یه نکته که بی برو برگرد تو همه سریال های کره ای رعایت میشه ، استفاده از خانوم های با چهره بسیار زیباست. که خیلی هم مخاطب جمع می کنه. نمونه ش، "سوسانو" که 99 درصد ایرونی ها برا دیدن اون پای جومونگ می نشستن.
یه جورایی دختر زشت تو فیلماشون پیدا نمیشه.
در کل دو نوع فیلم کره ای داریم. یه نوع که دوست داره تاریخ سازی کنه برا کره ای ها ، چون تقریباً تاریخ و گذشته ای ندارن.
یه نوع هم که سبک زندگی آمریکایی رو ترویج میده. که توش پر مثلثی و خیانت و از این دست مسخره بازی هستن.
که هر دو نوع این فیلم ها ارزش وقت گذاشتن نداره. چیزی جز پوچی نصیبت نمیشه.
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام، دوستان نکته ای که وجود داره اینه که مگه مجبورمون کردن فیلم نگاه کنیم که ناچار باشیم بین فیلم های هالیوودی و هندی و چینی و ژاپنی و ایرانی و .... یکی رو انتخاب کنیم؟
یک پست اینجا قرار میدم که تاثیر فوق العاده ای روی من داشت ...استدعا می کنم با دقت بخونید (البته خیلی وقته به این نتیجه رسیدم که خوندن بعضی چیزها اجازه خدا رو می طلبه و این اجازه به هرکسی داده نمیشه...حالا هرچقدر هم که آدم سعی کنه!)
(۱۱/اسفند/۹۰ ۱۴:۵۴)مسافر نوشته است: [ -> ] حقیقت چیست؟
حقیقت آن است که در طول 24 ساعت شبانه روز، حد متعادلی از خواب، تغذیه و فعالیت کاری یا درسی کافی است. یعنی مثلا با 6-7 ساعت خواب روزانه دیگر نیاز به خواب نیست. با 8 ساعت کار کردن دیگر نیاز به کار کردن نیست. (آن حدی که برای زندگی عادی لازم است، آنقدر که با قناعت پیشگی و دوری از بلند پروازی و چشم و هم چشمی لازم است، کافی است).
خوب با این فرض خواهی نخواهی ساعت هایی ولو اندک در شبانه روز باقی می ماند که انسان نه کاری برای انجام دارد و نیازی به آن. این لحظه، لحظه اهورایی حیات انسان در طول 24 ساعت زندگی روزمره اش است. زمانی که کاری نداری، کسی هم با تو کاری ندارد. گرسنه نیستی. خسته نیستی. حال آماده ای! اما آماده چه؟!
جالب این جاست که انسان از باقی ماندن در این لحظه های خلا، گریزان است. یعنی دنبال چیزی است که این لحظه تنهایی و خلوت را از او بگیرد و "سرگرم" اش کند!
حتی برای از دست دادن این لحظه ها حاضر است هزینه کند. چون در این لحظه ها، به علت خاموش شدن هیاهوهای زندگی روزمره و خوابیدن گرد و غبارها، افکار خطرناکی به ذهن انسان می رسد. افکاری از قبیل: ز کجا آمده ام؟ آمدنم بحر چه بود؟ به کجا می روم؟ آخر ننمایی وطنم! این لحظات مستعد تحقق انسانیت انسان و پیوند او با ابدیت و جاودانگی و حقیقت است و از این رو است که شیطان اینقدر از این لحظات گریزان است.
فلسفه وجودی این همه سرگرمی از فیلم و بازی های رایانه ای و لیگ برتر و سرگرمی های جور واجور هم پرت کردن حواس و گرفتن همین چند دقیقه خلوت و تنهایی از آدمیان است.
اما خدا، یگانه پرورنده آنات لحظات انسان، از آدمیان در این لحظات چه می خواهد؟ تا زمانیکه انسان مشرف به دین حقیقی و نهایی = اسلام، نشده از او تفکر می خواهد. تفکر در خود، در آفرینش در خلقت. و بعد از اقرار انسان به یگانگی او و درک ضرورت دین و ورود به ساحت او، از او عبادت می خواهد. و چقدر عجیب است که ساعت هایی را که شیطان در آرزوی گرفتنشان از آدمی است، خدا می خواهد که انسان انس خویش را با رب اش به یاد آورد و در آغوش امن خویش جایش دهد.
بله در این لحظات است که انسان خود را از تمام آن بت هایی (از بت کار و بت خانواده و بت درس و بت مقام و بت ثروت و بت شهوت و...) که در طول شبانه روز در تکاپوی رسیدن به آن بود، برتر می بیند و خود را در برابر ابدیت و مسیر گنگ پیش رو کوچک و حقیر می یابد و "الله اکبر" برایش تعبیر می شود. که الله=یگانه وجود ابدی، از تو ای انسان و تمام دنیایت و تمام بت هایت بزرگ تر است...
خلاصه آنکه به نظر من اصل موضوع تلاش برای سرگرم شدن است. حال یکی با درس سرش را گرم می کند، یکی با کار، یکی با خانه و زندگی، حتی یکی با عبادت!!! فقط سرگرم شدن مهم است...
اما در این بین انسان به چیزهایی گرایش دارد. این گرایش و علاقه محرک اصلی او برای انجام این امور است. اما چرا؟! چرا من به فلان کار علاقه دارم و تو نداری؟! می گویی خانواده، جامعه، تربیت!؟ پس چرا من و خواهرم که در یک خانواده و یک جامعه، یک تربیت را گرفته ایم این همه گرایش و سلیقه هامان فرق می کند؟!
بهتر که نگاه کنی می فهمی که حتی اینکه به چه چیز علاقه و گرایش داری هم، به این سادگی ها قابل فهم نیست. اراده و مشیت و حکمتی را می بینی و یگانه مدبری که حتی اینکه به چیز علاقه داری را تدبیر کرده است. من خودم را می گویم! با این سابقه خراب و این همه بار گناه، در بین دوستداران امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) چه کار می کنم!؟ با این همه افکار مشوش و نفس بیمار، چرا اسم اباعبدالله(علیه السلام) که می آید، دست و پایم شل می شود؟! من که کاری نکرده ام و استحقاقی هم ندارم!!!! پس حساب گرایش و علایق از هر آنچه که هستم جداست... و چقدر ساده لوحانه است که من فکر کنم می دانم که چرا و به چه علت این کارها، از من سر می زند...
لینک تاپیک
همین اول بگم قصدم حمایت از سریال های کره ای نیست ولی خوب تاپیک در این مورده و من فقط نظر شخصیم رو میگم:
ببینید دوستان نمیگم سریالهای کره ای هیچ نقصی نداره و کاملا پرفکت و خوبه ولی انصافابعضی نکات خوب هم داره توش که با فرهنگ ما سازگاری داره!همش هم جلف بازی نیست خیلی از مسائل انسانی رو هم مثل کمک به دیگران یا احترامی که به بزرگترهاشون میذارن هم هست که البته جز فرهنگ ایرانی ما هم هست!
زمانی که یانگوم رو نشون میداد من فقط اون قسمتهاییش که غذا درست میکرد رو دوست داشتم! الانم خیلی غذای کره ای بلدم دقیقا به سبک خودشون!
به نظرم خوبه آدم نکات مثبت هر کشوری یا هر آدمی رو بگیره و ازش استفاده کنه.
.
مگه مثلا سریال ها یا فیلم های خودمون بدآموزی ندارن؟یا ایرانیها صرفا از بقیه مردم دنیا آدمای بهتری هستند.
اتفاقا کره ای ها تو بعضی مسائل خیلی بهتر از فیلمای ایرانی حیا و حرمت رو نگه میدارن.
من اگه خودم بچه داشته باشم ترجیح میدم سریال های کره ای رو ببینه تا اینکه یه فیلم ایرانی مستهجنی مثل تهران من حراج یا خون بازی یا پوپک ومش ماشالا و علی سنتوری وامثالهم که دائم به دین و فرهنگ توهین میکنن و روش مواد کشیدن و رابطه های نامشروع رو خیلی در لفافه اما خیلی آشکار تو ضمیر ناخودآگاه هرکسی تاثیر داره رو دارن توجیه و ترویج میکنن رو نگاه کنه.
(۱۵/اردیبهشت/۹۱ ۱۴:۱۲)FaATeMe نوشته است: [ -> ]همین اول بگم قصدم حمایت از سریال های کره ای نیست ولی خوب تاپیک در این مورده و من فقط نظر شخصیم رو میگم:
ببینید دوستان نمیگم سریالهای کره ای هیچ نقصی نداره و کاملا پرفکت و خوبه ولی انصافابعضی نکات خوب هم داره توش که با فرهنگ ما سازگاری داره!همش هم جلف بازی نیست خیلی از مسائل انسانی رو هم مثل کمک به دیگران یا احترامی که به بزرگترهاشون میذارن هم هست که البته جز فرهنگ ایرانی ما هم هست!
زمانی که یانگوم رو نشون میداد من فقط اون قسمتهاییش که غذا درست میکرد رو دوست داشتم! الانم خیلی غذای کره ای بلدم دقیقا به سبک خودشون!
به نظرم خوبه آدم نکات مثبت هر کشوری یا هر آدمی رو بگیره و ازش استفاده کنه.
.
مگه مثلا سریال ها یا فیلم های خودمون بدآموزی ندارن؟یا ایرانیها صرفا از بقیه مردم دنیا آدمای بهتری هستند.
اتفاقا کره ای ها تو بعضی مسائل خیلی بهتر از فیلمای ایرانی حیا و حرمت رو نگه میدارن.
من اگه خودم بچه داشته باشم ترجیح میدم سریال های کره ای رو ببینه تا اینکه یه فیلم ایرانی مستهجنی مثل تهران من حراج یا خون بازی یا پوپک ومش ماشالا و علی سنتوری وامثالهم که دائم به دین و فرهنگ توهین میکنن و روش مواد کشیدن و رابطه های نامشروع رو خیلی در لفافه اما خیلی آشکار تو ضمیر ناخودآگاه هرکسی تاثیر داره رو دارن توجیه و ترویج میکنن رو نگاه کنه.
بت من هم به دیگرون کمک می کنه. اسپایدر من هم به مادربزرگش احترام می ذاشت. اینا میشه دلیل برا پاکی بقیه زوایای فیلم ؟؟
در تعجبم صحبت از ضمیر ناخوداگاه می کنید و انتظار دارید فیلم رو نگاه کنید و نکته های خوب رو بردارید فقط !!
گفتم که قصد حمایت ندارم ازین سریالها فقط نظر شخصیم رو گفتم.
انقد دنبال حاشیه نباشید.
اگه بخوایید به ضمیر نا خود آگاه و اینا گیر بدین خود سریال های ایرانی هم پره
ایرانی و کره ای و افغانی و امریکایی نداره !
90 درصد فیلم ها ضرر داره !
با سلام
" آخه
mahdy30na ی عزیز کسی که فیلمباز و سریالبازه مثل خود من معمولاً تحمل کتاب خوندن نداره این چه پیشنهادیه؟
"
ببین خواهر من نمیگم حتما کتاب بخون
نه بلکه کتاب جای خودشو داره و فیلم هم جای خودش. تو این زمونه همه میخوان همه چیز راحت باشه واسه همین فیلم میبینن.
من نظر خودمو گفتم که کتاب بهتره. تازه همونم یکسری مشکلات خودشو داره مثلا حوصله میخواد و .... .
من فقط به عنوان برادر کوچکتر این گروه که خودم علاقه شدید به کتاب خوندن دارم اینو گفتم.تازشم شما هیچوقت از محصولات چند رسانه ای به دید تفریح نگاه نکنین.
بقیه مطالب رو بقیه دوستان بهتر گفتن که من تکرار نمیکنم
دوستان ....باز هم متشکرم. ممنونم که نظر دادید . نظرات همه شما به من کمک کرد. همچنین همه ی نظرات درستن. چون که هیچ چیزی 100% کامل و خوب نیست. اما یه نکته ای که وجود داره اینه که ما به همین بهونه ها که این بده اون خوبه خودمونو فراموش کردیم. واقعا این جمله رو باید طلا بگیرن (( ادب را از که آموختی؟ از بی ادبان)) این نشون میده حتی از نکات منفی هم میشه برداشت مثبت داشت. به نظر من برای برطرف شدن تمام این نقص ها که به صدا و سیما و کلا جامعه مربوط میشه همه ی ما باید از خودمون شروع کنیم. اگر مثبت فکر کنیم ......قطعا به نتایج خوبی میرسیم.