(۱۶/آبان/۹۱ ۳:۰۰)ahmad1300 نوشته است: [ -> ]با سلام خدمت دوست عزیز اقای اشفته . شما فرمودید
خب ابتدا به دو تا مساله جواب بدم بعد جواب اصلی شما:
بنده روزه رو به عنوان مثال زدم و گرنه احکامی به عقل ما بی دلیل باشه زیاده مثل حرمت طلا برای مردان شاید هیچ دلیل عقلی نداشته باشه ولی ما ملزم به اطاعت هستیم لذا به هیچ بهانه ای نمیشه احکام شرع رو رد کرد و اگر چیزی به عقل ما سازگار نبود باید بپذیریمش مثل همین حرمت طلا برای مردان لذا اصل این مطلب شما که چون دلیلی بر رجعت ائمه نیست باید ردش کرد کاملا غلطه
ضمنا این کار شما نعوذ بالله بالاتر قرار دادن خودتون از ائمه است چون ائمه گفتند رجعت هست ولی شما میگید چون با عقل شما سازگار نیست غلطه و این معنیش اینه که شما بیشتر از ائمه میفهمید !!!!!!!!!!
اما اینکه فرمودید { رهبری کردن بدون خلافت هم امکان پذیر است} باید بگم این حرف غلطه چون ائمه مولی ما هستند در همه زمینه ها (علمی دینی سیاسی و....) پس یکی از ابعاد ولایت ائمه بعد سیاسیشه یعنی باید رهبر جامعه از نظر سیاسی باشند بله در دیگر زمینه ها ولایتشون بوده ولی در زمینه سیاسی از اون ها غضب شده
امابرسیم به مهمترین بخش جواب
خب میخوام از مقبولات خود شما استفاده کنم و طبق چیزی که خودتون قبول دارید جواب بدم به جمله ای که نوشتید توجه کنید خود شما فرمودید دو چیز رو قبول دارید 1- اگر ثابت بشه حق ائمه ضایع شده قبول میکنید که رجعت ائمه دارای توجیه عقلی هستش 2-حکومت وظیفه ائمه بوده نه حق
حالا طبق فرموده های خودتون کافی من ثابت کنم حق ائمه با غضب خلافت ضایع شده و شما در این صورت میپذیرید که رجعت ائمه دارای منطق هستش
جواب شما فقط یک جمله است : جلوگیری از انجام وظیفه شرعی ضایع کردن حق محسوب میشه
مثلا شما وظیفت هست که نماز بخونی حلا اگر بنده نذاشتم شما نماز بخونید مثلا دست و پاتون رو بستم و مانع نماز خوندن شما شدم ایا این ضایع کردن حق شما نیست؟
حضانت طفل وظیفه پدز و مادر هستش حالا اگر من نذاشتم پدر و مادری از بچه هاشون حضانت کنند این ضایع کردن حق اون ها نیست
این فقط 2 تا مثال ساده بود شما هر وظیفه ای که تو اسلام هست رو در نظر بگیر اگر کسی مانع انجام اون وظیفه بشه حق اون شخص ضایع شده
با این توضیحات کاملا واضحه که اگر چه خلافت وظیفه ائمه بوده ولی اجازه ندادن به انجام وظیفه شرعی خودش ضایع کردن حق محسوب میشه لذا حق ائمه ضایع شده { اگر چه خلافت وظیفشون بوده }
اگر شما با این حرف من { اجازه ندادن به انجام وظیفه شرعی ضایع کردن حق محسوب میشه } مخالفید فقط 2 تا مثال بزنید که امری واجب باشه و جلوگیری از انجام اون عمل واجب تضییع حق محسوب نشه اگرمثالی زدید که خب باید بحث رو ادامه داد تا به نتیجه رسید اما اگر حرف بنده درست باشه ثابت میشه حق ائمه پایمال شده و شما هم فرموده بودید اگر ثابت بشه حق ائمه ضایع شده میپذیرید رجعت عقلی هستش { در واقع اگر حرف من درست باشه دیگه بحث خاتمه یافتست و شما طبق گفته های خودتون باید بپذیرید رجعت ائمه عقلی هستش}
حالا اگر با حرف بنده مخالفید دو مثال بزنید که جلوگیری از انجام وظیفه شرعی تضییع حق محسوب نشه منتظر جواب شما هستیم در پناه حق باشید
ممنون از شما دوست عزیز
باز من یک سوال از شما دارم: "مثل حرمت طلا برای مردان شاید هیچ دلیل عقلی نداشته" مطمئنید؟؟
اگه اینم فقط یک مثال مثل همون روزه گرفتنه باید بگم که لطف کنید حداقل یک مثالی بزنید که واقعا دلیل عقلی نداشته باشه.
حال آنکه هردومثال شما دارای دلایل عقلی هستند. خوردن گوشت خوک هم دلیل عقلی داره (اینو گفتم که در مثال بعدی نیارید)
همه حرفهای شما متین و درست. اما یک سوال، وظیفه امام چی بوده؟؟ فکر نمیکنید وظیفه امام مربوط به دوره ای از تاریخ بوده؟؟ اینکه مردم اون دوره رو هدایت کنند؟؟
من یه اشتباه کردم که اول مخالفتم رو اعلام کردم و بعد همه دوستان با یک حالت دفاعی اومدن جلو.
اول باید مقدمه چینی میکردم.
بذارید یک سوال اساسی دیگه هم بپرسم: در رجعتی که شما معنی میکنید، بعد از امام زمان یعنی ظلم و بیداد هم هست ؟؟ یعنی قیام امام زمان به نتیجه نهایی نمیرسه و هنوز مردمی خواهند بود که هنوز هدایت نشده اند و نیاز هست که امامی بیاید و به وظیفه اش (که هدایت مردم بود) عمل کند؟؟؟
اما اگر قیام امام زمان به نتیجه برسد چه؟؟ وقتی که همه جهانیان یا هلاک شدند و یا هدایت. بعد از امام زمان چه وظیفه ای بر دوش ائمه خواهد بود؟؟
اگر دوستان میگویند که باز بعد از امام زمان و نسل های بعد باز هم مردم میایند که ظلم میکنند و نیاز دارند به هدایت و ... این یعنی روز از نو روزی از نو؟؟ یعنی باز هم همان نسل حق امام را میخورند؟؟ و دوباره تارخ تکرار میشود؟؟ و کربلا و فدک و صفین و مشهد و .... همه چیز دوباره؟؟
این است آن بی معنی که من فبلتر گفتم...
سلام
ببخشید که بی مقدمه وارد بحث دوستان می شم.
راجع به سوالی که آقای آشفته مطرح کردن، من با توجه به آیه "وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ "فکر می کنم که رجعت ائمه اطهار (صلوات الله علیهم اجمعین) نعمتیه که خدا به ایشان اعطا میکنه. مسلما ائمه حب حکومت ندارن اما خدا حکومت را بعنوان نعمت به ائمه میده. مثل انکه ائمه حب بهشت هم ندارن و خدا رو فقط بخاطر اینکه شایسته پرستش میدونن می پرستن اما خدا از فضل خودش بهشت رو به انها عرضه میکنه.
نمیدونم تونستم منظورمو برسونم یا نه.
ممنون
(۱۷/آبان/۹۱ ۱۰:۱۰)آشفته نوشته است: [ -> ]ممنون از شما دوست عزیز
باز من یک سوال از شما دارم: "مثل حرمت طلا برای مردان شاید هیچ دلیل عقلی نداشته" مطمئنید؟؟
اگه اینم فقط یک مثال مثل همون روزه گرفتنه باید بگم که لطف کنید حداقل یک مثالی بزنید که واقعا دلیل عقلی نداشته باشه.
حال آنکه هردومثال شما دارای دلایل عقلی هستند. خوردن گوشت خوک هم دلیل عقلی داره (اینو گفتم که در مثال بعدی نیارید)
همه حرفهای شما متین و درست. اما یک سوال وظیفه امام چی بوده؟؟ فکر نمیکنید وظیفه امام مربوط به دوره ای از تاریخ بوده؟؟
دوست عزيز جناب آشفته "
فرموديد ديگر مثالي نياوريم، چشم
با آنكه همه مثالهاي دوستان را درست و متين مي انگاريد . باز سوالاتي را مطرح مي نماييد كه بارها دوستانم بهت جواب دادند و شبهات جديدتر كه به ذهنتان وارد مي شود وارد پستتان مي نماييد و سوالات ذهن آشفته خود را داخل ويترين تالار به نمايش مي گذاريد .
حقير ديگر نمي خواهم هيچ گونه حرفي جهت بر طرف شدن و با نشدن شبهه برايتان بزنم و فقط به آخرين كلامم بسنده مي نمايم
آخرين كلامم "
از امضاء تون مي توان خوند كه اهل چه فرقه اي از مذهبي هستيد و بحث و جدل و گفتگو با مرام شما بسيار براي من نوعي مشكل است . بزرگان زيادي هم در اين مقوله به نتايجي نرسيده اند .
موفق باشيد
يا اميرالمومنين عليه السلام
(۱۷/آبان/۹۱ ۱۰:۱۰)آشفته نوشته است: [ -> ]فکر نمیکنید وظیفه امام مربوط به دوره ای از تاریخ بوده؟؟
مسلما خیر.
حتی اگر یک مجموعه ای از دو نفر تشکیل شده باشد ناگزیر برای به تعالی رسیدن مجموعه یکی باید رهبر و امام بر دیگری باشد. تازمانیکه جامعه بشری وجود دارد ،برای رسیدن به سعادت- به وجود رهبر نیاز دارد که در عالیترین سطح رهبری بدست امام (خلیفه الله) خواهد بود.
سلام
جناب اشفته اگه مسئولیت امام در یک دوره زمانی خاص باشه طبق گفته شما ، وظیفه مردم چی بوده در اون زمان؟
الان وظیفه مردم چی هست؟ و وظیفه مخلوقات در مقابل خدا ، از ابتدای افرینش تا انتها ( از ازل تا ابد ) چه هستش؟
ممنون میشم روشن کنید این وظیفه رو.
در مورد حرمت و عدم حرمت که در فقه و مباحث احکام آمده هم لازم هست بگم ، نیازی نیست که عقل تحلیلی و تجربی علتی برای او پیدا کنه ، چون بعد اینهمه سال تازه علتی برای بعضیها پیدا کرده و از طرفی برای احکام الهی لزومی وجود نداره که احکام رو با علم بسنجیم چون هم کف هم نیستن.
در مورد حرمت طلا و گوشت خوک و ... .
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تُحَرِّمُواْ طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللّهُ لَكُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ ﴿۸۷﴾ مائده
اي كساني كه ايمان آوردهايد چيزهاي پاكيزه را كه خداوند براي شما حلال كرده بر خود حرام نكنيد، و از حد تجاوز ننمائيد، زيرا خداوند متجاوزان را دوست نميدارد.
وَكُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ حَلاَلًا طَيِّبًا وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِيَ أَنتُم بِهِ مُؤْمِنُونَ ﴿۸۸﴾ مائده
و از نعمتهاي حلال و پاكيزهاي كه خداوند به شما روزي داده بخوريد و از (مخالفت) خداوندي كه به او ايمان داريد بپرهيزيد.
اگه بخواهید لیستی از این ایات که در وصف خوردن و نخوردن و ... است را برای شما قرار بدم تا بدانیبد که این احکام از قران است .البته اگر اینها را مدلول بر کلام بدانید.
چون شما دنبال دلایل عقلی هستید و فکر نمیکنم عقل بالا تر از کلام خدا باشد نمونه های قرانی اوردم. و از طرفی اگر دلیل عقلی نداشته باشد آیا شما قبول میکنید؟ و نمیگویید این که با عقل همخوانی ندارد و دا چرا چنین حکمی صادر کرده است؟
چرا با خوردن شیر مادر بزرگ نکاح میان پدر و مادر منحل میشود؟ مگر شیر نیست؟ علم و عقل که مخالف نیستند.و در حالی که شرع موافق نیست.حال شما بگویید که عقل ایا این موضوع را قبول دارد یا خیر؟
اگر مخالف این هستید که احکام را باید برایش مدارک و تحلیل علمی برایش پیدا کرد که پس معلوم میشود شما علم را بالا تر از دین دانسته اید.
یا علی
(۱۷/آبان/۹۱ ۱۱:۵۰)Asma نوشته است: [ -> ]مسلما خیر.
حتی اگر یک مجموعه ای از دو نفر تشکیل شده باشد ناگزیر برای به تعالی رسیدن مجموعه یکی باید رهبر و امام بر دیگری باشد. تازمانیکه جامعه بشری وجود دارد ،برای رسیدن به سعادت- به وجود رهبر نیاز دارد که در عالیترین سطح رهبری بدست امام (خلیفه الله) خواهد بود.
ببینید امام حسین (علیه السلام) در یک دوره ای از تاریخ امام مردم بود و بعد از او امام سجاد و .. همین طور تا آخر تا امام زمان.
بله حق باشماست
امام هست.
اما کدام امام؟؟
من میگم بعد از امام زمان مجموعه یک نفری هم نیست مردم یا هلاک میشوند یا هدایت و بعد از امام زمان دیگر کسی نیست که امامی برای هدایتش رجعت کند.
اما تاکید میکنم رجعت به معنای بازگشت مردگان و ائمه و حضرت عیسی
برای یاری به امام زمان را قبول دارم.
(۱۱/آبان/۹۱ ۱۰:۵۹)آشفته نوشته است: [ -> ]
مدرک زیاد است.
دلیل بیاورید.
چرا امام حسین بعد از ظهور میایند و تا پیری حکومت میکنند؟؟
من هیچ دلیلی نمیبینم و قبول نمیکنم. حتی اگر در بحارالانوار آمده باشد.
دلیل بیاورید قبول خواهم کرد.
چون بازگشت امام حسین هم به اراده خداست و خدا هیچ کارش بی دلیل نیست.
دلیل بیاورید نه مدرک.
یا علی.
آه یادم رفت شما هم دلیل بیار که انسان هستی؟
مدرک نمیخواهم فقط دلیل و آنهم خلاف عقل نباشد.
-------------------------------------
خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ وَ عَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظيمٌ
بقره / 7
------------------------------------
در مورد احکام این جامونده بود که نگفتم
مباحث بسیار طولانی میشه اگه بخوام بحث کنم و دلیل بیارم برای شما .امام همین چند خط فکر کنم کافی باشه که :
اگر هم علوم تجربی در این رابطه اظهار نظری می کند؛ حکمی را تایید و یا بر علیه حکمی موضع می گیرد؛ هیچ ارزش علمی ندارد و نباید به آن توجه کرد چون اساسا علم مادی صلاحیت اظهار نظر در محدوده علم وحیانی را ندارد هر چند چنین کشفهایی برخی را ذوق زده می کند؛ اما باید توجه داشت که دلیل حکم شرعی آن یافته تجربی و آزمایشگاهی نیست که اگر فردا دانشمند دیگری نتیجه دیگری گرفت حکم هم به تبعیت آن عوض شود؛ بلکه دلیل حرمت یا وجوب آن حکم، دلیل نقلی (آیه و روایت)است که تا آن هست حکم هم به قوت خود باقی است.
قرآن کریم با تعبیری نظیر «لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُون» در فرازهای گوناگون، عقل را به اندیشه در براهین و آیات الهی دعوت می کند تا از راه تعقل در آنها به معارف بیشتری دست پیدا کند. روشن است که این دعوت در اموری است که در حوزه فهم و درک عقل است.
شما اعتقاد دارید که باید تامل کرد پس به این هم دقت کنید که :
[size=medium]امام رضا علیه السلام فرمود: «عَلَیْنَا إِلْقَاءُ الْأُصُولِ إِلَیْكُمْ وَ عَلَیْكُمُ التَّفَریعُ»(وسائل الشیعة27/62) ما اصول و مطالب پایه را بیان کنیم و شما وظیفه دارید تا با تفکر و اندیشه ای روشمند فروع و جزئیات را استخراج کنید.
اما از طریق توسل جستن به حبل متن و طبق حدیث ثقلین که دیگر همه چیز آشکار و مبین است.
السلام علیکم یا اهل بیت نبوه و موضع الرساله و مختلف الملائکه و مهبط الوحی ....
انا مدینة العلم و علیٌ بابها.
.....
.
یا علی
(۱۷/آبان/۹۱ ۱۲:۱۲)mahdy30na نوشته است: [ -> ]سلام
جناب اشفته اگه مسئولیت امام در یک دوره زمانی خاص باشه طبق گفته شما ، وظیفه مردم چی بوده در اون زمان؟
الان وظیفه مردم چی هست؟ و وظیفه مخلوقات در مقابل خدا ، از ابتدای افرینش تا انتها ( از ازل تا ابد ) چه هستش؟
ممنون میشم روشن کنید این وظیفه رو.
در مورد حرمت و عدم حرمت که در فقه و مباحث احکام آمده هم لازم هست بگم ، نیازی نیست که عقل تحلیلی و تجربی علتی برای او پیدا کنه ، چون بعد اینهمه سال تازه علتی برای بعضیها پیدا کرده و از طرفی برای احکام الهی لزومی وجود نداره که احکام رو با علم بسنجیم چون هم کف هم نیستن.
سلام. قل اطیعو الله و اطیعو الرسول و اولی الامر منکم ....
اینکه وظیفه مردم در طول تاریخ.
اما باید دلیل پیدا کنیم و اما اگه پیدا نکردیم قبول کنیم و تقلید کنیم. این فرق احکام با غقایده.
بقیه حرفهایتان را هم که قبول دارم/
(۱۷/آبان/۹۱ ۱۲:۳۲)mahdy30na نوشته است: [ -> ]
آه یادم رفت شما هم دلیل بیار که انسان هستی؟
مدرک نمیخواهم فقط دلیل و آنهم خلاف عقل نباشد.
لطفا انسان را تعریف کنید تا بررسی کنیم که انسان هستم یا نه.
البته من تعریفی از انسان دارم اما برای اینکه حزفم قانع کننده باشد باید تعریف شما را بدانم.
در زمان پس از ظهور تمام موانع برای هدایت مردم برطرف میشه. این معناش این نیست که همه هدایت میشن. بعضی عناد دارن ولی ممکنه با توجه به شرایط اون زمان و برای حفظ جان، عناد خودشون رو بروز ندن.(پس حجتی هم برای کشتن اونها نیست).
از طرف دیگه کسانی هم که هدایت میشن معنیش این نیست که اصلا گناه نکنن. شیطان نیست اما نفس و حب نفس که از بین نمیره. ایمانها قویتر میشه. تازه بازهم در مراتب ایمانها تفاوت زیاده.
در کل من فکر نمیکنم جامعه یکدست بشه. همگرایی زیاد میشه ولی یکدست نمیشه.
یه مثال: خانواده امیرالمومنین(علیه السلام) رو در نظر بگیرید. هر 4نفر معصوم هستند اما امام علی(علیه السلام) در این مجموعه بر دیگران امامت دارن. یعنی در محدوده این 4معصوم هم امامت تعریف شده. چه برسه به جامعه ای که عصمت افرادش تضمین نشده ست.