۲۸/مرداد/۹۲, ۱۹:۳۹
(۲۴/مرداد/۹۲ ۲۱:۱۶)غربت تشیع نوشته است: [ -> ]در مورد ماهیت همین تجربه بحث کنید که چی بشه؟ آیا این فایده ای برای شما دارد؟
خیلی چیزها هست که قابل بحث است.
آیا این عمر تلف کردن نیست؟
روزی پیامبر وارد مسجد شد و دید که صحابه دارن در مورد آیات قرآن بحث می کنند و سعی می کنند با ترکیب کردن آیات با همدیگر به چیزهای جدیدی را از قرآن در بیارن. پیامبر ص به آنها گفت: افبهذا امرتم؟
یعنی آیا شما به این کار امر شده اید؟
حالا فرض کنید فوقش ماهیت این را فهمیدید. چه فایده ای برای دنیا یا آخرت شما دارد؟
قرآن می گوید: عن اللغو معرضون
وقتی یه مطلبی برای دشمن خیلی مهم شده ما نمیتونیم انقدر راحت ازش بگذریم
توضیح میدم
هر چند بعضی دوستان فکر کنن توهم توطئه هستش!
موقعی که داشتم اون کتاب یا اون وقایع بعد از مرگ رو میخوندم
یادمه که اونطور که گفته بودن تو اون وضعیت تواناییهاشون فرق کرده بود
یعنی شاید ده برابر حالت عادی
مثلا مطالبی که گفته بودن این بود که:
از چند بُعد میتونستن خودشون رو ببینن....یا اینکه با سرعت خیلی زیاد حرکت کنن و غیره
یعنی از وابستگی جسم خارج شده بودن
خب اگر بشه انسان بتونه به این وضعیت بره و دوباره به حالت اولیه خودش برگرده
حتی با از دست دادن علائم حیاتی!
خب خیلی جالب و هیجان انگیز خواهد بود!
و شاید برخی رو وسوسه کنه که این وضعیت رو تجربه کنن، جدی میگم
این مورد منو یاد دو تا فیلم خیلی مهم میندازه
ماتریکس و اینسپشن
نمیدونم این فیلم ها رو دیدید یا نه؟
تو اینسپشن تا هفت لایه خواب پیش میرن تا تو ذهن یک فردی یک فکری رو بکارن(کاری به تخیلی بودنش ندارم)
خب گفتید که خواب هم میتونه برادر مرگ باشه!
یعنی به نوعی ترک جسم اما نه به طور کامل
و یا تو ماتریکس در واقع از جسم خودشون خارج میشن تا به اون سرزمین در واقع رویایی خودشون برسن
یعنی تو عالم واقع نمیتونن به اون توانایی ها برسن و باید به عالم خواب وارد بشن
.
.
و به طور کلی قصدم اینه که بگم تو فیلم هایی که این اواخر ساختن همش کارشون نفوذ در عالمی بیرون از عالم ما بوده(سال های قبل میرفتن فضا! الان به عالم خواب و رویا)
نمیدونم شاید میخوان به همون مرحله ای که علمای بزرگ ما میرسیدن برسن
چه جوری بگم
یعنی همون کنترل هایی که اون علما داشتن و میتونستن مثلا جسمشون رو با هشیاری ترک کنن و دوباره به حالت اول برگردن
که البته این خواب نبوده
شایدم نه
اما میدونم اینکه دائما تو حالت خواب و رویا هستش فیلمهاشون دلیل داره
این داستان رو بخونید جالبه:
دراحوالات مرحوم شيخ محمّد حكيم هيدجى که مردى حكيم و عارف و منزّه از رويّه اهل غرورو ضميرى صاف و دلى روشن و فكرى عالى داشت مى گويند ایشان منكر مرگ اختيارى بوده است و خلع و لبس اختيارى را محال ميدانسته، و اين درجه و كمال را براى مردم ممتنع مىپنداشته است، و در بحث با شاگردان خود جدّاً انكار مىنموده و ردّ مىكرده است.
يك شب در حجره خود بعد از بجا آوردن فريضه عشاء رو به قبله مشغول تعقيب بوده است كه ناگهان پيرمردى دهاتى وارد شده، سلام كرد و عصايش را در گوشهاى نهاد و گفت: جناب آخوند! تو چكار دارى به اين كارها؟ هيدجى گفت: چه كارها؟ پيرمرد گفت: مرگ اختيارى و انكار آن؛ اين حرفها به شما چه مربوط است؟
هيدجى گفت: اين وظيفه ماست، بحث و نقد و تحليل كار ماست. درس مىدهيم، مطالعات داريم، روى اين كارها زحمت كشيدهايم؛ سر خود نمىگوئيم!
پيرمرد گفت: مرگ اختيارى را قبول ندارى؟! هيدجى گفت: نه.
پيرمرد در مقابل ديدگان او پاى خود را به قبله كشيده و به پشت خوابيد و گفت: إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ و از دنيا رحلت كرد، و گوئى هزار سال است كه مرده است.
حكيم هيدجى مضطرب شد. خدايا اين بلا بود كه امشب بر ما وارد شد؟ حكومت ما را چه ميكند؟ مىگويند مردى را در حجره برديد، غريب بود و او را كشتيد و سمّ داديد يا خفه كرديد.
بيخودانه دويدم و طلّاب را خبر كردم، آنها به حجره آمدند و همه متحيّر و از اين حادثه نگران شدند. بالاخره بنا شد خادم مدرسه تابوتى بياورد و شبانه او را به فضاى شبستان مدرسه ببرند تا فردا براى تجهيزات او و استشهادات آماده شويم، كه ناگاه پيرمرد از جا برخاست و نشست و گفت: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ، و سپس رو به هيدجى كرده و لبخندى زد و گفت: حالا باور كردى؟ هيدجى گفت: آرى باور كردم، به خدا باور كردم؛ امّا تو امشب پدر مرا درآوردى، جان مرا گرفتى!
پيرمرد گفت: آقاجان! تنها به درس خواندن نيست؛ عبادت نيمه شب هم لازم دارد، تعبّد هم مىخواهد، چه مىخواهد، چه مىخواهد ... فقط تنها بخوانيد و بنويسيد و بگوئيد و بس، مطلب به اين تمام مىشود؟!
از همان شب حكيم هيدجى رويّه خود را تغيير مىدهد، نيمى از ساعات خود را براى مطالعه كردن و نوشتن و تدريس كردن قرار مىدهد و نيمى را براى تفكّر و ذكر و عبادت خداى جلّ و عزّ. خلاصه امر به جائى ميرسد كه بايد برسد. دلش به نور خدا منوّر و سِرّش از غير او منزّه، و در هر حال انس و الفت با خداى خود داشته است.(1)
1.سید محمدحسین حسینی طهرانی،معاد شناسی،ج1،ص105-108
[/quote]
چنین نیست! این سخنی است که او به زبان میگوید (و اگر بازگردد، کارش همچون گذشته است)! و پشت سر آنان برزخی است تا روزی که برانگیخته شوند!
وای کلی نوشتم پاک شد! ![[تصویر: huh.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/huh.png)

کسی که بحث عقلی رو گذاشته کنار و خودشو گول می زنه شمایی که وقتی در مورد پدیده ای توجیه عقلی ندارید می گید مساله بی اهمیته! شما می تونی بری جای دیگه در مورد احکام نجاسات بحث کنی ! لازم نیست بیای اینجا!!