تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: جملات خاص و زیبا از پستهای دست نوشته کاربران
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام خدمت همه دوستان و کاربران گرامی
این تاپیک برای این ایجاد شده که اگر جمله ای عبارتی ، مطلب زیبایی که هرکدام از کاربران با قلم مجازی خودشون نوشته اند نه که کپی پیست کرده باشند . خودشون نوشتند . اگر به نظر شما زیبا اومد
اینجا قرار بدهید .
گاهی به پستهایی بر می خورم واقعا تحت تاثیر قرار می گیرم . حتما برای باقی دوستان هم همینطور هست .
فقط لطف کنید هر پست شما حاوی یک عبارت از شخص کاربر باشد . همه مطلوبات خودتون رو در یک پست قرار ندهید .
قطعا تاپیک زیبایی خواهد شد .
اگر آدرس آن پست رو هم قرار بدهید . تشکر مضاعف!
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
مثال:
(۱۵/بهمن/۹۰ ۱۶:۴۶)K-1 نوشته است: [ -> ]نگاه به نامحرم تیری زهر آگین است ...

موی بلند !
لباس جذاب !
آرایش زیبا !
دیگه چی ؟
عشوه !
ادا !
ناز !
؟
؟
؟

خانوما نزارید ما تیر بخوریم که اگر تیر بخوریم مملکت امام زمان تیر میخوره و اگر مملکت تیر بخورد اسلام تیر (ضربه) میخورد ...



اینجا
(۶/اسفند/۹۰ ۳:۳۶)soshiant نوشته است: [ -> ]
بسم الله الرحمن الرحیم
چادر یعنی من فقط برای یک نفرم ...!

چادر یعنی هیچ وقت اجازه نمیدم مرز بین ما شکسته بشه ...!
چادر یعنی امام زمان هنوز کسایی هستن که منتظرت موندن ...!
چادر یعنی شاید هیچ وقت نفهمی من چی میگم ...!
اینجا
بسم الله الرحمن الرحیم

(۴/اسفند/۹۰ ۲۰:۴۶)Mason_yab نوشته است: [ -> ]
كار به جايي رسيده كه امروز ما صداوسيما رو رها كرديم ، داريم از ماهواره انتقاد سازنده ميكنيم !!!!!!!
شك نكنيد اين بيننده چون اين شبكه فارسيه و دوست داره از ليست سرگرميهاي جمعي خانواده شون حذف نشه ازش انتقاد ميكنه!
وگرنه ماهواره ، ماهواره است . . .

لینک مطلب
(۶/اسفند/۹۰ ۲۲:۵۷)guided نوشته است: [ -> ]...
چرا آرمان شما روزی شهادت بود و آرمان ما امروز کار پیدا کردن!
جالب اینجاست که شما به آرزویتان رسیدید و ما هنوز بی کاریم!
حالا این منم
مهدی

.
حالا نوبت توست
من نمی دانم چطور ولی باید دستم را بگیری.
دلت می آید نگیری؟
حالا چشم من کور است ، ولی تو که خوب میبینی دست شیطان را که دراز شده به طرفم.
دیگر خودت می دانی.
...


لینک مطلب
((توصیه اکید به خواندن کل مطلب ))
(۱۱/اسفند/۹۰ ۱۴:۵۴)مسافر نوشته است: [ -> ] حقیقت چیست؟

حقیقت آن است که در طول 24 ساعت شبانه روز، حد متعادلی از خواب، تغذیه و فعالیت کاری یا درسی کافی است. یعنی مثلا با 6-7 ساعت خواب روزانه دیگر نیاز به خواب نیست. با 8 ساعت کار کردن دیگر نیاز به کار کردن نیست. (آن حدی که برای زندگی عادی لازم است، آنقدر که با قناعت پیشگی و دوری از بلند پروازی و چشم و هم چشمی لازم است، کافی است).

خوب با این فرض خواهی نخواهی ساعت هایی ولو اندک در شبانه روز باقی می ماند که انسان نه کاری برای انجام دارد و نیازی به آن. این لحظه، لحظه اهورایی حیات انسان در طول 24 ساعت زندگی روزمره اش است. زمانی که کاری نداری، کسی هم با تو کاری ندارد. گرسنه نیستی. خسته نیستی. حال آماده ای! اما آماده چه؟!

جالب این جاست که انسان از باقی ماندن در این لحظه های خلا، گریزان است. یعنی دنبال چیزی است که این لحظه تنهایی و خلوت را از او بگیرد و "سرگرم" اش کند!

حتی برای از دست دادن این لحظه ها حاضر است هزینه کند. چون در این لحظه ها، به علت خاموش شدن هیاهوهای زندگی روزمره و خوابیدن گرد و غبارها، افکار خطرناکی به ذهن انسان می رسد. افکاری از قبیل: ز کجا آمده ام؟ آمدنم بحر چه بود؟ به کجا می روم؟ آخر ننمایی وطنم! این لحظات مستعد تحقق انسانیت انسان و پیوند او با ابدیت و جاودانگی و حقیقت است و از این رو است که شیطان اینقدر از این لحظات گریزان است.

فلسفه وجودی این همه سرگرمی از فیلم و بازی های رایانه ای و لیگ برتر و سرگرمی های جور واجور هم پرت کردن حواس و گرفتن همین چند دقیقه خلوت و تنهایی از آدمیان است.



اما خدا، یگانه پرورنده آنات لحظات انسان، از آدمیان در این لحظات چه می خواهد؟ تا زمانیکه انسان مشرف به دین حقیقی و نهایی = اسلام، نشده از او تفکر می خواهد. تفکر در خود، در آفرینش در خلقت. و بعد از اقرار انسان به یگانگی او و درک ضرورت دین و ورود به ساحت او، از او عبادت می خواهد. و چقدر عجیب است که ساعت هایی را که شیطان در آرزوی گرفتنشان از آدمی است، خدا می خواهد که انسان انس خویش را با رب اش به یاد آورد و در آغوش امن خویش جایش دهد.
بله در این لحظات است که انسان خود را از تمام آن بت هایی (از بت کار و بت خانواده و بت درس و بت مقام و بت ثروت و بت شهوت و...) که در طول شبانه روز در تکاپوی رسیدن به آن بود، برتر می بیند و خود را در برابر ابدیت و مسیر گنگ پیش رو کوچک و حقیر می یابد و "الله اکبر" برایش تعبیر می شود. که الله=یگانه وجود ابدی، از تو ای انسان و تمام دنیایت و تمام بت هایت بزرگ تر است...

خلاصه آنکه به نظر من اصل موضوع تلاش برای سرگرم شدن است. حال یکی با درس سرش را گرم می کند، یکی با کار، یکی با خانه و زندگی، حتی یکی با عبادت!!! فقط سرگرم شدن مهم است...

اما در این بین انسان به چیزهایی گرایش دارد. این گرایش و علاقه محرک اصلی او برای انجام این امور است. اما چرا؟! چرا من به فلان کار علاقه دارم و تو نداری؟! می گویی خانواده، جامعه، تربیت!؟ پس چرا من و خواهرم که در یک خانواده و یک جامعه، یک تربیت را گرفته ایم این همه گرایش و سلیقه هامان فرق می کند؟!
بهتر که نگاه کنی می فهمی که حتی اینکه به چه چیز علاقه و گرایش داری هم، به این سادگی ها قابل فهم نیست. اراده و مشیت و حکمتی را می بینی و یگانه مدبری که حتی اینکه به چیز علاقه داری را تدبیر کرده است. من خودم را می گویم! با این سابقه خراب و این همه بار گناه، در بین دوستداران امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) چه کار می کنم!؟ با این همه افکار مشوش و نفس بیمار، چرا اسم اباعبدالله(علیه السلام) که می آید، دست و پایم شل می شود؟! من که کاری نکرده ام و استحقاقی هم ندارم!!!! پس حساب گرایش و علایق از هر آنچه که هستم جداست... و چقدر ساده لوحانه است که من فکر کنم می دانم که چرا و به چه علت این کارها، از من سر می زند...

لینک تاپیک
(۱۸/بهمن/۹۰ ۲۰:۳۸)rahi نوشته است: [ -> ]اي خدا يعني مي شه آدم بشم!
يعنی ميشه يه روز برسه كه پاك پاك بشم!
كه هيچ صفت رذيله اي نداشته باشم!
يعني مياد اون روزي كه بهم افتخار كني!
يعني ميشه لبخند رضايت امام زمانمو روي لب هاي مباركشون ببينم!

اي خدا! به من اميدي هست؟
يعني ميشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


لینک ارسال
(۲۳/آبان/۹۰ ۰:۵۰)وحید110 نوشته است: [ -> ]اگر حاجتی از خدا خواستی و بهت نداد ناراحت میشی؟!

پس خدا را برای حاجت خواستی!

اگر ناراحت نشدی خود خدا رو خواستی


اگر خدا بهت بگه میندازمت جهنم بازم نماز میخونی؟

چقدر خالص برای خدا است نه جهنم ؟ نه بهشت؟


اگر کار خوبی کردی و ازت تشکر نشد ؟ ناراحت میشی؟!

اگر ناراحت شدی برای خدا خالص نبوده


یا حق



لینک ارسال
(۱۲/اسفند/۹۰ ۱۸:۲۰)guided نوشته است: [ -> ]من طلبني وجدني من وجدني احبني من احبني عشقني من عشقني عشقته من عشقته قتلته من قتلته فعلي ديه فانا ديه.

هركس مرا بخواهد مي يابد هركس مرا بيابد دوستم ميدارد هركس مرا دوست بدارد عاشقم مي شود
هركسي عاشقم شود عاشقش مي شوم هركس عاشقش شوم او را مي كشم
هركسي را كه بكشم ديه اش با من است بنابراين من ديه او هستم.

خدایا

عاشقم کن...
گاهی برای توضیح مطلبی سطرها می نویسیم ولی آخر کار همه را پاک می کنیم و در دلمان می گوییم: نه!! نشد!!
گاهی هرچه می گویی به خرج کسی نمی رود
گاهی با عصبانیت می نویسی و جنجالی درست می شود در تالار!!!
گاهی جو گیر میشوی و رسوائی به بار می آید!!
گاهی سه صفحه مطلب می خوانی و چیزی دستگیرت نمی شود
گاهی...
اما گاهی در میان هیاهوی مطالب! چشمت به نوشته ی کوتاه سیدی اهل دل می افتد که تکانت میدهد
یک تکان شدید.
تاپیک:
در سایه سار وحی(اثربخش ترین آیات قرآن در زندگی من)

(۱۰/اسفند/۸۹ ۲۰:۳۲)مسافر نوشته است: [ -> ]الرحمن الرحیم!
(3 - الحمد)
سلام
ببخشید این چیزی که می نویسم شاید به اینجا مربوط نباشه!
یه پیشنهاد به دوستان داشتم هر وقت دلتون گرفت سری به تاپیک زیر بزنید :
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-61...8%A6%D8%AF



بوی خوبی احساس می شود ,
گویا نسیمی از آن جا می وزد که همتا ندارد ,
گریه کن ...
آری بوی بهشت است ...
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع