۱۲/آبان/۹۱, ۱۳:۵۴
سلام. من واقعا شرمنده ام که همه دوستان رو گرفتار مسئله به این سختی کردم. اما چه کنم؟؟؟ انسانم و دغدغه دین دارم و میخواهم هم برای خودم و هم برای دیگران ابهام زدایی کنم.
خدا خیرت بدهد.
دلیل این قسمت که همه سوال من روی همین بوده را در هیچ روایتی پیدا نمیکنید.
پیشاپیش عید غدیر مبارک.
خداوند همه ما را به راه راست هدایت بفرماید. راه اندیشه و عشق.
شما را نمیدانم . اما من به عنوان وظیفه شرعی ام تا دلیل پیدا نکنم آرام نمینشینم.
احادیثی که در زمان خلیفه دوم (لعنت الله علیه) جعل شدند، در زمان معاویه (لعنت الله علیه) همینطور و در زمان مامون هم و در حکومت صفویان هم ... و ... و ... و... همه اینها جزء احادیثند. پس به من حق بدهید به همه شان ایمان نداشته باشم.
چشم انشاءالله از این لعین ابن لعین ها هم خواهیم گفت. سر فرصت...
خوشا به سعادت شما که جز سربازی حضرت کاری نکرده اید.
تف به ریا. من هم جز ابهام زدایی و مقابله با جنگ نرم و تهاجم فرهنگی دشمن کاری نکرده ام.
یا علی.
(۵/دی/۹۰ ۲۲:۳۰)zarati313 نوشته است: [ -> ]این میشود دلیل برای رجعت ائمه و مومنان (رجعت بدون حکومت)
تا به ثواب یارى او و مساعدت وى و مشاهده دولت آن حضرت فائز گردند.
(۵/دی/۹۰ ۲۲:۳۰)zarati313 نوشته است: [ -> ]5ـ پس از اعتقاد به رجعت که از عقاید شیعه است، ممکن است از تفاصیل و علت واقعی آن آگاهی نداشته باشیم، و این هیچ گونه اشکال و سستی در عقیدة ما ایجاد نمیکند. مثل این که به وجود ملائکه ایمان داریم، چون قرآن از آن خبر داده، ولی تعدادشان چقدر است، نحوة زندگی شان چگونه است و کارهایشان به طور تفصیل چگونه است، اطلاع دقیق نداریم.
6ـ ممکن است علت واقعی رجعت برای ما روشن نباشد، ولی با توجه به روایات رجعت، چنین به نظر میرسد که بازگشت دو گروه از مؤمنان و کافران به زندگی دنیا، به منظور تکمیل یک حلقة تکاملی گروه اوّل "مؤمنان" و چشیدن کیفر دنیوی گروه دوم "کافران" است.به تعبیر دیگر:گروهی از مؤمنان خالص که در مسیر تکامل معنوی با موانعی در زندگی خود رو به رو شده اند و تکامل آنها ناتمام مانده است، حکمت الهی ایجاب میکند که سیر تکاملی خود را از طریق بازگشت مجرّد به این جهان ادامه دهند؛ شاهد و ناظر حکومت جهانی حق و عدالت باشند؛ و در بنای این حکومت شرکت جویند، چرا که شرکت در تشکیل چنین حکومتی از بزرگ ترین افتخارات است.به عکس گروهی از منافقان و کافران جبار سرسخت علاوه بر کیفر خاص خود در رستاخیز باید مجازات هایی در این جهان، نظیر آن چه اقوام سرکشی مانند فرعونیان و عاد و ثمود، و قوم لوط دیدند ببینند، و تنها راه آن رجعت است.[6]انسان معتقد به حکمت و عدل الهی، همان گونه که معتقد است باطن این عالم پاک و بر اساس عدالت و درستی بنیان شده، معتقد است روزی فرا میرسد که ظاهر تمام این عالم همانند باطن میشود و همان گونه که باطن آن بر اساس عدل در جریان است، ظاهر آن نیز این گونه میشود و برای تحقق چنین امری،
کسانی که مصداق تمام و کمال ظلم و عدل بوده اند، برانگیخته میشوند تا حقیقت این عالم نمایانده شود. اگر ظالمان این دنیا را با کامیابی سپری کرده اند، گمان نرود که واقعاً پایان آنها همین گونه است زیرا می دانیم که قیامت، چیزی جز ظهور و تجسم این عالم نیست، پس باید سرانجام دنیای ظالمان و کافرانی که با کامیابی سپری کرده اند مانند معاویه، شکست و ذلت باشد، تا در قیامت، ذلت به صورت واقعی آشکار شود.
به عبارت دیگر: همان گونه که برای مؤمنان باید مسیر تکاملی آنها که با موانعی در دنیا رو به رو بوده اند، برداشته شود تا این مسیر به پایان خود و سیر تکاملی صعودی برسد، کافران خالص و ظالمان نیز باید به نهایت مسیر تکاملی نزولی خود برسند و حکومت و قدرتی که باعث شده که نهایت سیر نزولی آشکار نشود، آشکار شود و در قیامت طبق همین عذاب، یا نعمت الهی هویدا شود. باید توجه داشت هنوز کسانی مانند معاویه و غاصبان ولایت به عنوان انسان های درستکار نزد بسیاری از مسلمانان شناخته میشوند.
همه حرفهایتان را قبول دارم. از جمله این یکی. اما همه اینها در حکومت امام زمان امکان پذیر خواهد بود.
(۵/دی/۹۰ ۲۲:۳۰)zarati313 نوشته است: [ -> ]البته این نکته که بیان شده، به عقل و دانش ما رسیده، امکان دارد مسایلی در فلسفه و علت آن بیان شده که دست نیافته ایم، یا بسیاری از مسایل طرح شود که اصولاً فلسفه آن بیان نشده و یا عقل ما نتواند به علت واقعی آنها دست یابد، امام آنها را به حکم عقل و منطق قبول میکنیم چون از جایگاه خطا ناپذیر الهی صادر شده است. این مسئله در پایان توضیح داده میشود.یادآوری: همان گونه که نیافتن چیزی دلیل بر نبودن آن نیست، نفهمیدن مطلبی هم دلیل بر درست نبودن آن نمیباشد. مطالب علمی بسیاری هست که ما نمی فهمیم، ولی نفهمیدن دلیل نمی شود که آن مطلب صحیح نباشد. در اعتقادات شرعی هم همین طور است،
اگر یقین کردی که غلط است چه؟؟
همانطور که من کم کم دارم یقین میکنم که صحیح نیست.
قبلا خودم یک نفر بودم و الان همه دوستان. همه اشکالاتی که دوستان به نفی من وارد کردند، قبلتر خودم به نظریه خودم وارد کرده بودم و جوابشان را هم پیدا کرده بودم. عدم حکومت امامان نه تنها هیچ اشکالی در امر وارد نمیکند بلکه خیلی بهتر و عقلانی تر و حکیمانه تر خواهد بود. نعوذ بالله نمیخواهم بگویم کار خدا اشتباه است. میگویم یا احادیث جعلی است (که احتمالش کم است) یا ما نمیفهمیم منظورش را. شاید حکومت امام حسین در دوره حضرت مهدی باشد. به عنوان مثال حاکم آسیا!! مثلا میگویم. حکومت جهانی با حضرت مهدی باشد و ائمه به عنوان فرمانده های او باشند. این میشود. اما حکومت بعد از امام زمان غیر عقلانی است. امام زمان آخرین حجت خداست و اگر قرار باشد بعد از او بازم فساد باشد .... ؟؟؟؟؟؟
(۵/دی/۹۰ ۲۲:۳۰)zarati313 نوشته است: [ -> ]در در پایان اضافه می کنیم:آنچه در مورد امامان قطعی به نظر می رسد، اصل رجعت و شرکت در برپایی حکومت عدل جهانی است، اما اینکه آیا آنها هم به طور مستقل حکومت خواهند کرد یا به همراه امام زمان، یا پس از او حکومت خواهند کرد یا نه، و اصلاً حکومت می کنند، نیز ایا همه حکومت می کنند یا بعضی مانند حضرت امیر و امام حسین(علیه السلام) به طور قطعی نمی توان سخن گفت و روایات در این باره متعدد و مختلف است.
خدا خیرت بدهد.
دلیل این قسمت که همه سوال من روی همین بوده را در هیچ روایتی پیدا نمیکنید.
پیشاپیش عید غدیر مبارک.
خداوند همه ما را به راه راست هدایت بفرماید. راه اندیشه و عشق.
(۱۲/آبان/۹۱ ۱۲:۱۰)aboutorab نوشته است: [ -> ]به من و ما نوعي هيچ ربطي ندارد كه بخواهيم دنبال دليل برايش بگرديم ؟
شما را نمیدانم . اما من به عنوان وظیفه شرعی ام تا دلیل پیدا نکنم آرام نمینشینم.
(۱۲/آبان/۹۱ ۱۲:۱۰)aboutorab نوشته است: [ -> ]نه اينكه مداركي را كه علماي تراز اول و حتي احاديث ائمه معصومين عليهم السلام را رد كرد و خود با عقل ناقص به دنبال دليل گشت .گفتم مدرک ها هست. اما مدرک بی دلیل بی اعتبار است. من هیچ وقت همه احادیث را رد نمیکنم. اما:
احادیثی که در زمان خلیفه دوم (لعنت الله علیه) جعل شدند، در زمان معاویه (لعنت الله علیه) همینطور و در زمان مامون هم و در حکومت صفویان هم ... و ... و ... و... همه اینها جزء احادیثند. پس به من حق بدهید به همه شان ایمان نداشته باشم.
(۱۲/آبان/۹۱ ۱۲:۱۰)aboutorab نوشته است: [ -> ]امابحث و گفتگو درباره ديگر مخلوقات خداوند تبارك و تعالي حقير در حد وسع خود در خدمت تان هستم
از خلفاي كافر گرفته تا صحابه پيمان شكن و مرتد بنويسيد تا همگان بدانند كه مولاي غريبمان در طول 25 سال چه كشيده اند .
و بدين وسيله ان شاءالله گمراهاني كه بوسيله آنان گمراه شده اند به راه راست برگردند و عاقبت بخير شوند
چشم انشاءالله از این لعین ابن لعین ها هم خواهیم گفت. سر فرصت...
(۱۲/آبان/۹۱ ۱۲:۱۰)aboutorab نوشته است: [ -> ]و هم اكنون كه آخرين خليفه خداوند يعني حضرت اباصالح المهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در اوج غربت و مظلوميت قرار دارد من و شما وظيفه اي جز براي برطرف نمودن اين غربت و مظلوميت ندارم .
كه حقير عاصي و ناتوان جز سرباري براي پدر مهربان حضرت اباصالح المهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف) كاري نكردم .
خوشا به سعادت شما که جز سربازی حضرت کاری نکرده اید.
تف به ریا. من هم جز ابهام زدایی و مقابله با جنگ نرم و تهاجم فرهنگی دشمن کاری نکرده ام.
یا علی.