شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14
دیالوگ فیلم ( جک ریچر )
جک ریچر : افراد عضو ارتش آمریکا کلا 3 دسته اند :
دسته اول برای انجام وظیفه عضو ارتش اند
دسته دوم برای کار و پول در آوردن
ودسته ی سوم کسایی هستن که دنبال یه راه قانونی برای کشتن و غارت آدمها میگردن
به نام خدا.
سلام.
دیالوگ فیلم هفت سامورایی ساخته [size=small][font=B Homa]
: آکیرا کوروساوا _ Akira Kurosawa در سال 1954
-کسي رو پيدا کرديد؟
-يکي رو از دست داديم. يه شمشيرباز ماهر.
-ماهي که از قلاب دربره هميشه بزرگ به نظر مياد
-اما من قدرتشو با چشمهاي خودم ديدم معرکه بود. مردي بود که دوست داشت هر روز
ماهر و ماهر تر بشه.جوابش نه بود.
-بد شد
.
توی زمینه خاکی خدا فقط یه قانون تعریف شده ! ضعیفترها همیشه غذای قویتر ها میشن.
اطلس ابر - 2012
کنستانتین(کیانو ریوز): «حق با توئه. ما با توانایی انجام کارای وحشتناکی بدنیا میایم. اما بعدن, بعضی وقتا, بعضی چیزا
پیش میاد و سر بزنگاه به ما هشدار میده.»
آنجلا دادسون(ریچل وایس): «خب واقعاً آموزنده بود، اما... من به شیطان اعتقاد ندارم.»
کنستانتین: باید داشته باشی. اون به تو اعتقاد داره!
Constantine-2005
--------------------------------------------------------------
لُرنزو (رابــرت دنـیـرو) : غــم انــگـيـز تــريــن چـيــز توی زنـدگــي، يــه اسـتـعـداد تـلــف شــدســت...!
A Bronx Tale - 1993
------------------------------------------------------------
زندگی تو این دنیا وحشتناکه و وحشتناک تر از اون اینه که کسی رو به وجود بیاریم و فکر کنیم که اون خوشبخت تر از ما میشه.
توت فرنگی های وحشی (اینگمار برگمان)
-------------------------------------------------------------
کلنل ( آل پاچینو ) : مـــــن هـــــمیـــــشه میـــــدونستم که راه درست تو هـــــر کـــــاری کـــــدومه ... بـــــدون هـیــچ شـــکــی مـــــیـدونـــــستم .
ولـــــی هـــــیـــــچ وقـــــت انتـــــخابـــــش نـــــکـــــردم . مـــیـدونی چــرا ؟؟
چـــــون انتـــــخابـــــش شـــــدیـــــدا ســـــخت بـــــود ...
<< The scent of a Woman / 1992 >>
---------------------------------------------------------------
تو اینهمه راه رو برای چیزی اومدی که همه فکر می کردن نابود شده. یا ایمانت خیلی قویه، یا خیلی ناامیدی!
نگاه خیره ی اولیس/ تئو آنجلوپولوس
----------------------------------------------------------------
-عالیجناب،من خوشبخت نیستم.
-چرا باید باشی؟
این وظیفه تو نیست.
کی بهت گفته که ما بدنیا میام تا خوشبخت باشیم.
½8-فدریکو فلینی-1963
---------------------------------------------------------------------
تامی(جو پشی):به زنم گفتم برای سالروز ازدواجمون کجا دوس داری بری . اون گفت یه جایی که تا حالا نبودم . منم گفتم آشپزخونه رو امتحان کن !
(رفقای خوب)Goodfellas-1990
----------------------------------------------------------------------
تو زندگیم همیشه منتظر بودم که خدا،از یه جایی وارد زندگیم بشه،ولی اون هیچوقت نیومد،البته اگر منم جای اون بودم خودمو قاطی همچین چیزی نمیکردم...
No Country for Old Men
---------------------------------------------------------------------
خادم کلیسا: شما هم نذری دارید؟
-اوژینا: نه. من برای تماشا اومدم
خادم: کسی که اعتقاد نداشته باشه و اهل دعا خوندن نباشه، متاسفانه چیزی گیرش نمیاد
-اوژینا: چه چیزی قراره نصیبم بشه؟
خادم: هر چیزی که بخواین. تمام چیزهایی که بهش احتیاج دارین. کمترین کاری که باید بکنین اینه که زانو بزنین
-اوژینا: نمیتونم
خادم: ببینید اون زنها چطور زانو زدن؟
-اوژینا: اونا عادت دارن
خادم: ایمان دارن!
-اوژینا: شاید
نوستالژیا / اندری تارکوفسکی 1983
-------------------------------------------------------
لیلا کالپپر(نائومی واتس):هیچ میدونستی وقتی رفتم دراز کشیدم تو وان حموم، دو تا تیغ با خودم برده بودم؟ میدونی چرا؟ برای اینکه وقتی خونریزی شروع شد و ضعیف شدم و دستام شل شد، اگه یه وقت تیغ از دستم افتاد، کارم نصفه نمونه. میتونی تصور کنی؟ میتونی تصور کنی یه نفر چقدر میتونه از زندگی متنفر باشه که برای خودکشی یه تیغ زاپاس برداره؟
Stay -2005
--------------------------------------------------------
جولز (ساموئل ال جکسون): تو حتما یک شخصیت هستی؛ ولی لزوما دارای شخصیت نیستی.
پالپ فیکشن (کوئنتین تارانتینو)
------------------------------------------------------------
دامـبـلــدور (مـایــکـل گــامـبـون): دلــت بــه حـال مـرده هــا نـسـوزه نـگــرانِ زنـده هـا بــاش مـخـصـوصـن اونـایی کـه بــی عـشـق زنـدگــی
مـی کـنـن !
(2011)Harry Potter and the Deathly Hallows: Part 2
------------------------------------------------------------------
للاند : من می تونم همه چیز به یاد بیارم. این واسه من مصیبته، مرد جوون. بزرگترین نفرینی که به بشر تحمیل شده همینه: "خاطرات"
همشهری کین
اورسن ولز1941
-------------------------------------------------------------------------
با یک دست پرچم نشون میدین ، و با دست دیگه جیب مردم رو خالی میکنین ؛ میهن پرستی شما اینطوریه !!!
Notorious - 1946
Alfred Hitchcock
---------------------------------------------------------------------
ترومن (خطاب به صدایی که از آسمان شنیده) :تو کی هستی؟
کریستوف: من خالقم... خالق یک نمایش تلویزیونی که به میلیون ها نفر امید و شادی می بخشد و الهام بخش آن هاست.
ترومن: خب، من کی ام؟
کریستوف: تو ستاره نمایشی
نمایش ترومن - پیتر ویر 1998
--------------------------------------------------------------------------
لوید (جیم کری): میدونی من از چی خسته شدم هری؟ از این که روزم رو یه جوری با بدبختی شب کنم.از هیچکس بودن خسته شدم.از همه بدتر, از این که هیچکس رو ندارم خسته شدم.
Dumb & Dumber 1994
-------------------------------------------------------------------
ببخشید اشکال میگیرمهااااا.



(اگر سرمون رو نبرند یعنی بخشیدهاند




)
(۲/بهمن/۹۲ ۰:۲۷)Reza2035 نوشته است: [ -> ]جولز (ساموئل ال جکسون): تو حتما یک شخصیت هستی؛ ولی لزوما دارای شخصیت نیستی.
پالپ فیکشن (کوئنتین تارانتینو)
چند سال پیش که طرفدار فیلم بودم این فیلم رو دیدم.
این دیالوگ مال Winston The Wolf با بازیگری Harvey Keitel هست.
(۲/بهمن/۹۲ ۰:۲۷)Reza2035 نوشته است: [ -> ]ترومن (خطاب به صدایی که از آسمان شنیده) :تو کی هستی؟
کریستوف: من خالقم... خالق یک نمایش تلویزیونی که به میلیون ها نفر امید و شادی می بخشد و الهام بخش آن هاست.
ترومن: خب، من کی ام؟
کریستوف: تو ستاره نمایشی
نمایش ترومن - پیتر ویر 1998
این رو هم چند سال پیش دیدهام. یادم بود که اینجاش یه کنایهی جالب داره، دنبال متنش گشتم و یافتم:
نقل قول:ترومن: هیچ چیز واقعی نبود؟
کریستوف: «تو» واقعی بودی. این اون چیزیه که تماشای تو رو اینقدر خوب کرده.
به من گوش کن ترومن.
بیرون از اینجا حقیقت بیشتری نیست از دنیایی که من برای تو ساختم. همون دروغها. همون نیرنگها...
(البته اول ترجمهی دیالوگی که از کریستوف آوردین هم «من خالقم....» نیست. میگه «من خالق یک نمایش ...»)
همچنین ناتوانم از اینکه از بعضی دیالوگها نکتهی حکیمانه یا دلگشایی دریابم.
البته میدونم چه رتبهای برای فیلم «شهروند کین» قائلند،
اما مثلاً نکتهی این دیالوگش چیه؟
(۲/بهمن/۹۲ ۰:۲۷)Reza2035 نوشته است: [ -> ]للاند : من می تونم همه چیز به یاد بیارم. این واسه من مصیبته، مرد جوون. بزرگترین نفرینی که به بشر تحمیل شده همینه: "خاطرات"
همشهری کین
اورسن ولز1941
قسمت مهمی از روح انسان ،از دل تجربیات جدید شکل میگیره...
(در دل حیات وحش2007)
ارنست همینگوی یه موقعی نوشت:"دنیا جای خوبی است و ارزش جنگیدن را دارد."من با قسمت دوم موافقم.
هفت 1995
من میخام از یه فیلم ایرانی بگم .....؛بازمانده ؛سیف االله داد ،کل دیالوگاش برام جالبه مخصوصا صحنه آخر
فیلم دعای ان یکاد خواندن مادر دکتر.
sherlock: The Reichenbach Fall
Sherlock Holmes (Benedict Cumberbatch): I am you. Prepared to do anything. Prepared to burn. Prepared to do what ordinary people won't do. You want me to shake hands with you in hell? I shall not disappoint you
Jim Moriarty (andrew scott) :Nah — you talk big. Nah... you're ordinary. You're ordinary — you're on the side of the angels
Sherlock Holmes: Oh, I may be on the side of the angels... but don't think for one second that I am one of them
...........................
ترجمه خودمه پس زیاد سخت نگیرید



شرلوک: من توئم ، آماده انجام هرچیزی، آماده سوختن ، آماده انجام کارهایی که افراد عادی نمیتونن ، تو میخوای باهات توی جهنم دست بدم؟ خب ، من نامیدت نمیکنم
موریارتی: نه ، بلوف میزنی ، نه... تو عادی هستی ، تو عــــادی هستی ، تو طرف فرشته هایی
شرلوک: اوه ، شاید من طرف فرشته ها باشم اما یه لحظه م فکر نکن یکی از اونام
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14