|
رهنمودهای مربوط به مقام معظم رهبری را این جا دنبال کنید.
|
|
۱۶:۴۰, ۱۵/بهمن/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/بهمن/۹۰ ۱۴:۲۵ توسط Hadith.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
نماز جمعه تهران به امامت ولی امر مسلمین اقامه شد / اهم بیانات ولی امر مسلمین در نماز جمعه
همزمان با سالروز شهادت امامُ الرَّئوف، حضرت علی بن موسی الرضا(علیه السلام)، خطبههای نماز جمعه امروز تهران به امامت ولی امر مسلمین، اقامه شد. شما میتوانید اهم بیانات حضرت آیتالله خامنهای در خطبههای نماز جمعه را از این خبر مرور كنید: خطبه اول: » حوادث امروز شمال آفریقا برای ملت ایران معنی خاصی دارد. این همان چیزی است كه همیشه به عنوان حدوث بیداری اسلامی به مناسبت پیروزی انقلاب اسلامی گفته میشود. » آخرین نمایشنامه دشمن برای استحاله انقلاب اسلامی، فتنه سال 88 بود. » امروز در میان كشورهای دنیا هیچ كشوری وجود ندارد كه بتواند ادعا كند كه خواست او اندك تاثیری در اراده مسئولین كشور داشته باشد. » این كه میبینید ملتهای دنیا نسبت به ملت بزرگ ایران احساس احترام میكند بخش عمدهای از آن مربوط به استقلال سیاسی است. » تا 22 بهمن ماه از واردات بنزین بی نیاز می شویم. » یك انقلاب اگر بخواهد تاثیر گذار باشد و الگوی دیگران باشد باید خصوصیات مهم ثبات و ایستادگی را داشته باشد. انقلاب ما توانسته است الگوساز و الهام بخش باشد. » قانون اساسی جمهوری اسلامی، یك حكومت امروزی و كاملا دینی را برای مسلمانان جهان نشان میدهد. » حكومت ما اسلامی است، به اين افتخار ميكنيم و ثابت ميكنيم راه نجات بشر همين است. » حركت به سمت عدالت اجتماعی متوقف نشده و از سالها و دوره های گذشته نیز بیشتر است. سفرهای مسئولین در جهت تحقیق این امر است. خطبه دوم: » اتفاقات كشورهای مصر و تونس، یك زلزله واقعی است. » در تحلیلهای جهانی سعی میكنند عامل اصلی قیام مردم مصر نادیده گرفته شود. عامل اصلی این حركت عظیم مردم مصر و تونس احساس تحقیری است كه مردم از وضعیت سرانشان دارند. » مصر اولین كشور اسلامی است كه با فرهنگ غربی آشنا شد و اولین كشوری بود كه در مقابل غرب ایستاد و رهبر كشورهای عرب شد. » اگر ملت مصر به كمك و توفیق الهی، بتوانند قیام خود را پیش ببرند، شكست غیرقابل جبرانی برای آمریكا خواهد بود. » آمریكا امروز در مواجهه با ملت مصر دستپاچه شده و به دروغ، دم از حمایت از ملت مصر میزنند. » نوكری كسی مثل حسنی مبارك برای آمریكا، نتوانست مصر را حتی یكقدم به سمت شكوفایی پیش ببرد. » اگر حسنی مبارك به صهیونیستها كمك نمیكرد نمی توانستند غزه را محاصره كنند. خطبه عربی: » صحنه دنيای اسلام، امروز مقدمات حادثه ای عظيم و سرنوشت سازی را شاهد است. حادثه ای كه می تواند عزت و شرف ملتهای عرب و اسلامی را به آنها برگرداند. » امروز نفس در سينه دنيای غرب و دنيای اسلام هر يك به دليلی حبس شده كه ببينند مصر بزرگ، مصر نوابغ قرن اخير،اكنون چه خواهد كرد و پرچم همت خود را تا كجا بلند خواهد داشت. اگر اين پرچم معاذالله سقوط كند دوران تيره و تاری به دنبال خواهد داشت و اگر به قله برسد و نصب شود سر بر آسمان خواهد كشيد منبع:http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=10943 |
|||
|
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۱:۵۸, ۱۸/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/تیر/۹۰ ۲۲:۰۴ توسط alizard.)
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
|
متن کامل:
بسماللَّهالرّحمنالرّحيم اولاً تشكر ميكنم از همهى برادران و خواهران كه در بخشهاى مختلف - و همه هم لازم - مشغول كار و تلاش هستيد؛ چه بخش مربوط به نماز، چه زكات، چه تفسير، چه مهدويت و چه بقيهى آنچه كه جناب آقاى قرائتى بيان كردند. همهى اينها كارهاى مهمى است، كارهاى لازمى است و حقاً و انصافاً كار در اين بخشها يك انفاق حقيقى و صدقهى مقبولهى عنداللَّه تعالى است انشاءاللَّه. از همه متشكريم، ولى بالخصوص از جناب آقاى قرائتى لازم است تشكر كنيم. تشكر كه نه؛ چون كار، كار خداست، براى خداست، انشاءاللَّه خداوند بايد از ايشان و همكارانشان تشكر كند؛ لكن قدردانى بايد بكنيم. من اين چند جمله را در جمع شما برادران و خواهران بگويم: ![]() آقاى قرائتى يك نمونهى بسيار خوب و درسآموزى است خود ايشان. اولاً كارهائى را كه ايشان مباشر آنها شد، دنبال آنها رفت، همهاش خلأهائى بود كه وجود داشت؛ ايشان خلأها را پر كرده؛ خيلى ارزش دارد. بعضى كارها خوبند، اما تكرارىاند. اگر كسى توانست نيازها را، خلأها را پيدا كند، بشناسد و همت بگمارد بر اينكه اين خلأها را پر كند، اين ارزش مضاعفى دارد. ايشان اينجور عمل كرده است؛ هم در قضيهى نماز - نمازِ با اين عظمت، با اين اهميت، ركن دين، مايهى قبول همهى اعمال انسان، اين مورد بىاعتنائى قرار بگيرد در جامعه، توجه لازم به آن نشود. اين، خيلى خلأ بزرگى است - ايشان به اين خلأ پرداخت، هم مسئلهى زكات، كه واقعاً در جامعهى ما مطرح نبود و خود اين مطرح نبودن يك نقطهى ضعف بود، يك نقيصه بود، ايشان همت كرد، وارد شد؛ همه جا برو، همه جا بگو، به همه اصرار كن، خسته نشو، تا اين به جريان بيفتد. قضيهى تفسير همين جور است، قضيهى مهدويت و بقيهى قضايائى كه حالا ايشان دنبال ميكنند؛ اين يك نكته است در كار آقاى قرائتى عزيز و محترممان. نكتهى دوم كه اهميت آن از نكتهى اول بيشتر هم هست، صفا و خلوص ايشان است. خود اين صفا هم موجب شده است كه ايشان بتواند كارها را پيش ببرد. خداى متعال با نيتهاى خالص همراه است؛ خلوص نيت تأثير عجيبى دارد در پيشرفت كارهائى كه با اين نيت انجام ميگيرد. اين هم يك نكته است؛ خيلى مهم است. من اينها را عرض كردم نه براى خاطر اينكه حالا بخواهيم از يكى تجليل كنيم يا يكى را بزرگ كنيم. اينها كه نه مورد احتياج و انتظار آقاى قرائتى است، نه ما دنبال اين چيزها هستيم؛ ميخواهيم اينجور كار كردن براى ما - براى همهمان، بخصوص ما طلبهها - الگو بشود؛ يعنى اينجور حركت كنيم؛ نه اينكه حالا همين كارها را بكنيم؛ بلكه به اين معنا كه بگرديم دنبال خلأها، دنبال آنچه كه نياز به آن هست، اينها را پيدا كنيم. هر كسى ذوقى دارد، استعدادى دارد، توانائىهايى دارد، ظرفيتى دارد، از اين ظرفيت استفاده بشود براى اينكه كار انجام بگيرد. اين يك. دوم، استمرار و پيگيرى، كه من حالا همين جا از خود آقاى قرائتى و همكاران ايشان هم ميخواهم كه اين كارهائى كه شروع كردند، مطلقاً اينها را رها نكنند؛ اين كارها پيگيرى بشود، دنبالگيرى بشود. اينجور نباشد كه يك كارى را شروع كنيم، بمجرد اينكه بركاتى، ثمراتى از آن ظاهر شد، خرسند بشويم، خوشحال بشويم، خدا را هم شكر بكنيم، ولى احساس بىنيازى، احساس سيرى به ما دست بدهد؛ نه، بايد كار دنبال بشود. اميدواريم انشاءاللَّه خداوند به ايشان، به همهى شما برادران، خواهران عزيز كمك كند، طول عمر بدهد، سلامتى بدهد كه بتوانيد اين كارها را دنبال كنيد؛ اينها مهم است. اما مسئلهى مهدويت كه اين روزها به مناسبت نزديكى نيمهى شعبان و عيد بزرگ اسلامى - بلكه بشرى - با طرح اين مسئله تناسب دارد، همين قدر بايد عرض كنيم كه مسئلهى مهدويت در شمار چند مسئلهى اصلى در چرخه و حلقهى معارف عاليهى دينى است؛ مثل مسئلهى نبوت مثلاً، اهميت مسئلهى مهدويت را در اين حد بايد دانست. چرا؟ چون آن چيزى كه مهدويت مبشر آن هست، همان چيزى است كه همهى انبياء، همهى بعثتها براى خاطر آن آمدند و آن ايجاد يك جهان توحيدى و ساخته و پرداختهى بر اساس عدالت و با استفادهى از همهى ظرفيتهائى است كه خداى متعال در انسان به وجود آورده و قرار داده؛ يك چنين دورانى است ديگر، دوران ظهور حضرت مهدى (سلام اللَّه عليه و عجّل اللَّه تعالى فرجه). دوران جامعهى توحيدى است، دوران حاكميت توحيد است، دوران حاكميت حقيقى معنويت و دين بر سراسر زندگى انسانهاست و دوران استقرار عدل به معناى كامل و جامع اين كلمه است. خب، انبياء براى اين آمدند. ما مكرر عرض كرديم كه همهى حركتى كه بشريت در سايهى تعاليم انبياء، در طول اين قرون متماديه انجام دادند، حركت به سمت جادهى اسفالتهى عريضى است كه در دوران حضرت مهدى (عجّل اللَّه تعالى فرجه الشّريف) به سمت اهداف والا كشيده شده است كه بشر در آن جاده حركت خواهد كرد. مثل اينكه يك جماعتى از انسانها در كوه و كمر و راههاى دشوار و باتلاقزارها و خارستانها با راهنمائىهاى كسانى همين طور حركت دارند ميكنند تا خودشان را به آن جادهى اصلى برسانند. وقتى به جادهى اصلى رسيدند، راه باز است؛ صراط مستقيم روشن است؛ حركت در آن آسان است؛ راحت در آن راه حركت ميكنند. وقتى به جاده اصلى رسيدند، اينجور نيست كه حركت متوقف بشود؛ نه، تازه حركت به سمت اهداف والاى الهى شروع ميشود؛ چون ظرفيت بشر يك ظرفيت تمامنشدنى است. در طول اين قرون متمادى، بشر از كجراههها، بيراههها، راههاى دشوار، سخت، با برخورد با موانع گوناگون، با بدن رنجور و پاى مجروح شده و زخمآلود، در بين اين راهها حركت كرده است تا خودش را به اين جادهى اصلى برساند. اين جادهى اصلى همان جادهى زمان ظهور است؛ همان دنياى زمان ظهور است كه اصلاً حركت بشريت به يك معنا از آنجا شروع ميشود. اگر مهدويت نباشد، معنايش اين است كه همهى تلاش انبياء، همهى اين دعوتها، اين بعثتها، اين زحمات طاقتفرسا، اينها همهاش بىفايده باشد، بىاثر بماند. بنابراين، مسئلهى مهدويت يك مسئلهى اصلى است؛ جزو اصلىترين معارف الهى است. لذاست كه در همهى اديان الهى هم تقريباً - حالا تا آنجائى كه ما اطلاع داريم - يك چيزى كه لبّ و معناى حقيقى آن همان مهدويت است، وجود دارد، منتها به شكلهاى تحريف شده، به شكلهاى مبهم، بدون اينكه درست روشن باشد كه چه ميخواهند بگويند. مسئلهى مهدويت در اسلام هم جزو مسلّمات است؛ يعنى مخصوص شيعه نيست. همهى مذاهب اسلامى غايت جهان را كه اقامهى حكومت حق و عدل به وسيلهى مهدى (عليه الصّلاة و السّلام و عجّل اللَّه فرجه) است، قبول دارند. روايات معتبر از طرق مختلف، در مذاهب گوناگون، از پيغمبر اكرم و از بزرگان نقل شده است. بنابراين، هيچ ترديدى در آن نيست. منتها امتياز شيعه در اين است كه مسئلهى مهدويت در آن يك مسئلهى مبهم نيست؛ يك مسئلهى پيچيدهاى كه براى بشر قابل فهم نباشد، نيست؛ يك مسئلهى روشن است، مصداق واضحى دارد كه اين مصداق را ميشناسيم، خصوصياتى از او را ميدانيم، پدران او را ميشناسيم، خانوادهى او را ميشناسيم، ولادت او را ميشناسيم، جزئيات آن را خبر داريم. در اين معرفى هم باز روايات شيعه، تنهائى در صحنه نيستند؛ حتّى رواياتى از غير طريق شيعه هم وجود دارد كه همين معرفى را براى ما روشن ميكند و بايد كسانى كه مال مذاهب ديگر هستند، توجه كنند و دقت كنند تا اين حقيقت روشن را دربيابند. بنابراين اهميت مسئله يك چنين سطحى دارد و ما بيشتر از ديگران اولى هستيم به اينكه به اين مسئله بپردازيم؛ كارهاى علمى و دقيق و متقن روى اين مسئله انجام بگيرد. مسئلهى انتظار هم كه جزء لاينفك مسئلهى مهدويت است، از آن كليدواژههاى اصلى فهم دين و حركت اساسى و عمومى و اجتماعى امت اسلامى به سمت اهداف والاى اسلام است؛ انتظار؛ انتظار يعنى ترغب، يعنى مترصد يك حقيقتى كه قطعى است، بودن؛ اين معناى انتظار است. انتظار يعنى اين آينده حتمى و قطعى است؛ بخصوص انتظارِ يك موجود حىّ و حاضر؛ اين خيلى مسئلهى مهمى است. اينجور نيست كه بگويند كسى متولد خواهد شد، كسى به وجود خواهد آمد؛ نه، كسى است كه هست، وجود دارد، حضور دارد، در بين مردم است. در روايت دارد كه مردم او را مىبينند، همچنانى كه او مردم را مىبيند، منتها نميشناسند. در بعضى از روايات تشبيه شده است به حضرت يوسف كه برادران او را ميديدند، بين آنها بود، در كنار آنها بود، روى فرش آنها راه ميرفت، ولى نميشناختند. يك چنين حقيقت بارز، واضح و برانگيزانندهاى؛ اين كمك ميكند به معناى انتظار. اين انتظار را بشريت نياز دارد، امت اسلامى به طريق اولى نياز دارد. اين انتظار، تكليف بر دوش انسان ميگذارد. وقتى انسان يقين دارد كه يك چنين آيندهاى هست؛ همچنانى كه در آيات قرآن هست: «و لقد كتبنا فى الزّبور من بعد الذّكر انّ الارض يرثها عبادى الصّالحون. انّ فى هذا لبلغا لقوم عابدين»(1) - مردمانى كه اهل عبوديت خدا هستند، ميفهمند - بايد خود را آماده كنند، بايد منتظر و مترصد باشند. انتظار لازمهاش آمادهسازى خود هست. بدانيم كه يك حادثهى بزرگ واقع خواهد شد و هميشه منتظر باشيد. هيچ وقت نميشود گفت كه حالا سالها يا مدتها مانده است كه اين اتفاق بيفتد، هيچ وقت هم نميشود گفت كه اين حادثه نزديك است و در همين نزديكى اتفاق خواهد افتاد. هميشه بايد مترصد بود، هميشه بايد منتظر بود. انتظار ايجاب ميكند كه انسان خود را به آن شكلى، به آن صورتى، به آن هيئت و خُلقى نزديك كند كه در دوران مورد انتظار، آن خُلق و آن شكل و آن هيئت متوقع است. اين لازمهى انتظار است. وقتى بناست در آن دوران منتظَر عدل باشد، حق باشد، توحيد باشد، اخلاص باشد، عبوديت خدا باشد - يك چنين دورانى قرار است باشد - ما كه منتظر هستيم، بايد خودمان را به اين امور نزديك كنيم، خودمان را با عدل آشنا كنيم، آمادهى عدل كنيم، آمادهى پذيرش حق كنيم. انتظار يك چنين حالتى را به وجود مىآورد. يكى از خصوصياتى كه در حقيقتِ انتظار گنجانده شده است، اين است كه انسان به وضع موجود، به اندازهى پيشرفتى كه امروز دارد، قانع نباشد؛ بخواهد روزبهروز اين پيشرفت را، اين تحقق حقايق و خصال معنوى و الهى را در خود، در جامعه بيشتر كند. اينها لوازم انتظار است. خب، بحمداللَّه امروز كسانى دارند در مسئلهى انتظار كارِ عالمانه ميكنند؛ آن طورى كه در گزارشهاى جناب آقاى قرائتى بود و قبلاً هم اين گزارش را خوانده بودم، حالا هم كه ايشان اشاره كردند و گفتند. از كارِ عالمانه و همراه با دقت در مسئلهى انتظار و مسئلهى دوران ظهور نبايد غفلت كرد. و از كارِ عاميانه و جاهلانه بشدت بايد پرهيز كرد. از جملهى چيزهائى كه ميتواند يك خطر بزرگ باشد، كارهاى عاميانه و جاهلانه و دور از معرفت و غير متكى به سند و مدرك در مسئلهى مربوط به امام زمان (عجّلاللَّه تعالى فرجه الشّريف) است، كه همين زمينه را براى مدعيان دروغين فراهم ميكند. كارهاى غيرعالمانه، غيرمستند، غير متكى به منابع و مدارك معتبر، صرف تخيلات و توهمات؛ اينجور كارى مردم را از حالت انتظار حقيقى دور ميكند، زمينه را براى مدعيان دروغگو و دجال فراهم ميكند؛ از اين بايستى بشدت پرهيز كرد. در طول تاريخ مدعيانى بودند؛ بعضى از مدعيان هم همين چيزى كه حالا اشاره كردند، يك علامتى را بر خودشان يا بر يك كسى تطبيق كردند؛ همهى اينها غلط است. بعضى از اين چيزهائى كه راجع به علائم ظهور هست، قطعى نيست؛ چيزهائى است كه در روايات معتبرِ قابل استناد هم نيامده است؛ روايات ضعيف است، نميشود به آنها استناد كرد. آن مواردى هم كه قابل استناد هست، اينجور نيست كه بشود راحت تطبيق كرد. هميشه عدهاى اين شعرهاى شاه نعمتاللَّه ولى را - در طول سالهاى متمادى و در موارد زيادى - بر آدمهاى مختلفى در قرون مختلف تطبيق كردند، كه بنده ديدم. گفتند بله، اينى كه گفته من فلان كس را، فلان جور مىبينم، اين فلان كس است؛ يك شخصى را گفتهاند. باز در يك زمان، صد سال بعد مثلاً، يك كس ديگرى را پيدا كردند و به او تطبيق كردند! اينها غلط است، اينها كارهاى منحرفكننده است، كارهاى غلطانداز است. وقتى انحراف و غلط به وجود آمد، آن وقت حقيقت، مهجور خواهد شد، مشتبه خواهد شد، وسيلهى گمراهى اذهان مردم فراهم خواهد شد؛ لذا از كارِ عوامانه، از تسليم شدن در مقابل شايعات عاميانه بايستى بشدت پرهيز كرد. كارِ عالمانه، قوى، متكى به مدرك و سند، كه البته كار اهل فنِ اين كار است، اين هم كار هر كسى نيست، بايد اهل فن باشد، اهل حديث باشد، اهل رجال باشد، سند را بشناسد، اهل تفكر فلسفى باشد؛ بداند، حقايقى را بشناسد، آن وقت ميتواند در اين زمينه وارد ميدان شود و كار تحقيقاتى انجام دهد. اين بخش از كار را هرچه ممكن است، بيشتر بايد جدى گرفت تا راه انشاءاللَّه براى مردم باز شود؛ هرچه دلها با مقولهى مهدويت آشنا شود و انس پيدا كند و حضور آن بزرگوار براى ما، ما مردمى كه در دوران غيبت هستيم، محسوستر شود و بيشتر حس كنيم و رابطه بيشتر داشته باشيم، اين براى دنياى ما و براى پيشرفت ما به سمت آن اهداف بهتر خواهد بود. اين توسلاتى كه در زيارات مختلف وجود دارد كه بعضى از اينها اسانيد خوبى هم دارد، اينها بسيار باارزش است. و توسل، توجه، انسِ با آن بزرگوار از دور. اين انس به معناى اين نيست كه حالا كسى ادعا كند كه من خدمت حضرت ميرسم يا صداى ايشان را ميشنوم؛ ابداً اينجور نيست. غالب آنچه كه در اين زمينه گفته ميشود، ادعاهائى است كه يا دروغ است، يا طرف دروغ هم نميگويد، تصور ميكند، تخيل ميكند. ما كسانى را ديديم. آدمهاى دروغگوئى نبودند، اما خيال ميكردند، تخيل ميكردند؛ تخيلات خودشان را به عنوان واقعيت براى اين و آن نقل ميكردند! نبايستى تسليم اينها شد. راه درست، راه منطقى. آن توسل، توسل از دور است؛ توسلى است كه امام آن را از ما ميشنود، انشاءاللَّه ميپذيرد؛ ولو اينكه ما با مخاطب خودمان از دور داريم حرف ميزنيم؛ اشكالى ندارد. خداى متعال سلامِ سلامدهندگان و پيامِ پيامدهندگان را به آن بزرگوار ميرساند. اين توسلات و اين انس معنوى بسيار خوب و لازم است. اميدواريم انشاءاللَّه خداوند متعال ظهور آن حضرت را هرچه نزديكتر كند، ما را جزو ياران آن بزرگوار، هم در غيبتش، هم در حضورش قرار بدهد و انشاءاللَّه ما را جزو مجاهدانِ در كنار آن بزرگوار و شهيدشدگان در ركاب آن بزرگوار قرار بدهد. والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته 1) انبيا: 105 و 106 http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=12889 |
|||
|
۲۲:۰۸, ۱۸/تیر/۹۰
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
|
بخشی از سخنرانی مقام معظم رهبری در جمعی از اساتید، کارشناسان، مؤلفان و فارغ التحصیلان تخصصی مهدویت (۱۳۹۰/۰۴/۱۸ - ۱۴:۲۹)
از كارِ عاميانه و جاهلانه بشدت بايد پرهيز كرد. از جملهى چيزهائى كه ميتواند يك خطر بزرگ باشد، كارهاى عاميانه و جاهلانه و دور از معرفت و غير متكى به سند و مدرك در مسئلهى مربوط به امام زمان (عجّلاللَّه تعالى فرجه الشّريف) است، كه همين زمينه را براى مدعيان دروغين فراهم ميكند. كارهاى غيرعالمانه، غيرمستند، غير متكى به منابع و مدارك معتبر، صرف تخيلات و توهمات؛ اينجور كارى مردم را از حالت انتظار حقيقى دور ميكند، زمينه را براى مدعيان دروغگو و دجال فراهم ميكند؛ از اين بايستى بشدت پرهيز كرد. با سلام امیدوارم عاشقان آقای سیجانی !!! و فیلم انحرافی ظهور بسیار نزدیک است ، این صحبت ها رو با دقت بخونند ، روی صحبت مقام معظم رهبری با ایشون و اون مستند انحرافی بود ، اصلاً بعید نیست این دوستان فردا برای دفاع از آقای سیجانی و اون مستند انحرافی ، مقام معظم رهبری رو هم زیر سوال ببرند !!!!! می بینید ایشون فرمودن این کارها و این گونه مستندها در حقیقت خدمتی به دجال است نه امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، ایکاش دوستان کمی تعصبات رو کنار بگذارند و از خوب بیدار شوند ، حضرت علی (علیه السلام) می فرماید : حب شی یعمی و یعصم . ( تعصب آدم رو کر و کور می کند ) خدا همه را هدایت کند . والسلام علی من اتبع الهدی |
|||
|
۱۹:۴۷, ۲۴/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/مرداد/۹۰ ۱۹:۴۹ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان. در آستانه ولادت با سعادت امیرالمؤمنین، علیبنابیطالب علیهالسلام جمعی از شاعران آئینی، سرودههای خود را با مضامین عمدتا مذهبی، اخلاقی و نیز بیداری اسلامی در محضر رهبر انقلاب اسلامی قرائت كردند. یکی از زیبا ترین و جذاب ترین اشعار این مجلس شعر سیّد حمید رضا برقعی با موضوع بیداری اسلامی بود. فیلمش رو برای دانلود گذاشتم:
لینک دانلود فیلم با کیفیت بالا 34 مگابایت لینک دانلود فیلم با کیفیت پایین 13 مگابایت متن شعر: باز از بام جهان بانگ اذان لبریز است
مثنوی بار دگر از هیجان لبریز است بحر آرام دگرباره خروشان شده است ساحل خفته پر از لؤلؤ و مرجان شده است دشمن از وادی قرآن و نماز آمده است لشكر ابرهه از سوی حجاز آمده است با شماییم، شمایی كه فقط شیطانی است (دین اسلام نه اسلامِ ابوسفیانی است) با شماییم كه خود را خبری میدانید و زمین را همه ارث پدری میدانید با شماییم كه در آتش خود دود شدید فخر كردید كه همكاسه نمرود شدید ننگ دیگر به رخ اصل و نسب ننشانید لكه ننگ به دامان عرب ننشانید گردباد آتش صحراست، بترسید از آن آه ِ این طایفه گیراست، بترسید از آن هان! بترسید كه دریا به خروش آمده است خون این طایفه این بار به جوش آمده است صبر این طایفه وقتی كه به سر میآید دیگر از خُرد و كلان معجزه بر میآید صبر كن! سنگ كه سجّیل شود میفهمید آسمان غرق ابابیل شود میفهمید پاسخت میدهد این طایفه با خون اینك ذوالفقاری ز نیام آمده بیرون اینك هان! بخوانید كه خاقانی از این خط گفته است شعر «ایوان مدائن» به نصیحت گفته است هان! بترسید كه این لشكر بسمالله است هان! بترسید كه طوفان طبس در راه است یا محمد! تو بگو با غم و ماتم چه كنیم؟ روز خوش بی تو ندیدیم به عالم، چه كنیم؟ پاسخ آینهها بیتو دمادم سنگ است یا محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)! دل این قوم برایت تنگ است بانگ هیهات حسینی است رسیده است از راه هر كه دارد هوس كربوبلا بسمالله |
|||
|
|
۰:۱۲, ۸/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
|
به گزارش تریبون مستضعفین رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر دیروز در دیدار با رئیس جمهور و اعضای هیأت دولت با تبریک هفته دولت و گرامیداشت یاد و خاطره شهیدان رجایی و باهنر و ضمن قدردانی از خدمات دولت انتقادات و توصیههای مهمی را به دولت مطرح کردند که به صورت فهرستوار به آنها اشاره میکنیم.
۱- به شعارها، اصول و جهت گیریهای اعلام شده کاملاْ پایبند باشید. ۲- با همان شور و نشاط و تلاش به خدمت صادقانه و بدون توقع ادامه دهید. ۳- گزارشها و اقدامات انجام گرفته را به مجموعه نخبگان و زبدگان کشور نیز ارائه دهید. ۴- یکی از اشکالات دولت حضور کم رنگ در میان نخبگان دانشگاهی و حوزوی است. ۵- باید رئیسجمهور و وزراء مسائل اقتصادی را با نخبگان مطرح کنند تا هم افزایی بوجود آید. ۶- همراه با تشریح نقاط قوت، نقاط ضعف را نیز بیان کنید. ۷- به صراحت به مردم بگویید که این کارها را نتوانستیم انجام دهیم. ۸- در قبال انتقادات رویکرد مخاصمه و حمله متقابل به نتیجهای نمیرسد. ۹- به سؤالات و ابهامات پاسخ دهید تا در رسانهها نیز پخش و مسائل روشن شود. ۱۰- دادن وعده به مردم باعث افزایش توقعات میشود. ۱۱- اگر وعدههای دولت محقق نشود در ذهن مردم مشکل ایجاد میکند. ۱۲- مهم است که مقایسهای میان وعدههای دولت و کارهای انجام شده صورت پذیرد. ۱۳- با کار کارشناسی و دقیق به اولویتها توجه کنید. ۱۴- لازم است بقیه محورهای طرح تحول اقتصادی در دو سال باقیمانده دولت به جریان بیفتد. ۱۵- در هدفمندی یارانهها مصوبه کمک به واحدهای تولیدی محقق نشده و باید اجرایی شود. ۱۶- در سیاستهای واردات بازنگری جدی و از واردات محصولات زراعی و باغی پرهیز شود. ۱۷- در فرهنگ بدون رودربایستی و با قاطعیت جهت گیریهای انقلابی و اسلامی لحاظ شود. ۱۸- دولت درگیر حاشیهها نشود، برخی اوقات دولت خودش زمینهساز میشود. ۱۹- اگر میخواهید از ایرانیگری حمایت کنید ایران بعد از اسلام، مستندتر و آشکارتر است. ۲۰- در مسائل مربوط به قوا، در مواردی کوتاه بیایید یا با تبیین و دوستانه اختلافات را حل کنید. |
|||
|
|
۶:۵۳, ۸/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #35
|
|||
|
|||
|
مقام معظم رهبری:
يا روى ايرانِ بعد از اسلام تكيه شود. افتخاراتى كه ايرانِ دورهى اسلامى دارد، در هيچ دورهى ديگرى از دورههاى تاريخىِ ما اين افتخارات وجود ندارد؛ من اين را با استدلال به شما عرض ميكنم و اين قابل اثبات است. بیانات در دیدار رئیسجمهوری و اعضای هیئت دولت اگه از دوستان کسی تونست توضیح بده ممنون میشم؟ |
|||
|
۰:۵۲, ۲۶/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #36
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم به گزارش "بیداری اسلامی"، شیخ رشید بن عیسی، اندیشمند و متفکر سیاسی جهان اسلام، در گفت و گو با خبرنگار ستاد خبری نخستین اجلاس بین المللی بیداری اسلامی، اظهار داشت: ایمان اصلی ترین پایه برای راه اندازی یک جهاد مقدس است و هیچ نهضتی بدون ایمان استمرار نخواهد یافت. وی ادامه داد: انقلاب اسلامی ایران به دلیل برخورداری از رهبری هوشمند و معتقد که درکی عظیم از فرهنگ اسلامی دارد، توانست به پیروزی برسد و مردم کشورهای به پاخواسته هم امروز خواهان چنین حکومت اسلامی هستند. شیخ رشید بن عیسی با تاکید بر لزوم وجود رهبری واحد در اداره جماهیر اسلامی، گفت: همه مسلمانان جهان باید به دور از ملیت ها ومرزها با هم متحد شوند که این نیازمند رهبری واحد است و هم اکنون الگویی بهتر از حکومت اسلامی ایران با رهبریت آیت الله خامنه ای وجود ندارد. این اندیشمند بزرگ سیاسی، رژیم صهیونیستی را بزرگترین خطر برای کل جهان دانست و تصریح کرد: با بروز نهضت های بیداری اسلامی، امروز دیگر جهان فهمید، عمر رژیم اشغالگر قدس رو به پایان است. وی در پایان، ایران را قبله فرهنگی- سیاسی جهان اسلام دانست و یادآور شد: هر نهضتی که هدفی جز تشکیل حکومت اسلامی داشته باشد، نظامش اصلاح نمی شود و راهی جز انحراف نخواهد داشت. زیرا با آگاهی روحانیت، عدالت و فهم عمیق معارف اسلام است که می توان به پیروزی دست یافت. خاطر نشان می شود رشیدبن عیسی نویسنده و متفکر اسلامی اهل الجزایر و از شاگردان برجسته اندیشمند نامی الجزایر مرحوم مهندس مالک بن نبی است. نامبرده فرزند یکی از مجاهدان الجزایری است که در مبارزه با استعمار فرانسه در زمان اشغال کشور مسلمان الجزایر به فیض عظیم شهادت نائل آمد.
|
|||
|
|
۱۳:۰۸, ۲۶/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #37
|
|||
|
|||
|
بسماللَّهالرّحمنالرّحيم الحمدللَّه ربّ العالمين و الصّلوة والسّلام على سيّدنا محمّد و آله الطّيّبين و صحبة المنتجبين. قال اللَّه العزيز الحكيم: بسماللَّهالرّحمنالرّحيم. «يا أيّها النّبىّ اتّق اللَّه و لا تطع الكافرين و المنافقين انّ اللَّه كان عليماً حكيماً. واتّبع ما يوحى اليك من ربّك انّ اللَّه كان بما تعملون خبيراً. و توكّل علىاللَّه و كفى باللَّه وكيلاً».(1) به حضار گرامى و ميهمانان عزيز خوشامد ميگويم. آنچه ما را در اينجا گرد آورده، بيدارى اسلامى است؛ يعنى حالت برانگيختگى و آگاهىاى در امت اسلامى كه اكنون به تحولى بزرگ در ميان ملتهاى اين منطقه انجاميده و قيامها و انقلابهائى را پديد آورده كه هرگز در محاسبهى شياطين مسلط منطقهاى و بينالمللى نمىگنجيد؛ خيزشهاى عظيمى كه حصارهاى استبداد و استكبار را ويران و قواى نگهبان آنها را مغلوب و مقهور ساخته است. شك نيست كه تحولات بزرگ اجتماعى، همواره متكى به پشتوانههاى تاريخى و تمدنى و محصول تراكم معرفتها و تجربهها است. در صدوپنجاه سال اخير حضور شخصيتهاى فكرى و جهادى بزرگ جريانساز اسلامى در مصر و عراق و ايران و هند و كشورهاى ديگرى از آسيا و آفريقا، پيشزمينههاى وضع كنونى دنياى اسلامند. همچنانكه تحولات دهههاى پنجاه و شصت ميلادى در تعدادى از اين كشورها كه به رژيمهاى غالباً متمايل به تفكرات و ايدئولوژيهاى مادى منتهى شد و به اقتضاى طبيعت خود پس از چندى در دام قدرتهاى استكبارى و استعمارى غرب گرفتار آمد، تجربههاى درسآموزىاند كه سهم وافرى در شكل دادن به انديشهى عمومى و عميق كنونى دنياى اسلام دارند. ماجراى انقلاب كبير اسلامى در ايران كه در آن به تعبير امام خمينى عظيم، خون بر شمشير پيروز شد و تشكيل نظام ماندگار و مقتدر و شجاع و پيشروندهى جمهورى اسلامى و تأثير آن در بيدارى اسلامى امروز، نيز خود داستان مفصل و در خور بحث و تحقيقى است كه يقيناً فصل مشبعى در تحليل و تاريخنگارى وضعيت كنونى دنياى اسلام را به خود اختصاص خواهد داد. حاصل آنكه حقايق رو به افزايش كنونى در دنياى اسلام، حوادث بريده از ريشههاى تاريخى و زمينههاى اجتماعى و فكرى نيستند تا دشمنان يا سطحىنگران بتوانند آن را موجى گذرا و حادثهاى در سطح بينگارند و با تحليلهاى انحرافى و غرضآلود، مشعل اميد را در دل ملتها خاموش سازند. من در اين گفتار برادرانه ميخواهم بر روى سه نقطهى اساسى درنگ كنم: 1- نگاهى اجمالى به هويت اين قيامها و انقلابها. 2- خطرات و آسيبهاى بزرگى كه بر سر راه آن قرار دارد. 3- پيشنهادهائى در علاججوئى و پيشگيرى از آسيبها و خطرها. 1- در موضوع اول، به نظر من مهمترين عنصر در اين انقلابها، حضور واقعى و عمومى مردم در ميدان عمل و صحنهى مبارزه و جهاد است، نه فقط با دل و خواست و ايمانشان، بلكه علاوه بر آن، با جسم و تنشان. فاصلهى عميقى است ميان چنين حضورى با قيامى كه به وسيلهى يك جمع نظامى يا حتى يك گروه مبارز مسلح در برابر چشمان بىتفاوت مردم يا حتى مورد رضايت آنان انجام ميگيرد. در حوادث دههى پنجاه و شصت در تعدادى از كشورهاى آفريقا و آسيا، بار سنگين انقلاب را نه قشرهاى گوناگون مردم و جوانان از همه جاى كشورها، كه دستجات كودتاگر يا هستههاى كوچك و محدود مسلح بر دوش داشتند. آنها تصميم گرفتند و عمل كردند و آنگاه كه خودشان يا نسل پس از آنها بر اثر انگيزهها و عوامل قابل شمارش، راه خود را عوض كردند، انقلابها به ضد خود تبديل شد و دشمن بار ديگر بر آن كشورها تسلط يافت. اين بكلى متفاوت است با تحولى كه بر دوش تودهى مردم است و آنهايند كه جسم و جان خود را به ميدان مىآورند و با مجاهدت و فداكارى، دشمن را از صحنه بيرون ميرانند. در اينجا اين مردماند كه شعارها را ميسازند، هدفها را معين ميكنند، دشمن را شناسائى و معرفى و تعقيب ميكنند، آيندهى مطلوب را، اگر چه به اجمال، ترسيم ميكنند و در نتيجه اجازهى انحراف و سازش با دشمن و تغيير مسير را به خواص سازشكار و آلوده و به طريق اولى به عوامل نفوذى دشمن نميدهند. در حركت مردمى ممكن است كار انقلاب با تأخير انجام گيرد، ولى از سطحىگرى و ناپايدارى به دور است؛ كلمهى طيبهاى است مصداق كلام خداوند كه فرمود: «ألم تر كيف ضرب اللَّه مثلاً كلمة طيّبة كشجرة طيّبة اصلها ثابت و فرعها فى السّماء».(2) من وقتى پيكر دلاور ملت پر افتخار مصر را از تلويزيون در ميدان تحرير ديدم، يقين كردم كه اين انقلاب پيروز خواهد شد. حقيقتى را بگويم: پس از پيروزى انقلاب اسلامى و تشكيل نظام اسلامى در ايران كه زلزلهى عظيمى را در حكومتهاى دنياطلبان شرق و غرب پديد آورد و ملتهاى مسلمان را در جوش و خروشى بىسابقه انداخت، ما غالباً انتظار داشتيم كه مصر پيش از همه جا به پا خيزد. سابقهى جهاد و روشنفكرى و تربيت شخصيتهاى بزرگ مجاهد و متفكر در مصر، اين توقع را در دل ما برمىانگيخت. اما از مصر صداى واضحى شنيده نميشد. من در دل، خطاب به ملت مصر اين شعر ابوفراس را زمزمه ميكردم: اَراكَ عَصِيَّ الدَّمعِ شيُمتُك الصبر/اَما لِلهوى نهىٌ عليك و لا امرٌ وقتى ملت مصر را در ميدان تحرير و ميادين ديگر شهرهاى مصر ديدم، پاسخ خود را شنيدم. ملت مصر با همان زبان دل به من ميگفت: بَلى اَنَا مُشتاقٌ و عِندِىَ لَوعةٌ/ولكنَّ مِثلى لايُذاعُ لهُ سِرٌّ اين سرّ مقدس؛ يعنى انگيزه و عزم قيام، بتدريج در ذهنيت ملت مصر قوام يافت و شكل گرفت و در لحظهى مناسب تاريخى، عريان در صحنهاى پرشكوه به ميدان آمد. تونس و يمن و ليبى و بحرين هم دقيقاً محكوم به همين حكمند؛ «و منهم من ينتظر و ما بدّلوا تبديلاً.»(3) در چنين انقلابهائى، اصول و ارزشها و هدفها، نه در مانيفستهاى پيشساختهى گروهها و حزبها، بلكه در ذهن و دل و خواست آحاد مردمِ حاضر در صحنه، نگاشته و در قالب شعارها و رفتارهاى آنان اعلام و تثبيت ميشود. با اين محاسبه بروشنى ميتوان تشخيص داد كه اصول انقلابهاى كنونى منطقه، مصر و ديگر كشورها، در درجهى اول اينها است: احياء و تجديد عزت و كرامت ملى كه در طول زمان با ديكتاتورى حاكمان فاسد و با سلطهى سياسى آمريكا و غرب، در هم شكسته و پايمال شده است. برافراشتن پرچم اسلام كه عقيدهى عميق و دلبستگى ديرين مردم است و برخوردارى از امنيت روانى و عدالت و پيشرفت و شكوفائىاى كه جز در سايهى شريعت اسلامى به دست نخواهد آمد. ايستادگى در برابر نفوذ و سلطهى آمريكا و اروپا كه در طول دو قرن بيشترين لطمه و خسارت و تحقير را بر مردم اين كشورها وارد آوردهاند. مبارزه با رژيم غاصب و دولت جعلى صهيونيست كه استعمار چون خنجرى در پهلوى كشورهاى منطقه فرو برده و وسيلهاى براى ادامهى سلطهى اهريمنى خود ساخته و ملتى را از سرزمين تاريخى خود بيرون رانده است. بىشك اين حقيقت كه انقلابهاى منطقه متكى به اين اصول و خواستار تحقق آنها است، مورد پسند آمريكا و غرب و صهيونيسم نيست و آنها همهى تلاش خود را به كار ميبرند تا آن را انكار كنند، ولى واقعيت با انكار آن دگرگون نميشود. مردمى بودن اين انقلابها مهمترين عنصر در تشكيل هويت آنها است. قدرتهاى خارجى كه با آخرين توانائيها و شگردهاى خود سعى ميكردند حكام مستبد و فاسد و وابسته را در اين كشورها حفظ كنند و تنها هنگامى از حمايت آنها دست برداشتند كه قيام و عزم مردم، هيچگونه اميدى براى آنها باقى نگذاشت، حق ندارند خود را در پيروزى اين انقلابها سهيم بدانند. در جائى مانند ليبى هم، ورود و دخالت آمريكا و ناتو نميتواند حقيقت را مشوب كند. در ليبى، ناتو ضايعههاى بىجبران آفريده است. اگر دخالت نظامى ناتو و آمريكا نبود، ممكن بود مردم اندكى ديرتر پيروز شوند، ولى در عوض اين همه زيرساخت نابود نميشد؛ اين همه نفوس بىگناه از زنان و كودكان كشته نميشدند و آنگاه دشمنانى كه خود سالها همراه و همدست قذافى بودهاند، مدعى حق دخالت در اين كشور مظلوم و جنگزده، نميشدند. مردم و نخبگان مردمى و كسانى كه از مردم برآمدهاند، خود صاحبان اين انقلابها و متعهد به حراست از آن و ترسيمكنندهى مسير آينده و رو به تكامل آن ميباشند و خواهند بود انشاءاللَّه. 2- در موضوع آسيبها و خطرها. نخست بايد تأكيد كنم كه خطر هست، ولى راه مصونيت از آن نيز هست. توجه به خطر نبايد ملتها را بترساند. بگذاريد دشمنانتان از شما بترسند و بدانيد كه : «انّ كيد الشّيطان كان ضعيفا».(4) خداوند دربارهى گروهى از مجاهدان صدر اسلام ميفرمايد: «الّذين قال لهم النّاس انّ النّاس قد جمعوا لكم فاخشوهم فزادهم ايماناً و قالوا حسبنا اللَّه و نعم الوكيل. فانقلبوا بنعمة من اللَّه و فضل لّم يمسسهم سوء و اتّبعوا رضوان اللَّه و اللَّه ذو فضل عظيم».(5) خطرها را بايد شناخت تا در مواجهه با آن حيرت و ترديد پيش نيايد و چاره و علاج، شناخته شده باشد. ما با اين خطرها پس از پيروزى انقلاب اسلامى روبهرو شديم و آنها را شناختيم و تجربه كرديم و به خواست خدا و رهبرى امام خمينى و بصيرت و فداكارى مردممان، از بيشتر آنها بسلامت گذشتيم. البته توطئهها از سوى دشمن و عزم راسخ از سوى ملت ما همچنان ادامه دارد. من اين آسيبها را به دو قسم ميكنم: آنها كه در درون خود ما ريشه دارد و از ضعفهاى ما بر ميخيزد، و آنها كه دشمن به طور مستقيم آن را برنامهريزى ميكند. دستهى اول، چيزهائى از اين قبيل است: احساس و گمان اينكه با سقوط حاكم وابسته و فاسد و ديكتاتور، كار تمام شد. راحتىِ خيالِ ناشى از احساس پيروزى و به دنبال آن كم شدن انگيزهها و سست شدن عزمها، نخستين خطر است. و آنگاه اين خطر مهيبتر ميشود كه اشخاص در صدد تصاحب سهم ويژه در غنيمتِ به دست آمده باشند. ماجراى جنگ اُحد و غنيمتجوئى مدافعان تنگه كه به شكست مسلمانان انجاميد و مجاهدان از سوى خداوند متعال سرزنش شدند، يك نمونهى نمادين است كه هرگز نبايد از يادها برد. مرعوب شدن از هيمنه ظاهرى مستكبران و احساس ترس از آمريكا و ديگر قدرتهاى مداخلهگر، آسيب ديگرى از اين دسته است كه بايد از آن پرهيز كرد. نخبگان شجاع و جوانها بايد اين ترس را از دلها بيرون كنند. اعتماد به دشمن و در دام لبخندها و وعدهها و حمايتهاى آنها افتادن نيز آسيب بزرگ ديگرى است كه به طور ويژه بايد پيشروان و نخبگان از آن بر حذر باشند. دشمن را با علاماتش در هر لباس بايد شناخت و از كيد او كه در مواردى در پسِ ظاهرِ دوستى و كمك پنهان ميشود، بايد ملت و انقلاب را مصون ساخت. روى ديگر اين صفحه، مغرور شدن و دشمن را غافل دانستن است؛ شجاعت را بايد با تدبير و حزم در هم آميخت. در مقابل شيطان جن و انس، بايد همهى ذخائر الهى در وجود خود را به كار گرفت. ايجاد اختلاف و به جان هم انداختن انقلابيون و رخنه در پشت جبههى مبارزه، نيز آفتى بزرگ است كه با همهى توان بايد از آن گريخت. آسيبهاى دستهى دوم را غالباً ملتهاى اين منطقه در حوادث گوناگون آزمودهاند. نخستين آسيب، بر روى كار آوردن عناصرى است كه خود را متعهد به آمريكا و غرب ميدانند. غرب ميكوشد پس از سقوط ناگزير مهرههاى وابسته، اصل سيستم و اهرمهاى اصلى قدرت را حفظ كند و سر ديگرى را بر روى اين بدن بگذارد و بدين وسيله سلطهى خود را همچنان ادامه دهد. اين به معناى هدر رفتن همهى تلاشها و مجاهدتها است. در اين مرحله اگر با مقاومت و هشيارى مردم مواجه شوند، ميكوشند تا بديلهاى انحرافى گوناگون در پيش پاى نهضت و مردم بگذارند. اين سناريو ميتواند پيشنهاد مدلهاى حكومتى و قانون اساسىهائى باشد كه كشورهاى اسلامى را بار ديگر در دام وابستگى فرهنگى و سياسى و اقتصادى به غرب بيفكند، و ميتواند نفوذ ميان انقلابيون و تقويت مالى و رسانهاى يك جريانِ نامطمئن و به حاشيه راندن جريانهاى اصيل در انقلاب باشد. اين نيز به معنى بازگرداندن سلطهى غرب و تثبيت مدلهاى نوسازى شدهى غربى و بيگانه از اصول انقلاب و در نهايت، تسلط آنها بر اوضاع است. اگر اين تاكتيك نيز به نتيجه نرسد، تجربهها به ما ميگويد كه آنگاه روشهائى چون هرج و مرج و تروريزم و جنگ داخلى ميان پيروان اديان يا قوميتها يا قبائل و احزاب و يا حتى ميان ملتها و دولتهاى همسايه، و همراه با آن، حصر اقتصادى و تحريم و بلوكه كردن سرمايههاى ملى و نيز هجوم همه جانبهى تبليغاتى و رسانهاى را در پيش خواهند گرفت. مقصود آنان از اين همه، خسته و نوميد كردن مردم و مردد و پشيمان كردن مبارزان است، كه ميدانند در اين صورت، شكست دادن انقلاب، ممكن و آسان خواهد شد. ترور نخبگان صالح و مؤثر يا بدنام كردن برخى از آنان و از سوئى خريدن كسانى از سستعنصران، نيز در شمار روشهاى متداول قدرتهاى غربى و مدعيان تمدن و اخلاق است. در ايران اسلامى، اسناد لانهى جاسوسى كه به دست انقلاب افتاد، نشان داد كه همهى اين توطئهها، بدقت از سوى رژيم ايالات متحدهى آمريكا براى ملت ايران برنامهريزى شده بود. براى آنان بازگرداندن ارتجاع و استبداد و حاكميت وابسته در كشورهاى انقلابى، اصلى است كه همهى اين روشهاى كثيف را تجويز ميكند. 3- در آخرين بخشِ سخنانم، توصيههائى را بر اساس تجربهى عينى خودمان در ايران و آنچه از مطالعهى دقيق ديگر كشورها به دست آمده است، در معرض ديد و تشخيص و انتخاب شما ميگذارم. شك نيست كه شرائط ملتها و كشورها در همه چيز يكسان نيست، ولى بيناتى وجود دارد كه ميتواند براى همه مفيد باشد. اولين سخن آن است كه با توكل به خداوند و اعتماد و حسن ظن به وعدههاى مؤكد نصرت الهى در قرآن و به كارگيرى خرد و عزم و شجاعت، ميتوان بر همهى اين موانع فائق آمد و پيروزمندانه از آنها عبور كرد. البته كارى كه شما بدان همت گماشتهايد، بسى بزرگ و سرنوشتساز است. پس بايد زحمات بزرگ را هم به خاطر آن تحمل كرد. اميرالمؤمنين على (عليه السّلام) در خطبهای فرموده است: فانّ اللَّه لم يقصم جبّارى دهر قطّ الّا بعد تمهيل و رخاء و لم يجبر عظم أحد من الامم الّا بعد أزل و بلاء و فى دون ما استقبلتم من عتب و ما استدبرتم من خطب معتبر.(6) توصيهى مهم آن است كه خود را همواره در ميدان بدانيد: «فاذا فرغت فانصب».(7) هميشه خداوند را حاضر و كمككار خود بدانيد: «و الى ربّك فارغب».(8) و پيروزيها ما را دچار غرور و غفلت نكند: «اذا جاء نصراللَّه و الفتح و رأيت النّاس يدخلون فى دين اللَّه افواجاً فسبّح بحمد ربّك واستغفره انه كان توابا».(9) اينها پشتوانههاى حقيقىيك ملت مؤمن است. توصيهى ديگر، بازخوانى دائمى اصول انقلاب است. شعارها و اصول بايد تنقيح و با مبانى و محكمات اسلام تطبيق داده شوند. استقلال، آزادى، عدالتخواهى، تسليم نشدن در برابر استبداد و استعمار، نفى تبعيضهاى قومى و نژادى و مذهبى، نفى صريح صهيونيزم؛ اينها اركان نهضتهاى امروز كشورهاى اسلامى است و همه برگرفته از اسلام و قرآن است. اصولتان را روى كاغذ بنويسيد؛ اصالتهاى خود را با حساسيت بالا حفظ كنيد؛ نگذاريد اصول نظام آيندهى شما را دشمنان شما بنويسند؛ نگذاريد اصول اسلامى در پاى منافع زودگذر قربانى شود. انحراف در انقلابها، از انحراف در شعارها و هدفها آغاز ميشود. هرگز به آمريكا و ناتو و به رژيمهاى جنايتكارى چون انگليس و فرانسه و ايتاليا كه زمانى دراز سرزمين شما را ميان خود تقسيم و غارت كردند، اعتماد نكنيد؛ به آنها سوء ظن داشته باشيد و لبخند آنها را باور نكنيد؛ پشت اين لبخندها و وعدهها، توطئه و خيانت نهفته است. راه حل خود را خود با بهرهگيرى از سرچشمهى فياض اسلام به دست آوريد و نسخههاى بيگانه را به خودشان پس دهيد. توصيهى مهم ديگر پرهيز از اختلافات مذهبى، قومى، نژادى، قبيلهاى و مرزى است. تفاوتها را به رسميت بشناسيد و آن را مديريت كنيد. تفاهم ميان مذاهب اسلامى كليد نجات است. آنها كه آتش تفرقهى مذهبى را با تكفير اين و آن دامن ميزنند، اگر خودشان هم ندانند، مزدور و عملهى شيطانند. نظامسازى كار بزرگ و اصلى شما است. اين كارى پيچيده و دشوار است. نگذاريد الگوهاى لائيك يا ليبراليسم غربى، يا ناسيوناليسم افراطى، يا گرايشهاى چپ ماركسيستى، خود را بر شما تحميل كند. اردوگاه شرق چپ فرو ريخت و بلوك غرب فقط با خشونت و جنگ و خدعه بر سر پا مانده و عاقبت خيرى براى آن متصور نيست. گذشت زمان به زيان آنها و به سود جريان اسلام است. هدف نهائى را بايد امت واحدهى اسلامى و ايجاد تمدن اسلامى جديد بر پايهى دين و عقلانيت و علم و اخلاق، قرار داد. آزادى فلسطين از چنگال درندهى صهيونيستها نيز هدفى بزرگ است. كشورهاى بالكان و قفقاز و آسياى غربى پس از هشتاد سال از چنگال شوروى سابق نجات يافتند؛ چرا فلسطين مظلوم نتواند پس از هفتاد سال از اسارت صهيونيستهاى ظالم نجات يابد؟ نسل امروزِ كشورهاى اسلامى اين ظرفيت را دارد كه به چنين كارهاى بزرگى بپردازد. نسل جوان امروز مايهى افتخار نسلهاى پيشين خويش است. به قول شاعر عرب: قالوا: ابوالصَّخر مِن شَيبان قُلتُ لَهُم/كلاّ لَعمَرى ولكن منهُ شيبانٌ وَ كَم اَبٍ قد عَلاَ بِابنٍ ذُرى شَرَفٍ/كما عَلا برسول اللَّه عدنانٌ به نسل جوان خود اعتماد كنيد، روح اعتماد به نفس را در آنان زنده كنيد، و از تجربههاى مجربان و پيران، آنها را بهرهمند سازيد. دو نكتهى مهم در اينجا وجود دارد: اول آنكه ملتهاى انقلاب كرده و آزاد شده، يكى از مهمترين خواستههايشان حضور و نقش قاطع مردم و آرائشان در مديريت كشور است، و چون مؤمن به اسلامند، پس مطلوب آنان «نظام مردمسالارى اسلامى» است؛ يعنى حاكمان با رأى مردم برگزيده ميشوند و ارزشها و اصول حاكم بر جامعه، اصول مبتنى بر معرفت و شريعت اسلامى است. اين خود ميتواند در كشورهاى گوناگون به اقتضاى شرائط، با شيوهها و شكلهاى گوناگون تحقق يابد، ولى با حساسيت كامل بايد مراقب بود كه اين با دموكراسى ليبرال غربى اشتباه نشود. دموكراسى لائيك و در مواردى ضد مذهب غربى با مردمسالارى اسلامى كه متعهد به ارزشها و خطوط اصلى اسلامى در نظام كشور است، هيچ نسبتى ندارد. نكتهى دوم آن است كه اسلامگرائى نبايد با تحجر و قشرىگرى و تعصبهاى جاهلانه و افراطى مشتبه گردد. مرز ميان اين دو نيز بايد پر رنگ باشد. افراطهاى مذهبى كه غالباً با خشونت كور همراه است، عامل عقبماندگى و دور شدن از هدفهاى والاى انقلاب است، و اين به نوبهى خود مايهى جدا شدن مردم و در نتيجه شكست انقلاب خواهد بود. خلاصه كنم: سخن از بيدارى اسلامى، سخن از يك مفهوم نامشخص و مبهم و قابل تأويل و تفسير نيست؛ سخن از يك واقعيت خارجىِ مشهود و محسوس است كه فضا را انباشته و قيامها و انقلابهاى بزرگى را پديد آورده و مهرههاى خطرناكى از جبههى دشمن را ساقط كرده و از صحنه بيرون رانده است. با اين حال، صحنه همچنان سيال و نيازمند شكل دادن و به سرانجام رساندن است. آياتى كه در طليعهى سخن تلاوت شد، دستورالعمل كامل و كارسازى است؛ براى هميشه و بويژه در اين برههى حساس و سرنوشتساز. خطاب به پيامبر اكرم (صلّى اللَّه عليه و آله و سلم) است، ولى در واقع ما همگى بدان مخاطب و مكلفيم. در اين آيات، تقوا با همان معنى بلند و گستردهاش، اولين توصيه است، و سپس سرپيچيدن از فرمانبرى كافران و منافقان، و پيروى از وحى الهى، و سرانجام توكل و اعتماد به خداوند. بار ديگر اين آيات را مرور كنيم: بسماللَّهالرّحمنالرّحيم. «يا أيها النّبىّ اتّق اللَّه و لا تطع الكافرين و المنافقين انّ اللَّه كان عليماً حكيماً. واتّبع ما يوحى اليك من ربّك انّ اللَّه كان بما تعملون خبيراً. و توكّل على اللَّه و كفى باللَّه وكيلاً». والسّلام عليكم و رحمةاللَّه 1) احزاب: 3 - 1 2) ابراهيم: 24 3) احزاب: 23 4) نساء: 76 5) آلعمران: 174 - 173 6) نهجالبلاغه: خطبهى 88 7) شرح: 7 8) شرح: 8 9) نصر: 3 - منبع : khamenei.ir |
|||
|
|
۱۳:۴۸, ۲۶/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #38
|
|||
|
|||
|
سلام دوست من یه کلمه ای رو تو عنوان مطلب دیدم.خواستم نظر خودم رو بگم.امام خامنه ای .من خدمت ایشون ارادت کامل دارم.ولی با به کار بردن کلمه امام مخالفم.درسته شاید بگین امام رو به معنی پیشوا و رهبر به کار میبرین.ولی امام باید معصوم باشه.مقایسه غیر معصوم و معصوم کار درستی نیست.میدونیم که مقام امامت از پیامبری بالاتر هست.یعنی دوازده امام ما به همراه حضرت محمد(ص9) و حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیه) معصوم هستن.و مقام امامان ما از دیگر پیامبران به جز پیامبر اسلام از نظر عصمت و تقرب بالاتر هست.
|
|||
|
|
۱۷:۲۴, ۲۶/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #39
|
|||
|
|||
(۲۶/شهریور/۹۰ ۱۵:۴۱)منتظر 14 نوشته است:(۲۶/شهریور/۹۰ ۱۳:۴۸)seyed نوشته است: سلام دوست من یه کلمه ای رو تو عنوان مطلب دیدم.خواستم نظر خودم رو بگم.امام خامنه ای .من خدمت ایشون ارادت کامل دارم.ولی با به کار بردن کلمه امام مخالفم.درسته شاید بگین امام رو به معنی پیشوا و رهبر به کار میبرین.ولی امام باید معصوم باشه.مقایسه غیر معصوم و معصوم کار درستی نیست.میدونیم که مقام امامت از پیامبری بالاتر هست.یعنی دوازده امام ما به همراه حضرت محمد(ص9) و حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیه) معصوم هستن.و مقام امامان ما از دیگر پیامبران به جز پیامبر اسلام از نظر عصمت و تقرب بالاتر هست. بسم الله الرحمن الرحیم بله باید بزرگان در این مورد حرف بزنند . اما من نظر خودم رو میدم چون یکی از کسانی هستم که میگم باید حتما بگیم امام خامنه ای ! دوستان عزیز این کلمات نیستند که به انسان ارزش میدهند . پس ما با به کاربردن کلمه اما نمیخواهیم بگوییم ارزش امام معصوم و آیت الله خامنه ای در یک سطح است! امام در لغت به معنی پیشوا و رهبر یک گروه است که ویژگی های خاصی دارد مثل عدالت و ... ما از کلمه امام به این خاطر استفاده میکنیم که بار معنوی دارد . این نظری بود که به ذهن مخدوش بنده رسید |
|||
|
|
۱۷:۵۷, ۲۶/شهریور/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/شهریور/۹۰ ۱۸:۰۰ توسط میلاد.م.)
شماره ارسال: #40
|
|||
|
|||
|
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| نامه احمدی نژاد به مقام معظم رهبری | میثم2 | 20 | 5,469 |
۱۳/مهر/۹۵ ۱۵:۰۶ آخرین ارسال: فرشته ی عذاب |
|
| بیانات مهم مقام معظم رهبری در ابتدای درس خارج فقه | -Ali- | 0 | 1,014 |
۵/مهر/۹۵ ۱۱:۴۰ آخرین ارسال: -Ali- |
|
| این تصویر مقام معظم رهبری «جعلی» است | Islam | 0 | 1,081 |
۸/تیر/۹۴ ۱۸:۴۰ آخرین ارسال: Islam |
|








![[تصویر: 13900418_2412887.jpg]](http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/12887/C/13900418_2412887.jpg)





