تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: مستند تجربه کنندگان مرگ تقریبی (نسیم حقیقت)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9
شما اول ثابت کنید اینها واقعا مردن بعد میشه ازش فهمید که بعد از مرگ چی میشه. وقتی معلوم نیست طرف واقعا مرده یا نه از کجا معلوم میشه تجربه اش تجربه بعد از مرگ بوده یا نه؟
در ضمن ممکن است این چیزهایی که دیدن چیزهای الکی باشد که شیطان به آنها نشان داده باشد تا اسلام تخریب شود.
بهترین منبع در مورد اینکه بدانیم بعد از مرگ چی میشه دین است. نه اینها. الحمد لله در این مورد کتاب کم نداریم.
مثلا این کتاب:
http://www.al-islam.org/the-hereafter/
مغایرت این تجربه ها با دین چیزی را ثابت نمی کند. اگر با اسلام تناقض داشته باشد از کجا معلوم که اسلام اشکال دارد؟
از نظر علمی هم این تجربیات هیچ ارزشی ندارند. سالهاست که یکسری می خواهند از راه این تجربه ها وجود روح و دنیای پس از مرگ را از نظر علمی ثابت کنن ولی دانشمندان اینها را فاقد ارزش می دانند چون قابل اثبات و قابل اندازه گیری و آزمایش نیستن. قابل تکرار هم نیستن.
انجمنها و گروههایی هم در مورد این مسائل تشکیل شده ولی کماکان اینها فاقد ارزش علمی هستن.
یعنی خود دانشمندهای غربی اینها را اصلا قبول ندارن. فقط یکسری مسیحی ها که دنبال اثبات دین و روح هستند دنبال این مسائل هستند و سعی می کنند که با اینها حقانیت مسیحیت را ثابت کنند ولی دانشمندان حتی وجود روح را هم قبول ندارن و میگن تمام آنهایی که شما به روح نسبت میدهید به مغز و شبکه عصبی مغز مربوط می شود.
به این مسائل Near Death Experience می گویند.
یک نمونه از قوی ترین انجمنهایی که در این مورد فعال هست http://iands.org است که انجمن بین المللی مطالعات تجربیات نزدیک مرگ است که در این مورد تحقیق می کند و مطالب با ارزشی هم بدست آورده اند.
البته اینجور فیلمها و مراکز معمولا وابسته با کلیسا هستن و در جهت اثبات مسیحیت
ولی دانشمندان اینها را فاقد ارزش علمی می دانند.
دانشمندان حتی وجود داشتن روح را هم قبول ندارند.
شما اگر می خواهید یک کار با ارزش بکنید ثابت کنید روح وجود داشته باشد. البته با یک اثبات قوی و علمی. اثبات های زیادی گفته شده و غربی ها آنها را رد می کنند. مثلا یک اثبات این است که سلولهای بدن هر چند سال عوض می شوند ولی شخصیت ثابت است واین ثابت می کند انسان روح دارد. ولی دانشمندان میگن شخصیت از جنس اطلاعات است و قابل انتقال به سلولهای جدید مغر است.
(۲۴/مرداد/۹۲ ۲۱:۴۷)غربت تشیع نوشته است: [ -> ]شما اول ثابت کنید اینها واقعا مردن بعد میشه ازش فهمید که بعد از مرگ چی میشه. وقتی معلوم نیست طرف واقعا مرده یا نه از کجا معلوم میشه تجربه اش تجربه بعد از مرگ بوده یا نه؟

در ضمن ممکن است این چیزهایی که دیدن چیزهای الکی باشد که شیطان به آنها نشان داده باشد تا اسلام تخریب شود.


Smile من دیگه حرفی ندارم
حرف های غربت تشیع درمورد اثبات قضیه روح از طریق کلیسا و چنین مستند هایی که اونور به عنوان مستند های مذهبی شناخته و دسته بندی میشه نه علمی کاملا صحیحه اما این که میگین دانشمندان این هارو قبول ندارند باید قبلش بگین برخی و یا اکثر دانشمندان ،و واسه این دانشمندان باید درخواست فوت داد که برگشتی توش نیست که بخواد بیاد اثبات کنهBig Grin
اما من یه حرفی دارم دوستان
کاملا درسته که کتاب هاش حسابی رو بورسه کتابخونه ها هم که ماشالا! یادمه یکیشو که خوندم خانوم نویسنده بخاطر برق گرفتی تجربه مرگ داشته Confusedبعد از اون هم شروع به تخقیق و جمع آوری خاطره ها میکنه جالبه اکثر اون هایی که این تجربه رو داشتن به یاری رسوندن مسیح (سلام خدا براو ) و فرشته ها اشاره کردند
اما جالب تر از این موضوع یکی از مجلات خانوادگی داخلی بود که یه صفحه داشت به اسم "وقتی که من مردم" یا " تجربه های پس از مرگ" حالا دقیقا اسم مجله و عنوان رو یادم نیست اما مضمون همین بود که گفتم


خلاصه اونجا هم اونجا هم از یاری رسوندن صحبت شده مثلا یادمه یه تجربه میگفت که وقتی مرده صدای مادرش میومده که به یکی از ائمه اطهار (سلام الله علیها) التماس میکرده برگرده که باعث میشه وسط راه به سمت بدنش پرتاب بشه
همشون از این اتفاق درس گرفتن اما من به صحت و سقم مساله خیلی اطمینان ندارم اما اینو مطمئنم که همچین مسئله ای بیخود نیست این مساله و ارزش برسی نداره و حداقل اگه اشتباهه جلو چاپ کتاب هاش گرفته بشه
یه سوالی هم دارم
شما هم شنیدین یا خوندین که بعضی ها توانایی خروج روح رو داشتن میتونستن بدنشون رو از یه ارتفاعی حتی ببنین واتفاقات رو کاملا درک کنن درحالی بقیه فکر میکنن اونها خوابن یا مرده ان، اینا جنس مردنشون چیه؟؟؟ جنس اون مردنی که خداوند در قران برای فرد خوابیده مثال میزنه چیه؟ شاید این ها هم به نوعی همین مردن باشه یا اینکه.... نمیدونم ! شاید هنوز وقتش نرسیده که بمیرن واسه همین وسط راه برمیگردن و اینکه تجربه خوبی داشتن رو نمی تونم کاملا تو اون داستان ها تایید کنم همون نمونه های اون مجله میگفتن تجربه های سیاه هم داشتن هرچند اون داستان های مجله هم نمیتونم بگم کاملا مورد تاییده از نظر دینی
ضمنا من علامه دهر نیستم خواهشا ایراد یا تووضیحی دارین بفرمایید
منظور از دانشمند در اینجا دانشمند از دید غربی ها یعنی scientist است. یعنی کسی که با روش علمی scientific method کار می کند. هر مطلبی که با scientific method که تعریف خاص خودش را دارد بدست نیامده باشد از دید آنها یک مطلب علمی نیست.
البته ما در اسلام دانشمند را به معنای عالم علوم دینی و روحانی می شناسیم.
تمام دانشمندان غربی وجود داشتن روح را قبول ندارند و اگر هم بعضی قبول داشته باشند بر اساس اعتقادات شخصی و غیرعلمی خودشان است و نه بر اساس روش علمی. یعنی نظر جامعه علمی این است که روح وجود ندارد و کلیه مطالب در مورد روح و دین و خدا و جهان بعد از مرگ و بهشت و جهنم و اینها از دید آنها یکسری حرف بی ارزش است که حتی اصلا برای آنها تحقیق در مورد آن مهم و با ارزش هم نیست. یعنی حتی علاقه هم ندارند که در مورد این مسائل تحقیق کنن و آن را وقت تلف کردن می دانند. مثل اینکه یکی بیاد به ما بگه بیا در مورد عرفان سرخپوستان فلان جزیره قاره آفریقا تحقیق کن. برای ما اولیت صدم هم نیست. دین هم برای دانشمندان غربی همچین چیزی است. البته اگر کسی با دلایل با آنها حرف بزند گوش می دهند و توجه می کنند و روی آن کار می کنند ولی متاسفانه یک جو بی دینی شدید در بین دانشمندان غربی وجود دارد که خیلی سخت است که مطلب دینی را قبول کنند حتی اگر کسی شخصا قبول کند جامعه علمی به این راحتی قبول نمی کند. یعنی جامعه علمی اصلا نمی خواهد که قبول کند. متاسفانه علم هم تحت تاثیر گروههای فراماسونری قرار گرفته است.

توانایی خروج روح از بدن با مرگ فرق دارد. همین الان هم بعضی عرفا این توانایی را دارند. مثلا در کتاب انسان در عرف عرفان علامه حسن زاده خاطرات خودش را نوشته و مثلا گفته که می تواند با روحش در هر کجای شهر قم برود مانند کسی که سوار ماشین است و رانندگی می کند می تواند در ارتفاع مشخصی مثلا در حد تیر چراغ برق بالا برود و در شهر بچرخد و دوباره برگردد به بدن خودش. خاطرات خودش را در این کتاب نوشته.
ولی خوب این با مرگ فرق دارد. اگر مرگ (از نظر دینی) اتفاق بیفته دیگه برگشت در کار نیست.
خاطراتی هم که هست که قرار بوده کسی بمیرد و با شفاعت معصومین نمرده است مرگ اتفاق نیفتاده است. حتی اگر شخص سکرات قبل از موت هم دیده باشد و اگر حتی جناب عزرائیل یا ملائکه موت را هم دیده باشد باز هم نمرده است. یعنی تا نزدیکی های مرگ رفته ولی واقعا نمرده است. حتی اگر بعضی چیزهای غیبی مثلا ملائکه هم دیده باشد. اینها خاطرات است و جرم نیست که جلوی چاپش گرفته بشود ولی دلیلی هم نیست که 100% صحیح باشند. البته آنهایی که علمای بزرگ گفته اند خیلی قابل اعتمادتر است تا آنهایی که آدمهای غیرقابل اطمینان.
خوابیدن مردم نیست. خوابیدن برادر موت است. النوم اخ الموت. کجای قرآن گفته خوابیدن مرگ است؟
انسان معمولی بی ایمان 3 تا روح دارد و انسان با ایمان 4 تا روح دارد و اولیای خدا 5 تا روح دارند یعنی روح القدس به 4 تا روح آنها اضافه می شود:
http://javedan.ir/post.php?id=920522130814
در خواب ممکن است ارتباط یکی از این روح ها با بدن قطع شود ولی خواب با مرگ فرق دارند البته شبیه است و خواب برادر مرگ خوانده شده است.
از نظر دین اسلام دین مسیحیت یک دین منقرض شده است یعنی برای دوره زمانی خاصی بوده است و کسی که بعد از آمدن اسلام مسیحی بماند مقصر است مانند یهودی که بعد از آمدن دین مسیحیت یهودی باقی بماند.
قرآن به صراحت می گوید که:

إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي أَنفُسِهِمْ قَالُوا فِيمَ كُنتُمْ
ۖ
قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ
ۚ
قَالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا
ۚ
فَأُولَٰئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ
ۖ
وَسَاءَتْ مَصِيرًا
[٤:٩٧]


کسانی که فرشتگان (قبض ارواح)، روح آنها را گرفتند در حالی که به خویشتن ستم کرده بودند، به آنها گفتند: «شما در چه حالی بودید؟ گفتند: «ما در سرزمین خود، تحت فشار و مستضعف بودیم.» آنها [= فرشتگان‌] گفتند: «مگر سرزمین خدا، پهناور نبود که مهاجرت کنید؟!» آنها (عذری نداشتند، و) جایگاهشان دوزخ است، و سرانجام بدی دارند.
ظلم به خود انواع مختلفی دارد ولی بالاترین ظلم به خود نداشتن دین حق و محروم کردن خود از خوشببختی ابدی است. حالا با این وجود چظور است که یک مسیحی در هنگام مردن در حالی که دین حق زمان خودش را انتخاب نکرده وارد بهشت شود؟ این تجربیات حداقل با این آیه قرآن جور در نمی آید و باید در راست بودن این فیلم ها شک کرد.
یعنی طبق این آیه خدا بهانه در نداشتن دین حق را قبول ندارد و خدا از ما انسانها انتظار دارد برای رسیدن به حقیقت و دین حق حتی اگر لازم است ما در زمین مهاجرت کنیم و آنقدر جستجو و تحقیق کنیم که با اطمینان 100% عقاید خودمان را انتخاب کنیم و هیچ شک و شبهه ای باقی نماند در غیر اینصورت هیچ بهانه ای پذیرفته نیست و جای ما دوزح خواهد بود و سرانجام بدی خواهیم داشت.
البته تجربه های غیرمادی توسط شیطان کاملا قابل انجام است. اینهمه آدم که فرقه های عرفانی انحرافی راه انداخته اند و خودشان فکر می کنند که با خدا در ارتباط هستند و به آنها وحی می شود در واقع شیطان به آنها وحی می کند و یکسری صحنه ها را بصورت مکاشفه به آنها نشان می دهد و آنها فکر می کنند که مثلا در بهشت هستند یا خدا یا امام زمان ع یا حضرت عیسی مسیح ع دارد با آنها حرف می زند.
قرآن صراحتا می گوید که شیطان ها به دوستان خودش وحی می کنند:


وَلَا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ
ۗ
وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَىٰ أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ
ۖ
وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ
[٦:١٢١]


و از آنچه نام خدا بر آن برده نشده، نخورید! این کار گناه است؛ و شیاطین به دوستان خود وحی می‌کنند، تا با شما به مجادله برخیزند؛ اگر از آنها اطاعت کنید، شما هم مشرک خواهید بود!

بنابر این ممکن است که این فیلمها راست هم باشند ولی از جانب شیطان باشند.
به هرحال تنها منبع مطمئن برای گرفتن اعتقادات اهل بیت هستند و بس. و همچنین علمای ربانی که مورد تایید اهل بیت باشند. راه فهمیدن نظر اهل بیت هم احادیث معتبر و صحیح آنها است.
اینجور خاطرات تجربیات نزدیک به مرگ هم تنها وقتی قابل اعتنا است که از افراد مورد اطمینان مانند علمای ربانی نقل شده باشد یا کسی که شما به او اطمینان دارید مثلا پدر خودتان یا کسی که کاملا می شناسیدش.
(۲۵/مرداد/۹۲ ۱۹:۱۶)غربت تشیع نوشته است: [ -> ]منظور از دانشمند در اینجا دانشمند از دید غربی ها یعنی scientist است. یعنی کسی که با روش علمی scientific method کار می کند. هر مطلبی که با scientific method که تعریف خاص خودش را دارد بدست نیامده باشد از دید آنها یک مطلب علمی نیست.
البته ما در اسلام دانشمند را به معنای عالم علوم دینی و روحانی می شناسیم.
تمام دانشمندان غربی وجود داشتن روح را قبول ندارند و اگر هم بعضی قبول داشته باشند بر اساس اعتقادات شخصی و غیرعلمی خودشان است و نه بر اساس روش علمی. یعنی نظر جامعه علمی این است که روح وجود ندارد و کلیه مطالب در مورد روح و دین و خدا و جهان بعد از مرگ و بهشت و جهنم و اینها از دید آنها یکسری حرف بی ارزش است که حتی اصلا برای آنها تحقیق در مورد آن مهم و با ارزش هم نیست. یعنی حتی علاقه هم ندارند که در مورد این مسائل تحقیق کنن و آن را وقت تلف کردن می دانند. مثل اینکه یکی بیاد به ما بگه بیا در مورد عرفان سرخپوستان فلان جزیره قاره آفریقا تحقیق کن. برای ما اولیت صدم هم نیست. دین هم برای دانشمندان غربی همچین چیزی است. البته اگر کسی با دلایل با آنها حرف بزند گوش می دهند و توجه می کنند و روی آن کار می کنند ولی متاسفانه یک جو بی دینی شدید در بین دانشمندان غربی وجود دارد که خیلی سخت است که مطلب دینی را قبول کنند حتی اگر کسی شخصا قبول کند جامعه علمی به این راحتی قبول نمی کند. یعنی جامعه علمی اصلا نمی خواهد که قبول کند. متاسفانه علم هم تحت تاثیر گروههای فراماسونری قرار گرفته است.
دوستمون چندین سال در بین دانشمندای غربی زندگی کردند و دقیقا از اونها مطلعند که اینطور مطمئن صحبت می کنن. کی گفته این مساله اصلا مورد اهمیت اونها نیست و تو علومشون اولویت نداره؟ با کمی تحقیق بیاید حرف بزنید لطفا!!. مساله متافیزیک و علوم ماورا به شدت در دانشگاههای مطرح دنیا در حال پیگیری هست. حتی در برخی دانشگاهها دانشکده علوم ماورا تاسیس شده و دارن از هم از بعد فلسفی و هم از بعد علوم مادی و فیزیکی بهش می پردازند. احتمالا شما نه این مستند رو دیدید نه لینکی که در مورد نظر دانشمندا نسبت به اون هست رو مطالعه کردید نه در مورد مساله متافیزیک تحقیق کردید و براساس یک ذهنیتی که از غرب دارید، بحث می کنید.
چند وقت پیش مستندی دیدم که در مورد مسائل فیزک نجوم بود و در اون نشون می داد که دانشمندها دارن ابعاد جدیدی از جهان غیر مادی رو کشف می کنن. شما متاسفانه بی اطلاع هستید.

(۲۵/مرداد/۹۲ ۱۹:۱۶)غربت تشیع نوشته است: [ -> ]توانایی خروج روح از بدن با مرگ فرق دارد. همین الان هم بعضی عرفا این توانایی را دارند. مثلا در کتاب انسان در عرف عرفان علامه حسن زاده خاطرات خودش را نوشته و مثلا گفته که می تواند با روحش در هر کجای شهر قم برود مانند کسی که سوار ماشین است و رانندگی می کند می تواند در ارتفاع مشخصی مثلا در حد تیر چراغ برق بالا برود و در شهر بچرخد و دوباره برگردد به بدن خودش. خاطرات خودش را در این کتاب نوشته.
اتفاقا دقیقا همین مثالی ک زدید چند وقت پیش توسط یک دانشمند فیزیک بیان شده بود. ایشالا لینک اون رو پیدا می کنم و بهتون نشون می دم!!
ســـــلام علیکم
اینجوری که ماها حرف از دانشمندان میزنیم ذهن میره سمت دانشمندفیزک اتم، و اینکه یه دانشمندی نمیاد دینشو قاطی مسائل علمی اش کنه دلیل به ماسون بودنش نیست اتفاقا کم هم نبودن دانشمند غربی! دین دار مثال تو این مورد هم کم نیست
درسته خاطره نویسی جرم نیست اما این حرفتون در تناقض با حرف های خود شما نیست به نظرتون !
واما اینکه بفرمایید این مباحث اینجوری مثلا ارزش نداره این حدیث پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) (ان لربک علیکَ حقاً، وانَّ لجسدک علیک حقاً، ولاهلک علیک حقاً) رو نقض میکنه شاید افرادی اینجا بیان همین سوالی که این تاپیک مطرح کرده براش سوال باشه
این که منم میگم روحی که توفی شده قابل برگشت نیست همون آیه صریح قرآنه که توش میگن روح به نزد خداوند میره چون الله است که روح رو دریافت میکنه و احضار و این کارها هیچ جوره شدنی نیست. یا بنا به نقل قولی احضار نداریم ارتباط داریم! اون هم کلی قانون داره.
جدا از اون حدیثی که شما گفتین....
خداوند در قران فرموده : وَالَّتِی لَمْ تَمُتْ فِی مَنَامِهَا . لطفا بفرمایید سوره زمر آیه 42 ، ابتدا و ادامه آیه و تفسیر هایی که در مورد این آیه شده رو بخونین
دلیل اینکه میگن شبیه همه اینه که نفس ناطقه عمل نمیکنه! و البته انسان های خاصی هستند که تو خواب به نفسشون مسلط هستند و یکی از عمده ترین دلایل وضوی قبل از خواب هم همینه
همچنین اکثر مفسرا معتقدا که همون اتفاقی که در خواب برای ما پیش میاد در مرگ هم پیش میاد. و اسم اون خروج روح تخلیه روحه و کار هرکسی نیست علمایی که چنین کاری میکردن هم از طریق بندگی خالصانه این توانایی رو پیدا میکردت و اما بعضی عرفا توانایی چنین کاری رو پیدا میکنن کاملا تو کارشون موفق نیستند تو مطلبی که طرف نه از طریق مثبت که از طریق منفی چنین کاری کرده بود و خودش گفته بود که شرارت های زیادی دیده بوده

جناب 110 شما هی بیا تاپیک بزن هی من بیام اینجا جاده خاکی بزنم ، دستت درد نکنه داداش
بنده بدون تحقیق و بدون صحبتهای زیاد با خودشان حرف نمیزنم.
اگر ممکن است لطفا چند دلیل و مدرک در مورد اینکه متافیزیک و علوم ماورا جزو علم (sciense) حساب می شود و دانشمندان آنها را قبول دارند بیاورید. مثلا اسم چند دانشمند یا چند مقاله معتبر علمی در این مورد.
صرف تاسیس دانشکده یا حرف زدن یا فیلم ساختن یا کتاب نوشتن دلیل بر علمی بودن مطلبی نیست. خیلی از کتابها در غرب با هدف بازارپسندی و فروش نوشته می شوند و علمی نیستند. حتی اگر توسط یک دانشمند نوشته شده باشند. یک مطلب وقتی علمی حساب می شود که در یک مجله علمی معتبر چاپ شده باشد و قدیمی هم نباشد.
برای اینکه مطلبی علمی باشد باید طبق روش علمی بدست آمده باشد:
http://en.wikipedia.org/wiki/Scientific_method
در غیر اینصورت علمی حساب نمی شود.
این آقای دکتر مودی که این فیلم را ساخته به عنوان مطلب علمی این را نگفته و کتابهایش هم بیشتر با هدف بازار است. البته ایشان به تناسخ هم معتقد است و معتقد است که تا کنون 9 زندگی قبلی داشته است. تناسخ یعنی اینکه یک انسان وقتی مرد روحش در بدن یک انسان جدید وارد می شود و به عنوان یک بچه جدید به دنیا می آید. و این سیکل آنقدر اتفاق می افتد تا شخص به تکامل برسد و بعد از آن وقتی مرد به بهشت می رود. این عقیده بودایی ها است بیشتر. معلوم نیست این آدم مسیحی است یا بودایی یا چه دینی داره.
بله درست است که در غرب خیلی ها در مورد متافیزیک و ماورا حرف می زنند ولی آنها دانشمند نیستند و حرفشان حرف علمی نیست. خیلی از آنها وابسته به کلیسا هستند و حتی مدرک تحصیلی درست و حسابی ندارند و حتی بعضی هایشان معلوم شده که مدارک تحصیلی جعلی داشتن.
بطور کلی تا زمانی که یک مطلب بصورت مقاله در مجلات معتبر علمی چاپ نشود دانشمندان و جامعه علمی آن را به عنوان علم قبول ندارند. حتی اگر صدتا فیلم و کتاب بازار پسند در مورد آن نوشته شده باشد.
مثل ما که میگیم یک حرف وقتی نظر اسلام است که توسط مرجع تقلید اعلم تایید شود. حالا اگر یک فیلم ساز مسلمان بیاید فیلم بسازد که اسلام فلان نظر را دارد اعتبار ندارد حتی اگر سازنده فیلم یا نویسنده یک شخص روحانی باشد.
ملاک اینکه یک حرف نظر اسلام است این است که مرجع اعلم آن را تایید کند و ملاک استفتا است. نه فیلم و کتاب و اینها.
آنها هم ملاک خودشان را دارند. میگویند ملاک علمی بودن این است که طبق روش علمی نتایج بدست آمده باشد و در مجلات علمی معتبر چاپ شده باشد. در غیر اینصورت یک مطلب علمی معتبر محسوب نمی شود حتی اگر توسط یک دانشمند آن حزف زده شده باشد یا یک دانشمند فیلمی یا کتابی بسازد.
خیلی چیزها در دنیا به شدت در حال پیگیری است ولی مطلب علمی نیستند.
لینک تابناک هم چیز خاصی نگفته بود و در ضمن سایت تابناک منبع علمی حساب نمی شود. حتی همان لینک تابناک هم آخرش می گوید:"در نهایت این تحقیق توضیح نمی دهد که چرا مردم می توانند آنچه دقایقی پس از متوقف شدن مغزشان و آغاز عملیات احیای قلبی شکل می گیرد را بازگو کنند. تا زمانی که محققان به صورت سیستماتیک امواج مغزی بیماران حمله قلبی و افرادی که دارای تجربه نزدیک به مرگ بوده اند با افرادی که این تجربه را نداشته اند مقایسه نکنند نمی توان گفت که در این تجارب به واقع چه اتفاقی رخ می دهد."
این مطالب بر اساس ذهنیت از غرب نیست.
مشکلی ندارد شما لینک آن مستند در مورد ابعاد جهان غیرمادی را بگذارید تا ببینیم و ما هم با اطلاع شویم تا ببینیم آیا آنها نتایج علمی بوده اند یا خیر. از این فیلمها و کتابهای بازارپسند زیاد است ولی علمی نیستند. کسی که می خواهد در مورد علم صحبت کند اول باید بداند چه چیزی علم است و چه چیزی مطلب بازار پسند. در غرب کتاب و فیلم به عنوان منبع درآمد نگاه می شود مخصوصا با قوانین کپی رایتی که دارند و برای خرید فیلم و کتاب هزینه می کنند.
همین آقای مودی چندین کتاب در مورد زندگی پس از مرگ نوشته و فقط یکی از کتابهاش 13 میلیون جلد فروش رفته (البته این آمار تا سال 2004 است). سرانگشتی جساب کنید ببینید سود این کتاب چقدر است.
این لینک فروش یکی از کتابهایش است:
http://www.amazon.com/Life-After-Investi...0891760375
قیمتش 24.95 دلار است. یعنی با دلار 3300 تومان و فروش مثلا 15 میلیون جلد بالای یک میلیارد تومان میشه. البته این فقط یکی از کتابها و فیلمهایش است.
این آقا دنبال پول و بازار است و به آدمهای دیندار به عنوان بازار مصرف نگاه می کند یا دنبال تحقیقات علمی است؟ حالا اگر می توانید یک مقاله علمی از ایشان در یک مجله علمی معتبر نشان بدهید.
متاسفانه دانشمندان عقل را و استدلال عقلی را کنار گذاشتن و میگن ما فقط هرچیزی که با روش علمی ثابت بشه قبول داریم و لاغیر که این ثابت کننده جهالت آنها است. واقعا جاهل هستند. چون جاهل یعنی کسی که از عقلش استفاده نمی کند.
بهترین دلایل عقلی برای اثبات خدا هست ولی قبول نمی کنند. مثل این استدلال:
http://en.wikipedia.org/wiki/Kal%C4%81m_...l_argument
البته خیلی ها هستند که وقتی با آنها صحبت می کنید و شبهات ذهنی آنها را پاسخ می دهید قبول می کنند و حتی شیعه می شوند ولی خوب جو کلی دانشمندان و محیط علمی غرب اینگونه است. همین الان هم اسلام به شدت در غرب در حال رشد است و کلیساها که تعطیل شدن و کسی نمیره را دارن تبدیل می کنند به مسجد. اینها را از باب ناامیدی و ترک دین نگفتم. بلکه از باب آشنایی با محطی غربی و اینکه به مطالب مستدل اتکا کنیم. نه مطالبی که خود دانشمندان غربی هم ارزشی برای آنها قائل نیستند. الحمد لله ما در تشیع آنقدر مطالب قوی داریم ولی متاسفانه به دنیا ارائه نمی کنیم و داره در ایران خاک می خوره. و دانشمندان و مخصوصا جوانان غربی جویای حقیقت در آمریکا و کانادا و اروپا و... گرفتار این علم مادی شدن و در مورد اسلام آنقدر شبهات در رسانه ها پخش میشه که اسلام را فقط در بن لادن و وحشی گری وهابی ها می شناسند و بس و این کوتاهای ما را در ارائه اسلام ناب آنها نشان می دهد. خدا به داد ما برسد در قیامت چگونه جواب باید بدهیم.

حضرت علي عليه السلام فرمودند:
هنگامي که رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم مرا به سوي يمن فرستاد، فرمود: با هيچ کس پيکار مکن، مگر اين که نخست او را به اسلام فراخواني، به خدا سوگند اگر خداوند به دست تو يک فرد را هدايت کند، براي تو بهتر است از آنچه آفتاب بر آن مي تابد . . . [/i]

سلام علیک و رحمة الله
دانشمند دانشمند است. از هر رشته ای که باشد. اتمی یا غیر اتمی.
معلومه که دانشمندی نمیاد دینشو قاطی مسائل علمی اش کنه دلیل به ماسون بودنش نیست
دانشمند دیندار زیاد است ولی هر حرفی که میزنه علمی نیست. نظر شخصی هم هست.
پیامبر ص از ما انتظاراتی دارد. یکیش اینکه دنبال کارها و علوم بی فایده نرویم و عمرمان را برای آنها تلف نکنیم. قرار نیست هر کاری که جرم نیست ما بریم دنبالش. دوستمان گفت اگر این تجربیات معتبر نیست چرا کتابهایش را جمع نمی کنند ما گفتیم جرم نیست که جمع کنند.
امام باقر ع فرمودند: العلم اکثر من ان احاط به کله فخذ من العلم انفعه
علم بیشتر از آن است که همه اش را بدست آوری پس آن علمی را یاد بگیر که بیشترین نفع را دارد.
بله برای خدا و بدن و اهل حقی است ولی آیا این یعنی بریم دنبال علوم غیرنافع؟
بله خدا نفس را در خواب توفی می کند. حال این نفس با روح یکی هست یا نه و اگر هست کدامیک از 3-4 تا روح است یا همه آنها است. در خواب بدن هنوز کار می کند پس با مرگ فرق دارد.
تخلیه روح یک مرحله از مرگ است و نه همه مرگ. اولیای خدا می توانند کاملا تحلیه روح کنند و بدنشان هم از نظر پزشکی کاملا مرده است کما اینکه در مورد امام علی ع و برخی اولیا نقل شده که در حالت مناجات با خدا به این شکل درمی آمدند و اطرافیان فکر می کردند که مرده است. مثلا یکی امام علی ع را در باغش دید که به این حالت افتاده رفت دید کاملا مرده رفت به بچه هاش گفت پدرتان فوت کرده. گفتن این کار همیشگی اش است وقتی با خدا مناجات می کنه اینجوری میشه. در خاطرات اولیا و علما هم است که وقتی عزرائیل آمده سراغشان به خدا دعا کردن و عمر بیشتر خواستن برای باقیات صالحات و همرشان زیاد شده. البته وقتی دیگه اجل آنها هم رسیده دیگه دعا و تخلیه روح و اینها دیگه فایده ای نداره و آنها هم باید برن و آن مرگ واقعی است و نه آن قبلی ها. مرگ یعنی همان اجل. تا قبل از آن اگر هم تجربیات نزدیک مرگ باشد مرگ کامل و اجل نیست. ولی این تونل نور در خاطرات علمای شیعه دیده نشده. اونها معمولا عزرائیل یا مثلا امام حسین ع یا اهل بیت یا فرشته مرگ یا حتی شیطان را دیده اند.
البته دنبال این مطالب رفتن و وقت گذاشتن چندان مفید به نظر نمی رسد.
به ما گفتن واجبات و محرمات را رعایت کن و دینت راحفظ کن حالا موقع مرگ هر جوری میخواد باشه باشه. توکل بر خدا ایشالا ردش می کنید. حالا می خواد تونل باشه یا پل عابر پیاده یا اتوبان یا کوچه یا هرچیز دیگر. چه اهمیتی دارد. مهم اینه که اونورش بهشت و جهنم و ملاقات خدا است.
خوش به حال که آنها نفس راضیة مرضیه شدن و خدا از اونها راضی شده و اونها هم از خدا راضی شدن و نه میرن بهشت و نه جهنم و میرن توی "جنتی" یعنی "بهشت خودم" که مستقیم توی بغل خود خداست. تو راضی من راضی. بیا تو بغل خودم.

يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ
ارْجِعِي إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً
فَادْخُلِي فِي عِبَادِي
وَادْخُلِي جَنَّتِي [٨٩:٣٠]
دوباره ســـــــــــــــــــــــــــــــلام علیکم
من 80 درصد حرف هام شوخیهConfused مگه حرف از قرآن باشه( درمورد ماسون و دانشمند اتم منظورمه)
حرف شما هم درمورد وقت کاملا متینه اما شما ببین اصول فروم هایی پرسش و پاسخ دینی و عقیدتی به نظر من البته ! تا جایی که بحث منحرف نشه کاملا دینی و انسانیه و وظیفه هر مسلمونی تا جایی که به منابع معتبر دسترسی داره پاسخ دادنه
مثلا همین کسی که این تاپیک رو زده سوال داشته و البته بنده هم علامه دهر نیستم اما اگه جایی ببینم می تونم حرفی بزنم و جواب سوالی رو بدم (همون جمله معروف مفید واقع شدن) حتما میام شرکت میکنم شما این احتمال رو بده اون شخص جایی باشه که دسترسی به برخی چیزها نداشته باشه یا مثلا دور وبرش مثلا فقط کتب ماتریالیستی باشه .
میدونی بعضی وقت تلنگرها میتونه از حرف یه نفری شروع بشه
من منظورم از اون حدیث پیامبر این بود که این روح هم شامل همون حق میشه حق هر مسلمونیه دنبال چگونگی معاد بره دنبال اثبات روح بره دنبال
این بره این چیزی که تلوزیون به خورد من مسلمون میده چقدر با سخنان الله همراهه اصن اگه درموردش کنجکاو نشه چطوری پی به غلط بودنش بببره اما روحت هم حقی بهت داره اینکه شما باید سعی کنی تا جایی که ممکنه این حق رو حداقل درمورد خودت ادا کنی و البته اگه شخصی سوالی میپرسه بازهم حقی به گردن شماست که اطلاعات دارین
اینکه علم زیاده شما برین دنبال اونی که نافعه واقعا به نظرتون توجیه مسئله مهم و اصول دین اسلام به نام معاد هست! البته که به نظر بنده نیست ! نظر شما رو نمیدونم
اینکه نفس رو در این آیه گفتی خیلی خوب و حسابی برای همه راهگشاست . من اینو براساس تفسیر آقای انصاری میگم خیلی جالب نفس و قلب و روح رو توضیح داده .
ایشون طبق لغت شناسی قرآنی میگن نفس سه معنا داره ، خویش ، خون ، جان است . جان هم همون روح آدمه همچنین مراتب روح انسان ها هم طبقه بندی داره
اینقدر لغت های قرآن تفسیر داره که واقعا آدم اون ماجرای حضرت علی (علیه السلام) درمورد تفسیر بسم الله الرحمن الرحیم رو درک میکنه
راستی تفسیر سوره نازعات خیلی جالبه در مورد همین شیوه قبض روح انسان توش حرف زده شده و اینکه حتی در توفی هم جندین روش وجود داره طبق سوره قرآن. درمورد انواع روح هم میتونم بگم واقعا پیچیده ترین تفسیر درموردش همون سوره قدر هست
ضمننا مطالبتون واقعا برای من مفید ازتون ممنونم

اینجوری که من احساس کردم منظور بچه ها از مرگ همون توفی است

راستی یادم رفت اینو هم بگم که تخلیه روح همون مرگ نیست در واقع چیزیست که مثل همون تفسیر خواب که در قرآن توصیف شده چون اگه خداوند اذن توفی که بده اسمش میشه مرگ. چیزی به اسم همه مرگ هم نمیتونم منظورتون رو درک کنم لطفا توضیح بدین

مرگ (اونجوری که اینجا منظور و مطرحه ) درقرآن همون توفی است نه هیچ چیز دیگه ای!
ولی اینکه افرادی تونستن از مرگ رهایی پیدا کنن تو خیلی از داستانهای دینی هست نمونه اش همین کتاب داستان های شگفت رو شما ببینین ، مثلا طرف مریض رو به موت داری میومده یه صدقه ای میداده بعدا بهش الهام میشده (مثلا تو خواب یا اولیاالله) این صدقه ات مثلا 30 سال به عمرت اضافه میکنه و بعد طرف سورموروگنده ( فکر کنم درست تایپ کرده باشم ) از بستر احتضار پا میشده واقعا خیلی جالبه این داستانها ... اینا وقتی از طرف علما گفته میشه یه عده .... داری میخندن اما همینکه یکی میاد یه مستندی میسازه ملت نمی خندن و باور میکنن .... واقعا چرا؟؟؟
با این صحبتهایی که دوستان کردند بعید می دونم سری به مستند و کتاب Life after Life زده باشند و یا گزیده هایی از نسیم حقیقت رو دیده باشند. ! حتی اگر اون لینکی که بنده از سایت تابناک هم گذاشته بودم رو مطالعه می کردند بحث به اینجا نمی کشید!بحث منحرف شد. دوستان باکلماتی مثل علم، تخلیه روح، مرگ و ... دارن بازی می کنن و سعی در اثبات حرفایی دارند که اصلا بحث مورد نظر بنده نبود. مقایسه ی تجربه ی مصاحبه شوندگان مستند و تخلیه روح توسط علما و ائمه قیاس هایی مع الفارق هست. ! اگر عالِمی اقدام به تخلیه روح می کنه از نظر علمی این دلیلی نداره، ممکنه عالِمی در سجاده ، بدون عارضه ی بدنی حالتی به وجود بیاد که روح از بدنش خارج بشه اما در مورد مستندی که مورد نظر من هست اینطور نیست. حادثه ای منجر به مرگشون شده و دکتر ها هم از نظر علمی مرگشون رو و از همه مهمتر علت اون رو تشخیص داده (مثل یکی از اونها که صاعقه بهش می زنه و یا یکی دیگه که تو جاده تصادف می کنه و بین راه علائم حیاتی رو از دست می ده) منظورم اینه که مثلا فلان عالم در یک حالت روحانی روح از بدنش تخلیه شده دلیل علمی نداشته و کاملا فرق داره با این!!

در هر حال در مورد کلمه مرگ بحث نکنید، حالا فرض کنید ما قبول کردیم که این حادثه یک تجربه متفاوت با مرگ بوده بوده و اسمشو مرگ نذاریم! باز هم به تمام دلایلی که بارها عرض کردم مساله مهمی هست و به کار بردن تعابیری مثل "بحث در این مورد عمر تلف کردنه"، "علم بیهوده و غیر ضروری" و ... کاملا کاملا کاملا غلطه! شاید دانشمندها مسائل دینی رو وارد علمشون نکنن! اما تحقیق کردن در این مورد رو (جدای از تعالیم دینی )، دارن به شدت دنبال می کنن. اما دوستان واقعا غیر مطلع دارن در این مورد نظر می دن!

باز هم تاکید می کنم مساله بعد غیر مادی جهان، داره از بعد علوم طبیعی (منظورم علوم فلسفی و عرفانی نیست) به جد دنبال می شه.

به هر حال پدیده ای در مورد لحظه مرگ اتفاق افتاده و کسانی تجربیاتی داشتند، قطعا دانشمندان پزشکی ، فیزیک ، فلسفه و ... از کنارش براحتی نخواهند گذشت.

لازم می دونم دسته بندی علوم رو بیان کنم:
علوم طبیعی: (در علوم طبیعی کوشش می‌شود تا پدیده‌های طبیعی با روش علمی و براساس فرآیندهای طبیعی (و نه الهی یا عرفانی و مانند آن) توضیح داده شود.)
علوم صوری : (علوم در گیر با سیستم های رسمی ، مثل آمار، کامپیوتر و ...)
علوم کاربردی : (مثل علوم مهندسی)
و علوم انسانی؛

باید عرض کنم که این مساله دقیقا داره با استفاده از علوم طبیعی و هم علوم انسانی دنبال می شه!

نکته دوم اینکه ، دوستان دلایلشون رو با استفاده از دلایل نقلی اثبات نکنند دلایل باید عقلی باشه. چون این مساله به یکی از اصول دین مربوطه! نه فروع! اگر شما بخوای با کسی بحث خدا شناسی و اثبات معاد و ... بکنی نمی تونی براش حدیث و ایه قرانی بیاری ! اول باید با دلیل عقلی طرف رو مسلمون کرد بعد که مسلمون شد بیای با دلایلی نقلی فروع دینی رو براش اثبات کنی.

به هر حال اگر دوستان دلایلی عقلی و فلسفی برای این پدیده ندارند لازم نیست جوری القا کنن که بحث در این مورد بی فایده، تلف کردن عمر و یک مساله پیش پا افتاده هست!!!
شما از کجا می دانید حادثه صاعقه یا تصادف منجر به مرگشان شده؟
تعریف شما از مرگ چیست؟ قطع شدن علائم حیاتی با لوازم پزشکی دلیل بر مرگ نیست. حتی اگر دکترها بگن مرده.
مسئله این است که معلوم نیست که آنها واقعا مرده اند یا نه.
بنده مستند Life after Life و گزیده هایی از نسیم حقیقت را دیده ام و آن لینک تابناک هم خوانده ام.
مرگ یک پدیده روحی است و حتی اگر دکترها بگن فلانی مرده ممکن است که از نظر روحی هنوز نمرده باشد.

"منظورم اینه که مثلا فلان عالم در یک حالت روحانی روح از بدنش تخلیه شده دلیل علمی نداشته و کاملا فرق داره با این!!"
چه فرقی داره؟

"به کار بردن تعابیری مثل "بحث در این مورد عمر تلف کردنه"، "علم بیهوده و غیر ضروری" و ... کاملا کاملا کاملا غلطه! "
چرا غلطه؟ به صرف گفتن شما که غلط نمیشه. این هارا معصومین گفته اند و آنها حرف غلط نمیزنند.

"دانشمندها مسائل دینی رو وارد علمشون نکنن! اما تحقیق کردن در این مورد رو (جدای از تعالیم دینی )، دارن به شدت دنبال می کنن."
بله درسته ما هم قبول داریم ولی تا به حال به این نتیجه نرسیدن که چیزی به نام روح یا دنیای پس از مرگ وجود دارد. بحث ما سر یافته های دانشمندان است نه تحقیقاتی که دارن می کنند. تحقیق تا زمانی که به نتیجه علمی نرسه چیزی را ثابت نمی کنه.

"اما دوستان واقعا غیر مطلع دارن در این مورد نظر می دن!"
دوستان را نمی دانم ولی بنده غیرمطلع نیستم. با اطلاع می گویم.

" باز هم تاکید می کنم مساله بعد غیر مادی جهان، داره از بعد علوم طبیعی (منظورم علوم فلسفی و عرفانی نیست) به جد دنبال می شه."
بله داره دنبال میشه ولی تا این لحظه نظر دانشمندان این است که روح و دنیای پس از مرگ وجود ندارد. نتیجه یافته های علمی مهم است نه اینکه صرفا دنبال می کنن. شاید تا صدسال دیگه هم دنبال کنن ولی تا به حال که چیزی پیدا نکردن.

بنده گفتم از نظر قرآن و معصومین بعضی علوم و کارها نافع نیستن و دنبال کردن آنها عمر تلف کردن است. این را برای آنهایی که مسلمان هستند گفتم. آنهایی که مسلمان نیستن طبیعتا مخاطب قرآن و احادیث نیستن. قرار نیست که همش برای آنهایی که مسلمان نیستن حرف زده بشود. آنهایی که مسلمان هستند هم می توانند مخاطب واقع شوند.
دلالیل عقلی هم آورده شد. مثلا اینکه این آقای مودی کارش کار بازاری است و کار علمی نیست. ایشان معتقد به تناسخ است اگر قرار باشد که حرف ایشان حرف علمی تلقی شود و پذیرفته شود پس لابد نظر ایشان در مورد تناسخ هم درست است؟!
به هر حال این فیلم یک کار بازاری است و کار علمی محسوب نمی شود.
اگر کار ایشان علمی است نتایج تحقیقات ایشان در کدام مجله علمی معتبر چاپ شده است؟

دنبال کردن یک مسئله تا زمانی به نتایج علمی ثابت شده منجر نشود چیز خاصی را ثابت نمی کند.
مثلا الان سالهاست که خیلی ها وجود موجودات فضایی را دنبال می کنند ولی آیا صرف این دنبال کردن به این معنی است که موجودات فضایی وجود دارند؟ مسلما خیر. باید به نتیجه برسند و از نظر علمی و با روش علمی چیزی ثابت شود تا پذیرفته شود.
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9
آدرس های مرجع