تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: گناهکاری که از گناه کردن لذت می برد!(گفتگو محور)سومین موفقیت
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13
بازم سلام همه بچه حزب الهیای دوس داشتنی . و سلامی دارم خدمت خواهر عزیزمون خانم نرجس . در ابتدا ارزوی تعجیل در فرج اقا امام زمان رو از خداوند منان دارم وهمچنین پیدا کردن راه حق برای پیروان ان حضرت .
من تجربه خوبی تو این زمینه داشم که خدارو شکر 90 درصد موفقیت امیز بوده
(۱۳/آبان/۹۱ ۱۳:۲۲)نرجس نوشته است: [ -> ]برای اینکه بدونم چطور برخورد کنم و بیشتر بشناسمش مبایلشو یواشکی برداشتم
خداوند در قرآن فرموده هرگز در کار دیگران تجسس نکنید.

باز هم تأکید می کنم بحث کردن خیلی خوبه، و اگر از گناه شرم ندارد، دوست شدن و وقت گذراندن اصلاً خوب نیست. بنده حس شما رو درک میکنم، اما چیزی که علاوه بر اون می دونم اینه که مهربان ترین یاور هرکس خداست، و مهربانتر از او نمی توان بود. پس، برای مهربانی به بندگانش از راه و روشی که تعیین کرده جدا نشوید.

این مطلب رو در یک وبلاگ دیدم و چکیده اش رو نوشتم:
نقل قول:خداوند در قرآن می فرماید: "هرکس یک نفر را نجات دهد مثل اینست که تمام جهان را نجات داده است".

این یک نفر خودمان هم می توانیم باشیم و با نجات خودمان از گناه و پلیدی می توانیم به کل جهان تأثیر گذار باشیم.

امام خمینی(رحمة الله علیه): انسان تا خودش را نسازد نمی تواند دیگران را بسازد، و تا دیگران ساخته نشوند نمی شود که کشور ساخته شود.

البته به این معنی نیست که ما تا موقعی که به جایی نرسیده ایم امر به معروف نکنیم. بلکه بدونیم باید در این مسیر خودمون رو فراموش نکنیم و خدایی نکرده مصداق آیه 3 سوره صف نباشیم که می فرماید: "نزد خدا بسیار موجب خشم است که سخنی بگویید که عمل نمی‌کنید!"

برداشت من:
اگر از اسلام دفاع می کنیم و به آن عمل نکنیم تخریبش کرده ایم(و موجب خشم است) و اگر به آن عمل کنیم تمام آنچه برای نجات تمام جهان لازم بوده انجام داده ایم(و مانند آن است که تمام جهان را نجات داده ایم).

به نظر من این دقیقاً کاریه که امام خمینی انجام داد.

من علاقه زیادی به امر به معروف و نهی از منکر دارم، اما اگر همزمان با آن، خودم یک نمونه درست نباشم، فقط دین را تخریب کرده ام. باید صورت رفتارم صورت اسلام باشد و بگذارم زیبایی آن افراد را جذب کند.

(۱۳/آبان/۹۱ ۱۳:۲۲)نرجس نوشته است: [ -> ]برای اینکه بدونم چطور برخورد کنم و بیشتر بشناسمش مبایلشو یواشکی برداشتم پر از فیلم و عکس و موزیک شیطانی بود ولی یه پوشه مخفی ام داشت که رمز دار بود کدشم تاریخ تولد من بود با دیدن محتویات پوشه شاخ درآوردم. چندتا عکس وفیلم وآهنگ بود. یکی از عکس ها مال راهنمایی مان بود چقدر اون موقع ناز بود جای شاخ دارش اینجاس که چندتا عکس پسر توی پوشه بود که اگه بگم عکس کیا بود باورتان نمی شه آنها همه شهید بودند واون فیلم راهیان نور بود و آهنگ یاد امام و شهدا هم در اون پوشه بود.
حالا یکی به من بگه این همه تضاد یعنی چی؟HuhHuhHuhHuhHuhHuhHuhHuhHuh


با سلام
(با عرض معذرت)اول اینکه کار خوبی نکردید که گوشی دوستتون رو بدون اجازه وارسی کردید
کاری به باقی محتویات ندارم اما پوشه مخفی
این معنی رو داره که هنوز امیدی به برگشتش هست و هنوز از گذشته کاملاً نبریده
همونطور که دوستان گفتند باید بهش نزدیک بشید - البته نه به هر قیمتی - و بفهمید که چی شده که به این حال افتاده
شاید با پیدا کردن ریشه ماجرا بتونید مشکل دوستتون رو حل کنید.
حالا این که چطور باید بهش نزدیک شد دیگه به عهده خودتونه چون با روحیات و اخلاق دوستتون آشنا تر هستید.
با تشکر
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم

خواهر خوب ،نرجس خانم ؛
ابتدا باید تشکر نمود از اینهمه فداکاری برای نجات یک انسان .
بنده تقریبا تمامی ارسالاها را خواندم .
با برخی موافقم و با برخی نه زیاد .(فکر کنم معلومه)
در مورد
(۱۰/آبان/۹۱ ۱۸:۰۶)نرجس نوشته است: [ -> ]اون چندتا سوال مطرح کرد وگفت اگه جواب قانع کننده بدم دوباره باهام دوست میشه.(ومن می توانم هدایتش کنم.)
1.عدالت خدارو ثابت کنم.(فکر می کنه خدا عادل نیست.)
2.محبت خدا را ثابت کنم.(فکر می کنه خدا دوستش نداره.)
3.چرا تو جامعه ای که میگن اسلامی انقدر بی عدالتی است.
البته این ها سولات اونه من جوابشان را بلدم ولی گفتم اول مشورت کنم نکنه دوباره قهر کنه.
لطفا سریع جواب بدین.

خیلی دنبال چیزهای خاص نگردین .
از خودش مثال بزنین . مثلا اگر خداوند دوستت نداشت این زیبایی صورتی را بهت نمیداد . چشمان ، ابروان ، بینی و ..
که همه چیز بصورت عالی در صورتت قرار گرفتن .
درست میتونی راه بری ، بخوری ، حرف بزنی ، حرکت کنی و ...
همین که مثالهایی از وجود خود ایشان برایش بزنی جرقه های اولیه نرم شدن را خواهی دید .
اینکه خانواده خوبی داری که همهشون دوستت دارن ، مشکل خاصی ندارن . سایه پدر و مادر روسرته و ...
اصلا یکروز با هم برین طاق بستان و یا دشت و دمن (هرچند هوا داره سرد میشه) ، و عظمت خداوند را برایش عنوان کنید . که خداوند عجب بشری آفریده که چه عقل و دست و ابتکاری داشته که اینگونه کوه را زیبا تراشیده .
مهم تر نشان دادن موثر از اثر دل را نرم مینماید .
یکی از دوستان گفتند که ببینید از چه اینگونه شده .
برخورد بد یک آدم منافق و یا متحجر باعث ضربه زدن به ایمان میشود ، خصوصا که ابلیس منتظر همین فرصتها است .


(۱۳/آبان/۹۱ ۱۳:۲۲)نرجس نوشته است: [ -> ]برای اینکه بدونم چطور برخورد کنم و بیشتر بشناسمش مبایلشو یواشکی برداشتم پر از فیلم و عکس و موزیک شیطانی بود ولی یه پوشه مخفی ام داشت که رمز دار بود کدشم تاریخ تولد من بود با دیدن محتویات پوشه شاخ درآوردم. چندتا عکس وفیلم وآهنگ بود. یکی از عکس ها مال راهنمایی مان بود چقدر اون موقع ناز بود جای شاخ دارش اینجاس که چندتا عکس پسر توی پوشه بود که اگه بگم عکس کیا بود باورتان نمی شه آنها همه شهید بودند واون فیلم راهیان نور بود و آهنگ یاد امام و شهدا هم در اون پوشه بود.
حالا یکی به من بگه این همه تضاد یعنی چی؟HuhHuhHuhHuhHuhHuhHuhHuhHuh

بنده کاملا مخالف تجسس هستم . سعی نکنید در انی او را متحول نمایید ، چه بسا مدتها طول کشیده که ایشان از مسیر درست به لبه پرتگاه خود را برساند . پس ظرف مدت چند روز قطعا جواب نخواهید گرفت و باید صبور باشید و بدانید که اشتباه شما منجر به بدتر شدن احوالات ایشان میشود .
بگذارید که خود دردش را بگوید . مطمئناً بدنبال گوش شنواییست که دردش را بگوید ولی مصر نشوید و تنها زمینه ساز باشید .
اصلا باهم بنشینید و چند مستند رازبقا و طبیعت ببینید و بدون اینکه نظر خاصی داشته باشید بگویید :
"العظمت لِلّله" یا بزبان عام " پسر خدا چه کرده " .
دیدن عظمت خداوند از طریق آفریده هایش دلها را نرم میکند . مشکل اینجاست که اکثر ما غافل شده ایم از آنها .
یادمه یکی از دوستان تالاری از بنده پرسید چطور به خدا برسم ، گفته شد :
"به دشت و دمن و اطراف شهر برو که صنعت وجود نداره و همه چی طبیعیه .
اونجا خدا رو میبینی و صدایش را میشنوی و غرق لذت میشوی و به خود میبالی از داشتن چنین خدایی ."

خلاصه از شما صبر و بردباری و توسل و توکل ،
از ما هم دعا و دعا ودعا ..
باقیش خواست اوست که بخواهد خدایی شود و یا نه ، که ان شاءالله میشود .

اللهم عجل لولیک الفرج
موفق باشید و خدایی .
سلام
به نظر من باید طوری با دوستتون رفتار کنید که خودش تشنه دونستن باشه نه اینکه غرقش کنید در اطلاعاتی که فعلا ظرفیت پذیرششو نداره.
فعلا با دوستتون خیلی عادی برخورد کنید و به ایشون زمان بدین. اینکه نوشتین ازتون خواسته عدل و محبت خدا رو براشون ثابت کنین یعنی شرایط نامطلوبی داره که نمیتونه تغییرش بده .احتمالا از خدا کمک خواسته و تغییری که مد نظر ایشون بوده رخ نداده و "این یه صرفا یک واکنش دفاعیه".
پس دنبال اثبات این موارد نباشید که تاثیری نداره. اون می خواد اینو تو زندگیش ببینه(اون طوری که دوست داره). مشکل ایشون به نظر من با بحث منطقی حل نمیشه چون به نظرمن و با توجه به توصیفاتی که ازشون نوشتید در این باره مشکلی ندارن.

خیلی خوبه که بتونید ایشون رو به یک روانشناس متعهد و مذهبی معرفی کنید.
(۱۴/آبان/۹۱ ۱۲:۰۸)Asma نوشته است: [ -> ]سلام
به نظر من باید طوری با دوستتون رفتار کنید که خودش تشنه دونستن باشه نه اینکه غرقش کنید در اطلاعاتی که فعلا ظرفیت پذیرششو نداره.
فعلا با دوستتون خیلی عادی برخورد کنید و به ایشون زمان بدین. اینکه نوشتین ازتون خواسته عدل و محبت خدا رو براشون ثابت کنین یعنی شرایط نامطلوبی داره که نمیتونه تغییرش بده .احتمالا از خدا کمک خواسته و تغییری که مد نظر ایشون بوده رخ نداده و "این یه صرفا یک واکنش دفاعیه".
پس دنبال اثبات این موارد نباشید که تاثیری نداره. اون می خواد اینو تو زندگیش ببینه(اون طوری که دوست داره). مشکل ایشون به نظر من با بحث منطقی حل نمیشه چون به نظرمن و با توجه به توصیفاتی که ازشون نوشتید در این باره مشکلی ندارن.

خیلی خوبه که بتونید ایشون رو به یک روانشناس متعهد و مذهبی معرفی کنید.


دقیقا با این مسئله موافقم.

ببینید دین یه امریه که با روح و جان آدم سر و کار داره.پس باید ذره ذره تو وجود نفوذ کنه.

اینکه حجم عظیمی از اطلاعات سنگین رو در اختیارشون قرار بدید هیچ کمکی بهشون نخواهد کرد.

اول در مورد اعتقاداتی که دارن تو ذهنشون سوال ایجاد کنید یا بهتره بگم شک ایجاد کنید و بعد آروم و آهسته معارف ناب اسلامی رو در قالب گفتگوهای عادی و نه استدلالی در اختیارشون قرار بدید.

ماهی دستش ندید ماهی گیری رو یادش بدید.

به جای اینکه جواب های حاضر و آماده در اختیارش قرار بدید بهش فرصت بدید تا جواب رو خودش پیدا کنه.

خیلی هم اصرار نکنید حرف شما رو بپذیره.
بذارید تشنه بشه بعد بهش آب بدید.
خیلی هم براش دعا کنید.
امر به معروف و نهی از منکرتون هم اعمال خودتون باشه،نه اینکه مستقیم بهش بگید فلان کار رو انجام بده یا فلان کار اشتباهه.
والا نرجس خانونم چی بگم وقتی که خود منهم گاهی وقتها از گناه کردن لذت میبرم!
ولی بهترین راه کشوندن اون شخص به خودشه! یعنی باید اون رو مشغول به خودش کنی!
قطعا اون بنده خدا خودش رو نشناخته!
همین به ذهن کوچیک من اومد! یاعلی!
بسم الله الرحمن الرحیم
تقریباً تمام مطالب ارسالی رو مطالعه کردم دوستان در مجموع به مطالب ارزشمندی بیان کرده اند
در مورد عدل و اسلام شاید بد نباشه نظری به این لینک بیاندازید:
استدعا دارم از این ارسال تا پایانش رو دقیقاً مطالعه بفرماید: http://forum.bidari-andishe.ir/thread-21...#pid154837

اما ابتدا یک خاطره بگم از یکی از دوستانم که در سال اول دانشگاه با هم هم اتاق بودیم در خوابگاه
اهل نماز، حتی گاهی من بهش اقتدا میکردم، و شدیداً حضرت ابالفضل را دوست داشت
یک روز کنار پنجره ی خوابگاه وایساده بودیم
به من گفت، علی اگه بتونی یه جمله به خدا بگی چی میگی؟
گفتم نمیدونم والا
گفت: میدونی من چی میگم؟
گفتم چی میگی
گفت: میگم خدایا دوسِت دارم
یکبار کسی در راهروی خوابگاه سیگار کشید، یک دعوای اساسی باهاش کرد
.
.
.
بعدش سال دیگه رفت خودش خونه گرفت و دوستان جدید و...
سیگار که هیچ، آب شنگولی و دختر بازی در سطح بسیار خفن و حتی خطرناک و...
خلاصه به قول معروف نبود از فحشا و منکری که به صورت علنی و با افتخار انجام میداد

و من وقتی میدیدمش بسیار می رنجیدم که چی بود و چی شد
(البته دو نکته مهم است بسیار بسیار
لغزش اول، دوست شدن با کسانی است که آنها با خدا دوستی ندارند!!!!!!!!!!!!!!!!!
چنان چه در روز قیامت هم عده ای خواهند گفت:
يَا وَيْلَتَى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا﴿۲۸-فرقان﴾
اى واى كاش فلانى را دوست [خود] نگرفته بودم
(۲۸)

یعنی دوست بسیار اثر دارد در جهت گیری دل
و به خاطر همین هست که در روایات داریم
هل الدین الا الحب
آیا دین جز حب است؟
یا رسول الله خطاب به مولا میفرمایند
یا علی حبّک تقوا و بغضک کفرٌ و نفاقٌ
ای علی حب تو تقوا است و بغض تو کفر و نفاق است
لغزش دوم این است که اگر شما بدانی کاری غلط است و بر انجام آن اصرار داشته باشی بدون احساس گناه اینجا این عمل ویران کننده است و آن عمل ویرانکننده ی این دوست ما رفاقتش با یک دختر نامحرم بود (ولو که خودش مدعی بود که قصدمان ازدواج است و خانواده ها هم کم و بیش مطلع هستند ) و البته اینها تماماً توجیه است و در گناه بودن ارتباط با نامحرم کم نمیکنه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!)

خلاصه 3 سال گذشت و فکر کنم ترم 6 بودیم
یک روز که اومده بود خوابگاه با باقی رفقا درست بخونه در یک گوشه ی خلوت توی خوابگاه بردمش کنار پنجره بهش گفتم:
یادته سه سال پیش از من یه سوالی پرسیدی؟
گفت نه
گفتم پرسیدی اگه بتونی یه جمله به خدا بگی چی میگی؟
گفت یادم نیست!
گفتم من یادم هست، میدونی چی گفتی؟
گفت چی گفتم
گفتم، گتفی خدایا خیلی دوست دارم
تا اونجایی که یادم هست اصلاً چیزی نگفت و لبخندی زد عاقل اندر سفیه یه جورایی
و آنجا بود که من تیر خلاص را زدم (توی دلم حوالش دادم به خود آقا ابالفضل)
بهش گفت:
یادمه اون زمان حضرت ابلافضل رو خیلی دوست داشتی و جلوی همه یه دفه شروع میکردی سینه زدن و نوحه خوندن
الانم ایشون رو دوست داری؟
(اینجا بود که به جای خنده ی عاقل اند سفیه سرش رو انداخت پایین و توی چشماش اشک جمع شد)
بعد بهش گفتم، داداش گلم فکر میکنی حضرت ابالفضل از کارهایی که میکنی راضیه؟
مدتی سرش پایی بود و چیزی نمیگفت، بعد که خواستم برم اتاقم گفت
علی بعضی وقتا به ما سر بزن


و حالا میرسیم به پیشنهاد من

باید از اکسیر عشق و کشتی امام حسین استفاده کرد

ابتدا حقیقتاً متوسلانه به درگاه اهل بیت (من این موقع ها به حضرت رقیه زیاد توسل میکنم) از خدا بخواهید که هدایتش کنه
بعد محرم نزدیک است
با هم قرار بگذارید و بروید در مجلس عزای سید الشهدا
و به این جمله ی حقیر دقت بفرماید:
نقل قول:
و آنجا بود که من تیر خلاص را زدم (توی دلم حوالش دادم به خود آقا ابالفضل)

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

و همواره به یاد داشته باشید که هادی خداست
[تصویر: 71638053580385847365.jpg]

با عرض سلام وتشکر و سپاسگذاری خدمت هم سنگران عزیز(برادران و خواهران مهربان ودلسوزم)تمام تایپک های شما عزیزان را مطالعه کردم واقعا زیبا وکاربردی بودنند (بعضی بیشتر و بعضی کمتر ) تصمیم سختی بود ولی بلاخره توانستم به یه راه حل دست یابم . می خواهم با دوستم زندگی کنم (همین طور که شما عزیزان اشاره کردید دوست در رفتار فرد موثر است.)از این به بعد تمام زندگی ام را وقف دوستم می کنم ان شاء الله در او تاثیر مثبت بگذارم(آرزویم این است که او باز هم مومن شود ولی ترسم از این است او روی من تاثیر منفی بگذارد به دعای شما عزیزان نیازمندم که رابطه اش با خانواده اش خوب بود لازم نبود من دخالت کنم . ولی آنها از او نا امید شده اند.)

لطفا باز هم مرا از پیشنهاد های خود مطلع کنید.

التماس دعا.اجرکم عندالله
[تصویر: skuk9e.jpg]
اگه خدا بخواد خودش ادم میشه شاید خدا بخواد با دستهای مبارک شما ادمش کنه بنظر من با یه تیر خلاصش کن
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13
آدرس های مرجع