|
مباحثی پیرامون دکتر علی شریعتی
|
|
۱۷:۲۱, ۶/بهمن/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/بهمن/۸۹ ۲۳:۰۷ توسط K-1.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام خدمت تمامی دوستان ببخشیدا نمیخواهم توهین کرده باشم ولی من از چند وقت پیش این سوال برایم پیش امد که ایا دکتر علی شریعتی فراماسونر است یا خیر ؟ هر چیزی از ایشان پیدا کردید خوشهالیم بدون هیچ چشم داشتی در این پست قرار دهید . |
|||
|
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۰:۰۲, ۳/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
|
دوست عزیز maryخودتونم انگار همچین زیادی....
این سند را علی شریعتی در آذرماه ۱۳۵۵ (حدود شش ماه قبل از مرگش) خطاب به محمدرضا حکیمی نوشته است. خانوادهی شریعتی پس از باخبر شدن از نوشته شدن این نامه، متنی خطاب به محمدرضا حکیمی نوشتند و درخواست کردند که او نوشتهها و گفتههای شریعتی را بازبینی کند اما حکیمی هرگز چنین نکرد و نهایتاً اصل نامه را نیز به خانواده بازگرداند. http://drshariati.org/show.asp?ID=56&q=%...B%8C%D8%AA وهمچنین حرفهای استاد مطهری راجبه ایشان: http://drshariati.org/show/?ID=451 وهمچنین نامه ای که استاد مطهری به امام خمینی نوشتن راجع به ایشون |
|||
|
|
۱۵:۵۶, ۳/اردیبهشت/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/اردیبهشت/۹۰ ۱۶:۰۰ توسط السا.)
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
|
«به نام حقيقت»
جناب علي 110 گرامي منظور شما از جدل رو نمي فهمم ولي من از بحث هاي داغ فرار نمي كنم و برعكس خوره بحث هاي داغ هستم![]() اميدوارم پست هاي منو به عنوان پرچم قرمز جنگ ندونيد.من فقط دارم از عقيده ام دفاع ميكنم و فكر نكنم مشكلي داشته باشه ![]() خدايي نكرده من اصلا قصد توهين به كسي مخصوصا شما كه "مدير كل مهدويت" هستيد رو ندارم. اميدوارم نظراتم رو دوستانه برداشت كنيد دوست خوبم. موفق باشيد و حق گرا. ![]() «به نام حقيقت» دوست خوبم boghz سلام .من هيچ وقت نتونستم منظور افراد رو از "....."برداشت كنم و سعي مي كنم اين كارو نكنم. اميدوارم برام روشنش كنيد تا بتونيم در بهتر در مورد شريعتي بحث كنيم.بيايي با هم ديدگاه هاي نقش بسته در مورد افراد در ذهنمون رو كنار بذاريم و با ذهني آزاد به تبادل اطلاعات بپردازيم. موفق باشيد و حق گرا.
|
|||
|
|
۱۹:۰۹, ۳/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
|
سلام
منظورم این بود که انگار شما هم اطلاعاتتون زیاد کامل نیست دکتر شریعتی حق هستن و حق بودنشون ثابت میشه |
|||
|
۲۲:۳۸, ۳/اردیبهشت/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/اردیبهشت/۹۰ ۲۲:۳۹ توسط bahrami.)
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
|
جناب k-1
خوب است که اول یاد بگیریم درباره اموری که شناخت نداریم صحبت نکنیم .انشاالله خدا در این مسیر ما را یاری کند. شما که آنقدر اطلاع ندارید که شریعتی فرانسه درس خوانده یا انگلستان، از کجا می دانید اساتیدش متریالیست بوده اند، اساتیدش را می شناسید؟از کجا می دانید که با خواندن کتب شریعتی جوانان از اسلام رویگردان می شوند؟بر فرض که شما کسانی را دیده باشید که البته معلوم نیست، آیا با دیدن یک یا چند مورد می توانید حکم قطعی بدهید. ولا تقف ما لیس لک به علم ان السمع و البصر و الفوائد کل اولئک کان عنه مسئولا. بزرگواری که گفته اند شاگرد فرزند شهید مفتح بوده اند آن جمله راجع به تصحیح آثار شریعتی از شهید بهشتی است. به کتاب شریعتی جستجوگری در مسیر شدن مراجعه کنید. |
|||
|
۲۳:۴۲, ۳/اردیبهشت/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/اردیبهشت/۹۰ ۲۳:۴۴ توسط MESSENGER.)
شماره ارسال: #35
|
|||
|
|||
|
آنچه در زیر می آید و بینیاز از هر توضیحی است، تصویر دستخط استاد شهید آیت الله مطهری است که در حاشیه یکی از صفحات کتاب اسلام شناسی دکتر شریعتی نوشته شده است و نظر صریح شهید مطهری را نسبت به افکار و آثار دکتر شریعتی نشان می دهد. این سند، دلیل روشنی است بر آنکه صحبت های دهه چهل شهید مطهری راجع به ایشان را (درحالیکه دکتر هنوز به حسینیه ارشاد نیامده بود و افکارش را به تمامه عرضه ننموده بود) نباید با نظرات بعدی و آخری شهید مطهری (که نظر اصلی ایشان محسوب می شود و این نوشته نمونه ای از همان نظرات اصلی است) اشتباه گرفت:
![]() ![]() متن دستخط شهید مطهری: ( این جزوه مانند اغلب نوشته های نویسنده، از نظر ادبی و هنری اعلی است و از نظر علمی متوسط است و از نظر فلسفی کمتر از متوسط و از نظر دینی و اسلامی صفر است ) (منبع تصویر: کتاب شهید مطهری و روشنفکران، انتشارات صدرا، چاپ نهم، صفحه 34) حقیر مطالعات گسترده ای از آثار دکتر داشته ام؛ - بهترین نظر رو شهید مطهری در جمله ای کوتاه داده اند.. - حقا برخی از آثار دکتر که عده ای از دوستان اشاره داشته اند،قابل استفاده است.. - در آنزمان زحمات این عزیز فراموش نشدنی است.. - انگ "ماسونی" به ایشان کاملا "ناچسب" است.. - خدا رحمتش کنه.. |
|||
|
|
۱۱:۵۸, ۴/اردیبهشت/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/اردیبهشت/۹۰ ۱۲:۰۲ توسط yektasepas.)
شماره ارسال: #36
|
|||
|
|||
|
بسم الله ا لرحمن الرحیم
با سلام یکی از دوستان فرمودند دکتر شریعتی گفته حضرت رقیه وجود نداشته اگر این گونه گفته معلوم است او انسانی بوده که دنبال واقعیات بوده است( هر چند اشتباهاتی هم داشته است وخودش هم در پایان عمرش گفته اشتباهاتی داشته ام از علما می خواهم که آن را تصحیح کنند ) چون این نظر شهید مطهری و خیلی دیگر از علمای ما هم هست آنها می گویند سندی در کتب قدیمی در مورد ایشان( حضرت رقیه ) نیست و یا حداقل اگر هم بوده این سرنوشتی که نقل می کنند نداشته است بنده هم که در دوران تحصیلات حوزی ام کتاب مقتل ( سوگنامه آل محمد) محمدمحمدی اشتهاردی را می خواندم از اول تا آخر کتاب هیچ اسمی از حضرت رقیه و سرنوشت ایشان در خرابه شام ندیدم و فقط اگر اشتباه نکنم از دو دختر امام حسین به نام های حضرت سکینه و فاطمه یاد شده که حضرت سکینه شاعره بوده اند که سنشان مشخص نیست ولی مطمئنا بیش از 3 سال داشته اند و حضرت فاطمه هم در همان طول سفر با حسن مثنی ازدواج می کنند و ایشان هم حتما سنشان 3 سال نبوده بلکه در سنی بوده اند که می شده ازدواج کنند( بعد از شهادت حسن مثنی به خاطر عشقی که به او داشته اند 5 سال بر سر قبر او عزاداری می کنند).به شما توصیه می کنم که حتما چند کتاب مقتل معتبر از جمله لهوف سیدبن طاووس را بخوانید با توجه به اینکه مقام معظم رهبری هم در مقتل خوانیهایشان از این کتاب استفاده می کنند. |
|||
|
|
۲۲:۴۲, ۶/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #37
|
|||
|
|||
![]() در مورد یک آدم "غالب نوشته های ایشان، از نظر ادبی و هنری، اعلی است. از نظر علمی، متوسط است. از نظر فلسفی، کمتر از متوسط است. و از نظر دینی و اسلامی، صفر است." (مرتضی مطهری) این عبارت، به یقین، مختصرترین، صحیح ترین و غیر مغرضانه ترین تعریفی است که در مورد دکتر علی شریعتی شنیده ام. دکتر علی شریعتی در یکی از یادداشت هایش چنین می نگارد: چه شگفت انگیز! این "من" که مردم، همه مرا بدان می شناسند، از همه "من" های دیگرم، با من بیگانه تر و ناشناس تر است. درست احساس میکنم که لباس من است؛ با همان معنی خاص و خوب کلمه ی لباس... این است که هر که مرا می ستاید و می شناسد، خود را با او ناآشناتر می یابم... سال هاست که مد شده است؛ ژست دوست داشتن دکتر شریعتی را می گویم! مشکل دوست داشتن نیست، مشکل آن است که این دوست داشتن و مرید بودن، کمتر پذیرای نقد و بررسی آثار دکتر علی شریعتی می شود. کافی است کوچکترین کلامی، نه حتی به اعتراض، که در انتقاد به جناب استاد روا داشته شود، کمترین بهایش، برچسب تحجر است، از سوی کسانی که می پندارند، جناب استاد را می شناسند. دوست داشتن چنین بزرگانی نیاز به دلیل منطقی دارد و دلیل منطقی، بعید می دانم چشمش را به روی کاستی ها ببندد. |
|||
|
|
۲۳:۵۷, ۶/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #38
|
|||
|
|||
|
از یه وبلاگ خوندم :
آخرین نظرات مقام معظم رهبری در باره دکتر شریعتی یکشنبه 14 شهریور 1389 04:40 ق.ظ نویسنده: حمید مظاهری راد در چاپ ششم کتاب رسول جعفریان و در پاورقی چند صفحه از کتاب، نظرات مقام معظم رهبری در باره مرحوم شریعتی منعکس شده است که اختصاصا برای نویسنده کتاب ارسال شده و مطالبی است که حضرت آیت الله خامنه ای به هنگام مطالعه چاپ سوم کتاب «جریانها و سازمانهای مذهبی – سیاسی ایران» در حاشیه کتاب نگاشته اند. رسول جعفریان در چاپ ششم این کتاب ضمن انجام اصلاحات و افزودن مطالب جدید، نظرات مقام معظم رهبری را نیز در پاورقی کتاب افزوده است. هرچند ظاهرا این کار با رضایت دفتر رهبری انجام نشده است، اما در شناخت آخرین قضاوتهای رهبر معظم انقلاب در چند موضوع اختلافی پیرامون شریعتی بسیار مفید است. عمده ترین مواضع رهبری که قابل تامل است و می تواند در مورد شریعتی دفاعیه به حساب آید، به دو موضوع زیر مربوط است: 1 – بحث نامه نگاری شریعتی به ساواک و نوع تعامل وی با رژیم شاه در این زمینه رسول جعفریان دو نظر را مطرح می کند: نخست نظر سید حمید روحانی که دکتر شریعتی را عامل رژیم معرفی می کند. دوم کسانی که شریعتی را عامل رژیم نمی دانند اما معتقدند که شریعتی و رژیم شاه در چند حوزه از جمله در برخورد با مسائل اجتماعی، روحانیت، مارکسیسم و ...، دارای وحدت نظر و همسویی فکری بوده اند. در این زمینه مقام معظم رهبری با هر دو نظر فوق مخالفت می کنند و بر نظری تاکید می کنند که مطابق آن، نامه نگاری به ساواک و انتخاب محتوای خاص در این نامه ها، یک تاکتیک به قصد فریب دستگاه حکومت شاه تلقی می شود. مقام معظم رهبری در این باره می نویسند: « به نظر من و با شناختی که از دکتر داشتم، وی تلاش کرد تا از وجود نقاط مشترک خود با دستگاه مانند ضدیت با مارکسیسم و انتقاد از روحانیت استفاده کند و ساواک را درباره خود به طمع بیندازد و در واقع آنها را فریب دهد و موفق شد. شاکله او با نوکری ساواک سازگار نبود. حداکثر این بود که وی اهل خطر کردن در مبارزه با دستگاه نبود و مایل بود در حاشیه عرصه مبارزه قرار داشته باشد ... در سال 54 که من از زندان آمدم، و همه به دیدن من می آمدند، او به منزل من نیامد و برای دیدار من منزل جوانی از دوستان مشترکمان را معین کرد و چند ساعتی با هم بودیم (آن جوان فرحبخش بود که به من و دکتر ابراز ارادت می کرد).» 2 – انتقادهای تند استاد مطهری از شریعتی دومین موضوعی که در این کتاب از حاشیه نویسی های مقام معظم رهبری منعکس شده است، مربوط به قضاوت تند و همراه با سوءظنی است که نسبت به دکتر شریعتی در نامه استاد شهید مطهری به حضرت امام خمینی در سال 56 آمده است. بسیاری از افراد طرح این مواضع از سوی استاد مطهری را از سر عصبانیت تلقی کرده بودند و برخی نیز آن را به دشمن شناسی ایشان مربوط می دانند. در این زمینه هم نظر مقام معظم رهبری متفاوت است و در هر حال قضاوت شهید مطهری در باره شریعتی را نمی پسندند. ایشان در این زمینه می نویسند: « نظرات مرحوم شهید مطهری در باره شریعتی – چه در آغاز آشنائیشان که تا دو سه سال از وی به نحو شگفت آوری ستایش می کرد و چه در سالهای بعد که از او به نحو شگفت آوری مذمت می فرمود – غالبا مبالغه آمیز ... بود. در همین مطالبی که ایشان به امام مرقوم داشته، نشانه های بزرگنمایی آشکار است. برخی دیگر از دوستان ما از جمله مرحوم شهید بهشتی نیز همین نظر را در باره اظهارات شهید مطهری داشتند.» (پاورقی صفحه 476 کتاب) در هر حال نحوه برخورد مقام معظم رهبری با این مسئله و قضاوت منصفانه و حمایت آمیز ایشان از مرحوم شریعتی - ضمن وارد دانستن انتقادهای فکری و اعتقادی به آثار آن مرحوم – می تواند الگوی خوبی برای همگان باشد تا در مواجهه با این متفکران کشور، بزرگی بزرگان انکار نشود ولو آن که در بسیاری از زمینه ها ما با آنان مخالف باشیم و انتقاد کنیم. منبع (من صحت این مطلب رو بررسی نکردم اما دوستان میتونید با گرفتن این کتاب بررسی کنن از نظر من کامل ترین نظر در مورد شریعتی همینه ......(من از کسایی نیستم که بگم چون رهبر میگه درسته ، به نظر خودم این درسته) |
|||
|
|
۱۹:۵۹, ۱۱/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #39
|
|||
|
|||
|
نامه شهيد مطهري درباره شريعتي؛ سكوت امام و تبعيت محض استاد
خبرگزاري فارس: شهيد مطهري درباره انديشههاي مرحوم علي شريعتي نامهاي به امام نوشت كه امام پاسخ آن نامه را نداد، حجت الاسلام حسن معلمي ماجراي اين نامه و شخصيت شهيد مطهري را تحليل كرده است. حجت الاسلام و المسلمين حسن معلمي به مناسبت سالگرد شهادت استاد شهيد مرتضي مطهري در گفتوگو با فارس گفت: شهيد مطهري از انديشمنداني بود كه به معناي واقعي كلمه بهروز بود، يعني علومي را كه در حوزه فرا گرفت، در زمان خود به بهترين شكل استفاده كرد و آن علوم را براي زمانهاي بعد از خود نيز كاربردي كرد. استاد حوزه علميه قم گفت: هنوز هم بعد از 32 سال كه از شهادت ايشان ميگذرد، آراي شهيد مطهري بين انديشمندان معاصر و شاگردان علامه طباطبايي در صدر قرار دارد و اين مطلب نشان مي دهد كه ايشان چقدر توانمند بوده كه توانسته از فلسفه، فقه، اصول و تفسير به نحو احسن استفاده كند و وارد مقوله هايي شود كه احدي به آن وارد نشده بود. عضو هيئت علمي دانشگاه باقر العلوم عليه السلام با بيان اينكه استاد مطهري در خيلي از مسائل، قدم اول را برداشته گفت: استاد مطهري در خيلي از جاها قدم اول را برداشته و خيلي عالي اين كار را انجام داده و در جاهايي كه مرحوم علامه طباطبايي - در معرفت شناسي، فلسفه اخلاق، مسائل سياسي و اجتماعي و . . . - قدمهاي جديدي برداشته، ايشان خيلي عالي ادامه داده است. وي ادامه داد: وقتي سراغ شبهاتي مي رويم كه در زمان ايشان در دانشگاهها مطرح بود و با توجه به اين نكته كه فلسفه غرب و انديشه هاي غربي بيشتر از طريق دانشگاه، وارد فرهنگ ما مي شد، بيشتر متوجه كار بزرگ استاد مطهري مي شويم. حجت الاسلام معلمي گفت: ايشان وارد دانشگاه شد و در آن محيط، شبهات و آراي مختلف را گرفت و سعي كرد با آن ذخاير ديني، فلسفي، تفسيري و عرفاني خود، با كمال انصاف و آزادانديشي و بدون هيچگونه تعصب بيجا آنها را پاسخ دهد. پژوهشگر حوزه و دانشگاه در ادامه افزود: از جمله كارهاي مهم استاد مطهري در دانشگاه اين بود كه بهاندازهاي كه به آراي فلسفهها و فيلسوفان غرب - توسط كتب موجود يا اساتيد دانشگاه - دست يافت، به همان مقدار آنها را به احسن وجه، بررسي و نقد كرد و رسالت دفاع از دين را در زمان خود به خوبي انجام داد. استاد حوزه علميه قم با بيان اينكه استاد علامه مطهري از جهات مختلف، الگوي اساتيد، محققان، طلاب و دانشجويان محسوب مي شود گفت: اساتيد، حوزويان و دانشگاهيان ويژگي هاي استاد مطهري را الگوي خود قرار دهند. حجت الاسلام معلمي، با توضيح برخي از آن جهات و ويژگيها گفت: يكي از آن جهات، اعتدال و انصاف بود. يعني شهيد مطهري، اهل افراط و تفريط نبود مثلاً اگر كسي كتابي نوشته بود و حتي مطالب نادرست فراوان هم داشت اگر يك حرف حساب نيز در آن كتاب بود، استاد مطهري از آن يك نكته مثبت به سادگي عبور نميكرد و اظهار ميكرد كه فلان كتاب با همه مطالب نادرستش، فلان مطلب خوب را هم دارد، يعني خوب را خوب و بد را بد مي دانست و كاري نداشت كه كتاب را چهكسي نوشته، حرف حساب را قبول مي كرد و حرف نادرست را نمي پذيرفت. وي افزود: استاد مطهري اينطور نبود كه بگويد اين سخن چون حرف - مثلاً - كانت يا لنين و . . . است پس كاملاً غلط و باطل است، بلكه به هر فيلسوف و متفكري كه ميرسيد ميگفت اين نكات مثبت در كلامش است، اين دقت ها در فرمايشاتش است و اين اشكالات را هم دارد. عضو هيئت علمي دانشگاه باقر العلوم عليه السلام ادامه داد: ويژگي ديگر، آزادانديشي استاد مطهري است. يعني تا جايي كه فكر و انديشه قابل نقد بود، ايشان نقد ميكرد و آزادانديشي داشت و اينطور نبود كه خود را محصور به تفكري خاص بكند، مثلاً بگويد انديشمندان مسلمان هرچه گفتند ما بايد از آنها حفاظت كنيم، بلكه گاهي مطالب شيخ ابنسينا، ملاصدرا و حتي علامه طباطبايي را نقد ميكرد. به تعبير ديگر، ذهن خود را بهروي مطالب نميبست. حجت الاسلام معلمي گفت: از ديگر ويژگي هاي استاد مطهري اين بود كه مطالب ديگران حتي حرفهاي ماركسيست ها و ماترياليستها را بهتر از خود آنها تقرير ميكرد و سپس نقد و رد مي كرد. آن زمان چپيها وقتي مي خواستند با آراي خود به صورت كامل آشنا شوند و يا وقتي مي خواستند به پيروان خود افكار و انديشه هايشان را توضيح دهند، مي گفتند از انديشه هاي شهيد صدر و استاد مطهري استفاده كنيد. چون استاد، بهتر از خود آنها، حرفشان را توضيح داده بود و خيلي خوب مي دانست حرف ديگران چيست و اين نكته بسيار مهمي است، يعني محقق بايد ابتدا مطلب ديگري را خوب بفهمد و تقرير درست، صحيح و مناسب از آن داشته باشد و سپس اگر آن مطلب مشكل داشت نقد و رد كند. استاد حوزه علميه ادامه داد: از ويژگي هاي استاد، عمق در نقد و بررسي بود كه به عمق كار ايشان برميگشت، همچنين قلم بسيار عالي و بيان بسيار زيبا و رواني داشت كه بين شاگردان علامه طباطبايي بينظير است. وي افزود: ويژگي و خصيصه ديگر ايشان كه بايد الگوي اساتيد و محققان باشد، احترام به افراد و شاگردان خود بود تا جايي كه مي گويند آقاي منوچهر بزرگمهر كه از شاگردان ايشان بود و تفكرات پوزيتيويستي داشت چند روزي به درس نيامد، استاد جوياي احوال شد كه گفتند به انگلستان رفته، شهيد مطهري پس از مدتي كه شنيد آقاي بزرگمهر به ايران برگشته، رفت ديدن شاگردش. ببينيد ايشان به كسي كه به درسش مي آمد و جزو پرسشگرهاي درس بود احترام متقابل مي گذاشت. اگر اين شيوه را اساتيد دانشگاهها در دانشگاه اجرا كنند، چقدر براي جذب افراد و خوشبين كردن آنها به اسلام و روحانيت تاثير دارد. حجت الاسلام معلمي ادامه داد: ويژگي و جهت ديگر استاد مطهري عمق علمي او بود. واقعاً بسيار عميق بود، بيشتر اساتيدي كه در آثار شهيد مطهري كار مي كنند اعتراف مي كنند كه ايشان وارد هر مسئلهاي كه شده تا آخر رفته و آن مسئله را از همه بهتر تقرير كرده است. همه شاگردان علامه، به دقت و ديد همهجانبه ايشان در مباحث مختلف تاكيد دارند، البته غرض از بيان اين مطالب اين نيست كه بگوييم مطالب ايشان قابل نقد نيست، بلكه مراد اين است كه استاد مطهري در هر بحثي كه وارد شده اند قدم بزرگ و اساسي را برداشته اند و راه را براي ديگران هموار كرده اند. نويسنده و محقق حوزه علميه قم افزود: جالب اينكه هر محققي كه بخواهد وارد بحث جديدي شود بايد ابتدا به سراغ شهيد مطهري برود و ببيند چه نكاتي در اين زمينه دارد تا بداند بعد از آن چه بايد انجام دهد. من خودم چنين روحيه اي دارم، در هر كار علمي، ابتدا سراغ كتب علامه و استاد شهيد مطهري مي روم تا ببينم اين دو بزرگوار چه فرموده اند. وي افزود: جهت ديگر، معنويت و قدرت روحي ايشان است. استاد مطهري اهل معنويت بود، كساني كه با استاد همحجره و همدوره بودند عبادت، نماز شب، خلوص، تقيد و تدينش را كنار قدرت علمياش مطرح مي كنند. دكتر معلمي با اشاره به علاقه شديد شهيد مطهري به امام خميني و پيروي صد در صد از ايشان گفت: شهيد مطهري محبت و عشق شديدي نسبت به اساتيد خود از جمله به علامه و امام داشت، و علاقه و اطاعتش از امام بيشتر بود. در جريان نقد انديشههاي دكتر شريعتي، بعضي از اساتيد، بدون در نظر گرفتن شرايط و مصالح، شروع به نقد افكار وي كردند و كاري نداشتند كه آيا اين كار در حال حاضر به نفع اسلام و دانشگاه هست يا نه، اما شهيد مطهري اين كار را نكرد بلكه نامهاي به اين مضمون كه مطالب دكتر شريعتي مشكل دارد، به امام نوشت و كسب تكليف كرد، امام پاسخ نامه را نداد، لذا ايشان متوجه شد كه تكليف فعلي سكوت است ولي برخي ديگر از اساتيد سكوت نكردند و باعث شدند كه امام از آنها گلهمند شود، چرا كه امام اين كار را بهمصلحت وقت نميدانست. زيرا دكتر شريعتي در دانشگاهها خيلي نفوذ داشت و نقد او در آن زمان، باعث جدايي حوزه از دانشگاه مي شد و به اتحاد حوزه و دانشگاه ضربه ميزد و بيشترين منفعت را رژيم ستمشاهي مي برد لذا امام در سخنراني خود اظهار كردند كه من از دو گروه گله دارم يكي از دانشگاهياني كه روحانيت را قبول ندارند و يكي روحانيوني كه دانشگاهيان را از خود طرد ميكنند. در اين جريان مي بينيم كه استاد مطهري چقدر تابع امام بود و از اول، سكوت اختيار كرده بود. وي گفت: متاسفانه دشمن، استاد مطهري را خوب شناخت، شايد بهتر از ما ايشان را شناخت و فهميد بايد چهكسي را هدف قرار دهد. حجت الاسلام و المسلمين حسن معلمي در پايان اظهار داشت: من به همه اساتيد، حوزويان، دانشگاهيان، دبيران آموزش و پرورش توصيه مي كنم آثار استاد مطهري - حتي كتاب داستان راستان- را مطالعه كنند، چرا كه كتابهاي استاد، پر است از نكات ارزشمند و هركس مي تواند بهفراخور كار خود از آنها بهرهمند شود. كتابهاي شهيد مطهري، بياستثنا خوب، مفيد، لازم و ضروري است و هركس بيشتر با آثار استاد آشنا باشد مباني ديني عميق اسلامي را بيشتر درك ميكند. |
|||
|
|
۱۵:۰۲, ۳۱/اردیبهشت/۹۰
شماره ارسال: #40
|
|||
|
|||
نقل قول:برای فهم اسلام نمیشه به کتب بسیار پر اشکال ایشون مراجعه کرد با توجه به کدام منبع چنین ادعایی دارید؟ |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |









ولي من از بحث هاي داغ فرار نمي كنم و برعكس خوره بحث هاي داغ هستم
اميدوارم برام روشنش كنيد تا بتونيم در بهتر در مورد شريعتي بحث كنيم.
![[تصویر: omzf0hff2cpd0pev6d2k.jpg]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/omzf0hff2cpd0pev6d2k.jpg)
![[تصویر: wioas2p98domuxlfuyd.jpg]](http://www.pic.iran-forum.ir/images/wioas2p98domuxlfuyd.jpg)
![[تصویر: 275828217224821601551291618814019122392183.jpg]](http://img.tebyan.net/big/1387/02/275828217224821601551291618814019122392183.jpg)
