۲۷/بهمن/۹۱, ۱۹:۵۳
سلام آقا وحید، قبولت دارم
می بخشید یه کم غیر منطقی بحث کردم.
راستش توی این تاپیک یک جو خیلی بدی حکمفرماست. اجازه بدید جای دیگری بحث رو ادامه بدیم.
اگر موافق باشید، فعلاً سراغ خود مکتب نریم. بلکه اول از همه بیایم سراغ معیارها. یعنی ببینیم چه مکتبی رو میشه مخالف عقل دونست؟ چه مکتبی رو میشه مخالف علم دونست؟ با چه معیاری میشه یک مکتب رو پذیرفت و به چه معیاری میشه یک مکتب رو رد کرد.
وقتی یه مجموعه از معیارها رو داشته باشیم که روشون توافق کرده ایم، می تونیم اینجور بحثها رو خیلی منطقی جلو ببریم. به شما قول میدم که این یه روشی برای فرار از بحث در مورد مکاتب نیست. بلکه مقدمه ای برای اونه.
اگر شما توجه کنید، می بینید که خیلی از معیارهایی که توسط مسلمانان برای رد مکاتب غیر از اسلام به کار میره، همونهایی است که توسط مخالفان اسلام یا تشیع، برای رد اسلام یا تشیع مطرح میشه (یعنی همون چیزی که شما بهش می گید شبهه)
به طور مثال:
- بعضی اینطور استدلال می کنند که اگر موجودات ناکامل (غیر واجب الوجود) متعدد و دارای اختیارات زیاد وجود داشته باشند با هم دعواشون میشه. حالا این هم بر علیه اعتقاد ولایت تکوینی شیعه مطرح شده و هم بر علیه مکاتب غیر از اسلام. وقتی بر علیه تشیع مطرح میشه، شیعیان با دلایلی اون رو رد می کنند. اما خودشون به کارش می برند.
اما اگه ما به جای پرداختن مستقیم به مکاتب، به معیارها بپردازیم، مسئله واضح تر میشه. اون وقت دو نفر که توی بحث مکاتب رو در روی هم می ایستد، توی بحث معیارها همفکر هم میشن و خیلی از این اختلافات کنار میره.
البته شاید این یه تبصره داشته باشه. مثلاً همین معیار شاید بتونه یه سری مکاتب رو رد کنه و یه سری رو نه. باید ببینیم تفاوت چیست؟ (در واقع این معیار توسط بزرگان اسلام و برای رد مذهبی که مشرکان مکه پیش از اسلام داشتند استفاده شده بود، اما باید ببینیم آیا می توان اون رو به یک حکم کلی تسری داد؟ و ایا چیزی هست که اینجا تفاوت ایجاد کنه یا نه؟)
- توی تالار علم و عقل، بحثهایی رو می بینید مثل "چرا باید احکامی که برایشان دلیلی نمی بینیم را انجام دهیم؟"، "دین، علم، عقل" و ...
برداشت من از این بحثها اینه که ما باید یک مکتب رو با یه معیاری انتخاب کنیم، بعد هر چی که داخلش بود بپذیریم. در واقع ما نمی تونیم توقع داشته باشیم که علوم تجربی یا عقل و فلسفه بتونند برای رسیدن به تمام جزئیات اعتقادات، آموزه ها و احکام یک مکتب هم استفاده بشن.
حالا سوال اینه که با چه معیاری میشه یک مکتب درست رو از یه مکتب نادرست تشخیص داد؟
یه سری راهنمایی ها در انجیل و نهج البلاغه در این مورد هست. اینها که به جای خود.
یه سری معیارها هم توی بحثهایی مثل "سوال بزرگ" مطرح شد که خوبه بهشون بپردازیم و ببینیم کدومشون قابل اعتماده؟
این سوال که پاسخ داده بشه خیلی از مسائل حل میشن.
ممنون
می بخشید یه کم غیر منطقی بحث کردم.
راستش توی این تاپیک یک جو خیلی بدی حکمفرماست. اجازه بدید جای دیگری بحث رو ادامه بدیم.
اگر موافق باشید، فعلاً سراغ خود مکتب نریم. بلکه اول از همه بیایم سراغ معیارها. یعنی ببینیم چه مکتبی رو میشه مخالف عقل دونست؟ چه مکتبی رو میشه مخالف علم دونست؟ با چه معیاری میشه یک مکتب رو پذیرفت و به چه معیاری میشه یک مکتب رو رد کرد.
وقتی یه مجموعه از معیارها رو داشته باشیم که روشون توافق کرده ایم، می تونیم اینجور بحثها رو خیلی منطقی جلو ببریم. به شما قول میدم که این یه روشی برای فرار از بحث در مورد مکاتب نیست. بلکه مقدمه ای برای اونه.
اگر شما توجه کنید، می بینید که خیلی از معیارهایی که توسط مسلمانان برای رد مکاتب غیر از اسلام به کار میره، همونهایی است که توسط مخالفان اسلام یا تشیع، برای رد اسلام یا تشیع مطرح میشه (یعنی همون چیزی که شما بهش می گید شبهه)
به طور مثال:
- بعضی اینطور استدلال می کنند که اگر موجودات ناکامل (غیر واجب الوجود) متعدد و دارای اختیارات زیاد وجود داشته باشند با هم دعواشون میشه. حالا این هم بر علیه اعتقاد ولایت تکوینی شیعه مطرح شده و هم بر علیه مکاتب غیر از اسلام. وقتی بر علیه تشیع مطرح میشه، شیعیان با دلایلی اون رو رد می کنند. اما خودشون به کارش می برند.
اما اگه ما به جای پرداختن مستقیم به مکاتب، به معیارها بپردازیم، مسئله واضح تر میشه. اون وقت دو نفر که توی بحث مکاتب رو در روی هم می ایستد، توی بحث معیارها همفکر هم میشن و خیلی از این اختلافات کنار میره.
البته شاید این یه تبصره داشته باشه. مثلاً همین معیار شاید بتونه یه سری مکاتب رو رد کنه و یه سری رو نه. باید ببینیم تفاوت چیست؟ (در واقع این معیار توسط بزرگان اسلام و برای رد مذهبی که مشرکان مکه پیش از اسلام داشتند استفاده شده بود، اما باید ببینیم آیا می توان اون رو به یک حکم کلی تسری داد؟ و ایا چیزی هست که اینجا تفاوت ایجاد کنه یا نه؟)
- توی تالار علم و عقل، بحثهایی رو می بینید مثل "چرا باید احکامی که برایشان دلیلی نمی بینیم را انجام دهیم؟"، "دین، علم، عقل" و ...
برداشت من از این بحثها اینه که ما باید یک مکتب رو با یه معیاری انتخاب کنیم، بعد هر چی که داخلش بود بپذیریم. در واقع ما نمی تونیم توقع داشته باشیم که علوم تجربی یا عقل و فلسفه بتونند برای رسیدن به تمام جزئیات اعتقادات، آموزه ها و احکام یک مکتب هم استفاده بشن.
حالا سوال اینه که با چه معیاری میشه یک مکتب درست رو از یه مکتب نادرست تشخیص داد؟
یه سری راهنمایی ها در انجیل و نهج البلاغه در این مورد هست. اینها که به جای خود.
یه سری معیارها هم توی بحثهایی مثل "سوال بزرگ" مطرح شد که خوبه بهشون بپردازیم و ببینیم کدومشون قابل اعتماده؟
این سوال که پاسخ داده بشه خیلی از مسائل حل میشن.
ممنون

)