(۱۷/آبان/۹۱ ۱۴:۰۷)نرجس نوشته است: [ -> ]وقتی دوستان مریض میشه(سرماخوردگی) فرض می کنیم شما خودتون دکتر باشین یا با دکتر مشورت کرده باشین پاشویش می کنید جای استراحت براش تهیه می کنید سوپ بهش می دین آمپول و قرص و شربت بهش می دین هوای اتاق را ضدعفونی وتمیز نگه می دارین نمی زارین از اتاق بیرون بره و.................. شما تمام این کارهارو می کنید حتی اگه دوستتون از استراحت بدش بیاد از مزه شربت و سوپ خوشش نیاد یا اصلا از آمپول بترسه ولی بازم شما کار خودتان را می کنید حتی به زور هم شده.چون مطمئن هستید این کار کمکش می کند وسلامتی اش را بدست می آورد.
خب حالا با این تفاسیر من می خواهم این فرمول را برای دوستم به کار ببرم یعنی مجبورش کنم شعائر دین را رعایت کند خب کم کم همانطور که گناه برایش عادت شده خوبی کردن هم برایش عادت شود.(بر روحش تاثیر کند)
شما چطور فکر می کنید؟
اجرکم عندالله
اگر فکر می کنید که این روش موثر هستش بهتره با یک فروند بیل!!! این کار رو انجام بدید چون بهتر نتیجه میده

هو
سلام
نقل قول:دیدم روبه قبله نشسته با حسرت قرآن سر طاقچه را نگاه می کنه وآرام اشک می ریزه و..................)
اینطور که از صحبت های شما پیداست رابطه ی دوستتون با ایام قدیمش قطع نشده. همینکه پا شده و چشماش بارونی بوده، تو همون لحظه نهایت محبت خدا رو واسه خودش خریده
ولی این ماجرا به نظرم کاملا با داستان مریضی و قرص و دارو فرق داره
اونجا با جسم رو به رو هستیم ولی اینجا با روح که خیلی لطیفه و با زور و اجبار کار پیش نمیره
احساس میکنم خیلی عجله داری
اگه اینطوره که کاملا اشتباه میکنی و خدای نکرده ممکنه از هدفت دور بشی
به نظرم سعی کن بیشتر مراقب رفتارای خودت باشی و ارزشها رو تو رفتار و اعمالت پررنگ و دوست داشتنی نشون بده با توجه به اینکه دوستت هم هنوز طناب رو ول نکرده انشاءالله برمیگرده( هر کسی کو دور ماند از اصل خویش/ باز جوید روزگار وصل خویش)
ولی آهسته آهسته
خب بسیار عالی
حقیر فکر می کنم با این وجود برای اثر بخشی بیشتر و عمقی بودن کارتان بیش از اینکه به ظواهر امر توجه نمایید، به موارد معرفتی و روحانی توجه بیشتری نشان دهید.
وقتی ریشه درست باشد، پوسته نیز با اندکی تلاش درست خواهد شد و در مسیر اصلی قرار خواهد گرفت.
و تبریک برای توانایی شما در تغییر روبه جلوی دوستتان