|
درد دل یک جوان 20 ساله
|
|
۲۳:۰۵, ۲۰/مهر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/مهر/۹۰ ۲۳:۰۶ توسط Aleyasin.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
اول باید بگم که این حرف من نیست و از سایت انصار حزب الله کپیش کردم و برای شما قرار دارم ولی میدونم که حرف دل خیلی از پسران جوان است.![]() عزیزان جان هر کسی که دوست دارین یه وقت سوء تفاهم پیش نیاد بگین حرف دل خوده این کار برست ببینید اینهم آدرسش: ![]() http://www.yalasarat.com/vdcd2k0n6yt09.a2y.html پدران ارجمند! هر روز وضع پوشش و آرايش زنان و دختران در خيابانهاى مملكت اسلامى زنندهتر و تحريك كنندهتر مىشود و اين وسط شماييد و دلمشغولىهاى اقتصادى سياسىتان و من و امثال من هم دست به گريبان با شيطان و فتنههاى آن به امان خدا رها شدهايم! مقامات مسوول!!! اينجانب يك پسر دانشجوى ۲۰ ساله هستم! پدر و مادر به من حلال و حرام را آموختهاند و خودم هم چيزهايى در خصوص احكام و ديانت ياد گرفتهام! آنچه مىنويسم حرف من نيست كه وصف حال هزاران جوان مثل من است! آقايان! هر چه باشد شما حكم پدر ما را داريد! و آدم اگر با پدرش درد دل نكند و راه چاره نخواهد پس يقه چه كسى را بگيرد! خودتان مىدانيد اوج نيروى شهوت در جوانى است و هنگامى كه جوانى مثل من (كه به دليل مشكلات متعدد اقتصادى تا چند سال بعد خواب ازدواج را هم نمىتوانم ببينم!) روزانه با صدها صحنه شيطانى مواجه مىشوم چه بايد بكنم؟ به بركت تساهل و تسامح شما اوضاع بىحجابى و فتنهگرى در خيابانهاى مملكت هر روز زنندهتر از ديروز است! شايد شما وقت نداريد كه نگاهى به اوضاع خيابانها بيندازيد! و شايد هم شيشههاى دودى خودروهاى پلاك قرمزتان اجازه امكان تماشاى واقعيت را شما سلب كرده است! پدران ارجمند! هر روز وضع پوشش و آرايش زنان و دختران در خيابانهاى مملكت اسلامى زنندهتر و تحريك كنندهتر مىشود و اين وسط شماييد و دلمشغولىهاى اقتصادى سياسىتان و من و امثال من هم دست به گريبان با شيطان و فتنههاى آن به امان خدا رها شدهايم! آخر چرا بايد دختران دانشجو اجازه پيدا كنند با زنندهترين پوشش و تحريك كنندهترين آرايش به دانشگاه (از دولتى گرفته تا آزاد و غير انتفاعى و علمى كاربردى و...) بيايند و كسى به سايه آنها هم چپ نگاه نكند؟ راستى اگر شما عاليجنابان جاى ما بوديد چه مىكرديد؟ نكند نعوذبالله حضرت يوسف مىشديد؟ كه اگر اين گونه بود و شما قدرتش را داشتيد ما نه تقواى شما را داريم و نه قدرت شما را! به نظر شما جوانى مثل من تا كى مىتواند در مقابل وسوسههاى شيطانى مقاومت كند! وقتى بيش از پنجاه، شصت درصد همكلاسان ما (كه روزانه تا هشت يا نه ساعت وقتمان به صورت مشترك در كلاس درس و آزمايشگاه و محوطه دانشگاه مىگذرد) مبتلا به بىحجابى و رفتار زننده و آرايش محرك باشند و هر ثانيه بر آتش شهوت بنزين بپاشند كدام انسان عادى قادر به مقاومت خواهد بود كه از من و امثال من توقع عفت و پاكدامنى و تقوا داريد! كجاى عقل و منطق و شريعت نوشتهاند كه هر لحظه به آتش شهوت دامن بزنيد و بعد از جوان توقع پاكى داشته باشيد! گاه بىگاه خبر سقوط برخی را در دام شهوت مىشنويم! و اين يعنى حتى تاهل و سن بالا و آبروى اجتماعى هم نمىتواند هميشه در مقابل وسوسههاى شهوت مقابله كند! پس چگونه من جوان مقاومت كنم! و تا كى! آيا اميدى به اصلاح هست؟ الان دو سال از حضور من در دانشگاه (كه دولتى هم هست!) مىگذرد اما هر چه كردهام نتوانستم معنويت قبل از دانشگاه را هم حفظ كنم! باور كنيد شما هم اگر جاى من باشيد و روزانه با صدها مدل رنگارنگ و شيطانى از بىحجابى در كوچه و خيابان و دانشگاه برخورد كنيد بالاخره در يك مورد هم كه شده تسليم شيطان خواهيد شد و به گناه تن خواهيد داد!خواه گناه چشم باشد خواه گناه همكلامى با نامحرم و خواه...! در اين ميان اگر خيلى قدرتمند باشم و هنرمند، تمام فكر و ذهنم مشغول اين است كه چگونه از دامهاى شيطان فرار كنم! خدا وكيلى ديگر توان و نيرويى براى من و امثال من باقى نمىماند تا به توليد علم فكر كنيم يا عدالتخواهى يا مقابله با مفاسد اقتصادى يا...! آقايان مسوولين! شمايى كه احتمالا خود و اهل بيتتان همگى ملبس به زره پولادين تقوا هستيد و اوضاع افتضاح فساد و بىحيايى فزاينده در مملكت و دانشگاهها دل و دامن پاكتان را آلوده نمىكند! فكرى به حال من و امثال من بكنيد! من و امثال من آدمهايى هستيم معمولى كه دوست داريم از خدايمان اطاعت كنيم! اما اگر روزانه در مقابل صدها وسوسه قرار بگيريم و فقط در يك يا دو مورد شكست بخوريم آنگاه ديگر پس از چهار سال حضور در دانشگاه دين و ايمانى برايمان باقى نخواهد ماند و شما هم در اين گناه با ما شريك هستيد! شمايى كه ادعاى اصولگرايى مىكنيد و با راى مردم و به اميد اصلاح وضع مملكت به قدرت رسيدهايد اما نسبت به هجوم روزافزون گناه و فساد به قلب و روح جوانان مملكت بىتوجهيد!شما كه با بىخيالى و تساهل زمينه گناه و بىعفتى در دانشگاهها و كوى و برزن مملكت را فراهم آوردهايد! شما كه در مقابل ممنوعيت قليان و تغيير ساعت بانكها واكنش نشان مىدهيد اما در مقابل هتك روزانه حرمت احكام الهى چشم فرو مىبنديد! خدا كند كه توجيهات شما در قيامت به كارتان بيايد! وعده شما و من و امثال من در پل صراط! |
|||
|
| آغاز صفحه 5 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۰:۴۴, ۳۰/آذر/۹۰
شماره ارسال: #41
|
|||
|
|||
(۲۹/آذر/۹۰ ۱۲:۴۵)ema1392 نوشته است: چند تا حرف دارم سلام بابا نمیشه سرپایین راه رفت این قدر این موعضل رخنه کرده که زیادن بدحجاب ها ولی اخرشو خوب گفتی ازدواج برای نیاز جنسی نیست ولی اولین کشنده دوطرفه ولی امام صادق گفتند یک شب بدون همسرم نمی خوابم |
|||
|
|
۲۱:۱۹, ۸/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #42
|
|||
|
|||
|
به عنوان یه دختر میگم...
به شخصه از دیدن خیلی از پوشش ها تو خیابون خجالت زده میشم! یکی نیست بگی زن/دختر حسابی! نمی خوای چادر سرت کنی، خب نکن! اما این دیگه چه وضعشه؟؟؟؟ ![]() دو هفته پیش تو ایستگاه اتوبوس بودیم، یه دختر رو دیدیم که.... من هر چی سعی میکردم نمیتونستم بهش نگاه نکنم! شوکه شده بودم! همون لحظه به دوستم گفتم چه توقعی میشه از پسرها و مردها داشت که نگاه نکنن!؟ ![]() برادرای خوبم من به عنوان خواهر کوچیکتون ازتون معذرت میخوام! معذرت میخوام که هر روز باید کسانی رو از جنس من ببینید که گوهر وجودیشون رو گم کردن... معذرت میخوام که هر روز باید با نفس درونتون به خاطر کسانی از جنس من در جنگ باشید... من به جای تمام اون اشخاص شرمنده م... و دعا میکنم خدا پاکی و مردونگیتون رو براتون حفظ کنه... خواهرای گلم میدونم که سر کردن چادر تو دمای 45 درجه یعنی چی! میدونم سر کردن چادر و نگه داشتن کیف و کوله و آرشیو و بغل کردن بچه و ....... تو هوای بارونی و زمین گلی یعنی چی... اما به خدا ارزششو داره! ارزش حفظ شدن ارزش خودتون! ارزش حفظ شدن حریم زندگیتون! ارزش حفظ کردن زندگی دیگران.... |
|||
|
|
۲۲:۱۹, ۸/بهمن/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/بهمن/۹۰ ۲۳:۴۸ توسط yashar1374.)
شماره ارسال: #43
|
|||
|
|||
|
دوران الان ، دوران جنگ نرم است و انسان بايد ( و بايد ) بداند كه چگونه جنگ كند ، بايد بداند حملات ش.م.ر جنگ نرم ، چه است ، بايد بداند كه اسلحه ي جنگ نرم ، چه است مگر نه يا شيميايي ميشود يا ميميرد و گونه اي ميميرد كه شهيد نمي شود و گونه اي افسوس ميخورد كه تا ابد يادش نرود و در آن روز بگويد كه چه راحت بهشت را از خود دور كرده .
|
|||
|
|
۰:۰۵, ۹/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #44
|
|||
|
|||
|
هــــــــــــــــــــــی از این معضلات نگید که دلمون خونه....
امیدوارم هیچوقت گذارتون به اتبوس های حمل دانشجویان غیر محترم قزوین به تهران و بالعکس نیفته....که انقدر صحنه های زننده توش هست که جز شیشه بغل دستیت همدرده دیگه ای نداری.... واقعا واسه قشر دانشجو های اینجوری متاسفم...ما ایرانیا خدای افراط و تفریطیم که جنبه هیچ چیز رو نداریم فقط متوقعیــــم
|
|||
|
|
۲۱:۴۰, ۱۰/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #45
|
|||
|
|||
(۸/بهمن/۹۰ ۲۱:۱۹)آرین (الهه.ع) نوشته است: به عنوان یه دختر میگم... و صد البته من هم از تمام خواهران پاکم معذرت میخوام به خاطر نگاه های هرزه ای که شما رو عذاب میده. |
|||
|
|
۰:۳۹, ۱۳/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #46
|
|||
|
|||
|
همه از دانشگاه دل پر دارن ! ما كه درس رو اين ترم تموم كرديم نميگيم كه درس تموم شد داريم ميگيم از دست اين وسوسه هاي شيطاني و يك عده آدم عقده اي خلاص ميشيم ولي آيا از در دانشگاه بيايم بيرون همه چي حله ؟ همونايي كه دانشگاه دارن وقت گذراني ميكنن بيرون نميان ؟ بحث دانشگاه و كلاس درس نيست بحث جامعه ست . اين درد ، درد دانشگاه نيست درد كل جامعه ست . وقتي از خونه ميايم بيرون تا وقتي برميگرديم در تير رس شيطان خواهيم بود ، حالا بايد به كل جامعه فكري كرد.
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





اول باید بگم که این حرف من نیست و از سایت انصار حزب الله کپیش کردم و برای شما قرار دارم ولی میدونم که حرف دل خیلی از پسران جوان است.







