با سلام
الحمد الله
اما دوست عزیز این نکته رو حتما رعایت کنید که نرم نرم و آهسته آهسته!!
یه اشتباه کوچک امکان داره ایشون رو از این هدایت بیزار کنه!
یاد اون خاطره رائفی افتادم در رابطه با نمازخون کردن دوستش در دانشگاه تهران!
از صاحب الامر مدد بگیرید.
(۲۵/آبان/۹۱ ۱۰:۵۴)AMINI نوشته است: [ -> ]اما دوست عزیز این نکته رو حتما رعایت کنید که نرم نرم و آهسته آهسته!!
یه اشتباه کوچک امکان داره ایشون رو از این هدایت بیزار کنه!
سلام، خواهرم پیروز باشی

با جناب امینی کاملا موافقم
رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود
رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
گدا گر خود کاهل است تقصیر صاحب خانه چیستپ
قرآن کریم یکی از حالات حضرت ابراهیم (علیه السلام) این عنوان میکنه
که
روی او پیوسته به درگاه حق تعالی بود
خواهرم نرود میخ آهنی در سنگ
مبادا کاری کنی چون دوستی خاله خرسه
جوری متنفرش کنی از دین که اگر کسی (خانواده مذهبیش)هم بتونه کور سوی امیدی در دلش روشن کنه قبلش تو خاموش کرده باشی
حالا که احساس میکنی اونقدر کامل هستی که میتونی دیگران رو هدایت کنی
پس در اصول زیاده روی نکن
یادت باشه پیامبر اونقدر از عدم هدایت قومش ناراحت بود که قرآن میگه خودت رو خیلی ازیت میکنی نبی قرآن میگه پیامبر حریص بود برای هدایت قومش ولی چرا در قوم تاثیر نداشت
چون اون نوری که باید در قلب کفار بیفته نیفتاد
البته اگه اون کفار میخواستن خدا هدایتگر هست اون نور می افتاد
خواهرم دعا دعا دعا
و دعا دعا دعا
بازم دعا دعا دعا
نزر کن زیارت برو توصل کن کمک بگیر
اطلاعاتت رو اونقدر زیاد کن که کم نیاری وگرنه اون در شبهه استوارتر میشه
همیشه متوجه درگاه خدا باش کمک بخواه
صلوات
یا الله
(۲۰/آبان/۹۱ ۹:۰۳)نرجس نوشته است: [ -> ]دیروز می گفت از نگاه مردا توی خیابان خوشش نمی یاد منتظر ماندم ادامه بده ولی دیگه چیزی نگفت .منم دنبالشو نگرفتم فکر کردم اگه چیزی بگم احساس می کنه حرف توی دهنش گذاشتم.
حالا چکارکنم من امروز در موردش حرف بزنم یا بذارم خودش بگه؟
نمیدونم در این باره کاری کردین یا نه....ولی اگه هنوز بهش چیزی نگفتین قرارداد کنش و واکنش میتونه بهتون کمک کنه....
اگه بار دیگه بهتون گفت که از نگاه مردا خوشم نمیاد بهش بگو که چرا فقط به تو اینطوری نگاه میکنن؟؟ چرا من مثل تو از نگاه مردا ناراحت نمیشم؟؟ چون من خودم اجازه ی نگاه کردن رو از مردا گرفتم ولی تو خودت بهشون این اجازه رو دادی و این نتیجه ی همین وضع لباس پوشیدنته... و بهش ثابت کن مشکلایی که یه دختر چادری داره کمتر از یه دختر با حجاب خیلی متفاوته....
البته اینها رو باحالتی نگو که حس کنه داری نصیحت یا سرزنشش میکنی.... البته اماده باش تا برای سوالهای دیگش هم جواب داشته باشی...
(۲۴/آبان/۹۱ ۲۱:۱۷)نرجس نوشته است: [ -> ]اولین موفقیت:
باخوشحالی و شعف فراوان اعلام می کنم:دوستم امروز بدون آرایش از خانه بیرون رفت.
خوش به حال شما و ایشون.... اگه مشکل حل شده که لازم نیست کاری کنی ولی موارد بالا رو به عنوان سلاح مخفی داشته باش تا در صورت نیاز (اگه باز برگشت سر جای قبلی) بهش یاداوری کنی.
(۲۶/آبان/۹۱ ۲۲:۰۳)نرجس نوشته است: [ -> ]باتشکر از هم سنگران عزیزم(خواهران و برادران دلسوز و مهربان).![[تصویر: rose.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/rose.png)
لطفا در این مورد هم کمکم کنید:
دوستم خیلی دروغ می گه خیلی باهاش حرف زدم ولی بی تاثیر بود چکار کنم؟

ضرر هایی که از این دروغ گفتن به خودش و دیگران میرسه رو بهش بگو.....
یه مورد از زندگیش رو هم اگه بتونی پیدا کنی (که از دروغ گفتن ضرر کرده چه خودش و چه دیگران) و براش به عنوان مثال بیاری شاید بتونه تاثیر داشته....

یک جمله بگو :
اباعبدالله و جلسات عزاداری شان کشتی نجات هستند ...
(۱/آذر/۹۱ ۱۳:۱۶)نرجس نوشته است: [ -> ]میگه اگه این تیپ ها بده پس چرا توی مراسم راهشان میدن؟

تا الان به این موضوع دقت کردید که عزاداری
امام حسین (علیه السلام) تنها مراسم مذهبی هست که همه قشری حتی غر مسلمان ها هم در اون شرکت می کنند ؟!!
بنده خودم شخصاً آدم ناجوری رو می شناسم که تا اون موقع گناه های رنگ و وارنگی توی بساطش داشت ولی فقط به واسطه حضور داشتن در این مراسم
- دقت کنید فقط حضور داشتن نه عزاداری کردن - سربراه شد. جالبه که حتی این آدم عقیده داشت که گریه کردن برای امام اصلاً معنی نداره و هر کی گریه می کنه حتماً قرضی، بدهی چیزی داره و توی این مجالس یادشون میوفته و به حال خودشون گریه می کنند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
البته نه اینکه آدم خیلی خوبی شده باشه ولی حداقل از گناهان بزرگش دست کشید و توبه کرد و دیگه اونطور بیشرمانه گناه نمی کرد و به اعمال زشت و ناپسندش افتخار نمی کرد .
حتی حضور داشتن عادی در این مراسم واقعاً توفیق میخاد که نصیب هر کسی نمیشه.
با تشکر
(۲۶/آبان/۹۱ ۲۲:۰۳)نرجس نوشته است: [ -> ]باتشکر از هم سنگران عزیزم(خواهران و برادران دلسوز و مهربان).![[تصویر: rose.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/rose.png)
لطفا در این مورد هم کمکم کنید:
دوستم خیلی دروغ می گه خیلی باهاش حرف زدم ولی بی تاثیر بود چکار کنم؟

با سلام
از بزرگی گناه دروغ برای ایشان بیشتر بگید.
ضمنا یادآوری کنید که لازم نیست برای موضوعی کوچک یا بزرگ دروغ گفت و اینکه راست گفتن یک موضوع تبعات بعدی را به همراه نخواهد داشت هرچند شاید لحظه ای مشکلی ایجاد کند.
و اما اینکه دروغ برای ایشان به مثابه عادت هست پس کمی هم در ترک این موضع صبور باشید.
ترک عادت نیاز به مرور زمان دارد.
نقل قول:این جور آدم ها توی خیابان.مغازه . پاساژ.اداره. مطب دکتر. دانشگاه .نمایشگاه ها همه جا هستن وهر کاری دلشان می خواد می کنن ولی کاشکی حرمت عزای حسین را نگه دارن آخه وقتی توی همچین مراسمی هم با این تیپ میان من کارم سختر میشه .
میگه اگه این تیپ ها بده پس چرا توی مراسم راهشان میدن؟
![[تصویر: huh.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/huh.png)
چرا نیمه خالی رو میبینید؟؟؟
توضیح بدید که این هم لطف آقا و سید الشهداست که این خانمی که با این وضعیت در این سرما حاضر شده اون گرما و راحتی خانه رو ترک کنه و اینجا بیاد.
بگید که حضور هر چند کمرنگ و با این سر و وضع خود خوبست و دل را نرم خواهد کرد.
برادرانه توصیه ام را مجددا تکرار میکنم:
بسیار صبور و دقیق باشید و در اصلاح ایشون از سرعت و اجبار کاملا بپرهیزید.