تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: مغالطات
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7
به نام خدا

سلام..

ان شاء الله قصد داریم در این تاپیک با کاربردی ترین بخش منطق یعنی مغالطه آشنا بشیم. مواردی که در ادامه میان تقریبا از کتاب "مغالطات" آقای خندان هست..

فقط خواهشی که از دوستان دارم اینه که به هیچ وجه مطلب از جایی کپی پیست نکنن تا سیری که مد نظر این حقیر هست طی بشه و به سر منزل مقصود برسه ... ان شاء الله!

اگر ابهامی هم بود حتما بپرسید تا به کمک همدیگه رفعش کنیم..


_ _ _ _ _ _ _ _


مقدمه :

شاید مهم ترین کار ارسطو، دانای یونان، کشف، تنسیق و تدوین قوانین و قواعد حاکم بر تفکر باشد؛ یعنی همان مجموعه ای که نام ارغنون بر آن نهاده شد و ارسطو مدعی شد که رعایت آن ها موجب راه نیافتن خطا در تکفر است.
آدمی چه منطقدان باشد، و چه از منطق و قواعدش بی خبر، به طور طبیعی بر اساس قواعد خاصی تفکر و استدلال می کند و از قوه ی تفکر که خداوند در وجود او به ودیعه گذاشته است در مواجهه با دیگران بهره می برد. گرچه منطق از آن جهت که چگونه استدلال کردن را به بشر می آموزد، بسیار مهم است، اما شاید فایده ی دیگر آن که جلوگیری از راه یافتن مغالطه، یعنی خطای در استدلال است، مهم تر باشد.
قواعد منطق را باید به کار برد و ممارست کرد تا هم خود دچار مغالطه و خطای در تفکر نشد و هم مغالطه و خطای استدلال دیگران را تشخیص داد. کوتاه سخن این که منطق را باید به صورت کاربردی فرا گرفت. چرا که گروه های مختلفی برای جذب مخاطب بیشتر از ابزارهای تبلیغاتی مختلفی از قبیل مطبوعات، کتاب، تلویزیون و ... بهره می برند، بالطبع هر چه ابزار عرضه ی تفکر پیچیده تر باشد، شناخت خطا و درستی تفکر نیز پیچیده تر خواهد بود، در نتیجه اهمیت منطق کاربردی و شناخت انواع مغالطه هم بیشتر می شود.



[تصویر: 54088452316088112587.jpg]



علم منطق :

« ابزاریست علمی که به کارگیری آن ذهن انسان را از خطای در تفکر باز می دارد؛ از فواید آن تشخیص اندیشه ی درست از اندیشه ی نادرست است؛ و از لوازم آن انتقال اندیشه با کمک زبان است که از آن‌ها برای تعریف منطق هم بهره برده می‌شود. »

ادامه دارد...
با تشکر بسیار از سید گرانقدر. فقط خواهش حقیر این است که:
اولا مطالب همینطور ساده و مختصر باشد تا دوستان خسته نشوند.
ثانیا حتما و حتما دنباله دار باشد تا ان شاءالله به یک جمع بندی نهایی برسید.
ثالثا حتما از مثال های زیادی که می شود در بحث مغالطه زد استفاده کنید تا این بحث به صورت عملی برای دوستان جا بیفتد.


این هم هدیه حقیر خدمت شما بزرگوار:
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم (جهت سلامتی و عاقبت به خیریتان)




یا علی مدد.
به نام خدا


با سلام مجدد ... از سید ابراهیم عزیز هم تشکر می کنم و ان شاء الله با راهنمایی های خوبشون بتونن در مدیریت بحث به حقیر کمک کنن..


مبارزه با مغالطه؛ خاستگاه و خواست علم منطق

طرح بحث جدی مساله ی مغالطه یا سفسطه در طول تاریخ با نام و شخصیت سوفسطائیان یا سوفیست ها آغاز می شود. آن ها دانشمندانی بودند که در نیمه ی دوم قرن پنجم قبل از میلاد نهضت شکاکیت را به وجود آوردند. در زبان یونانی لفظ سوفیست در اصل معنای بدی نداشت و به معنای حکیم، دانشور، معلم و استاد بود و کسی را سوفیست می نامیدند که تعالیمی را به مردم و به ویژه جوانان می آموخت که تقریبا در زندگی عملی به کار می رفت؛ و آن بیشتر آموزش خطابه و سخنوری، به ویژه در محاکم و دادگاه ها بود.
توانایی و مهارت سوفیست ها در ایراد خطابه و اقناع مخاطب و نیز یافتن لغزشگاه های اندیشه و سوء استفاده از مکالمات و سخن رانی های خود به حدی رسید که این تصور برای خود آن ها پیدا شد که اصلا حق و حقیقتی مستقل از آن چه انسان اراده می کند وجود ندارد؛ به عبارت دیگر، انسان می تواند هر آن چه را بخواهد حق یا باطل جلوه دهد. به وجود آمدن این طرز تفکر در سوفیست ها موجب شد تا شخصیت آن ها به عنوان عده ای شکاک و روش استدلال آن ها با عنوان سفسطه یا مغالطه شناخته شود. برای آشنایی بیشتر با شیوه ی سفسطه آمیز سوفیست ها به ذکر مصادیقی از استدلال های آن ها اشاره می کنیم :

سوفیستی سعی می کند به مخاطب خود ثابت کند که او یک حیوان است :

-من، تو نیستم. آیا چنین نیست؟
-بلی، بلی، تو غیر منی و من غیر تو هستم.
-و من انسان هستم.
-البته، تو انسان هستی.
-و من حیوان نیستم.
-آری، تو حیوان نیستی.
-و من غیر حیوان هستم.
-آری، این هم پذیرفته است که تو غیر حیوان هستی.
-اما خودت گفتی که من غیر تو هستم.
-البته گفتم. حتما این چنین است.
-من غیر تو هستم و غیر حیوان هستم.
-آری، آری.
-پس تو حیوان هستی!


یا مثلا سوفیست دیگری می گوید : دیوار موش داد و موش گوش دارد، پس دیوار گوش دارد.

از آنچه ذکر شد می توان معنای مغالطه یا سفسطه را درک نمود؛ و این که خواستگاه تدوین دانش منطق مبارزه با مغالطات سوفیست هاست؛ و هنگامی که قوانین منطقی که عمدتا در ذهن و ضمیر انسان ها مفطور است به وسیله ی سوفیست ها مورد شک و تردید و اهمال یا انکار قرار گرفت، فیلسوفانی همچون سقراط، افلاطون و ارسطو به مبارزه با آن ها برخواستند که سرانجام تلاش آن ها به ویژه با تدوین علم منطق به وسیله ی ارسطو به نهایت رسید.


مغالطه و طبقه بندی انواع آن

در عام ترین تعریف مغالطه به یک باور نادرست ( حتی فارغ از استدلالی بودنش ) اطلاق شده که اگر عمدی باشد سفسطه نامیده می شود.
مساله ی مهم بعدی طبقه بندی انواع مختلف مغالطات است؛ که در طول تاریخ هر فیلسوفی روش منحصر به خودش را بر حسب معیارهای مورد نظرش ارائه کرده است؛ و بیشتر طبقه بندی ها بر اساس علت مغالطی بودن شکل گرفته اند. اما در اینجا ما بر اساس محل ارتکاب مغالطه شیوه ی جدید را ابداع کرده ایم که این حدود صد مغالطه را در پنج دسته ی کلی قرار داده ایم :

1. تبیین های مغالطی
2. ادعای بدون استدلال
3. مغالطات مقام نقد
4. مغالطات مقام دفاع
5. مغالطه در استدلال



پ.ن : ان شاء الله در پست بعدی وارد بحث اصلی تاپیک که توضیح در مورد انواع مغالطات هست میشیم. اگر تا اینجای بجث سوالی هست خوشحال میشم بتونم جواب بدم.

ادامه دارد...
تبیین های مغالطی :

وقوع مغالطه در بیان یک گزاره ی ساده فارغ از استدلال های معمول هم امکان پذیر است؛ یعنی شخص در پی اثبات مدعایی نیست و صرفا در صدد بیان گزاره ایست، در این صورت نیز زمینه ی وقوع لغزش و ارتکاب خطا در اندیشه منتفی نیست.

تبیین های مغالطی به سه دسته ی کلی تقسیم می شوند :

-دسته ی اول مغالطاتیست که در آن، مطلب به صورت مبهم بیان می شود که همین ابهام، زمینه ساز خطاها و لغزش ها می شود :

1. مغالطه ی اشتراک لفظ : استعمال یک لفظ در یک متن با معانی گوناگون، بدون توجه به تعدد معانی آن، به طوری که این امر موجب یک استنتاج خطا شود؛ به مثال زیر توجه کنید :

-سعادت غایت زندگی انسان است.
-غایت زندگی انسان مرگ است.
-بنابراین، سعادت انسان همان مرگ اوست.


اما آیا سعادت یعنی مردن؟ مسلما نه؛ اما از استدلال فوق چنین استفاده می شود و به نظر می رسد در این میان اشکال وجود دارد. این اشکال ناشی از دو مغالطه ی اشتراک لفظ در استدلال فوق است. کلمه ی غایت در مقدمه ی اول به معنای هدف و در مقدمه ی دوم به معنای رویداد است، هم چنین کلمه ی زندگی در مقدمه ی دوم به معنای زندگی این جهانی و در مقدمه ی اول اعم از آن است. بنابراین پس از تفکیک معانی الفاظ آن هرگز نتیجه ی فوق حاصل نمی شود.

و همینطور مثال های دیگر :

-انگور شیرین است.
-شیرین معشوق فرهاد است.
-پس انگور معشوق فرهاد است.


یا

-او سیر است.
-سیر بو می دهد.
-پس او بو می دهد!


تمرین : اشکال استدلال زیر را تعیین کنید :

-خانه ی ارزان، کم یاب است.
-هر چیز کم یاب گران است.
-پس خانه ی ارزان گران است.


منتظر جوابتون هستم.

یا علی
سلام علیکم
ممنون بابت ایجاد این مبحث مفید
تمرین : اشکال استدلال زیر را تعیین کنید :

-خانه ی ارزان، کم یاب است.
این کمیاب بودن از جهت کمیت مورد بحث قرار گرفته یعنی تعداد خانه هایی که ارزان هستن کم میباشد. خانه ی ارزان طبعا ویژگی های خانه ی خوب را ندارد( از نظر وسعت، مصالح و...)

-هر چیز کم یاب گران است.
ولی کمیاب در این جمله علاوه بر کمیت به کیفیت هم اشاره دارد یه چیزی شبیه عتیقه که هم کمه و هم با ارزش

-پس خانه ی ارزان گران است.
با توجه به توضیحات بالا خوب نتیجه گیری اشتباه صورت گرفته
به نام خدا

سلام ... ضمن تشکر از سرکار شیدا که کاملا درست گفتند ( کمیاب در متن اول فقط اشاره به کمیت داره ولی در متن دوم حاکی از باارزش بودن هست! ) به سراغ ادامه ی بحث میریم :

2. مغالطه ی ابهام ساختاری : هنگامی صورت می گیرد که شخص جمله ای را به کار ببرد که بیش از یک معنا داشته باشد و آن جمله برای مخاطب مطابق با یک تفسیر صحیح و مقبول باشد و تفسیر دیگری غیر قابل قبول و حالا اگر شخص گوینده در مقام استدلال تفسیر صحیح و مقبول مورد نظر مخاطب را به کار برد ولی در مقام استنتاج مطابق تفسیر غلط عمل کند، مرتکب این مغالطه شده است. به این مثال توجه کنید :

« پادشاه لیدا که در نظر داشت با داریوش پادشاه ایران وارد جنگ شود، برای حصول اطمینان از نتیجه ی مثبت جنگ با کاهن مبعد دلفی مشورت کرد و این پیشگویی را دریافت نمود : " اگر به جنگ داریوش بروی یک امپراتور قدرت مند را نابود خواهی ساخت. " پادشاه لیدا با شادمانی به جنگ داریوش رفت، اما به زودی شکست سختی از او خورد و نزدیک بود خود او هم کشته شود. وقتی از مرگ نجات یافت شکوائیه و نامه ی گلایه آمیزی به کاهن معبد نوشت. کاهن پاسخ داد که پیش گویی درست بوده است و او در جنگ با داریوش واقعا یک امپراتوری قدرت مند ( یعنی خودش ) را نابود کرده است. »

تمرین : در هر کدام از متون زیر مغالطه را بیابید :

1. مردم بر سر مذهب ابن جوزی اختلاف نظر داشتند و روزی که بالای منبر بود درباره ی خلافت علی بن ابی طالب از سوال کردند و او جواب داد :
« خلیفه ی بلافصل پیامبر کسی است که دختر وی در خانه ی اوست. »

2. کودک تا پدرش را دید لباسش را مرتب کرد.

3. من از راهنمایی شما پشیمانم.

4. من مثل تو زودباور نیستم.


منتظر جوابتون هستم.

یا علی
باسلام و تشکر از آغازگر مبحث ...

جستار بسیار مناسب و بجایی است ،
خصوصا در جهت ارتقای فرهنگ گفتگوی صحیح...

یک پیشنهاد : مغالطات و سفسطه های رایج را اگر در ابتدا ،
بیاورید با توضیح مختصر ، بسیار جذاب تر خواهد بود و کارایی بیشتری خواهد داشت ...
سلام علیکم
تمرین : در هر کدام از متون زیر مغالطه را بیابید :
از تمام جملات دو مفهوم برداشت میشه

1. مردم بر سر مذهب ابن جوزی اختلاف نظر داشتند و روزی که بالای منبر بود درباره ی خلافت علی بن ابی طالب از سوال کردند و او جواب داد :
« خلیفه ی بلافصل پیامبر کسی است که دختر وی در خانه ی اوست. »
وی هم میتونه به پیامبر برگرده هم به خلیفه در مورد ضمیر او هم همینطور یعنی از جمله ی فوق دو برداشت میشه

-خلیفه بلا فصل پیامبر کسی است که دختر پیامبر در خانه خلیفه است
-خلیفه بلا فصل پیامبر کسی است که دختر خلیفه در خانه پیامبر است

2. کودک تا پدرش را دید لباسش را مرتب کرد.
-کودک تا پدرش را دید لباس خودش را مرتب کرد
-کودک تا پدرش را دید لباس پدرش را مرتب کرد

3. من از راهنمایی شما پشیمانم.
-من از اینکه شما را راهنمایی کردم پشیمانم
-من از اینکه شما مرا راهنمایی کردین پشیمانم

4. من مثل تو زودباور نیستم.

- هر دو زودباوریم ولی تو از من زودباورتر هستی
-تو زودباورهستی ولی من زودباور نیستم
به نام خدا

سلام. ضمن تشکر از سرکار شیدا که همه ی موارد رو کامل و دقیق بیان کردند، البته مورد چهارم یک برداشت دیگه هم داره ... این که هر دوی ما زودباور نیستیم. از جناب شهاب هم تشکر می کنم. حقیر کاملا مبتنی بر کتاب جلو می رم و سعیم بر این هست که از مانور روی مغالطه های غیر رایج خودداری کنم...

3. مغالطه ی ترکیب مفصل : هنگامی که دو جمله به صورت مجزا صادق باشند، اما هنگامی که با هم ترکیب شوند حاصل جمله کاذب باشد مغالطه ی ترکیب مفصل صورت گرفته است. مثلا اگر کسی در نویسندگی ماهر ولی در ورزشکاری معمولی باشد نمی توان بگوییم او نویسنده و ورزشکار ماهریست و این یک مغالطه محسوب می شود.

4. مغالطه ی تفصیل مرکب : کاملا برعکس حالت قبل است. یعنی زمانی که یک ترکیب درست باشد و جدا کردن اجزای آن به تنهایی نادرست شوند این مغالطه اتفاق میفتد. مثلا درباره ی یک اسب کوتاه قد می توان گفت که یک اسب کوچک است که این محمول ( یعنی اسب کوچک ) به صورت مرکب بر موضوع خود صادق است. اما اگر هر کدام را جدا کنیم و دو محمول ( یعنی اسب بودن و کوچک بودن ) را جداگانه به موضوع نسبت دهیم دچار این مغالطه شده ایم.

تمرین : مغالطه ی متن زیر را بیابید :

او آدم خوبی است، زیرا در تحقیقاتی که در کارخانه اش انجام دادیم همه بر این عقیده بودند که او کارگر خوب و کوشاییست.

منتظر جوابتون هستم.

یا علی
سلام علیکم
تمرین : مغالطه ی متن زیر را بیابید :

او آدم خوبی است، زیرا در تحقیقاتی که در کارخانه اش انجام دادیم همه بر این عقیده بودند که او کارگر خوب و کوشاییست.
از جمله فوق میتوان چنین برداشت کرد که فقط کارگر خوبی است یعنی در کار خود مهارت دارد
لزوما افرادی که در شغلی مهارت دارن دارای صفات شایسته انسانی نیستن ، متاسفانه در محیط اطرافمان هم دیده میشود
نمیشه نتیجه گیری کرد که چون کارگر خوبیه پس آدم خوبی هم هست

اگه اشتباه نکنم میشه مغالطه ترکیب مفصل
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7
آدرس های مرجع