تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: بازگشت مردگان به دنیا - تصور شما از رجعت چگونه است؟!%
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7
(۲۰/آبان/۹۱ ۱۰:۵۱)mojtabashams نوشته است: [ -> ]به نظر من موضوع رجعت بعد از حکومت الهی امام زمان موضوعی غیر قابل درک است چون ما حکومت امام زمان را حکومتی ایده آل و کامل می دانیم و این چیزی غیرقابل درک است که بعد از امام زمان امامان دیگری برای هدایت مردم رجعت کنند چون این کار را امام زمان انجام داده و نیازی به آمدن امام دیگری برای هدایت مردم نیست . نکته ی دیگر اینکه آیا امامان حب دنیا یا دوستار حکومت هستتند که دوباره به دنیا برگردند ونکته ی دیگر اینکه این روند تا کی می تواند ادامه داشته باشد.

سلام بر محبان اهلبيت عليهم السلام


جناب مجتبي ( آ ش ف ت ه)

ان شاءالله گمان من غلط باشد .

با اولين پستتون كه اينقدر با عجله زديد ماهيت خود را فاش كرديد .

معمولاً شيعيان و محبان اهلبيت عليهم السلام هيچگاه با چنين ادبياتي وارد يك موضوعي به اين مهمي نمي شوند جز اينكه مدتها وارد همين تايپك بوده و با وارد كردن شبههات و قبول نكردن احاديث و روايات دائم به دنبال دليلي هستند كه افكار پريشان و آشفته شان را سامان دهد .

خطاب به كاربر مجتبي "

در كجاي مذهبتان آمده كه با چنين ادبياتي وارد بحث و گفتگو شويد ؟.

نه به اهلبيت عليهم السلام احترام گذاشتي و عرض ادب كردي نه به ديگر كاربران و دوستان و اين خود بيانگر اين موضوع است كه لايق احترام و ادب نيستيد .

در راه كسب معارف دين موفق باشيد
يا اميرالمومنين عليه السلام
با سلام تمام کاربران محترم
جناب اشفته وقتی میگم از اعتقادات خودتان بگویید برای این است که :
ایا عدل و امامت را قبول دارید یا خیر ؟ چون اهل عامه فقط توحید معاد و نبوت را میپذیرند.
شما بگو که چرا بعداز امام معصوم قیامت به پا نشه؟ ایا عقلا میتوان اثبات کرد؟
در جواب اینکه اخرین امام را چه کسی غسل میدهد : اگر ایمان به این داشته باشد که حکومت جهان تا انتهای ان بر عهده امام معصوم باشد به این هم دقت کنید که : (انما أنت منذر و لکل قوم هاد) ( اي پيامبر!) تو فقط هشدار دهنده اي و براي هر قومي رهبري (امامي) است.
اين آيه نيز بيانگر همان اصل مسلم امامت است که هر گروهي در هر عصري براي رسيدن به کمال انساني نيازمند هدايتگري از جانب خدا هستند.

در قرآن کریم از منشأ چنین رخدادی به ”‌نفخ صور”‌[ نمل، 87؛ زمر، 68؛ حاقه، 15 – 13؛ و… ] تعبیر شده است و دمیدنی که در صور انجام می‌گیرد هم منشأ میراندن و هم منشأ زنده گردانیدن و برانگیختن و حشر و برپایی قیامت است. نیز از این حادثه به ”‌صیحه”‌،[یس، 53] ”‌زجره”‌[نازعات، 13 و 14] (صیحه)، ”‌صاخه”‌[عبس، 33 و 34] (صیحه شدید) و ”‌‌ فَإِذَا نُقِرَ فِی النَّاقُورِ”‌[.مدثر، 10 -8] (دمیدن در چیزی که صدا از آن خارج می‌شود) تعبیر گشته است.
وقتی زمان نفخه اول می‌شود اسرافیل در صور می‌دمد و تمام موجودات دارای روح می‌میرند، مگر اسرافیل که بعد از آن به امر خدا اسرافیل نیز می‌میرد.[ بحار الانوار ص324] از بعضی آیات از جمله آیه: ”‌کُلُّ شَیْءٍ هَالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ ”‌،[قصص 18] که به طور کلی می‌فرماید هر چیزی هلاک می‌شود و می‌میرد، مگر وجه خداوند تعالی، به خوبی استفاده می‌شود که این گروه باقیمانده نیز سرانجام می‌میرند
درباره مرگ ملائکه، از آن جا که قبل از روز قیامت تمام موجوداتی که در آسمان‌ها و زمین هستند می‌میرند چنان که قرآن می‌فرماید: ”‌و در صور دمیده می‌شود و تمام کسانی که در آسمان‌ها و زمین هستند می‌میرند مگر کسانی که خدا بخواهد”‌.[.زمر ، 68، ”‌‌…و نفخ فی الصور فصعق من فی السموات و من فی الارض الا من شاءالله”‌.].

در مورد ابعادی که فرمودید : " جراح " شما با اینگونه مثالها هم علم و حکمت و همه صفات خدا را زیر سوال بردید چرا که از دید شما و هم عقلی که معیار تمام این همه جوابهایی خود قرار دادید پاسخگوی تمام این مثائل نیست .
ایا عقلی که شما به ان استناد میکنید میتواند حقیقت و تاویل همه جیز را بدست اورد؟
اگر این عقل میتوانست همه این کار ها را انجام دهد دیگر نیاری به هیچ حجت دیگری نبود.
کمی با دید غیر عقل تام به مباحثی که جوابش را نمیتوان پیداکرد نگاه کنید.
ایا شما با عقلی که میگویید میتوانید ذات خدا را اثبات کنید؟
شما گفتی که :
مگر نه اینکه اعتقاد ما به معاد(آنطور که در دین و زندگی خواندیم)، یکی بر این اساس است که چون در دنیا نمیشود حق ها را به صاحبانشان بازگرداند و ظالم را عذاب کرد و مظلوم پاداش داد و در کل دنیا ظرفیتش را ندارد و محدود است و ...؛ پس چه اصراری است که حق امامان را در همین دنیا به آنان بدهیم؟؟ و چرا فقط حق ائمه را بررسی میکنید؟؟ مگر فقط حق ائمه ضایع شده است؟؟
پس ملاک شما کتاب دین و زندگی است. ؟ شما دلیل عقلی میخواستید ولی چرا اینجا استناد به کتاب میکنید؟ دیگر کتب را هم قبول ندارید.
خود که میگویید این یکی از دلایل این است پس دلایل دیگری هم دارد.
ایا میتوان در امور و احکام خدا چرایی اورد؟
شما که ایجاد سوال میکنید کمی هم جوابگو باشید ! ان ایه را که اخر ادرسش رابه ما ندادید . در مورد اعنقاد هم که گفتید بحث طولانی میشود در حالی که جوابش پنج کلمه بود یا سه کلمه : (
توحید معا نبوت - عدل و امامت ) در حالی که باز هم جواب ندادید ، و سوالی تکراری که باز جواب ندادید : ( شما اگر رجعت را قبول دارید یا نه یک تعریفی از اون ارایه بدید که بشود بر مبنای اون بشه بحث کرد در حالی که شما هیچ تعریف کاملی ایراد نکردید .

[b]این راهم برای دیگر دوستان قرار میدهم تا کمی مطالعه ازاد داشته باشند :


اهل سنت و انکار رجعت
[/b]
حنان بن سدير از پدرش نقل مىكند كه پدرش گفت: در مورد (منکرین) رجعت از امامباقر(علیه السلام) سوال نمودم، ایشان سه مرتبه فرمودند قدریه آنرا انکار میکنند. در زمان امامصادق(علیه السلام) اين مخالفت به اوج خود رسيد به طورى كه همه مذاهب اهلسنت در مقابل شيعه با چنين عقيدهاى به ستيز برخاسته بودند. در اين عصر امامصادق(علیه السلام) با استدلالهاى قوى از اين اعتقاد دفاع مىنمودند. شیخ مفید در اوائلالمقالات بعد از بیان اعتقاد شیعه به رجعت میگوید: تمام معتزله و خوارج و مرجئه و زیدیه و اهلحدیث، منکر این اعتقاد امامیه هستند.[مفيد، محمد بن محمد بن نعمان؛ أوائل المقالات، قم، انتشارات كنگره جهانى شيخ مفيد، 1413 هـ ق، ص 46 ]او در این باره با علماء معتزلی به مناظره و بحث پرداختهاست. یک نفر از علمای معتزلی پرسیده بود که اگر شما معتقد به رجوع برخی مومنین و دشمنان در زمان قیام قائم هستید، چگونه مطمئن هستید که یزید و شمر و ابنملجم در زمان رجعت توبه نمیکنند تا مجازات شوند.
شیخ در پاسخ به این سوأل معتزله دو جواب میدهد:
1.عقل به خودی خود منعی بر این مطلب درک نمیکند که رجعت کنندگان ظالم، توبه کنند، اما روایات ائمهاطهار(علیه السلام) این افراد را بطور قطعی مورد لعن و برائت و عذاب دائمی قرار دادهاست؛ پس شک از وضعیت ایشان به یقین عقلی بر بد کرداری و کفر ایشان حتی بعد از رجعت تبدیل میشود، همانند فرعون و هامان که خداوند عذاب دائمی را برای ایشان بیان نموده است که دلالت میکند بر اینکه ایشان به هیچ وجه ایمان نیاوردند و نیز قرآن در پاسخ جمعى از دوزخيان كه در قيامت تقاضاى بازگشت به دنيا براى جبران خطاهاى خود مىكنند، مىفرماید: اگر آنها باز گردند دگربار همان امورى را كه از آن نهى شدهاند را انجام مىدهند.[انعام، آيه 28]
2. خداوند توبه کافرین و دشمنان را در رجعت نمیپذیرد، همانطور که ابراز ایمان فرعون را در لحظه غرق شدنش نپذیرفت و نیز در آخرت و حالت احتضار که توبه و ندامت پذیرفته نیست. خداوند در مورد نشانه­های قیامت میفرماید :
روزی که نشانههای خداوند بیاید، ایمان آوردن کسی که از قبل ایمان نیاورده یا در ایمان کسب خیر نکرده سودی ندارد.[انعام، آيه 158]در این باره روایت میفرماید که توبه مخالفین در این لحظه قبول نمیشود.[مجلسي، محمد باقر؛ پیشین، بيروت، موسسة الوفا، 1404هـ ق، ج 53، ص 132]همچنین با حضور دابهالارض در زمان رجعت و تعیین مومنین و کافرین توبه بیاثر خواهد شد.



(۲۰/آبان/۹۱ ۱۰:۵۲)آشفته نوشته است: [ -> ]میشود تبیین کنید که چرا بعد از حضرت علی؟؟
و ایشان را چه کسی غسل و تدفین میکند؟؟
و اینکه آیا در فاصله حضرت مهدی و حضرت علی همه امامان حکومت میکنند؟؟
و اما سوال اساسی (اینها سوالات جدید نیستند، ایراداتی هستند که به تفسیر شما از رجعت وارد میشوند.):
مگر نه اینکه اعتقاد ما به معاد(آنطور که در دین و زندگی خواندیم)، یکی بر این اساس است که چون در دنیا نمیشود حق ها را به صاحبانشان بازگرداند و ظالم را عذاب کرد و مظلوم پاداش داد و در کل دنیا ظرفیتش را ندارد و محدود است و ...؛ پس چه اصراری است که حق امامان را در همین دنیا به آنان بدهیم؟؟ و چرا فقط حق ائمه را بررسی میکنید؟؟ مگر فقط حق ائمه ضایع شده است؟؟
در مورد وظیفه امام هم گفتم که نمیشود اینطور بررسی کرد. باید از همه ابعاد به آن پرداخت.

یک مثال میزنم تا مسئله روشن شود. فرض کنید من یک دکتر جراحم و وظیفه ام این بوده که جان یک مجروح را نجات دهم. به دلایلی من ار از انجام دادن این وظیفه بازمیدارند و به قول شما حقم را تضییع میکنند. مجروح میمیرد. خانواده اش بدبخت میشوند. زندگی شان تباه میشود و ... حال اگر بعد از گذشت قرنها خداوند به من بگوید برگرد به دنیا و حقت را (که انجام وظیفه ام در قبال آن مجروح و مجروحان دیگر بود) بازستان. حال بر فرض که مجروحان هم برگردند (با توجه به اینکه در زمان رجعت مثلا امام حسین همه مردم زمانش برنمیگردند) و من نجاتشان دهم!! به نظرت این کار ابلهانه نیست؟؟ بیشتر توضیح میدهم: آیا زندگی تباه شده مجروح به او باز داده شد؟؟؟ من فقط یک بعد زنده نگه داشتن را توانستم انجام دهم ولی زندگی اش را نه. چون از توان من دکتر خارج بود. چون زندگی اش مربوط به دوره ای از تاریخ بود.
حال همین مثال را بسط بده به تفسیر شما از رجعت و امام را به جای دکتر جراح (نجات دهنده و هدایتگر) و مجروحین را به جای مردم جایگذاری کن. (البته با توجه به این نکته که همه مردم زمان امام حسین و امام علی و ... برنمیگردن و یعنی باز هم وظیفه امام انجام نمیشود. مگر اینکه تمام تاریخ تکرار شود و یعنی روز از نو روزی از نو)
این جملات شما هرکدام جوابی داده شده و شما خواستار جواب مجدد هستید؟
(۲۰/آبان/۹۱ ۱۳:۱۹)aboutorab نوشته است: [ -> ]سلام بر محبان اهلبيت عليهم السلام


جناب مجتبي ( آ ش ف ت ه)

ان شاءالله گمان من غلط باشد .

دیشب داشتم با خودم فکر میکردم چه جالب که در این بحث فقط من مخالفم و همه دوستان موافق!! جالبه چون توانسته ام یک تنه از پس مباحثه با این همه استادان و صاحب نظران تالار گفتگوی بیداری اندیشه که زبانزد خاص و عامند بر بیایم. به خودم احسنت گفتم.
و اما امروز خیلی ناراحت شدم. نه از تهمتی که به من زدید بلکه از اینکه اسم کاربری تان را گذاشته اید "ابوتراب". و از این جهت ناراحتم که آبروی علی(علیه السلام) را میبرید با این قضاوت های عجولانه تان.
امیدوارم با گذشت زمان به اشتباه بودن گمانتان پی ببرید و پس از آن حداقل اسم کاربری تان را تغییر بدهید.
این اسمها حرمت دارند... بهتر همان بود که وقتی گفتید به بحث ادامه نمیدهید، واقعا ادامه نمیدادید نه اینکه با تهمت زدن خودتان و امامتان و اسلامتان را بی آبرو کنید.
دوستان من از همه شرمنده ام. فکر میکنم بهتر باشد من هم دیگر به بحث ادامه ندهم. از اول هم در صدد اثبات ادعایی نبودم. میخواستم سوالی در ذهن حقیقت جویان ایجاد کنم که انشاءالله کرده ام.
همکار محترم شما درصدد ایجاد شبهه بودید نه ایجاد سوال .
نمیدونم که شما چرا از پاسخ دادن به سولاتی که از شما پرسیده میشه خود داری میکنید و دنبال سوال جدید میروید و کلا بدنبال یافتن جواب نبودید.

(۲۰/آبان/۹۱ ۱۵:۲۲)آشفته نوشته است: [ -> ]
دیشب داشتم با خودم فکر میکردم چه جالب که در این بحث فقط من مخالفم و همه دوستان موافق!! جالبه چون توانسته ام یک تنه از پس مباحثه با این همه استادان و صاحب نظران تالار گفتگوی بیداری اندیشه که زبانزد خاص و عامند بر بیایم. به خودم احسنت گفتم.
و اما امروز خیلی ناراحت شدم. نه از تهمتی که به من زدید بلکه از اینکه اسم کاربری تان را گذاشته اید "ابوتراب". و از این جهت ناراحتم که آبروی علی(علیه السلام) را میبرید با این قضاوت های عجولانه تان.
امیدوارم با گذشت زمان به اشتباه بودن گمانتان پی ببرید و پس از آن حداقل اسم کاربری تان را تغییر بدهید.
این اسمها حرمت دارند... بهتر همان بود که وقتی گفتید به بحث ادامه نمیدهید، واقعا ادامه نمیدادید نه اینکه با تهمت زدن خودتان و امامتان و اسلامتان را بی آبرو کنید.
دوستان من از همه شرمنده ام. فکر میکنم بهتر باشد من هم دیگر به بحث ادامه ندهم. از اول هم در صدد اثبات ادعایی نبودم. میخواستم سوالی در ذهن حقیقت جویان ایجاد کنم که انشاءالله کرده ام.

کسی در این تالار ادعایی بر صاحب نظر بودن ندارد که شما اینگونه بخود احسنت میگویید.
در مورد نام کاربری هر کسی میتونه هر نامی برای خود قرار بدهد و همانگونه که شما برای خود این نام را انتخاب کردید. مگر کسی به شما ایراد گرفت که چرا این را دارید؟ تازه کسی نام خودش رو تغییر نمیده بلکه افکارش رو تغییر میده.

ایشون هم مثل شما با یقین نگفتن بلکه گفتند :
(۲۰/آبان/۹۱ ۱۳:۱۹)aboutorab نوشته است: [ -> ]جناب مجتبي ( آ ش ف ت ه)
ان شاءالله گمان من غلط باشد .
.....
خطاب به كاربر مجتبي "
در كجاي مذهبتان آمده كه با چنين ادبياتي وارد بحث و گفتگو شويد ؟.
نه به اهلبيت عليهم السلام احترام گذاشتي و عرض ادب كردي نه به ديگر كاربران و دوستان و اين خود بيانگر اين موضوع است كه لايق احترام و ادب نيستيد .
در راه كسب معارف دين موفق باشيد
يا اميرالمومنين عليه السلام
من نمیخوام دفاع کنم یا رد کنم ، هرکسی عقیده خودش برای خودش محترم هست.

این که گفتید :

(۲۰/آبان/۹۱ ۱۵:۲۲)آشفته نوشته است: [ -> ]
بهتر همان بود که وقتی گفتید به بحث ادامه نمیدهید، واقعا ادامه نمیدادید نه اینکه با تهمت زدن خودتان و امامتان و اسلامتان را بی آبرو کنید.


منظورتون با کی بود؟
سولاتی که شما درصدد ایجان ان بودید با کمی مطالعه جوابش بدست می امد و نیازی به کشاندن پای عقل بیچاره به این مباحث نبود.

امید وارم هر جویای حقی به حقیقتی که میخواد برسه ان شاءالله
(۲۰/آبان/۹۱ ۱۳:۴۶)mahdy30na نوشته است: [ -> ]جناب اشفته وقتی میگم از اعتقادات خودتان بگویید برای این است که :
ایا عدل و امامت را قبول دارید یا خیر ؟ چون اهل عامه فقط توحید معاد و نبوت را میپذیرند.
توحید توحید توحید. اعتقاد من توحید است. اما نه فقط محدود به این عبارت که "خدا یکی است و دوتا نیست" توحیدی که من به آن می اندیشم دربرگیرنده عدل میشود نبوت و امامت میشود و معاد هم میشود. اصلش یکی است : توحید.
(۲۰/آبان/۹۱ ۱۳:۴۶)mahdy30na نوشته است: [ -> ]شما بگو که چرا بعداز امام معصوم قیامت به پا نشه؟
.
من که میگم بعد از امام معصوم (حضرت مهدی) قیامت به پا میشه. بحث سر اینست که بعد از کدام امام قیامت میشود؟؟
(۲۰/آبان/۹۱ ۱۳:۴۶)mahdy30na نوشته است: [ -> ]در جواب اینکه اخرین امام را چه کسی غسل میدهد : اگر ایمان به این داشته باشد که حکومت جهان تا انتهای ان بر عهده امام معصوم باشد به این هم دقت کنید که : (انما أنت منذر و لکل قوم هاد) ( اي پيامبر!) تو فقط هشدار دهنده اي و براي هر قومي رهبري (امامي) است.
اين آيه نيز بيانگر همان اصل مسلم امامت است که هر گروهي در هر عصري براي رسيدن به کمال انساني نيازمند هدايتگري از جانب خدا هستند.

در قرآن کریم از منشأ چنین رخدادی به ”‌نفخ صور”‌[ نمل، 87؛ زمر، 68؛ حاقه، 15 – 13؛ و… ] تعبیر شده است و دمیدنی که در صور انجام می‌گیرد هم منشأ میراندن و هم منشأ زنده گردانیدن و برانگیختن و حشر و برپایی قیامت است. نیز از این حادثه به ”‌صیحه”‌،[یس، 53] ”‌زجره”‌[نازعات، 13 و 14] (صیحه)، ”‌صاخه”‌[عبس، 33 و 34] (صیحه شدید) و ”‌‌ فَإِذَا نُقِرَ فِی النَّاقُورِ”‌[.مدثر، 10 -8] (دمیدن در چیزی که صدا از آن خارج می‌شود) تعبیر گشته است.
وقتی زمان نفخه اول می‌شود اسرافیل در صور می‌دمد و تمام موجودات دارای روح می‌میرند، مگر اسرافیل که بعد از آن به امر خدا اسرافیل نیز می‌میرد.[ بحار الانوار ص324] از بعضی آیات از جمله آیه: ”‌کُلُّ شَیْءٍ هَالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ ”‌،[قصص 18] که به طور کلی می‌فرماید هر چیزی هلاک می‌شود و می‌میرد، مگر وجه خداوند تعالی، به خوبی استفاده می‌شود که این گروه باقیمانده نیز سرانجام می‌میرند
درباره مرگ ملائکه، از آن جا که قبل از روز قیامت تمام موجوداتی که در آسمان‌ها و زمین هستند می‌میرند چنان که قرآن می‌فرماید: ”‌و در صور دمیده می‌شود و تمام کسانی که در آسمان‌ها و زمین هستند می‌میرند مگر کسانی که خدا بخواهد”‌.[.زمر ، 68، ”‌‌…و نفخ فی الصور فصعق من فی السموات و من فی الارض الا من شاءالله”‌.].
.

در مورد این قسمت متوجه نشدم بالاخره آخرین امام را چه کسی غسل و تدفین میکند. (اگر اشتباه نکنم این سوال را شما مطرح کردید)
(۲۰/آبان/۹۱ ۱۳:۴۶)mahdy30na نوشته است: [ -> ]در مورد ابعادی که فرمودید : " جراح " شما با اینگونه مثالها هم علم و حکمت و همه صفات خدا را زیر سوال بردید چرا که از دید شما و هم عقلی که معیار تمام این همه جوابهایی خود قرار دادید پاسخگوی تمام این مثائل نیست .
ایا عقلی که شما به ان استناد میکنید میتواند حقیقت و تاویل همه جیز را بدست اورد؟
اگر این عقل میتوانست همه این کار ها را انجام دهد دیگر نیاری به هیچ حجت دیگری نبود.
کمی با دید غیر عقل تام به مباحثی که جوابش را نمیتوان پیداکرد نگاه کنید.
.
درباره این قسمت اجازه بدهید همان دوستی که مسئله وظیفه و حق امام را مطرح کردند پاسخ بدهند.
(۲۰/آبان/۹۱ ۱۳:۴۶)mahdy30na نوشته است: [ -> ]ایا شما با عقلی که میگویید میتوانید ذات خدا را اثبات کنید؟
.
وجود خدا را آری اما ذات خدا را خیر. فقط میشود با تشبیه کردن درکش کرد. و برای درک مسائل دنیوی و اخروی به همین اندازه کفایت میکند.
(۲۰/آبان/۹۱ ۱۳:۴۶)mahdy30na نوشته است: [ -> ]شما گفتی که :
مگر نه اینکه اعتقاد ما به معاد(آنطور که در دین و زندگی خواندیم)، یکی بر این اساس است که چون در دنیا نمیشود حق ها را به صاحبانشان بازگرداند و ظالم را عذاب کرد و مظلوم پاداش داد و در کل دنیا ظرفیتش را ندارد و محدود است و ...؛ پس چه اصراری است که حق امامان را در همین دنیا به آنان بدهیم؟؟ و چرا فقط حق ائمه را بررسی میکنید؟؟ مگر فقط حق ائمه ضایع شده است؟؟
پس ملاک شما کتاب دین و زندگی است. ؟ شما دلیل عقلی میخواستید ولی چرا اینجا استناد به کتاب میکنید؟ دیگر کتب را هم قبول ندارید.
.
اول اینکه ملاک من حق است نه کتاب. دوم اینکه یادم هست در همین کتاب با دلیل عقلی بیان کرده بود و نیاز وجود آخرت را توضیح داده بود. من دیگر کتب را هم قبول دارم اما به شرطی که عقلی باشند نه "فقط" حدیث.
(۲۰/آبان/۹۱ ۱۳:۴۶)mahdy30na نوشته است: [ -> ]خود که میگویید این یکی از دلایل این است پس دلایل دیگری هم دارد.
البته که دارد. برای همین هم گفتم یکی
(۲۰/آبان/۹۱ ۱۳:۴۶)mahdy30na نوشته است: [ -> ]ایا میتوان در امور و احکام خدا چرایی اورد؟
شما که ایجاد سوال میکنید کمی هم جوابگو باشید ! ان ایه را که اخر ادرسش رابه ما ندادید .
[/b]
شما که آدرس همه آیه ها را آوردید و وقتی این جزء آنها نبود یعنی من یک کلمه "قل" به عبارت اضافه کردم و عمدی در کار نبوده، ایراد از حافظه ضعیف من است. به هرحال جواب شما همان بود بدون واژه "قل".
اما در باره این سوال: بستگی به هدف دارد. اگر میخواهید بشناسید، میتوانید چراهایش را مطرح کنید و به دنبال پاسخ باشید تا بتوانید خدا و دینش را بشناسید و بر ایمانتان بیفزایید.
یک مسئله دیگر هم که باید تبیین کنم اینست که اگر در مورد احکام شرعی حکمتش را نیافتید باز هم باید به آن عمل کنید. مانند نخوردن گوشت خوک و حرمت طلا برای مرد و ... که به تازگی دلیلش کشف شده است. وخیلی احکام دیگر که هنوز دلیلش کشف نشده و ممکن است بعدها کشف شود. اما بحث درباره اعتقادات کمی متفاوت میشود. که اگر خواستید توضیح میدهم.
جوابگو نیستم؟؟ من که تا الان هرسوالی را که توانسته ام جواب داده ام!! اگر وقت نبوده یا سوالات کلی مطرح میکردید و به هر دلیلی نتوانسته ام پاسخ بدهم معنی اش اینست که جوابگو نیستم؟؟ اسم این کارتان سفسطه بود.
(۲۰/آبان/۹۱ ۱۳:۴۶)mahdy30na نوشته است: [ -> ]در مورد اعنقاد هم که گفتید بحث طولانی میشود در حالی که جوابش پنج کلمه بود یا سه کلمه : ( توحید معاد نبوت - عدل و امامت ) در حالی که باز هم جواب ندادید ، و سوالی تکراری که باز جواب ندادید : ( شما اگر رجعت را قبول دارید یا نه یک تعریفی از اون ارایه بدید که بشود بر مبنای اون بشه بحث کرد در حالی که شما هیچ تعریف کاملی ایراد نکردید .
[/b]

نه اتفاقا جوابش چند کلمه نیست. اگر بخواهم همه اعتقادات را برایتان شرح بدهم باید برای هرکدام از آن کلماتی که گفتید به اندازه یک کتاب توضیح بدهم. مخصوصا در این محیط. توحید عدل نبوت امامت معاد که قبلتر گفتم اساسش توحید است و بقیه در زیر معنای توحید به معنا میرسند. اما اینکه توحید چیست؟؟ معاد چیست؟؟ عدل یعنی چه؟ نبوت و امامت؟؟ هرکدام از این ها یک بحث طولانی است و میگفتم نمیشود در یک پست آورد.
تعریف (برای چندمین بار):
رجعت به معنای بازگشت مردگان به دنیا برای یاری به امام زمان در امر قیام آخر الزمان.
مردگان عبارتند از : مومنان عادی که خدا اراده میکند - عیسی بن مریم - خضر نبی - ائمه (در این مورد تعدادشان را نمیدانم) و ... که همگی به اراده خداوند بودند.
و البته شنیده ام که برخی ظالمین هم برمیگردند. در این مورد فعلا نظری ندارم.
بعد از فوت امام زمان (نمیدانم از ظهور آقا تا فوت ایشان چند سال طول میکشد، به هرحال) قیامت به پا میشود.
(۲۰/آبان/۹۱ ۱۳:۴۶)mahdy30na نوشته است: [ -> ]این جملات شما هرکدام جوابی داده شده و شما خواستار جواب مجدد هستید؟

لطف کنید برای هرکدام جواب مجدد و واضح و جداگانه بدهید. البته اگر امکان دارد. من تا الان جواب قانع کننده ای ندیدم.
متشکرم که وقت قائل میشوید.
(۲۰/آبان/۹۱ ۱۵:۲۲)آشفته نوشته است: [ -> ]دیشب داشتم با خودم فکر میکردم چه جالب که در این بحث فقط من مخالفم و همه دوستان موافق!! جالبه چون توانسته ام یک تنه از پس مباحثه با این همه استادان و صاحب نظران تالار گفتگوی بیداری اندیشه که زبانزد خاص و عامند بر بیایم. به خودم احسنت گفتم.
و اما امروز خیلی ناراحت شدم. نه از تهمتی که به من زدید بلکه از اینکه اسم کاربری تان را گذاشته اید "ابوتراب". و از این جهت ناراحتم که آبروی علی(علیه السلام) را میبرید با این قضاوت های عجولانه تان.
امیدوارم با گذشت زمان به اشتباه بودن گمانتان پی ببرید و پس از آن حداقل اسم کاربری تان را تغییر بدهید.
این اسمها حرمت دارند... بهتر همان بود که وقتی گفتید به بحث ادامه نمیدهید، واقعا ادامه نمیدادید نه اینکه با تهمت زدن خودتان و امامتان و اسلامتان را بی آبرو کنید.
دوستان من از همه شرمنده ام. فکر میکنم بهتر باشد من هم دیگر به بحث ادامه ندهم. از اول هم در صدد اثبات ادعایی نبودم. میخواستم سوالی در ذهن حقیقت جویان ایجاد کنم که انشاءالله کرده ام.

سلام بر حسين روحي فداك


جناب آشفته "


فرموديد توانستيد يك تنه در مقابل همه برآييد ؟ من كه چيزي نديدم !
نديدم شما جز رد كردن ارسال هاي دوستان بزرگوارم و وارد كردن شبهه .

خوب حق هم داريد به خودتان احسنت بگوييد . و من هم به شما احسنت مي گويم نه به خاطر جوابگويي به ارسالهاي دوستان بلكه به تصميم بزرگي كه گرفته ايد .(ترك بحث)
شما بعد از حدود بيش از 50 پستي كه ارائه فرموديد قدمي نه جلو رفته ايد و نه به عقب برگشتيد و كماكان بر فكرهاي آشفته خود مانده ايد. خوب ارسالهايتان را با ارسالهاي دوستانم چگونه تحليل مي كنيد .
به خودتان مربوط هست .

اما درباره ناراحتي تان از اتهام كه بنده وارد نمودم (گمان كردم ) .
شما چرا ناراحت شديد بنده به جناب مجتبي گمان كردم و شما با اين پاسخ ناشيانه تان گمانم را بيشتر كرديد . اين بماند به وقتش (كه ان شاءالله جناب مجتبي هم مثل شما تصميم به ترك اين بحث نگيرد )

اما درباره ناراحتي تان از بدنام كردن مولايم علي عليه السلام 100 در صد باشما عزيز موافقم .

حقير عاصي سگ اين خاندان هم نيستم بلكه كمتر از آنم . و هميشه جز سرباري و بدنام كردن مولايم و موجب ناراحتي و دلسوختگي اهلبيت عليهم السلام را با عصيان وكردار و گفتار و رفتارم فراهم كرده اند.

حقير سراپا تقصير برايتان آرزوي موفقيت در تمامي مراحل زندگي علي الخصوص كسب معارف ثقلين مي نمايم .

شما هم به رسم دوستي يا دشمني در حق من عاصي كمترين دعا بفرماييد .

يا اميرالمومنين عليه السلام
(۲۰/آبان/۹۱ ۱۵:۴۴)mahdy30na نوشته است: [ -> ]همکار محترم شما درصدد ایجاد شبهه بودید نه ایجاد سوال .
نمیدونم که شما چرا از پاسخ دادن به سولاتی که از شما پرسیده میشه خود داری میکنید و دنبال سوال جدید میروید و کلا بدنبال یافتن جواب نبودید.


در مورد نام کاربری هر کسی میتونه هر نامی برای خود قرار بدهد و همانگونه که شما برای خود این نام را انتخاب کردید. مگر کسی به شما ایراد گرفت که چرا این را دارید؟ تازه کسی نام خودش رو تغییر نمیده بلکه افکارش رو تغییر میده.


منظورتون با کی بود؟
سولاتی که شما درصدد ایجان ان بودید با کمی مطالعه جوابش بدست می امد و نیازی به کشاندن پای عقل بیچاره به این مباحث نبود.

امید وارم هر جویای حقی به حقیقتی که میخواد برسه ان شاءالله


وقتی انسانی اسم شخص دیگری را برای خود میگذارد ( آن هم علی (علیه السلام)، حضرتی که اینقدر برای همه ما محترم است) باید بداند که آن نام حرمت دارد.
منظورم با این پست بود

کدوم سوال رو جواب ندادم که این قدر متهم به "جوابگو نبودن" میشوم؟؟
با توجه به اینکه بحث کاملاً به انحراف کشیده شده از موضوع اصلی خود که اصل رجعت است این تاپیک فعلاً بسته میشود
پس از پالایش ارسالها
به زودی إن شاء الله تاپیکی ایجاد میشود که بر اساس آن اثبات میشود که از بدیهی ترین تعالیم اسلام بر اساس آیات قرآن و روایات معتبر حق مسلم حاکمیت مطلق معصومین به عنوان برگزیدگان الهی بر مردم است که غصب شد و پس از ظهور گرفته خواهد شد و تا قیام قیامت ادامه پیدا خواهد کرد!

در ضمن شما زمانی که دارید مباحث اعتقادی مطرح میکنید آنهم در بخش اصول عقاید شیعه باید مستند به آیات و روایات باشه
متأسفانه اینجا چیزی مشاهده نشد از طرف برخی طرفهای بحث جز نظرات شخصی غیر مستند به آیات و روایات نبود و لذا هیچ حجیتی هم در این بحث درون دینی ندارد

اشاراتی بسیار اجمالی از آیات قرآن میکنم تا بعد به تفصیل إن شاء الله پاسخ دهم
در آیات قرآن یکی از اهداف اصلی بعثت انبیا اقامه ی قسط و عدل است که بدیهی است لازمه ی آن تشکیل حکومت از سوی برگزیده ی خدا و وجوب اطاعت مردم از حاکم است
همانگونه که رسول خدا صلوات الله علیه این کار را انجام دادند و خداوند هم در قرآن امر کرده است که از رسولش و جانشینان رسولش اطاعت بی چون و چرا باید داشت

بعلاوه از بدیهیات است که اقامه ی عدل و قسط در حکومت رخ میدهد
هر حکومتی هم دو چیز اساسی نیاز دارد
یک- قانون
دو- مجری قانون
و خدا هر دو را مشخص کرده است
و امر به اطاعت آن کرده است
به زودی جواب تفصیلی ارائه خواهد شد إن شاء الله
آن هم مستند به آیات و روایات و سیره ی معصومین
در جواب هم اگر کسی نظری داشت
فقط و فقط اجازه دارد از آیات و روایات برای اظهار نظرش در مورد دین خدا استفاده کند
نه نظرات صرفاً شخصی که در مباحث درون دینی هیچ حجیت و اعتباری ندارد!
اگر کسی بناداشت که مباحث رو مبتنی بر آیات و روایات ادامه بده پیام دهد تا تاپیک باز شود
در غیر این صورت بخش اصول عقاید مجالی و مکانی برای ابراز نظرات شخصی غیر مستند به آیات و روایات در مباحث اعتقادی نیست!
(۲۰/آبان/۹۱ ۱۰:۲۳)آشفته نوشته است: [ -> ]جمع بندی بحث: (برای دوستانی که از ابتدای بحث نبوده اند و شاید وقت نکنند همه تاپیک را بخوانند)

بحث رجعت است. به این معنی که بعد از قیام امام زمان و فوت ایشان ائمه مظلوم به حکومت در جهان ادامه می دهند.
اما من میگویم رجعت (اگر باشد) در زمان امام زمان است و نه بعد از وفات ایشان و برای یاری به امام در امر قیام آخر الزمان است و نه برای حکومت بر جهان. و اگر حدیثی هم هست که حرف دیگری میزند، باید بررسی و تفسیر شود. شاید تحریف شده باشد و شاید ما اشتباه ان را می فهمیم (همانند قرآن که نیاز به تفسیر دارد).
ایراداتی که بر نظر من وارد شد (اگر چیزی را از قلم انداختم بگویید)
اول اینکه چرا دنبال دلیل میگردم!!!
2- بعد از فوت امام زمان چه کسی ایشان را غسل و تدفین میکند؟؟
3- بعد از ایشان چه کسی زمام حکومت جهان را به عهده خواهد گرفت؟؟
4- وظیفه حکومت امامان که انجام نشده (از آنها غصب شده) چه میشود؟؟ آیا این حق آنها نیست و نباید به آنها باز پس داده شود؟؟
و ....


اما پاسخ هایم:
اول اینکه باید خدا و دینش را شناخت وگرنه مسلمان (اصطلاحا) شناسنامه ای هستیم. و برای شناخت باید دید که چه کارهایی میخواهد انجام دهد و هدفش چیست و ... بحث طولانی است صرفا اشاره ای کردم.
2- این اشکال به نظریه مقابل هم وارد است، در صورت حکومت امامان بعد حضرت صاحب الزمان، بالاخره در یک زمانی تمام میشود و یعنی یک آخرین امام داریم و برای غسل و تدفین ایشان هم باید تدبیری اندیشید. خب من میگویم هر تدبیری که اندیشید برای نظریه من هم اعمال کنید (این که میگویم نظریه من نه این که فقط من بر این باور باشم، نه، ظاهرا اینجا تنها من هستم؛ اتفاقا در دانشکده خودمان مطرح کردم و همه موافق من بودند)
3- این هم مثل مورد قبلی و با توجه به اینکه ما در این دنیا جاویدان نیستیم و این دنیا فانی است و یعنی یک آخرین امام خواهیم داشت و هیچ دلیلی نیست که آن امام حضرت مهدی نباشد.
4- پیشنهاد میکنم کتاب "حسین وارث آدم" را بخوانید تا بتوانید وظیفه امام را در طول تاریخ درک کنید. وظیف امام یک بعدی (فقط حکومت) نیست. مبحث ثقیل و طولانی است. فکر میکنم همان مطالعه کتاب برای آنان که دنبال پاسخند کفایت میکند.



و اما ایرادی که من بر نظر دوستان وارد میکنم:
مگر نه اینکه حضرت صاحب الزمان آخرین حجت خداست؟؟ منتقم حسین (علیه السلام) و زهرا (سلام الله علیها)؟؟ مگر نه اینکه در قیام ایشان همه هدایت میشوند یا هلاک؟؟ مگر نه اینکه هر کار خدا حکمتی دارد؟؟
خب حکومت امامی (نه تنها علاقه ای به حکومت کردن ندارد بلکه از دنیا بیزار است) بر جهانیان چه معنی دارد؟؟
مگر اینکه قرار باشد ستمگر و جاهلی باقی مانده باشد و امامی بیاید که آنها را هدایت کند و این یعنی قیام حضرت مهدی به نتیجه نرسیده است!! که خب این اصلا عقلانی نیست و نه تنها عقلی که نقلی هم نیست. بی شک قیام حضرت مهدی به نتیجه میرسد. پس فرضمان باطل است.
اما رجعت برای یاری به امام زمان (به عنوان فرمانده) و غسل و تدفین ایشان (بعد از مرگ) قابل قبول خواهد بود.
...والسلام
بسم الله الرحمن الرحیم
دونه دونه شروع می‌کنم، و پاسخ‌های عقلی رو إن‌شاء‌الله به فضل الهی تقدیم می‌‌کنم:
این کاربر گفته است:
نقل قول:2- این اشکال به نظریه مقابل هم وارد است، در صورت حکومت امامان بعد حضرت صاحب الزمان، بالاخره در یک زمانی تمام میشود و یعنی یک آخرین امام داریم و برای غسل و تدفین ایشان هم باید تدبیری اندیشید. خب من میگویم هر تدبیری که اندیشید برای نظریه من هم اعمال کنید (این که میگویم نظریه من نه این که فقط من بر این باور باشم، نه، ظاهرا اینجا تنها من هستم؛ اتفاقا در دانشکده خودمان مطرح کردم و همه موافق من بودند)
توجه ندارد، علت اینکه ولی خدا باید ولی خدا را به خاک بسپارد مسئله خود خاک‌سپاری نیست! بحث ضرورت وجود حجت خدا بر زمین است که واسطه‌ی فیض است! حجتی بعد از حجتی می‌آیند که فیض الهی به ماسوی الله برسد و یکی از راه‌های شناخت ولی و حجت بعدی این بوده است که چه کسی او را به خاک می‌سپارد.
خوب بعد از فوت آخرین حجت خدا، نیازی نیست حجت دیگری باشد تا او را به خاک بسپارد، چون بناست به جهت پایان عالم، دیگر حجتی بر زمین نباشد و بساط این دنیا جمع شود و مقدمه‌ی وقوع قیامت فراهم شود، لذا ضرورت وجود واسطه‌ی فیض دیگر وجود ندارد! به قول قرآن کریم: «يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ (ابراهیم:48)»

نقل قول:3- این هم مثل مورد قبلی و با توجه به اینکه ما در این دنیا جاویدان نیستیم و این دنیا فانی است و یعنی یک آخرین امام خواهیم داشت و هیچ دلیلی نیست که آن امام حضرت مهدی نباشد.
دلیل که دارم، الی ماشاء‌الله احادیث صحیح السند.
ایشان دقت ندارند، برای اینکه بگوییم این احادیث صحیح نیست،‌ باید دلیل عقلی و نقلی ارائه کنند!
اما وجود امامان در رجعت پس از امام زمان، نه منع عقلی دارد نه ردیه‌ی نقلی! لذا عبارت «هیچ دلیلی نیست!» که ایشان نگاشته در چنین مباحثی هیچ ارزش استدلالی ندارد!
ضمن اینکه از اساس بحث رجعت، یک ضرورت عقلی است، نه تنها یک امکان عقلی!
چرا ضرورت عقلی؟!
چون عادل بودند خداوند باید به شکل تام در حد ظرفیت این دنیا تجلی پیدا کند!
اگر رجعت نباشد،‌بسیاری از عقاب‌ها و ثواب‌ها و تکریم‌ها و تحقیرها که از سر عدل الهی در زمین باید تجلی می‌یافت، تجلی نمیابد! و این نقیصه برای اوصاف الهی است و خداوند از این نقص مبراست، لذا وجود رجعت با خصوصیاتی که برایش بیان شده، با توجه به اسمای الهی و صفات خداوند نه تنها امکان عقلی، بلکه ضرورت عقلی دارد و انکارش، منجر به انکار توحید می‌شود!!!!

در جای دیگر نیز گفته:
نقل قول:4- پیشنهاد میکنم کتاب "حسین وارث آدم" را بخوانید تا بتوانید وظیفه امام را در طول تاریخ درک کنید. وظیف امام یک بعدی (فقط حکومت) نیست. مبحث ثقیل و طولانی است. فکر میکنم همان مطالعه کتاب برای آنان که دنبال پاسخند کفایت میکند.
حسین وارث آدم اثر مرحوم شریعتی است، ایشان گفته برای درک وظیفه‌ی امام به این کتاب رجوع کنیم!
ایشان باید بداند که مرحوم شریعتی به آثارشان به خصوص در حوزه مبانی اعتقادی نقدهای بسیاااااااااااااااار عمیق و جدی وارد است و قطعا با مبانی عقلی (بی استناد به آیات و روایات)‌ برخی از دیدگاه‌های ایشان را در مسئله امامت و تحلیل جایگاه امام در جامعه می‌شود نقد و رد کرد، لذا مطلقا منبع مناسبی برای شناخت جایگاه امامت نیست کتاب حسین وارث آدم!

اگر خواستند امام را بشناسند، رجوع کنند زیارت جامعه کبیره، منشور امام شناسی، یا نهج البلاغه و صحیفه‌ی سجادیه و امثال ذلک
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7
آدرس های مرجع