|
*متنهائی که بایدخواند*
|
|
۱۰:۲۸, ۳/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
محبوبيت با شهرت متفاوت است. محبوبيت حاصل محبتي است كه خدا در دل ديگران مي اندازد و اين محبت خود نتيجه تفرغ از دغدغه هاي دنياست اما شهرت مورد اشاره انگشتان قرار گرفتن است. محبوب در قلب مردم است و مشهور در سر انگشتان مردم. شهرت در ظاهر است چه دنيايي و چه اخروي.
پيامبر فرمود از دغدغه هاي دنيا فارغ شويد كه هر كس با قلبش بر خدا رو كند خدا قلبهاي بندگان را با مودت و رحمت فرمانبردار او مي كند (ميزان الحكمه، ج6، ح9979). و نيز فرمود آدمي را همين شر بس كه در دين و دنيايش مورد اشاره انگشتان قرار گيرد، مگر كسي كه خدا از بدي حفظش كند(ميزان الحكمه، ج6، ح9987). محبوب یادکردنش شیرین و آرامش بخش است و مشهور به هم نشان دادنش مایه سرگرمی. تلویزیون مایه شهرت است تا محبوبیت. ما بازیگران، برندگان مسابقات علمی و ورزشی و... و حتی دانشمندان را به هم نشان می دهیم و حتی وقتی همدیگر را در آینه تلویزیون می بینیم به هم خبر می دهیم ؛ بدون آنکه دلمان بلرزد و یادی در جانمان طنین بیندازد. فقط تعجب می کنیم و لبخندی از سر سرگرمی می زنیم. نتیجه این شهرت چیست؟ شناخت سطحی و توقف در ظواهر و حتی قضاوت های غلط و حواشی سنگین تر از متن. و خلاصه اینکه: آدمي را همين شر بس كه در دين و دنيايش مورد اشاره انگشتان قرار گيرد... |
|||
| آغاز صفحه 73 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱:۳۸, ۲۶/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #721
|
|||
|
|||
|
وقتی چیزی در حال تمام شدن باشد؛ یک لحظه آفتاب در هوای سرد غنیمت میشود. خدا در مواقع سختیها تنها پناه میشود. یک قطره نور در دریای تاریکی همهی دنیا میشود. یک عزیز وقتی که از دست رفت همه کس میشود. پاییز وقتی که تمام شد، به نظر قشنگ و قشنگتر میشود … امروز به همه چیز خوب بنگر، قدر داشتههایت را بدان و سپاسگزار پروردگارت باش! عزیزانت را در آغوش بگیر، بگو که چقدر آنها را دوست داری! به زندگیات عشق بورز و زیبا زندگی کن … فرصتها را از دست نده! زندگی آنقدرها هم طولانی نیست … شاید فردایی نباشد! قدرش را بدان!
|
|||
|
|
۲:۱۰, ۲۹/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #722
|
|||
|
|||
|
|||
|
|
۱۵:۵۸, ۱/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #723
|
|||
|
|||
|
اون ماهی که به فکر مستقل شدن و پیشرفت و تجربه محیط های جدیده یا از آب بیرون میفته یا گرفتار کوسه میشه و لاجرم محکوم به نابودیه
|
|||
|
|
۱۹:۲۷, ۱/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #724
|
|||
|
|||
|
همت داشت برای بچه های اطلاعات عملیات صحبت میکرد یه دفعه عصبانی شد «وقتی عصبانی می شد روی پنجه های پاهاش بلند میشد و صورتش سرخ می شد» گفت :
«بچه ها بجنگید اگه نجنگید میان عنانتون رو دست می گیرند» پیش خودم گفتم خدایا حاجی چی داره میگه اینا همه وصیت نامه هاشون تو جیبشونه.... گذشت... شد قطعنامه ۵۹۸ یه تیم از اروپایی ها و آمریکایی در قالب سازمان ملل اومدن تهران و ما مسئولیت حفاظتشون رو به عهده داشتیم، همه با لباس نظامی بودن بجز یک آمریکایی که با ۲ متر قد لباس گاوچرونی بوشیده بود با تیپ کاملا آمریکایی. من جلو آسانسور وایساده بودم، در که باز شد اومد بیرون یه دونه زد رو شونه من گفت «Hello My Friend» خدا میدونه که اونجا شکستم... یه دفعه همت اومد جلوی چشمم که داشت می گفت بچه ها بجنگید، اگه نجنگید میان عنانتون رو دست میگیرن... «حاج سعید قاسمی» |
|||
|
|
۲۱:۳۷, ۱/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #725
|
|||
|
|||
|
ميدانم هيچ صندوقچهاي نيست كه بتوانم رازهايم را توي آن بگذارم و درش را قفل كنم؛ چون تو همه قفلها را باز ميكني. ميدانم هيچ جايي نيست كه بتوانم دفتر خاطراتم را آنجا پنهان كنم؛ چون تو تكتك كلمههاي دفتر خاطراتم را ميداني .. حتي اگر تمام پنجرهها را ببندم، حتي اگر تمام پردهها را بكشم، تو مرا باز هم ميبيني و ميداني كه نشستهام يا خوابيده و ميداني كدام فكر روي كدام سلول ذهن من راه ميرود. تو هر شب خوابهاي مرا تماشا ميكني، آرزوهايم را ميشمري و خيالهايم را اندازه ميگيري. تو ميداني امروز چند بار اشتباه كردهام و چند بار شيطان از نزديكيهاي قلبم گذشته است. تو ميداني فردا چه شكلي است و ميداني فردا چند نفر پا به اين دنيا خواهند گذاشت .. تو ميداني من چند شنبه خواهم مُرد و ميداني آن روز هوا ابري است يا آفتابي .. تو سرنوشت تمام برگها را ميداني و مسير حركت تمام بادها را. و خبر داري كه هر كدام از قاصدكها چه خبري را با خود به كجا خواهند برد .. تو ميداني، تو بسيار ميداني ... خدايا ميخواستم برايت نامهاي بنويسم .. اما يادم آمد كه تو نامهام را پيش از آن كه نوشته باشم، خواندهاي .. پس منتظر ميمانم تا جوابم را فرشتهاي برايم بياورد .. |
|||
|
|
۳:۲۵, ۴/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #726
|
|||
|
|||
|
|||
|
|
۱۸:۲۹, ۱۹/فروردین/۹۴
شماره ارسال: #727
|
|||
|
|||
|
نه سفیدی بیانگر زیبایی است.. و نه سیاهی نشانه زشتی..
کفن سفید اما ترساننده است و کعبه سیاه اما محبوب و دوست داشنتی است.. انسان به اخلاقش هست نه به مظهرش.... قبل از اینکه سرت را بالا ببری و نداشته هایت را به پیش الله گلایه کنی.. نظری به پایین بینداز و داشته هایت را شاکر باش ، انسان بزرگ نمی شود ، جز به وسیله ی فكرش، شریف نمیشود، جز به واسطه ی رفتارش و قابل احترام نمی گردد ، جز به سبب اعمال نیكش......
|
|||
|
|
۰:۱۳, ۲۱/فروردین/۹۴
شماره ارسال: #728
|
|||
|
|||
|
میفهمم چرا کم باران می بارد!
باران که میبارد یک نفر نفس عمیقی میکشد و میگوید واو چه باران زیبایی... و یک نفر کارتون هایش راجمع میکند و میگوید: خدایا تَمامِ زندگیَم خیس شد... . |
|||
|
|
۲۳:۱۱, ۲۸/فروردین/۹۴
شماره ارسال: #729
|
|||
|
|||
|
|||
|
|
۲۳:۱۶, ۲۹/فروردین/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/فروردین/۹۴ ۲۳:۱۷ توسط noormeshkat.)
شماره ارسال: #730
|
|||
|
|||
|
اگر سلاح مؤمن در جهاد اصغر تيغ دو دم است و تير و تفنگ، سلاح او در جهاد اكبر اشك و آه و ناله به درگاه خداست و اگر راستش را بخواهي، آن قدرتي كه پشت شيطان را ميشكند و آمريكا را از ذروهي دروغين قدرت به زير ميكشد اين گريههاست
.شهید آوینی. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |











