیر خدا و شیر پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و سرور شهیدان است.» شخصیت حضرت حمزه، پیوسته مایه افتخار امامان(علیهم السلام) بود و به این که از دودمانی هستند که حمزه سیدالشهدا و جعفر طیار از آنان است، می بالیدند. حضرت علی(علیه السلام) با آن مقام والایی که داشت، در روزی که خلافت به رای شورا گذاشته شد و حضرت برتی های خود را برمی شمرد، داشتن عمویی چون حمزه سیدالشهدا را از امتیازات خود برشمرد و در آن جلسه تعیین خلیفه، فرمود: «شما را به خدا قسم، آیا میان شما کسی هست که عمویی چون عمویم حمزه، "اسدالله و اسد رسوله" داشته باشد؟» امام حسن(علیه السلام) نیز در میان مردم از افتخارآفرینی های حمزه صحبت به میان می آورد و با معرفی آن حضرت، روحیه مردانگی و رزم آوری مردم را تقویت می کرد. امام حسین(علیه السلام) در خطبه هایش در کربلا و امام سجاد(علیه السلام) در سخنرانی خود در مسجد جامع دمشق نیز به حمزه افتخار کردند. امام باقر(علیه السلام) در تفسیر آیه «من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر» فرمود: «عهدشان با خدا آن بود که هرگز فرار نکنند. آن که به عهدش وفا کرد و اجلش رسید، حمزه و جعفر بود و آن که منتظر شهادت بود، علی بود.» پیامبر خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: «روز قیامت چهار پرچم به من داده می شود. پرچم "حمد" را خود به دست می گیرم، پرچم "لا اله الا الله" را به دست علی(علیه السلام) می دهم و او پیشاپیش گروهی از مردم که پس از حساب اندکی وارد بهشت می شوند، قرار می گیرد. پرچم "الله اکبر" را به دست حمزه می سپارم و او را در پیشاپیش گروه دیگری قرار می گیرد و پرچم "سبحان الله" را به دست جعفر می سپارم، پشت سر او نیز عده ای دیگر خواهند ایستاد. آن گاه در برابر امت خویش می ایستم تا از آنان شفاعت کنم.» پیامبر خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پس از هجرت که میان مسلمانان پیمان برادری می بست و دو به دو آنها را با هم برادر می ساخت، میان حمزه و زیدبن حارثه(فرزندخوانده پیامبر"ص") عقد اخوت و برادری بست. لقب سیدالشهدا (سرور شهیدان) را پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به حضرت حمزه داد. البته پس از شهادت حسین بن علی(علیه السلام) در کربلا، لقب سیدالشهدا بیشتر به آن حضرت گفته شده و می شود. جابربن عبدالله می گوید: «روزی به دستور معاویه چشمه ای در سرزمین احد حفر کردند. هنگام حفاری به جنازه تر و تازه شهدای احد برخوردیم و بر آن کشته ها نالیدیم. این وقتی بود که چهل سال از حادثه احد می گذشت. ضربه بیلی هم که به پای حمزه خورد، از آن خون بیرون آمد.» حمزه(علیه السلام) مورد علاقه شدید پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود. آن حضرت حتی به نام حمزه هم عشق می ورزید. مردی که صاحب فرزندی شده بود، خدمت رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رسید و پرسید: نام او را چه بگذارم؟ پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: «نام او را "حمزه" بگذار که محبوب ترین نام ها نزد من است.» بازهم وهابیت و دشمنی با پیامبر و اصحاب پیامبر فکر کنم دیگه واسه همه محرز شده که حضرت حمزه چه مقام منزلیتی پیش خدا و رسول خدا داره، و این سندی است برای رسوایی دشمنان اسلام مزار حضرت حمزه سید الشهدا، شیر خدا و رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) قبل از پدیده ای بنام وهابیت ![]() بعد از ظهور پدیده منحوس وهابیت ![]() |
|||
|
|
۱۹:۱۷, ۲۲/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #48
|
|||
|
|||
|
سلام علیکم
نقل از مفاتیح الجنان حضرت زهرا (روحی فداه)بعد از وفات پدر بزرگوار خود، هر هفته دوشنبه و پنج شنبه به زیارت حضرت حمزه و شهدای احد می رفت و نماز می خواند و دعا می کرد در آنجا ،تا وفات نمود.محمود بن لبید گفته که آن سیده جلیله سر قبر حمزه میرفت و گریه میکرد و من در یکی از روزها به زیارت حمزه مشرف شدم ،دیدم آن مظلومه نزد قبر حمزه مشغول به گریه است. صبر کردم تا گریه اش ساکن گشت ،نزدیک رفته و سلام کردم و گفتم: یا سیدةالنسوان ،به حق خدا قسم که رگهای دلم را قطع نمودی از این گریه ات. فرمود: ای ابا عمرو ، برای من شایسته است گریستن ،زیرا که به من رسیده است مصیبت بهترین پدرها موفق باشید و خدایی. |
|||
|
|
۱۷:۳۶, ۱۲/آبان/۹۰
شماره ارسال: #49
|
|||
|
|||
|
به نام خدا با عرض سلام خدمت دوستان عزیز. امشب، شب شهادت حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) است. بنده به نوبه ی خودم، سالروز شهادت این امام بزرگوار را خدمت همه ی محبین و عاشقان اهل بیت (علیهم السلام) تسلیت عرض میکنم. به همین مناسبت، تصمیم گرفتم برسیم خدمت امام محمد باقر و به تعدادی از فرمایشات ایشان، گوش جان بسپاریم . . . ![]() امام باقر - عليه السّلام - فرمودند: 1. شخص حريص بر دنيا مانند كرم ابريشم است كه هر چه بيشتر ابريشم بر خود مي پيچد راه خروجش دورتر و بسته تر مي گردد تا اينكه بميرد. «الكافي، ج 2، ص 316» 2. مرگ را بسيار ياد كن، زيرا انسان مرگ را زياد ياد نمي كند جز آنكه به دنيا بي رغبت شود. «الکافي، ج 2، ص 131» 3. خداوند را براي دلها و بدنها كيفرهايي است؛ تنگي در معيشت و سستي در عبادت و به هيچ بنده اي كيفري بزرگ تر از سنگ دلي چشانده نشده است. «تحف العقول، ص 296» 4. بهترين سرمايه، اعتماد به خداست و نااميدي به آنچه در دست مردم است. «وسائل الشيعه، ج 6، ص 315» 5. ذکر زبان حمد و ثناء، ذکر نفس سختکوشی و تحمل رنج، ذکر روح بیم و امید، ذکر دل صدق و صفا، ذکر عقل تعظیم و شرم، ذکر معرفت تسلیم و رضا و ذکر باطن مشاهده و لقا است مشکاه النوار ص 113 6. امام سجّاد عليهالسلام مانند كسى كه آخرين نماز خود را به جاى مىآورد ، نماز مىگزارد. او چنين مى ديد كه پس از آن هيچگاه نماز نمىگزارد . مناقب ابن شهر آشوب ، ج 46 ، ص 79 . 7. هر گاه عزم سفر كردي، سلامت خود را با دادن صدقه اي كه دلت به آن خشنود است از خداوند بخواه. «مكارم الاخلاق، ص 257». 8. سزاوار است بندة مؤمن، همانگونه كه در حال سختي و بلا دعا مي كند و پروردگارش را مي خواند، در حال آسايش و راحتي نيز آنگونه دعا كند. «اصول کافي، ج 2، ص 488» 9. هر که را سوره حمد بهبود نبخشد، هيچ چيز او را بهبود نبخشد. «الکافي، ج 6، ص 458» 10. چون قائم ما بپاى خيزد بطور مساوى تقسيم مى كند و در ميان خلق خدا - با نيك و بد - به عدالت رفتار مى نمايد. علل الشرايع، ص 161 |
|||
|
|
۱۹:۳۹, ۱۴/آبان/۹۰
شماره ارسال: #50
|
|||
|
|||
|
امروز سالروز شهادت حضرت مسلم بن عقیل است.«مسلم» پسر «عقیل» پسر «ابوطالب» علیه السلام است. عقیل برادر امام علی علیه السلام و مسلم پسر عموی امام حسین علیه السلام است. مادر مسلم کنیز بود و «علیّه» نام داشت(۱) و عقیل او را از شام خریده بود.
دعوت اهل کوفه از امام حسین علیه السلام هنگامی که اهل کوفه نامههای فراوانی به امام ارسال داشتند، آن حضرت مسلم را فراخواند و به همراه وی «قیس بن مسهّر» و «عبدالرحمن بن عبدالله» و عدهای از فرستادگان را سفیر خود نمود. آن حضرت، مسلم را به چند چیز امر فرمود: الف. تقوای الهی داشته باشد؛ ب. اسرار حکومت را پنهان بدارد؛ ج. به مردم لطف و مرحمت داشته باشد؛ د. اگر مردم را با هم متحد یافت، به سرعت امام را با خبر کند. سپس امام نامههایی را به مردم کوفه به این مضمون نوشتند: اما بعد، به تحقیق برادر و پسرعمویم و مورد اعتماد از اهل بیتم، مسلم بن عقیل را به سوی شما فرستادهام، ایشان را امر کردهام تا که برایم بنویسد که آیا شما را با هم، همدل و همداستان مییابد. پس به جانم قسم، امام نیست مگر کسی که به حق قیام کند.(۲) حرکت مسلم از مکه اواخر ماه مبارک رمضان بود که مسلم بن عقیل از مکه به مدینه منوره حرکت کرد. ایشان به مسجد النبی (صلی الله علیه و آله) رفت و در آنجا نماز گزارد. پس از آن با اهل و عیال خویش خداحافظی کرد. سپس از «قیس» دو راهنما اجاره کرد تا که راه را به او نشان دهند. در راه گرما و تشنگی آن دو را سخت آزار داد و آنها تاب نیاوردند و در راه جان دادند.(۳) مسلم راه را ادامه داد تا به محلی رسید که آنجا آب و آبادی بود. آن دو راهنما راه را به مسلم نشان دادند تا «بطن جنت» (۴) رسید. آنجا با قیس نامهای را از سختی راه و مشکلات برای امام ارسال داشتند. نامه مسلم این گونه بود: «اما بعد؛ من از مدینه خارج شدم، در حالی که دو راهنما را برای طی راه اجاره کرده بودم، راه را گم کردیم و به عطش افتادیم. چیزی نمانده بود که آنها جان بدهند تا این که آخرالامر به آب رسیدم. تنها نجات ما در لحظات آخر، نفس ما بود. این حادثه موجب شد که آینده کار را نیکو نبینیم.» در پاسخ این نامه، امام این گونه نوشت: «اما بعد؛ البته من خوف این را دارم که آن گونه که تو (بد) پیش بینی میکنی، غیر آن باشد که به تو تذکر دادهایم. همانگونه که تو را رهنمون شدهام، حرکت کن، والسلام.» درسی که میتوان گرفت: از این ماجرا چند نکته به دست میآید: ۱- از یطیّر به صرف برخورد با حوادث ناگوار در آینده باید پرهیز کرد که آن، گویای وظیفه انسانی نیست؛ ۲- باید در تشخیص وظیفه و انجام دادن کاری که امام آن را توصیه میکند، تلاش کرد؛ ۳- باید در انجام دادن رسالت الهی مقاومت و استقامت داشت. مسلم به محل آب خیر «طیّیء» رسید. در آنجا قدری استراحت کرد. سپس حرکت کرد تا این که به مردی رسید که تیرش آهویی را نشانه رفته بود. وقتی به حیوان رسید آن را کشت. مسلم با دیدن آن صحنه گفت: «دشمن ما کشته خواهد شد، اگر خدا بخواهد.»(۵) ورود مسلم به کوفه مسلم به سمت کوفه اسب میراند تا این که در پنجم شوال وارد کوفه شد. (۶) او به منزل «مختار بن ابی عبید» وارد شد.(۷) مختار شیعیان را دعوت کرد تا همه گرداگرد مسلم فراهم آیند. پس نامه حسین علیه السلام را که پاسخ به آنها بود خواند. آنها همه از شوق گریه کردند. در محضر او خطبا و سخنوران کوفی، چون «عابس شاکری»، «حبیب اسری» خطبه خواندند. این خبر به «نعمان بن بشیر انصاری» که استاندار یزید در کوفه بود رسید. او از جای برخاست و برای مردم خطبهای ایراد کرد و آنها را تهدید کرد. پس از آن «عبدالله بن سعید حضرمی» که با بنی امیه هم قسم بود به اعتراض از جای برخاست و جلسه را ترک کرد. او و «عمّاره بن عقبه» داستان لقمان را در نامهای به یزید نوشتند و تصریح کردند که حاکمی که گماشته است یا ضعیف است یا این که خود را به ناتوانی زده است.(۸) پس از عبدالله، سایر جیرهخواران حکومتی از قبیل «عماره بن ولید» و «عمر بن سعد بن ابی وقاص» نامههای مشابهی برای یزید فرستادند.(۹) علت ورود مسلم به منزل مختار این بود که مختار از زعمای شیعه به شمار میآمد و به امام حسین علیه السلام وفادار بود. علاوه بر این، مختار داماد «لقمان بن بشیر»- حاکم وقت کوفه - بود. بی تردید تا زمانی که مسلم در خانه مختار این بود که مختار از زعمای شیعه به شمار میآمد و به امام حسین علیه السلام وفادار بود. علاوه بر این، مختار داماد «لقمان بن بشیر» - حاکم وقت کوفه - بود. بی تردید تا زمانی که مسلم در خانه مختار بود لقمان بن بشیر متعرض او نمیشد. این انتخاب مسلم گویای درایت و احاطه او به موقعیتهای اجتماعی است.(۱۰) بیعت با مسلم در کوفه مردم پس از آگاهی از ورود مسلم، فوج فوج با نماینده امام بیعت کردند تا این که نام بیعت کنندگان در دفتر مسلم از مرز هشتاد هزار نفر گذشت.(۱۱) درباره تعداد بیعت کنندگان با سفیر امام قدری اختلاف وجود دارد که از آنها به شرح زیر یاد میکنیم: ۱. تعداد بیعت کنندگان با مسلم را بالغ بر هجده هزار نفر نوشتهاند؛(۱۲) ۲. تعداد بیعت کنندگان بیست و پنج هزار نفر بوده است؛(۱۳) ۳. تعداد بیعت کنندگان بیست و هشت هزار نفر بوده است؛ (۱۴) ۴. تعداد بیعت کنندگان سی هزار نفر بوده است؛ (۱۵) ۵. تعداد بیعت کنندگان با مسلم را بالغ بر چهل هزار نفر بوده است. (۱۶) محورهای بیعت مردم با مسلم مردم با شوق فراوان بیعت خود با مسلم را بر چند اصل استوار ساختند: ۱. دعوت مردم به کتاب خدا و سنت رسول او؛ ۲. پیکار با بی دادگران؛ ۳. دفاع از مستضعفان؛ ۴. رسیدگی به حال محرومان جامعه؛ ۵. تقسیم غنائم به طور مساوی در بین مسلمانان؛ ۶. ردّ مظالم (بازگرداندن حق مظلوم) به اهل آن؛ ۷. یاری اهلبیت علیه السلام؛ ۸. مسالمت با کسانی که سر ستیز ندارند؛ ۹. پیکار با متجاوزان. (۱۷) درسی که میتوان گرفت: باید به این اصول معقول و مقبول نگریست و این که چگونه مردم به درستی راه حق را بازیافته بودند. نامه مسلم به امام حسین علیه السلام بیعت اکثر مردم، مسلم را مطمئن کرده بود که امام اگر به کوفه بازآید، همه چیز از نو بنا خواهد شد. او در نامهای به حضرت نوشت که هیجده هزار نفر از مردم کوفه بیعت کردهاند. از امام خواست که با شتاب به کوفه رهسپار شوند؛ چرا که مردم سخت مشتاق دیدار اویند. مسلم نامه خود را ضمیمه نامه اهل کوفه کرد و به «عابس بن ابی شبیب شاکری» سپرد تا به همراه «قیس بن مسهّر صیدوای» به خدمت امام برسانند. (۱۸) یزید و کوفه خبر ارسال نامه مسلم به یزید رسیده بود. او به والی تازه برای کوفه میاندیشید. «سرجون» (۱۹) غلام وفادار پدرش (معاویه) را احضار کرد و او را از وضع کوفه، «نعمان بن بشیر» و بیعت مردم آگاه ساخت و در مورد والی جدید کوفه از او نظر خواست. سرجون گفت: «اگر پدرت معاویه اینک زنده میشد نظر او را به کار میبستی؟» یزید گفت: «آری». سرجون کینه یزید به ابن زیاد را میدانست. فرمان معاویه را که قبل از مرگ برای عبیدالله نوشته و او را به حکومت کوفه نصب کرده بود بیرون آورد و به یزید نشان داد. پس از آن بود که یزید عبیدالله بن زیاد را که والی بصره بود به ولایت کوفه نیز گماشت. این فرمان به همراه نامهای توسط «مسلم بن عمرو باهلی» برای عبیدالله بن زیاد فرستاده شد. (۲۰) یزید نامهای برای عبیدالله نوشت: «افرادی که روزی مورد ستایشاند، روز دیگر به ننگ و نفرین دچار میشوند، و چیزهای ناپسند به صورت دل پسند در میآیند و تو در مقام و منزلتی قرار داری که شایسته آن هستی، به قول شاعر عرب: تو بالا رفتی و از ابرها پیشی گرفتی و بر فراز آنها جای گرفتی. برای تو جز مسند خورشید جایگاهی نیست.»(۲۱) او در این نامه به عبیدالله فرمان داد که در عزیمت به کوفه شتاب کند و پس از دستگیری، مسلم به عقیل را به قتل رساند یا تبعید کند. (۲۲) درسی که میتوان گرفت: گاه اهل خلاف در کنار یکدیگر قرار میگیرند تا که به اهداف باطل خود برسند. بر اهل ایمان و تقوا است که با وجود وجوه اشتراک فراوان، متحد شوند و سپاه کفر و شرک را به زانو درآورند. ____________________________________________________ ۱- الطبقات الکبری، ج ۴، ص ۲۹. ۲- ترجمه برگرفته از متن ابصار العین، ص ۷۹. ۳- ابصارالعین، ص ۷۹. ۴- جنت، محل آبی بوده که به قبیله کلب متعلق بوده است. معجم البلدان، ج۲، ص۳۴۳. ۵- تاریخ الامم و الملوک، ج ۵، ص ۳۵۵ . ۶- مروج الذهب، ج۳، ص ۲۴۸. ۷- تاریخ الامم و الملوک، ج ۵، ص ۳۵۵ . ۸- ابصار العین، ص۸۰ . ۹- الارشاد، ج ۲، ص۴۱. ۱۰- حیاه الامام الحسین، ج ۲، ص ۳۴۵ . ۱۱- اللهوف، ص۱۶ . ۱۲- الارشاد، ج۲، ص۴۱ . ۱۳- نفس المهموم، ص۵۸ . ۱۴- حیاه الامام الحسین، ج۲، ص۲۴۷ . ۱۵- تاریخ ابی الفداء، ج۱، ص۲۰۰/ حیاه الامام الحسین، ج۲، ص ۲۴۷ . ۱۶- تاریخ ابی الفداء، ج۱، ص۲۰۰/ حیاه الامام الحسین، ج۲، ص ۲۴۷/ مثیر الاحزان، ص ۱۱. ۱۷- حیاه الامام الحسین، ج۲، ص ۳۴۵ . ۱۸- مثیرالاحزان، ص ۳۲ . ۱۹- «سرجون بن منصور» از نصارای شام بود. معاویه برای اداره حکومت با او مشورت میکرد. پدرش منصور از طرف «هرقل» قبل از فتح شام مسئولیت بیت المال را به عهده داشت. پسر سرجون نیز در دولت اموی دارای پست و مقام بود. پیش از این عمر بن خطاب از استخدام مسیحیها در امور کشوری منع کرده بود، مگر این که مسلمان شوند. مقتل الحسین مقرم، پاورقی، ص ۱۴۸. ۲۰- الکامل فی التاریخ، ج۲، ص ۵۳۵/ سماوی، ابصار العین، ص۸۰ . ۲۱- این عبارات گویای کینه قبلی یزید به عبیدالله بود که اینک به سبب ضرورتی که پیش آمده بود از او این همه مدح و ثنا میگفت. ۲۲- مقتل الحسین مقرم، ص ۱۴۸. منبع: یاران شیدای حسین بن علی علیهماالسلام، استاد مرتضی آقا تهرانی . |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| عزاداری در مساجد یا حسینیه ها؟ | شاهین نقوی | 8 | 4,743 |
۲۶/آبان/۹۱ ۲۱:۴۸ آخرین ارسال: mohammad reza |
|
| حسینیه منتظران(وِیژنامه ی اعیاد موالید) _ "لطفا پست اول را مطالعه نمایید" | oO DaViD Oo | 106 | 39,497 |
۱۵/خرداد/۹۱ ۱:۴۸ آخرین ارسال: جانثار مهدی |
|









![[تصویر: 1.jpg]](http://s2.picofile.com/file/7132451505/1.jpg)
![[تصویر: 2.jpg]](http://s2.picofile.com/file/7132451826/2.jpg)
![[تصویر: 3.gif]](http://s2.picofile.com/file/7132452147/3.gif)
![[تصویر: 5_gif.jpg]](http://s2.picofile.com/file/7132452468/5_gif.jpg)
![[تصویر: 6.jpg]](http://s2.picofile.com/file/7132452896/6.jpg)





![[تصویر: 362268170632161591621413161202215200218.jpg]](http://img.tebyan.net/big/1389/07/362268170632161591621413161202215200218.jpg)
![[تصویر: 444466.jpg]](http://img4up.com/up2/444466.jpg)
![[تصویر: 0003911.jpg]](http://www.rasekhoon.net/_WebsiteData/Article/ArticleImages/1/1388/Aban/04/0003911.jpg)