تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: تحدی قرآن مبتنی بر چه معیارهایی است؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8
سلام آقا سینا
واقعیتش نمی دونم.
اما به نظر شما (و بقیه دوستان) برای اثبات وحیانی بودن قرآن با استفاده از بحث تحدی، باید از چه معیارهایی استفاده کرد؟
و در مقالاتی که تا به حال در این زمینه مطالعه فرموده اید، چه معیارهای ملموسی ذکر شده که در این تاپیک آورده نشده؟
دوستان نظرشون رو بگن
::::::قرآن سخن انسان نیست::::::
چون
1.فردی این کتاب را آورده است که در هیچ تاریخی آن را به مکتب رفته اعلام نکرده و امی بوده همین مطلب خیلی عجاب انگیز است که در منطقه حجاز که تنها 17 نفر سواد داشتند یک فرد امی چنین مطالبی را بیان کند.
واقعا همین نکته خیلی عجیب است خیــــــــــــــلی
چون

2.به دلیل فصاحت و بلاغت که نمونه های زیبایی در صفحه اول هم آمده
چون
3.معجزات علمی و تاریخی
غلبه روم بر ایران
اعجاز اعداد؛
حركت زمینی؛
حركت منظم ماه و خورشید؛
قانون زوجیت و فراگیری آن؛
نقش كوه‎ها در اعتدال زمین؛
كمبود اكسیژن در فراسوی زمین؛
امكان پرواز؛
وجود حیات در كرات دیگر؛
مسئله جاذبه؛
سقف بودن آسمان؛
خبر از ادوار جنین؛
خاموشی خورشید؛
نور خواندن ماه و چراغ نامیدن خورشید، اشاره به مستقل نبودن نور ماه است.


با توجه به شرایط 1400 قبلی که مردمان از بت چوبی و سنگی حاجت می طلبیدند (یک لحظه شرایط آن زمان را تصور کنیم) یک فرد امی این مطالب را آورده نتیجه می گیریم که...
(حالا اگر کسی هم بخواند تحدی کند با این نمونه ها را رعایت کند)
سلام خانم درایور
ممنون از نظرتون
هر کدام از این معیارها در جای خودش قابل بررسی است. به طور مثال اون چیزی که تحت عنوان اعجاز عدد 19 مطرح میشه، از نظر ریاضی رد شده است (و البته بسیاری از علمای اسلامی هم اون رو قبول ندارند). در واقع با نرم افزاری که در آدرس زیر ارائه شده، میشه کدهای عدد 19 رو از هر عبارت دلخواه استخراج کرد:
http://code19.blogfa.com/
در مورد ایرادات وارده به اعجاز عددی قرآن هم می تونید سایت زیر رو ببینید:
رد ادعای اعجاز عددی قرآن
بحث اعجاز علمی قرآن هم مبتنی بر استدلالهای ضعیفی است که اگر موافق باشید در یک تاپیک مجزا در این مورد توضیح خواهم داد.
(البته هیچکدام از این استدلالها توسط بزرگان اسلام بیان نشده اند و رد اونها به معنی رد اسلام نیست)

اما علاوه بر این مسائل، باید یک معیار ملموسی وجود داشته باشه که مطرح شدنش در زمان صدر اسلام هم امکان پذیر بوده باشه. به نظر شما اون معیار چی هست؟
در همه این مورادی که نوشتم مثل ها و اشکالات و شبهاتی وجود دارد و روی هر کدام از آنها بحث های فراوانی وجود دارد
تمام اینها می گوییم اتفاقی است و یا اشتباه است یا ...
در نظر بگیریم یک فردی که در هیچ تاریخی اعلام و ثبت نشده که به مکتب رفته باشد یا نزد کسی درس خوانده باشد یا ...
در 1400 قبل در صحرا حجاز در میان اعراب جاهل بت پرست و دختر زنده به گور کن
یک چنین شخصی بیایید و خداوند را چنین توصیف کند

هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِيَاء وَالْقَمَرَ نُورًا وَقَدَّرَهُ مَنَازِلَ لِتَعْلَمُواْ عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ مَا خَلَقَ اللّهُ ذَلِكَ إِلاَّ بِالْحَقِّ يُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ

اوست كسى كه خورشيد را روشنايى بخشيد و ماه را تابان كرد و براى آن منزلهايى معين كرد تا شماره سالها و حساب را بدانيد خدا اينها را جز به حق نيافريده است نشانه‏ها[ى خود] را براى گروهى كه مى‏دانند به روشنى بيان مى‏كند
آیا چنین شخصی می تواند خودش این را بگویید؟
سلام
اجازه بفرمایید بحث اعجاز علمی رو در جای خودش مطرح کنیم.


اما در مورد مطلبی که فرمودید، باید گفت که حرکت ماه برای اعراب آن زمان ناشناخته نبوده و تقویم آنها هم بر همین اساس بوده.

اما در مورد تفاوت کلمات ضیاء و نور، حدسهای مختلفی مطرح هست. بعضی اونها رو به یک معنی گفته اند، بعضی اولی رو به معنی نور شدید و دومی رو به معنی نور ضعیف، و بعضی دیگه اولی رو به معنی منبع نور و دومی رو به معنی عام نور در نظر گرفته اند.
اگر ما بخوایم از بین این تفاسیر، یکی (یعنی سومی) رو قبول کنیم و بر اساس اون نتیجه گیری کنیم، در این صورت استدلال ما بر مبنای حدس خواهد بود و نمی تونیم به عنوان یک استدلال قوی روی اون تکیه کنیم.

از بین تفسیرهای مجمع البیان، المیزان، نور و نمونه که نگاه کردم، فقط تفسیر نمونه هر سه معنا رو آورده و تفاسیر دیگه فقط به معنای دوم اشاره کرده اند.
یک موضوع دیگر هم از این آیا برداشت شده: این که گفته اند شاید جمع بودن کلمه "ضیاء" اشاره به تشکیل شدن نور خورشید از هفت رنگ داشته باشد. اما در مورد جمع یا مفرد بودن این کلمه، بین مفسران اختلاف نظر هست. همچنین در تفسیر نمونه، در این موضوع تشکیک شده:
نقل قول:در اينكه آيا ((ضياء)) جمع است يا مفرد در ميان اهل ادب و نويسندگان لغت اختلاف است . بعضى مانند نويسنده كتاب ((قاموس )) آن را مفرد دانسته اند، ولى بعضى ديگر مانند ((زجاج )) ((ضياء)) را جمع ((ضوء)) مى دانند، نويسنده تفسير ((المنار)) و تفسير ((قرطبى )) نيز اين معنى را پذيرفته اند و مخصوصا ((المنار)) بر اساس ‍ آن استفاده خاصى از آيه كرده است و مى گويد: ذكر ضياء به صورت جمع در قرآن در مورد نور آفتاب اشاره به چيزى است كه علم امروز پس از قرنها آن را اثبات كرده است و آن اينكه نور آفتاب مركب از هفت نور
و يا به تعبير ديگر هفت رنگ است ، همان رنگهائى كه در رنگين كمان ، و به هنگام عبور نور از منشورهاى بلورين ديده مى شود.
ولى جاى اين سؤ ال باقى مى ماند كه مگر نور ماه - هر چند ضعيفتر است - مركب از رنگهاى مختلف نيست ؟
تفاسیر رو می تونید در اینجا ببینید.

همچنین گاهی اوقات می توان از یک آیه طوری برداشت کرد که مخالف باعلم شود و هم می توان طوری برداشت کرد که موافق با علم شود. همان طور که برداشت مخالف علم ما از قرآن نمی تواند دلیل کافی بر رد قرآن باشد، برداشت موافق علم هم نمی تواند دلیل بر اثبات در نظر گرفته شود. چون امکان مطرح شدن برداشتهای مختلفی از معنی آیات قرآن وجود دارد:
نقل قول:... با توجه به این نكته‌ی سوم ممكن است میان «قرآن و علم» ناسازگاری پیدا شود اما باید توجه داشت در واقع این ناسازگاری میان قرآن و علم بشری نیست بلكه میان فهم قرآنی ما و علم بشری است. (منبع)
نقل قول:... بنابراین تحول پذیری علم، و ظنی بودن آن، موجب می‌شود كه ما نتوانیم به علم اطمینان كامل كنیم. بلكه لازم است محتاطانه رفتار كرد و ظواهر قرآنی را به آسانی با تحولات علمی تغییر نداد، و در مواردی هم كه به تصرف در ظاهر آیات قرآنی اقدام می‌كنیم احتمال خطا بودن این اقدام را از یاد نبریم. (منبع)
ممنون
خوب معجزات علمی هیچی و کنار(البته به دلیل سطحی بودن معلومات بنده)
______________________________________________________________________
نظرتون در مورد این که فردی بی سواد بیاید و این نکات اخلاقی را فراتر از سطح جامعه جاهلی مطرح کند چیه؟

قد خسروا الذين قتلوا اولادهم بغير علم .

براستى همه كسانى كه فرزندان خود را از بى خردى كشته اند زيانكار شدند.

و كذلك زين لكثير من المشركين قتل اولادهم شركائهم ليردوهم و ليلبسوا عليهم دينهم
شريكان عبادت (خدايان باطل )، كشتن فرزندان مشركان را براى آنان زيبا جلوه داد، تا آنان را هلاك سازند و دينشان را بر آنان وارونه نشان دهند.

و اذا المؤودة سئلت
يعنى روز قيامت روزى است،كه از دختران زنده به گور شده سئوال مى‏شود!


(احتمال می دهم الان اصل زند به گور کردن دختر توسط عرب را زیر سوال می برید!؟[هر چند این مسئله بیشتر در میان قبلیه «كنده» عمویمت داشته و دیگر اعراب بادیه نشنین و در بعضی قبیله ها تنها فرزند اول دختر بودن ننگ بوده])
در کل نظر و عقیده خود شما در مورد معجزه بودن یا معجزه نبودن قرآن و تحدی چیه؟
نظر شما در مورد پیامبر چیه؟
اصلا امی بودن پیامبر را قبول دارید؟
لطفا بحث رو به حاشیه نکشید
بحث رو بزارین رو روال خودش پیش بره جناب DRiVeR
سلام خدمت شما
خب به هر حال هر انسانی می تونه زشتی چنین کاری رو درک کنه. وقتی ما می تونیم این رو یک معجزه بدونیم که هیچ انسانی بدون دریافت وحی امکان درک این موضوع را نداشته باشه.
ضمن اینکه در اون زمان ادیانی مثل مسیحیت و یهودیت هم در عربستان وجود داشته اند.

به روی چشم آقا سینا

کجا بودیم؟
اینجا:
(۱۸/بهمن/۹۱ ۲۱:۳۸)فرهاد55 نوشته است: [ -> ]به نظر شما (و بقیه دوستان) برای اثبات وحیانی بودن قرآن با استفاده از بحث تحدی، باید از چه معیارهایی استفاده کرد؟
و در مقالاتی که تا به حال در این زمینه مطالعه فرموده اید، چه معیارهای ملموسی ذکر شده که در این تاپیک آورده نشده؟
دوستان نظرشون رو بگن
نقل قول:باید یک معیار ملموسی وجود داشته باشه که مطرح شدنش در زمان صدر اسلام هم امکان پذیر بوده باشه. به نظر شما اون معیار چی هست؟
سلام میخواین شما و یا دیگر دوستان دلیل بیارین که این کلام خدا نیست و یک بشر که با توجه به اینکه در اون زمان ادیان دیگر هم بوده پس باید این مطالب از اونها گرفته شده باشه. البته این رو من قبول ندارم .
خوب اگه دوستان لطف کنن و بیان بگن که مگر برای انبای پیشین که ادعای رسالت میکردن نشانه و بینه ای بود ، حال اینکه برای نبی اکرم بینه ایشون از سوی خدا کلام خدا هست .
کسانی که به عدم وحیانی بودن قران رو می اوردن هدفشون این بود که بگن این کلام کلام بشر هستش.
خوب ایا تونستن؟
دوستان با امکاناتی که در امروزه وجود داره بگردید و پیدا کنید دلایلی رو که برای عدم وحیانی بودن قران مطرح شده و برسی کنید .
بعد متوجه میشید که اولا این همه ادعا همه جواب داده شده و دوم اینکه مقر به وحیانی بودن قران هستن.
سوم اینکه وقتی با تامل در کلام خدا نگاه کنین متوجه این کلام خواهید شد که این کلام کلام بشر با فکر محدود نیست.
حالا چه بر این زمان باشد چه بر 1400 سال پیش.
خوب یک سوال من از دوستان دارم
این تحدی رو برای چه افرادی میخواین ثابت کنین .( البته باید از ابتدا این سوال رو مطرح میکردم)
اگه بحث درون دینی ( منظور اینجا از افرادی که خدا رو قبول دارند هستش) خوب نیازی به اثبات نبوت و ... نیست چون اقرار به نبوت انبیا د کتابهای خودشون هرچند تحریف شده باز هم موجود هست. .لی برای کسی که بینه و دین و خدا رو قبول نداره از راه دیگر باید وارد شد.
در اینجا لطف کنین نوع مبحث ر ومشخص کنین.
سلام آقا سینا
اگر افرادی هم عصر پیامبر در مکه وجود داشته اند که اونها هم زنده بگور کردن رو کار نادرستی می دونسته اند (مثل مسیحیان) پس ما نمی تونیم مخالفت یا این رسم رو یک معجزه تلقی کنیم، اما همون طور که شما فرمودید، این رو به عنوان دلیلی بر رد اسلام هم نمیشه به کار برد و اگر کسی بگه که پیامبر حتماً از اونها چیزی رو گرفته، این هم استدلال اشتباهی است. من هم هدفم رد الهی بودن قرآن نیست و فکر می کنم نشه با هیچ استدلالی اون رو رد کرد. اما بحث در مورد تحدی است. یعنی باید ببینیم چه ویژگی ای در قرآن هست که هیچ کس نمی تواند مشابهش را بیاورد.
و یک نکته رو هم باید در نظر داشته باشیم: ما نمی تونیم از رد نشدن یک گزاره، درستی اون گزاره رو نتیجه بگیریم، و گرنه این میشه توسل به جهل.
و واضح است که بحث برون دینیه. چون در مورد اثبات الهی بودن قرآنه.
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8
آدرس های مرجع